چهل حدیث از حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)

3 -  بهداشت جسم و خودسازی
أُوصیکُمْ بِتَقْوَی  اللّهِ وَ أُحَذِّرَکُمْ أَیّامَهُ... فَبادِرُوا بِصِحَّةِ الاَْجْسامِ فی  مُدَّةِ الاَْعْمارِ... فَإِیّاکَ أَنْتَکُونَ مِمَّنْ یَخافُ عَلَی  الْعِبادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ یَأْمَنَ العُقُوبَةَمِنْ ذَنْبِهِ.
ای  مردم! شما را به تقوی  الهی  سفارش می کنم و از (گناهکردن) در ایّامش برحذر می دارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستی  جسم پیشی  گیرید... و از کسانی  مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویشآسودهخاطراند!

4 - اقسامجهاد
أَلْجِهادُ عَلی  أَرْبَعَةِ أَوْجُه: فَجِهادانِ فَرْضٌوَ جِهادُ سُنَّةٌ لا یُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض وَ جِهادٌ سُنَّةٌ، فَأَمّا أَحَدُالْفَرْضَیْنِ فَجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعاصِی  اللّهِ وَ هُوَ مِنْأَعْظَمِ الْجِهادِ، وَ مُجاهَدَةُ الَّذینَ مِنَ الکُفّارِ فَرْضٌ.
وَ أَمَّاالْجِهادُ الَّذی  هُوَ سُنَّةٌ لا یُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض فَإِنَّ مُجاهَدَةَالْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلی  جَمیعِ الاُْمَّةِ لَوْ تَرَکُوا الْجِهادَ لاََتاهُمُالْعَذابُ وَ هُوَ مِنْ عَذابِ الاُْمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَی  الاِْمامِ،وَحَدُّهُ أَنْ یَأْتِی  مَعَ الاُْمَّةِ فَیُجاهِدَهُمْ. وَ أَمَّا الْجِهادُالَّذی  هُوَ سُنَّةٌ فَکُلُّ سُنَّة أَقامَهُ الرَّجُلُ وَ جاهَدَ فی  إِقامَتِهاوَ بُلُوغِها وَ إِحْیائِها، فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی  فیها مِنْ أَفْضَلِالاَْعْمالِ لاَِنـَّها إِحْیاءُ سُنَّة وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلی  اللهعلیه وآله وسلم): «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُها وَ أَجْرُ مَنْعَمِلَ بِها إِلی  یَوْمِ الْقِیمَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْشَیْئًا.
جهاد بر چهارگونه است: دوتی  آن فرض، و یکی  سنّت که جز با فرضبرپاداشته نشود، و دیگر جهاد سنّت.
امّا آن دوتایی  که فرض است، یکی  جهاد شخصبا نفس خود در مقابل معصیتهی  الهی  است، و آن بزرگترین جهاد است، و جهاد با کفّارکه هم مرز با شمایند فرض است.
و امّا جهادی  که سنّت است و جز با فرض برپا نشود،جهاد با دشمن است، و واجب است بر همه امّت، و اگر جهاد را ترک کنند عذاب بر آنانآید و این عذابی  است که از خود امّت است.
و چنین جهادی  بر امام سنّت است و حدّآن این است که امام با امّت به سراغ دشمن روند و با آنها جهاد کنند.
و امّاجهادی  که سنّت مطلق است عبارت از هر سنّتی  است که شخص آن را برپا می دارد و دربرپایی  و اجرا و زنده کردن آن تلاش می کند.
بنابراین، هر نوع کار و کوشش دراقامه آن از بهترین اعمال خواهد بود، زیرا که آن زنده نمودنِ سنّت است و پیامبراکرم(صلی  الله علیه وآله وسلم)فرموده است: «هر که سنّت و روش نیکویی  را به وجودآوَرَد پاداشش بری  او خواهد بود و نیز ثواب هر که تا روز قیامت بدان عمل کند، بدونآن که از ثواب آنها هم چیزی  کاسته شود

5 - تباهی  دنیا
إِنَّ هذِهِ الدُّنْیا قد تَغَیَّرَتْ وَ تَنَکَّرَتْ وَأَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ یَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ کَصُبابَةِ الاِْناءِوَ خَسیسُ عَیْش کَالْمَرْعَی  الْوَبیل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُبِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا یُتَناهی  عَنْهُ، لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فی  لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّی  لا أَرَی  الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا وَالدّینُ لَعْقٌ عَلی  أَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذامُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ.
امام حسین(علیه السلام) درهنگام سفر به کربلا فرمود:راستی  این دنیا دیگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشتکرده، و از آن جز نمی  که بر کاسه نشیند و زندگی ی  پست، همچون چراگاه تباه، چیزی  باقی  نمانده است. آیا نمی بینید که به حقّ عمل نمی شود و از باطل نهی  نمی گردد؟در چنین وضعی  مؤمن به لقی  خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگی  باظالمان را جز هلاکت نمی بینم. به راستی  که مردم بنده دنیا هستند و دین بر سر زبانآنهاست و مادام که بری  معیشت آنها باشد پیرامون آناند، و وقتی  به بلا آزموده شونددینداران اندکاند.

6 - نعمت ناخوشانجام
أَلاِْسْتِدْراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْیُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْرَ.
غافلگیر کردن بندهاز جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری  را ازاو بگیرد.

7 - عبادتِ تاجران، عابدانو آزادگان
إِنَّ قَوْمًا عَبَدُو اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْکَعِبادَةُ التُّجّارِ وَ إِنَّ قَوْمًا عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُالْعَبیدِ، وَ إِنَّ قَومًا عَبَدُوا اللّهَ شُکْرًا فَتِلْکَ عِبادَةُ الاَْحْرارِوَ هِی  أَفْضَلُ الْعِبادَةِ:
گروهی  خدا را از روی  میل و رغبت (به بهشت) عبادت می کنند که این عبادت تاجران است، و گروهی  خدا را از روی  ترس (از دوزخ) میپرستند و این عبادت بندگان است و گروهی  خدا را از روی  شکر(و شایستگی  پرستش) عبادت می کنند و این عبادت آزادگان است که بهترین عبادت است.

8 -  پرهیز از ستمکاری
إِیّاکَ وَ الظُّلْمَ مَنْ لا یَجِدُ عَلَیْکَ ناصِرًا إِلاَّاللّهَ عَزَّوَجَلَّ
برحذر باشید از ستم کردن به کسی  که یاوری  جز خداوندعزّوجلّ ندارد.

9 - روی  آوردن به دیندار،جوانمرد و اصیل
لا تَرْفَعْ حاجَتَکَ إِلاّ إِلی  أَحَدثَلاثَة: إِلی  ذی  دین، أَوْ مُرُوَّة، أَوْ حَسَب.
جز به یکی  از سه نفرحاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروّت، یا کسی  که اصالت خانوادگی  داشتهباشد.

10 - نشانه هی  مقبول ونامقبول انسانها
مِنْ دَلائِلِ عَلاماتِ الْقَبُولِ: أَلْجُلُوسُ إِلی  أَهْلِ العُقُولِ. وَ مِنْ عَلاماتِ أَسْبابِ الْجَهْلِأَلْمُماراةُ لِغَیْرِ أَهْلِ الْکُفْرِ. وَ مِنْ دَلائِلِ الْعالِمِ إِنْتِقادُهُلِحَدیثِهِ وَ عِلْمُهُ بِحَقائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ.
از دلائل نشانه هی  قبول، همنشینی  با خردمندان است.
و از نشانه هی  موجبات نادانی ، مجادله بامسلمانان.
و از نشانه هی  دانا این است که سخن خود را نقّادی  می کند و به حقایقفنونِ نظر، داناست.

11 - نشانه هی  مؤمن

إِنَّ الْمُؤْمِنَ اتَّخَذَ اللّهَ عِصْمَتَهُ وَ قَوْلَهُمِرْآتَهُ، فَمَرَّةً یَنْظُرُ فی  نَعْتِ الْمُؤمنینَ وَ تارَةً یَنْظُرُ فی  وَصْفِ المُتَجَبِّرینَ، فَهُو مِنْهُ فی  لَطائِفَ وَ مِنْ نَفْسِهِ فی  تَعارُفوَ مِنْ فِطْنَتِهِ فی  یَقین وَ مِنْ قُدْسِهِ عَلی  تَمْکین.
به راستی  که مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آیینه خود، یک بار در وصف مؤمنان مینگرد و بار دیگر در وصف زورگویان، او از این جهت نکته سنج و دقیق است و اندازه وقدر خود را می شناسد و از هوش خود به مقام یقین می رسد و به پاکی  خود استواراست.

12 - بخل ورزی  درسلام
أَلْبَخیلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.
بخیل کسی  است که به سلام کردن بخل ورزد.

13 - نتیجه پیروی  ازگناهکار
مَنْ حَاوَلَ امْرَأً بِمَعْصِیَةِ اللّهِ کانَأَفْوَتَ لِما یَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِما یَحْذَرُ.
کسی  که با نافرمانیخدا گِرد کسی  گردد، آنچه را امید دارد از دست رفتنی تر است و از آنچه برحذر استزودتر دچارش گردد.

14 - احترام به ذرّیّهزهرا(علیه السلام)
وَ اللّهِ لا أَعْطِی  الدَّنِیَّةَ مِنْنَفْسی  أَبَدًا وَ لَتَلْقِیَنَّ فاطِمَةُ أَباها شاکِیَةً ما لَقِیَتْذُرِّیَّتُها أُمَّتَهُ وَ لا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَحَدٌ أَذاها فی  ذُرِّیَّتِها.
به خدا قسم من هرگز زیر بار پستی  و ذلّت نخواهم رفت و درروز قیامت، فاطمه زهرا پدرش را ملاقات خواهد کرد، در حالی  که از آزاری  کهفرزندانش از امّت پیامبر(صلی  الله علیه وآله وسلم) دیده اند به پدر خویش شکایت

/ 1 نظر / 54 بازدید
محمد

سلام با پست جدیدم در مورد بررسی معنی کلمه مولی در حدیث غدیر منتظرت هستم http://faarouq.blogspot.com