با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠

نویسنده: محمدعلی عبدالصمد
از زندگی و تاریخ و تحولات دکتر محمدمصدق حرفها و کتابهای زیادی گفته و نوشته شده و امروز هم بعد از گذشته سالها هنوز هواداران مصدق مخصوصا قشرهای روشنفکری غرب گرا تلاش می کنند تا همچنان در غوغای نفت که یک خواست ملی بود اصول فکری و وابستگیهای به غرب و خصلتهای شخص وی را به فراموشی عمری بسپارند و به ملت و خصوصا جوانان ناآشنا یا کم اطلاع نسبت به تاریخ و حقایق تاریخی مصدق و راه او را حق جلوه دهند.
تاریخ نگاران هواداران مصدق نیز نسبت به دیدگاهها و عملکرد وی نسبت به اسلام و روحانیت و احکام قضایی اسلام و مساعدتش با رضاخان و ارتباطاتش با انگلستان و آمریکا و عوامل این کشور و نوشته های او در مسائل مختلف با اغماض عجیب روبه رو می شوند و هیچ آگاهی نسبت به این مسائل ارائه نمی دهند و بشدت تلاش می کنند تا این مسائل را در شور و هیجان نفت بپوشانند.
لذا ضروری می بینم در این مختصر به آن روی سکه چهره مصدق از نگاه تیزبین و عبرت آمیز حضرت امام خمینی (ره ) و مقام معظم رهبری (حفظه الله ) که در جریان شناسی روشنفکران و بازشناسی اسلام ناب نقش مهمی داشتند اشاره داشته باشم.
چه سیلی به ما زد آن آدم
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ملی گرایان در خصوص تغییر نام مجلس از ملی به اسلامی جوسازی عجیبی کردند که حضرت امام خمینی (ره ) را وادار به موضع گیری نمود. معظم له در ضمن نقل جریان سازی ملی گراها به قضیه فوق اشاره می نمایند و کار مصدق را در ردیف کار محمدرضا که در سال 1342 به مدرسه فیضیه هجوم برد و آن جنایت هولناک را به وجود آورد قرار دادند.
«آقایان سریک ملی شدن چیز امروز دیدید که التماس می کنند که بگذارید یک قدری بگذرد یک قدری بگذرد ببینیم ملی چطوری است. ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت در زمان آن کسی که این همه از آن تعریف چه سیلی به ما زد آن آدم من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان همان طور]مصدق [می کنند که زمان پهلوی بستند. که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند رفتیم و اطبا جرات نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار اینها بروند گم بشوند اینها اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل کنیم به این که هرکسی هر جور دلش می خواهد «خیر من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد من دلم می خواهد که ملی باشد من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد» ما از اینها ضربه دیده ایم ما اسلام را می خواهیم غیر اسلام را نمی خواهیم مجلس باید اسلامی باشد مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه کنیم.» 2

بقیه در ادامه مطلب


مصدق و جبهه ملی مرتد
جبهه ملی در جریان خیزش دینی ملت ایران در 15 خرداد سال 42 در حالی که رهبر آن جبهه ـ مصدق ـ هنوز زنده بود هیچ عکس العملی نشان نداد بلکه این قیام را به عنوان یک حرکت ارتجاعی در جریان روبه جلوی مندرنسیم پهلوی و روشنفکران داخل در حکومت ارزیابی کرد. جبهه ملی به اراده سیاستمداران آمریکایی به صحنه آمد تا واقعه 28 مرداد تکرار شود و همچنین با غیرانسانی دانستن قصاص حضرت امام آنها را مرتد اعلام کرد. «آنهایی که از بعضی جبهه ها هستند تکلیفشان معلوم است آنها از اول هم ـ از آن وقتی تاسیس شده ـ مساله اسلام بینشان مطرح نبوده است و آن چه مطرح بوده است ـ اگر راست بگویند ـ همان ملی گرایی بوده ]جبهه ملی [ است و من در این هم شک دارم.» 3
«مسلمانها بنشینند تماشا کنند یک گروهی که از اولش باطل بودند ـ من از آن ریشه هایش می دانم ـ یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتی که مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت الله گذاشته بودند این در. او هم مسلم نبود. من آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را]مصدق [زمان آن بود که اینها فخر می کنند به وجود او شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابانها می گردانند و من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد. اینها]سقوط مصدق [ نیست این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد ]کاشانی [ تفاله های آن جمعیت هستند که حالا قصاص را حکم ضروری اسلام را غیرانسانی می خوانند.» 4
مصدق و سکوت او در برابر مدرس
مصدق در مجلس پنجم و ششم که آیت الله شهید سیدحسن مدرس نماینده بود به عنوان نماینده شرکت داشت اما با وی همراهی نکرد و از یاری او خودداری کرد و یک فرصت تاریخی را از ملت گرفت.
یک اشتباهی شده است که خیلی موجب تاسف است... ]پهلوی [ «در طول سلطنت این سلسله
کودتای رضاشاه شد و با امر انگلیسها این امر واقع شد اشتباه این بود آنهایی که اطلاعات داشتند و مسایل را می توانستند بفهمند مردم را مطلع نکردند... باز در همان زمان یکی از اشتباهات این بود که مردم یا آنهایی که باید مردم را آگاه کنند پشتیبانی از مدرس نکردند. مدرس تنها مرد بزرگی بود که با او مقابله کرد و ایستاد و مخالفت کرد و در آن وقت هم باز یک جناح هایی می توانستند که پس سر مدرس را بگیرند و پشتیبانی کنند و اگر پشتیبانی کرده بودند مدرس مردی بود که با منطق قوی و اطلاعات خوب و شجاعت و همه اینها موصوف بود و ممکن بود که در همان وقت شر این خانواده کنده بشود و نشد.» 5
مصدق می توانست هم در آگاهی دادن به مردم از قضایای کودتا و هم با دست رد زدن به سینه رضاخان که هنوز پایه های قدرتش مستقر نشده بود مدرس را در جلوگیری از قدرت طلبیها و نقشه های خائنانه رضاخان یاری دهد لکن چنین نکرد و عملا تلاش وسیعی در قدرت یابی او به عمل آورد. او با نگرش و تربیت و تفکر و شخصیتی که پیدا کرده بود نمی توانست حضور روحانیت را در عرصه های سیاسی و اجتماعی ببیند چه رسد به پیشتازی و رهبری آنان. مصدق در ماجرای دستگیری و تبعید و شهادت سید حسن مدرس سکوت کامل کرد و هیچ گونه اعتراضی به رژیم رضاخان از او دیده نشد.
در جریان تغییر لباس و کشف حجاب که مواجه با اعتراض وسیع روحانیت و اقشار مختلف مردم شد و رضاخان با قساوت تمام به سرکوب مردم پرداخت. علما بزرگ را تبعید و زندانی کرد و برخی را کشت و به سرکوب مردم در مسجد گوهرشاد پرداخت مصدق در تمامی این حوادث در املاک خود در احمدآباد به زندگی خود مشغول بود و لب از لب نگشود. شهید مدرس مصدق را فردی سیاست باز می دانست که به مقتضای منافع خود حرکت می کند. نه به اقتضای مصالح ملت. مدرس درباره مصدق به همین صراحت می گوید:
«... پایه و کلاس اول سیاست عوام فریبی است و من با نبوغ و دهائی که در آقای مصدق السلطنه سراغ دارم یقین دارم که ایشان همیشه در کلاس اول سیاستمداری باقی خواهند ماند.» 6
این سیاستی که مدرس کلاس اول آن را عوام فریبی می نامد همان سیاست منهای دیانت است.
ناسیونالیسم مصدقی
در یک جمع بندی می توان گفت «ناسیونالیسم مصدقی» باتکیه بر «آزادی غربی» و «مردم گرایی غربی» و «باستان گرایی» و کنار زدن «اسلام و انگیزه های دینی» تلاش کرد تا ایران را از جهان اسلام جدا کرده و به سوی فرهنگ جهان وطنی غربی سوق دهد.
«اینهایی که می بینید که اجانب از این دارند و حتما باید اسم دیگری روی آن باشد اسلام نباشد هر چه می خواهد باشد اینها سرپوش می خواهند بگذارند. روی مقاصد خودشان که مقاصدی که بر خلاف مسیر ماست به اسم یک نفری که ملی است (مصدق ). مسیر ما مسیر نفت نیست. نفت پیش ما مطرح نیست ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. این اشتباه است. ما اسلام را می خواهیم. اسلام که آمد نفت هم مال خودمان می شود مقصد ما اسلام است. مقصد ما نفت نیست تا اگر یک نفر نفت را ملی کرده اسلام را کنار بگذاریم برای او سینه بزنیم.» 7
یکی از مهمترین عوامل شکست مصدق تمسک او به این شعارها و انگیزه های بی ریشه و جدا از باورهای مردم بود «ما در طول تاریخ دیده ایم آنهایی هم که خودمان یادمان هست مثل قضیه نفت چون اسلامی نبوده ملی تنها بود به اسلام کار نداشتند از این جهت نتوانسته کاری انجام بدهند کارهای نصفه کاره ای هم که انجام داده اند بعدش از دستشان گرفته شد و رفت کنار» 8
تحریف بزرگ تاریخی
در روز سی ام تیر ماه 1331 مردم به دعوت آیت الله کاشانی برای مقابله با حکومت تحمیلی شاه به خیابانها آمدند که قوام السلطنه را نخست وزیر کرده بود و مقدمه ای بود برای اینکه مجددا انگلیسیها برگردند و دوباره امتیاز نفت به آنها داده شود. مقام معظم رهبری به تشریح این حادثه پرداخته و فرمودند:
«در مورد حادثه سی ام تیر باید عرض کنم که این حادثه مورد یک تحریف بزرگ تاریخی قرار گرفته است. روزی که در حقیقت باید روز کاشانی اسم پیدا می کرد و روز فقاهت اسلام و حضور مظهریت دین و عواطف دین در صحنه مبارزات سیاسی... ماجرای نهضت ملی ایران را که تقریبا از سال 1329 و از ماجرای خلع ید شروع شد باید تقریبا وابسته به مرحوم آیت الله کاشانی دانست. این یک حقیقتی است در باب نهضت ملی در سالهای 29 و 30 و 31 که نهضت ملی که منتهی به حکومت مصدق شد و دو یا سه سال یک فصل جدید و بسیار مهم دارد کشور ما در جامعه ما به وجود آورد این نهضت یک نهضت ماهیتا دینی و اسلامی بود. این یک نکته است که متاسفانه در همه تحلیلهایی که از نهضت ملی می شود مسکوت ماند و نخواستند از او اسم به میان بیاورند.» 9
پشت کردن مصدق به آیت الله کاشانی
اسناد و شواهد تاریخی بسیاری گواه این مطلب می باشد مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:
«آن نکته ای که فوق العاده اهمیت دارد این نکته است که بعد از آن مجددا دولت مصدق روی کار آمد اولین عکس العملی که نشان داده شد بی اعتنائی به مرحوم آیت الله کاشانی است. مصدق دید مردم آمدند توی خیابان ها و شعار دادند و یا مرگ یا مصدق گفتند و یک عده ای کشته شدند مطلب بر او مشتبه شد خیال کرد این مردم از او حمایت می کنند نفهمید که مردم از دین و از احساسات دینیشان دارند حمایت می کنند. آن روزی که به اسلام پشت کردند آن روزی که خودشان را از اسلام و از قرآن و از احکام اسلامی و از فقاهت اسلامی جدا کردند مردم به آنان آن چنان پشت کردند که درتاریخ به عنوان یک درس تاریخی باقی ماند.» 10
یک درس تلخ
مقام معظم رهبری با نگاه ژرف انگیز و عبرت آموز خود از تحلیل آن وقایع چنین می گویند:
«این جا دو درس وجود دارد یکی این درس که آن کسانی که با کمک دین با کمک علما با کمک احساسات دینی مردم سرکار آمدند تا اندک فرصتی پیدا کردند در طول تاریخ لگد زدند این درسی است که در مشروطه هم ما گرفتیم در نهضت ملی هم این درس تکرار شد در انقلاب خودمان هم این درس پیش آمد و این برای ما یک حقیقت تلخی است.» 11
اهداف پشت پرده طراحان مجدد مصدق
یک سئوال مهم که اهداف پشت پرده طراحان مجدد مصدق را برملا می کند این است که اگر مصدق بر ضد بیگانگان بود و اگر اینان نیز با سلطه بیگانه مخالفند چطور است که امروز کسانی مصدق را مطرح می کنند که مذاکره و رابطه با آمریکا را هم تبلیغ می کنند اگر این دو ضد هم هستند چطور با یکدیگر جمع شده اند مگر بنا بر شواهد قطعی و تاریخی دلارهای آمریکا و عوامل اطلاعاتی آن کشور هم با انگلستان در سقوط و سرنگونی مصدق موثر و کارساز نبودند پس چطور هواداران مصدق در آغوش آمریکا به طرح مجدد او می پردازند
لذا می توان ادعا کرد که هدف به صحنه آوردن مجدد ملی گرایی با مفهوم ضداسلامی و تقابل آن با اسلام گرایی است. سمبل ملی گرایی انحرافی مصدق است و حکومت دو ساله او.
آمریکا فعلا خواهان برچیده شدن اسلام در ایران است و مصدق و مشی او وسیله خوبی در دست آنهاست. طرح مجدد مصدق طرح ملی گرایی است آن چنان که گروههایی چون نهضت آزادی و جبهه ملی سود ببرند. و قطعا پس از توفیق احتمالی آنان نیز چون مصدق بایستی صحنه را برای عناصر کاملا وابسته و نوکر مآب خالی کنند چنانچه مصدق پس از اجرای نقش خود در کنار زدن روحانیت و ایمان دینی و حضور مردم از صحنه مجبور به ترک مسند شد.
والسلام علی من اتبع الهدی
پاورقی:
1 ـ اقتباس از کتاب نقش روشنفکران وابسته دکتر محمد مصدق ـ تالیف و نشر: موسسه فرهنگی قدر ولایت ـ 1383
2 ـ حضرت امام خمینی ـ صحیفه نور جلد 12 ص 256
3 ـ حضرت امام خمینی ـ دفتر یازدهم ـ ملی گرایی ـ ص 52
4 ـ حضرت امام خمینی ـ صحیفه نور جلد 15 ص 15 تاریخ 60 3 25
5 ـ حضرت امام خمینی ـ صحیفه نور جلد 3 ص 34
6 ـ دکتر بهمن اسماعیلی ـ زندگینامه مصدق السلطنه ص 69
7 ـ حضرت امام خمینی ـ صحیفه نورجلد 6 ص 258
8 ـ حضرت امام خمینی ـ صحیفه نور جلد 12 ص 248
9 ـ مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای ـ روزنامه جمهوری اسلامی 63 4 30
10 ـ همان.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت