شعر فراق

...........................................

گفتم شبی به مهدی بردی دلم  ز دستم
من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم
گفتا چه کار بهتر از انتظار جانان
من راه وصل خود را  بر روی تو نبستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی
شرمنده تو  بودم شرمنده تو هستم
گفتا هزار نوبت از جر م تو گذشتم
پرونده تو دیدم چشمان خود ببستم

........................................

 لب تشنه اگر آب نبیند سخت است
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

/ 2 نظر / 8 بازدید
حامد

التماس دعا

جعفر

اللهم عجل لولیک الفرج