با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸

نقش محوری آیت الله نوری همدانی در قیام 19 دی
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : آن قدر از او احساس خطر کرده بودند که بعد از ماجرای قیام 19 دی راهی تبعیدش کردند. آیت الله در صف اول انقلابیون بود و جزو اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. شنبه 17 دی ماه سال 56(برابر با 27 محرم الحرام) مقاله توهین آمیز به امام با عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" به اسم مستعار "احمد رشیدی مطلق" در روزنامه اطلاعات منتشر شد و نقطه عطفی را در نهضت رقم زد. امام مرجعی شیعی بود و اهانت به او از جانب انقلابیون نمی توانست با سکوت همراه باشد. این گونه بود که بعد از گذشتن سال ها از ماجرای مدرسه فیضیه در خرداد 42، انقلابیون بار دیگر خروشیدند.

خبر توهین به امام در سرمای زمستان آن سال خیلی زود منتشر شد؛ روزنامه اطلاعات امام را شاعری عاشق پیشه و سیدی هندی لقب داده بود. در مقاله این روزنامه که بعدها به داریوش همایون نسبت داده شد، آمده بود:«تنها خمینی با دولت و قوانین و انقلاب-که همه با اسلام همراه است- با تحریک مالکین، به مخالفت برخاست! وگرنه همه روحانیون دیگر با این قوانین موافقند و احترامشان نیز محفوظ است.»

محل اولین جلسه علما و بزرگان قم، منزل آیت الله بود. جلسه نصفه شب شروع شد. حضرات آیات وحید خراسانی، سبحانی، مکارم، مومن، طاهری خرم آبادی، گیلانی، مشکینی، موسوی تبریزی و تنی چند از علمای برجسته در منزل آیت الله حاضر شده بودند. همه خود را در سکوت و سرمای شب به خانه آیت الله رسانده بودند.

موضوع این بود که اکنون چه باید کرد؛ بحث درگرفت. از جمله افرادی که بحث تعطیلی حوزه های علمیه را مطرح کرد، خود آیت الله بود. او معتقد بود صحبت کردن به تنهایی کاری از پیش نمی برد. اگر چه برخی نیز مخالف بودند، اما دست آخر همین پیشنهاد بود که تصویب شد. افرادی هم مامور شدند تا با مراجعه به بیت برخی مراجع از آنان بخواهند که درس روز 18 دی را تعطیل کنند. نوری همدانی به همراه آقای یزدی سراغ آیت الله گلپایگانی رفت و آنچه رفته است را برای او بازگفت.


آیت الله ماجرای آن شب تاریخی را این گونه تعریف می کند:«در روزنامه اطلاعات 17 دی 56 مقاله توهین‏آمیز و تندی علیه حضرت امام، که آن زمان در نجف تشریف داشتند، چاپ شد. انتشار این مقاله، خشم آقایان اساتید و فضلای حوزه قم را برانگیخت. به همین مناسبت جلسه‏ای در منزل این جانب برگزار شد که در آن آقایان: مشکینی ، وحید خراسانی نیز حضور یافتند. در آن جلسه تصمیم گرفته شد که به عنوان اعتراض به انتشار چنین مقاله‏ای در اولین گام حوزه و بازار قم تعطیل شود. حوزه قم و بازار تعطیل شد.»

ارتباطات آنقدر نبود که بازار هم از ماجرا مطلع شود. برای همین بازاریان 19 دی را تعطیل کردند و حوزه نیز برای روز دوم درس و بحث را کنار گذاشت. نوری همدانی باز هم با آیت الله گلپایگانی در این خصوص سخن گفت. و به این ترتیب مقدمات اعتراضات یک‏پارچه قم فراهم آمد.

آیت الله از آن روز این گونه سخن می گوید:«روز 19 دی که قبل از ظهر آقایان به منزل بعضی از اساتید رفته بودند، قرار گذاشته بودند که بعد از ظهر در منزل ما اجتماع کنند. این قرار در نماز جماعات هم اعلام گردیده بود. از حدود ساعت یک بعد از ظهر عده‏ای آمدند و چندین بلندگو داخل منزل و کوچه نصب کردند. رفته رفته جمعیت می‏آمد داخل حیاط و پشت بامها؛ و کوچه از جمعیت متراکم شده بود به گونه‏ای که جمعیت به خیابان رسیده بود. نخست داماد اینجانب آقای سید حسین موسوی تبریزی سخنرانی کردند، سپس بنده وظیفه خود دانستم که صحبت کنم و جنایات رژیم ستمشاهی را به صراحت بیان کنم، لذا سخنرانی جامع و تندی علیه جنایتهای رژیم شاه ، انجام دادم.»

آیت الله مرکز و منبع اصلی جنایت ها را هدف گرفته بود؛ شاید از همین رو بود که خبر سخنان تند و تیزش به سرعت در همه شهر پیچید. او حرکت نجات بخش حضرت امام که از اسلام و قرآن و روش اهل بیت عصمت نشأت می‏گرفت را با عکس العملی که از استکبار جهانی و دست نشاندگان آن صادر شد، مقایسه کرد. آیت الله اشعاری هم خواند:«مه فشاند نور و سگ عو عو کند/هر کسی بر طینت خود می‏تند/چون تو خفاشان بسی بینند خواب/کاین جهان ماند یتیم از آفتاب/کی شود دریا زپوز سگ نجس/کی شود خورشید از پف منطمس/در شب مهتاب مه را بر سماک/از سگان و عوعو ایشان چه باک/کارک خود می‏گذارد هر کسی/آب نگدارد صفا بهر خسی/ای بریده آن لب و حلق و دهان/که کند تف سوی ماه آسمان/خس ، خسانه می‏رود بر روی آب/آب صافی می‏رود بی‏اضطراب/مصطفی مه می‏شکافد نیمه شب/ژاژ میخاید ز کینه بو لهب/آن مسیحا مرده زنده می‏کند/آن جهود از خشم سبلت می‏کند.»

نوری همدانی به سرمقاله روزنامه اطلاعات و اینکه حرف امام با حرف روحانیون متفاوت است، اشاره کرده و گفت:«همه روحانیت دارای یک هدف هستند. اینکه اینجا سعی کرده هدف ایشان و ایشان را از روحانیت و از ملت جدا کند، سعی ای است بسیار بسیار اشتباه آمیز. همان هدفی که ایشان دارند، همان هدفی که این استاد بزرگ، همان هدفی که این مرجع تقلید، همین هدفی که معظم له دارند، این هدف، هدف همه مراجع است؛ هدف، هدف همه روحانیت است؛ هدف، هدف همه مدرسین است...»

سخنان پر شور آن روز او بوی همان نشاط انقلابی را داشت. آیت الله تاکید کرد:«این تهمت که به علمای دیگر زده شده که علمای دیگر با ایشان نیستند، این دروغ است؛ این اشتباه است؛ این تحریف است؛ همه علما، علمای آگاه با ایشان هستند، هدف ایشان را هدف خودشان می دانند.{تایید حضار} راه ایشان را راه خودشان می دانند.{تایید حضار}...»

آیت الله دیگر در خانه نماند. مردمخشمگین از توهین به امام شعار می دادند و آیت الله از همان جا همراه با مردم راهی کوچه و خیابان ها شد تا فریاد خود را به گوش سنگ فرش های خیابان های شهر هم برساند:«مردم از این صحبت جامع و منطقی و کوبنده شارژ شدند و با شعارهای تند از منزل حرکت کردند. من خود نیز، لازم دانستم که با مردم حرکت کنم. آمدیم بیرون، از کوچه که گذشتیم وارد خیابان شدیم. ابتدای جمعیت به چهاراه مقابل کلانتری رسیده بود. در اینجامزدوران رژیم، مردم را به گلوله بستند و با سلاح گرم به مردمی که هیچگونه وسیله دفاعی نداشتند حمله کردند. عده‏ای از مردم شهید شدند؛ عده‏ای مجروح و زخمی و عده‏ای هم توانستند جان سالم بدر برند. همین جریان، موجب حرکت وقیان مردم در دیگر شهرهای مختلف ایران شد.»

امام طی سخنانی کشتار مردم قم را محکوم کردند. در پیام ایشان آمده بود:«نهضت اخیر (قیام 19 دی قم) که پرتوی از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نورافکنده ، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بی خود کرده و او و دار و دسته چاقوکشش را به تلاش مذبوحانه واداشته، جنایات 29 محرم امسال نقطه عطفی است به جنایات شاهانه دوازده محرم آن سال. شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد.»
در واقعه 19 دی 90 نفر کشته شدند و تعداد زیادی هم مجروح بر جای ماند و این البته نقطه آغازین نهضتی دوباره برای انقلابیون بود. شاه که از قیام مردم می ترسید، تبعید علما و بزرگان تاثیرگذار را در دستور کار قرار داد.

آیت الله با اشاره به فضای آن روز می گوید:«بعد از جریان این سخنرانی در روز 19 دی، در انتظار این بودم که ساواک دنبالم بیاید و دستگیرم کند؛ به این جهت در تهران کاری داشتم رفتم که آن را انجام دهم. وقتی به تهران رفته بودم. شبانه به منزل ما ریخته و همه جا را گشته بودند. وقتی از تهران برگشتم و جریان را به من گفتند. خودم را بیشتر آماده کردم و بعد از خداحافظی و آماده شدن، به ساواک تلفن زدم و گفتم: اگر با من کاری دارید از تهران برگشته‏ام. حدود نیم ساعت بعد آمدند و مرا به شهربانی قم بردند، و از آنجا مرا به خلخال تبعید کردند.»

نوری همدانی کمی بعد به سقز منتقل شد. در سقز برخی چون صانعی، توسلی، مومن و طاهری خرم آبادی به دیدارش شتافتند. آزادیش همزمان بود با حضور امام در نوفل لوشاتو و آیت الله بلافاصله به دیدار امام شتافت و در دیدارهایی خصوصی، زانو به زانوی امام از نهضت گفت و شنید.

19 دی ماه گذشت اما واقعه 19 دی در همین روز خلاصه نشد. در واقع توهین به امام سرفصلی جدید در مبارزات انقلابیون شد. سکوت انقلابیون شکسته شد و مردم همراه موج انقلاب بسیج شدند و به صحنه آمدند. تسلسل قیام هایی که از این پس رخ داد بیش از پیش نهضت را در مسیر تحقق انقلاب اسلامی سرعت بخشید.

29 دی ماه و در چهلمین روز کشتار مردم قم، تبریز به خروش آمد. آیت الله قاضی طباطبایی و یازده تن از علمای طراز اول تبریز خواستار تعطیلی بازار و به صحنه آمدن مردم شده بودند. و این گونه بود که فریاد "لااله الا الله" و "درود بر خمینی" در شهر طنین انداز شد. تعداد شهدای 29 بهمن قم 6 نفر و تعداد زخمی ها 125 نفر در گزارشات رسمی اعلام شد.

در پی این کشتار نوبت به مردم سایر شهرها و استان ها رسید. اگر چه مردم استان های مختلف نظیر یزد، مشهد، کرمان، جهرم، اصفهان و... به صحنه آمدند، اما اعتراضات مردم یزد توجه بیشتری را به خود جلب کرد. این اعتراضات که در چهلم شهدای تبریز در تاریخ 9 فروردین 57 کلید خورد، تا 12 فروردین هم ادامه یافت. امام عید را در این سال تحریم کرده بودند و مردم بیش از پیش برای اعتراض، بسیج می شدند.

در واقع اهانت آن روز کسانی که برای کارتر فرش قرمز پهن کرده بودند به امام، رویشی دوباره در نهضت را کلید زد. رویشی که کم کم زمینه های فرار شاه را فراهم آورد و انقلاب را به ثمر رساند.

و اکنون از پس همه این سال ها آیت الله همان آیت الله است؛ حتی بر دوش کشیدن بار سنگین مرجعیت نیزاگربرحرارت و صراحت گذشته ایشان نیافزوده باشد، قطعا از آن نکاسته است.اگر چه برخی مشی انقلابیش را نمی پسندند؛ اما او که سرد و گرم چشیده این میدان است، خوب خط ها را می خواند و به جا موضع می گیرد. اگر انقلاب به ثمر نشست همین دست حضورها و نقش آفرینی ها بود که کار را به سر منزل رساند و اکنون نیز رسالت عمار اگر مثل آن روزِ انقلاب اعاده شود، راهها هر چند دشوار هم که باشند، پیش روی انقلاب هموار خواهند شد.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت