با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩

حوادثی که قبل و بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در کشور رخ داد، فتنه تمام عیاری بود که طراحان و مجریان آن اندیشه براندازی نظام جمهوری اسلامی را در سر داشتند.

مجموعه عوامل داخلی و خارجی که هدایت و اجرای این فتنه را به عهده داشتند، از سر تصادف و در نقطه زمانی خردادماه 88 به هم نرسیدند، بلکه مهره های فتنه در یک چارچوب مشخص و نقشه ای از پیش تعیین شده به ایفای نقش پرداختند. یکی از این مهره ها چهره آشنایی به نام «سید محمد خاتمی» است که به گفته مدیرمسئول کیهان، این روزها سعی دارد «با حفظ تابلو اندکی عقب نشینی کند» ؛ تا به زعم خود، هم بدنه فتنه را از ریزش بازدارد و با تلاش برای ورود به چارچوب نظام، شرایط را برای ادامه فعالیت این جریان مرموز فراهم کند.

 پندار خاتمی این است که در جریان فتنه، توانسته با زیرکی تمام، نقش خود را از نظرها پنهان داشته و همچنان به عنوان «سرمایه اصلاح طلبان برای بازگشت به نظام» باقی بماند. اما این پندار توهمی بیش نیست. آنچه از امروز در این ستون و با عنوان بازخوانی نقش خاتمی در فتنه 88 منتشر می شود، به طور مستند به بررسی نقش پیدا و پنهان خاتمی در فتنه 88 می پردازد تا هم او را از آن توهم باطل رهایی بخشد و هم ابهام ها و تردیدهای احتمالی را درباره وی برطرف سازد.

موسم دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در حالی فرا می رسید که جریان موسوم به اصلاحات در چهار انتخابات شوراها(1381)، مجلس هفتم(1382)، ریاست جمهوری نهم(1384) و مجلس هشتم(1386) پی در پی شکست خورده و تحلیل صریحش از انتخابات پیش رو نیز یک شکست دیگر بود. شکست در انتخابات 88 اما در حالی در انتظار اصلاح طلبان بود که آنها در طول هشت سال حاکمیت خود بر قوه مجریه نیز نتوانسته بودند در رسیدن به مطالبات واقعی خود یعنی حذف نظام سیاسی «جمهوری اسلامی» و استقرار نظامی سکولار یا همان «جمهوری ایرانی» طرفی ببندند.

به هر صورت، اصلاح طلبان از یک سو نتوانسته بودند با حضور در قوه مجریه و حتی مقننه خواسته های خود را عملی کنند و از سوی دیگر، شکست های پی در پی شان در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری همین دو قوه را نیز از آنان دریغ می کرد. این بود که تصمیم گرفتند از فرصت انتخابات دهم ریاست جمهوری برای دست زدن به یک «کودتای نرم» نهایت بهره را ببرند.

الگویی که در ذهن اصلاح طلبان برای انجام چنین کودتایی در ایران وجود داشت، همان الگویی بود که در کشورهایی چون گرجستان، اوکراین و قرقیزستان به اجرا درآمد و طی آن جناح شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری، توانست با ادعای تقلب و از طریق اردوکشی خیابانی، شکست در پای صندوق های رای را جبران کرده و حاکم شود. پندار افراطیون این بود که اگر در انقلاب های رنگی کاندیدای شکست خورده با شورش خیابانی نامزد پیروز را زمین زد، در اینجا جریان شکست خورده اصلاحات از دریچه شورش خیابانی، با کل نظام و ساختار سیاسی درگیر شده و آن را زمینگیر کند.

برای این منظور، باید الگوی به کار گرفته شده در انقلاب های رنگی استخراج و در اختیار ستاد مرکزی اصلاحات قرار می گرفت که این کار چهار سال پیش از برگزاری انتخابات یعنی سال 1384 در یک محفل علمی-دانشگاهی انجام شده بود و نه در زیر زمین سازمان سیا و یا حلقه فراماسونری قسطنطنیه(!).

 «الهه کولایی» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نماینده مجلس ششم و عضو فعال حزب مشارکت، بهمن ماه 1383، سلسله نشست هایی را با عنوان «برنامه اوراسیای مرکزی» در دانشگاه تهران و با هدف استخراج الگوی استفاده شده در انقلاب های رنگی برگزار کرد و محصول آن، مرداد 1384 در کتاب «افسانه انقلاب های رنگی» به چاپ رسید؛ کتابی که بعدها به عنوان مرجعی برای طراحی پروژه «کودتای سبز» در اختیار ستاد مرکزی اصلاح طلبان قرار گرفت. جالب اینکه شخص کولایی نیز با عنوان «مسئول بخش بانوان» در این ستاد حاضر شد و از نزدیک اوضاع را زیر نظر گرفت.البته نگارنده این ادعا را نداردکه کتاب مذکور ابتدائا با هدف یک انقلاب رنگی در ایران تهیه شد، ولی به هر صورت، همین الگو بود که مورد استفاده ستاد موسوی قرار گرفت.

 همچنین نباید تصور کرد که نویسندگان کتاب، عوامل اصلی طرح کودتای رنگی در ایران بودند؛ چرا که حتی اگر چنان کتابی نیز تهیه نمی شد، طراحان سناریوی براندازی، خود نسبت به این کار مبادرت می ورزیدند؛ چنانکه برپایه برخی اسناد، فیلم مستند یکی از کودتاهای رنگی نیز در ستاد مرکزی عملیات اصلاح طلبان به نمایش درآمد و با هدف به دست آوردن درکی جامع تر از سناریو، مورد بازبینی قرار گرفت.

الگویی که کولایی و همکارانش توانستند از انقلاب های رنگی استخراج کنند را می توان در بندهایی خلاصه کرد که درباره انقلاب اوکراین و در صفحات 114 تا 119 کتاب ذکر شده است. در این بخش، علاوه بر آنکه بر «نقش غیرقابل انکار» بنیاد «جرج سوروس» -پدر انقلاب های مخملی- و نیز دولت ها و رسانه های اروپایی تاکید شده، 17 بند نیز به عنوان شاخصه های «سازمان عملیات انقلاب نارنجی» ذکر شده است:

«1- تشکیل کمیته نجات ملی و سازماندهی تظاهرات و مخالفت های طرفداران یوشچنکو و بهره گیری از مکانیسم سازمانی سازمان های غیر دولتی( NGO ).

2- پیش بینی تدارکات و امکانات همه جانبه از سوی مخالفان برای مبارزه طرفداران آنها حتی اگر ماه ها به طول انجامد.

3- موضعگیری مدام رهبران مخالف مبنی بر استفاده جناح حاکم از تقلب در انتخابات از مدت ها قبل از برگزاری انتخابات با هدف دامن زدن به جو بدبینی علیه کاندیدای رقیب و پافشاری بر این امر پس از انتخابات.

4- استفاده از رنگ شاد نارنجی به عنوان سمبل طرفداری از یوشچنکو که به میزان بسیار زیاد و در اشکال مختلف حداقل به صورت روبان مخالفان بین مردم استفاده شد. نوارهای نارنجی رنگ به عنوان پرچم در دست تظاهرکنندگان، بازوبند، کمربند و حتی بستن نوارها به زانوها، دور سر، کیف های زنانه، آنتن ماشین های شخصی و حتی به درختان و نرده های خیابان ها، در اماکن مختلف تجاری و اداری مهم و خانه های شخصی.

5- متمرکز کردن بیشتر فعالیت های تبلیغاتی بر مردم پایتخت و آوردن گروه های بسیاری از اصناف و اقشار مردم شهرها با اتوبوس و قطار به پایتخت و استقرار آنها.

6- در اختیار گرفتن مرکز پایتخت و بلوکه کردن مراکز حاکمیت به خصوص کاخ ریاست جمهوری، نخست وزیری و وزارتخانه ها، که در مجموع موجب تعطیلی مراکز مهم تصمیم گیری و فعالیت سیاسی کشور گردید.

7- بهره گیری از اینترنت (استقبال شدید جوانان از اینترنت و کافی نت های متعدد، نقش زیادی در بسیج فعالان جوان به جنبش نارنجی داشت).

8- تلاش برای جذب برخی گروه ها، احزاب و نیز شخصیت های بانفوذ میانه رو به سمت مخالفان.

9- قانونی نمودن حرکت های اعتراض آمیز با گرفتن مجوز برای برخی اقدامات و تجمعات.

10- ارائه چهره ای دموکراتیک از رهبران اپوزیسیون.

11- بزرگنمایی نقاط ضعف و سوابق منفی نامزد جناح حاکم نزد افکار عمومی.

12- نظارت و کنترل دقیق بر عملکرد نیروهای خود(مخالفان) در قالب مدیریت پنهان به منظور جلوگیری از بروز خشونت و بهره برداری احتمالی جناح حاکم برای دست زدن به اقدامات مقابله جویانه و سرکوب حرکت آنها.

13- استفاده از مذهب (کلیسای کیف) در جهت جلب حمایت مردم از یوشچنکو.

14- جلب احساسات نیروهای گارد حفاظتی و پلیس مقابل مراکز مهمی مانند کاخ ریاست جمهوری، نخست وزیری و... با دادن گل(یوشچنکو در چند سخنرانی خود از نیروهای نظامی و انتظامی خواست در مقابل مردم قرار نگیرند و به انقلابیون ملحق شوند).

15- طرح خواسته های بلندپروازانه و بلوف گونه از حکومت مانند برکناری دولت یانوکویچ و اعلام ریاست جمهوری یوشچنکو، اظهارات تهدید گونه توسط جناح تندرو و مخالفان.

16- ادعاهایی مبنی بر مشکلات ناشی از تحریم و کاهش مناسبات غرب و آمریکا علیه اوکراین در صورت پیروزی یانوکویچ.

17- پیوستن برخی مقامات امنیتی، دانشجویان و پلیس به طرفداران یوشچنکو.»1

این الگو در سال 1388 به صورت تمام و کمال در ایران یا به اجرا گذاشته شد و یا به دست اجرا سپرده شده و در عمل به بن بست خورد. البته شاخصه های سازمان عملیات فتنه سبز به 17 بند مذکور محدود نمی شود و کودتاگران به تناسب شرایط داخلی ایران و نیز با بهره گیری از الگوهای پیشنهادی افرادی چون «مایکل لدین» و «جین شارپ» آن را قبض و بسط داده اند. در روزهای آینده به طور مستند به بررسی نقش خاتمی در ارتباط با این الگوی براندازی خواهیم پرداخت.

 

منبع: سایت آوینی به نقل از کیهان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - الهه کولایی. افسانه انقلاب های رنگی. تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، 1384

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت