ناگفته‌های پرونده ساواک موسوی و تحرکات تحمیلی او بعد از انقلاب

3- اگر نبود درایت و رهبری داهیانه امام خمینی(ره) در دهه 60، می‌توانستیم لقب بدترین دهه انقلاب را به دولت موسوی تقدیم کنیم. آزادی‌های مشروع در دولت موسوی به پایین‌ترین حد خود رسید تا جایی که رسماً دولت وقت رنگ مشکی و خاکستری را به عنوان رنگ‌های مورد قبول معرفی کرد و این چنین بود که موسوی در کنار موسیلینی تنها رؤسای دولتی بودند که برای مردم رنگ اجباری لباس تعیین می‌کردند.

در زمینه اقتصادی، وضعیت بدتر بود. رانت‌خواران عضو کابینه موسوی با تأسیس شرکت‌های رجا، بنیاد نبوت، بنیاد الهادی و... چنان خون ملت را مکیدند که تا سال‌ها، دولت‌های جمهوری اسلامی باید تاوان پس می‌دادند. کوپنی کردن تمام اجناس تا جارو دستی، بالا رفتن نارضایتی عمومی را در پی داشت و نسل دهه 60 به نسل صف‌های طولانی کوپن معروف شدند. موسوی همیشه جنگ را بهانه‌ای برای ناکارآمدی هایش قرار می‌داد اما 20‌ سال پس از پایان جنگ معلوم شد که وزارت اقتصاد می‌گفته که می‌تواند جنگ را اداره کند و نظامیان نیز از ادامه جنگ تا پیروزی سخن می‌گفتند و این گونه موسوی دولتش را با عنوان "بانی جام‌زهر" به پایان برد.

4- 20 سال سکوت موسوی از 1368 تا 1388 بی شباهت به قصد او برای اقامت در امریکا در سال 1355 نبود و اگر تندروی‌های رفقای موسوی در دهه 60 نبود، بعید نبود که او به امریکا یا فرانسه برای اقامت دائم سفر کند! به هر روی موسوی، 20 سال نقاشی کشید و خوشحال بود که سنگ بنای رانت‌خواری، حلقه بسته مدیریت تکنوکراسی را نهاده است و ‌هاشمی و خاتمی به راه او می‌روند‌ اما در سال 1388 فضای تنفس موسوی دگرگون شد.

 موسوی که توهم و خیال، جزو ثابت زندگی‌ سیاسی‌اش بود، در روز‌های پاییزی 87 می‌گفت که اسم من 20‌ میلیون رأی دارد و 20 میلیون رأی خاتمی به خاطر حمایت من بود! مشارکتی‌ها و مجاهدین انقلاب که مرکب خوبی برای سواری پیدا کرده بودند، پس از انصراف خاتمی به دمیدن درکوره توهم موسوی شدت بخشیدند. موسوی با ایده‌های انقلاب مخملین مانند رنگ سبز و کمیته صیانت از آرا تجهیز شد. برخی افراد روی صحنه نیز در پشت صحنه، موسوی را محکم‌تر کردند که تو می‌توانی احمدی‌نژاد را شکست دهی و شکست احمدی‌نژاد یعنی هدف قرار گرفتن ولایت فقیه!

مناظره اما رؤیاهای مخملی موسوی را به‌هم زد و تقلب گفتمانی او برای پنهان شدن در پناه خط امام در پیش چشم 70 میلیون ایرانی افشا شد.

"چیز‌چیز"‌های موسوی نشان داد که او در برابر افشاگری‌های احمدی‌نژاد پاسخی ندارد و اعتراض‌های بی‌پاسخ احمدی‌نژاد نمایانگر پیوند موسوی با مفسدان، آقازاده‌ها و رانت‌خواران بود.

موسوی در انتخابات نتوانست مردم را در ریاست بر جمهور نمایندگی کند و این برای اولین بار در حیات 40 ساله سیاسی موسوی بود که فرصتطلبی‌اش ناکام مانده بود. پس پیشنهاد آقازاده‌ها و خانم‌زاده‌ها را پذیرفت و فاز دوم براندازی را شروع کرد. مهدی و فائزه زمینه را برای نشان دادن تجلی واقعی موسوی فراهم کرده بودند. روز شنبه 23 خرداد دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام محلی برای پیمان چهار نفره علیه انقلاب اسلامی شد. خاتمی، موسوی، سید حسن و تکیه‌گاه فتنه قرار گذاشتند تا آخر با هم باشند و چه خوب به عهدشان وفا کردند.

5- دوستی می‌گفت عکس موسوی در حالی که مشت‌ها را گره کرده و در وضعیتی دون شأن یک انسان متشخص برروی سقف ماشین شعار می‌دهد، نشان می‌داد که او و هوادارانش چه نقشه‌ای برای ایران اسلامی داشتند. علی‌رغم هشدارهای رهبری معظم انقلاب، یک هفته خیابان‌های تهران محل اردوکشی چماق‌به‌دست‌های سبز شد و آرام‌ترین حرکت موسوی و طرفدارانش در عصر روز 25 خرداد، با حمله به پایگاه نظامی و هفت کشته به پایان رسید. موسوی که به عروسکی در دست دشمنان انقلاب تبدیل شده بود، هشت ماه کوشید تا هوادارانش را در خیابان نگه دارد، 30 خرداد، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و عاشورا پله‌هایی برای موسوی بود تا هوادارانش را از جماعت دارای ابهام به نتیجه انتخابات به گروهی محدود از سلطنت‌طلب‌ها و بهایی‌ها و خانواده‌های معدومین منافق تبدیل کند که کینه یزیدی از امام حسین(ع) را در سینه داشتند.

پشتیبانان موسوی هم با سکوتشان او را تشویق می‌کردند، گویی قرار است حاکمیتی دوگانه ایجاد شود و خواص ساکت نقش حکم و واسطه را بازی کنند. همانگونه که تکیه گاه فتنه همیشه از لفظ "این طرفی‌ها" و "آن‌طرفی‌ها" استفاده می‌کند.

6- در روزهای اوج انقلاب اسلامی، در روزهایی که مردم ایران‌با نشاط و شادی تمام جشن 22 بهمن را بی مبارک مصری بر پا کردند، سران فتنه نیز به وظایف سازمانی‌شان عمل می‌کردند. در دو ماه گذشته فحش و ناسزایی نبود که موسوی و کروبی نثار انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی نکنند، کار به آنجا رسید که در سالروز انقلاب اسلامی نظام منحوس شاهنشاهی بهتر از نظام اسلامی خوانده شد.

سقوط دیکتاتور مصر و گشوده شدن معبری طلایی برای صدور انقلاب اسلامی به کشورهای عربی و مسلمان، انگلیس، امریکا و اسرائیل را آنچنان آشفته کرده بود که بنابرمثل "الغریق یتشبّث بکل حشیش"، موسوی و کروبی را برای نا امن‌کردن ایران برگزیدند. موسوی این بار هم کوشید تا از این فرصت امریکایی بهره برده اما روز 25 بهمن مصداق «ومکروا و مکرالله والله خیر الماکرین» بود.

منبع :

رجانیوز

/ 1 نظر / 10 بازدید
احسان

سلام برادر همسنگرم رزمت قبول اگر مایل بودر تبادل لینک کنیم