با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠

چه آیاتی از قرآن درباره ولایت مطلقه فقیه است تا بتوان بر اساس آنها این موضوع را اثبات کرد؟

سایت پرسجو،

پاسخ:

گاهی گمان می‏شود تنها مدرک اسلامی بودن یک مسأله، این است که: در قرآن کریم مطرح شود و چگونگی طرح آن کاملاً شفاف، روشن و بی نیاز از ژرف‏نگری و تأملات اجتهادی باشد. در حالی که:

    یکم. عقل و سنت نیز هر یک منبع و مدرک معتبری در اسلام است و آموزه‏های اسلامی را می‏توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.

    دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه‏های مختلفی دارد و در بسیاری از موارد استنباط یک مسأله از قرآن مجید، بدون آشنایی با متدلوژی فهم دین و فرایند استنباط امکان‏پذیر نیست. در عین حال یکی از ساده‏ترین روش‏ها برای اثبات ولایت فقیه از طریق قرآن، مراجعه به شرایط حاکم در قرآن است که پس از معصومین تنها بر ولی فقیه صدق می‏کند.

 شرایط حاکم جامعه‏

 . اسلام و ایمان‏

    خداوند می‏فرماید: (لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛نساء (4)، آیه 141.«خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد» و (لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ)؛آل عمران (3)، آیه 28.«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است».

بقیه در ادامه مطلب


 . عدالت (در مقابل ظلم)

    خداوند حکومت و ولایت ظالمان را نمی‏پذیرد؛ پس حاکم و ولی باید عادل باشد: (وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ)؛هود (11)، آیه 113.«به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید». این رکون و گرایش در روایات به «دوستی و اطاعت» تفسیر شده است.تفسیر علی بن ابراهیم، ج 1، ص 338.همچنین خداوند در شرایط امامت به حضرت ابراهیم فرمود: (لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ)؛بقره (2)، آیه 124.

 «عهد من به ستمکاران نمی‏رسد».

 . فقاهت‏

    حاکم اسلامی باید عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند. در زمان پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) این علم از سوی خداوند به آنان داده شده است و در زمان غیبت امام معصوم(ع)، داناترین مردم به احکام؛ یعنی، فقها حاملان این علم‏اند. قرآن درباره شرط علم می‏فرماید: (أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؛یونس (10)، آیه 35.«آیا کسی که به راه حق هدایت می‏کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که راه نمی‏یابد؛ مگر آنکه راه برده شود؛ شما را چه می‏شود؟ چگونه داوری می‏کنید؟»

    فقیه با تخصصی که سال‏ها در تحصیل آن کوشش کرده، می‏تواند احکام اسلام را از قرآن، سنت، عقل و اجماع به دست آورد؛ اما غیر فقیه این تخصص را ندارد و باید احکام اسلام را از فقیه بیاموزد.

    اشکال. غیر فقیه می‏تواند احکام اسلام را به صورت فتوا از فقیه بگیرد و حکومت کند، پس لازم نیست حاکم خودش فقیه باشد.

    پاسخ. یکم. آگاهی‏های لازم از اسلام برای حکومت، اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود: غیر فقیه از فقیه تقلید می‏کند؛ بلکه در بسیاری از موارد، فقیه باید با توجه به ملاک‏های ترجیح در تزاحم احکام و یا تشخیص موارد مصلحت، حکم حکومتی صادر کند. «حکم حکومتی» خارج از دایره فتوا و تقلید است؛ در عین آنکه مسأله‏ای تخصصی و در حوزه تخصّص فقیه است.

    دوّم. آیا غیر فقیه اطاعت از فقیه را در همه موارد بر خود لازم می‏داند؟ یا فقط در مواردی که خود تشخیص می‏دهد، از فقیه اطاعت می‏کند؟ در صورت دوم هیچ ضمانتی بر اجرای احکام الهی و دینی بودن حکومت وجود ندارد. در صورت اول، در واقع آن فقیه ولایت دارد و شخصی که به طور مستقیم امور اجرایی را به عهده دارد، مجری از سوی او به شمار می‏آید و این یکی از شیوه‏های اجرا و اعمال ولایت فقیه است.

    اشکال. در این آیه اطاعت از (مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ)سزاوارتر از (مَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی‏)معرفی شده است؛ یعنی، اطاعت از فقیه را سزاواتر از اطاعت غیر فقیه می‏داند. بنابراین اطاعت غیر فقیه نیز با وجود فقیه مقبول است؛ گرچه اطاعت از فقیه بهتر است!

    پاسخ. مانند این سخن را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه‏ج 9، ص 328.در مقایسه بین امام علی(ع) و خلفای پیش از او می‏گوید؛ یعنی، او اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) را بهتر از ولایت دیگران می‏انگارد؛ نه لازم و واجب!

    سزاواتر بودن در آیه، سزاواری در حد الزام است؛ یعنی، فقط باید از او پیروی کرد؛ زیرا در ذیل آیه مردم را توبیخ می‏کند که چرا از (مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ)پیروی نمی‏کنید: (فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)؟ بنابراین سزاواری در حد الزام است. مشابه این مسأله در موارد دیگری نیز در قرآن وجود دارد؛ مثلاً در آیه (وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی‏ بِبَعْضٍ)؛ احزاب (33)، آیه 6.که در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم می‏شود. آیات بی‏شمار دیگری نیز وجود دارد که فضیلت عالمان را بر غیر عالمان بیان کرده است.زمر (39)، آیه 9.

    از نظر عقل نیز با وجود شایسته‏تر، نباید به فروتر تن داد؛ به ویژه در امر رهبری که تعیین سرنوشت جامعه در گرو آن است.

. کفایت‏

    توانایی و شایستگی اداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبّر بودن نیز تعبیر می‏شود. حضرت یوسف فرمود: (قالَ اجْعَلْنِی عَلی‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ)؛ «گفت: مرا بر خزاین این سرزمین بگمار که من نگهبانی امین و کاردانم». در داستان‏یوسف (12)، آیه 55.حضرت موسی و دختر شعیب نیز آمده است: (...إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ )؛ «بهترین کسی که می‏توانی به [کارگیری او است که‏] توانای درستکار است»قصص (28)، آیه 26.و ....

    از مجموع این آیات، می‏توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد. در منطق قرآن حکومت و زمامداری، تنها شایسته کسانی است که از صلاحیت‏های علمی و اخلاقی و توانمندی‏های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم(ع) بر «ولایت فقیه» تطبیق می‏کند. از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست: (مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ)؛ مائده (5)، آیه 44.و آن بدون حاکمیت دین‏شناس و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی (فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان‏پذیر نیست.الف. تفسیر پیام قرآن، ج 10 (قرآن مجید و حکومت‏اسلامی)؛

     ب. ذوعلم، علی، نگاهی به مبانی قرآن ولایت فقیه؛

     پ. مکارم شیرازی، آیت‏الله ناصر، آیات ولایت در قرآن.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت