با ولایت زنده ایم


ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)

تحقیقات سال 88 ما نشان می‌داد احمدی‌نژاد رأی می‌آورد

گروه بین الملل مشرق -  کتاب " سفر به تهران" فلینت و هیلاری مان لِوِرِت (Flynt Leverett & Hillary Mann Leverett) روایت زوج کارشناس آمریکایی با سابقه در مسائل ایران از چرایی ضرورت تغییر سیاست آمریکا در برخورد با ایران است. لِوِرت‌ها سابقه حضور در کاخ سفید، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا - سیا - و آژانس امنیت ملی این کشور به عنوان کارشناس مسائل ایران را در کارنامه دارند.



کتاب "سفر به تهران" فلینت و هیلاری لورت


دکتر فلینت لِوِرت از مقامات سابق سیاست خارجی کاخ سفید در حوزه خاورمیانه و خلیج فارس از سال 1992 تا 2003 و تحلیل‌گر ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بود. وی در سال‌های 2002 و 2003 مدیر امور خاورمیانه شورای امنیت ملی آمریکا نیز بود.

 



فلینت لورت

همسر وی هیلاری مان لورت هم در دولت بیل کلینتون، مشاور رئیس جمهور در امور خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا و دستیار مشاور امنیت ملی آمریکا در امور خاورنزدیک و همچنین مشاور ارشد سفیر آمریکا در قاهره بود. وی همچنین سابقه دیپلماتیک در سفارت‌های آمریکا در عربستان، امارات، قطر، و اسرائیل و کویت را نیز در کارنامه دارد.

در فاصله سال‌های 2001 تا 2003، خانم لِوِرت از جمله مقامات آمریکایی بود که با مقامات ایرانی درباره مسأله افغانستان، القاعده و عراق مذاکره می‌کردند که پس از اعلام ایران به عنوان محور شرارت از سوی جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا، وی به همراه همسرش فلینت لورت در اعتراض به این موضع آمریکا که علیرغم همکاری‌های ایران در افغانستان مطرح می‌شد، از تمام سمت‌های خود استعفا داده و به نگارش کتاب و تدریس در دانشگاه‌های آمریکا مشغول شدند.

این دو استاد دانشگاه درباره انتخابات 88 ایران نیز پژوهشی 65 صفحه‌ای انجام داده‌اند که براساس تمام نظرسنجی‌های قبل از انتخابات از سوی موسسات آمریکایی و اطلاعات و مدارک موجود در ایران، هیچ خدشه‌ای بر این انتخابات وارد نیست و تا کنون نیز مدرکی دال بر وقوع تقلب - به معنای دست‌بردن در آراء و تغییر نتیجه رأی‌گیری - بدست نیامده است و آنچه نیز از سوی مخالفان درباره اتفاقات پیش از انتخابات مطرح می‌شود، مصداق مدرک و سند مؤید تقلب نیست.

لورت‌ها اخیرا سفر کوتاهی به تهران داشتند که با استفاده از این فرصت بوجود آمده، خبرنگار جنگ نرم مشرق در گفتگویی مفصل با این دو مقام سابق و استاد فعلی دانشگاه‌های آمریکا، درباره کتاب "سفر به تهران"، آینده مذاکرات هسته‌ای، سیاست آمریکا در قبال ایران و موضوعات دیگری گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

 


ایران


سوال: به عنوان اولین سؤال با مذاکرات هسته‌ای و تمدید توافق ژنو در مذاکرات وین شروع می‌کنیم. آیا با آغاز به کار کنگره تحت تسلط جمهوری‌خواهان، تقابل دولت اوباما با کنگره مانعی بر سر راه رسیدن به توافق هسته‌ای و دیپلماسی موجود بین ایران و 1+5 خواهد بود و تمدید مذاکرات در وین را که واکنش‌های مثبت و منفی در ایران به همراه داشت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هیلاری لورت: به نظر من اینکه کنگره را به تنهایی مانعی در این مسیر تلقی کنیم خیلی صحیح نیست. به نظر من مشکل اصلی این است که اوباما تصمیم گرفته است که با کنگره کار کند. و کنگره هیچ‌گاه با توافق هسته‌ای با ایران موافقت نخواهد کرد؛ چه کنگره در اختیار دموکرات‌ها باشد چه جمهوری‌خواهان. حامی اصلی تحریم‌ها بر ضد ایران، سناتور منندز از نیوجرسی، دموکرات و کاملا موافق تشدید تحریم‌ها بر ضد ایران است. مسأله اصلی اینجاست که طرف آمریکایی هنوز به این نتیجه نرسیده است که برای تأمین منافع خودش به توافق با ایران نیاز دارد و تصمیم نگرفته است که برای رسیدن به این توافق هر اقدام لازم را انجام دهد؛ مانند آنچه رئیس جمهور نیکسون در دهه 70 در برخورد با چین - و در مخالفت با کنگره و لابی ضد چین که همانند لابی اسرائیلی کنونی بسیار قوی بود - انجام داد. نیکسون به این نتیجه رسیدن که آمریکا برای منافع خودش نیازمند روابط بهتر با چین است، و این تصمیم را عملی کرد.

اما درباره ایران، طرف آمریکایی هنوز چنین تصمیمی نگرفته است. سخنرانی اوباما یک شب پیش از تمدید مذاکرات با ایران نیز نشانه‌ بدی بود؛ رئیس جمهور آمریکا خطاب به افکار عمومی این کشور تنها از فواید این توافق برای ایران سخن گفت - اینکه ایران شانس بازگشت به جامعه جهانی را خواهد داشت و این کشور با 77 میلیون نفر جمعیت به جامعه بین‌الملل خواهد پیوست. اما وظیفه رئیس جمهور آمریکا این نیست که از منافع ایران در این توافق سخن بگوید. رئیس جمهور آمریکا باید وقتی که منافع آمریکا در توافق با ایران است، هر کاری لازم است برای این توافق انجام دهد. به نظر من مشکل اصلی اینجاست.



فلینت لورت: اساسا، دلیل اصلی که توافقی صورت نگرفت، تأکید آمریکا بر برچیده‌شدن بخش‌های اصلی برنامه هسته‌ای ایران در قالب توافق است. طبق توافق ایران باید بخش زیادی از سانتریفیوژهایش را برچیند. شاید تعداد سانتریفیوژهایی که آمریکا می‌تواند تحمل کند افزایش داشته اما آنچه که من از موضع کنونی آمریکا می‌دانم این است که ایالات متحده همچنان خواستار برچیده‌شدن نیمی از سانتریفیوژهای ایران است. اما ایران این خواسته را رد کرده است. موضع ایران براساس ان‌پی‌تی و قوانین بین‌المللی بسیار به‌جا است. فکر میکنم ایران پذیرفته است که طی یک دوره زمانی مشخص تعداد سانتریفیوژهایش را محدود کند اما قصد ندارد برای راضی کردن آمریکا زیرساخت‌های هسته‌ایش را از بین ببرد و می‌خواهد در آینده‌ای قابل تصور و نزدیک، دوباره تحت نظارت‌های بین‌المللی برنامه خود را به پیش ببرد. بنابراین اگر آمریکا آمادگی داشته باشد بر همین اساس مذاکرات با ایران را پیش ببرد، می‌توان ظرف تنها چند هفته به نتیجه رسید. کارشناسان فنی می‌توانند بر روی جزئیات فنی کار کنند و در نهایت به توافق برسند.

 



دلیل اینکه توافق حاصل نمی‌شود این است که آمریکا همچنان فکر می‌کند در موضعی قرار دارد که بتواند شرایط توافق را به ایران دیکته کند. ادبیات آمریکا هنوز اینگونه است که "ما اجازه می‌دهیم ایران چه تعداد سانتریفیوژ داشته باشد." ایران این ادبیات و "اجازه دادن" از سوی آمریکا را نمی‌پذیرد و به همین دلیل توافقی هم صورت نگرفته است.

حالا جمهوری‌خواهان سنا را قبضه خواهند کرد. آیا این مانعی برای روند کنونی مذاکرات خواهد بود؟ بله. به نظر من مانع خواهد بود. همانطور که هیلاری به درستی اشاره کرد، نمایندگان هر دو حزب در کنگره از تحریم‌ ایران حمایت می‌کنند. اما دولت اوباما به این دلیل تا کنون توانسته است در برابر طرح تشدید تحریم‌های ایران مقاومت و آن‌ها را متوقف کند که سناتور «هری رید» (Harry Reid) دموکرات هرگز طرح تحریم‌های جدید برضد ایران را در دستور کار سنا برای رأی‌گیری قرار نداده است. و در دوره جدید سنا که از ژانویه آغاز می‌شود، دیگر این سناتور رهبر اکثریت سنا نیست و دستور کار را جمهوری‌خواهان تعیین خواهند کرد که علنا اعلام کرده‌اند پس از به دست گرفتن اکثریت سنا از ابتدای 2015، تحریم‌های جدید ایران به رأی گذاشته خواهد شد. در صورتی که طرح تحریم‌های ایران برای رأی‌گیری به جریان بیافتد، اکثریت نمایندگان هر دو حزب به آن رأی خواهند داد.

سوال: با وجود این، آیا اوباما توان مقابله با تحریم‌های احتمالی جدید و مقاومت در برابر کنگره را خواهد داشت؟

فلینت: این واقعا به مثابه یک نبرد خواهد بود، یک نبرد واقعی. رئیس جمهور اوباما هنگام اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق ژنو) اظهار داشت که اگر کنگره تحریم جدیدی تصویب کند، آن را وتو خواهد کرد. در آن زمان با توجه به لفظ "اقدام مشترک" باید هم اوباما اینگونه سخن می‌گفت. اما او هیچگاه بدلیل اینکه سناتور «هری رید» هیچگاه اجازه نداد طرح تحریم جدید در دستور کار قرار گیرد. اما این طرح این‌بار به رأی گذاشته می‌شود. آیا اوباما آن را پس از تصویب وتو خواهد کرد؟ و بعد از وتو می‌تواند سناتورهای دموکرات را با خود همراه کند تا دوباره به این طرح رأی مثبت ندهند؛ زیرا در قانون آمریکا در صورت وتوی رئیس جهمور، کنگره می‌تواند دوباره رأی‌گیری کرده و در صورتی که با دو سوم آراء تصویب شود، بدون توجه به وتوی رئیس جمهور، به قانون تبدیل خواهد شد. باید دید اوباما چقدر سرسخت خواهد بود که ابتدا وتو کند و سپس کار سختی برای همراه کردن سناتورها با خود را آغاز کند.

سوال: وزیر خارجه عربستان در آخرین دور مذاکرات به وین سفر کرد و با جان کری نیز دیدار کرد. و نتیجه آن مذاکرات هم چیزی جز تمدید دوباره مذاکرات نشد. ارزیابی شما از نقش عربستان چیست؟

هیلاری: دو دیدار انجام شد. یکی در پاریس و دیگری در وین. جان کری در پرونده هسته‌ای ایران همکاری و هماهنگی بسیار نزدیکی با سعود الفیصل و بنیامین نتانیاهو دارد. کارکرد این هماهنگی نیز برای راضی نگه‌داشتن مخالفان داخلی است تا نشان دهد آمریکا به منافع متحدانش در منطقه احترام می‌گذارد و توافقی را برخلاف منافع آنان امضا نخواهد کرد. کری و اوباما فکر می‌کنند نشان دادن این که اسرائیل و عربستان راضی هستند بسیار مهم است.


سوال: درباره چالش‌های اخیر میان آمریکا و روسیه، آیا این تقابل دو کشور را می‌توان حرکت به سمت نظمی جدید و شکل‌گیری جهان دوقطبی (یا چند قطبی با در نظر گرفتن چین و دیگر قدرت‌های نوظهور) و حتی جنگ سردی جدید تعبیر کرد؟

فلینت: مایلم اینطور تعبیر کنم که از یک جهان تک قطبی به رهبری آمریکا به سوی جهان چند قطبی حرکت می‌کنیم. به نظرم چین و روسیه هر دو خواهان حرکت به این سمت هستند اما در عین حال منافعی هم در حفظ روابط مثبت و سازنده با ایالات متحده دارند. اما رفتار آمریکا در این دو کشور در نقطه مقابل، سبب شده است چین و روسیه روند حرکت به سمت جهان چند قطبی را با سرعت بیشتری پیگیری کنند. آمریکا به عنوان یک ابرقدرت درحال افول، ناامیدانه تلاش می‌کند تا این شرایط ابرقدرتی را - فراتر از آنچه در توانش است - حفظ کند. به همین دلیل اقداماتی را انجام می‌دهد که با منافع مسلم روسیه و چین در تضاد است. به نظر من روسیه و چین باید موازنه‌ای را در سیاست‌ خارجی خود محاسبه کنند که تا چه حد می‌خواهند با آمریکا همکاری سازنده داشته باشند و تا چه اندازه برای حرکت به سمت جهان چندقطبی تلاش خواهند کرد. در حال حاضر هر دو کشور روسیه و چین به سمت چندقطبی‌سازی جهان حرکت می‌کنند. سیاست آمریکا در قبال ایران بخشی از این حرکت پویا است - که زمینه همکاری سازنده آمریکا با چین و روسیه را فراهم کرده است. اما سیاست آمریکا در قبال روسیه بگونه‌ای بوده است که کمتر کسی در این کشور نسبت به فرصت همکاری سازنده روسیه با آمریکا خوشبین باشد. به همین‌ترتیب، چینی‌ها نیز به طور فزاینده‌ای نگران سیاست‌های آمریکا در تلاش برای محدود کردند این کشور به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار بین‌المللی در آسیا و جهان هستند و آمریکا هم می‌خواهد هژمونی خودش در آسیا را تثبیت کند. فکر میکنم سیاست خارجی آمریکا روند گسترش هژمونی آمریکا در مناطق مختلف را پیگیری و تسریع می‌کند و برای حفظ تک‌قطبی تحت مدیریت آمریکا تلاش می‌کند.

- آمریکا به شرایطی بحرانی نظیر بحران دهه 60 میلادی گرفتار شده است

هیلاری: به عقیده من وضعیت فعلی نتیجه نداشتن راهبرد و ناتوانی در درک وابستگی موضوعات است. زمانی که به سیاست آمریکا در قبال ایران، اوکراین، روسیه و چین نگاه می‌کنیم واضح است که سیاست‌گذاران آمریکا توجهی به ارتباط و هم‌پوشانی این حوزه‌ها ندارند: اگر می‌خواهید روسیه را تحریم کنید، چطور از این کشور انتظار همکاری در پرونده ایران را دارید؟ هیچ راهبردی برای اینکه آمریکا چگونه می‌خواهد جایگاه خود را در نظم جدید تعیین کند، وجود ندارد و این بدلیل نادیده‌گرفتن این واقعیت است که جهان در حال تغییر است. در مقابل، آمریکا تلاش می‌کند تا تظاهر کند همچنان تنها ابرقدرت جهان است. نخبگان آمریکایی در بحث‌هایشان براساس تئوری برتری ذاتی آمریکا و استثناء دانستن این کشور، اصرار دارند که آمریکا بدلیل ویژگی خاصی که دارد، قدرتمندترین کشور جهان باقی خواهد ماند. این مسأله هم فقط اوباما و سیاست خارجی او نیست. این باور در عمق فرهنگ آمریکایی‌ها وجود دارد و ریشه آن در پیروزی در جنگ سرد و شکست شوروی است. اما آمریکا باید بپذیرد که جهان در حال تغییر است.

هنگامی که نگارش کتاب "سفر به تهران" را آغاز کردیم، احساسمان این بود که آمریکا در شرایطی مشابه بحران دهه 1960 گرفتار شده است. هنگامی رئیس جمهور نیکسون روی کار آمد، ایالات متحده با فاجعه استراتژیک در آسیا روبرو بود، در ویتنام گرفتار شده بود و ده‌ها هزار آمریکایی کشته شدند؛ ده‌ها هزار نفر در جنگ کره کشته شدند. ارزش دلار سقوط کرد و اقتصاد سیر نزولی را طی می‌کرد و کشور پول کافی برای ادامه و اداره جنگ‌ها را نداشت. شرایط بین سیاهان و سفیدپوستان آمریکا وخیم شده بود و همه جای کشور شاهد شورش بودیم. نیکسون اعلام کرد که ایالات متحده باید منافعش را اولویت‌بندی کرده و تلاش برای تثبیت هژمونی‌اش در آسیا را متوقف کند. این اقدام قطعا بر خلاف منافع آمریکا بود. اما نیکسون این کار را کرد و به چین رفت. چین به آمریکا هیچ امتیازی ندارد. حتی یک سانتریفیوژ هم به آمریکا ندادند. اما نیکسون تصریح کرد که آمریکا نیاز دارد تا روابطش با چین را بازسازی کند و ازین طریق از بحران ویتنام خارج شود. در این کتاب، ما ذکر کرده‌ایم که این شرایط در مورد ایران هم باید تکرار شود و سیاست‌ها در قبال ایران تغییر کند.

داشتن روابط بهتر با ایران به این معنی نیست که ایالات متحده طرفدار ایران شود یا در سیاست داخلی ایران از یک جناح حمایت کند. بلکه اگر آمریکا بتواند با ایران روابط عادی داشته باشد، ایران خواهد توانست به عنوان یک قدرت عادی در منطقه و همراه با عربستان، اسرائیل و ترکیه رشد کند و موازنه قوا در این منطقه را شکل دهد. هنگامی که توازن قوا در منطقه شکل گیرد، دیگر نیازی نیست آمریکا در هر کشوری از لیبی تا سوریه و عراق و افغانستان یا عربستان حضور فیزیکی و نظامی داشته باشد. آمریکا منافع زیادی در خاورمیانه دارد اما این منافع با حضور نظامی گسترده محقق نخواهد شد. در این کتاب گفتیم که آمریکا امروز نیاز دارد تا ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای بپذیرد.



سوال: وزیر سابق اطلاعات ایران و مشاور فعلی رئیس جمهور (علی یونسی) گفته است اوباما ضعیف‌ترین رئیس جمهور آمریکاست. چقدر با این نظر موافق هستید؟

هیلاری: در آمریکا مقایسه عجیب و رو به افزایشی بین کارتر و اوباما شکل گرفته است. مردم بسیاری کارتر را رئیس جمهوری می‌دانند که پس از ترک مقام ریاست جمهوری، انسان بسیار خوبی بود و اقدامات انسان‌دوستانه زیادی هم انجام داد. اما هنگامی که رئیس جمهور بود، کارتر قادر به درک اولویت‌های منافع آمریکا نبود و نیز نتوانست با کنگره تعامل کند. به همین دلیل امروز بسیاری از مردم آمریکا شباهت‌هایی را میان دوره تصدی کارتر و اوباما مشاهده می‌کنند.

فلینت: نمی‌دانم اوباما ضعیف‌ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا هست یا نه، آما فکر می‌کنم باراک اوباما ثابت کرد که رئیس جمهور بسیار ضعیفی است. ما انتظار داشتیم اوباما مخالفانش را ناامید کند. آنچه که درباره اوبام بسیار خودنمایی می‌کند، میزان سرخوردگی بخش عظیمی از هواداران او در موضوعات مختلف است.

- اوباما یکی از ضعیف‌ترین رؤسای جمهور آمریکاست/ نامه‌های او به رهبر ایران از موضع ضعف است

سوال: رئیس جمهور آمریکا در اقدامی بی‌سابقه پس از انقلاب اسلامی، تا کنون سه نامه به رهبر معظم ایران نوشته و از ایران درخواست همکاری بیشتر کرده است. درباره نامه‌های اوباما به رهبر ایران چه نظری دارید؟ آیا این‌ها را از نشانه‌های ضعف اوباما و ناتوانی در پیش‌برد سیاست منطقه‌ای آمریکا می‌دانید؟


فلینت: حتما از ضعف اوباماست. البته اوباما اولین رئیس جمهوری نیست که به رهبر ایران نامه نوشته است اما قطعا نامه‌های او نشانه ضعف است. در آمریکا نسبت به پذیرش جمهوری اسلامی به عنوان یک سیستم - یا همان کلمه‌ای که شما "نظام" می‌نامید - دارای قانون اساسی و مشروع، بی‌تفاوت بوده است. این نظام، یک رهبر دارد با مسؤلیت مشخص، یک رئیس جمهور منتخب با وظایف خاص و مجلسی که بخش دیگری از مسؤلیت را بر عهده دارد و نهادهای دیگری به همین ترتیب. در‌ ایالات متحده همیشه این حس وجود داشته است که می‌توان بدون به رسمیت شناختن کل این سیستم، و تنها با تعامل با یکی از این نهادها، می‌توانیم به آنچه که می‌خواهیم برسیم. اما این روش برای آمریکا هیچ‌گاه جواب نداد و آمریکا نیز همچنان همین روش را دنبال می‌کند. در مورد نامه اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای هم همین روش ادامه پیدا کرده است. ما دقیقا اطلاع نداریم که در نامه چه چیزی نوشته شده است. اما آنچه که از رسانه‌های آمریکایی برمی‌آید، محتوای این نامه نشان می‌دهد که دیدگاه آمریکا نسبت به ایران تا چه اندازه آمیخته با توهم است. نامه اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید که "بسیار خوب"، اگر ایران حاضر شود در بحث هسته‌ای با آمریکا به توافق برسد و بر سر استقلال خود معامله کند، آمریکا اجازه خواهد داد ایران در ائتلاف نظامی این کشور بر ضد داعش در عراق و سوریه شرکت کند، در حالی که ایران قبل‌تر اعلام کرده است در آن شرکت نخواهد کرد! این یعنی فاصله گرفتن از واقعیت؛ اجماع در مسأله‌ای که برای ایران بسیار اهمیت دارد در ازای شرکت در ائتلافی که ایران اعلام کرده است که به آن نخواهد پیوست.

نمی‌خواهم درباره واکنش آیت‌الله خامنه‌ای از دیدن این نامه گمانه‌زنی کنم، اما اگر من چنین نامه‌ای را در این شرایط دریافت می‌کردم، از منطق راهبردی حاکم بر سیاست‌های آمریکا متعجب می‌شدم.

سوال: در مورد کتاب سفر به تهران و داستانی که در پس این کتاب وجود دارد و احتمالا در کتاب به آن اشاره‌ای نشده است کمی برای ما توضیح بدهید. آیا از ابتدا چنین نظری درباره ایران داشتید یا بعدا نظرات شما دستخوش تحول شد؟

هیلاری: ما به مدت 20 سال به عنوان کارشناس خاورمیانه در دولت آمریکا مشغول به کار بودیم اما هرگز یک فرد ایرانی که حامی جمهوری اسلامی باشد را ملاقات نکرده بودیم. تنها اطلاعات ما نسبت به ایران از افرادی بود که از این کشور طی انقلاب یا جنگ عراق فرار کرده بودند. یک سال پیش از حملات یازده سپتامبر من از سوی وزارت خارجه به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل انتخاب شدم. اما به جز خاورمیانه،‌ پرونده افغانستان که کم‌تر کسی به آن توجه می‌کرد را نیز به من محول کردند. از بخت خوب من، آقای اخضر ابراهیمی آن زمان با ابتکاری خوب، شش همسایه افغانستان به همراه روسیه و آمریکا را گردهم جمع کرد.

هنگامی که در این گروه کار خود را آغاز کردیم احساس ما این بود که پاکستان و عربستان سعودی که متحدان سنتی آمریکا بودند، با ما همراه خواهند بود. اما وقتی مذاکرات ما با هیئت پاکستانی آغاز شد، دریافتیم که آن‌ها طرفدار طالبان و بن‌لادن هستند و پایتخت افغانستان را قندهار می‌دانستند تا کابل.



پس از آن با هیئت ایرانی مذاکره کردیم. طبق قانون آمریکا مقامات این کشور حتی اجازه سلام کردن به مقامات ایران را هم ندارند، مگر در مواردی که در یک گروه کاری مشترک و چندجانبه بر سر موضوعی غیر از روابط ایران و آمریکا جمع شده باشند. بنابراین اینجا ما اجازه گفتگو با مقامات ایران را درباره افغانستان داشتیم.

مذاکرات بسیار روشنگرانه‌ای بود و طرف ایرانی اطلاعات و اشراف خوبی درباره منطقه و آسیای مرکزی داشت. حقیقتا من به اندازه طرف ایرانی درباره منطقه و افغانستان نمی‌دانستم اما برخلاف پاکستان که فکر می‌کردیم دوست ماست، دیدگاه‌های ایران نسبت به افغانستان و ژئوپلتیک خاورمیانه و آسیای مرکزی با ما مشترک بود. بنابراین مذاکرات ما ادامه پیدا کرد و مواضعمان را با یکدیگر هماهنگ کردیم.

- پیام رهبر ایران پس از حادثه 11 سپتامبر تحول بسیار مهمی بود که با محور شرارت خواندن ایران از بین رفت

پس از این، حادثه تروریستی 11 سپتامبر اتفاق افتاد و ما در حال تخلیه ساختمان سازمان ملل بودیم و من به طرف ایرانی گفتم که خواهرم در برج‌های مرکز تجارت جهانی مشغول به کار است که مورد حمله قرار گرفت، اما حالش خوب است. در آن شرایط، طرف ایرانی از مقر ایران در سازمان ملل تماس گرفت و حال خواهر من را پرسید و از گسترش تروریسم القاعده ابراز نگرانی کرد. او با اینکه تا آن زمان خبری از تهران نداشت، مطمئن بود که تهران این حملات را محکوم خواهد کرد.  و چند روز بعد رهبر معظم ایران تروریسم را در هر نقطه جهان از جمله در نیویورک و واشنگتن محکوم کرد. این تحول بسیار مهمی بود و ما باید در این شرایط گفتگوها با ایران را بیشتر می‌کردیم. بنابراین مذاکرات آغاز شد و افراد دیگری هم به مذاکرات اضافه شدند. ما به مدت دو سال با ایران مذاکره کردیم و شرایط افغانستان در سال‌های 2001 تا 2003 بسیار خوب بود. پس از آن، سیاست آمریکا در افغانستان بیش از پیش نظامی شد و گفتگوهای ما نیز متوقف شد. ما برای اولین بار صدای جمهوری اسلامی و دیدگاه ایران در مورد همسایه‌‌اش را درک کردیم و من بشدت علاقه به ادامه گفتگوها داشتم. در آن زمان همسرم (فلینت) هم در کاخ سفید بود و خوشبختانه یک تیم تشکیل دادیم.

سخنرانی جورج بوش که در آن ایران را محور شرارت می‌خواند


اما در همان زمان، سخنرانی بوش و محور شرارت خواندن ایران اتفاق افتاد، بدون اینکه به من که مسؤول خاورمیانه و مذاکرات با ایران بودم اطلاع داده شود. نهایتا در اعتراض به این تغییر سیاست دولت آمریکا، هردو استعفا دادیم.



 


پس از استعفا به این فکر افتادیم که مردم آمریکا را نسبت به جهان‌بینی ایران و زمینه‌های همکاری آمریکا با این کشور آگاه کنیم. بنابراین نوشتن کتاب را آغاز کردیم و فقط درباره سیاست خارجی این کشور نوشتیم. ایده اولیه ما این بود که آمریکا می‌تواند با ایران "معامله‌ای بزرگ" داشته باشد. چرا که ایران و آمریکا منافع مشترکی دارند و اگر آمریکا این فرصت را به ایران بدهد، این کشور می‌تواند بخشی از نظم مورد نظر سیاسی و امنیتی این کشور باشد. این ایده اولیه ما بود.

- برای شناخت نظام سیاسی ایران بسیاری از سخنرانی‌های امام خمینی در نجف را مطالعه کردیم

اما بعد از مدتی نظرمان عوض شد. رفته رفته متوجه شدیم که نظم مورد نظر آمریکا برای خود آمریکا چندان مفید نیست. واشنگتن روابط سالمی با عربستان و اسرائیل نداشت و اصلا منطقی نبود که بخواهیم ایران نیز بخشی از این ارتباطات ناسالم باشد. ما در مورد سیاست داخلی ایران هیچ موضعی نگرفتیم اما دریافتیم که پس تاریخ طولانی نفوذ غرب و شوروی در این کشور، ایران توانسته است یک نظام خودساخته و بومی را ارائه کند. ما سپس مطالعه کردیم که چگونه این سیستم توانسته است فراتر از مرزهای ایران تأثیرگذار باشد بگونه‌ای که حتی در دوره شاه نیز چنین نفوذی نداشت. چرا تأثیر و نفوذ جمهوری اسلامی بر همسایگانش بیش از دوره شاه شده است؟

ما به این نتیجه رسیدیم که این سیستم سیاسی بومی چیزی در خود دارد که که نه تنها توانسته 35 سال دوام بیاورد، بلکه نفوذ آن به فراتر از مرزهای این کشور نیز گسترش یافته است. ما سخنرانی‌های امام خمینی در نجف را مطالعه کردیم چرا که به نظرمان بسیار مهم بود و می‌خواستیم برخی از آراء امام را به مخاطبان آمریکایی ارائه کنیم و برخی از دستاوردهای جمهوری اسلامی در حوزه بهداشت و درمان، آموزش و حتی مسائل مربوط به عدالت جنسیتی بیان کنیم. در آمریکا فکر می‌کنند جایگاه زن در ایران بسیار پست و حقیر است اما هنگامی که به آمار شاغلین زن و دانشجویان دختر نگاه می‌کنید متوجه می‌شوید واقعیت چیز دیگری است. ما می‌خواستیم این واقعیت‌ها را به افکار عمومی آمریکا منتقل کنیم. کتاب ما بیش از هرچیز درباره منافع آمریکاست و بحث ما این است که بجای اینکه فکر کنیم ایران یک کشور بسیار بد است که با همه مردمش بدرفتاری می‌کند و فردا سرنگون خواهد شد، باید بنیان‌های مشروعیت در این کشور را به رسمیت بشناسیم. برای آمریکا مهم‌تر از هرچیز به رسمیت شناختن ایران به عنوان قدرتی مستقل است.

- غیرعقلانی بودن، منزوی بودن و نامشروع بودن، سه افسانه رایج در آمریکا درباره ایران است

سوال: شما در کتابتان از سه افسانه رایج در آمریکا درباره ایران سخن گفتید. لطفا توضیح دهید لابی‌ها، رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی چگونه این افسانه‌ها را درباره ایران پرورش می‌دهند؟

فلینت: ایده پرداختن به این سه افسانه درباره ایران به این علت بود که به خوانندگان کتاب کمک کنیم درباره بدگویی‌هایی که در آمریکا نسبت به ایران وجود دارد، تفکر انتقادی داشته باشند. افسانه اول، غیرعقلانی بودن ایران است؛ یعنی اینکه ایران با یک تفکر ایدئولوژیک اداره می‌شود و توان اندیشدن در حوزه سیاست‌خارجی در راستای منافع خود را ندارد. ما قصد داشتیم این باور را به چالش بکشیم. افسانه دوم نامشروع بودن نظام ایران است؛ اینکه جمهوری اسلامی یک سیستم سیاسی نامشروع و بدون اقبال عمومی و هر لحظه با خطر سقوط مواجه است. ما تلاش کردیم این افسانه را نیز نقض کنیم. و سومین باور غلط، افسانه انزوای ایران است؛ اینکه ایران هیچ تأثیری بر منطقه ندارد و می‌توان آن را به راحتی در منطقه و جهان منزوی کرد تا جایی که یا تسلیم شود و یا نابود. این سه افسانه‌ رایج در آمریکا درباره ایران است که ما در این کتاب به آن پرداختیم.

مقابله با این رویکردها، شما در مقابل جبهه‌ای قدرتمند در جامعه آمریکا قرار می‌دهد. ما در زمینه افسانه "غیرعقلانی بودن" نظام ایران پیشرفت‌های خوبی داشتیم. اکنون در میان نخبگان آمریکایی تمایل بیشتری برای عقلانی شمردن ایران و سیاست خارجی‌اش و به تبع آن رفتار در همین چارچوب وجود دارد. البته هنوز هم افرادی هستند که مخالفت می‌کنند اما بهرحال پیشرفت‌هایی داشتیم. اما در مورد دو افسانه دیگر، با شدیدترین مخالفت‌ها روبرو شدیم. بسیاری در آمریکا پذیرفتند که ایران می‌تواند در سیاست‌خارجی عقلانی رفتار کند و دولت آمریکا نیز باید با ایران به گفتگو بنشیند. اما همان افراد، ما را مورد هجمه قرار می‌دادند که چرا نظام ایران را یک نظام مشروع خواندید؟ چرا نگفتید که ایران یک دیکتاتوری است.

-قرار بود بعد از توافق لیبی با آمریکا تحریم‌ها لغو شود/سانتریفیوژهای لیبی اکنون در آمریکاست

هیلاری: در سال 2000 ما در دولت آمریکا بر روی پرونده لیبی و بازسازی روابط آمریکا - لیبی نیز کار می‌کردیم. ما درباره لیبی نیز معتقد بودیم تحریم‌های آمریکا بر ضد این کشور باید برداشته شود و با آن به مذاکره بنشیند. آمریکا می‌تواند بگوید قذافی یک دیوانه است و نظام این کشور یک نظام دیکتاتوری است اما منافع آمریکا ایجاب می‌کند با این کشور در ارتباط باشد. حالا شما ببینید در لیبی چه اتفاقی افتاد. به محض اینکه اعتراضاتی شکل گرفت، ایالات متحده به نفع یک طرف و بر ضد قذافی وارد شد. کوچکترین مشکل در یک کشور، برای دولت آمریکا می‌تواند تبدیل به بهانه‌ای برای سرنگون کردن نظام سیاسی حاکم آن کشور بشود؛ همانطور که در لیبی شاهد بودیم.

فلینت: آمریکا در شرایطی به لیبی حمله کرد که دولت این کشور اساسا در برابر آمریکا تسلیم شده بود؛ آن‌ها در مسأله سلاح‌های کشتار جمعی، تروریسم، برنامه هسته‌ای و ... در برابر آمریکا تسلیم شدند به امید اینکه روابط با آمریکا عادی‌سازی شده و تحریم‌ها برداشته شود و همچنین خطر سقوط دولت این کشور نیز رفع شود. این توافق بین لیبی و آمریکا بود. تاسیسات هسته‌ای لیبی را حتی مهندسان خود لیبی جمع‌آوری نکردند، بلکه تکنسین‌های آمریکایی آمدند تمام پیچ و مهره‌های سانتریفیوژها را باز کرده و بار کشتی کردند و به آمریکا منتقل کردند. و آن سانتریفیوژها الان در آمریکاست.

- لابی اسرائیل به اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها پول می‌دهد تا برضد ایران تولید محتوا و دانش کنند

سوال: آیا سانتریفیوژها و تأسیساتی که به آمریکا منتقل شد در خود آمریکا مورد استفاده قرار گرفت؟ وضعیت برخورد با ایران در شرایط فعلی به چه صورت در سیستم آمریکا - اعم از دولت و کنگره - پیگیری می‌شود؟

فلینت: سوال خوبی است. واقعا ما اطلاعی از سرنوشت تأسیسات لیبی که به آمریکا منتقل شد نداریم. اما در مورد ایران، بسیار اهمیت دارد که آمریکا مشروعیت جمهوری اسلامی را بپذیرد. اما نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل نمی‌خواهند جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند؛ حتی جناح دموکرات نیز در جایی که آن را مداخله بشر دوستانه می‌خواند، بسیار مداخله‌گر و جنگ‌طلب است. آن‌ها می‌گویند مخالف جنگ هستند اما با عنوان مداخله بشردوستانه وارد جنگ می‌شوند.

هیلاری: نومحافظه‌کارها و لیبرال‌ها به اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها پول می‌دهند تا مراکز مطالعاتی خاورمیانه داشته باشند. در نتیجه، تولید دانش درباره خاورمیانه را در اختیار می‌گیرند که براساس واقعیت نیست. بدون اینکه در ایران باشند یا حتی از آمار و داده‌هایی که در خود آمریکا نیز در دسترس قرار دارد استفاده کنند. هر کسی در آمریکا بخواهد می‌تواند به آمار موجود در سازمان ملل درباره ایران رجوع کند. آمار درباره آموزش دختران و پسران و اینکه جمهوری اسلامی چگونه در مقایسه با دوران شاه آموزش دختران و پسران را تغییر داد و اکنون پیشرفتی چشم‌گیر از زمان انقلاب تا کنون داشته است. اما اندیشکده‌ها کاری به این آمار ندارند، چرا که آن‌ها پول میگیرند تا تولید محتوا بر ضد ایران انجام دهند. لابی‌ها به مدد اتاق‌های فکر و رسانه‌های متعدد، در این حوزه تسلط دارند.

چین در دهه 60 حتی به اندازه یک سانتریفیوژ هم به آمریکا امتیاز نداد/  نامه‌های اوباما به رهبر ایران از موضع ضعف و ناچاری است/ روایتی از 2 سال مذاکرات ایران و آمریکا/ قرار بود بعد از توافق لیبی با آمریکا، تحریم‌ها لغو شود، اما قذافی سرنگون شد/ سانتریفیوژهای لیبی الان در آمریکاست

سوال: شما درباره انتخابات 2009 ایران نیز تحقیقاتی انجام دادید و به این نتیجه رسیدید که این انتخابات درست و بدون تقلب انجام شده است. درباره این تحقیق بیشتر توضیح می‌دهید؟

هیلاری: در مورد انتخابات 2009 ایران ما در مقامی نیستیم که بخواهیم بگوییم این انتخابات درست بوده یا نه، اما تحلیل ما از این انتخابات دو نکته داشت: اول اینکه نظرسنجی‌های بسیاری پیش از انتخابات برگزار شده بود. هنگامی که ما این نظرسنجی‌ها را بررسی کردیم بسیار واضح بود که احمدی‌نژاد پیروز انتخابات است و حداقل 60 درصد آراء را به خود اختصاص خواهد داد. دوم اینکه، ما تمام ادعاهای مطرح شده درباره تقلب در انتخابات را بررسی کردیم، اما هیچ‌یک ادله‌ای برای اثبات تقلب یا سندی دال بر تقلب نبود. افراد مختلف نظرات مختلفی داشتند که چطور تقلب صورت گرفته است، اما هیچکس سند و مدرکی برای اثبات تقلب ارائه نکرد.

ما به عنوان شهروندان آمریکایی در سیاست داخلی ایران موضعی نداریم که بخواهیم از یک نفر طرفداری کنیم. گرچه، معتبرترین نظرسنجی‌ها حاکی از پیروزی احمدی‌نژاد بود و هیچکس نیز سندی برای اثبات تقلب ارائه نکرد. برای ما بسیار مهم بود که این مسأله را به داخل آمریکا منتقل کنیم چراکه اکثریت تحلیل‌گران آمریکایی از جمله بسیاری از دوستان نزدیک ما بدون هیچ مدرکی مدعی تقلب در انتخابات بودند. بسیاری از آنان خواستار تغییر حکومت و براندازی در ایران شدند. ما باید با این اتهام مقابله می‌کردیم چراکه به وضوح اطلاعات دقیق و حقایق موجود را نادیده گرفته بودند. از سوی دیگر بدلیل رویکرد کلی سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران و خاورمیانه، این اتهامات برای سیاست آمریکا و واکنش در برابر ایران خطرناک بود. ما در آن زمان منتظر بودیم بالاخره کسی سندی از تقلب ارائه دهد،‌ اما تا به امروز هم چنین اتفاقی نیفتاده است. نکته مهم‌تر این بود که بر فرض وقوع تقلب، این مسأله بازهم ارتباطی با آمریکا ندارد. ما یک بار شاهد دخالت آمریکا در لیبی بودیم؛ که منجر به فاجعه شد.

سوال: انتشار این کتاب چه واکنش‌هایی در پی داشت؟

فلینت: واکنش‌ها بسیار حالت دوقطبی پیدا کرده بود. در یکسو افرادی می‌گفتند کتابی بسیار عالی و مهم است، از جمله نوام چامسکی که چنین نظری داشت. در سوی دیگر، منتقدان ما معتقد بودند که ما نه تنها کتاب بدی نوشته‌ایم، بلکه می‌گفتند شما "کتابی شیطانی" نوشته‌اید. می‌گفتند شما تلاش می‌کنید تا آمریکا را متقاعد کنید یک نظام شیطانی - ایران  - را بپذیرد. همین رویکرد نشان می‌دهد که تغییر سیاست‌خارجی آمریکا در قبال ایران چقدر دشوار است.

سوال: به نظر شما اعتراضات فرگوسن بحران اجتماعی فراگیر برای آمریکاست یا تنها اتفاقی است در یک شهر که نهایتا هم در همین‌جا خاموش خواهد شد؟

فلینت: مسأله برخورد پلیس، دادگاه‌ها و سیستم قضایی آمریکا با آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار واقعا یک مشکل و بحران اجتماعی است. آمارهای بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد آفریقایی‌تبارهای آمریکا بیشتر از سفیدپوستان دستگیر می‌شوند و محکومیت‌های سنگین‌تری را سپری می‌کنند. بسیاری از آن‌ها قربانی خشونت پلیس می‌شوند و بنابراین این بخش از جامعه آمریکا پلیس را بیش از آنکه تأمین‌کننده امنیت خود بدانند، تهدیدی برای جان خود تلقی می‌کنند و این یک مشکل اجتماعی جدی است. من فکر نمی‌کنم این اعتراضات تنها به فرگوسن ختم شود.


   + خلیل رنجبر - ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳

نامه‌‌ای از هاشمی که با ممانعت خانواده‌اش منتشر نشد.

"آقای کروبی می‌گفت: من دفعه قبل ۴ میلیون و نیم رأی آوردم و این بار ۳۵۰ هزار، پس یقیناً تقلب شده. ما گفتیم: مردم رأی ندادند، این که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. تنها دلیل موسوی این بود: اگر اعتراض نکنم ۱۳میلیون از من عبور می‌کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، پس از اعتراض برخی از کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گروه 6نفره‌ای را برای رسیدگی به اعتراض کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری را در نظر گرفت تا این گروه برای رسیدگی به شکایات بتوانند مستنداتی را تهیه کنند. این گروه 6نفره را کاظم جلالی، الیاس نادران، علیرضا زاکانی، حجت‌الاسلام سید محمدحسن ابوترابی‌فرد، حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور تهرانی تشکیل می‌دادند. این گروه فعالیت خود را دقیقاً با شروع ناآرامی‌ها در کشور آغاز کرد و با کاندیدای معترض انتخابات و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جلساتی را تشکیل دادند.

بر این اساس سراغ علیرضا زاکانی یکی از اعضای کمیته 6نفره مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به اعتراض کاندیدای معترض بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 رفتیم. در مورد دیدارهای این کمیته با میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پرسیدیم که وی نیز اطلاعات مهمی از جلسات‌شان گفت.

علیرضا زاکانی بین سال‌های 1379 تا 1382 مسئولیت سازمان بسیج دانشجویی کشور را به‌عهده داشت و پس از سازمان بسیج دانشجویی با عنوان «آبادگران ایران اسلامی» کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی شد و در نهایت توانست از مردم تهران رأی اعتماد بگیرد و وارد مجلس هفتم شورای اسلامی شود. وی هم‌اکنون نیز نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی است. زاکانی از چهره‌های شناخته شده تحقیق و تفحص در مجلس و از چهره‌های شاخص و فعال مجلس در مبارزه با فساد است که بیش از هرچیز، وی را در پرونده تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد می‌شناسند.

زاکانی در ابتدای مصاحبه در مورد حوادث کوی دانشگاه بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 گفت: یکی از شرایط تلخی که اتفاق افتاد حادثه کوی دانشگاه تهران بود که یک‌شنبه‌شب، 25 خرداد یک زد‌و‌خوردی صورت گرفت و یک ضرب‌و‌شتم صورت گرفت که محصول تلخی داشت. اول صبح متوجه شدیم چیزی شبیه حادثه سال 1378 تکرار شده است، لذا من خودم را به‌سرعت به کوی دانشگاه رساندم و دیدم که آقای دکتر نادران هم آنجا هستند و بعد آقای دکتر جلالی و سپس آقای ابوترابی‌فرد هم آمدند.

وی همچنین در مورد پیگیری آزادی دانشجویانی که در جریان کوی دانشگاه 25 خرداد بازداشت شده بودند، اظهار داشت: برای همین موضوع و پیگیری بازداشتی‌ها با فرماندهی محترم نیروی انتظامی تماس گرفتم، با اطلاعات هم تماس گرفتم و به پلیس امنیت رفتم و با مسئولین پلیس امنیت جلسه‌ای گذاشتیم و قرار شد که پلیس امنیت به‌سمت بازداشتگاهی که دانشجوها آنجا بازداشت بودند، برود.

زاکانی در مورد تشکیل کمیته 6نفره مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به اعتراضات کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید: در مسیر بودیم که به‌سمت بازداشتگاه‌های دانشجویان بروم که از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد اظهارات میرحسین موسوی در جلسه‌ای که با اعضای کمیته 6نفره مجلس داشت، گفت: آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌‌دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی همچنین در مورد اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی نیز بیان کرد: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی را که در چهارچوب قانون هست قبول ندارند.

زاکانی در مورد جلسه حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز خاطرنشان کرد: آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. وقتی از آقای هاشمی خواهش شد که شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت: ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد دلایل آقای هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات اظهار داشت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

البته این اظهارات بعداً با واکنش آیت‌الله ری‌شهری همراه بود و آیت‌الله ری‌شهری به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اعتراض کرده و گفته بودند: من چنین حرفی را نزدم.

زاکانی در مورد ادامه اظهارات هاشمی رفسنجانی نیز گفت: آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به‌اندازه پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت این حادثه بسیار سختی است و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود که من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

عضو کمیته 6نفره تحقیق مجلس در مورد دلیل مهدی کروبی برای اثبات تقلب در انتخابات نیز اظهار داشت: جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند این که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی را که در حوزه‌های خراسان شمالی هست، انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین در مورد نامه‌ای که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نوشت ولی خانواده وی نگذاشتند نامه منتشر شود، گفت: ما به آقای هاشمی گزارش دادیم که صحبتی با دوستان شد و هیچ‌کدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی‌گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به‌سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت: من نامه می‌دهم، البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم: به‌هرحال شما موضع خودتان را اعلام کنید، که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5 دیداری بود که من خدمت شما گفتم و پس  از آن هم در چند کار ما ورود جدی داشتیم.

زاکانی همچنین با اشاره به اتفاقات و جرم‌هایی که در دوران بعد از انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت، اظهار داشت: همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام(ره) و به‌نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

متن کامل گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با علیرضا زاکانی به‌شرح زیر است:

تسنیم: آقای دکتر، بعد از انتخابات سال 88 حضرت‌عالی در کمیته‌ ویژه مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بودید. در آن دوره با هریک از کاندیدای معترض انتخابات و آقای هاشمی رفسنجانی دیدار داشتید، در مورد جزئیات دیدارتان با کاندیداها و آقای هاشمی بفرمایید.

ــ زاکانی: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. یک اصل ورود ما به بحث انتخابات در سال 88 و موضوع فتنه به شرایطی برمی‌گردد که در هفته اول بعد از انتخابات اتفاق افتاد. یکی از شرایط تلخی که اتفاق افتاد حادثه کوی دانشگاه تهران بود که یک‌شنبه شب، 25 خرداد یک زد‌و‌خوردی صورت گرفت و یک ضرب‌و‌شتم صورت گرفت که محصول تلخی داشت. اول صبح متوجه شدیم چیزی شبیه حادثه سال 1378 تکرار شده است، لذا من خودم را به‌سرعت به کوی دانشگاه رساندم و دیدم که آقای دکتر نادران هم آنجا هستند و بعد آقای دکتر جلالی و سپس آقای ابوترابی‌فرد هم آمدند.

ما در بدو ورود به کوی دانشگاه یک صحنه بسیار تلخی را مشاهده کردیم و بعد هم به داخل نمازخانه رفتیم، زیرا مسجد را برای ساختن خراب کرده بودند، به‌هرحال در نمازخانه تا قبل‌ازظهر کنار دانشجوها بودیم و هم با مسئولین کوی دانشگاه صحبت کردیم و هم با دانشجوها صحبت کردیم. من خودم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که اولاً با سرعت برای پیگیری موضوع اقدام کنیم تا دانشجویانی را که در کوی دانشگاه دستگیر شدند آزاد کنیم.

ازاین‌رو، به دوستان گفتم که من این موضوع را دنبال می‌کنم، برای همین با فرماندهی محترم نیروی انتظامی تماس گرفتم، با اطلاعات هم تماس گرفتم و به پلیس امنیت رفتم و با مسئولین پلیس امنیت جلسه‌ای گذاشتیم و قرار شد که پلیس امنیت به‌سمت بازداشتگاهی که دانشجوها آنجا بازداشت بودند، برود که در مسیر از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

به‌تبع به‌واسطه شرایط کوی دانشگاه در حقیقت مأموریت بررسی و پیگیری کار کوی دانشگاه هم جزو همین پیگیری‌ها قرار داشت که قرار شد در دفتر آثار شهید مطهری در خیابان پاستور جلسه باشد، لذا بنده به بازداشتگاه نرفتم و مستقیم به دفتر رفتم و دیدم که آقای ابوترابی‌فرد، آقای جلالی، آقای عباسپور و آقای کاتوزیان و آقای نادران هم هستند. هر 6 نفر همان‌جا قرار گذاشتند که ما جلسات و دیدارها را با کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری تنظیم کنیم، لذا قرار ما روز سه‌شنبه 26 خرداد شد که اول با آقای موسوی دیدار داشته باشیم و روز چهارشنبه هم با آقای هاشمی.

همان روزی که راهپیمایی بود (راهپیمایی 25 خرداد) یعنی از بین راهپیمایی به جلسه معاونین رفتیم و فردای روز راهپیمایی یعنی 26 خرداد قرار شد به دیدار آقای موسوی برویم. ما نمی‌دانستیم راهپیمایی هست، بنابراین وقت گذاشتیم که بعدازظهر روز 26 خرداد با آقای موسوی دیدار کردیم و روز 27 خرداد هم با آقای هاشمی و بعد از آنجا رفتیم با آقای محسن رضایی و تا آخر شب هم با آقای کروبی دیدار کردیم که دیدار با آقای کروبی هم دو ساعت به طول انجامید. روز سه‌شنبه ما یک دیدار داشتیم و روز چهارشنبه هم سه دیدار داشتیم و در هفته بعد مجدد در روز یک‌شنبه با آقای هاشمی دیدار کردیم.

جمع‌بندی ما برای صحبت با آقای هاشمی این بود که اگر ایشان اطلاعاتی راجع به اعتراض نامزدها داشتند به ما این اطلاعات را بدهند و اگر هم در واقع آقای هاشمی می‌توانستند فضای التهاب‌آلود را به‌سمت فضای عقلانی سوق بدهند به ما کمک کنند. بعد از جلساتی که داشتیم و در جمع‌بندی من مجدداً از دوستان جدا شده به‌سمت بازداشتگاه رفتم که دانشجویان در آن جمع بودند، تقریباً تا آخر شب نزدیک به 12:30 ــ 1 شب در بازداشتگاه با دانشجوها بودیم که اواخر شب هم آقای رهبر رئیس محترم دانشگاه تهران آمدند و معاون اطلاعات ناجا سردار لشگری هم آمدند و عملاً با چهار تا اتوبوس دانشجوها را شبانه آزاد کردند و با آنها آمدیم تا داخل کوی رفتند و داخل ساختمان‌ها مستقر شدند و ما برگشتیم.

*** به موسوی گفتیم جمع حاضر از یک جناح و سلیقه نیست

روز سه‌شنبه 26 خرداد با آقای موسوی در دفتر کارشان در خیابان پاستور دیدار داشتیم و این دیدار در حدود یک ساعت و نیم طول کشید و آقای موسوی تنها بود و ما 6 نفر با وی صحبت می‌کردیم. یکی از دوستان به آقای موسوی گفت: 2 نفر از دوستان که اینجا هستند به شما رأی ندادند، ــ اسم من و آقای نادران را گفت ــ و دو نفر از نمایندگانی هم که هستند برای شما ستاد برگزار کردند و قطعاً به شما رأی دادند ــ که اسم آقای عباسپور و آقای کاتوزیان را آورد، به‌خاطر اینکه آقای کاتوزیان ستاد اصول‌گرایان حامی آقای موسوی را برگزار کرد و بعد هم گفت: ــ دو نفر هستند ــ که اشاره به خودشان کرد و گفت ــ معلوم نیست چه رأیی دارند. در حقیقت این را بیان کرد که "جمع ما جمع یک‌پارچه‌ای نیست که مثلاً شما فکر کنید برای یک جناح یا یک سلیقه و یک نامزد باشند".

همه بحث با آقای موسوی این بود: ما اینجا آمدیم تا مطالب شما را بشنویم و اگر موضوعی هست که محل شک هست ما موضوع را پیگیری کنیم و حقیقت را معلوم کنیم، لذا حضور در اینجا حضور در جهت فهم اشکالی است که شما با انتخابات می‌بینید و حتماً گفتیم که اگر اشکالی هست شما بگوئید و ما پیگیری کنیم.

در ادامه کار بنده به آقای موسوی گفتم: ما از شما خاطره خوشی از دوره نخست وزیری در ذهن داریم و به‌عنوان یک رزمنده شما نخست‌وزیر دوران جنگ بودید، حال اگر حرف و حدیثی هم هست هنوز این خاطره خوش شما در ذهن ما هست و اینجا هم که آمدیم ما به شما رأی ندادیم ولی علاقه‌مندیم که شما در راستای توانمندی‌های‌تان برای انقلاب در صحنه باشید اما به‌هرحال یک نفر از صندوق رأی بیرون می‌آید و یک نفر رئیس جمهور می‌شود و اگر شما  رئیس جمهور نشدید، دلیل بر این نیست که ما شما را نفی کنیم  و آرزومندیم که شما در صحنه باشید و بتوانید کار کنید ولی دلیل اینکه شما این کار را انجام می‌دهید، چیست و این اعتراضات چیست؟

***تنها دلیل موسوی برای اعتراضات: اگر اعتراض نکنم 13 میلیون از من عبور می‌کند

آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌ دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند. حتی موقعی که جلسه تمام شد، همان‌جا با خداحافظی مناسبی جدا شدیم که دوستانه و خیلی صمیمی بود و اظهار آرزو کردیم که در فرصتی دیگر مجدد بتوانیم این جلسات را ادامه بدهیم.

*** دلیلی از آقای موسوی نشنیدیم/ تلقی کردیم در جلسات بعدی دلایلی را از موسوی بشنویم

وقتی روز چهارشنبه که هر 6 نفر از آقای موسوی دلیلی نشنیدیم، تلقی کردیم که شاید در جلسات بعد بتوانیم دلیلی از آقای موسوی بشنویم. فردای آن روز که روز 27 خرداد بود با آقای هاشمی دیدار داشتیم و آقای هاشمی هم تنها بودند. اولین نفری که صحبت کرد آقای ابوترابی‌فرد بود که ایشان گزارش مثبتی از جلسه ما 6 نفر با آقای موسوی ارائه کرد و فضای مثبتی را منتقل می‌کرد.

*** هاشمی گفت: آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و راه‌های قانونی را هم قبول ندارد

آقای هاشمی وقتی گزارش آقای ابوترابی را شنید، نکته‌ای را گفتند: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی که در چهارچوب قانون هست را قبول ندارند. آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. آقای هاشمی گفت: موسوی می‌گوید: تقلب شده و نتایج انتخابات را قبول ندارم و اینکه در حقیقت راه‌های قانونی را هم قبول ندارم. این سه نفر آمده بودند اعتراض کنند و البته گفتند میزان اعتراض آقای موسوی نسبت به بقیه بیشتر بود.

*** هاشمی رفسنجانی گفت: ما مرجعیت سابق را نداریم

وقتی از آقای هاشمی خواهش شد: شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت: ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم. حال این جوانان و این دانشگاهیان هستند که مرجعیت را دارند و این‌ها که به خیابان آمدند بازنمی‌گردند مگر اینکه چیزی را بگیرند، چه‌بهتر که خودمان پیشقدم شویم و چیزی را به معترضین بدهیم که برگردند.

*** دلیل هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات/ نقل هاشمی از آیت‌الله ری‌شهری

نکته‌ای را که آقای هاشمی گفت این بود که در انتخابات تقلب شده و خود آقای هاشمی هم قائل به تقلب بود و در مورد 2 تا از دلایلش برای تقلب گفت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

*** اعتراض آقای ری‌شهری به آقای هاشمی رفسنجانی

علت دومشان هم که بنده همین‌جا می‌گویم که بعداً وزارت اطلاعات بررسی کرد و نتایج را آقای اژه‌ای وزیر اطلاعات وقت در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به آقای هاشمی گفت که این حرف، حرف دروغی است و به هیچ وجه صحت ندارد و همان‌جا چون نقل از آقای ری‌شهری بود، آقای ری‌شهری هم سؤال کردند که صورت موضوع چیست و موضوع را که گفتند آقای ری‌شهری به آقای هاشمی اعتراض کردند: بنده این حرف را به شما نگفتم.

نکته دوم؛ آقای هاشمی بیانش این بود که آقای محسن رضایی گفت: از40 میلیون رأی، 8 میلیون رأی "آب" است که من سؤال کردم آقا محسن این را گفتند و آقای هاشمی گفت: بله، خود آقای رضایی به من گفتند.

*** اظهار رضایت‌مندی هاشمی از خوش‌برخوردی مأموران در دستگیری فائزه هاشمی

نکته آخر؛ آقای هاشمی از مناظره‌ای که آقای احمدی‌نژاد داشتند و صحبت‌هایی که ایشان داشتند اظهار ناراحتی کرد. همچنین از دستگیری خانم فائزه هاشمی هم اظهار ناراحتی کرد ولی همان‌جا گفت افرادی که خانم فائزه هاشمی را دستگیر کردند با وی خیلی خوش‌برخوردی کردند، ازاین‌رو اظهار رضایت‌مندی کرد.

تسنیم: همسر آقای هاشمی گفته بود اگر آقای موسوی رأی نیاورد مردم به خیابان‌ها بیایند...، آقای هاشمی در مورد این اظهارات همسرشان حرفی نزدند؟

ــ زاکانی: نه! هیچ صحبتی نداشتند. ما در مورد نامه‌ای که چهارشنبه قبل از انتخابات به محضر مقام معظم رهبری داده بودند سؤال کردیم که آقای هاشمی گفت: من نامه را فرستادم و 2 ساعت صبر کردم، به‌دلیل اینکه پیغامی نیامد نامه را منتشر کردم، این محل بحث ما بود. البته آقای هاشمی گفت: بعداً مقام معظم رهبری به من گفت: ای‌کاش شما این نامه را منتشر نمی‌کردید و بعد از انتخابات این کار را انجام می‌دادید.

*** هاشمی گفت: «با شناختی که از رهبری دارم انقلاب را سالم بیرون می‌برد»

روز بیست و هفتم و موقعی که خواستیم برگردیم، آقای هاشمی یک نکته‌ای را گفت، آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به‌اندازه پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت: این حادثه بسیار سختی است، و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود: من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

ما به منزل آقای رضایی در شهرک شهید دقایقی رفتیم که آقای نادران، آقای جلالی، آقای ابوترابی و بنده و آقای دانش جعفری هم بودند (آقای دانش جعفری مسئول ستاد آقای محسن رضایی بودند) طبق معمول نشستیم و بنده راجع به همان سؤال محل اشکالی که آقای هاشمی راجع به 32 میلیون رأی و هشت میلیون رأی اضافی سؤال کردم: شما این را گفتید؟ آقای رضایی تأیید کرد، و گفتم: چه دلیل یا سندی دارید که 8 میلیون از رأی خودساخته است؟ آقای رضایی گفت: به این خاطر که تا ساعت پنج بعدازظهر به ستاد مرکزی وزارت کشور مصرف تعرفه 17 میلیون تعرفه اعلام شده و ساعت 5 بعدازظهر تا ساعت 10 شب، 5 ساعت را ضرب در 60 دقیقه  ضرب در 60 ثانیه و ضرب در 45 هزار صندوق رأی 21 میلیون نفر می‌شود که به‌اضافه این 17 میلیون 32 میلیون نفر است و این میانگینی بود که آقا محسن حساب کرده بود را ضرب در این عدد می‌کرد و می‌گفت که امکان ندارد 21 ــ 22 میلیون پای صندوق رفته باشند.

همان‌جا برای آقای رضایی استدلال کردیم و گفتیم اشکال ما این است که به‌صورت پیوسته مصرف تعرفه اعلام نمی‌شود و ممکن است در یک صندوق 5 بسته مصرف شود و به‌دلیل ازدحام با مرکز تماس گرفته نشود و تعرفه مصرفی اعلام نشود. من به آقای رضایی گفتم: اگر این استدلال شماست، این استدلال از پایه سست است، به‌دلیل اینکه الکترونیکی نیست که در لحظه اعلام شود، و آقای رضایی هم پاسخی نداشت و معلوم بود استدلال غلطی را هدف‌گذاری کردند.

ما با آقای رضایی صحبت کردیم و همه سعی هم بر این بود: اگر شما نسبت به صندوقی یا شرایطی اشکال می‌بینید این را بیان کنید که ما پیرامون آن تحقیق کنیم، و آقای رضایی هم استقبال کرد و ما هم خیلی خوشحال شدیم، به‌خاطر اینکه آقای موسوی در مورد تحقیق در این زمینه استقبال نکرده بود ولی آقای رضایی استقبال کرد و ما خیلی خوشحال شدیم و گفتیم شورای نگهبان هم نظر مثبت دارند به اینکه اگر ما بنای تحقیق داشته باشیم میدان تحقیق را کاملاً باز کردند تا به‌قدر کافی تحقیق کنیم. بااین‌حال در عمل باز هم آقای رضایی پیگیری نکردند، یعنی همان‌جا شماره تلفن ما را خواستند که بعداً هرچه زنگ زدیم و پیگیری کردیم برای بررسی‌های بعدی نیامدند، حدوداً آنجا یک ساعت ــ یک ساعت و‌ نیم جلسه داشتیم.

بعد از منزل آقای رضایی به‌سمت منزل آقای کروبی رفتیم ولی آقای کروبی منزل نبودند. به‌دلیل اینکه ما با آقای کروبی در منزل قرار داشتیم، گفتند که به خیابان گیاهی برویم زیرا محل کار آقای کروبی آنجاست. به محل کار آقای کروبی رفتیم. در بدو ورود موضوعی برای من خیلی جالب بود، به‌دلیل اینکه فکر می‌کردم آقای کروبی از آقای کرباسچی ناراحتی داشته باشد، چون آقای کرباسچی به‌عنوان مسئول ستاد آقای کروبی فعال شد ولی شایع شده بود که کرباسچی در دانشگاه امیرکبیر به آقای موسوی رأی داد و این مسئله برای کسی که نامزد انتخابات است، خیلی دردناک و غیرقابل قبول است. از در که وارد شدیم تعدادی از خانم‌ها و آقایان جوانی آنجا بودند و وقتی وارد شدیم دیدم که آقای کرباسچی هم آنجا نشسته که من خیلی تعجب کردم.

*** دلیل کروبی برای تقلب در انتخابات/ کروبی: قبلاً 4 میلیون رأی داشتم

ما چهار نفر بودیم، آقای گرامی مقدم با آقای کروبی هم بود که جمعاً 6 نفر شدیم. آقای ابوترابی، جلالی، نادران، بنده، آقای گرامی‌مقدم با آقای کروبی. این جلسه نزدیک 2 ساعت طول کشید و جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند، اینکه اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی که در حوزه‌های خراسان شمالی هست را انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نکته دوم که آقای کروبی می‌گفت این بود: وقتی من در خیابان‌ها راه می‌روم و در ماشین به‌سمت خانه می‌روم به نظام «بد» می‌گویند، که ما هم گفتیم: شما حداقل پایین شهر بیایید مردم «خوب» می‌گویند. ممکن است برخی مردم بالای شهر چیز دیگری بگویند و در واقع شما فقط اطراف خودتان را می‌بینید. به‌هرحال در کل آقای کروبی هیچ استدلالی نداشت و هرچه ما گفتیم: بیایید کمک کنیم تا صندوق‌ها را باز کنیم، قبول نکردند و هیچ‌چیزی مستند وجود نداشت. تقریباً ساعت 12 شب شد که از دفتر آقای کروبی بیرون آمدیم و در جمع‌بندی داشتیم این بود که این چهار نفر دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و استدلالی برای حرفهای‌شان ندارند و فقط کلی‌گویی می‌کنند.

*** هاشمی نامه‌ای نوشت ولی خانواده‌اش مانع انتشار نامه شدند

روز یک‌شنبه بود که مجدداً با آقای هاشمی جلسه گذاشتیم، این جلسه بعد از خطبه‌های نماز جمعه مقام معظم رهبری در 29 خرداد بود و آقای هاشمی هم خیلی خوشحال بودند و می‌گفتند مقام معظم رهبری موضع ایشان را مشخص کرده‌اند. ما به آقای هاشمی گزارش دادیم: صحبتی با دوستان شد و هیچ‌کدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی‌گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به‌سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت: من نامه می‌دهم البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم: به‌هرحال شما موضع خودتان را اعلام کنید، که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5 دیداری بود که من خدمت شما گفتم و پس  از آن هم در چند کار ما ورود جدی داشتیم.

در آن ایام ادامه ماجرای مربوط به کوی دانشگاه بود و دیگری پیگیری کار کهریزک بود و نکته سوم هم انعکاس این موارد به جامعه دانشجویی در دانشگاه‌ها و فرستادن یک گزارش به مجلس و روشن کردن ابعاد حوادث و پیوستگی و ارتباط داشتن با دانشجو، لذا مسیری بود که ما به مسیر فتنه آمدیم و معتقد بودیم و هستیم. من در روز سه‌شنبه 2 تیر در مجلس صحبتی کردم مبنی بر اینکه اکثریتی هستند و از پیروزی نامزدشان خوشحال هستند و در حدود 23 ــ 24 میلیون هم هستند و یک اقلیتی هستند که این‌ها اقلیت بسیار بزرگی هستند.

13 میلیون به 2 قسمت تقسیم می‌شوند؛ اولی توده‌های مردم هستند که اکثریت این 13 میلیون هستند که رأی خود را مطالبه می‌کنند و آن دسته اقلیتی هستند که فقط به‌دنبال آشوب هستند. بعدازظهر روز شنبه 23 خرداد در خیابان شهید مطهری تهران آشوب بود، در حالی که رأی‌گیری در حال شمارش بود و بحث این بود که نظام در خصوص اکثریت معترض پاسخگو است اما در مورد اقلیت آشوبگر باید از امنیت کشور، امنیت عمومی مردم و سایرین حفاظت کرد و با آنها برخورد شود. این منطقی بود که دنبال می‌کردیم و همه تلاش این بود که با این منطق ما مسیر پاینده را طی کنیم.

بعداً در 21 دی‌ماه سال 88 رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند مسیری که نظام رفت مسیری بود که درست بود و آن مسیر هم چیزی نبود جزاینکه بتواند با صبر و تحمل و آگاهی‌بخشی راه دریافت درست فتنه را ایجاد کند. مقام معظم رهبری فرمودند اکثریتی در 26 خرداد به خیابان آمدند و رأی خود را مطالبه می‌کردند. در "9 دی" نیز مردم در اعتراض به آشوبگرها به خیابان آمدند که این هنر نظام را نشان می‌دهد. این کل واقعه‌ای است که ما در جریانش بودیم.

البته من به‌خاطر آقای هاشمی یک بخش آن را ذکر کردم و دفتر آقای هاشمی تکذیب کرد اما در صحن علنی مجلس که همه نمایندگان و آن 6 نفر نماینده‌ای که در کمیته ویژه مجلس بودند و آقای ابوترابی هم صحن را اداره می‌کرد، من این خاطره را در نطق پیش از دستور گفتم و به شهادت گرفتم، بعد از آن اگر جایی گفتم دیگر دفتر آقای هاشمی تکذیب نکرد، از این جهت هم گفتم که حرف‌ها واضح و مشخص است.

تسنیم: بر اساس نتیجه‌ای که از کمیته تحقیق مجلس به دست آوردید در همان روزهای اول متوجه شدید که تقلبی در انتخابات نبود و کاندیدای معترض نیز سند یا مدرکی برای اثبات حرف خود نداشتند، بنابراین "اسم رمز آشوب" که آقای ابطحی گفت کاملاً برای همه محرز و آشکار شد. آقای حجاریان هم اذعان کرد که در انتخابات 88 تقلب نشد. آقای زاکانی، شما در مجلس تحرکات را رصد می‌کردید، چه اتفاقاتی بعد از انتخابات از دیدگاه نمایندگان مجلس تکمیل‌کننده "آشوب" بود؟

ــ زاکانی: خوب! اینها جرم‌های بسیار بزرگ داشتند که بزرگ‌ترین آن عبارت از این بود که گفتند: ما جلوی دروغ‌گویی رقیب (احمدی‌نژاد) را گرفتیم، ولی با کمال تأسف خودشان بزرگ‌ترین دروغ که "تقلب در انتخابات" بود را گفتند. این اشخاص از تابستان 87 کمیته صیانت از آرا را با مسئولیت آقای محتشمی تشکیل دادند و دنبال می‌کردند و موضوع معلوم بود که هدف‌گذاری شده است.

در این مسیر هم "دروغ‌گویی" و هم "قانون‌شکنی" آنها جرم بزرگی بود. باز یکی از نکاتی را که آقای موسوی در مناظرات روی آن تأکید داشت، قانون‌مداری بود و نکته‌ای که آقای هاشمی و خودشان در روز 23 خرداد گفتند این بود: تقلب شده است و من قانون را قبول ندارم و روش رسیدگی را قبول ندارم. این اظهارات در حقیقت خلاف شعار قانون‌مداری بود و یک دروغ بزرگ بود که به مردم گفتند.

نکته سوم؛ تهمت بزرگ تجاوز است که جنایت بزرگ مرتکب شدند تا چهره انقلاب و نظام اسلامی را در عرصه جهانی مخدوش کنند که آقای کروبی چهار نفر را معرفی کردند و گفتند: این چهار نفر مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، که هم دو تیم از مجلس و هم تیم 3نفره (آقای محسنی اژه‌ای، حجت‌الاسلام رئیسی و خلفی) تشکیل شده قوه قضائیه بررسی کرد که هر سه تیم به این نتیجه رسیدند این موضوع دروغ محض است و ادعاهایی است که یکی از والدین روانی گفته بود که به فرزندشان تعرض شده است، بعد وقتی فرزند را که آوردند، گفت: مادرم بیمارستان بستری بود و روانی است و توهم دارد و آبروی ما را هم برده است، ما می‌گوییم این نیست و می‌گوید هست. از همین جنس باز گفتند که هر 4 مورد دروغ بود.

کسی  حاضر نشد بگوید این تهمتی که به جمهوری اسلامی و آبروی نظام اسلامی زده شده دروغ بود و نکته بعد از اینکه آنها دروغ تقلب و عدم امانت‌داری به نظام زدند و قانون‌شکنی کردند و از طرفی آمدند تهمت تجاوز را زدند. آقای آخوندی که الآن وزیر محترم راه و شهرسازی هستند روز سه‌شنبه 26 خرداد در محضر مقام معظم رهبری صراحتاً اعلام کرد که در انتخابات تقلب صورت نگرفت. همین آقای آخوندی در تیرماه به آقای زنگنه نامه فرستاد که مجدد یک گروه غیر از مسیر قانونی و مسائل از این دست را دنبال کردند، لذا می‌دانستند که این دروغ و این تهمتی بیش نیست اما بر آن تأکید کردند.

نکته بعدی اینکه با بیان احساسی و کتمان‌کاری هم تلاش کردند اکثریت معترضین را در خیابان نگه دارند و هر درگیری و هر مشکلی بعد از آن اتفاق افتاد، این‌ها در آن شریک بودند. یعنی آنچه خون بر زمین ریخته شد در این‌ها شریک‌اند. آقای موسوی بیانیه‌های متعددی می‌دهد و دائماً دعوت به صحنه می‌کند و در صحنه درگیری ایجاد می‌شود و باز هم اصرار می‌کند.

مقام معظم رهبری در 29 خرداد 88 فرمودند: اردوکشی خیابانی نکنید و هرچه اتفاق بیفتد شما در آن مسئولیت دارید، این عدم مسئولیت‌پذیری و میدان آوردن به‌دروغ در صحنه و سوء استفاده از بخشی از جامعه این جنایت بزرگی است که اتفاق افتاد و در راستای خواست دشمن بود. در این میان هم تکرار اجزای فریب به‌طریقی که افراد را پنهان کردند و گفتند ربوده شده‌اند و یا کشته سازی‌های متعدد داشتند و کارهای مختلفی کردند و سناریوهای متعددی ساختند و به‌نظر همه این‌ها نکاتی است که حکایت می‌کند عده‌ای در داخل کشور برای اینکه به قدرت و به آن جاه و مقام نرسیده‌اند حاضر شدند که همه داشته‌های‌شان را به آتش بکشند  و همه داشته‌های این ملت و سرمایه‌ها و میراث بزرگ شهدا و امام را به تاراج بردند.

*** نفاق و دوچهره بودن در فتنه محل اشکال اصلی است

همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام(ره) و به‌نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

اصلاً در آن جرم و جنایت‌ها آمدند نسبت به شعارهای اساسی انقلاب و آرمان‌های انقلاب و بحث فلسطین و آمریکاستیزی خیانت کردند، تمثال مبارک حضرت امام(ره) را به آتش کشیدند یا آمدند تعرض به هیئات و دسته‌جات، و خانه خدا و مسجد را آتش زدند. این‌ها مورد نفی عده‌ای که زمینه این‌ها را فراهم کردند، نشد تا اینکه مردم به صحنه آمدند و این 8 ماه 8 ماهی بود که مقام معظم رهبری با روشنگری و با بصیرت افزایی به بطن جامعه و استعداد و فوق‌العادگی مردم عزیز سبب شد که این فتنه فروکش کند و آلودگی در 9 دی شسته شود.

تسنیم: آقای زاکانی، خودتان تقریباً وارد بحث "9 دی" شده‌اید. برخی معتقدند اتفاقات روز عاشورا و هتک حرمتی که به مقدسات شد نقش مؤثری در شکل‌گیری حضور مردم در "9 دی" داشت. برخی از سیاسیون نیز می‌گویند حصر آقایان موسوی و کروبی از همان روز 9 دی توسط مردم اتفاق افتاد زیرا حضور مردم در واقع دادگاه افکار عمومی سران داخلی فتنه بود. پس از گذشت 4 سال که جنایات آنها بیشتر آشکار شد و دیگر بر کسی پوشیده نیست سخنگوی دولت می‌گوید: رفع حصر موسوی و کروبی در دستور کار دولت است ولی نمی‌خواهیم آن را رسانه‌ای کنیم، این اقداماتی که صورت می‌گیرد آیا بار دیگر پشت کردن به رأی و حضور مردم در 9 دی نیست؟

ــ زاکانی: من خودم معتقدم که بزرگ‌ترین لطف را نظام اسلامی در حق عناصر فتنه کرد و اتفاقاً اگر کسی مدعی آزادی باشد، نیروهای انقلابی دلسوز هستند که باید مدعی باشند باید محاکمه جدی و علنی صورت بگیرد که معلوم شود این‌ها چه دروغ بزرگی را به مردم گفتند و یا در چه توهمی به سر برده‌اند و به سر می‌برند و مابه‌ازای این جرم و جنایتی که انجام شده برخورد قانونی شود.

من معتقدم اگر این اتفاق بیفتد یک نقطه عطف و یک درس بزرگی برای کسانی است که در آینده بخواهند همچنین جنایتی را مرتکب شوند. حصر این آقایان به‌اعتبار نظر شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته و شورای عالی امنیت به‌عنوان جایگاه فرابخشی آن مرجعیت لازم را برای صیانت از امنیت و ثبات کشور را دارد و بر همین اساس نیز این‌گونه تشخیص دادند. به‌هرحال اگر کسی باید مطالبه کند مطالبه کسانی است که در صحنه‌های مختلف انقلاب بودند و امروز هم معتقد هستند این‌ها باید محاکمه شوند و مجازات شوند و پاسخ جرم و جنایتشان را در همین دنیا ببینند، اگر این شد دیگر طلبکاری پیدا نمی‌شود.

عده‌ای اظهار می‌دارند: اگر مشکلی بوده سال‌ها گذشته و ببخشید! نمی‌دانم این دوستان می‌توانند از خون‌هایی که در آن ایام ریخته شد و افراد و نظام و سرمایه‌ای که از کشور سوخت، بگذرند؟ مثل کسی که جرم قتل انجام داده بگویند مرور زمان شامل حالش می‌شود. نه! این‌گونه نیست، بعضی جرم‌ها مرور زمان شامل حالش نمی‌شود و فرد را به‌سزای عملش می‌رسانیم.

*** فتنه‌ای که شد شدیدتر از قتل و غیرقابل بخشش است

کاری که این آقایان انجام دادند به‌قول قرآن مافوق قتل است و فتنه‌ای که کردند شدیدتر از قتل است، لذا غیرقابل بخشش است و اگر کسی مدعی است به‌اعتقاد من باید نیرو‌های انقلاب باشند که خواستار محاکمه سران داخلی فتنه هستند، نه برای اینکه عده‌ای از رأفت اسلامی بخواهند سوءاستفاده کنند و این جنایت را به دست فراموشی دهند.

تسنیم: آقای دکتر، در روز "9 دی" و تجمع بزرگی که اتفاق افتاد، حضور مردم چه پیامی را منتقل می‌کرد؟

ــ زاکانی: در 9 دی چند نکته بسیار جالب بود؛ اول اینکه ما با موتور به راهپیمایی آمدیم، از بالای خیابان انقلاب به راهپیمایی پیوستیم. اولین نکته عظمت جمعیت بود که غیرقابل باور بود و دومین نکته حضور همه اقشار و همه سنین بود. من در خیابان سمیه پیرمرد و پیرزنی را دیدم که با عصا دست یکدیگر را گرفته بودند و می‌آمدند که گریه‌ام گرفت و گفتم: خدایا، این‌ها دیگر چه تکلیفی دارند که آمده‌اند.

نکته سوم حضور همه سلایق سیاسی بود. من یک دخترخانم محجبه چادری را دیدم که پلاکاردی در دست داشت و روی آن نوشته بود: من به موسوی رأی دادم ولی برائت می‌جویم از کاری که موسوی انجام داده است، و همین طور در خیابان انقلاب داشت می‌رفت که به‌نظرم این را یک حداقلی برای التیام برای خودش می‌دانست.

نکته چهارم اینکه همه حال سوز و گداز و یک حرکت عاشورایی را نمایش دادند و این حرکت در محور ولایت و حمایت از اساس نظام اسلامی که ولایت فقیه است، شکل گرفته بود. خیلی جالب بود که عکس هیچ‌کس را جز امام(ره) و مقام معظم رهبری نمی‌دیدیم که این موضوع خیلی پیام داشت. مردم با چه‌شوری از کسانی که زمینه فتنه را فراهم کرده بودند، اظهار برائت می‌کردند و اظهار دوستی و تعلق خودشان را به اسلام و نظام اسلامی و ولایت فقیه بیان می‌کردند و این تمام گردوغباری که در ایام فتنه بر در و دیوار و پیکره پاک و مطهر جامعه نشسته بود، به‌واسطه صبر و حلم 8ماهه نیروهای مقام معظم رهبری و آن جنایت‌ها و جسارت‌هایی که عناصر فتنه می‌کردند، برداشته شد.

نهایتاً به‌واسطه اهانتی که در عاشورا انجام دادند که بی‌سابقه بود به‌یک‌باره احیا شده بود و در صحنه مردم حاضر بودند و در زمین و زمان از دل و جان می‌جوشیدند و حرکت می‌کردند. به‌نظرم خودجوشی این راهپیمایی ــ به‌دلیل اینکه در بعضی شهرها 8 دی برگزار شد و عمده شهرها 9 دی ــ حکایت از این داشت که مردم حاضر نیستند که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی و پرچم‌داری حق را در این برهه از تاریخ رها کنند و تنها بگذارند.
به‌فرموده امام(ره) در یک برهه‌ای از طرف اسلام ملت ما نمونه و تکرار نشدنی است و من معتقد هستم که به‌یک‌باره باطن مردم و باطن نیروهای معتقد به اسلام از همه طبقات و از همه سلایق سیاسی و از همه افرادی که ظواهر مختلفی داشتند، اما همه این‌ها در نهم دی عیان شد و یک تطهیر و یک پاکی را برای ما به ارمغان آورد. به نظر هم می‌آید 9 دی به‌عنوان یک یوم الله مورد دقت و تأکید قرار بگیرد و خود به‌عنوان یک نقطه عطفی است و یک مشخصاتی دارد که نباید به فراموشی سپرده شود.

   + خلیل رنجبر - ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

یادمون نرفته!!!

ما نمی گذاریم بار دیگر شرمنده سیدالشهداء شویم

آهای کسانی که امروز در کنفرانس خبری سنگ سران فتنه را به سینه زدید

و شعار (روحانی یادت باشه ، موسوی یادت نره) سر دادید،

ما یادمون نرفته:

شکسته شدن حرمت روز عاشورا و خون اباعبدالله الحسین یادمون نرفته

سوخنن عکس امام و رهبری یادمون نرفته

اشک های رهبر عزیزمون رو هنوز از یاد نبردیم

شکسته شدن ارزش ها رو از یاد نبردیم

اجازه نخواهیم داد عوامل این بی حرمتی ها دو باره قدرت بگیرند

.... اینبار شرمنده ی خون حسین (ع) نخواهیم شد...

   + خلیل رنجبر - ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢

به درک که قبول ندارید!

حضرت امام خامنه ای (مدظله اعالی ) فرمودند:

اخیراً شنیدم که از شوراى امنیّت ملّى آمریکا کسى گفته که ما این انتخابات ایران را قبول نداریم. خب به درک که قبول ندارید! اگر قرار بود ملّت ایران منتظر بماند که شما چه چیزى را قبول دارید و چه چیزى را میل دارید، آن‌طور عمل بکند، که کلاهش پسِ معرکه بود. ملّت ایران نگاه میکند ببیند خودش چه چیزى را احتیاج دارد و مصلحت او در چیست، آن را دنبال خواهد کرد. ۱۳۹۲/۳/۲۴

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٢

نظر امام خامنه ای (مدظله العالی) درباره نتیجه انتخابات

رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است.

اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسه‌ى سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن کار افتخارآفرینى که با شور و هیجان انجام میگیرد. هر رأیى که شما به یکى از این نامزدهاى محترم بدهید - این هشت نفر آقایان محترمى که در صحنه هستند - رأى به جمهورى اسلامى داده‌اید. رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است. اینکه شما وارد عرصه‌ى انتخابات میشوید؛ چه آن کسى که نامزد ریاست جمهورى است، چه آن کسى که انتخاب میکند - مثل من و شما - نفْس ورود در این میدان، به معناى اعتماد به جمهورى اسلامى و اعتماد به سازوکار انتخابات است؛ در درجه‌ى دوم هم، رأى به کسى است که یا شما، یا آن برادر و خواهر دیگر، یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم که براى آینده‌ى کشور مفیدتر از دیگران است.

 ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

   + خلیل رنجبر - ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢

من حرف دیگه ای ندارم !

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید:
بین دو حاکم در تردیدم، چه کنم؟
- عادل، صادق، فقیه و باتقواترین را انتخاب کن.
-اگر به تشخیص نرسیدیم؟
-ببین افراد متدین به کدام متمایلند.
-اگر نفهمیدیم؟
-بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر می پسندند ، او را کنار بگذار و ببین کدام بیشتر خشمگینشان می کند، او را برگزین.
اصول کافی، جلد ۱، ص ۶۸

   + خلیل رنجبر - ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

روز انتخابات

امام خمینی (ره):

روز انتخابات ، روز سرنوشت سازی است می خواهید زمام کشور را به دست کسی بدهید که موثر در مقدرات کشور باشد .سهل انگاری نکنید و به پای صندوق ها بروید .

................................

همه با هم پای صندوق های رای

جمعه 24 خرداد 1392

   + خلیل رنجبر - ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢

سه نکته انتخابات در کلام امام خامنه ای

صحبت های امام خامنه ای با سه نکته از انتخابات آینده “اول اینکه شرکت مردم در انتخابات، یک مشارکت عظیمى باشد؛ دیگر اینکه از خدا بخواهیم و خودمان هم چشممان را باز کنیم؛ کارى کنیم که نتیجه‌ى انتخابات، یک گزینش خوب و همراه با صلاح و صرفه‌ى انقلاب و کشور باشد. نکته‌ى اساسى سوم این است که انتخابات براى کشور مایه‌ى آبروست، مایه‌ى افتخار است. همه مراقب باشند که انتخابات مایه‌ى بى‌آبروئى براى کشور نشود؛ آنطورى که در سال ۸۸ یک عده‌اى سعى کردند انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کنند، جنجال سیاسىِ طبیعىِ انتخابات را تبدیل کنند به یک فتنه….”(۱۳۹۱/۷/۲۴دیداربا بسیجیان)

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢

امام خامنه ای و حضور در انتخابات

حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی ) می فرمایند:

مسئله اول در انتخابات مسئله حضور شماست و حضور شماست که نظام را تحکیم می کند و پایه های نظام را مستحکم می کند.

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٢

انتخابات در گفتمان امام خمینی(ره)وامام خامنه ای(حفظه الله)

مقام معظم رهبری نماینده‌ی دلسوز و مومنی که به کانون‌های قدرت وصل نباشد را صالح می‌دانند و می‌فرمایند: «مردم باید کسانى را انتخاب کنند که به کانون‌هاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانى باشند که واقعاً مردم این‌ها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظایف انقلابى‌شان عمل کنند.»

 انتخابات از آن­جا که به فرموده­ی مقام معظم رهبری مظهر حضور مردم و سبب استحکام و عزت نظام است، از اهمیت والایی برخوردار می­باشد. امام(ره) و بعد از ایشان رهبر انقلاب، در باب انتخابات سفارش­های بسیاری نموده­اند که چراغ راه انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان قرار خواهد گرفت تا این­که خدای ناکرده با آزمون و خطایی نادرست، سرنوشت کشور به ورطه­ی نابودی کشانده نشود. در این نوشته قصد این را داریم که در موضوعات مرتبط با انتخابات فرمایشات هر دو راهبر ملت را بازخوانی نماییم.
 
الف)مسؤولیت حضور

از این نظر، تمام اقشار جامعه از عالم، بازاری و کارگر در تمام احوالات به حضور در صحنه‌ی انتخابات فراخوانده­ شده و از غفلت در شرکت بر حذر شده­اند.

مسؤولیت همه به حضور در صحنه

امام خمینی(ره) در باب مسؤولیت همه برای حضور در صحنه و این­که عدم حضور ممکن است در رأس گناهان کبیره قرار بگیرد، در وصیتنامه‌ی الهی سیاسی خود می‌فرمایند: «همه در پیشگاه خداوند متعال‏ مسؤول مى‏باشند. از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علماى بزرگ تا طبقه‌ی بازارى، کشاورز، کارگر و کارمند، همه و همه مسؤول سرنوشت کشور و اسلام مى‏باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسل‌هاى آتیه؛ و چه بسا که در بعضی مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهى باشد که در رأس گناهان کبیره است. پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد، و الا کار از دست همه خارج خواهد شد.»[1]

در همین رابطه مقام معظم رهبری، مسأله‌ی اول در انتخابات را حضور مردم می­دانند و می‌فرمایند: «مسأله‌ى اول، حضور مردم، شرکت مردم که بایستى وسیع و گسترده باشد»[2] برای تلاش در شرکت حداکثری مردم می­فرمایند: «مسأله‌ى اول، مشارکت است. در زمینه‌ى مشارکت مردم، هر طور که مى‌توانید، روى خانواده‌ها و دوستانتان کار کنید. مشارکت، یکى از اساسى‌ترین مسایل است. حضور مردم براى پیشرفت و صیانت کشور لازم است.»[3]

ب) ضرورت حضور در صحنه

این ضرورت به دو لحاظ قابل طرح است:

ب-1)حفظ نظام

امام(ره) در باب تشریح ضرورت حضور، اهمیت آن­ را در جهت حفظ نظام می‌دانند. ایشان نظام را امانت الهی دانسته و تمام اقشار را مکلف به حفظ آن می­دانند. راه حفظ نظام را هم در این موقعیت، شرکت در انتخابات می­دانند. علاوه بر این معتقدند مردم مکلف به نظارت بر افراد برگزیده در دوره‌ی­ نمایندگی یا ریاست جمهوری­شان هستند. امام(ره) در سخنرانی 10 تیر 1360 با انتقاد از افرادی که خود را در رابطه با حفظ نظام اسلامی بی­ارتباط می­دانند، بیان می‌دارند: «اسلام به من چه ربطى دارد. مگر مى‏توانى بگویى: اسلام به من چه ربطى دارد؟! تو مکلفى حفظ کنى. امانت خداست و حفظش امروز به این است که رییس جمهورش یک رییس جمهور صحیح باشد... یک مجلس [باید] خوب باشد و اگر وکلاى شما بعضی‌هایشان تخلف کردند، به آن‌ها تنبه بدهید که آقا نکن و اگر زیادتر کردند دفعه دیگر تعیین‌شان نکنید؛ کسى دیگر را تعیین کنید.»[4]

مقام معظم رهبری شرکت در انتخابات را به مانند­ سرمایه گذاری برای نظام و کشور می­دانند و آرای تک تک افراد را مؤثر در این سرمایه گذاری می­خوانند. ایشان در سخنرانی در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا(علیه‌السلام) 1/1/1388 می­فرمایند: «انتخابات سرمایه‏گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل این‌که شما سرمایه‏ى سنگین و عظیمى را در بانک می‌گذارید، بانک با آن کار می‌کند و شما از سودش استفاده می‌کنید؛ انخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‏گذارى عظیمى را می‌کند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد. آرای یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایه‏گذارى و سپرده‏گذارى... هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیش‌تر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد.»

ب-2)برگزیدن افراد صالح

همان طور که بیان شد، بُعد دیگر ضرورت حضور مردم از دیدگاه امام(ره)، برگزیدن افراد صالح می­باشد. ایشان در سخنرانی 10 تیر 1360 می­فرمایند: «اشخاصى پیدا مى‏شوند که با گفته‏هاى خودشان، نوشته‏هاى خودشان مى‏خواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آن‌ها مى‏خواهند که اشخاصى را تعیین بکنند که بعدها ما گرفتار بشویم. شماها باید وارد باشید در مسأله و با کمال جدیت، اهمیت بدهید به این مسأله و مردم را وادار کنید.»[5]

رهبر انقلاب کنترل ورودی­های میدان سیاست را به دست افرادی می­دانند که معیارها را ببینند و براساس آن انتخاب نمایند: «یقیناً ورودى‌هاى میدان سیاست باید کنترل شود. میدانِ اداره‌ى کشور و مدیریت کشور است؛ مگر شوخى است؟ یک کشور را مى‌خواهند دست یک نفر بسپرند؛ لذا باید ورودى‌هاى این میدان کنترل شود و معلوم گردد کسى که دارد مى‌آید، کیست؛ اصلاً عُرضه‌ى این کار را دارد یا ندارد؛ بعد، اعتقاد به این کار دارد یا ندارد؛ بعد، اصلاً مى‌فهمد در کشور چه کار باید کرد یا نه. ملاک‌هایى وجود دارد؛ باید کسانى باشند که این ملاک‌ها را ببینند و بسنجند.»[6]
 
همه در پیشگاه خداوند متعال‏ مسؤول مى‏باشند. از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علماى بزرگ تا طبقه‌ی بازارى، کشاورز، کارگر و کارمند، همه و همه مسؤول سرنوشت کشور و اسلام مى‏باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسل‌هاى آتیه؛ و چه بسا که در بعضی مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهى باشد که در رأس گناهان کبیره است.


ب-2-1)عدم غفلت از شناخت فرد صالح


امام(ره) غفلت از شناخت افراد صالح را سبب ورود نا خواسته­ی افراد ناشایست به امور کشور دانسته و از علما و دانشمندان جامعه خواسته­اند در این مورد مردم را راهنمایی کرده و ساکت نباشند که در غیر این صورت مسؤولیت نتایج ناپسند را به عهده­ی تمام خواص و عوام جامعه دانسته­اند که در آن زمان غافل بوده­اند.

امام خمینی(ره) خطبا، علما، دانشجویان و هم‌چنین بازاریان و کشاورزان را به آگاهی از فرد اصلح و اطلاع به عموم مردم فراخوانده­اند و نتیجه­ی رعایت نکردن این مهم را انتخاب اشخاصی دانسته­اند که شهر و گاه مملکتی را به فساد می‌کشانند. امام در سخنرانی 12 مهر 1358 می‌فرمایند: «و اگر خداى نخواسته در این مسأله غفلت بکنید، یا روحانیین غفلت بکنند، یا خطبا غفلت بکنند، یا فضلا غفلت بکنند، یا دانشگاهی‌هاى متعهد غفلت بکنند، یا بازاری‌ها غفلت بکنند، یا کشاورزان و کارگران غفلت بکنند و یک اشخاصى که بر خلاف مسیر ملت است، بر خلاف مسیر اسلام است پیدا بشود، ممکن است که یک شهرى را به فساد بکشد؛ و ممکن است بعد از او یک مملکتى به فساد کشیده بشود. باید با تمام قوا با تمام قدرت غفلت نکنید از این معنا؛ و علماى بلاد غفلت نکنند از این امر؛ اهل منبر غفلت نکنند؛ فضلایى که در اطراف هستند، اهل علمى که در اطراف هستند، دانشگاهی‌ها، دانشجوها، همه غفلت از این نکنند.»[7]

رهبر انقلاب در این رابطه به بررسی نقش اقشار دغدغه­مند می‌­پردازند و بیان می­دارند که گروه­ها­ی دغدغه­مند افکار خود را بین مردم گسترش دهند و در این رابطه گفتمان سازی نمایند آن­ وقت خود مردم می­دانند به چه کسی رأی دهند. ایشان در همین­جا معنای پذیرفته­ شده‌ی حزب را بیان می­دارند و می­فرمایند: «ما دو جور حزب داریم؛ یک حزب عبارت است از کانال‌کشى براى هدایت‌هاى فکرى؛ حالا چه فکرى به معناى سیاسى، چه فکرى به معناى دینى و عقیدتى. اگر چنانچه کسانى این کار را بکنند، خوب است. قصد عبارت از این نیست که قدرت را در دست بگیرند؛ می‌خواهند جامعه را به یک سطحى از معرفت، به یک سطحى از دانایى سیاسى و عقیدتى برسانند؛ این چیز خوبى است. البته کسانى که یک چنین توانایى‌اى داشته باشند، به طور طبیعى در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آن‌ها صاحب رأى خواهند شد، آن‌ها برنده خواهند شد؛ لیکن این هدفشان نیست. این یک جور حزب است؛ این مورد تأیید است. میدان باز است؛ هر کس می‌خواهد بکند، بکند.

 یک جور حزب، تقلید از احزاب کنونى غربى است... به معناى باشگاه‌هایى براى کسب قدرت است؛ اصلاً حزب یعنى مجموعه‌اى براى کسب قدرت. یک گروهى با هم همراه می­شوند، از سرمایه و پول و امکانات مالىِ خودشان بهره‌مند می‌شوند، یا از دیگران کسب می‌کنند، یا بندوبست‌هاى سیاسى می‌کنند، براى این که به قدرت برسند. یک گروه هم رقیب این‌هاست؛ کارهاى مشابه این‌ها را انجام می­دهد تا آن‌ها را از قدرت پایین بکشد، خودش بشود جایگزین. الان احزاب در دنیا غالباً این­گونه‌اند.»[8]

امام(ره) کناره­گیری علما از جامعه را عامل جدا شدن دولت­ها از مذهب می­دانند و از علما می­خواهند مثل سابق عمل ننمایند. امام در سخنرانی 27 آبان 1361 بیان می­دارند: «همان طورى که در زمان سابق از [این‏] کناره‏گیرى علماى مذاهب، اسباب این شد که ملت ما و بزرگانشان جدا شدند و هر کارى خواستند دولت‌ها کردند و دولت‌ها را به حال خود گذاشتند و هر طور سرکشى خواستند کردند، چنانچه شما از صحنه بیرون بروید و علما، دانشمندان از صحنه بیرون بروند، این اسباب این مى‏شود که باز آن مسایل سابق پیش بیاید.»[9]

ب-2-2)معیارهای شناخت

در اندیشه­ی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری فردی صالح است و می‌تواند امور مردم را به درستی اداره کند و اسلام را به نقطه‌ی اوج خود برساند که متعهد و متعبد به اسلام و البته برخوردار از تخصص لازم جهت اداره‌ی امور مملکت باشد. امام(ره) نماینده­ای که طعم فقر را چشیده باشد برای اداره‌ی امور مستضعفان جامعه مناسب می­دانند و همگان را از برگزیدن صدر­نشینان مرفه و زمین­خوار برحذر می­دارند. نماینده­ی مورد تأیید حضرت امام(ره) و مقام رهبری طرفدار اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و نه اسلام آمریکایی.

ب-2-3)عدم انتخاب سرمایه‌داران، مرفهان و زمین خواران

رهبر کبیر انقلاب مردم را به انتخاب کسی که محرومیت محرومان جامعه را لمس کرده و به دنبال رفاه آنان است، تشویق می­کنند. امام(ره) در وصیت نامه‌ی خود تشخیص فرد اصلح را از راه مشورت با تحصیل­کرده­ها­ی متخصص و البته متعهد و هم‌چنین روحانیون باتقوا و متعهد به جمهوری اسلامی ممکن می­دانند و می­فرمایند: «در تعیین رییس جمهور و وکلای مجلس، با طبقه‌ی تحصیل­کرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیروابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده و با علما و روحانیون باتقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده و توجه داشته باشند رییس جمهور و وکلای مجلس از طبقه­ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه­داران و زمین­خواران و صدرنشنیان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند.»[10]

مقام رهبری نماینده­ی دلسوز و مؤمنی که به کانون­ها­ی قدرت وصل نباشد را صالح می­دانند و می­فرمایند: «یک نکته هم البته انتخاب نماینده‌ى دلسوز و مؤمن و علاقه‌مند است... مردم باید کسانى را انتخاب کنند که به کانون‌هاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانى باشند که واقعاً مردم این‌ها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظایف انقلابى‌شان عمل کنند.»[11]

ایشان در بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ 22/2/1388 انتخاب مسؤول ساده­زیست را مهم‌ترین عامل حرکت مردم به سمت دوری از اشرافیت می­دانند و بیان می­دارند: «بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافی‌گرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافی‌گرى و تجمل‏پرستى است... اینى که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف است... یکى از اساسى‏ترین کارها براى این‌که ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسؤولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافی‌گرى نباشند. چه طور می‌توانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوییم اسراف نکنید.»

حضرت امام(ره) با توجه دادن به اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که در مقابل آن اسلام مرفهین و راحت­طلبان قرار­دارد، انتخاب فرد اصلح را از میان مسلمین درد کشیده توصیه می‌کنند و بیان می­دارند: «در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق کاندیداها را شناسایی کرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی- سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسؤولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه­جو، اسلام پاک­طینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشند و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه‌داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی‌درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.»[12]
 
حضرت امام(ره) در ادامه به فلسفه‌ی وجودی مجلس که همانا محل اجتماع نمایندگان همه‌ی مردم از اقشار مختلف است اشاره می­نمایند و می­فرمایند: «از آنجا که مجلس خانه‌ی همه­ی مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونی نباید کسی انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصی باشند»[13] امام بزرگوار به خدمت به اسلام و محرومین توجه می­دهند و بیان می­دارند: «باید توجه داشت که هنوز خیلی از مسایل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود و تمیز بین کسانی که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده­اند، با دیگران کار مشکلی نیست.»[14]

امام(ره) در سخنرانی 13 دى 1362 تأکید می­نمایند نماینده­ی شما باید از هر حیث برای کشور مفید باشد: «مقدرات کشورتان را به دست کسانى بدهید که براى کشور شما مفیدند از حیث سیاست، از حیث اقتصاد، از حیث همه چیز.» [15]

حضرت امام(ره) اصلح را تعریف کرده و می­فرمایند: «انتخاب اصلح براى مسلمین یعنى انتخاب فردى که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد؛ و همه چیز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها کافى نیست، بلکه باید مسلمانى باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد، و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب کردید، کارى اسلامى مى‏کنید.»[16]

مقام معظم رهبری در بیانات سال1383 در جمع نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به سند چشم­انداز بیست­ساله، از آنان خواسته­اند تا با شناخت سند یاد شده، به قانون‌گذاری بپردازند. از این رو این مورد می­تواند در تعیین نمایندگان آینده مورد توجه مردم قرار بگیرد. خواسته­ی رهبر انقلاب از نمایندگان به این قرار است: «دنبال آرمان‌هاى حقیقى در قالب و لباس عملى آن بگردید. نه باید دنبال ایده‌آل‌هایى بود که عملى و اجرایى نیستند، نه باید به کم قانع شد و از آن آرمان‌ها دور ماند. آنچه همواره باید مورد نظر باشد، چشم‌انداز بیست‌ساله است؛ این چشم‌انداز خیلى مهم است و من به شما عرض کنم؛ به شهادت افرادى که کارشناس و متخصص این کار هستند، این چشم‌انداز کاملاً عملى است؛ یعنى به ‌هیچ‌وجه در آن، بلندپروازى‌هاى بیهوده و بى‌پشتوانه وجود ندارد. درست نگاه کنید، دقت کنید و چشم‌انداز بیست‌ساله را بخوانید... قانون‌ها باید با سیاست‌ها هماهنگ باشد؛ یعنى در دل سیاست‌ها جا بگیرد و به سمت این چشم‌انداز حرکت کند. آن چشم‌انداز هم بر پایه‌ى اسلام است. باید همه‌ى وقت و همت و شغل را مصروف همین اهداف کرد و در واقع ذوب در این اهداف شد.»[17]

ایشان برای دهه‌ی چهارم مردم را به دو شاخص عمده­ی عدالت و پیشرفت توجه داده­اند و تحصیل هر دو را باهم مطلوب دانسته و فرموده­اند: «برای دهه‌ی چهارم... دو شاخص عمده وجود دارد که باید این دو را حتماً به دست بیاوریم: یکی پیشرفت است، یکی عدالت. ما مثل بعضی از کشورها و نظام‌های دنیا فقط به پیشرفت فکر نمی‌کنیم؛ ما پیشرفت را همراه با عدالت می‌خواهیم... خیلی از کشورها هستند که از لحاظ علمی پیشرفت کرده‌اند و به آمارها و شاخص‌های اقتصادی آن‌ها که نگاه می‌کنیم، ملاحظه می‌کنیم که مثلاً درآمد سرانه‌ی آن‌ها خیلی هم بالاست؛ اما مسأله‌ی مهم این است که این درآمد سرانه در میان ملت چه جور تقسیم می‌شود؛ این آن نکته‌ای است که نظام‌های غیر­الهی و نظام‌های رونوشت‌ کرده‌ی از نسخه‌های استکباری، دیگر به آن توجه نمی‌کنند.»[18]

ب-2-4)شخص امین در حفظ ارزش­ها نه خائن به نظام

حضرت امام(ره) متعهد بودن شخص و عقیده­مند بودن وی به نهضت را ملاک قرار داده و می­فرمایند چنین شخصی نباید با تمایل به شرق و غرب در سرنوشت متعالی کشور خیانت روا دارد. ایشان می­فرمایند: «اشخاص متدین، اشخاص مطلع، اشخاص متعهد، اشخاص عقیده­مند به نهضت، اشخاصی که نه مایل به طرف شرق هستند و نه مایل به طرف غرب، بلکه در صراط مستقیم انسانیت و اسلام هستند، آن‌ها را انتخاب کنید. سرنوشت خودتان را به اشخاص امین بدهید، سرنوشت خود را به افرادی که محتمل است خیانت بکنند، ندهید.»[19]

مقام معظم رهبری در این رابطه، حفظ ارزش­ها را مهم دانسته و بیان می­دارند: «کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‏ى آن‌ها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزش‌هاى انقلابی‌شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى این‌که به فکر ادامه‏ى راه امام و ارزش‌ها و اصول ترسیم شده‏ى به وسیله‏ى امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود.»[20]

رهبر معظم انقلاب توجه مسؤولین به فکر و هویت ایرانی اسلامی را در خور امتیاز می­دانند نه دلبستن به حرف­های غربی را. بنابراین در جمع مردم مریوان در تاریخ 26/2/1388 می­فرمایند: «اینى که یا مسؤولان ما، یا در دوره‏های انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدها­ انتخاباتی ما براى جلب توجه دیگران حرف‌هاى غربى‏ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمی‌شود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوییم که غرب مى‏پسندد. این‌ها کسانى‏اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند.»

رهبر انقلاب هم‌چنین با تأکید بر عنصر عزت­مداری در مقابل غرب، مردم را از رأی دادن به عناصر خودباخته­ی غربی برحذر می­دارند: «کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‏گویى به غرب، به دولت‌هاى غربى، به دولت‌هاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‏المللى دست و پا کنند. این‌ها براى ملت ایران ارزشى ندارد.»[21] 
 
ب-2-5) زمان‌شناسی

مقام معظم رهبری در باب معیارهای ریاست جمهوری، زمان­شناسی را از مهم‌ترین معیارها دانسته و بیان می­کنند: «رییس جمهورى انتخاب شود که بتواند گره‌هاى زندگى مردم را در دوران کنونى باز کند؛ وظایف این دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل کند.»[22]
ب-2-6) انتخاب اصلح از هر گروهی که بود

انتخاب فرد صالح از نظر امام(ره) از هر گروهی که باشد باید صورت بگیرد و به حزب و غیرحزب نباید محدود گردد. امام خمینی(ره) در این زمینه بیان می­دارند: «انتخابات یک محکى هم براى خودتان است که ببینید آیا مى‏خواهید انتخاب اصلح بکنید براى خودتان، یا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شیطانى است و اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمان‏هاست، «کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مى‏شود که غیر آن فاسد و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آن‌هاست.»[23]
 
یک نکته هم البته انتخاب نماینده‌ى دلسوز و مؤمن و علاقه‌مند است... مردم باید کسانى را انتخاب کنند که به کانون‌هاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانى باشند که واقعاً مردم این‌ها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظایف انقلابى‌شان عمل کنند.


ج)کنار نرفتن به خاطر دیدن اعوجاج


امام خمینی(ره) به مردم توصیه می­نمایند؛ مردم در مقابل اعمال نادرست عده­ای، از شرکت در انتخابات ناامید نشوند بلکه سعی در انتخاب فرد صالح برای اصلاح امور بنمایند. امام 13 دی سال 1362 بیان می­دارند: «آن آدمى که به واسطه‌ی این که مثلاً یک چیز اعوجاجى از یک نفر مى‏بیند یا از یک گروهى مى‏بیند کنار برود، این بر خلاف مصالح اسلام عمل مى‏کند. این معانى در صدر اسلام هم بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است... شرکت کنید در این انتخابات و تمیز بدهید اشخاصى را که لایق‏اند براى این مقام... بر فرض این که من یک کار خلاف کردم اسلام که خلاف نکرده است، شما براى اسلام کار بکنید... شما خوب بکنید براى اسلام تا آن بد هم به تبع شما ان شاء اللَّه خوب بشود.»[24]

د)تبلیغات مسموم دشمن و مقابله با آن

حضرت امام(ره)، بیان می­دارند؛ دشمنان اسلام تبلیغات ضد انتخابات می­کنند تا عدم حضور مردم را بی­اعتنایی نسبت به نظام جلوه دهند. از این رو به مردم توصیه می­کنند که با حضور خود یاوه­سرایان را رسوا نمایند. امام(ره) در این باره می‌فرمایند: «دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبلیغات زهرآگین خود را شروع کردند و چنین وانمود مى‏کنند که مردم در این انتخابات بى‏تفاوتند و به سردى و سستى گراییده‏اند. مى‏خواهند شما را متهم کنند که از جمهورى اسلامى رو برگردانیده­اید. از شما ملت مبارز انتظار دارم که با شرکت همگانى خود یاوه­سرایان را رسوا کنید و نیز اطلاع دادند که در اطراف دانشگاه -که محل اقامه‌ی نماز جمعه است- گروهى براى اخلال در شرکت در انتخابات به پا خاسته‏اند. دولت موظف است از آنان جلوگیرى کند و مردم موظفند به تبلیغات آنان اعتنا نکنند.»[25]

رهبر انقلاب نیز در این زمینه می­فرمایند: «هر انتخاباتى، خون تازه‌اى در رگ‌هاى کشور تزریق می‌شود... همیشه دشمن خواسته است که یا انتخابات نباشد یا کم‌رنگ باشد. در هیچ انتخاباتى ما سراغ نداریم که قبل از انتخابات، بوق‌هاى تبلیغاتى دشمن به کار نیفتاده باشد... براى بى‌رونق کردن انتخابات، بى‌شوق و ذوق کردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرف‌هایى زده می‌شود.»[26]

مقام معظم رهبری علت تلاش دشمنان برای برگزار ­نشدن انتخابات را اعلام نا به حق عدم مردم‌سالاری در ایران می­دانند و بیان می­دارند: «دشمنان ما مى‌خواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براى این‌که بتوانند شاهدى بیاورند که در ایران مردم‌سالارى و دموکراسى نیست... بنابراین اولین خواسته‌هاى آن‌ها برگزار نشدن انتخابات است.»

هـ)انتخاب خود مردم، نه تحمیل شخص یا گروهی

امام امت، مردم را دارای فکر و تدبیر دانسته و هرگونه تحمیل کاندیدا به آن­ها را ناروا دانسته­اند و البته مشورت را مناسب می­دانند: «همان طور که بارها گفته‌ام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته­ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند... البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می‌نمایند.»[27] امام(ره) انتساب کاندیدایی را به ایشان نفی نموده­اند و بیان می‌دارند: «اینجانب بنا ندارم از کسى تأیید نمایم، چنان که بنا ندارم کسى را رد کنم و از تمام احزاب و گروه‌ها و افراد مى‏خواهم از نسبت دادن کاندیداى خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود، خوددارى کنند.»[28]

همان طور که در گذشته اشاره شد، حضرت امام(ره) مردم را جهت تعیین اصلح به مشورت با تحصیل­کرده­ها­ی متخصص و البته متعهد و هم‌چنین روحانیون باتقوا و متعهد به جمهوری اسلامی فراخوانده و بیان داشته‌اند: «در تعیین رییس جمهور و وکلای مجلس، با طبقه‌ی تحصیل­کرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیروابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده و با علما و روحانیون باتقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده [است.]»[29]

مقام معظم رهبری نیز درباره‌ی گمانه­زنی­هایی که از رأی ایشان می­شود، می­فرمایند: «درباره‏ى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانه‏زنى و شایعه و این‌ها همشیه بوده و خواهد بود. بنده یک رأى دارم، آن را در صندوق مى‏اندازم. به یک نفرى رأى خواهم داد، به هیچ‌کس دیگر هم نخواهم گفت که به کى رأى بدهید، به کى رأى ندهید؛ این تشخیص خود مردم است.»[30] ایشان در جای دیگری بیان می­دارند: «بدیهى است که رهبرى از فرد خاصى حمایت نمى‌کند؛ از معیارها حمایت مى‌کند.»[31]

ز) اخلاق انتخاباتی

امام خمینی(ره) به رعایت اخلاق اسلامی در رابطه با انتخابات توصیه می­نمایند و آن را مهم‌تر از پیروزی در انتخابات می­دانند. امام راحل معتقدند اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مى‏شود، صفاى معنویت و ثمرات خلوص بندگى است. گروه­ها را به تفاهم با یک‌دیگر بر سر اختلافات فرا می­خوانند و از تفرقه برحذر می­دارند.

رهبر کبیر انقلاب گروه­های شرکت­ کننده را به رعایت اخلاق اسلامی در رابطه با انتخابات توصیه می­کنند. ایشان مهم‌ترین امر را در باب انتخابات، حفظ خلوص عمل و صفای معنوی گروه­های شرکت دانسته و تنها همین را موجب سعادت و جاودانگی آن‌ها بیان می­دارند و از ایجاد اختلافات و کدورت­ها که موجب خدشه بر این خلوص نیت شود بر حذر می­دارند. حضرت امام(ره) در مقابل این مهم، حصول نتیجه­ی انتخابات را اهمیت نمی­دهند و بیان می­دارند: «طرفداران هر دو گروه باید بدانند که همه‌ی این امور اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه‌ی کردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مى‏شود، صفاى معنویت و ثمرات خلوص بندگى است و ما هم نباید خلوص عمل و جامعه‌ی اسلامى خودمان را به زنگار کدورت‌ها و اختلافات آلوده کنیم و رقابت‌هاى گذشته انتخاباتى هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایى را فراهم نماید.»[32]

حضرت امام(ره) بیان هرگونه انتقادی که موجب هتک حرمت و اختلاف شود را ناپسند و خلاف اخلاق و فرهنگ می­دانند. امام بزرگوار داشتن مقصود اسلامی را توجیه­گر عمل خلاف اخلاق نمی­دانند و بیان می­دارند: «از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامى- انسانى را در تبلیغ براى کاندیداى خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک­ حرمت باشد خود­دارى نمایند که براى پیشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزه‏هاى غیر­اسلامى است.»[33]

- رعایت اخلاق و قانون، در صورت رأی نیاوردن

حضرت امام (ره) کاندیداها را به رعایت اخلاق و قانون در همه حال توصیه می­کنند و اقدام‌های غیرقانونی و ایجاد هیاهو را تنها موجب باز شدن راه خیانتکارها به کشور می­دانند: «به مجرد این که یکى مى‏خواهد وکیل بشود... و ملت او را وکیل نکردند، نباید یک ­دفعه قلم‌ها را بردارند و بر ضد اصل انتخابات چیز بنویسند، حمله کنند به اصل انتخابات. شکایتى دارند، خوب شکایتشان را رسیدگى مى‏کنند. هیاهو درست کردن، جز این که دامن زدن به این است که خیانتکارها راهشان باز بشود، چیز دیگرى نیست. اگر شما خدمت‌گزار به کشور هستید، در مجلس یک­جور خدمت مى‏توانید بکنید، در خارج از مجلس هم یک­جور خدمت دیگر. مگر همه اهالى ایران توى مجلس مى‏روند؟»[34]

مقام معظم رهبری بعد از ذکر اولین مسأله­ی با اهمیت در امر انتخابات که همانا ضرورت حضور مردم در انتخابات است، به مسأله‌ی دوم اشاره کرده و می­فرمایند: «مسأله‌ى دوم، قانون‌گرایی در انتخابات، وفادارى به قانون، احترام به رأى مردم.این جور نباشد که اگر چنانچه انتخابات بر طبق نظر و میل ما انجام گرفت، این را ما قبول داشته باشیم؛ اگر برخلاف نظر ما بود، «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین» اگر حق را به ما دادند، آنى که ما می‌خواهیم، سر کار آمد، قانون را قبول داریم؛ اگر آنى که ما می‌خواهیم، سر کار نیامد، می‌زنیم زیر قانون؛ نه قانون را قبول داریم، نه رأى مردم را قبول داریم؛ این نمی‌شود. فتنه‌ى 88 همین جور بود ادعا کردند که قانون‌گرا هستند، بعد خب مردم به آن‌ها رأى ندادند، اکثریت مردم به کس دیگرى رأى دادند؛ این‌ها بنا کردند دعوا راه انداختن که چرا!... ممکن است کسى بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلى خوب، این اعتراض ایرادى ندارد؛ اما راهِ قانونى دارد.»[35]

ح) مکلف بودن همه بر اجتناب از اختلاف

امام(ره) دسته­بندی­ها­ی مختلف و ایجاد اختلاف بین آن­ها را توطئه­ای می­دانند که بعضاً در بین مریدان گروه­ها منتشر می­شود، حال آن­که بزرگان دسته­ها با هم اختلافی ندارند. ایشان در این خصوص می­فرمایند: «این توطئه را که مى‏خواهند با اسم خطوط مختلفه، یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند و یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند و در صورتى که خود آن‌ها با هم اختلاف ندارند، مریدها به اختلاف بیفتند و کم کم در همه جا همان حرف‏هایى که در مشروطه بود که در یک شهر یک دسته اهل منبر مشروطه بودند، یک دسته اهل منبر مستبد بودند و در خانه‏ها همین مسایل بود و در بازار همین مسایل بود، یک وقت این طور نشود که مردم را به جان هم بیندازند، این براى طرفدارى از فلان شخصیت و آن براى طرفدارى از فلان شخصیت، در صورتى که همه‏اش توهّم بیش‌تر نیست.»[36]

-حل اختلاف‌ها

امام(ره) حل اختلاف‌های احتمالی را با گفت‌وگو و تفاهم توصیه می­کنند و توجه همگان را بر­می­انگیزند که اگر این کارها برای خداست تفاهم کنید. ایشان می­فرمایند: «اگر همه براى خدا هست، با هم تفاهم کنید... شما در مواردى که مى‏بینید که دارند شیاطین نقشه مى‏کشند و توطئه مى‏کنند تا شما را به جان هم بیندازند، بنشینید با هم و تفاهم کنید و آن‌ها را مأیوس کنید. امروز دارند تهیه مى‏بینند مخالفین شما، مخالفین جمهورى اسلامى، که براى انتخابات ایجاد نفاق کنند و این یک خطرى است براى کشور ما.»[37]

امام خمینی(ره) کاندیداها را به تبلیغات آرام و به دور از تفرقه و تشتت هدایت می­نمایند و بیان می­دارند: «گروه­هایى که متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمت‌گزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یک‌دیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامى داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب مى‏کند و موجب تبلیغات سوء مى‏شود.»[38]

رهبر انقلاب جلوگیری از کدورت و اختلاف را در توضیح نحوه­ی تبلیغات بیان می­کنند و می­فرمایند: «من به همه‌ى کسانى که نامزد انتخابات ریاست جمهورى هستند و طرفداران آن‌ها صمیمانه عرض مى‌کنم که فضاى کشور را فضاى دشمنى و نقار و تشنج و اختلاف نکنند. البته ملت این‌طور نیستند؛ گروهى هستند که اگر مجموع‌شان را بشمریم، به چند هزار نفر نمى‌رسند - بالاخره هر کس طرفدارانى دارد – این‌ها فضاى روزنامه‌ها و دستگاه‌هاى ارتباط جمعى را متشنج مى‌کنند. فضا باید دوستانه باشد؛ هر کس حرف‌هاى خودش را بزند و برنامه‌هاى خودش را بگوید و کارى را که خودش مى‌تواند بکند، بیان کند؛ به دیگران چه کار دارند؟ فضا را متشنج نکنند؛ فضا را برادرانه و صمیمانه بکنند.»[39]

ایشان با مخاطب قراردادن طرفداران نامزدها می­فرمایند: «کسانى که به یک نامزد انتخاباتی علاقه‌مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‌ى به او، نامزد دیگر را تخریب نکنند؛ این بین مردم اختلاف و نقار ایجاد مى‌کند.»[40]
 
من به همه‌ى کسانى که نامزد انتخابات ریاست جمهورى هستند و طرفداران آن‌ها صمیمانه عرض مى‌کنم که فضاى کشور را فضاى دشمنى و نقار و تشنج و اختلاف نکنند. البته ملت این‌طور نیستند؛ گروهى هستند که اگر مجموع‌شان را بشمریم، به چند هزار نفر نمى‌رسند - بالاخره هر کس طرفدارانى دارد – این‌ها فضاى روزنامه‌ها و دستگاه‌هاى ارتباط جمعى را متشنج مى‌کنند. فضا باید دوستانه باشد.


ط) دسیسه­ی دشمن در مرحله‌ی بعد از انتخابات پرشور


رهبر کبیر انقلاب، مردم را نسبت به احتمال دسیسه­هایی که بعد از شرکت مردم در انتخابات از طرف دشمنان اسلام اتفاق می­افتد، متوجه می­سازند و بیان می­دارند: «من احتمال مى‏دهم که عوامل و دست­هاى ناپاکى بخواهند از رقابت­هاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده کنند و با طرح مسایل پوچ و بى‏معنا دل­ها را از یک‌دیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیت­ها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند که در این شرایط همه‌ی آحاد ملت ایران و همه‌ی روحانیون و دست­اندرکاران کشور باید در کنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند.»[41] در ادامه، صاحبان قلم و تریبون را به مراقبت در گفته­های خود دعوت می­نمایند و می­فرمایند: «و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نیز به ‏طور جدّ مواظب نوشته‏ها و گفته‏هاى خود باشند.»[42]

مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه کرمان سال 1384 دسیسه­ی دشمنان را در مرحله­ی بعد از انتخابات، ادعای تقلب می­دانند و بیان می­کنند: «دشمنان ما مى‌خواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براى این‌که بتوانند شاهدى بیاورند که در ایران مردم‌سالارى و دموکراسى نیست... بنابراین اولین خواسته‌هاى آن‌ها برگزار نشدن انتخابات است... گام دوم این است که اگر نتوانستند، انتخابات را متهم کنند. خواهند گفت در انتخابات تقلب شده؛ خواهند گفت انتخابات تبعیض‌آمیز است.»[43]

ی) قهر نکنید ..

«هر یک از این‌ها که ببرند، براى کشور لابد خدمت خواهند کرد و اگر خدمت نکنند ملت هست و آن‌ها را بر کنار خواهد کرد... ریاست جمهور[ى‏] چیزى نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاست­جمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملت مى‏کند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلى در صدد این نباشید که براى خاطر این که یکى بیش‌تر مى‏خواهد رأى ببرد، یکى کم‌تر مى‏خواهد رأى ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد و اسباب ناراحتى همه را فراهم کنید... بعد از این که رییس­جمهور تعیین شد همه‌ی اعانت کنید از او... قهر نکنید و رشد خودتان را نشان بدهید به دنیا که شما رشید هستید و شما مى‏توانید که یک مملکتى را با هم اداره بکنید.»[44]
 
مقام معظم رهبری پایان رأی­گیری را پایان بحث و مجادلات بین گروه­های انتخاباتی می‌شمردند و شخص منتخب را، مورد متابعت تمام ملت می­دانند. ایشان می­فرمایند: «اختلاف نظرهایى که در دوران انتخابات پیش مى‌آید، ممکن است کدورت‌هایى را بین بعضى از برادران و خواهران به وجود بیاورد؛ نگذارید این کدورت‌ها باقى بماند. فرض کنید یکى از شما دو رفیق، طرفدار یک نفر هستید؛ دیگرى هم طرفدار یک نفر دیگر. در مقام بحث و مجادله، شما مى‌خواهى حرف خودت را ثابت کنى؛ او هم مى‌خواهد حرف خودش را ثابت کند؛ لذا ممکن است از هم کدورت پیدا کنید. این کدورت‌ها روز جمعه باید زیر خاک دفن شود و تمام گردد. کسى که روز جمعه با انتخاب مردم برگزیده شد، او دیگر رییس جمهور همه است.»[45]

ک) هزینه‌های انتخاباتی

حضرت امام(ره) هزینه‌های انتخاباتی را در هیچ صورت قابل استخراج از اموال دولتی نمی‌دانند و بیان می­دارند: «اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمی‌دهم تا از سهم مبارک امام ـ علیه السلام ـ و یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمان‌ها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند.» (منبع ذکر گردد.)

رهبر انقلاب نیز بهترین و ساده ترین تبلیغات را استفاده از وسایل ارتباط جمعی می­دانند و تبلیغات پرهزینه را به هرصورت که باشد منع می­کنند: «نه خودشان تبلیغات پُرخرج کنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضى افراد ممکن است بگویند به ما ربطى ندارد؛ این کار پُرخرج را دیگران مى‌کنند. شما بگویید نکنند. خوشبختانه آن‌گونه که اطّلاع پیدا کردم، ساعت‌هاى فراوانى براى نامزدها وقت گذاشته‌اند که از طریق تلویزیون و رادیو با مردم حرف بزنند... خیلى خوب؛ این بهترین تبلیغات است. رادیو و تلویزیون همه‌جا وجود دارد؛ چه نیازى هست که براى تبلیغات گوناگونِ رنگینى که بعضى جاها مى‌کنند، پول زیادى مصرف شود که احیاناً بعضى افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را کنند و مجبور باشند از کسانى بگیرند و خداى نکرده وام‌دار شوند؟»[46]

ل) رأی با قصد قربت

مقام معظم رهبری در نهایت سفارش می‌کنند که وسوسه را از خودتان دور کنید و با نیروی عقل و تحقیقاتی که به عمل می­آورید، با اطمینان و امید به قصد قربت به پای صندوق­های رأی بروید. ایشان می­فرمایند: «بعضى‌ها هستند که خیلى وسوسه مى‌کنند - آیا این، آیا آن؟ آیا این، آیا آن؟ - آخرش هم یا مجبور مى‌شوند به طاق جفت و استخاره متوسل شوند و یا اصلاً از خیر رأى دادن مى‌گذرند. نه، انسان فکر مى‌کند؛ به کسى مى‌رسد و مى‌گوید: خدایا! نتیجه‌ى تحقیقات من این است.»[47] «آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آن‌چه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات بروید و خداى متعال اجر خواهد داد.»[48](*)
 
پی‌‌نوشت‌ها:
                                                                               
[1] . وصیت­نامه‌ی سیاسی الهی امام خمینی(ره)

[2] . بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه، 20/7/1390
 
[3] . بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى، 5/3/1384
 
[4] . صحیفه‌ی نور امام(ره)، ج‏15، ص 18
 
[5] . صحیفه‌ی نور ج‏15، ص 19 و 18
 
 [6] . بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى، 5/3/1384
 
 [7] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏10، ص 220
 
 [8] . بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه، 24/7/1390
 
 [9] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏17،ص 10
 
 [10] . وصیت­نامه‌ی سیاسی الهی امام خمینی(ره)، ص 19

[11] . بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه، 24/7/1390

[12] .صحیفه‌ی امام، جلد 21، صفحات 10 و 11

[13] ـ همان

[14] . همان

[15] . صحیفه‌ی امام، ج‏18، ص 286

[16] . صحیفه‌ی امام، ج‏18، ص197

[17] . دیدار با نمایندگان هفتمین دوره‌ی مجلس شوراى اسلامى، 27/3/1383

[18] . بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا­(ع)، 1/1/1387

[19] . صحیفه‌ی امام، جلد 8، صفحه‌ی 385

[20] . بیانات در دیدار مردم بیجار، 28/2/1388

[21] . بیانات در دیدار مردم بیجار، 28/2/1388

[22] . بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان، 11/2/84

[23] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏18، ص197

[24] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏18، ص 286

[25] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏9،ص 259

[26] . بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه، 20/7/1390

[27] . صحیفه‌ی امام(ره)، جلد 21، صفحه‌ی10

[28] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏12، ص13

[29] . وصیت­نامه‌ی امام(ره)، ص19
 
[30] . بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/1388

[31] . بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان، 11/2/1384

[32] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏21، ص50

[33] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏12، ص 13

[34] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏12، ص 199

[35] . بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه،20/7/1390

[36] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏18، ص174

[37] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏18، ص: 173

[38] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏12، ص13

[39] . بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا، 3/3/1384

[40] . بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره)، 14/3/1384
 
[41] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏21، ص50

[42] . همان

[43] . بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه کرمان سال 1384

[44] . صحیفه‌ی امام(ره)، ج‏12، ص128

[45] . بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم 25/03/1384

[46] . بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/2/1380

[47] . بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى، 5/3/1384

[48] . بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج 22/2/1388
 

   + خلیل رنجبر - ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٢

بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)

در بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) آمده است: جریانی که تا دیروز دم از تقلب در انتخابات می‌زد، امروز بر سر آمدن یا نیامدن آتش افروزان و سران فتنه‌ 88 مسابقه رسانه‌ای گذاشته‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاهخبرگزاری فارس بسیج دانشجویی دانشگاه امام‌صادق(ع) بیانیه‌ای را خطاب به مسئولان اصلاح‌طلب و کارگزارانی صادر کرده است که متن آن به شرح زیر است:

 «بسم‌الله الرحمن الرحیم»

روسا و مسئولین احزاب اصلاح‌طلب و کارگزارانی

اکنون بیش از 8 سال از زمانی که مردم اصلاحات و سازندگی را به بازنشستگی فراخوانده‌اند گذشته است؛ بازنشستگی پیش از موعدی که با روشن شدن زوایای ناکارآمدی در سیاست داخلی با اتفاقاتی چون تحصن مجلس ششم، فتنه منتظری، اصلاح قانون مطبوعات، 18 تیر و پس لرزه‌های آن، ماجرای آقاجری، حوادث سیاسی 82، ماجراهای شورای شهر اول و دوم و ... رقم خورد؛ جریانی که تا دیروز دم از تقلب در انتخابات می‌زد و نظام مبتنی بر مردم‌سالاری دینی را به ظلم و سرکوب عدالتخواهان محکوم می‌نمود، امروز بر سر آمدن یا نیامدن آتش افروزان و سران فتنه‌ 88 مسابقه رسانه‌ای گذاشته‌اند.

این جریان با چهره‌ای حق به جانب چون پدرخوانده‌ای دلسوز شعار نجات کشور را سر می‌دهند؛ خون شهدای بسیجی و مردم بی‌گناهی که با سلاح منافقین و مزدوران خارجی در دوران فتنه بر زمین ریخت همچنان تازه است.

در عرصه فرهنگ عمیق‌ترین ضربات را بر پیکره این مرز و بوم وارد آوردید؛ در سینما، موسیقی، تئاتر و از همه مهمتر فرهنگ عمومی بی‌حیای و لاقیدی را ترویج کردید که نتایج آن در رشد نرخ طلاق، اعتیاد و بزهکاری‌های اجتماعی مشهود است.

بگذار بگوئیم آنانی که امروز خود را منجیان کشور و اقتصاد آن می‌دانند در دوره صدارتشان با تجویز نسخه‌های توسعه‌گرایی غربی، وام‌های کلان خارجی، مانور تجمل و ترویج روحیه اشرافی‌گری و سرمایه‌داری، تورمی افسار گسیخته و شکاف طبقاتی گسترده را به مردم تحمیل کردند.

در اقتصاد نیز اگر چه امروز اوضاع و احوال کشور  به جهت تحریم‌ها و برخی سوء مدیریت‌ها به سامان نیست و مسئولین امر باید پاسخگو باشند، اما مگر شما برای اصلاح اقتصاد بیمار ایران چه کردید که امروز داعیه نجات اقتصادی سر می‌دهید؟. ندانم کاری‌ها، سردرگمی سیاست‌های اقتصادی، تولد فسادهای کلان اقتصادی، رانت خواری‌ها و ایستادگی در برابر مبارزه با فساد و در نهایت پناه به نسخه‌های بانک جهانی تنها گوشه‌ای از کارنامه غیر موفق اقتصادی این مدعیان است.

در حوزه بین‌الملل مسیر حرکت خواسته یا ناخواسته، بر این بود که  استقلال، عزت و شرافتی که مردم ایران اسلامی با رشادت و شهادت فرزندان خود به دست آورده بودند را به نیشخندهای جک استرو و هم پیاله‌های غربی و آمریکایی او به حراج بگذارند.

دیپلماسی منفعلانه و با عقب گردی که در دراز مدت لاجرم، موجب برگرداندن  سیطره  استکبار جهانی بر ملت ایران می‌شد و اگر نبود تدابیر داهیانه امام امت و هوشیاری ملت، امروز همه زحمات ملت را برباد داده بودید؛ شما توانایی حفظ دستاوردهای نظام را نداشتید چطور توقع دارید در دهه پیشرفت و عدالت، که به سرمایه و دستاوردهای دوچندان نیازمندیم، به شما برای حضور در صحنه انتخابات اعتماد شود؟

بی تردید شما نه تنها توانایی و شایستگی خادمی اسلام عزیز و ملت غیور و بزرگ ایران را ندارید، صلاحیت حقوقی و سیاسی برای حضور در انتخابات را هم نمی‌توان در شما یافت؛ مشارکت حداکثری  بی‌شک با حضور آحاد ملت رخ خواهد داد و حضور همه سلایق در چهارچوب  مصلحت ملت عزیزشکل خواهد گرفت و برای این امر نیازی به عناصری که ما را به عقب برگردانند نیست.

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ضمن توصیه همه کاندیداهای احتمالی به رعایت تقوای اخلاقی- سیاسی از این عزیزان خواستاریم با پیگیری گفتمان اصیل انقلاب اسلامی جهت تحقق تمدن اسلامی گام بردارند.

والسلام علی من اتبع هدی

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

جمله مشترک رهبر به همه کاندیداها

این روزها اخباری از دیدار کاندیداها و شخصیتهای سیاسی از جریانات مختلف، با رهبر انقلاب و مراجع تقلید در محافل سیاسی و رسانه ای منتشر می شود که یک جمله مشترک در همه آنها وجود دارد.

آنچه که در این زمینه مهم به نظر می رسد این است که هم رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی اشان و هم مراجع عظام تقلید در بیانیه هایی صراحتا بیان داشته اند که بر هیچ کاندیدایی نظر ویژه ندارند و دیدارها تنها جنبه توصیه ای داشته و به درخواست خود کاندیداها بوده است.

در همین زمینه خبرنگار کسب اطلاع کرد که از میان کاندیدای ریاست جمهوری که با مقام معظم رهبری دیدار داشتند ایشان یک جمله ثابت را به همه این افراد تکرار داشته اند:

"نه می گویم بیایید، نه می گویم نیایید و تکلیف نمی کنم ."

منبع: جهان نیوز

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

خیانت به کشور

امام خامنه ای (مدظله العالی):

از امروز تا روز انتخابات هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف بکار گیرد قطعاً به کشور خیانت کرده است.

   + خلیل رنجبر - ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

بایدها و نبایدهای رقابت انتخاباتی از دیدگاه امام خامنه ای

آنچه می خوانید گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب درباره اصول رقابت سیاسی در انتخابات است که در دو محور بایدها و نبایدها ارائه شده است.

الف) بایدها

  1- رقابت انتخاباتی در چهارچوب نظام باشد

  این انتخاباتها یکى از بزرگترین محسّناتش این است که از رکود جلوگیرى میکند. بهترین شکل ادامه‌ى یک نظام اجتماعى این است که در عین ثبات، تحول داشته باشد. رکود بد است و ثبات خوب است. ثبات یعنى استقرار؛ یعنى این چهارچوب، این هندسه، در جاى خود محفوظ باشد، مستقر باشد، ریشه‌دار باشد؛ در عین حال در داخل این چهارچوب، تحولات، مسابقات و رقابتها وجود داشته باشد. این بهترین شکل است که کشتى نظام در دریاهاى طوفانى بتواند بدون دغدغه حرکت کند. «و هى تجرى بهم فى موج کالجبال»؛ این درباره‌ى کشتى نوح است. کشتى حرکت میکند، در بین امواج گوناگون هم هست؛ لیکن این امواج سهمگین نمیتوانند استقرار او را از بین ببرند. این استقرار بایست وجود داشته باشد. البته در درون این استقرار، در درون این چهارچوب، تحول وجود دارد.

بنابراین همه‌ى تحولات باید در چهارچوب باشد. اگر چنانچه کسى وارد میدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ى انتخاباتى بشود، اما بخواهد چهارچوب را بشکند، او از قاعده‌ى نظام خارج شده است، از قواعد حرکت انتخاباتى خارج شده؛ این غلط است، این درست نیست. باید همه چیز در چهارچوب نظام باشد. این چهارچوب، قابل تغییر نیست. 1388/12/06

  2- به قانون اساسی و خط امام پایبند باشید

  در مسئله‌ی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون  باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که در سال 88 پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. ممکن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد که منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمکین کنم. آنچه که اکثریت مردم، اغلبیت مردم آن را انتخاب کردند، باید همه تمکین کنند؛ همه باید زیر بار بروند. خوشبختانه سازوکارهای قانونی برای رفع اشکال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ از این راهکارهای قانونی استفاده کنند. این که وقتی آنچه که اتفاق افتاده است، برخلاف میل ما شد، مردم را به شورش خیابانی دعوت کنیم ــ که این در سال 88 اتفاق افتاد ــ یکی از خطاهای جبران‌ناپذیر است. این تجربه‌ای شد برای ملت ما، و ملت ما همیشه در مقابل یک چنین حوادثی خواهد ایستاد. 1392/01/01

 

آن کسانى که نظام، اسلام، قانون اساسى و امام را قبول دارند، باید به میدان رقابت بیایند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآمیز. 1382/10/18

  3- مرزها با دشمن کمرنگ نشود

  انتخابات مال ملت ایران است، مال جمهورى اسلامى است، مال اسلام است؛ مرزهاشان را با دشمن مشخص و متمایز کنند. من بارها به بعضى از افراد سیاسى که فعالیتهائى دارند و گاهى یک مخالف‌خوانیهائى میکنند، تذکر داده‌ام، نصیحت کرده‌ام؛ گفته‌ام مواظب باشید مرزهاى میان شما و دشمن کمرنگ نشود؛ پاک نشود. مرز وقتى کمرنگ شد، احتمال اینکه کسانى از این مرز عبور کنند یا دشمن از این مرز عبور کند و بیاید این طرف یا دوست و خودى غافل شود و از مرز عبور کند و برود به دامن دشمن، زیاد خواهد بود. مرزها را روشن کنید؛ مشخص کنید. 1386/10/19

  4- با کرامت رفتار کنید

  در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهائى که نامزد میشوند، چه آنهائى که طرفدار آنهایند، چه آنهائى که مخالف با بعضى از نامزدها هستند. جناحهاى مختلف کشور، بداخلاقى و بدگوئى و اهانت وتهمت و این حرفها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهائى است که اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال می‌شود. 1386/10/19

  5- با مخالفان خود حرف بزنید و استدلال کنید

  یکى از خصوصیات امیرالمؤمنین در ممشاى سیاسى‌‌‌‌‌اش این بود که با دشمنان خود و مخالفان خود با استدلال حرف میزد و استدلال میکرد. در نامه‌‌‌‌‌هائى که حتّى به معاویه نوشته است - با اینکه دشمنى بین معاویه و امیرالمؤمنین شدید بود، در عین حال او نامه مینوشت، اهانت میکرد، حرفهاى خلاف میگفت - استدلال میکرد بر اینکه روش تو غلط است. با طلحه و زبیر که آمدند با امیرالمؤمنین بیعت کردند - اینها به عنوانى که میخواهیم عمره برویم، از مدینه خارج شدند، رفتند به طرف مکه. امیرالمؤمنین مراقب بود، از اول هم گفت که اینها قصدشان عمره نیست. رفتند و کارهائى کردند؛ حالا تفاصیلش زیاد است - حضرت اینجور میفرماید: «لقد نقمتما یسیرا و ارجأتما کثیرا»؛ شما یک چیز کوچک را وسیله و مایه‌‌‌‌‌ى اختلاف قرار دادید، این همه نقاط مثبت را ندیده گرفتید؛ دم از دشمنى میزنید، دم از مخالفت میزنید. با اینها متواضعانه امیرالمؤمنین حرف میزند، توضیح میدهد؛ میگوید: من دنبال دشمن نمیگردم. 1388/06/20

  6- در میدان سیاست صادقانه عمل کنید

  این سلوک سیاسى امیرالمؤمنین است. وقتى نگاه میکنیم، مى‌‌‌‌‌بینیم که این سلوک سیاسى عیناً با رفتار معنوى آن بزرگوار، همخوان و قابل تطبیق است. و امیرالمؤمنین در همه جا، همان على بن ابى‌‌‌‌‌طالبِ برجسته‌‌‌‌‌ى ممتازى است که دنیا نظیر او را ندیده است.پایه‌ى همه‌ى خیرات در جامعه، تقواست. تقواى فردى؛ یعنى هر کس بین خود و خدا سعى کند از جاده‌ى صلاح و حق تخطى نکند و پا را کج نگذارد. تقواى سیاسى؛ یعنى هر کس که در کار سیاست است، سعى کند با مسائل سیاسى صادقانه و دردمندانه و از روى دلسوزى برخورد کند. سیاست به معناى پشت هم اندازى و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومى مردم، مطلوب اسلام نیست. سیاست یعنى اداره‌ى درست جامعه؛ این جزو دین است. تقواى سیاسى، یعنى انسان در میدان سیاست، صادقانه عمل کند. 1381/01/16

  7- به امنیت ملی پایبند باشید

  تقواى خدا به این است که فریب دشمن را نخوریم و تسلیم تحمیل دشمن نشویم. دشمن مى‌خواهد بین ما اختلاف بیندازد. دشمن آرزو مى‌کند که بین مسؤولان اختلاف باشد. دشمن آرزو مى‌کند که در ایران جنگ داخلى باشد. دشمن نمى‌تواند ببیند که جمهورى اسلامى توانسته است این کشور را امن و آرام نگه دارد. در هرجایى و به هر بهانه‌اى، چه جهالت کسى یا کسانى، چه غرض‌ورزى کسى یا کسانى، اگر ماجرایى درست کند که امنیت را به هم بزند، دشمن خوشحال مى‌شود. 1379/01/26

همه‌ى نامزدهاى انتخابات و همه‌ى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئه‌ى احتمالى دشمن مسئول امنیت بدانند. انتخابات را متهم نکنند؛ کسى آب به آسیاب دشمن نریزد؛ در تبلیغات، القاء فضاى اختلاف و ناامیدى نشود، تا ان‌شاءاللَّه انتخابات خوبى داشته باشیم. 1390/11/14

8- انتخابات را وسیله‌اى براى ناامیدی دشمن کنید

  جناحهاى مختلف، جریانهاى مختلف، گرایشهاى مختلف، با شوق و ذوق و علاقه‌مندى همه‌ى عواملشان را بسیج کنند و انتخابات را به عنوان یک هدف عالى، هدف خوب، هدف شیرین مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روى هم کشیدن قضایا را نکشانند. انتخابات را وسیله‌اى بکنید براى اینکه دشمنان را ناامید بکنید و ان‌شاءاللَّه این انتخابات هم مثل بقیه‌ى انتخابات‌ها مایه‌ى عزت روزافزون اسلام باشد. 1386/06/31

9- بر سر خدمت رقابت کنید

انتخابات می‌تواند مایه‌ى اتحاد باشد؛ می‌تواند تشجیع کننده‌ى به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت. هر گروهى سعى کنند براى خدمتگزارى به این ملت، سهم متناسب با خودشان را که لایق خودشان می‌دانند، به دست بیاورند؛ هیچ اشکالى ندارد. این رقابت مثبت به جامعه نشاط می‌بخشد، ما را زنده‌دل می‌کند، روح جوانى را بر جامعه‌ى ما حاکم می‌کند. 1386/07/21

10- انصاف را رعایت کنید

رقابتها را منصفانه کنند، حرفها را منصفانه کنند، از جاده‌ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبیعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد میکند؛ این رد و ایراد فى نفسه اشکالى ندارد؛ اما مشروط بر اینکه تویش بى‌انصافى نباشد، کتمان حقیقت نباشد. میدان براى همه باز است؛ بیایند در میدان انتخابات خود را بر مردم عرضه کنند. اختیار با مردم است؛ مردم هر جورى که فهمیدند، تشخیص دادند، هشیارى آنها به آنها کمک کرد، ان‌شاءاللَّه همان جور عمل خواهند کرد. 1388/01/01

11- فقط آنچه می‌توانید انجام دهید به مردم بگویید!

من از نامزدهاى انتخاباتى خواهش مى‌کنم در تبلیغات، حرفهاى واقعى بزنند و کارهایى که مى‌توانند انجام دهند و آنچه واقعاً عقیده‌شان هست، آن را به مردم بگویند. مردم را آزاد بگذارند تا هرکس را خواستند، انتخاب کنند. 1382/11/24

ب) نبایدها

1- وجهه‌ کشور را تخریب نکنید

 

گروههاى مختلف، جناحهاى مختلف، سیاستها و جهتگیریهاى مختلف، در مقابله با دشمن، باید با هم باشند و کارى نکنند که دشمن سوء استفاده کند. اختلاف سیاسى مانعى ندارد؛ اختلاف نظر مانعى ندارد؛ مبارزات انتخاباتى به شکل سالم، مانعى ندارد؛ اما خراب کردن یکدیگر، خراب کردن چهره‌ى کشور اشکال دارد. 1371/01/15

2- ذهنیت مردم را تخریب نکنید

خراب کردن ذهن مردم و چهره‌ى مسؤولین دلسوز، اشکال دارد. ایجاد سؤال و ابهام در ذهن مردم، اشکال دارد. با وحدت و یکپارچگى، «کأنهم بنیان مرصوص»، مثل یک دژ پولادین، در مقابل دشمن بایستید. 1371/01/15

3- برای پیروز شدن به کارهای ظالمانه متوسل نشوید

یکى از خصوصیات سیاست‌‌‌‌‌ورزى امیرالمؤمنین این بود که براى پیروز شدن، به ظلم و به دروغ و به کارهاى ظالمانه متوسل نمیشد. یک عده‌‌‌‌‌اى در اوائل حکومت امیرالمؤمنین آمدند که آقا شما این افرادى که تو جامعه هستند - این متنفذین - یک مقدارى ملاحظه‌‌‌‌‌ى اینها را بکن و سهم بیشترى از بیت‌‌‌‌‌المال به اینها بده، مخالفت اینها را موجب نشو و دلهایشان را جلب کن! فرمود: «أ تأمرونّى ان أطلب النّصر بالجور»؛ شما میخواهید من پیروزى را به وسیله‌‌‌‌‌ى ظلم براى خودم دست و پا کنم؟ «واللَّه لا اطور به ما سمر سمیر و ما أمّ نجم فى السّماء نجما»؛ امکان ندارد امیرالمؤمنین با ظلم، با راه غلط و خطا، با شیوه‌‌‌‌‌هاى غیر اسلامى دوست براى خودش درست کند. 1388/06/20

4- بامخالفان و معارضان خود یک جور رفتار نکنید

یکى از خصوصیات دیگر امیرالمؤمنین این است که رفتارش با مخالفان و معارضان یک جور نیست؛ همه را به یک چوب نمیراند. امیرالمؤمنین فرق میگذارد بین افرادى و جریانهائى، با افرادى و جریانهاى دیگرى. درباره‌‌‌‌‌ى خوارجِ - البته در مقابل انحراف و انحطاط و توسل به ظواهر دینى - بدون اعتقاد، على ایستاد؛ هم در مقابل معاویه ایستاد - آنوقتى که قرآنها را سر نیزه کردند، امیرالمؤمنین فرمود: واللّه این مکر است، این خدعه است، این فریب است؛ اینها به قرآن اعتقادى ندارند - هم در آنوقتى که خوارج با آن ظواهر دینى، با آن صوت حزین قرآن‌‌‌‌‌خوانى در مقابل حضرت قرار گرفتند، حضرت ایستاد. یعنى آنجائى که کسانى بخواهند با ظواهر دینى کار بکنند و پیش بروند، امیرالمؤمنین مى‌‌‌‌‌ایستاد؛ حالا چه معاویه بود، چه خوارج بود؛ تفاوتى نمیکرد. اما در عین حال یک جور با اینها برخورد نمیکرد. ایستادگى بود، اما نصیحت امیرالمؤمنین و رفتار خود او همیشه این بود. لذا فرمود «لاتقاتلوا الخوارج بعدى»؛ بعد از من با خوارج نجنگید؛ جنگ با خوارج نکنید؛ «فلیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فأدرکه»؛ آن کسى که دنبال حق هست، منتها اشتباه میکند - دنبال حق است؛ از روى جهالت، از روى قشرى‌‌‌‌‌گرى خطا میکند، اشتباه میکند - او مثل کسى نیست که دنبال باطل میرود و به باطل میرسد؛ اینها یک جور نیستند. 1388/06/20

5- دیگران را تخریب نکنید!

از بداخلاقیهاى انتخاباتى باید بشدت پرهیز کنند؛ بدگویى کردن، اهانت کردن، تهمت زدن، براى عزیز کردن خود و یا نامزد مورد نظر خود، دیگران را و رقبا را در چشم مردم خوار کردن، اینها راهها و روشهاى صحیح و اسلامى نیست. رقابت باید باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعایت موازین اخلاقى. 1386/10/15

از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى کسانى که نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌کنم، اصرار می‌کنم که این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدى است. 1386/10/12

انتخابات یک عرصه‌ى ظهور و بروز وحدت ما، عقلانیت ما، شعور ملى ما می‌تواند قرار بگیرد. بعضى خیال می‌کنند انتخابات، زمزمه‌هاى انتخابات، فضاى انتخاباتى، مایه‌ى اختلاف است؛ نه، می‌تواند مایه‌ى اتحاد باشد؛ می‌تواند تشجیع کننده‌ى به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت... در همین انتخابات اگر بد عمل بکنیم، به هم بد بگوئیم، با هم کینه‌ورزى کنیم، به یکدیگر تهمت بزنیم، برخلاف قوانین و مقررات رفتار کنیم، می‌تواند وسیله‌ى سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهى است. 1386/07/21

6- اختلاف نظر را به تنازع نرسانید

در مردم‌سالارى اسلامى، گفتگو با عربده‌کشى و چاقوکشى در بعضى از دمکراسی‌ها تفاوت دارد. این‌جا گفتگو مى‌کنند؛ به قول امام، مثل مباحثه‌هاى طلبگى. در مجلس و جاهاى دیگر مباحثه کنند، حتّى بر سر مسأله‌اى دعوا کنند؛ اما کینه از هم به دل نگیرند؛ بعد هم پهلوى همدیگر بنشینند و با هم صحبت کنند. نگذارند اختلاف‌نظر به تنازع برسد. این تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد. دروغ، اهانت، دستگاه‌ها یکدیگر را متّهم کردن، شایعه‌پراکنى، افتراء به رقیب، تحریک عصبیّتهاى گوناگون؛ این‌ها هیچکدام با انتخابات اسلامى سازگار نیست. این خطاب به همه‌ى جناحهاست؛ خطاب به اشخاص یا جناح معیّنى نیست؛ این وظیفه‌ى همه‌ى ماست. همه‌ى جناح‌ها باید این چیز‌ها را رعایت کنند. همه هم در چارچوب قانون حرکت کنند. 1382/05/15

7- از وعده‌های غیر عملى پرهیز کنید

مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده‌هاى غیر عملى ملاک نیست... وعده‌هاى غیر عملى دادن، وعده‌هاى بزرگ دادن، این‌ها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ گاهى علامت منفى هم هست. 1386/10/12

8- از وعده‌های خلاف قانون پرهیز کنید

رقابت این نیست که کسانى بیایند براى جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانین عادى بدهند؛ این‌ها نباید باشد. 1390/10/19

9- خود را با نفی دیگران اثبات نکنید

رقابت این نیست که کسى اثبات خود را متوقف بر نفى دیگرى بداند. 1390/10/19

10- از بیت المال سوء استفاده نشود

همه دقّت داشته باشند که درست حرکت کنند. کار غیرقانونى نکنند؛ کار غیراخلاقى نکنند؛ سوءاستفاده نشود؛ از بیت‌المال صرف و خرج نشود؛ از یکدیگر بدگویى نکنند؛ به یکدیگر اهانت نکنند. این ملت هم ملت روشن و متدیّنى است؛ ملتى است که به آرمانهاى انقلاب معتقد است و انقلاب را دوست دارد. انقلاب مى‌تواند این کشور را نجات دهد. بدانید! اگر ارزشهاى انقلابى فراموش شد، هیچ قدرتى نخواهد توانست مشکلات این کشور را برطرف کند و آن را بسازد. 1374/11/20

 11- در تبلیغات، اسراف نشود

 در این تبلیغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان مى‌کنم اگر کسى براى خدا از اسراف در تبلیغات و کارهاى ناباب اجتناب کرد، خداى متعال به او کمک خواهد کرد و او را در مقصودى که دارد، موفّق خواهد گرداند. 1382/11/24

12- انتخابات ابزار قدرت طلبی نشود

 یک مطلب هم خطاب به نامزدهاى محترمى که یا تا حالا اعلام حضور کرده‌اند یا بعد از این اعلام حضور خواهند کرد، عرض بکنم. کسانى که براى انتخابات خود را نامزد میکنند، بدانند که انتخابات یک وسیله‌اى است براى بالا بردن توان کشور، براى آبرومند کردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت‌طلبى نیست. اگر بناست این انتخابات براى اقتدار ملت ایران باشد، پس نامزدها بایستى به این اهمیت بدهند و این را در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعایت کنند. مبادا نامزدها در اثناى فعالیتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار کنند و حرفى بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. 1388/01/01

 13- از مکر و فریب دوری کنید

 در این سیاست‌‌‌‌‌ورزى، امیرالمؤمنین یکى از خصوصیاتش این است: از مکر و فریب دور است. در یک جمله‌‌‌‌‌اى از حضرت نقل شده که: «لو لا التّقى لکنت ادهى العرب»؛ اگر تقوا دست و پاى مرا نمى‌‌‌‌‌بست، از همه‌‌‌‌‌ى آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جاى دیگر در مقام مقایسه‌‌‌‌‌ى معاویه با خودش - چون معاویه به دهاء و مکر در حکومت معروف بود - به حسب آنچه که نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاویة بأدهى منّى»؛ معاویه از من زرنگتر نیست. منتها على چه کند؟ وقتى بناى بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است، میتواند همه چیز بگوید، خلاف واقع میتواند بگوید، تهمت میتواند بزند، دروغ به مردم میتواند بگوید، نقض تعهدات میتواند بکند، دلبستگى به دشمنانِ صراط مستقیم میتواند پیدا کند. وقتى تقوا نبود، اینجورى است. امیرالمؤمنین میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم، با تقوا اختیار کردم؛ این است که در روش امیرالمؤمنین، مکارى و حیله‌‌‌‌‌گرى و کارهاى کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است. 1388/06/20

14- تبلیغات باید با فضای پروپاگاندای معمول دنیا تفاوت داشته باشد

 فضاى انتخابات، باید فضاى سالمى باشد؛ فضاى تبلیغات، باید با فضاى پروپاگاندهاى معمول دنیا تفاوت داشته باشد.

 امروز در دنیا، دمکراسى، یک دمکراسى حقیقى نیست؛ زیرا فشار تبلیغات پُر زرق و برق توخالى، با سخنان فریب‌آمیز، آن‌چنان بر ذهن مردم سنگینى مى‌کند، که امکان انتخاب درست را به مردم نمى‌دهد؛ نمى‌گذارند مردم فکر کنند. هر کس که مقدارى از کارهاى انتخاباتى کشورهاى به اصطلاح دمکراتیک را مشاهده کرده باشد، این معنا برایش واضح است. حرفهایى که مى‌زنند، وعده‌هایى که مى‌دهند، قیافه‌هایى که مى‌گیرند، تملقهایى که از بعضى از قشر‌ها یا گروه‌ها مى‌گویند، ارتباطهایى که با جناحهاى خاصى برقرار مى‌کنند تا نظر آن‌ها را جلب بکنند، این‌ها کارهاى سالمى نیست؛ کارهایى است که وقتى در یک مجموعه‌ى مردمى انجام گرفت، فضا را مسموم مى‌کند و قدرت فکر کردن به آن‌ها نمى‌دهد.

 تبلیغ، صحیح و حق است؛ اما با معناى واقعى کلمه، با حفظ حدود شرعى کلمه، به دور از فریب، به دور از کارهاى دروغین و نمایشى، به دور از متهم کردن این و آن. نمى‌شود ما بگوییم که مسؤولان انتخابات، نسبت به این قضیه هیچ مسؤولیتى ندارند؛ این شرط سلامت انتخابات است. 1370/09/27

 15- بحث دل‌آزار «برنده و بازنده» را کنار بگذارید

 توصیه این‌جانب به جریان‌ها و گروه‌ها و احزاب سیاسى آن است که بحث دل آزار برنده و بازنده را به کنار بگذارند و به اختلافات دشمن شاد کن دامن نزنند، برنده‌ى این انتخابات ملت است و همه‌ى کسانى که در انتخاب شرکت داشته‌اند اعم از آن‌ها که خود یا نامزد مورد علاقه‌شان راى آورده یا نیاورده‌اند، همه برنده‌اند، بازنده‌ى این انتخابات، امریکا و صهیونیسم و دشمنان ملت ایرانند همه با همدلى به یکدیگر و به دولت خدمتگزار کمک کنید تا گره‌ها یکى پس از دیگرى گشوده شود. 1382/12/02

 منبع : KHAMENEI.Ir

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

اگر انتخابات آزاد نبود شما چگونه رای آوردید؟!