عرفان‌های نوظهور حاصل معنویت یا رهایی از معنویت (2)

از دیگر اعتقادات این گروه، اعتقاد به تناسخ است، البته تناسخ صعودی، (حلول روح در مکان معین و انتقال از کالبدهای پست به عالی، بر اساس استحقاق و یا لطف) آداب و رسومی منحصر به فرد دارند.

پوشیدن لباس آبی حرام است، برخی از درختان بزرگ و قدیمی را تقدیس می‌کنند و با پارچه می‌پوشانند یا رنگ می‌زنند لباس پشمین می‌پوشند و از خاک و سنگ بستر می‌سازند، آموختن سواد، حرام است، آب دهان انداختن توهین به ملک طاووس و حرام است...

کتاب مقدس نزد این فرقه "جلوه" بوده که مشتمل به پنج فصل و 490 کلمه است، و دیگری مصحف "رش" که حدود 750 کلمه است.

از آنجایی که بی سوادی جزء لاینفک این فرقه است، کتابهایشان کم حجم و بیشتر موهوم و رازآلود است.

بر این فرقه انتقادات بسیاری وارد است، از بی سوادی گرفته تا تناسخ.

به اختصار چند نمونه را ذکر می‌کنم:

الف) نقطه اصلی انحراف در این آیین، بحث شیطان است. آیا شیطان عصیان امر خداوند کرد یا نه؟ اگر عاصی است احترام به او با تکریم خداوند جمع نمی‌شود. اگر سجده ملائک بر آدم شرک است، چنان که می‌گویید آیا می‌توان پذیرفت که خداوند دستور به شرک داد؟!

ب) اگر شیطان اولین موحد است و عاصی نیست، پس چرا می‌گویید، ما به او احترام می‌گذاریم تا از شر او در امان باشیم، یا می‌گویید، نهایتا خداوند شیطان را خواهد بخشید و با او آشتی خواهد کرد.

ج) به علاوه در اکثر امور نظام عالم، کارها را به ملک طاووس واگذار کرده‌اید. گویا خدای یگانه در خواب است.

ه) در جایی دیگر تناسخ را ذکر می‌کنند. تناسخ و حلول روح مجدداً در بدنی دیگر در همین دنیا مخالف اندیشه معقول معاد است و با صراحت ادیان آسمانی متنافی است.

د) موسیقی مطرب، شراب، رقص از امور حرام است که در برنامه‌های این گروه جایگاه مهم و اساسی دارد.

احکام و آداب ذکر شده برای شیطان پرستان پشتوانه دینی یا عقلی معتبری ندارد، ملاک و منشاء اعتبار این دستورات معلوم نیست، بلکه برخی از این دستورات غیر معقول و زشت است مثل:

حرمت سواد آموزی،

حرمت قضای حاجت در مستراح،

حمام زیر سقف،

طهارت بعد از قضای حاجت،

برخی هم بی منطق و بی وجه می‌نماید مثل:

حرمت پوشیدن لباس آبی،

حرمت خوردن گوشت ماهی‌ها،

حرمت کاهو

...

2ـ شیطان پرستان مدرن (New-satanism)

شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی، اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارند. بلکه شیطان پرستی جدید، شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می‌داند.

این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد. مراسم شیطان پرستی جدید، مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی که با اعمال جنسی، آرام و ارضاء می‌شود.

آنها جسم پرست بوده و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمی است و انسان باید کامل‌ترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد.

خیلی‌ها نیچه، را به عنوان پدر فرقه شیطان پرستی می‌دانند، به دلیل اینکه تفکر غالب و اصیل این فرقه، کشتن خداوند است.

اما واقعیت آن است که در اوائل قرن 19.م برخی از اشراف انگلستان که عضو گروه فراماسونی بودند، به رهبری "سر فرانسیس داشو"، گروه شیطان پرستان به نام "باشگاه آتش جهنم" را، در شهر لندن تأسیس نمودند و از اوایل قرن نوزدهم شهر لندن مرکز شیطان پرستان در اروپا شد.

استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسی فعالیت اصلی این گروههای شیطان پرست را تشکیل می‌داد. در دهه 1960.م شیطان پرستی، توسط سرمایه داری یهود، مورد حمایت قرار گرفت و چند گروه شیطان پرست در انگلستان و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد، که معروف ترین آنها تشکیل "کلیسای شیطان" در شهر سانفرانسیسکو است.

3- کتاب، کلیسا و مراسم مقدس

شیطان پرستان در اغلب کشورهای جهان دارای کلیسا و بسیار فعالیت هستند، تقریبا هر نوع حرکتی در ادیان الهی ممنوع و حرام شناخته شده، در این مکتب حلال و آزاد است. از خودکشی، قتل و تجاوز جنسی گرفته تا مصرف مواد مخدر و الکل.

کلیسای شیطان پرستی در قرون وسطی، به عنوان مکانی برای انجام مراسم شیطان پرستی استفاده می‌شد و جایی بود که در آن تنها و تنها محل قرار شیطان پرستان قدیمی و انجام مراسم خود در آن مکان بود.

ولی در سال 1966.م این کلیسا تبدیل شد، به یک سری از فعالیت‌های زیرزمینی و محلی برای انجام مراسم ارضای جنسی اعضاء.

کتابهای مقدس نزد شیطان پرستان مدرن، کتاب "مقدس شیطانی"، "جادوی شیطانی" و "مناسک شیطانی" نوشته "آنتوان لوی" و کتاب "انجیل شیطانی" که مرجع دعا و عبادات شیطان پرستان است. کتاب "سیاه شیطان" نیز جزء کتب مقدس این گروه، که هنوز به فارسی ترجمه نشده است.

کلیسای شیطان پرستی به صورت علنی و غیر علنی در اغلب کشورها وجود دارد. ولی در 5 کشور آمریکا، ایتالیا، انگلیس، آلمان و چین به صورت علنی به فعالیت مشغول هستند.

در بعضی کشورها مانند ایتالیا، رشته‌ای به نام شیطان پرستی در دانشگاه وجود دارد. آزادترین کشور برای انجام مراسم شیطان پرستی، آلمان است که شنیع ترین اعمال در آنجا صورت می‌گیرد.

شیطان پرستان دارای مراسم گوناگون هستند، که یکی از آن مراسم، "بوسه مقدس" است؛

این مراسم هنگام پیوستن عضو جدید به گروه شیطان پرستان صورت می‌گیرد، به این صورت که فرد جدید عریان شده و بوسه توسط کشیش بر پنج عضو او زده می شود، یکی از آن اعضاء، اندام تناسلی است.

از دیگر مراسم، نماز جماعت سیاه که شبیه مراسم عشای ربانی (مسیحیان) است، از دیگر مراسم، قربانی کردن برای شیطان است.

معمولا خود قربانی از قبل بی هوش و پس از غسل در شبی تاریک، قربانی و سپس سوزانده می‌شود.

مراسم دیگر، دعای محراب است؛ فرد در یک محراب قرار گرفته و با کشیدن پارچه‌ای سیاه بر روی خود و استفاده از علامت ستاره پنج و خواندن اورادی، به نیایش و کسب قدرت از شیطان مشغول می‌شود.

4ـ مکاتب شیطان پرستی

1ـ4. شیطان پرستی فلسفی

این شاخه از شیطان پرستی، منتسب به "آنتوان لاوی" است.

او اولین کلیسای شیطان پرستی جدید را تأسیس کرد و اولین فردی بود که از لغت شیطان پرستی فلسفی، استفاده نمود. از نظر آنها محور و اساس عالم هستی، انسان است و به خدایی که برتر عالمیان باشد، اعتقادی ندارند. پس نه پرستش خدا در کار است و نه اعتقاد به زندگی پس از مرگ و قیامت.

در این شاخه شیطان پرستی خدای هر شخص، خود فرد است و هر کس به پرستش خویش مشغول و هدفش برتری یافتن خود بر دیگران است. نمی‌توان به قاطعیت گفت، این مشرب خالی از معنویت است و عبادت در آن مفهومی ندارد، آنها با فرار از حقیقت و وجود عالم پس از مرگ به همین واقعیت وجود انسان بسنده کرده و زندگی را منحصر در همین عالم دانسته و به پرستش خویش مشغول می‌شوند.

2ـ4. شیطان پرستی لاوی

این شاخه از شیطان پرستی بر مبنای فلسفی آنتوان لاوی، که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر آثارش آمده، تشکیل شده است.

لاوی، تحت تأثیر نوشته‌های فردریک نیچه، آلیستر کوالی، اینرند مارکی دوساد، ویندهام لویس، چارلزداروین، مارک تواین بوده و شیطان در نظر او مثبت است. در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و افراد را دعوت به انزوا و دوری از گرایشات جمع می‌کند.

3ـ4. شیطان پرستی دینی

گرایشات این گروه اغلب، مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، با این تفاوت که در این شاخه اعتقاد به چند خدا، مانند خدایان قبل از مسیح که همه شیطانی هستند، یا خدایی که به وسیله شیطان شناخته می‌شود، تبلیغ می‌گردد. مانند خدایان مصر باستان و الهه‌های باستانی بین النهرین و خدایان رومی و یونان. این گروه خود را بسیار قدیمی و دارای پشتوانه‌ تاریخی می‌دانند.

برای همین خود را "شیطان پرستان سنتی" و شیطان پرستان فلسفی را "شیطان پرستان معاصر" می‌نامند.

4ـ4. شیطان پرستی گوتیک یا شدیدپرستی

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولا متهم به اعمالی از قبیل؛ خوردن نوزادان، کشتن گوسفندان، قربانی کردن دختران باکره و به جنایت علیه مسیحیان اقدام می کردند.

5 ـ اصول و قوانین شیطان پرستی

هر مکتبی دارای اصول و قواعدی است که چهارچوب، جهان‌بینی و اهداف مکتب را مشخص می‌کند. شیطان پرستان هم از این قاعده مستثنی نبوده و به اصول و قواعدی قائل هستند. در بخش اصول، به نُه اصل عقیدتی معتقد بوده که مشخص کننده چهارچوب نگاه شیطان پرستان است.

نمونه‌ای از آن، به این قرار است:

الف) شیطان نماد وجود، زندگی شاداب و مادی است، نه خوابی ناچیز و معنوی (امور معنوی و غیر مادی توهم و تظاهر است.)

ب) شیطان می‌گوید: «کم عقلی و بی عفتی بهتر از ریاکاری و خود فریبی است.»

ج) شیطان، سنبل انتقام جویی است، نه گرداندن آن طرف صورت. (اشاره به رفتار محبت آمیز مسیحیان دارد.)

د) شیطان، انسان را با دیگر حیوانات کاملا همانند می‌داند، گاه بهتر و اغلب بدتر از آن حیوانی که بر چهار دست و پا راه می‌رود.

ی) شیطان، تمام آنچه که گناه نامیده شده، مایه خرسندی، مسرت روانی، آرامش فکری و عاطفی می‌داند در برخی منابع به 11 و برخی دیگر 20 قانون، برای شیطان پرستان اشاره شده است.

در اینجا به ذکر چند قانون بسنده می‌کنیم:

الف) اگر مهمانی در محل استراحت توست که تو را می‌رنجاند، او را مورد ستم خویش قرار ده، بدون هیچ رحمی.

ب) به هیچ حیوانی غیر انسان صدمه نزن، مگر برای غذا یا دفع حمله‌اش.

پ) شادی را در پیروزی بجویید نه در صلح

ت) همواره برای بیشتر، تلاش کنید. پیروزی، پایانی ندارد.

ج) بمیرید؛ به جای آنکه تسلیم شوید.

ر) خون یک جاندار بهترین است، از برای آبیاری دانه‌های یک زندگی جدید.

د) هیچ چیز زیبا نیست به جز انسان، ولی زن، زیباترین موجود در جهان است.

ی) هر آن چیز که عظیم است، بر فراز اندوه بنا شده است.

6ـ آنتوان زندرلوی و (مرلین مِنسون)

1ـ 6) آنتوان زندر لوی

آنتوان، در یازدهم آوریل 1930.م متولد شد. نام اصلی اش "هوارد استانتون لِوی" است.

لوی در  سال 1952.م به عنوان عکاس پلیس سانفرانسیسکو مشغول به کار شده و با بخش ناپسند کارهای بشر، یعنی قتل و بزه کاری و تجاوز به عنف، آشنا می شود.

لوی می‌گوید، تجربیات همین دوره باعث شد، تا منکر خدا شود. لوی در خانه بزرگی که به نام "خانه سیاه" معروف شد، زندگی می‌کرد و در همین خانه، جلسات هفتگی خود را بر پا می‌نمود و به امور رازآلود و موضوعات سیاهی می‌پرداخت و از هر نفر 5/2 دلار دریافت می‌کرد. بعد از آن در سال 1966.م کلیسای شیطان را بنا می‌نهاد و چهره مشهور محلی می‌شد.

یکی از آلبوم‌های موسیقی وی، "شیطان به تعطیلات می‌رود" نام دارد. لوی تا زمان مرگ روی کتاب خود با عنوان، "شیطان سخن می‌گوید" کار کرد، این کتاب در سال 1998.م با مقدمه‌ای از اسقف اعظم کلیسای شیطان، "مرلین منسون" به چاپ رسید.

2ـ 6) مرلین منسون

مارلین متولد پنجم جولای سال 1969م و نام واقعی اش «برایان وارنر» (Brain warner) است. او در خانواده ای متوسط در کانتون زندگی می کرد.

نکته جالب اینکه مرلین در یک مدرسه مذهبی (مسیحی) تحصیل می‌کرد ولی زندگی هُنری وی از زمان آشنایی با فردی که برای گروهی گیتار می‌نواخت، آغاز شد. منسون خواننده‌ای است که در دهه نود با صدای سازهایی شبیه به صدای اوراح، سبک تازه‌ای را به دنیای موسیقی معرفی کرد.

"Satanism ،sex" موضوعات اصلی اشعار مرلین منسون هستند. موزیک‌هایش در برخی از شهرهای انگلستان ممنوع است.

مرلین منسون در بازی کامپیوتری که در سال 2005 عرضه شد، در نقش یکی از شخصیت‌های داستان به نام Edghr، صحبت می‌کرد.

پایه گذاران شیطان پرستی، افرادی غیر عادی، هم جنس باز، اهل شهوت رانی افراطی و سایر زشتی‌ها هستند که حتی رفتارهای آنها در انگلیس و کشورهای غربی نیز مورد اعتراض و نفی قرار گرفته است.

7ـ موسیقی شیطانی متال و راک

شیطان پرستان به دو طرق مختلف به تبلیغ و معرفی مکتب خویش می‌پردازند. ولی شاید هیچ کدام اثر گذارتر از موسیقی نباشد.

شاعران و خوانندگان شیطان‌پرست، با گزینش کلمات و کمک گرفتن از آلات موسیقی مهیج، تلاش در تفهیم واژگان کلیدی مکتب در ذهن و ضمیر ناخودآگاه شنوندگان، دارند.

خوانندگان متال و راک مدام در آهنگ‌های خود این واژه‌ها را به کار می‌برند:

به جهنم خوش آمدید

سرودی از جهنم

محکوم به جهنم

تو جهنم بسوز

شاهزادگان جهنم

نگهبان جهنم

می‌خواهم به جهنم بروم

زنگ‌های جهنم.....

در حین اجرای کنسرت، مرام خود را ابراز و مهر تأیید بر افکار نامشروع خویش می‌زنند. با تمام تنوعی که در سبکهای موسیقی خویش دارند، ولی همگی بر یک اصل توافق دارند و آن، "شیطان" است.

گروه شیطان پرست موسیقی راک، طبق نوشته‌هایش، نفس و زندگی خویش را به شیطان سپرده و شیطان را چون خدای خود می‌پرستند.

آنها در بیانیه‌های خود اعلام می‌کنند؛ شیطان به آنان قدرتی داده تا به وسیله آن قدرت، معجزاتی انجام دهند.

یکی از آن معجزات، خودکشی اشخاصی است که برای شنیدن کنسرت این گروهها در محل حاضر می‌شوند. در بررسی روزنامه‌ها و رسانه‌ها می‌توان نمونه جنایات و خودکشی فزاینده شنوندگان و بینندگان این کنسرت‌ها را به صورت نمودار غیر عادی کشتار، تجاوز به عنف، استفاده مرگ آور از مواد مخدر مشاهده کرد.

میانگین خودکشی یا صدمه رساندن شدید به خود برای گروه شیطان پرست پینک فلوید، به پانزده تا بیست نفر، بعد از هر کنسرت می‌رسد.

مرگ‌های زود هنگام، خودکشی، قتل، مواد مخدر و زنا و... فرجام موسیقی پاپ، راک و هوی متال است.

در موسیقی راک، زخمی کردن تبدیل به امری رایج شده است. اعمال دیوانه وار و خشونت آمیز، خود زنی از اعمال عادی هواداران و مروجان این نوع موسیقی های شیطانی است.

مثلاً پس از شنیدن صدای گوش خراش هوی متال، جوانی، مادر خود را می‌کشد، سپس خود زنی و آخر سر خودکشی می‌کند.

/ 0 نظر / 35 بازدید