سیاست خارجی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

● مفهوم شناسی سیاست خارجی
برای ورود به بحث در آغاز باید به مفهوم سیاست خارجی بپردازیم. دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل، در تعریف سیاست خارجی گفته اند:
جهتی را که یک دولت بر می گزیند و در آن از خود تحرک نشان می دهد و نیز شیوة نگرش دولت را نسبت به جامعه بین المللی، سیاست خارجی می گویند.(
۵)
بر اساس تعریفی دیگر:
تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیم گیری هایی که از دیدگاه خاص همان کشور جنبة برون مرزی دارد.(
۶)
و نیز دربارة مفهوم سیاست خارجی گفته اند:
راهبرد یا رشته طراحی شده عمل که به وسیلة تصمیم گیرندگان یک دولت در مقابل دیگر دولت ها و واحدهای بین المللی به منظور اهداف مشخص اعمال می شود.(
۷)
به عبارت دیگر سیاست خارجی، بازتاب اهداف و سیاست های یک دولت در صحنه روابط بین الملل و در ارتباط با سایر دولت ها، جوامع و سازمان های بین المللی، نهضت ها، افراد بیگانه و حوادث و اتفاقات جهانی می باشد.
و شاید بتوان این تعریف از سیاست خارجی را نسبتاً روشن و مناسب دانست که:
مجموعه خط مشی ها، تدابیر، روش ها و انتخاب مواضعی است که یک دولت در برخورد با امور و مسائل خارجی در چارچوبة اهداف کلی حاکم بر نظام سیاسی اعمال می نماید.(
۸)
اساساً هر دولتی، داده های سیاست خارجی خود را در جهتی تنظیم می نماید که سرانجام، خواست ها و نیازهای امنیتی، استراتژیک، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا نظامی اش در کوتاه مدت یا بلند مدت، تأمین گردد.(
۹)
البته اهداف سیاست خارجی باید به گونه ای هم آهنگ تنظیم گردد تا تأمین منافع ملی محقق شود.
اما با وجود آن که تصمیم گیرندگان، نقش اساسی در فرایند سیاست گذاری خارجی ایفا می نمایند، با این وجود در بسیاری از موارد، این تصمیمات، محصول تجربه های تاریخی، اعتقادات سیاسی و ایدئولوژیک و ... است.
در حقیقت، ارزش های جوامع، ساخته و پرداختة فرهنگ، فرهنگ سیاسی، تربیت و ... است. ارزش ها باعث هدایت انسان ها به سوی جنبه های متعالی انسان، ثروت، قدرت، اعتبار، انزوا و غیره می شود. و حتی در مواردی هدف های سیاست خارجی در چهار چوب یک ایدئولوژی خاص تعریف و تبیین می گردد.(
۱۰)
در خاتمه بحث مفهوم شناسی سیاست خارجی باید به این مطلب نیز به صورتی گذرا اشاره کرد که سیاست خارجی، حوزه ای از فعالیت علمی و عملی است که مؤلفه های آن از خصیصه های متناقضی برخوردارند. به قول کنت والتز:
آن چه در سیاست خارجی مورد نیاز است، صرفاً مجموعه ای از خصیصه ها نیست، بلکه به جای آن نیازمند موازنه ای حساس بین واقع گرایی و تحلیل، انعطاف و پا برجائی صلاحیت و میانه روی، و بالاخره تداوم و تغییر هستیم.(
۱۱)
اکنون به بررسی مراحل سیاست خارجی در تاریخ ایران می پردازیم.
● مراحل سیاست خارجی در ایران
در واقع می توان سه دورة کاملاً متمایز را برای بررسی سیاست خارجی ایران و یا دیپلماسی در تاریخ ایران در نظر گرفت:
۱) دوران کلاسیک؛ که روابط نوین بین المللی و تعامل امروزین، میان کشورها وجود نداشت و هر کشوری بر مبنای مجموعه ای از عوامل داخلی و بر اساس معیارهای خاص حکومت داری و نسبت های فکری و اجتماعی، مناسباتی با همسایگان خود و منازعاتی بارقیبان خود داشت و در این چهارچوب ها گاه کمی فراتر رفته و با همسایة همسایگان نیز ارتباط برقرار می ساخت. این دوره تا اواخر قاجاریه تداوم داشت.
۲) دوران تضعیف استقلال؛ که مقدمات آن در میانه عهد قجر و با آگاهی نسبی نخبگان ایرانی از اوضاع جهانی، خاصه، وضع ملل باختر آغاز شد، در مشروطیت به اوج خود رسید و آن مبدأ به نقطه عطفی در تحول نگرش سیاست های کارگزاران حکومتی ایران در موضوع روابط خارجی بدل گردید. در این دوران، الزامات و مفاهیم نوین از سوی ایران به دیده گرفته شد و حقوق متقابل کشورها و منافع مورد منازعه، همراه با تبعات حقوقی آن مطرح گشت.
۳) دوران عزت و استقلال؛ که با توجه به فضای دو قطبی، در هنگامة پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ آغاز شد. البته ژئویولیتیک خاص ایران نیز در تکوین سیاست خارجی نوین ایران دخیل بود؛ چنان که در قبل از آن نیز دخیل بود.
در بحبوحة انقلاب اسلامی، دو شعار استراتژیک: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» با الهام از انگاره ها و نظریات امام خمینی، موجب رواج اندیشة تازه ای در ملت و نخبگان ایران گردید. این نظریّات که صبغه ای عمیقاً دینی داشت و برآیند شخصیت مذهبی امام و هدایت های مکرر و ساختار عمیق دینی در آحاد ملت ایران بود، با روشن بینی و درایت حضرت امام موجب خروج ایران از دایرة بستة جهان دو قطبی و خیزش به سوی افق های تازه بود؛ افق هایی که اساس آن بر پایه عزت ملی، منافع ملی، حقوق انسانی و احترام متقابل بر مبنای آموزه های اسلامی استوار شده بود.(
۱۲)
در واقع این روند، اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را نیز ترسیم می کند که به ایجاد یک جامعه اسلامی بر اساس اسلام ناب محمدی، تعارض با اسرائیل و غرب به ویژه آمریکا، دفاع از مسلمانان و دفاع از نهضت های آزادی بخش و ... منجر می گردد.(
۱۳)
قبل از ورود به بحث دربارة اصول و مبانی و اهداف سیاست خارجی از دیدگاه امام(ره)، به تبیین این مفاهیم پرداخته می شود.


● مبانی، اصول و اهداف
دربارة مفهوم «مبانی» باید گفت که نقش عمده و تعیین کننده در تصمیم سازی ها، به مبانی و ساختار فکری و باورهای دولت مردان و سیاست مداران بر می گردد. در حقیقت، نوع حکومت ها و مبانی مشروعیت آنها، اساس و شیوة رفتار سیاست خارجی آن را هم چون سیاست داخلی اش متفاوت می سازد.(
۱۴)
هم چنین دربارة مفهوم «اصل» گفته اند که اصل به معنای بیخ، بن، اساس، ریشه، قاعده، قانون و ... آمده است. اصول، جمع اصل است که در هر علم، عبارت از قواعد اساسی می باشد که آن دانش بر آن استوار بوده و اصل هر چیز آن است که وجود آن بدان متکی است. البته باید گفت که به کار گیری واژة اصل در کشور ما به مفهوم دقیق آن چندان مورد توجه نیست، همان گونه که برخی معتقدند: نه تنها در محاورة جاری و روزانه، هر کس، هر چه را که مهم می داند، اصل تلقی نموده و تحت عنوان اصول از آن یاد می کند، بلکه صاحب نظرات و متفکران بسیاری نیز لااقل در خصوص سیاست خارجی به هر معنا و مفهوم ضروری اصل می گویند، در حالی که هر مفهوم مهمی اصل نیست.(
۱۵)
در مورد مفهوم «هدف» گفته شده که ورود هر دولتی به عرصة جهانی بر اساس اهداف و انگیزه های آن شکل می گیرد. اهداف برون مرزی حکومت، نمودی از نیازها و خاستگاه های ذهنی و روانی بازیگران سیاست خارجی و تصورات برگرفته از واقعیات پیرامون ان است. در این جا اهداف به منزلة مقصد سیاست خارجی در نظر گرفته شده است.(
۱۶)


● مبانی سیاست خارجی از دیدگاه امام
یکی از ویژگی های سیاست خارجی دولت اسلامی با سایر کشورها مورد مبانی و چگونگی تکیه بر منابع عقلی و نقلی است. با توجه به این که امام خمینی، رهبری مذهبی و دارای اندیشه سیاسی مبتنی بر اسلام است؛ بنابراین با توجه به مبانی خاص اسلام از جمله کتاب و سنّت به بیان اصولی بر اساس مبانی پرداخته است. در حقیقت، ساختار سیاست خارجی بر مبنای التزام به احکام شرع مقدس صورت می گیرد.
بنا براین ارزشی های اخلاقی و عقل، مبانی امام را در مورد سیاست خارجی شکل می دهند. البته در این جا لازم به ذکر است که نمی توان اسلام و دین را فقط منحصر در اخلاق دانست. امام خمینی(ره) با تأکید بر انسانی و اخلاقی بودن محتوای انقلاب می فرماید:
محتوای این انقلاب، اسلام و اخلاق اسلامی و اخلاق انسانی و تربیت انسان ها بر موازین انسانیت بوده است(
۱۷)
و در جای دیگری می فرمایند:
معنا ندارد که دولت اسلامی ایران با دولتی که هیچ اعتقاد به اسلام و به اخلاق بشریت ندارد، سرمیز اصلاح بنشیند.(
۱۸)
برای توضیح بیشتر باید گفت که برای مثال، مبنای اصل دفاع از مستضعفان در سیاست خارجی از نگاه امام، قرآن کریم است.(
۱۹)
و یا در خصوص یاری مظلومان به سخن امام علی(ع) استناد می کند و مبنای خود را بر آن قرار می دهد که:
کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛ دشمن ستم گر و یار ستم دیده باشید.(
۲۰)
اصول سیاست خارجی حکومت اسلامی از دیدگاه امام
اصول سیاست خارجی می تواند چهار چوب رفتاری لازم را به کارگزاران نظام اسلامی ارائه دهد، و پای بندی به این اصول، وجه تمایز دولت اسلامی از دیگر دولت هاست. در واقع دولت اسلامی بر اساس مبانی و با اصول مشخص برای رسیدن به اهداف خاص تلاش می کند.
اصول سیاست خارجی را که امام خمینی طراحی نموده است را می توان به منزله یکی از منابع رسمی تصمیم گیری در سیاست جمهوری اسلامی ایران به حساب آورد. به گونه ای که حتی رهبر جدید انقلاب اسلامی بارها بیان داشته اند که خط کلّی در سیاست جمهوری اسلامی ایران، همان خطّی است که امام خمینی(ره) تبیین و ترسیم نموده اند.(
۲۱)
در حقیقت، خصوصیات و ویژگی های منحصر به فرد حضرت امام خمینی(ره) هم چون فقاهت، شجاعت، سازش ناپذیری، قاطعیت، خلوص و عرفان به حدّی بود که نقش پر قدرتی را برای ایشان ایجاد کرده بود و این نقش رهبری در چگونگی اتخاذ تصمیمات در ابعاد داخلی و خارجی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود.(
۲۲)
اینک به بررسی اصول سیاست خارجی از دیدگاه امام خمینی می پردازیم:
۱) اصل صدور انقلاب:
صدور انقلاب از موضوعات مورد توجه امام بوده که به معنای صادر کردن تجربه های انقلاب اسلامی به سایر کشورهای جهان است. از دیدگاه امام خمینی، منظور از صدور انقلاب، همان گسترش اسلام است.(
۲۳)
امام در این باره اعتقاد دارد که:
ما با صدور انقلاب مان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی(ص) است، به سیطره و سلطه و ظلم جهان خواران خاتمه می دهیم.(
۲۴)
از نگاه ایشان برای پیروزی بر مشکلات، باید در مقابل همه قدرت ها ایستاد و ارزش های انسانی را از این جا به سایر نقاط جهان صادر کرد. در واقع صدور انقلاب در نگاه ایشان، صبغة فرهنگی دارد.
روح الله رمضانی دربارة صدور انقلاب ایران می گوید:
ظهور صدور انقلاب به مثابه اصلی بنیادی در سیاست خارجی، هم چون خود انقلاب ایران، بازتاب پویایی سیاسی داخلی ایران است.(
۲۵)
در واقع، هدف اصلی سیاست خارجی ایران، از همان آغاز به کار حکومت جدید، تبلیغ و گسترش اسلام انقلابی بود؛ این هدف در وظیفه ای ریشه داشت که قرآن برای مسلمانان در جهت تحقق و تبلیغ پیام الهی در سراسر گیتی معین کرده است. روح الله رمضانی در جای دیگری خواسته امام خمینی مبنی بر صدور انقلاب را ریشه دار در ایدئولوژی او و فرهنگ سیاسی ایران- اسلامی می داند.(
۲۶)
امام دربارة صدور انقلاب می فرمایند:
ما باید با شدت هر چه بیشتر انقلاب خود را به جهان صادر کنیم و این طرز فکر را که قادر به صدور انقلاب نیستیم، کنار بگذاریم؛ زیرا اسلام بین کشورهای اسلامی تمایز قائل نیست. ما حامی تمام محرومان می باشیم. همه ابر قدرت ها و همه قدرت ها برای از بین بردن ما برخاسته اند. اگر ما در محیط محدودی باقی بمانیم، قطعاً با شکست رو به رو می شویم.(
۲۷)
ما انقلاب مان را به تمام جهان صادر می کنیم، چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبران هست، ما هستیم.(
۲۸)
البته ایشان برای جلوگیری از سوء استفاده از معنای صدور انقلاب و برداشت های منفی از آن یاد آور می شوند که:
این که می گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از آن برداشت نکنند که ما می خواهیم کشور گشایی کنیم. همه کشورها باید در محل خودشان باشند. ما می خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و خودشان از ابر قدرت ها فاصله گرفتند و [نجات] دادند، دست آنها را از مخازن کوتاه کردند، این در همه ملت ها و در همه دولت ها بشود. معنی صدور انقلاب این است که همه ملت ها و همه دولت ها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند نجات بدهند.(
۲۹)
با توجه به مطالب فوق می توان به این نتیجه رسید که صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینی، همان صدور اسلام ناب محمدی(ص) است که جزء رسالت ها و تعهدات دولت اسلامی به شمار می رود. و در نتیجه، حمایت از ملت های محروم و مستضعف و حمایت از حکومت جهانی اسلام در این راستا، مفهوم و معنا پیدا می کند.
۲) اصل نفی سبیل:
از دیگر اصول سیاست خارجی امام خمینی، نفی سلطه گری و سلطه پذیری است. ایشان برای حیات زیر سلطه غیر، ارزشی قائل نمی شوند، بلکه ارزش حیات را به آزادی و استقلال می دانند و با توجه به آیه شریفه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»(
۳۰) که می فرماید خداوند، سلطه ای برای کافرین بر مؤمنین قرار نداده، اذعان می دارند که:
ما منطق مان، منطق اسلام، این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد. نباید شما تحت سلطه غیر بروید. ما هم می خواهیم نرویم زیر سلطه. (
۳۱)
۳) دفاع از کیان اسلام و مسلمانان:
ایشان برنامه سیاست خارجی ایران را برنامه اسلام ذکر می کنند و می فرمایند:
ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیا هستیم. برنامه ما برنامه اسلام است، وحدت کلمة مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است... .(
۳۲)
و در جای دیگری دفاع از تمام مسلمین را لازم می دانند:
ما کشور را، کشور ایران نمی دانیم، ما همه ممالک اسلامی را از خودمان می دانیم، مسلم باید این طور باشد. ما دفاع از همه مسلمین را لازم می دانیم.(
۳۳)
۴) اصل احترام متقابل و عدم دخالت در امور یک دیگر:
امام در این مورد قائل به این است که اسلام برای همه و دلسوز برای بشر است و ما همه تابع اسلام و دلسوز برای بشر هستیم. به این معنا که «ما با هیچ ملتی بد نیستیم، اسلام آمده بود برای تمام ملل، برای ناس، ... ما اعلام می کنم که نظر تجاوز به هیچ یک از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی نداریم...»(
۳۴)
ایشان در جای دیگری فرمودند:
ملت ایران اجازه نمی دهد که هیچ مملکتی در امور داخلی او دخالت کند و آزادی و استقلال خودش را حفظ می کند، و با تمام کشورها هم به طور متقابل عمل خواهد کرد.(
۳۵)
حضرت امام در موارد متعدد به این مسئله (روابط حسنه و متقابل) در سیاست خارجی اشاره کرده اند.
وقتی خبرنگار مجله امریکایی تایم از ایشان سؤال می کند که: در جمهوری اسلامی به طور کلی سیاست خارجی شما چگونه خواهد بود؟ امام در جواب می فرمایند:
جمهوری اسلامی ما با تمام ممالک روابط حسنه دارد و احترام متقابل، قائل است، در صورتی که آنها هم احترام متقابل، قائل باشند.(
۳۶)
۵) اصل نفی ظلم و حمایت از مظلوم:
امام خمینی با استناد به سیرة انبیا، ملت اسلام را پیرو مکتبی می دانست که برنامه آن در دو کلمة «نه ستم کنید، نه مورد ستم قرار گیرید؛ لا تَظلمون و لا تُظلمون» خلاصه می شود.(
۳۷)
امام در بیانات خود در جمع سفرا در تاریخ
۲۲/۱۱/۵۹ فرمودند:
ما نه ظلم خواهیم کرد؛ و نه مظلوم خواهیم واقع شد.(
۳۸)
در واقع، امام می خواهد تا با ابر قدرتها و ظالمان مخالفت شود. ایشان سازش با ظالم را ظلم به مظلومان و ظلم به شرع و خلاف رأی انبیاء می دانست:
ما تحت رهبری پیغمبر اسلام این دو کلمه را می خواهیم اجرا کنیم؛ نه ظالم باشیم و نه مظلوم... (
۳۹)
۶) اصل نه شرقی- نه غربی:
این اصل که در واقع یکی از شعارهای اساسی مردم در بحبوحه انقلاب بود و برگرفته از سخنان امام خمینی(ره) که در موارد متعددی به این مسئله اشاره کرده اند:
ملت ایران بدون اتکا به غرب و شرق می خواهد روی پای خود بایستد و بر سرمایه های مذهبی و ملّی خود استوار باشد.(
۴۰)
در جای دیگری به معنای این شعار توجه می دهند که:
این که جوانان ما می گویند «نه شرقی نه غربی»، معنایش این است که هیچ کدام در ایران دخالت نکنند؛ و این کاملاً بجا و بحق است.(
۴۱)
در واقع ایشان به دنبال دولت اسلامی آزاد و مستقل است که فارغ از گرایش به سوی غرب و شرق باشد و تعادل قوا در این منطقه از جهان حفظ شود.

● اهداف سیاست خارجی از دیدگاه امام
۱) استقلال:
این مفهوم، علی رغم فشارهای بین المللی و بحران های داخلی، به معنای انزوای ایران نبود، بلکه امام خمینی، حریم واقعی ملت ایران و حقوق و حرمت پایمال شدة آنها را دائماً مورد تأکید قرار داده و هر نوع رابطه ای را در مرز اصطکاک با این اصل، مورد ارزش یابی منفی یا مثبت قرار می دادند.
در واقع استقلال سیاسی از اصولی به شمار می رود که تأمین کنندة عزت جامعه اسلامی است. امام خمینی ریشه های آسیب به استقلال را، فکری فرهنگی، ارزیابی نموده و بزرگ ترین وابستگی ملت های مستضعف به ابرقدرت ها و مستکبران را وابستگی فکری و درونی می دانست که سایر وابستگی ها از آن سرچشمه می گیرد.
ایشان راهکار حصول به مقصود و کسب استقلال فکری و رهایی از وابستگی را در دریافتن مفاخر مأثر ملی فرهنگی می دانست. و بزرگ ترین فاجعه برای ملت ما را وابستگی فکری می دانست که گمان می کنیم همه چیز از غرب است و ما در همه ابعاد فقیریم و باید از خارج وارد کنیم.(
۴۲)
البته وقتی سخن از استقلال در سیاست خارجی یک کشور به میان می آید، منظور استقلال در سه مرحله سیاست گذاری، تصمیم گیری و اجرای تصمیم است که مصادیق آن در زمینه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، دفاعی و غیره ظاهر می شود. گرچه در نگاه اول، استقلال سیاسی با اهمیّت به نظر می رسد؛ اما از دیدگاه امام (ره) استقلال فرهنگی مهم تر از آن است.(
۴۳)
بنابراین برای دست یابی به استقلال می بایست به خود باوری فکری و خودیابی دست یافت. امام در این باره می فرمایند:
اساس، باور این دو مطلب است: باور ضعف و سستی و ناتوانی. و باور قدرت و قوه و توانایی اگر ملت، این باور را داشته باشد که ما می توانیم در مقابل قدرت های بزرگ بایستیم، این باور، اسباب این می شود که توانایی پیدا می کنند و در مقابل قدرت های بزرگ ایستادگی می کنند.(
۴۴)
البته ایشان از وابستگی اقتصادی که به وابستگی سیاسی می انجامد، نیز غافل نشده و توصیه می کردند که باید از جهت اقتصادی نیز فارغ شویم. در رابطه با عدم وابستگی اقتصادی نیز فرمودند:
کار کردن شما و فعال بودن شما علاوه بر ارزش های مادی و معنوی که برای شما دارد، کشور شما را از وابستگی نجات می دهد.(
۴۵)
امام در جواب خبرنگاری که از ایشان سؤال کرده بود که سیاست خارجی جمهوری اسلامی، خصوصاً در رابطه با ابر قدرت ها، چه خواهد بود؟ فرمودند:
سیاست دولت اسلامی، حفظ استقلال، آزادی ملت و دولت و کشور و احترام متقابل بعد از استقلال تمام خواهد بود و فرقی بین ابر قدرت ها و غیر آنها نیست.(
۴۶)
در نهایت، امام، استمرار استقلال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیت کشور را وابسته به قوای نظامی و انتظامی دانسته و از آنها به منزلة رکن استقلال کشور یاد می نماید.(
۴۷)
۲) وحدت امت اسلامی:
ایشان وحدت بین مسلمالنان و مستضعفان و سایر دول اسلامی را چاره ساز گرفتاری ها می دانست و از سران کشورهای اسلامی می خواست تا در برابر دشمن خارجی، توحید کلمه داشته باشند:
هان ای مسلمانان جهان، و مستضعفان تحت سلطه ستم گران، به پاخیزید و دست از اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرت مندان نهراسید... . (
۴۸)
۳) کمک به نهضت های آزادی بخش:
از دیدگاه امام خمینی، برای رهایی مستضعفین از شرّ فساد و برخورداری از یک زندگی شرافت مندانه انسانی، باید مستضعفین دست در دست یک دیگر داده و قدرت مستکبران را محدود نمایند و در این راه سیاست ایران بر حمایت از آنهاست:
جمهوری اسلامی ایران هم در کنار شما و هم در کنار همة مسلمانان، بلکه در کنار همة مستضعفان جهان خواهد بود.(
۴۹)
و در ارتباط با کمک به نهضت های آزادی بخش جهان می فرمایند:
ملت آزادة ایران هم اکنون از ملت های مستضعف جهان در مقابل آنان که منطق شان توپ و تانک و شعارشان سر نیزه است کاملاً پشتیبانی می نماید. ما از تمام نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان که در راه خدا و حق و حقیقت و آزادی مبارزه می کنند، پشتبیانی می کنیم.(
۵۰)
و در جای دیگر دربارة حمایت از این جنبش ها تا رسیدن به جامعه آزاد می گویند:
من بار دیگر از تمام جنبش های آزادی بخش جهان پشتبیانی می نمایم و امیدوارم تا آنان برای تحقق جامعه آزاد خویش پیروز شوند. امید است دولت اسلامی در مواقع مقتضی به آنان کمک نماید.(
۵۱)
۴) روابط حسنه – مدارا و مسالمت آمیز:
امام در این ارتباط می فرمایند:
با همة دولت ها به طور مدارا رفتار می کنیم و هیچ وقت میل نداریم که با خشونت رفتار کنیم... .(
۵۲)
و حتی ایشان صلح و زندگی مسالمت آمیز با مردم دنیا را با زندگی در بین مردم جهان می آمیزند و می گویند:
ما صلح می خواهیم. ما با همه مردم دنیا صلح می خواهیم باشیم. ما می خواهیم مسالمت با همه دنیا داشته باشیم. ما می خواهیم در بین مردم دنیا زندگی بکنیم.(
۵۳)
۵) روابط بر پایه مبانی اسلامی و انسانی:
ایشان با ذکر این نکته که روابط انسانی با هیچ جا مانعی ندارد، و ما با ملت ها خوب هستیم،(
۵۴) می فرمودند:
باید روابط بن ملت ها بر اساس مسائل معنوی باشد و در این رابطه، بُعد مسافت تأثیری ندارد و چه بسا کشورهایی که هم جوار هستند، اما رابطه معنوی بین آنها نیست، بنابراین روابط دیگر هم نمی تواند مثمر ثمر باشد. ما روابط مان با کشورها بر اساس مبانی اسلام خواهد بود.(
۵۵)


● رابطه مبانی، اصول و اهداف
درخاتمه بحث باید به این مطلب اشاره کرد که با توجه به فرض گرفتن این مسئله که سیاست خارجی جمهوری اسلامی دارای مبناست، این مبانی در اصول و نیز اهداف تأثیر گذار است. بنابراین با توجه به مبانی مورد استفاده امام در مورد سیاست خارجی، اصولی چون دفاع از مستضعفان و یاری مظلومان و ... از آن مستفاد شده است. هم چنین در ارتباط با رابطه اصول با اهداف باید اشاره کرد که هر چند ممکن است در مواردی معدود، اصول با اهداف، تزاحم پیدا کند، مثلاً در مورد ایجاد وحدت بین مسلمانان، لوازمی وجود دارد که در برخی مواضع با اصول تحدید کنندة مسئولیت های فراملی اصطکاک پیدا می کند. در واقع، ابتدا باید اصول و اهداف اثبات کننده مسئولیت های فراملی را در مقابل اصول و اهداف تحدید کننده این گونه مسئولیت ها قرار دهیم. اما باید توجه داشت که موارد تزاحم، کم است و حتی در این موارد معدود نیز می توان به نحوی بین اصول و اهداف، سازش برقرار نمود.


● جمع بندی
سیاست خارجی همواره از مناقشه بر انگیزترین حوزه های سیاست گذاری بوده است. در این عرصه عوامل مختلفی تأثیر گذارند که در انقلاب اسلامی، حضرت امام دارای جایگاه ویژه ای در تبیین اصول و مبانی سیاست خارجی هستند.
در این نوشتار، بعد از بحث دربارة مفهوم شناسی سیاست خارجی به طور اعم و سیاست خارجی ایران به صورت اخص، به بحث درباره اصول مبانی و اهداف سیاست خارجی از دیدگاه امام خمینی پرداخته شد.
در واقع آن چه که در میان اصول، مبانی واهدف گفته شده از دیدگاه ایشان، بارز بود و جلب توجه می کرد و سیاست خارجی ایران را تشکیل می داد، عبارت بودند از: استقلال، صدور انقلاب، اتحاد امت اسلامی، احترام به حقوق متقابل، نفی ظلم، اصل نفی سبیل، روابط حسنه و مسالمت آمیز با دیگران، دفاع از کیان اسلام و مسلمین، سیاست نه شرقی، نه غربی، گسترش روابط بر اساس مبانی اسلامی و انسانی و کمک به نهضت های آزادی بخش. هم چنین رابطه با اصول سیاست خارجی سعی شد تا تقدم و تأخر اصول نیز رعایت گردد.
در رابطه با هر یک از این موارد به نمونه ای از سخنان امام خمینی اشاره شد و شاید بتوان به این مطلب اذعان کرد که در برخی از موارد، دیدگاه ایشان از ساختار و حقوق بین الملل موجود فراتر می رود. از جمله قرائت ایشان از اسلام که اسلام ناب محمدی(ص) را در نظر داشتند در مقابل اسلام آمریکایی. و هم چنین ویژگی های دیگری مانند: ظلم ستیزی و عدم سازش، مبارزه و ایستادگی در برابر مستکبران و ستم گران که در تضاد با آنها بود.
در پایان نیز به رابطه اصول با اهداف و نیز مبانی ب

/ 0 نظر / 85 بازدید