شعرهایی در ولادت مولا علی (ع) و فضایل ایشان

 

………………………….

در مدرس علم مرشد اصل علی است

اندر همه حالتی به حق وصل علی است

از امر خدا بعد رسول ثقلین

بر خلق خلیفه ی بلافصل علی است

پیوسته مرا مونس جان یار علی است 

دل شیفته ولدی اولاد علی است 

هرکس به زبان خویش وردی دارد

اوراد ملال روز و شب ناد علی است

………………………….

ننوشت برای ذکر روز و شب من

جز ذکر علی معلم مکتب من

گر غیر علی کسی بود مطلب من

ای وای من و کیش من و مذهب من

………………………….

گشتیم به جان بنده ی مولای علی

هستیم همیشه شاد با یاد علی

چون سر ولایت از علی ظاهر شد

کردیم همیشه ورود خود ناد علی

………………………….

در مذهب ما کلام حق ناد علی است

طاعت که قبول حق بود یاد علی است

از جمله ی آفرینش کون و مکان

مقصود خدا علی و اولاد علی است

………………………….

ایمان به جز حب علی پایه ندارد

احکام به جز دوستیش مایه ندارد

جانا بنشین سایه ی الطاف ولایش

چون شخص علی نور بود  سایه ندارد

………………………….

 خواند احمد خویشتن را با علی مولای امت 

تا بدانی مصطفی جز مرتضی همشان ندارد

راستی بعد از قضایای غدیر از بهر احمد

هرکه نشناسد علی را جانشین ، ایمان ندارد

………………………….

ایوان نجف عجب صفائی دارد

حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

………………………….

توحید که لا اله الا الله است

اسلام ، محمد رسول الله است

از این دو سخن کسی به جایی نرسد

گر بی خبر از علی ولی الله است

………………………….

چون خواست علی به کعبه آید به وجود

از بهر علی ، خدا در از کعبه گشود

در بسته بداد خانه ی خود به علی

یعنی که : علی ست خانه زاد معبود

………………………….

چشم همه انبیاء به پیغمبر ما ست

دارای زمین و آسمان یاور ما ست

تا سایه مرتضی علی بر سر ما ست

از گرمی روز حشر ما را غم نیست

………………………….

یا مرتضی علی تو به فریاد ما برس

روزی که هیچ کس نبود دادرس مرا

………………………….

بی روزه و بی نماز ایمان مطلب

بی حب علی بهشت و رضوانمطلب

آزار دل هیچ مسلمان مطلب

خواهی ز پل صراط آسانگذری

………………………….

عمریست که دمبدم علی می گویم

در حال نشاط و غم علی می گویم

تا حال علی گفته ام انشاءالله

تا آخر عمر هم علی می گویم

………………………….

دارند همه نامه ی اعمال به کف

در روز قیامت که خلائق زده صف

دست من و دامان تو ای شاه نجف

هرکس به کسی چشم شفاعت دارد

/ 2 نظر / 19 بازدید
فاطیما

چرا اینقدر کم بود؟؟؟/

امین

عالی بود. اجرت با مولا علی. اینم جایزت: ذولفقار تو دو دم دارد و عیسی یک دم پس الوالعزم ز شمشیر تو یک دم عقب است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالشو ببر شعری از نادر شاه: تا نفس باقیست آه سرد می باید کشید دست و دل از سفره ی نامرد می باید کشید هر چ می خواهی طلب کن نادر از شاه نجف گر ک منت می کشی از مرد می باید کشید