چنین گفت انقلابی سیلی نخورده!

ویدرادامه با مقایسه انقلاب اسلامی با دیکتاتوری شاه تصریح می‌کند: «بسته شدن فضایمطبوعاتی و رسانه‌ای و پر شدن زندان‌ها و کشتن بیرحمانه مردم در خیابان‌ها که بهصورت مسالمت‌‌آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند، نشان دهنده حضور ریشه‌های استبدادو دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است». این اظهارات موسوی که پافشاری بر «جرم بزرگ» زیر سوال بردن انتخابات است در شرایطی مطرح می‌شود که وی هیچ‌گاه در اینایام از دیکتاتوری خود مبنی بر ندیدن آرای اکثریت تلاش برای حاکم ساختن دیکتاتوریاقلیت، عبور از قانون اساسی و بی اعتنایی به ارکان نظام و... سخن به میان نیاورده وهمچون برخی دیکتاتورهای تاریخ،خیابان‌ها را جولانگاه برخی شعبان بی مخ‌ها نمود.
میرحسین موسوی که با کنایه‌های خود نظام و انقلاب اسلامی را دیکتاتوری می‌خواندسخنانش بی تردید بار دیگر عبور از کلام و اندیشه امام است که فرمودند:
«...
ولایت فقیه هست [است] که جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد، اگر ولایت فقیه نباشد،دیکتاتوری می‌شود...  آن است که می‌خواهد این دیکتاتوری‌ها را بشکند و همه را بهزیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد» و در جای دیگر تصریح کرده‌اند:
«
ولایتفقیه آنطور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه(س) ما نصب فرموده‌اند به کسی صدمه واردنمی‌کند؛ دیکتاتوری به وجود نمی‌آورد.  کاری که برخلاف مصالح مملکت است انجامنمی‌دهد، کارهایی که بخواهد دولت یا...  برخلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح کشور انجامدهد، فقیه کنترل می‌کند، جلوگیری می‌کند
این اما همه گفته‌های موسوی نیست. ویدر بخش دیگری از سخنانش همچون بیانیه پیشین خود که اغتشاشگران را «مردم خداجو» خوانده بود، با اشاره به اعدام دوتن از آشوبگران تروریست به جرم محاربه آنان راتلویحاً شهید(!) خوانده و گفته است: «او(خطیب جمعه تهران) از قدرت تکوینی اثربخشیخون بیگناهان غافل است و نمی‌داند سیل خون شهیدان،رژیم شاه را از بین برد». شهیدخواندن این دو فرد در حالی اتقاق می‌افتد که چندی پیش سید محمد خاتمی نیز از موسویبه دلیل خداجو خواندن اغتشاشگران روز عاشورا انتقاد کرده بود و اینک وی با خطاییدیگر، دو اعدام شده اخیر را درحالی شهید می‌خواند که این دو فرد به عضویت در گروهکضد انقلابی انجمن پادشاهی و  نقش خود در محاربه با نظام از قبیل تلاش برایبمب‌گذاری و همکاری تشکیلاتی با گروهک‌های ضد انقلاب اقرار کرده بودند.
تناقضدیگرمیرحسین موسوی اما در تاختن او به قوه قضائیه رقم می‌خورد. او در حالی که ازقطع امید خویش از قوه قضائیه سخن می‌گوید اما به استناد قانون شکایاتی را علیهمطبوعات و رسانه‌ها از جمله روزنامه جوان داشته است. گویا قانون و اقدام قضایی تنهادر صورتی مورد خواست و توجه میرحسین موسوی است که توهمات وی را تامین کند. کاندیدایشکست‌خورده و متوهم در بخش دیگری از اظهارات خود بار دیگر بر بازگشت به قانون اساسیتاکید کرده اما در بخش دیگری تناقض غیرقابل فهمی را با اشاره به اینکه «قانون اساسیوحی منزل نیست» ظهور و بروز می‌دهد. در حالی که وی خود از اصول قانون اساسی و ارکانآن عبور می‌کند اما دیگران را به پایبندی به آن فرا می‌خواند و در هنگامه‌ای کهفراخوانش به پایان پاراگراف نرسیده، از ضرورت تغییر قانون اساسی سخن می‌گوید. بهراستی چگونه می‌توان خواست اساسی موسوی را متوجه شد!
نکته اساسی‌تر در اظهاراتمیرحسین موسوی آنجایی است که وی سرانجام به حقیقت وزن اجتماعی حامیان خود و برخیهنجار‌شکنی‌های آنان اعتراف می‌کند. وی در بخشی ازسخنانش می‌گوید: «توصیه من بهطرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد، کمکنند... همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند». این اظهارات بی‌گمان در بردارنده چند نکته است. نکاتی همچون:
1 - طرفداران فرقهسبز مردم نیستند.
2 - طرفداران فرقه سبز از مردم متمایزند.
3 - طرفداران فرقهسبز تاکنون به اعتقادات و مقدسات و هنجارهای جامعه بی‌احترامی کردند.
4 - فرقهسبز تاکنون چندان مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه نبوده‌اند.
این اظهارات دیرهنگام با بخش دیگری از سخنان میرحسین تکمیل می‌شود که برخی ازافراد خارج از کشور به نمایندگی از میرحسین موسوی اظهارات ساختارشکنانه‌ایداشته‌اند ‌که مصداق همان توصیه میرحسین است. گرچه او اذعان می‌کند که نماینده‌ایدر خارج کشور ندارد اما دربخش دیگر، آنان را از خود نمی‌راند. جایی که می‌گوید: «درجنبش سبز هر شهروند یک رسانه است».
بی‌شک این قبیل اظهارات موسوی اظهاراتی استکه نه امیدی می‌توان به آن داشت نه عاقبتی برای آن متصور بود.

منبع : www.mfs-ashoora.blogfa.com

/ 0 نظر / 11 بازدید