با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٦

پیام امام خامنه ای (مدظله العالی) به مناسبت حضور گسترده و حماسی مردم در انتخابات

در پی حضور پرشکوه و حماسی مردم در دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره‌ی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی پیام تشکر و قدردانی صادر و بر نکات مهمی تأکید کردند.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

ملت عزیز ایران

جشن حماسی انتخابات دیروز،‌ بار دیگر گوهر درخشانِ عزم و اراده‌ی ملی را در برابر چشم جهانیان به جلوه آورد. مشارکت گسترده و پرشور شما، و هجوم مشتاقانه به مراکز رأی‌گیری، و تشکیل صفهای طولانی برای رسیدن به صندوق‌های رأی در همه جای کشور، و از همه‌ی قشرهای اجتماعی، نشانه‌ئی آشکار از استحکام پایه‌های مردم‌سالاری اسلامی و دلبستگی همگانی به این موهبت بزرگ پروردگار بود و ایران و ایرانی را در آزمونِ میدان عمل، سرافراز و روسفید کرد. دیروز با این حضور متراکم و افکندن بیش از چهل میلیون برگه‌ی رأی در صندوقها، نصاب تازه‌ئی در انتخابات ریاست جمهوری پدید آمد و پیشرفت روزافزون ملت ایران را در عرصه‌ی حضور و بروز قدرتمندانه نشان داد. ایران اسلامی بار دیگر بدخواهان و کین‌ورزان و حسودان را عقب نشانید و دل دوستان و تحسین‌کنندگان خود را لبریز از شادی و افتخار کرد. پیروز انتخابات دیروز، شما مردم ایرانید و نظام جمهوری اسلامی است که به‌رغم توطئه و تلاش دشمنان، توانسته است اعتماد این ملت بزرگ را به‌طور فزاینده جلب کند و در هر دوره درخشش تازه‌ئی نشان دهد. آزمون برجسته‌ی دیروز تنها مشارکت گسترده نبود، آرامش و متانت و نجابت شرکت‌کنندگان که امنیت انتخابات را تضمین کرد، نیز بخش مهمی از این آزمون خیره‌کننده بود. همه‌ی قشرها، همه‌ی سلیقه‌ها، همه‌ی گرایشهای سیاسی در کنار هم به صحنه آمدند و دوشادوش یکدیگر به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند.

اینجانب با خشوع در برابر خدای بزرگ، جبهه‌ی سپاس بر خاک میسایم، و لطف و رحمت و پاداش شایسته برای ملت ایران مسئلت می‌نمایم و به پیشگاه حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنافداه عرض سلام و اخلاص میکنم و نکاتی چند را متذکر می‌شوم:

۱ـ به مردم عزیز، عرض میکنم خدای را بر موفقیت در برگزاری انتخابات شکر گزارید و پس از التهابِ روزها و هفته‌های پیش از انتخابات، اکنون به اتحاد و اتفاق عمومی بیاندیشید که بی‌شک یک عامل مهم استحکام و اقتدار ملی است. همه در زیر سایه‌ی نظام جمهوری اسلامی و فرزندان این میهنِ سرافرازید، بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ی پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید. برآمدن همه‌ی آرزوهای ملی در گرو چنین اندیشیدن و چنین عمل کردن است.

۲ـ به رئیس‌جمهور محترم و همه‌ی کسانی که در دولت آینده شرکت خواهند داشت سفارش و تأکید میکنم که کار و تلاش پرانگیزه و اندیشیده و جوانانه را برای برطرف کردن مشکلات کشور در پیش گیرند و لحظه‌ئی از این خط مستقیم غفلت نکنند. رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در نظر گرفتن اولویتها، برخورد با فساد و با آسیبهای اجتماعی، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد.

۳ـ عزت ملّی و رعایت حکمت در ارتباطات جهانی و اهتمام به اقتدار بین‌المللی نیز از جمله‌ی اولویتهای مدیریت انقلابی و اسلامی است.

۴ـ لازم میدانم از یکایک آحاد شرکت‌کننده در انتخابات و نیز کسانی که در ترغیب آنان به این وظیفه نقش آفریدند تشکر کنم، بویژه مراجع معظم و علماء اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی و هنری.

۵ ـ لازم میدانم از حضرات نامزدهای ریاست جمهوری نیز که در این روشنگری و شورآفرینی برای انتخابات تأثیر جدّی بر جای نهادند تشکر کنم.

۶ـ لازم میدانم از همه‌ی دست‌اندرکاران اجراء و نظارت انتخابات ریاست جمهوری و نیز انتخابات شوراهای شهر و روستا که متحمل زحمات طاقت‌فرسا شدند تشکر کنم.

۷ـ لازم میدانم از حافظان امنیت انتخابات و نیز از رسانه‌ی ملّی که انتخابات پرشور، مرهون تلاش شبانه‌روزی و هنرمندانه‌ی آنان است سپاسگزاری کنم.

۸ ـ در پایان، خود و همگان را به تقوا و تلاش در راه وظیفه‌ی الهی و اجتماعی و پایبندی به مسیر انقلاب که میراث ارزشمند امام خمینی بزرگ و شهدای گرانمایه است دعوت میکنم و شادی روح و علو درجات آنان را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

والسلام علیکم و رحمة‌الله

سیّد علی خامنه‌ای

سی‌ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٦
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری ، مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین(ع) صبح امروز با حضور حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.
    رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهیدان گمنام و قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهیدان دفاع مقدس را گرامی داشتند و از خداوند متعال، علوّ درجات آنان را مسألت کردند.
    فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٦

     به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR خلاصه‌ای از متن بیانات معظم‌له در این باره را منتشر کرده است:

    عَن أَبِی عَبدِاللهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ (عَلَیهِمَا السَّلَامُ) قَالَ: طُوبىٰ لِمَن لَم یُبَدِّل نِعمَةَ اللهِ کُفراً  طُوبىٰ لِلمُتَحابّین فِی الله. (۱)

    طُوبىٰ لِمَن لَم یُبَدِّل نِعمَةَ اللهِ کُفراً

    این بسیار مطلب مهمّی است: مسئله‌ی تبدیل نعمت خدا به کفران؛... گاهی خدای متعال نعمتی به انسان داده است؛ فرض بفرمایید نعمت «بیان»، خب نعمتی است؛ میتوان این نعمت را در راه ترویج معارف الهی به کار برد، میتوان هم آن را در جهت عکس به‌کار برد؛ این نعمت را اگر کسی در جهت عکس مقاصد الهی به کار ببرد، کفران این نعمت را کرده، نعمت را تبدیل کرده است به کفر.

    فرض بفرمایید داشتن مال دنیا یک نعمت است؛ مال دنیا، نعمتی است که خداوند به بعضی عنایت میکند؛ میتوان با این نعمت، درجات عالیه را کسب کرد -صدقه  داد، انفاق کرد، کسانی را از بدبختی و از هلاکت و گرسنگی نجات داد- میتوان هم بعکس، این پول را در راه‌های فساد، در راه‌های حرام،  در راه اشاعه‌ی محرّمات، در راه افساد خود و دیگران به کار برد؛ این کفران نعمت الهی است.

    قدرت و توانایی مدیریّت و احراز مناصب مدیریّتی یک نعمت است؛ یک روزی بود که ما و شما باید همین‌طور در جریان تصمیم مدیران جامعه -که به دشمنان دین و دشمنان کشور وابسته بودند- حرکت میکردیم، بدون اینکه اختیاری داشته باشیم؛ امروز، بسیاری از خود ما جزو مدیران کشور هستیم -در هر بخشی که هستیم، در هر حدّی که هستیم- و قدرت ایجاد مسیر، تغییر مسیر، تصحیح مسیر را خدای متعال به ما داده است؛ خب این یک نعمت است. این نعمت را چه‌جور مصرف میکنیم؟ اگر در جهت خدمت به مردم و هدایت جامعه به آن سمتی که مطلوب دین خدا است این مدیریّت به‌‌کار رفت، خب این شکر نعمت است؛ اگر چنانچه در این جهت به‌کار نرفت، معطّل ماند یا عکسش به‌کار رفت، این کفر نعمت است. گاهی این کفران نعمتها، به‌حدّی است که قابل جبران هم نیست...

    ۱) امالی طوسی، مجلس اوّل، ص ۲۱

    از امام جعفر صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که حضرت فرمودند: خوشا به حال کسی که نعمت خداوند را به کفران  [نعمت] تبدیل نکند و خوشا به حال آنان‌که براى خدا به یکدیگر علاقه دارند.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

به گزارش تسنیم، عصر روز گذشته حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری در بخشی از سخنان خود در برنامه مناظره تلویزیونی کاندیداهای دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گفت: "یک سایت گمنامی حرفی می‌زند بعد یک سایت معروفی نقل و روزنامه نقل؛ شما می‌خواهی از آن روزنامه نقل کنی؟ من هیچ‌وقت قول 4 میلیون شغل ندادم و این دروغ محض است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: "در مورد شغل من در یک مصاحبه‌ای گفتم اگر گردشگرها را بتوانیم جذب کنیم و 10 میلیون گردشگر در سال اضافه کنیم این موضوع می‌شود."

حسن روحانی خرداد 92 در وعده های انتخاباتی خود در برنامه با دوربین سیما گفته بود :"ما سه میلیون و 300 هزار بیکار در کشور داریم. اگر 10 میلیون توریست وارد کشور شود، 13.6 میلیارد درآمد ارزی و چهار میلیون شغل ایجاد می‌شود. با یک حرکت صحیح می‌توانیم بیکاری را حل کنیم."

این در حالی است که 6 روز پیش مرتضی رحمانی، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی از ورود 19 میلیون و 900 هزار گردشگر خارجی طی سال های 92 تا 95 خبر داد. از اینرو با توجه به گفته های سال 92 روحانی در وعده های انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری، می بایست با تحقق ورود این تعداد گردشگر به ایران، قریب به 8 میلیون شغل ایجاد شده باشد.

در حالی که طبق اعلام رسمی مرکز آمار در طول دولت یازدهم سالانه حداکثر 350 هزار و حداقل 100 هزار شغل ایجاد شد، همچنین دو روز پیش (هفتم اردیبهشت 96) امید علی پارسا رییس مرکز آمار ایران در زنجان گفت: دولت تدبیر و امید از ابتدای سال 92 تا انتهای سال 95، به طور متوسط سالانه 490 هزار شغل در کشور ایجاد کرده است.

با این حال با ورود 20 میلیون گردشگر  وعده ایجاد 4 میلیون شغل از سوی روحانی روی کاغذ باقی ماند.

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام مقام معظم رهبری، در عید پرشکوه مبعث پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص)، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام، قشرهای مختلف مردم و سفیران کشورهای اسلامی، بعثت را برنامه ای نورانی، جاودانه و تحول آفرین برای همه جوامع بشری خواندند و با اشاره به ضرورت ایستادگی برگرفته از تعالیم اسلام در مقابل دشمنان و زورگویان جهانی، افزودند: ملت با حضور در انتخابات پیشِ رو، دشمنان اسلام و ایران را مأیوس خواهد کرد ضمن اینکه لازم است نامزدهای محترم به مردم قول دهند برای پیشرفت کشور و باز کردن گره ها، نگاهشان به خارج از مرزها نخواهد بود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

  به نقل پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین(ع) صبح امروز با حضور حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.

    رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهیدان گمنام و قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهیدان دفاع مقدس را گرامی داشتند و از خداوند متعال، علوّ درجات آنان را مسألت کردند.
    فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳

گروه بین الملل مشرق -  کتاب " سفر به تهران" فلینت و هیلاری مان لِوِرِت (Flynt Leverett & Hillary Mann Leverett) روایت زوج کارشناس آمریکایی با سابقه در مسائل ایران از چرایی ضرورت تغییر سیاست آمریکا در برخورد با ایران است. لِوِرت‌ها سابقه حضور در کاخ سفید، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا - سیا - و آژانس امنیت ملی این کشور به عنوان کارشناس مسائل ایران را در کارنامه دارند.



کتاب "سفر به تهران" فلینت و هیلاری لورت


دکتر فلینت لِوِرت از مقامات سابق سیاست خارجی کاخ سفید در حوزه خاورمیانه و خلیج فارس از سال 1992 تا 2003 و تحلیل‌گر ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بود. وی در سال‌های 2002 و 2003 مدیر امور خاورمیانه شورای امنیت ملی آمریکا نیز بود.

 



فلینت لورت

همسر وی هیلاری مان لورت هم در دولت بیل کلینتون، مشاور رئیس جمهور در امور خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا و دستیار مشاور امنیت ملی آمریکا در امور خاورنزدیک و همچنین مشاور ارشد سفیر آمریکا در قاهره بود. وی همچنین سابقه دیپلماتیک در سفارت‌های آمریکا در عربستان، امارات، قطر، و اسرائیل و کویت را نیز در کارنامه دارد.

در فاصله سال‌های 2001 تا 2003، خانم لِوِرت از جمله مقامات آمریکایی بود که با مقامات ایرانی درباره مسأله افغانستان، القاعده و عراق مذاکره می‌کردند که پس از اعلام ایران به عنوان محور شرارت از سوی جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا، وی به همراه همسرش فلینت لورت در اعتراض به این موضع آمریکا که علیرغم همکاری‌های ایران در افغانستان مطرح می‌شد، از تمام سمت‌های خود استعفا داده و به نگارش کتاب و تدریس در دانشگاه‌های آمریکا مشغول شدند.

این دو استاد دانشگاه درباره انتخابات 88 ایران نیز پژوهشی 65 صفحه‌ای انجام داده‌اند که براساس تمام نظرسنجی‌های قبل از انتخابات از سوی موسسات آمریکایی و اطلاعات و مدارک موجود در ایران، هیچ خدشه‌ای بر این انتخابات وارد نیست و تا کنون نیز مدرکی دال بر وقوع تقلب - به معنای دست‌بردن در آراء و تغییر نتیجه رأی‌گیری - بدست نیامده است و آنچه نیز از سوی مخالفان درباره اتفاقات پیش از انتخابات مطرح می‌شود، مصداق مدرک و سند مؤید تقلب نیست.

لورت‌ها اخیرا سفر کوتاهی به تهران داشتند که با استفاده از این فرصت بوجود آمده، خبرنگار جنگ نرم مشرق در گفتگویی مفصل با این دو مقام سابق و استاد فعلی دانشگاه‌های آمریکا، درباره کتاب "سفر به تهران"، آینده مذاکرات هسته‌ای، سیاست آمریکا در قبال ایران و موضوعات دیگری گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

 


ایران


سوال: به عنوان اولین سؤال با مذاکرات هسته‌ای و تمدید توافق ژنو در مذاکرات وین شروع می‌کنیم. آیا با آغاز به کار کنگره تحت تسلط جمهوری‌خواهان، تقابل دولت اوباما با کنگره مانعی بر سر راه رسیدن به توافق هسته‌ای و دیپلماسی موجود بین ایران و 1+5 خواهد بود و تمدید مذاکرات در وین را که واکنش‌های مثبت و منفی در ایران به همراه داشت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هیلاری لورت: به نظر من اینکه کنگره را به تنهایی مانعی در این مسیر تلقی کنیم خیلی صحیح نیست. به نظر من مشکل اصلی این است که اوباما تصمیم گرفته است که با کنگره کار کند. و کنگره هیچ‌گاه با توافق هسته‌ای با ایران موافقت نخواهد کرد؛ چه کنگره در اختیار دموکرات‌ها باشد چه جمهوری‌خواهان. حامی اصلی تحریم‌ها بر ضد ایران، سناتور منندز از نیوجرسی، دموکرات و کاملا موافق تشدید تحریم‌ها بر ضد ایران است. مسأله اصلی اینجاست که طرف آمریکایی هنوز به این نتیجه نرسیده است که برای تأمین منافع خودش به توافق با ایران نیاز دارد و تصمیم نگرفته است که برای رسیدن به این توافق هر اقدام لازم را انجام دهد؛ مانند آنچه رئیس جمهور نیکسون در دهه 70 در برخورد با چین - و در مخالفت با کنگره و لابی ضد چین که همانند لابی اسرائیلی کنونی بسیار قوی بود - انجام داد. نیکسون به این نتیجه رسیدن که آمریکا برای منافع خودش نیازمند روابط بهتر با چین است، و این تصمیم را عملی کرد.

اما درباره ایران، طرف آمریکایی هنوز چنین تصمیمی نگرفته است. سخنرانی اوباما یک شب پیش از تمدید مذاکرات با ایران نیز نشانه‌ بدی بود؛ رئیس جمهور آمریکا خطاب به افکار عمومی این کشور تنها از فواید این توافق برای ایران سخن گفت - اینکه ایران شانس بازگشت به جامعه جهانی را خواهد داشت و این کشور با 77 میلیون نفر جمعیت به جامعه بین‌الملل خواهد پیوست. اما وظیفه رئیس جمهور آمریکا این نیست که از منافع ایران در این توافق سخن بگوید. رئیس جمهور آمریکا باید وقتی که منافع آمریکا در توافق با ایران است، هر کاری لازم است برای این توافق انجام دهد. به نظر من مشکل اصلی اینجاست.



فلینت لورت: اساسا، دلیل اصلی که توافقی صورت نگرفت، تأکید آمریکا بر برچیده‌شدن بخش‌های اصلی برنامه هسته‌ای ایران در قالب توافق است. طبق توافق ایران باید بخش زیادی از سانتریفیوژهایش را برچیند. شاید تعداد سانتریفیوژهایی که آمریکا می‌تواند تحمل کند افزایش داشته اما آنچه که من از موضع کنونی آمریکا می‌دانم این است که ایالات متحده همچنان خواستار برچیده‌شدن نیمی از سانتریفیوژهای ایران است. اما ایران این خواسته را رد کرده است. موضع ایران براساس ان‌پی‌تی و قوانین بین‌المللی بسیار به‌جا است. فکر میکنم ایران پذیرفته است که طی یک دوره زمانی مشخص تعداد سانتریفیوژهایش را محدود کند اما قصد ندارد برای راضی کردن آمریکا زیرساخت‌های هسته‌ایش را از بین ببرد و می‌خواهد در آینده‌ای قابل تصور و نزدیک، دوباره تحت نظارت‌های بین‌المللی برنامه خود را به پیش ببرد. بنابراین اگر آمریکا آمادگی داشته باشد بر همین اساس مذاکرات با ایران را پیش ببرد، می‌توان ظرف تنها چند هفته به نتیجه رسید. کارشناسان فنی می‌توانند بر روی جزئیات فنی کار کنند و در نهایت به توافق برسند.

 



دلیل اینکه توافق حاصل نمی‌شود این است که آمریکا همچنان فکر می‌کند در موضعی قرار دارد که بتواند شرایط توافق را به ایران دیکته کند. ادبیات آمریکا هنوز اینگونه است که "ما اجازه می‌دهیم ایران چه تعداد سانتریفیوژ داشته باشد." ایران این ادبیات و "اجازه دادن" از سوی آمریکا را نمی‌پذیرد و به همین دلیل توافقی هم صورت نگرفته است.

حالا جمهوری‌خواهان سنا را قبضه خواهند کرد. آیا این مانعی برای روند کنونی مذاکرات خواهد بود؟ بله. به نظر من مانع خواهد بود. همانطور که هیلاری به درستی اشاره کرد، نمایندگان هر دو حزب در کنگره از تحریم‌ ایران حمایت می‌کنند. اما دولت اوباما به این دلیل تا کنون توانسته است در برابر طرح تشدید تحریم‌های ایران مقاومت و آن‌ها را متوقف کند که سناتور «هری رید» (Harry Reid) دموکرات هرگز طرح تحریم‌های جدید برضد ایران را در دستور کار سنا برای رأی‌گیری قرار نداده است. و در دوره جدید سنا که از ژانویه آغاز می‌شود، دیگر این سناتور رهبر اکثریت سنا نیست و دستور کار را جمهوری‌خواهان تعیین خواهند کرد که علنا اعلام کرده‌اند پس از به دست گرفتن اکثریت سنا از ابتدای 2015، تحریم‌های جدید ایران به رأی گذاشته خواهد شد. در صورتی که طرح تحریم‌های ایران برای رأی‌گیری به جریان بیافتد، اکثریت نمایندگان هر دو حزب به آن رأی خواهند داد.

سوال: با وجود این، آیا اوباما توان مقابله با تحریم‌های احتمالی جدید و مقاومت در برابر کنگره را خواهد داشت؟

فلینت: این واقعا به مثابه یک نبرد خواهد بود، یک نبرد واقعی. رئیس جمهور اوباما هنگام اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق ژنو) اظهار داشت که اگر کنگره تحریم جدیدی تصویب کند، آن را وتو خواهد کرد. در آن زمان با توجه به لفظ "اقدام مشترک" باید هم اوباما اینگونه سخن می‌گفت. اما او هیچگاه بدلیل اینکه سناتور «هری رید» هیچگاه اجازه نداد طرح تحریم جدید در دستور کار قرار گیرد. اما این طرح این‌بار به رأی گذاشته می‌شود. آیا اوباما آن را پس از تصویب وتو خواهد کرد؟ و بعد از وتو می‌تواند سناتورهای دموکرات را با خود همراه کند تا دوباره به این طرح رأی مثبت ندهند؛ زیرا در قانون آمریکا در صورت وتوی رئیس جهمور، کنگره می‌تواند دوباره رأی‌گیری کرده و در صورتی که با دو سوم آراء تصویب شود، بدون توجه به وتوی رئیس جمهور، به قانون تبدیل خواهد شد. باید دید اوباما چقدر سرسخت خواهد بود که ابتدا وتو کند و سپس کار سختی برای همراه کردن سناتورها با خود را آغاز کند.

سوال: وزیر خارجه عربستان در آخرین دور مذاکرات به وین سفر کرد و با جان کری نیز دیدار کرد. و نتیجه آن مذاکرات هم چیزی جز تمدید دوباره مذاکرات نشد. ارزیابی شما از نقش عربستان چیست؟

هیلاری: دو دیدار انجام شد. یکی در پاریس و دیگری در وین. جان کری در پرونده هسته‌ای ایران همکاری و هماهنگی بسیار نزدیکی با سعود الفیصل و بنیامین نتانیاهو دارد. کارکرد این هماهنگی نیز برای راضی نگه‌داشتن مخالفان داخلی است تا نشان دهد آمریکا به منافع متحدانش در منطقه احترام می‌گذارد و توافقی را برخلاف منافع آنان امضا نخواهد کرد. کری و اوباما فکر می‌کنند نشان دادن این که اسرائیل و عربستان راضی هستند بسیار مهم است.


سوال: درباره چالش‌های اخیر میان آمریکا و روسیه، آیا این تقابل دو کشور را می‌توان حرکت به سمت نظمی جدید و شکل‌گیری جهان دوقطبی (یا چند قطبی با در نظر گرفتن چین و دیگر قدرت‌های نوظهور) و حتی جنگ سردی جدید تعبیر کرد؟

فلینت: مایلم اینطور تعبیر کنم که از یک جهان تک قطبی به رهبری آمریکا به سوی جهان چند قطبی حرکت می‌کنیم. به نظرم چین و روسیه هر دو خواهان حرکت به این سمت هستند اما در عین حال منافعی هم در حفظ روابط مثبت و سازنده با ایالات متحده دارند. اما رفتار آمریکا در این دو کشور در نقطه مقابل، سبب شده است چین و روسیه روند حرکت به سمت جهان چند قطبی را با سرعت بیشتری پیگیری کنند. آمریکا به عنوان یک ابرقدرت درحال افول، ناامیدانه تلاش می‌کند تا این شرایط ابرقدرتی را - فراتر از آنچه در توانش است - حفظ کند. به همین دلیل اقداماتی را انجام می‌دهد که با منافع مسلم روسیه و چین در تضاد است. به نظر من روسیه و چین باید موازنه‌ای را در سیاست‌ خارجی خود محاسبه کنند که تا چه حد می‌خواهند با آمریکا همکاری سازنده داشته باشند و تا چه اندازه برای حرکت به سمت جهان چندقطبی تلاش خواهند کرد. در حال حاضر هر دو کشور روسیه و چین به سمت چندقطبی‌سازی جهان حرکت می‌کنند. سیاست آمریکا در قبال ایران بخشی از این حرکت پویا است - که زمینه همکاری سازنده آمریکا با چین و روسیه را فراهم کرده است. اما سیاست آمریکا در قبال روسیه بگونه‌ای بوده است که کمتر کسی در این کشور نسبت به فرصت همکاری سازنده روسیه با آمریکا خوشبین باشد. به همین‌ترتیب، چینی‌ها نیز به طور فزاینده‌ای نگران سیاست‌های آمریکا در تلاش برای محدود کردند این کشور به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار بین‌المللی در آسیا و جهان هستند و آمریکا هم می‌خواهد هژمونی خودش در آسیا را تثبیت کند. فکر میکنم سیاست خارجی آمریکا روند گسترش هژمونی آمریکا در مناطق مختلف را پیگیری و تسریع می‌کند و برای حفظ تک‌قطبی تحت مدیریت آمریکا تلاش می‌کند.

- آمریکا به شرایطی بحرانی نظیر بحران دهه 60 میلادی گرفتار شده است

هیلاری: به عقیده من وضعیت فعلی نتیجه نداشتن راهبرد و ناتوانی در درک وابستگی موضوعات است. زمانی که به سیاست آمریکا در قبال ایران، اوکراین، روسیه و چین نگاه می‌کنیم واضح است که سیاست‌گذاران آمریکا توجهی به ارتباط و هم‌پوشانی این حوزه‌ها ندارند: اگر می‌خواهید روسیه را تحریم کنید، چطور از این کشور انتظار همکاری در پرونده ایران را دارید؟ هیچ راهبردی برای اینکه آمریکا چگونه می‌خواهد جایگاه خود را در نظم جدید تعیین کند، وجود ندارد و این بدلیل نادیده‌گرفتن این واقعیت است که جهان در حال تغییر است. در مقابل، آمریکا تلاش می‌کند تا تظاهر کند همچنان تنها ابرقدرت جهان است. نخبگان آمریکایی در بحث‌هایشان براساس تئوری برتری ذاتی آمریکا و استثناء دانستن این کشور، اصرار دارند که آمریکا بدلیل ویژگی خاصی که دارد، قدرتمندترین کشور جهان باقی خواهد ماند. این مسأله هم فقط اوباما و سیاست خارجی او نیست. این باور در عمق فرهنگ آمریکایی‌ها وجود دارد و ریشه آن در پیروزی در جنگ سرد و شکست شوروی است. اما آمریکا باید بپذیرد که جهان در حال تغییر است.

هنگامی که نگارش کتاب "سفر به تهران" را آغاز کردیم، احساسمان این بود که آمریکا در شرایطی مشابه بحران دهه 1960 گرفتار شده است. هنگامی رئیس جمهور نیکسون روی کار آمد، ایالات متحده با فاجعه استراتژیک در آسیا روبرو بود، در ویتنام گرفتار شده بود و ده‌ها هزار آمریکایی کشته شدند؛ ده‌ها هزار نفر در جنگ کره کشته شدند. ارزش دلار سقوط کرد و اقتصاد سیر نزولی را طی می‌کرد و کشور پول کافی برای ادامه و اداره جنگ‌ها را نداشت. شرایط بین سیاهان و سفیدپوستان آمریکا وخیم شده بود و همه جای کشور شاهد شورش بودیم. نیکسون اعلام کرد که ایالات متحده باید منافعش را اولویت‌بندی کرده و تلاش برای تثبیت هژمونی‌اش در آسیا را متوقف کند. این اقدام قطعا بر خلاف منافع آمریکا بود. اما نیکسون این کار را کرد و به چین رفت. چین به آمریکا هیچ امتیازی ندارد. حتی یک سانتریفیوژ هم به آمریکا ندادند. اما نیکسون تصریح کرد که آمریکا نیاز دارد تا روابطش با چین را بازسازی کند و ازین طریق از بحران ویتنام خارج شود. در این کتاب، ما ذکر کرده‌ایم که این شرایط در مورد ایران هم باید تکرار شود و سیاست‌ها در قبال ایران تغییر کند.

داشتن روابط بهتر با ایران به این معنی نیست که ایالات متحده طرفدار ایران شود یا در سیاست داخلی ایران از یک جناح حمایت کند. بلکه اگر آمریکا بتواند با ایران روابط عادی داشته باشد، ایران خواهد توانست به عنوان یک قدرت عادی در منطقه و همراه با عربستان، اسرائیل و ترکیه رشد کند و موازنه قوا در این منطقه را شکل دهد. هنگامی که توازن قوا در منطقه شکل گیرد، دیگر نیازی نیست آمریکا در هر کشوری از لیبی تا سوریه و عراق و افغانستان یا عربستان حضور فیزیکی و نظامی داشته باشد. آمریکا منافع زیادی در خاورمیانه دارد اما این منافع با حضور نظامی گسترده محقق نخواهد شد. در این کتاب گفتیم که آمریکا امروز نیاز دارد تا ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای بپذیرد.



سوال: وزیر سابق اطلاعات ایران و مشاور فعلی رئیس جمهور (علی یونسی) گفته است اوباما ضعیف‌ترین رئیس جمهور آمریکاست. چقدر با این نظر موافق هستید؟

هیلاری: در آمریکا مقایسه عجیب و رو به افزایشی بین کارتر و اوباما شکل گرفته است. مردم بسیاری کارتر را رئیس جمهوری می‌دانند که پس از ترک مقام ریاست جمهوری، انسان بسیار خوبی بود و اقدامات انسان‌دوستانه زیادی هم انجام داد. اما هنگامی که رئیس جمهور بود، کارتر قادر به درک اولویت‌های منافع آمریکا نبود و نیز نتوانست با کنگره تعامل کند. به همین دلیل امروز بسیاری از مردم آمریکا شباهت‌هایی را میان دوره تصدی کارتر و اوباما مشاهده می‌کنند.

فلینت: نمی‌دانم اوباما ضعیف‌ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا هست یا نه، آما فکر می‌کنم باراک اوباما ثابت کرد که رئیس جمهور بسیار ضعیفی است. ما انتظار داشتیم اوباما مخالفانش را ناامید کند. آنچه که درباره اوبام بسیار خودنمایی می‌کند، میزان سرخوردگی بخش عظیمی از هواداران او در موضوعات مختلف است.

- اوباما یکی از ضعیف‌ترین رؤسای جمهور آمریکاست/ نامه‌های او به رهبر ایران از موضع ضعف است

سوال: رئیس جمهور آمریکا در اقدامی بی‌سابقه پس از انقلاب اسلامی، تا کنون سه نامه به رهبر معظم ایران نوشته و از ایران درخواست همکاری بیشتر کرده است. درباره نامه‌های اوباما به رهبر ایران چه نظری دارید؟ آیا این‌ها را از نشانه‌های ضعف اوباما و ناتوانی در پیش‌برد سیاست منطقه‌ای آمریکا می‌دانید؟


فلینت: حتما از ضعف اوباماست. البته اوباما اولین رئیس جمهوری نیست که به رهبر ایران نامه نوشته است اما قطعا نامه‌های او نشانه ضعف است. در آمریکا نسبت به پذیرش جمهوری اسلامی به عنوان یک سیستم - یا همان کلمه‌ای که شما "نظام" می‌نامید - دارای قانون اساسی و مشروع، بی‌تفاوت بوده است. این نظام، یک رهبر دارد با مسؤلیت مشخص، یک رئیس جمهور منتخب با وظایف خاص و مجلسی که بخش دیگری از مسؤلیت را بر عهده دارد و نهادهای دیگری به همین ترتیب. در‌ ایالات متحده همیشه این حس وجود داشته است که می‌توان بدون به رسمیت شناختن کل این سیستم، و تنها با تعامل با یکی از این نهادها، می‌توانیم به آنچه که می‌خواهیم برسیم. اما این روش برای آمریکا هیچ‌گاه جواب نداد و آمریکا نیز همچنان همین روش را دنبال می‌کند. در مورد نامه اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای هم همین روش ادامه پیدا کرده است. ما دقیقا اطلاع نداریم که در نامه چه چیزی نوشته شده است. اما آنچه که از رسانه‌های آمریکایی برمی‌آید، محتوای این نامه نشان می‌دهد که دیدگاه آمریکا نسبت به ایران تا چه اندازه آمیخته با توهم است. نامه اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید که "بسیار خوب"، اگر ایران حاضر شود در بحث هسته‌ای با آمریکا به توافق برسد و بر سر استقلال خود معامله کند، آمریکا اجازه خواهد داد ایران در ائتلاف نظامی این کشور بر ضد داعش در عراق و سوریه شرکت کند، در حالی که ایران قبل‌تر اعلام کرده است در آن شرکت نخواهد کرد! این یعنی فاصله گرفتن از واقعیت؛ اجماع در مسأله‌ای که برای ایران بسیار اهمیت دارد در ازای شرکت در ائتلافی که ایران اعلام کرده است که به آن نخواهد پیوست.

نمی‌خواهم درباره واکنش آیت‌الله خامنه‌ای از دیدن این نامه گمانه‌زنی کنم، اما اگر من چنین نامه‌ای را در این شرایط دریافت می‌کردم، از منطق راهبردی حاکم بر سیاست‌های آمریکا متعجب می‌شدم.

سوال: در مورد کتاب سفر به تهران و داستانی که در پس این کتاب وجود دارد و احتمالا در کتاب به آن اشاره‌ای نشده است کمی برای ما توضیح بدهید. آیا از ابتدا چنین نظری درباره ایران داشتید یا بعدا نظرات شما دستخوش تحول شد؟

هیلاری: ما به مدت 20 سال به عنوان کارشناس خاورمیانه در دولت آمریکا مشغول به کار بودیم اما هرگز یک فرد ایرانی که حامی جمهوری اسلامی باشد را ملاقات نکرده بودیم. تنها اطلاعات ما نسبت به ایران از افرادی بود که از این کشور طی انقلاب یا جنگ عراق فرار کرده بودند. یک سال پیش از حملات یازده سپتامبر من از سوی وزارت خارجه به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل انتخاب شدم. اما به جز خاورمیانه،‌ پرونده افغانستان که کم‌تر کسی به آن توجه می‌کرد را نیز به من محول کردند. از بخت خوب من، آقای اخضر ابراهیمی آن زمان با ابتکاری خوب، شش همسایه افغانستان به همراه روسیه و آمریکا را گردهم جمع کرد.

هنگامی که در این گروه کار خود را آغاز کردیم احساس ما این بود که پاکستان و عربستان سعودی که متحدان سنتی آمریکا بودند، با ما همراه خواهند بود. اما وقتی مذاکرات ما با هیئت پاکستانی آغاز شد، دریافتیم که آن‌ها طرفدار طالبان و بن‌لادن هستند و پایتخت افغانستان را قندهار می‌دانستند تا کابل.



پس از آن با هیئت ایرانی مذاکره کردیم. طبق قانون آمریکا مقامات این کشور حتی اجازه سلام کردن به مقامات ایران را هم ندارند، مگر در مواردی که در یک گروه کاری مشترک و چندجانبه بر سر موضوعی غیر از روابط ایران و آمریکا جمع شده باشند. بنابراین اینجا ما اجازه گفتگو با مقامات ایران را درباره افغانستان داشتیم.

مذاکرات بسیار روشنگرانه‌ای بود و طرف ایرانی اطلاعات و اشراف خوبی درباره منطقه و آسیای مرکزی داشت. حقیقتا من به اندازه طرف ایرانی درباره منطقه و افغانستان نمی‌دانستم اما برخلاف پاکستان که فکر می‌کردیم دوست ماست، دیدگاه‌های ایران نسبت به افغانستان و ژئوپلتیک خاورمیانه و آسیای مرکزی با ما مشترک بود. بنابراین مذاکرات ما ادامه پیدا کرد و مواضعمان را با یکدیگر هماهنگ کردیم.

- پیام رهبر ایران پس از حادثه 11 سپتامبر تحول بسیار مهمی بود که با محور شرارت خواندن ایران از بین رفت

پس از این، حادثه تروریستی 11 سپتامبر اتفاق افتاد و ما در حال تخلیه ساختمان سازمان ملل بودیم و من به طرف ایرانی گفتم که خواهرم در برج‌های مرکز تجارت جهانی مشغول به کار است که مورد حمله قرار گرفت، اما حالش خوب است. در آن شرایط، طرف ایرانی از مقر ایران در سازمان ملل تماس گرفت و حال خواهر من را پرسید و از گسترش تروریسم القاعده ابراز نگرانی کرد. او با اینکه تا آن زمان خبری از تهران نداشت، مطمئن بود که تهران این حملات را محکوم خواهد کرد.  و چند روز بعد رهبر معظم ایران تروریسم را در هر نقطه جهان از جمله در نیویورک و واشنگتن محکوم کرد. این تحول بسیار مهمی بود و ما باید در این شرایط گفتگوها با ایران را بیشتر می‌کردیم. بنابراین مذاکرات آغاز شد و افراد دیگری هم به مذاکرات اضافه شدند. ما به مدت دو سال با ایران مذاکره کردیم و شرایط افغانستان در سال‌های 2001 تا 2003 بسیار خوب بود. پس از آن، سیاست آمریکا در افغانستان بیش از پیش نظامی شد و گفتگوهای ما نیز متوقف شد. ما برای اولین بار صدای جمهوری اسلامی و دیدگاه ایران در مورد همسایه‌‌اش را درک کردیم و من بشدت علاقه به ادامه گفتگوها داشتم. در آن زمان همسرم (فلینت) هم در کاخ سفید بود و خوشبختانه یک تیم تشکیل دادیم.

سخنرانی جورج بوش که در آن ایران را محور شرارت می‌خواند


اما در همان زمان، سخنرانی بوش و محور شرارت خواندن ایران اتفاق افتاد، بدون اینکه به من که مسؤول خاورمیانه و مذاکرات با ایران بودم اطلاع داده شود. نهایتا در اعتراض به این تغییر سیاست دولت آمریکا، هردو استعفا دادیم.



 


پس از استعفا به این فکر افتادیم که مردم آمریکا را نسبت به جهان‌بینی ایران و زمینه‌های همکاری آمریکا با این کشور آگاه کنیم. بنابراین نوشتن کتاب را آغاز کردیم و فقط درباره سیاست خارجی این کشور نوشتیم. ایده اولیه ما این بود که آمریکا می‌تواند با ایران "معامله‌ای بزرگ" داشته باشد. چرا که ایران و آمریکا منافع مشترکی دارند و اگر آمریکا این فرصت را به ایران بدهد، این کشور می‌تواند بخشی از نظم مورد نظر سیاسی و امنیتی این کشور باشد. این ایده اولیه ما بود.

- برای شناخت نظام سیاسی ایران بسیاری از سخنرانی‌های امام خمینی در نجف را مطالعه کردیم

اما بعد از مدتی نظرمان عوض شد. رفته رفته متوجه شدیم که نظم مورد نظر آمریکا برای خود آمریکا چندان مفید نیست. واشنگتن روابط سالمی با عربستان و اسرائیل نداشت و اصلا منطقی نبود که بخواهیم ایران نیز بخشی از این ارتباطات ناسالم باشد. ما در مورد سیاست داخلی ایران هیچ موضعی نگرفتیم اما دریافتیم که پس تاریخ طولانی نفوذ غرب و شوروی در این کشور، ایران توانسته است یک نظام خودساخته و بومی را ارائه کند. ما سپس مطالعه کردیم که چگونه این سیستم توانسته است فراتر از مرزهای ایران تأثیرگذار باشد بگونه‌ای که حتی در دوره شاه نیز چنین نفوذی نداشت. چرا تأثیر و نفوذ جمهوری اسلامی بر همسایگانش بیش از دوره شاه شده است؟

ما به این نتیجه رسیدیم که این سیستم سیاسی بومی چیزی در خود دارد که که نه تنها توانسته 35 سال دوام بیاورد، بلکه نفوذ آن به فراتر از مرزهای این کشور نیز گسترش یافته است. ما سخنرانی‌های امام خمینی در نجف را مطالعه کردیم چرا که به نظرمان بسیار مهم بود و می‌خواستیم برخی از آراء امام را به مخاطبان آمریکایی ارائه کنیم و برخی از دستاوردهای جمهوری اسلامی در حوزه بهداشت و درمان، آموزش و حتی مسائل مربوط به عدالت جنسیتی بیان کنیم. در آمریکا فکر می‌کنند جایگاه زن در ایران بسیار پست و حقیر است اما هنگامی که به آمار شاغلین زن و دانشجویان دختر نگاه می‌کنید متوجه می‌شوید واقعیت چیز دیگری است. ما می‌خواستیم این واقعیت‌ها را به افکار عمومی آمریکا منتقل کنیم. کتاب ما بیش از هرچیز درباره منافع آمریکاست و بحث ما این است که بجای اینکه فکر کنیم ایران یک کشور بسیار بد است که با همه مردمش بدرفتاری می‌کند و فردا سرنگون خواهد شد، باید بنیان‌های مشروعیت در این کشور را به رسمیت بشناسیم. برای آمریکا مهم‌تر از هرچیز به رسمیت شناختن ایران به عنوان قدرتی مستقل است.

- غیرعقلانی بودن، منزوی بودن و نامشروع بودن، سه افسانه رایج در آمریکا درباره ایران است

سوال: شما در کتابتان از سه افسانه رایج در آمریکا درباره ایران سخن گفتید. لطفا توضیح دهید لابی‌ها، رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی چگونه این افسانه‌ها را درباره ایران پرورش می‌دهند؟

فلینت: ایده پرداختن به این سه افسانه درباره ایران به این علت بود که به خوانندگان کتاب کمک کنیم درباره بدگویی‌هایی که در آمریکا نسبت به ایران وجود دارد، تفکر انتقادی داشته باشند. افسانه اول، غیرعقلانی بودن ایران است؛ یعنی اینکه ایران با یک تفکر ایدئولوژیک اداره می‌شود و توان اندیشدن در حوزه سیاست‌خارجی در راستای منافع خود را ندارد. ما قصد داشتیم این باور را به چالش بکشیم. افسانه دوم نامشروع بودن نظام ایران است؛ اینکه جمهوری اسلامی یک سیستم سیاسی نامشروع و بدون اقبال عمومی و هر لحظه با خطر سقوط مواجه است. ما تلاش کردیم این افسانه را نیز نقض کنیم. و سومین باور غلط، افسانه انزوای ایران است؛ اینکه ایران هیچ تأثیری بر منطقه ندارد و می‌توان آن را به راحتی در منطقه و جهان منزوی کرد تا جایی که یا تسلیم شود و یا نابود. این سه افسانه‌ رایج در آمریکا درباره ایران است که ما در این کتاب به آن پرداختیم.

مقابله با این رویکردها، شما در مقابل جبهه‌ای قدرتمند در جامعه آمریکا قرار می‌دهد. ما در زمینه افسانه "غیرعقلانی بودن" نظام ایران پیشرفت‌های خوبی داشتیم. اکنون در میان نخبگان آمریکایی تمایل بیشتری برای عقلانی شمردن ایران و سیاست خارجی‌اش و به تبع آن رفتار در همین چارچوب وجود دارد. البته هنوز هم افرادی هستند که مخالفت می‌کنند اما بهرحال پیشرفت‌هایی داشتیم. اما در مورد دو افسانه دیگر، با شدیدترین مخالفت‌ها روبرو شدیم. بسیاری در آمریکا پذیرفتند که ایران می‌تواند در سیاست‌خارجی عقلانی رفتار کند و دولت آمریکا نیز باید با ایران به گفتگو بنشیند. اما همان افراد، ما را مورد هجمه قرار می‌دادند که چرا نظام ایران را یک نظام مشروع خواندید؟ چرا نگفتید که ایران یک دیکتاتوری است.

-قرار بود بعد از توافق لیبی با آمریکا تحریم‌ها لغو شود/سانتریفیوژهای لیبی اکنون در آمریکاست

هیلاری: در سال 2000 ما در دولت آمریکا بر روی پرونده لیبی و بازسازی روابط آمریکا - لیبی نیز کار می‌کردیم. ما درباره لیبی نیز معتقد بودیم تحریم‌های آمریکا بر ضد این کشور باید برداشته شود و با آن به مذاکره بنشیند. آمریکا می‌تواند بگوید قذافی یک دیوانه است و نظام این کشور یک نظام دیکتاتوری است اما منافع آمریکا ایجاب می‌کند با این کشور در ارتباط باشد. حالا شما ببینید در لیبی چه اتفاقی افتاد. به محض اینکه اعتراضاتی شکل گرفت، ایالات متحده به نفع یک طرف و بر ضد قذافی وارد شد. کوچکترین مشکل در یک کشور، برای دولت آمریکا می‌تواند تبدیل به بهانه‌ای برای سرنگون کردن نظام سیاسی حاکم آن کشور بشود؛ همانطور که در لیبی شاهد بودیم.

فلینت: آمریکا در شرایطی به لیبی حمله کرد که دولت این کشور اساسا در برابر آمریکا تسلیم شده بود؛ آن‌ها در مسأله سلاح‌های کشتار جمعی، تروریسم، برنامه هسته‌ای و ... در برابر آمریکا تسلیم شدند به امید اینکه روابط با آمریکا عادی‌سازی شده و تحریم‌ها برداشته شود و همچنین خطر سقوط دولت این کشور نیز رفع شود. این توافق بین لیبی و آمریکا بود. تاسیسات هسته‌ای لیبی را حتی مهندسان خود لیبی جمع‌آوری نکردند، بلکه تکنسین‌های آمریکایی آمدند تمام پیچ و مهره‌های سانتریفیوژها را باز کرده و بار کشتی کردند و به آمریکا منتقل کردند. و آن سانتریفیوژها الان در آمریکاست.

- لابی اسرائیل به اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها پول می‌دهد تا برضد ایران تولید محتوا و دانش کنند

سوال: آیا سانتریفیوژها و تأسیساتی که به آمریکا منتقل شد در خود آمریکا مورد استفاده قرار گرفت؟ وضعیت برخورد با ایران در شرایط فعلی به چه صورت در سیستم آمریکا - اعم از دولت و کنگره - پیگیری می‌شود؟

فلینت: سوال خوبی است. واقعا ما اطلاعی از سرنوشت تأسیسات لیبی که به آمریکا منتقل شد نداریم. اما در مورد ایران، بسیار اهمیت دارد که آمریکا مشروعیت جمهوری اسلامی را بپذیرد. اما نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل نمی‌خواهند جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند؛ حتی جناح دموکرات نیز در جایی که آن را مداخله بشر دوستانه می‌خواند، بسیار مداخله‌گر و جنگ‌طلب است. آن‌ها می‌گویند مخالف جنگ هستند اما با عنوان مداخله بشردوستانه وارد جنگ می‌شوند.

هیلاری: نومحافظه‌کارها و لیبرال‌ها به اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها پول می‌دهند تا مراکز مطالعاتی خاورمیانه داشته باشند. در نتیجه، تولید دانش درباره خاورمیانه را در اختیار می‌گیرند که براساس واقعیت نیست. بدون اینکه در ایران باشند یا حتی از آمار و داده‌هایی که در خود آمریکا نیز در دسترس قرار دارد استفاده کنند. هر کسی در آمریکا بخواهد می‌تواند به آمار موجود در سازمان ملل درباره ایران رجوع کند. آمار درباره آموزش دختران و پسران و اینکه جمهوری اسلامی چگونه در مقایسه با دوران شاه آموزش دختران و پسران را تغییر داد و اکنون پیشرفتی چشم‌گیر از زمان انقلاب تا کنون داشته است. اما اندیشکده‌ها کاری به این آمار ندارند، چرا که آن‌ها پول میگیرند تا تولید محتوا بر ضد ایران انجام دهند. لابی‌ها به مدد اتاق‌های فکر و رسانه‌های متعدد، در این حوزه تسلط دارند.

چین در دهه 60 حتی به اندازه یک سانتریفیوژ هم به آمریکا امتیاز نداد/  نامه‌های اوباما به رهبر ایران از موضع ضعف و ناچاری است/ روایتی از 2 سال مذاکرات ایران و آمریکا/ قرار بود بعد از توافق لیبی با آمریکا، تحریم‌ها لغو شود، اما قذافی سرنگون شد/ سانتریفیوژهای لیبی الان در آمریکاست

سوال: شما درباره انتخابات 2009 ایران نیز تحقیقاتی انجام دادید و به این نتیجه رسیدید که این انتخابات درست و بدون تقلب انجام شده است. درباره این تحقیق بیشتر توضیح می‌دهید؟

هیلاری: در مورد انتخابات 2009 ایران ما در مقامی نیستیم که بخواهیم بگوییم این انتخابات درست بوده یا نه، اما تحلیل ما از این انتخابات دو نکته داشت: اول اینکه نظرسنجی‌های بسیاری پیش از انتخابات برگزار شده بود. هنگامی که ما این نظرسنجی‌ها را بررسی کردیم بسیار واضح بود که احمدی‌نژاد پیروز انتخابات است و حداقل 60 درصد آراء را به خود اختصاص خواهد داد. دوم اینکه، ما تمام ادعاهای مطرح شده درباره تقلب در انتخابات را بررسی کردیم، اما هیچ‌یک ادله‌ای برای اثبات تقلب یا سندی دال بر تقلب نبود. افراد مختلف نظرات مختلفی داشتند که چطور تقلب صورت گرفته است، اما هیچکس سند و مدرکی برای اثبات تقلب ارائه نکرد.

ما به عنوان شهروندان آمریکایی در سیاست داخلی ایران موضعی نداریم که بخواهیم از یک نفر طرفداری کنیم. گرچه، معتبرترین نظرسنجی‌ها حاکی از پیروزی احمدی‌نژاد بود و هیچکس نیز سندی برای اثبات تقلب ارائه نکرد. برای ما بسیار مهم بود که این مسأله را به داخل آمریکا منتقل کنیم چراکه اکثریت تحلیل‌گران آمریکایی از جمله بسیاری از دوستان نزدیک ما بدون هیچ مدرکی مدعی تقلب در انتخابات بودند. بسیاری از آنان خواستار تغییر حکومت و براندازی در ایران شدند. ما باید با این اتهام مقابله می‌کردیم چراکه به وضوح اطلاعات دقیق و حقایق موجود را نادیده گرفته بودند. از سوی دیگر بدلیل رویکرد کلی سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران و خاورمیانه، این اتهامات برای سیاست آمریکا و واکنش در برابر ایران خطرناک بود. ما در آن زمان منتظر بودیم بالاخره کسی سندی از تقلب ارائه دهد،‌ اما تا به امروز هم چنین اتفاقی نیفتاده است. نکته مهم‌تر این بود که بر فرض وقوع تقلب، این مسأله بازهم ارتباطی با آمریکا ندارد. ما یک بار شاهد دخالت آمریکا در لیبی بودیم؛ که منجر به فاجعه شد.

سوال: انتشار این کتاب چه واکنش‌هایی در پی داشت؟

فلینت: واکنش‌ها بسیار حالت دوقطبی پیدا کرده بود. در یکسو افرادی می‌گفتند کتابی بسیار عالی و مهم است، از جمله نوام چامسکی که چنین نظری داشت. در سوی دیگر، منتقدان ما معتقد بودند که ما نه تنها کتاب بدی نوشته‌ایم، بلکه می‌گفتند شما "کتابی شیطانی" نوشته‌اید. می‌گفتند شما تلاش می‌کنید تا آمریکا را متقاعد کنید یک نظام شیطانی - ایران  - را بپذیرد. همین رویکرد نشان می‌دهد که تغییر سیاست‌خارجی آمریکا در قبال ایران چقدر دشوار است.

سوال: به نظر شما اعتراضات فرگوسن بحران اجتماعی فراگیر برای آمریکاست یا تنها اتفاقی است در یک شهر که نهایتا هم در همین‌جا خاموش خواهد شد؟

فلینت: مسأله برخورد پلیس، دادگاه‌ها و سیستم قضایی آمریکا با آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار واقعا یک مشکل و بحران اجتماعی است. آمارهای بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد آفریقایی‌تبارهای آمریکا بیشتر از سفیدپوستان دستگیر می‌شوند و محکومیت‌های سنگین‌تری را سپری می‌کنند. بسیاری از آن‌ها قربانی خشونت پلیس می‌شوند و بنابراین این بخش از جامعه آمریکا پلیس را بیش از آنکه تأمین‌کننده امنیت خود بدانند، تهدیدی برای جان خود تلقی می‌کنند و این یک مشکل اجتماعی جدی است. من فکر نمی‌کنم این اعتراضات تنها به فرگوسن ختم شود.


نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

"آقای کروبی می‌گفت: من دفعه قبل ۴ میلیون و نیم رأی آوردم و این بار ۳۵۰ هزار، پس یقیناً تقلب شده. ما گفتیم: مردم رأی ندادند، این که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. تنها دلیل موسوی این بود: اگر اعتراض نکنم ۱۳میلیون از من عبور می‌کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، پس از اعتراض برخی از کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گروه 6نفره‌ای را برای رسیدگی به اعتراض کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری را در نظر گرفت تا این گروه برای رسیدگی به شکایات بتوانند مستنداتی را تهیه کنند. این گروه 6نفره را کاظم جلالی، الیاس نادران، علیرضا زاکانی، حجت‌الاسلام سید محمدحسن ابوترابی‌فرد، حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور تهرانی تشکیل می‌دادند. این گروه فعالیت خود را دقیقاً با شروع ناآرامی‌ها در کشور آغاز کرد و با کاندیدای معترض انتخابات و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جلساتی را تشکیل دادند.

بر این اساس سراغ علیرضا زاکانی یکی از اعضای کمیته 6نفره مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به اعتراض کاندیدای معترض بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 رفتیم. در مورد دیدارهای این کمیته با میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پرسیدیم که وی نیز اطلاعات مهمی از جلسات‌شان گفت.

علیرضا زاکانی بین سال‌های 1379 تا 1382 مسئولیت سازمان بسیج دانشجویی کشور را به‌عهده داشت و پس از سازمان بسیج دانشجویی با عنوان «آبادگران ایران اسلامی» کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی شد و در نهایت توانست از مردم تهران رأی اعتماد بگیرد و وارد مجلس هفتم شورای اسلامی شود. وی هم‌اکنون نیز نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی است. زاکانی از چهره‌های شناخته شده تحقیق و تفحص در مجلس و از چهره‌های شاخص و فعال مجلس در مبارزه با فساد است که بیش از هرچیز، وی را در پرونده تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد می‌شناسند.

زاکانی در ابتدای مصاحبه در مورد حوادث کوی دانشگاه بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 گفت: یکی از شرایط تلخی که اتفاق افتاد حادثه کوی دانشگاه تهران بود که یک‌شنبه‌شب، 25 خرداد یک زد‌و‌خوردی صورت گرفت و یک ضرب‌و‌شتم صورت گرفت که محصول تلخی داشت. اول صبح متوجه شدیم چیزی شبیه حادثه سال 1378 تکرار شده است، لذا من خودم را به‌سرعت به کوی دانشگاه رساندم و دیدم که آقای دکتر نادران هم آنجا هستند و بعد آقای دکتر جلالی و سپس آقای ابوترابی‌فرد هم آمدند.

وی همچنین در مورد پیگیری آزادی دانشجویانی که در جریان کوی دانشگاه 25 خرداد بازداشت شده بودند، اظهار داشت: برای همین موضوع و پیگیری بازداشتی‌ها با فرماندهی محترم نیروی انتظامی تماس گرفتم، با اطلاعات هم تماس گرفتم و به پلیس امنیت رفتم و با مسئولین پلیس امنیت جلسه‌ای گذاشتیم و قرار شد که پلیس امنیت به‌سمت بازداشتگاهی که دانشجوها آنجا بازداشت بودند، برود.

زاکانی در مورد تشکیل کمیته 6نفره مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به اعتراضات کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید: در مسیر بودیم که به‌سمت بازداشتگاه‌های دانشجویان بروم که از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد اظهارات میرحسین موسوی در جلسه‌ای که با اعضای کمیته 6نفره مجلس داشت، گفت: آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌‌دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی همچنین در مورد اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی نیز بیان کرد: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی را که در چهارچوب قانون هست قبول ندارند.

زاکانی در مورد جلسه حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز خاطرنشان کرد: آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. وقتی از آقای هاشمی خواهش شد که شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت: ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد دلایل آقای هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات اظهار داشت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

البته این اظهارات بعداً با واکنش آیت‌الله ری‌شهری همراه بود و آیت‌الله ری‌شهری به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اعتراض کرده و گفته بودند: من چنین حرفی را نزدم.

زاکانی در مورد ادامه اظهارات هاشمی رفسنجانی نیز گفت: آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به‌اندازه پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت این حادثه بسیار سختی است و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود که من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

عضو کمیته 6نفره تحقیق مجلس در مورد دلیل مهدی کروبی برای اثبات تقلب در انتخابات نیز اظهار داشت: جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند این که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی را که در حوزه‌های خراسان شمالی هست، انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین در مورد نامه‌ای که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نوشت ولی خانواده وی نگذاشتند نامه منتشر شود، گفت: ما به آقای هاشمی گزارش دادیم که صحبتی با دوستان شد و هیچ‌کدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی‌گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به‌سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت: من نامه می‌دهم، البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم: به‌هرحال شما موضع خودتان را اعلام کنید، که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5 دیداری بود که من خدمت شما گفتم و پس  از آن هم در چند کار ما ورود جدی داشتیم.

زاکانی همچنین با اشاره به اتفاقات و جرم‌هایی که در دوران بعد از انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت، اظهار داشت: همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام(ره) و به‌نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

متن کامل گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با علیرضا زاکانی به‌شرح زیر است:

تسنیم: آقای دکتر، بعد از انتخابات سال 88 حضرت‌عالی در کمیته‌ ویژه مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بودید. در آن دوره با هریک از کاندیدای معترض انتخابات و آقای هاشمی رفسنجانی دیدار داشتید، در مورد جزئیات دیدارتان با کاندیداها و آقای هاشمی بفرمایید.

ــ زاکانی: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. یک اصل ورود ما به بحث انتخابات در سال 88 و موضوع فتنه به شرایطی برمی‌گردد که در هفته اول بعد از انتخابات اتفاق افتاد. یکی از شرایط تلخی که اتفاق افتاد حادثه کوی دانشگاه تهران بود که یک‌شنبه شب، 25 خرداد یک زد‌و‌خوردی صورت گرفت و یک ضرب‌و‌شتم صورت گرفت که محصول تلخی داشت. اول صبح متوجه شدیم چیزی شبیه حادثه سال 1378 تکرار شده است، لذا من خودم را به‌سرعت به کوی دانشگاه رساندم و دیدم که آقای دکتر نادران هم آنجا هستند و بعد آقای دکتر جلالی و سپس آقای ابوترابی‌فرد هم آمدند.

ما در بدو ورود به کوی دانشگاه یک صحنه بسیار تلخی را مشاهده کردیم و بعد هم به داخل نمازخانه رفتیم، زیرا مسجد را برای ساختن خراب کرده بودند، به‌هرحال در نمازخانه تا قبل‌ازظهر کنار دانشجوها بودیم و هم با مسئولین کوی دانشگاه صحبت کردیم و هم با دانشجوها صحبت کردیم. من خودم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که اولاً با سرعت برای پیگیری موضوع اقدام کنیم تا دانشجویانی را که در کوی دانشگاه دستگیر شدند آزاد کنیم.

ازاین‌رو، به دوستان گفتم که من این موضوع را دنبال می‌کنم، برای همین با فرماندهی محترم نیروی انتظامی تماس گرفتم، با اطلاعات هم تماس گرفتم و به پلیس امنیت رفتم و با مسئولین پلیس امنیت جلسه‌ای گذاشتیم و قرار شد که پلیس امنیت به‌سمت بازداشتگاهی که دانشجوها آنجا بازداشت بودند، برود که در مسیر از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

به‌تبع به‌واسطه شرایط کوی دانشگاه در حقیقت مأموریت بررسی و پیگیری کار کوی دانشگاه هم جزو همین پیگیری‌ها قرار داشت که قرار شد در دفتر آثار شهید مطهری در خیابان پاستور جلسه باشد، لذا بنده به بازداشتگاه نرفتم و مستقیم به دفتر رفتم و دیدم که آقای ابوترابی‌فرد، آقای جلالی، آقای عباسپور و آقای کاتوزیان و آقای نادران هم هستند. هر 6 نفر همان‌جا قرار گذاشتند که ما جلسات و دیدارها را با کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری تنظیم کنیم، لذا قرار ما روز سه‌شنبه 26 خرداد شد که اول با آقای موسوی دیدار داشته باشیم و روز چهارشنبه هم با آقای هاشمی.

همان روزی که راهپیمایی بود (راهپیمایی 25 خرداد) یعنی از بین راهپیمایی به جلسه معاونین رفتیم و فردای روز راهپیمایی یعنی 26 خرداد قرار شد به دیدار آقای موسوی برویم. ما نمی‌دانستیم راهپیمایی هست، بنابراین وقت گذاشتیم که بعدازظهر روز 26 خرداد با آقای موسوی دیدار کردیم و روز 27 خرداد هم با آقای هاشمی و بعد از آنجا رفتیم با آقای محسن رضایی و تا آخر شب هم با آقای کروبی دیدار کردیم که دیدار با آقای کروبی هم دو ساعت به طول انجامید. روز سه‌شنبه ما یک دیدار داشتیم و روز چهارشنبه هم سه دیدار داشتیم و در هفته بعد مجدد در روز یک‌شنبه با آقای هاشمی دیدار کردیم.

جمع‌بندی ما برای صحبت با آقای هاشمی این بود که اگر ایشان اطلاعاتی راجع به اعتراض نامزدها داشتند به ما این اطلاعات را بدهند و اگر هم در واقع آقای هاشمی می‌توانستند فضای التهاب‌آلود را به‌سمت فضای عقلانی سوق بدهند به ما کمک کنند. بعد از جلساتی که داشتیم و در جمع‌بندی من مجدداً از دوستان جدا شده به‌سمت بازداشتگاه رفتم که دانشجویان در آن جمع بودند، تقریباً تا آخر شب نزدیک به 12:30 ــ 1 شب در بازداشتگاه با دانشجوها بودیم که اواخر شب هم آقای رهبر رئیس محترم دانشگاه تهران آمدند و معاون اطلاعات ناجا سردار لشگری هم آمدند و عملاً با چهار تا اتوبوس دانشجوها را شبانه آزاد کردند و با آنها آمدیم تا داخل کوی رفتند و داخل ساختمان‌ها مستقر شدند و ما برگشتیم.

*** به موسوی گفتیم جمع حاضر از یک جناح و سلیقه نیست

روز سه‌شنبه 26 خرداد با آقای موسوی در دفتر کارشان در خیابان پاستور دیدار داشتیم و این دیدار در حدود یک ساعت و نیم طول کشید و آقای موسوی تنها بود و ما 6 نفر با وی صحبت می‌کردیم. یکی از دوستان به آقای موسوی گفت: 2 نفر از دوستان که اینجا هستند به شما رأی ندادند، ــ اسم من و آقای نادران را گفت ــ و دو نفر از نمایندگانی هم که هستند برای شما ستاد برگزار کردند و قطعاً به شما رأی دادند ــ که اسم آقای عباسپور و آقای کاتوزیان را آورد، به‌خاطر اینکه آقای کاتوزیان ستاد اصول‌گرایان حامی آقای موسوی را برگزار کرد و بعد هم گفت: ــ دو نفر هستند ــ که اشاره به خودشان کرد و گفت ــ معلوم نیست چه رأیی دارند. در حقیقت این را بیان کرد که "جمع ما جمع یک‌پارچه‌ای نیست که مثلاً شما فکر کنید برای یک جناح یا یک سلیقه و یک نامزد باشند".

همه بحث با آقای موسوی این بود: ما اینجا آمدیم تا مطالب شما را بشنویم و اگر موضوعی هست که محل شک هست ما موضوع را پیگیری کنیم و حقیقت را معلوم کنیم، لذا حضور در اینجا حضور در جهت فهم اشکالی است که شما با انتخابات می‌بینید و حتماً گفتیم که اگر اشکالی هست شما بگوئید و ما پیگیری کنیم.

در ادامه کار بنده به آقای موسوی گفتم: ما از شما خاطره خوشی از دوره نخست وزیری در ذهن داریم و به‌عنوان یک رزمنده شما نخست‌وزیر دوران جنگ بودید، حال اگر حرف و حدیثی هم هست هنوز این خاطره خوش شما در ذهن ما هست و اینجا هم که آمدیم ما به شما رأی ندادیم ولی علاقه‌مندیم که شما در راستای توانمندی‌های‌تان برای انقلاب در صحنه باشید اما به‌هرحال یک نفر از صندوق رأی بیرون می‌آید و یک نفر رئیس جمهور می‌شود و اگر شما  رئیس جمهور نشدید، دلیل بر این نیست که ما شما را نفی کنیم  و آرزومندیم که شما در صحنه باشید و بتوانید کار کنید ولی دلیل اینکه شما این کار را انجام می‌دهید، چیست و این اعتراضات چیست؟

***تنها دلیل موسوی برای اعتراضات: اگر اعتراض نکنم 13 میلیون از من عبور می‌کند

آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌ دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند. حتی موقعی که جلسه تمام شد، همان‌جا با خداحافظی مناسبی جدا شدیم که دوستانه و خیلی صمیمی بود و اظهار آرزو کردیم که در فرصتی دیگر مجدد بتوانیم این جلسات را ادامه بدهیم.

*** دلیلی از آقای موسوی نشنیدیم/ تلقی کردیم در جلسات بعدی دلایلی را از موسوی بشنویم

وقتی روز چهارشنبه که هر 6 نفر از آقای موسوی دلیلی نشنیدیم، تلقی کردیم که شاید در جلسات بعد بتوانیم دلیلی از آقای موسوی بشنویم. فردای آن روز که روز 27 خرداد بود با آقای هاشمی دیدار داشتیم و آقای هاشمی هم تنها بودند. اولین نفری که صحبت کرد آقای ابوترابی‌فرد بود که ایشان گزارش مثبتی از جلسه ما 6 نفر با آقای موسوی ارائه کرد و فضای مثبتی را منتقل می‌کرد.

*** هاشمی گفت: آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و راه‌های قانونی را هم قبول ندارد

آقای هاشمی وقتی گزارش آقای ابوترابی را شنید، نکته‌ای را گفتند: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی که در چهارچوب قانون هست را قبول ندارند. آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. آقای هاشمی گفت: موسوی می‌گوید: تقلب شده و نتایج انتخابات را قبول ندارم و اینکه در حقیقت راه‌های قانونی را هم قبول ندارم. این سه نفر آمده بودند اعتراض کنند و البته گفتند میزان اعتراض آقای موسوی نسبت به بقیه بیشتر بود.

*** هاشمی رفسنجانی گفت: ما مرجعیت سابق را نداریم

وقتی از آقای هاشمی خواهش شد: شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت: ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم. حال این جوانان و این دانشگاهیان هستند که مرجعیت را دارند و این‌ها که به خیابان آمدند بازنمی‌گردند مگر اینکه چیزی را بگیرند، چه‌بهتر که خودمان پیشقدم شویم و چیزی را به معترضین بدهیم که برگردند.

*** دلیل هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات/ نقل هاشمی از آیت‌الله ری‌شهری

نکته‌ای را که آقای هاشمی گفت این بود که در انتخابات تقلب شده و خود آقای هاشمی هم قائل به تقلب بود و در مورد 2 تا از دلایلش برای تقلب گفت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

*** اعتراض آقای ری‌شهری به آقای هاشمی رفسنجانی

علت دومشان هم که بنده همین‌جا می‌گویم که بعداً وزارت اطلاعات بررسی کرد و نتایج را آقای اژه‌ای وزیر اطلاعات وقت در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به آقای هاشمی گفت که این حرف، حرف دروغی است و به هیچ وجه صحت ندارد و همان‌جا چون نقل از آقای ری‌شهری بود، آقای ری‌شهری هم سؤال کردند که صورت موضوع چیست و موضوع را که گفتند آقای ری‌شهری به آقای هاشمی اعتراض کردند: بنده این حرف را به شما نگفتم.

نکته دوم؛ آقای هاشمی بیانش این بود که آقای محسن رضایی گفت: از40 میلیون رأی، 8 میلیون رأی "آب" است که من سؤال کردم آقا محسن این را گفتند و آقای هاشمی گفت: بله، خود آقای رضایی به من گفتند.

*** اظهار رضایت‌مندی هاشمی از خوش‌برخوردی مأموران در دستگیری فائزه هاشمی

نکته آخر؛ آقای هاشمی از مناظره‌ای که آقای احمدی‌نژاد داشتند و صحبت‌هایی که ایشان داشتند اظهار ناراحتی کرد. همچنین از دستگیری خانم فائزه هاشمی هم اظهار ناراحتی کرد ولی همان‌جا گفت افرادی که خانم فائزه هاشمی را دستگیر کردند با وی خیلی خوش‌برخوردی کردند، ازاین‌رو اظهار رضایت‌مندی کرد.

تسنیم: همسر آقای هاشمی گفته بود اگر آقای موسوی رأی نیاورد مردم به خیابان‌ها بیایند...، آقای هاشمی در مورد این اظهارات همسرشان حرفی نزدند؟

ــ زاکانی: نه! هیچ صحبتی نداشتند. ما در مورد نامه‌ای که چهارشنبه قبل از انتخابات به محضر مقام معظم رهبری داده بودند سؤال کردیم که آقای هاشمی گفت: من نامه را فرستادم و 2 ساعت صبر کردم، به‌دلیل اینکه پیغامی نیامد نامه را منتشر کردم، این محل بحث ما بود. البته آقای هاشمی گفت: بعداً مقام معظم رهبری به من گفت: ای‌کاش شما این نامه را منتشر نمی‌کردید و بعد از انتخابات این کار را انجام می‌دادید.

*** هاشمی گفت: «با شناختی که از رهبری دارم انقلاب را سالم بیرون می‌برد»

روز بیست و هفتم و موقعی که خواستیم برگردیم، آقای هاشمی یک نکته‌ای را گفت، آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به‌اندازه پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت: این حادثه بسیار سختی است، و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود: من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

ما به منزل آقای رضایی در شهرک شهید دقایقی رفتیم که آقای نادران، آقای جلالی، آقای ابوترابی و بنده و آقای دانش جعفری هم بودند (آقای دانش جعفری مسئول ستاد آقای محسن رضایی بودند) طبق معمول نشستیم و بنده راجع به همان سؤال محل اشکالی که آقای هاشمی راجع به 32 میلیون رأی و هشت میلیون رأی اضافی سؤال کردم: شما این را گفتید؟ آقای رضایی تأیید کرد، و گفتم: چه دلیل یا سندی دارید که 8 میلیون از رأی خودساخته است؟ آقای رضایی گفت: به این خاطر که تا ساعت پنج بعدازظهر به ستاد مرکزی وزارت کشور مصرف تعرفه 17 میلیون تعرفه اعلام شده و ساعت 5 بعدازظهر تا ساعت 10 شب، 5 ساعت را ضرب در 60 دقیقه  ضرب در 60 ثانیه و ضرب در 45 هزار صندوق رأی 21 میلیون نفر می‌شود که به‌اضافه این 17 میلیون 32 میلیون نفر است و این میانگینی بود که آقا محسن حساب کرده بود را ضرب در این عدد می‌کرد و می‌گفت که امکان ندارد 21 ــ 22 میلیون پای صندوق رفته باشند.

همان‌جا برای آقای رضایی استدلال کردیم و گفتیم اشکال ما این است که به‌صورت پیوسته مصرف تعرفه اعلام نمی‌شود و ممکن است در یک صندوق 5 بسته مصرف شود و به‌دلیل ازدحام با مرکز تماس گرفته نشود و تعرفه مصرفی اعلام نشود. من به آقای رضایی گفتم: اگر این استدلال شماست، این استدلال از پایه سست است، به‌دلیل اینکه الکترونیکی نیست که در لحظه اعلام شود، و آقای رضایی هم پاسخی نداشت و معلوم بود استدلال غلطی را هدف‌گذاری کردند.

ما با آقای رضایی صحبت کردیم و همه سعی هم بر این بود: اگر شما نسبت به صندوقی یا شرایطی اشکال می‌بینید این را بیان کنید که ما پیرامون آن تحقیق کنیم، و آقای رضایی هم استقبال کرد و ما هم خیلی خوشحال شدیم، به‌خاطر اینکه آقای موسوی در مورد تحقیق در این زمینه استقبال نکرده بود ولی آقای رضایی استقبال کرد و ما خیلی خوشحال شدیم و گفتیم شورای نگهبان هم نظر مثبت دارند به اینکه اگر ما بنای تحقیق داشته باشیم میدان تحقیق را کاملاً باز کردند تا به‌قدر کافی تحقیق کنیم. بااین‌حال در عمل باز هم آقای رضایی پیگیری نکردند، یعنی همان‌جا شماره تلفن ما را خواستند که بعداً هرچه زنگ زدیم و پیگیری کردیم برای بررسی‌های بعدی نیامدند، حدوداً آنجا یک ساعت ــ یک ساعت و‌ نیم جلسه داشتیم.

بعد از منزل آقای رضایی به‌سمت منزل آقای کروبی رفتیم ولی آقای کروبی منزل نبودند. به‌دلیل اینکه ما با آقای کروبی در منزل قرار داشتیم، گفتند که به خیابان گیاهی برویم زیرا محل کار آقای کروبی آنجاست. به محل کار آقای کروبی رفتیم. در بدو ورود موضوعی برای من خیلی جالب بود، به‌دلیل اینکه فکر می‌کردم آقای کروبی از آقای کرباسچی ناراحتی داشته باشد، چون آقای کرباسچی به‌عنوان مسئول ستاد آقای کروبی فعال شد ولی شایع شده بود که کرباسچی در دانشگاه امیرکبیر به آقای موسوی رأی داد و این مسئله برای کسی که نامزد انتخابات است، خیلی دردناک و غیرقابل قبول است. از در که وارد شدیم تعدادی از خانم‌ها و آقایان جوانی آنجا بودند و وقتی وارد شدیم دیدم که آقای کرباسچی هم آنجا نشسته که من خیلی تعجب کردم.

*** دلیل کروبی برای تقلب در انتخابات/ کروبی: قبلاً 4 میلیون رأی داشتم

ما چهار نفر بودیم، آقای گرامی مقدم با آقای کروبی هم بود که جمعاً 6 نفر شدیم. آقای ابوترابی، جلالی، نادران، بنده، آقای گرامی‌مقدم با آقای کروبی. این جلسه نزدیک 2 ساعت طول کشید و جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند، اینکه اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی که در حوزه‌های خراسان شمالی هست را انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نکته دوم که آقای کروبی می‌گفت این بود: وقتی من در خیابان‌ها راه می‌روم و در ماشین به‌سمت خانه می‌روم به نظام «بد» می‌گویند، که ما هم گفتیم: شما حداقل پایین شهر بیایید مردم «خوب» می‌گویند. ممکن است برخی مردم بالای شهر چیز دیگری بگویند و در واقع شما فقط اطراف خودتان را می‌بینید. به‌هرحال در کل آقای کروبی هیچ استدلالی نداشت و هرچه ما گفتیم: بیایید کمک کنیم تا صندوق‌ها را باز کنیم، قبول نکردند و هیچ‌چیزی مستند وجود نداشت. تقریباً ساعت 12 شب شد که از دفتر آقای کروبی بیرون آمدیم و در جمع‌بندی داشتیم این بود که این چهار نفر دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و استدلالی برای حرفهای‌شان ندارند و فقط کلی‌گویی می‌کنند.

*** هاشمی نامه‌ای نوشت ولی خانواده‌اش مانع انتشار نامه شدند

روز یک‌شنبه بود که مجدداً با آقای هاشمی جلسه گذاشتیم، این جلسه بعد از خطبه‌های نماز جمعه مقام معظم رهبری در 29 خرداد بود و آقای هاشمی هم خیلی خوشحال بودند و می‌گفتند مقام معظم رهبری موضع ایشان را مشخص کرده‌اند. ما به آقای هاشمی گزارش دادیم: صحبتی با دوستان شد و هیچ‌کدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی‌گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به‌سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت: من نامه می‌دهم البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم: به‌هرحال شما موضع خودتان را اعلام کنید، که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5 دیداری بود که من خدمت شما گفتم و پس  از آن هم در چند کار ما ورود جدی داشتیم.

در آن ایام ادامه ماجرای مربوط به کوی دانشگاه بود و دیگری پیگیری کار کهریزک بود و نکته سوم هم انعکاس این موارد به جامعه دانشجویی در دانشگاه‌ها و فرستادن یک گزارش به مجلس و روشن کردن ابعاد حوادث و پیوستگی و ارتباط داشتن با دانشجو، لذا مسیری بود که ما به مسیر فتنه آمدیم و معتقد بودیم و هستیم. من در روز سه‌شنبه 2 تیر در مجلس صحبتی کردم مبنی بر اینکه اکثریتی هستند و از پیروزی نامزدشان خوشحال هستند و در حدود 23 ــ 24 میلیون هم هستند و یک اقلیتی هستند که این‌ها اقلیت بسیار بزرگی هستند.

13 میلیون به 2 قسمت تقسیم می‌شوند؛ اولی توده‌های مردم هستند که اکثریت این 13 میلیون هستند که رأی خود را مطالبه می‌کنند و آن دسته اقلیتی هستند که فقط به‌دنبال آشوب هستند. بعدازظهر روز شنبه 23 خرداد در خیابان شهید مطهری تهران آشوب بود، در حالی که رأی‌گیری در حال شمارش بود و بحث این بود که نظام در خصوص اکثریت معترض پاسخگو است اما در مورد اقلیت آشوبگر باید از امنیت کشور، امنیت عمومی مردم و سایرین حفاظت کرد و با آنها برخورد شود. این منطقی بود که دنبال می‌کردیم و همه تلاش این بود که با این منطق ما مسیر پاینده را طی کنیم.

بعداً در 21 دی‌ماه سال 88 رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند مسیری که نظام رفت مسیری بود که درست بود و آن مسیر هم چیزی نبود جزاینکه بتواند با صبر و تحمل و آگاهی‌بخشی راه دریافت درست فتنه را ایجاد کند. مقام معظم رهبری فرمودند اکثریتی در 26 خرداد به خیابان آمدند و رأی خود را مطالبه می‌کردند. در "9 دی" نیز مردم در اعتراض به آشوبگرها به خیابان آمدند که این هنر نظام را نشان می‌دهد. این کل واقعه‌ای است که ما در جریانش بودیم.

البته من به‌خاطر آقای هاشمی یک بخش آن را ذکر کردم و دفتر آقای هاشمی تکذیب کرد اما در صحن علنی مجلس که همه نمایندگان و آن 6 نفر نماینده‌ای که در کمیته ویژه مجلس بودند و آقای ابوترابی هم صحن را اداره می‌کرد، من این خاطره را در نطق پیش از دستور گفتم و به شهادت گرفتم، بعد از آن اگر جایی گفتم دیگر دفتر آقای هاشمی تکذیب نکرد، از این جهت هم گفتم که حرف‌ها واضح و مشخص است.

تسنیم: بر اساس نتیجه‌ای که از کمیته تحقیق مجلس به دست آوردید در همان روزهای اول متوجه شدید که تقلبی در انتخابات نبود و کاندیدای معترض نیز سند یا مدرکی برای اثبات حرف خود نداشتند، بنابراین "اسم رمز آشوب" که آقای ابطحی گفت کاملاً برای همه محرز و آشکار شد. آقای حجاریان هم اذعان کرد که در انتخابات 88 تقلب نشد. آقای زاکانی، شما در مجلس تحرکات را رصد می‌کردید، چه اتفاقاتی بعد از انتخابات از دیدگاه نمایندگان مجلس تکمیل‌کننده "آشوب" بود؟

ــ زاکانی: خوب! اینها جرم‌های بسیار بزرگ داشتند که بزرگ‌ترین آن عبارت از این بود که گفتند: ما جلوی دروغ‌گویی رقیب (احمدی‌نژاد) را گرفتیم، ولی با کمال تأسف خودشان بزرگ‌ترین دروغ که "تقلب در انتخابات" بود را گفتند. این اشخاص از تابستان 87 کمیته صیانت از آرا را با مسئولیت آقای محتشمی تشکیل دادند و دنبال می‌کردند و موضوع معلوم بود که هدف‌گذاری شده است.

در این مسیر هم "دروغ‌گویی" و هم "قانون‌شکنی" آنها جرم بزرگی بود. باز یکی از نکاتی را که آقای موسوی در مناظرات روی آن تأکید داشت، قانون‌مداری بود و نکته‌ای که آقای هاشمی و خودشان در روز 23 خرداد گفتند این بود: تقلب شده است و من قانون را قبول ندارم و روش رسیدگی را قبول ندارم. این اظهارات در حقیقت خلاف شعار قانون‌مداری بود و یک دروغ بزرگ بود که به مردم گفتند.

نکته سوم؛ تهمت بزرگ تجاوز است که جنایت بزرگ مرتکب شدند تا چهره انقلاب و نظام اسلامی را در عرصه جهانی مخدوش کنند که آقای کروبی چهار نفر را معرفی کردند و گفتند: این چهار نفر مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، که هم دو تیم از مجلس و هم تیم 3نفره (آقای محسنی اژه‌ای، حجت‌الاسلام رئیسی و خلفی) تشکیل شده قوه قضائیه بررسی کرد که هر سه تیم به این نتیجه رسیدند این موضوع دروغ محض است و ادعاهایی است که یکی از والدین روانی گفته بود که به فرزندشان تعرض شده است، بعد وقتی فرزند را که آوردند، گفت: مادرم بیمارستان بستری بود و روانی است و توهم دارد و آبروی ما را هم برده است، ما می‌گوییم این نیست و می‌گوید هست. از همین جنس باز گفتند که هر 4 مورد دروغ بود.

کسی  حاضر نشد بگوید این تهمتی که به جمهوری اسلامی و آبروی نظام اسلامی زده شده دروغ بود و نکته بعد از اینکه آنها دروغ تقلب و عدم امانت‌داری به نظام زدند و قانون‌شکنی کردند و از طرفی آمدند تهمت تجاوز را زدند. آقای آخوندی که الآن وزیر محترم راه و شهرسازی هستند روز سه‌شنبه 26 خرداد در محضر مقام معظم رهبری صراحتاً اعلام کرد که در انتخابات تقلب صورت نگرفت. همین آقای آخوندی در تیرماه به آقای زنگنه نامه فرستاد که مجدد یک گروه غیر از مسیر قانونی و مسائل از این دست را دنبال کردند، لذا می‌دانستند که این دروغ و این تهمتی بیش نیست اما بر آن تأکید کردند.

نکته بعدی اینکه با بیان احساسی و کتمان‌کاری هم تلاش کردند اکثریت معترضین را در خیابان نگه دارند و هر درگیری و هر مشکلی بعد از آن اتفاق افتاد، این‌ها در آن شریک بودند. یعنی آنچه خون بر زمین ریخته شد در این‌ها شریک‌اند. آقای موسوی بیانیه‌های متعددی می‌دهد و دائماً دعوت به صحنه می‌کند و در صحنه درگیری ایجاد می‌شود و باز هم اصرار می‌کند.

مقام معظم رهبری در 29 خرداد 88 فرمودند: اردوکشی خیابانی نکنید و هرچه اتفاق بیفتد شما در آن مسئولیت دارید، این عدم مسئولیت‌پذیری و میدان آوردن به‌دروغ در صحنه و سوء استفاده از بخشی از جامعه این جنایت بزرگی است که اتفاق افتاد و در راستای خواست دشمن بود. در این میان هم تکرار اجزای فریب به‌طریقی که افراد را پنهان کردند و گفتند ربوده شده‌اند و یا کشته سازی‌های متعدد داشتند و کارهای مختلفی کردند و سناریوهای متعددی ساختند و به‌نظر همه این‌ها نکاتی است که حکایت می‌کند عده‌ای در داخل کشور برای اینکه به قدرت و به آن جاه و مقام نرسیده‌اند حاضر شدند که همه داشته‌های‌شان را به آتش بکشند  و همه داشته‌های این ملت و سرمایه‌ها و میراث بزرگ شهدا و امام را به تاراج بردند.

*** نفاق و دوچهره بودن در فتنه محل اشکال اصلی است

همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام(ره) و به‌نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

اصلاً در آن جرم و جنایت‌ها آمدند نسبت به شعارهای اساسی انقلاب و آرمان‌های انقلاب و بحث فلسطین و آمریکاستیزی خیانت کردند، تمثال مبارک حضرت امام(ره) را به آتش کشیدند یا آمدند تعرض به هیئات و دسته‌جات، و خانه خدا و مسجد را آتش زدند. این‌ها مورد نفی عده‌ای که زمینه این‌ها را فراهم کردند، نشد تا اینکه مردم به صحنه آمدند و این 8 ماه 8 ماهی بود که مقام معظم رهبری با روشنگری و با بصیرت افزایی به بطن جامعه و استعداد و فوق‌العادگی مردم عزیز سبب شد که این فتنه فروکش کند و آلودگی در 9 دی شسته شود.

تسنیم: آقای زاکانی، خودتان تقریباً وارد بحث "9 دی" شده‌اید. برخی معتقدند اتفاقات روز عاشورا و هتک حرمتی که به مقدسات شد نقش مؤثری در شکل‌گیری حضور مردم در "9 دی" داشت. برخی از سیاسیون نیز می‌گویند حصر آقایان موسوی و کروبی از همان روز 9 دی توسط مردم اتفاق افتاد زیرا حضور مردم در واقع دادگاه افکار عمومی سران داخلی فتنه بود. پس از گذشت 4 سال که جنایات آنها بیشتر آشکار شد و دیگر بر کسی پوشیده نیست سخنگوی دولت می‌گوید: رفع حصر موسوی و کروبی در دستور کار دولت است ولی نمی‌خواهیم آن را رسانه‌ای کنیم، این اقداماتی که صورت می‌گیرد آیا بار دیگر پشت کردن به رأی و حضور مردم در 9 دی نیست؟

ــ زاکانی: من خودم معتقدم که بزرگ‌ترین لطف را نظام اسلامی در حق عناصر فتنه کرد و اتفاقاً اگر کسی مدعی آزادی باشد، نیروهای انقلابی دلسوز هستند که باید مدعی باشند باید محاکمه جدی و علنی صورت بگیرد که معلوم شود این‌ها چه دروغ بزرگی را به مردم گفتند و یا در چه توهمی به سر برده‌اند و به سر می‌برند و مابه‌ازای این جرم و جنایتی که انجام شده برخورد قانونی شود.

من معتقدم اگر این اتفاق بیفتد یک نقطه عطف و یک درس بزرگی برای کسانی است که در آینده بخواهند همچنین جنایتی را مرتکب شوند. حصر این آقایان به‌اعتبار نظر شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته و شورای عالی امنیت به‌عنوان جایگاه فرابخشی آن مرجعیت لازم را برای صیانت از امنیت و ثبات کشور را دارد و بر همین اساس نیز این‌گونه تشخیص دادند. به‌هرحال اگر کسی باید مطالبه کند مطالبه کسانی است که در صحنه‌های مختلف انقلاب بودند و امروز هم معتقد هستند این‌ها باید محاکمه شوند و مجازات شوند و پاسخ جرم و جنایتشان را در همین دنیا ببینند، اگر این شد دیگر طلبکاری پیدا نمی‌شود.

عده‌ای اظهار می‌دارند: اگر مشکلی بوده سال‌ها گذشته و ببخشید! نمی‌دانم این دوستان می‌توانند از خون‌هایی که در آن ایام ریخته شد و افراد و نظام و سرمایه‌ای که از کشور سوخت، بگذرند؟ مثل کسی که جرم قتل انجام داده بگویند مرور زمان شامل حالش می‌شود. نه! این‌گونه نیست، بعضی جرم‌ها مرور زمان شامل حالش نمی‌شود و فرد را به‌سزای عملش می‌رسانیم.

*** فتنه‌ای که شد شدیدتر از قتل و غیرقابل بخشش است

کاری که این آقایان انجام دادند به‌قول قرآن مافوق قتل است و فتنه‌ای که کردند شدیدتر از قتل است، لذا غیرقابل بخشش است و اگر کسی مدعی است به‌اعتقاد من باید نیرو‌های انقلاب باشند که خواستار محاکمه سران داخلی فتنه هستند، نه برای اینکه عده‌ای از رأفت اسلامی بخواهند سوءاستفاده کنند و این جنایت را به دست فراموشی دهند.

تسنیم: آقای دکتر، در روز "9 دی" و تجمع بزرگی که اتفاق افتاد، حضور مردم چه پیامی را منتقل می‌کرد؟

ــ زاکانی: در 9 دی چند نکته بسیار جالب بود؛ اول اینکه ما با موتور به راهپیمایی آمدیم، از بالای خیابان انقلاب به راهپیمایی پیوستیم. اولین نکته عظمت جمعیت بود که غیرقابل باور بود و دومین نکته حضور همه اقشار و همه سنین بود. من در خیابان سمیه پیرمرد و پیرزنی را دیدم که با عصا دست یکدیگر را گرفته بودند و می‌آمدند که گریه‌ام گرفت و گفتم: خدایا، این‌ها دیگر چه تکلیفی دارند که آمده‌اند.

نکته سوم حضور همه سلایق سیاسی بود. من یک دخترخانم محجبه چادری را دیدم که پلاکاردی در دست داشت و روی آن نوشته بود: من به موسوی رأی دادم ولی برائت می‌جویم از کاری که موسوی انجام داده است، و همین طور در خیابان انقلاب داشت می‌رفت که به‌نظرم این را یک حداقلی برای التیام برای خودش می‌دانست.

نکته چهارم اینکه همه حال سوز و گداز و یک حرکت عاشورایی را نمایش دادند و این حرکت در محور ولایت و حمایت از اساس نظام اسلامی که ولایت فقیه است، شکل گرفته بود. خیلی جالب بود که عکس هیچ‌کس را جز امام(ره) و مقام معظم رهبری نمی‌دیدیم که این موضوع خیلی پیام داشت. مردم با چه‌شوری از کسانی که زمینه فتنه را فراهم کرده بودند، اظهار برائت می‌کردند و اظهار دوستی و تعلق خودشان را به اسلام و نظام اسلامی و ولایت فقیه بیان می‌کردند و این تمام گردوغباری که در ایام فتنه بر در و دیوار و پیکره پاک و مطهر جامعه نشسته بود، به‌واسطه صبر و حلم 8ماهه نیروهای مقام معظم رهبری و آن جنایت‌ها و جسارت‌هایی که عناصر فتنه می‌کردند، برداشته شد.

نهایتاً به‌واسطه اهانتی که در عاشورا انجام دادند که بی‌سابقه بود به‌یک‌باره احیا شده بود و در صحنه مردم حاضر بودند و در زمین و زمان از دل و جان می‌جوشیدند و حرکت می‌کردند. به‌نظرم خودجوشی این راهپیمایی ــ به‌دلیل اینکه در بعضی شهرها 8 دی برگزار شد و عمده شهرها 9 دی ــ حکایت از این داشت که مردم حاضر نیستند که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی و پرچم‌داری حق را در این برهه از تاریخ رها کنند و تنها بگذارند.
به‌فرموده امام(ره) در یک برهه‌ای از طرف اسلام ملت ما نمونه و تکرار نشدنی است و من معتقد هستم که به‌یک‌باره باطن مردم و باطن نیروهای معتقد به اسلام از همه طبقات و از همه سلایق سیاسی و از همه افرادی که ظواهر مختلفی داشتند، اما همه این‌ها در نهم دی عیان شد و یک تطهیر و یک پاکی را برای ما به ارمغان آورد. به نظر هم می‌آید 9 دی به‌عنوان یک یوم الله مورد دقت و تأکید قرار بگیرد و خود به‌عنوان یک نقطه عطفی است و یک مشخصاتی دارد که نباید به فراموشی سپرده شود.

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢

ما نمی گذاریم بار دیگر شرمنده سیدالشهداء شویم

آهای کسانی که امروز در کنفرانس خبری سنگ سران فتنه را به سینه زدید

و شعار (روحانی یادت باشه ، موسوی یادت نره) سر دادید،

ما یادمون نرفته:

شکسته شدن حرمت روز عاشورا و خون اباعبدالله الحسین یادمون نرفته

سوخنن عکس امام و رهبری یادمون نرفته

اشک های رهبر عزیزمون رو هنوز از یاد نبردیم

شکسته شدن ارزش ها رو از یاد نبردیم

اجازه نخواهیم داد عوامل این بی حرمتی ها دو باره قدرت بگیرند

.... اینبار شرمنده ی خون حسین (ع) نخواهیم شد...

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٢

حضرت امام خامنه ای (مدظله اعالی ) فرمودند:

اخیراً شنیدم که از شوراى امنیّت ملّى آمریکا کسى گفته که ما این انتخابات ایران را قبول نداریم. خب به درک که قبول ندارید! اگر قرار بود ملّت ایران منتظر بماند که شما چه چیزى را قبول دارید و چه چیزى را میل دارید، آن‌طور عمل بکند، که کلاهش پسِ معرکه بود. ملّت ایران نگاه میکند ببیند خودش چه چیزى را احتیاج دارد و مصلحت او در چیست، آن را دنبال خواهد کرد. ۱۳۹۲/۳/۲۴

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢

رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است.

اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسه‌ى سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن کار افتخارآفرینى که با شور و هیجان انجام میگیرد. هر رأیى که شما به یکى از این نامزدهاى محترم بدهید - این هشت نفر آقایان محترمى که در صحنه هستند - رأى به جمهورى اسلامى داده‌اید. رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است. اینکه شما وارد عرصه‌ى انتخابات میشوید؛ چه آن کسى که نامزد ریاست جمهورى است، چه آن کسى که انتخاب میکند - مثل من و شما - نفْس ورود در این میدان، به معناى اعتماد به جمهورى اسلامى و اعتماد به سازوکار انتخابات است؛ در درجه‌ى دوم هم، رأى به کسى است که یا شما، یا آن برادر و خواهر دیگر، یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم که براى آینده‌ى کشور مفیدتر از دیگران است.

 ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید:
بین دو حاکم در تردیدم، چه کنم؟
- عادل، صادق، فقیه و باتقواترین را انتخاب کن.
-اگر به تشخیص نرسیدیم؟
-ببین افراد متدین به کدام متمایلند.
-اگر نفهمیدیم؟
-بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر می پسندند ، او را کنار بگذار و ببین کدام بیشتر خشمگینشان می کند، او را برگزین.
اصول کافی، جلد ۱، ص ۶۸

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢