با ولایت زنده ایم


ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)

مقام معظم رهبری را بهتر بشناسیم

ساده زیستی

وظیفه خود می دانم این مهم را به مردم مسلمان و انقلابی ایران بگویم که من از وضع منزل حضرت آیت الله خامنه ای مطلع هستم.

در خانه مقام معظم رهبری هرگز بیش از یک نوع غذا بر سر سفره نیست. خانواده ایشان روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس و پوسیده زیر پاهایم پهن بود که من از زبری و خشنی آن فرش- که ظاهراً جهیزیه همسر ایشان بود- اذیت می شدم از آنجا بر خاستم و به موکت پناه بردم.

حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی(ره)


حساسیت در مصرف بیت المال

یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد،آیت الله خامنه ای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کرده ام که باهم باشیم. 

آقا فرمودند: این غذا از بیت المال است، شما هم مهمان بیت المال هستید. برای بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.

حضرت آیت الله جوادی آملی

اگر شهدا نبودند

قرار بود مقام معظم رهبری در ساعت مشخص به منزل یکی از علما تشریف بیاورند. پانزده دقیقه از وقت مقرر گذشت و آقا بعد از یک ربع تأخیر تشریف آوردند. آن شخص با کنایه به آقا گفتند: شما چند دقیقه ای تأخیر داشتید. آقا فرمودند : بله ما به دیدن خانواده شهدا که می رویم، معمولاً  اگر در یک کوچه چند خانواده شهید باشد، به همه آن ها سر می زنم، در کوچه ای که ما رفته بودیم، از قبل گفته بودند دو خانواده شهید حضور دارند، بعد معلوم شد خانواده شهید دیگری نیز حضور دارند، تأخیر ما به این علت بود. این آقا باز درک نکرد و گفت: این کارها برای جذب قلوب بد نیست یعنی شما این کار را برای جذب قلوب می کنید. مقام معظم رهبری با یک حالت جدی فرمودند: شما اسمش را هر چه می خواهید بگذارید، ولی آقای فلانی بدانید اگر این خانواده شهدا نبودند، اگر این خون های پاک نبود، این عمامه بر سر بنده و جنابعالی نبود.

حجت الاسلام والمسلمین آقای موسوی کاشانی:از اعضای بیت- تهران

توجه خاص به جوانان

 در دیداری که مقم معظم رهبری با مردم قم داشتند، ایشان به منزل حضرت آیة الله مصباح یزدی نیز تشریف بردند. پس از دیدار و احوال پرسی، مقام معظم رهبری و حضرت آیة الله مصباح فرمودند: من سخنرانی های شما را در کتاب (آذرخشی دیگر از آسمان کربلا) جمع آوری شده بود، مطالعه کردم. مباحث آن خیلی عالی بود. این مباحث عالمانه را که از عهده ی کمتر کسی برمی آید، ادامه دهید. این جلسه خیلی خودمانی بود. نوه های حضرت آیة الله مصباح  در کنار آقا نشستند و آقا با ملایمت و مهربانی با آنها صحبت فرمودند و حتی محافظان خواستند مانع شوند، آقا فرمودند مانع نشوید.بچه ها یکی یکی از آقا امضاء می گرفتند و ایشان مطالبی را با حوصله، تمام دفاتر بچه ها را امضاء می کردند و گاهی مطالبی نیز برای آن ها می نوشتند. یکی از بچه ها یک ورق کاغذی را آورد و به آقا گفت: آقا کاغذ مرا هم امضاء کن. آقا فرمودند: دفتر اصلی ات را بیار چون این کاغذ احتمال دارد پاره شود و از بین برود.

حجةالاسلام و المسلمین مجتبی مصباح

   + خلیل رنجبر - ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸