با ولایت زنده ایم


ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)

جر عه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون نماز)

1) نمازِ بی ذکر و حضور، کالبدی بی‏روح است که اگر چه نام نماز بر آن، مَجاز نیست، لیکن اثر و خاصیت نماز نیز از آن مترقب نیست. از این حقیقت، در آثار دینی با عنوان «قبولی نماز» سخن رفته است، و چنین آمده است که از یک نماز که تو می‏گزاری تنها هر آنچه با حضور و توجه آورده شده قبول است و بس. 16/6/1371

2) در گردهمائی‏های علمی و فرهنگی و آموزشی و تبلیغی، نماز را در وقت خود همچون الهام بخش صداقت و هدایت به جای آورند. 16/6/1371

3) در مدارس، معلمان و مدیران، و در همه‏ی مراکز، مسئولان، با حضور خود در صفوف نماز، نمازگزاران را تشویق کنند. 16/6/1371

4) نماز، موهبتی بی‏بدیل و سرچشمه‏ی فیضی لایزال، در اختیار ما است که با آن، نخست از خویش و سپس از هر آنکه بدو مهر می‏ورزیم، انسان صالح بسازیم. 16/6/1371

5) نویسندگانِ کتابهای درسی، رازها و رمزها و درس‏های نماز را در کتابهای درسی بگنجانند. 16/6/1371

6) وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صدا و سیما از هنر بویژه هنر سینمابرای نشان دادن گوهر نماز و چهره‏ی نمازگزار بهره بگیرند. هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها، و با آفرینش آثار هنری با کیفیت، بلکه برجسته، دست چیره‏ی هنر را به کاری چنین شایسته مشغول سازند. 16/6/1371

7) بزرگان جامعه و کسانی که چشم‏ها به آنها دوخته شده و انگشتها آنها را نشانه کرده است، در مراکز همگانی نماز دیده شوند و نماز خانه‏های مراکز عمومی، ویژه‏ی آدمهای بیکار یا فرودست شمرده نشود. 10/6/1373

8) ناسپاسی بزرگی است که کسی در محیط اسلامی به سر برد و نماز را که برترین وظیفه‏ی هر مسلمان است، به جا نیاورد. چنین کسی نزد خدا و نزد بندگان خدا روسیاه و در حقّ خود، مقصر است، چرا که خویش را از برکات نماز محروم ساخته و درباره‏ی نماز کوتاهی کرده است. 10/6/1373

9) اقامه‏ی نماز در کشوری که پرچم اسلام را بر فراز سر خویش برافراشته و به حاکمیت اسلام مفتخر گردیده، یکی از واجب‏ترین فرائض است. زیرا همه‏ی هدفهای یک جامعه‏ی نیکبخت، از قبیل: تأمین عدالت اجتماعی، دستیابی به رفاه عمومی و شکوفایی مادی، پرورش استعدادها و خلاقیتها در آحاد مردم، برخورداری از دانش و بینش و تجربه، عزت و استقلال و اقتدار ملی، گسترش اخلاق انسانی و روابط سالم میان آحاد مردم و دیگر هدفهای والا، در صورتی تأمین می‏شود که تربیت فردی و تهذیب اخلاقی در آحاد مردم به ویژه در کارگزاران امور کشور، تأمین شود و انسانهایی پاک و برخوردار از همت و توکل و اخلاص و صبر و سختکوشی در آن جامعه باشند که به یاری این پشتوانه‏ی روحی، توانایی برداشتن بارهای سنگین را دارا باشند و در برابر موانع گوناگون و به ویژه امواج فساد و تباهی، یارای ایستادگی داشته باشند. هر چه شمار این‏گونه انسانها در جامعه و کشوری بیشتر باشد، افق آینده‏ی آن جامعه و آن کشور، روشنتر و حرکت به سوی نیکبختی در آن جامعه و آن کشور، ممکن‏تر و آسانتر خواهد بود. 14/6/1374

10) توصیه‏ی مؤکد این‏جانب به همه به ویژه جوانان آن است که خود را با نماز مأنوس و از آن بهره‏مند سازند. یعنی این‏که نماز را با توجه به معنی و با احساس حضور در محضر پروردگار متعال جلت عظمته، به جای آورند و این کار را با تمرین، بر خود هموار و آسان سازند و تا بتوانند نوافل، مخصوصاً نافله‏ی نمازهای صبح و مغرب را نیز ادا کنند. و اگر هنوز در میان کسان و نزدیکان و دوستان آنان، کسی هست که خود را از فیض نماز محروم کرده باشد، او را از این گناه بزرگ و خسارت عظیم باز دارند و این کار را با زبان خوش و رفتار حکیمانه انجام دهند، البته پدران و مادران نسبت به نماز فرزندان خود مخصوصاً نوجوانان، مسؤولیت بیشتری دارند. 14/6/1374

11) سه خصوصیت عمده در نماز هست که نقش برتر آن را در تهذیب نفس و پرورش روانی انسانها پدید می‏آورد. نخست این‏که نماز، با شکلی که در اسلام برای آن معین گشته یعنی حرکات و اذکار مخصوص، بطور طبیعی نمازگزار را به دوری از گناه و آلودگی فرا می‏خواند: ان الصّلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر. این فراخوانی پیوسته، توانایی آنان را دارد که هر کس را از منجلابها، رها سازد و عروج بخشد. دوم آن‏که در او روح پرستش و خضوع در برابر حضرت باری تعالی را که محبوب حقیقی و فطری هر انسان است، زنده می‏کند و غبار فراموشی از این حقیقت درخشنده را که در ژرفای فطرت او نهاده شده است می‏سترد. سوم آن‏که به جان و دل نمازگزار، آن آرامش و اطمینانی را که شرط اصلی موفقیت در همه‏ی عرصه‏های زندگی است، هدیه می‏کند و تزلزل و اضطراب را که مانع بزرگی در راه اقدام مجدانه برای پرورش اخلاقی است، از او دور می‏سازد. 14/6/1374

12) نماز برترین چیزی است که می‏تواند همه‏ی افراد جامعه‏ی مسلمان را به تهذیب اخلاقی و تعالی روحی و معنوی برساند. 14/6/1374

13) برای تبیین ژرفای نماز و معرفی رازها و زیبایی‏های آن، دست به تلاش پیگیر و همه جانبه‏یی زده شود. در کتابهای معارف دانشگاهها و کتب درسی دوره‏های پیش از دانشگاه و جزوه‏های کوچک و قابل فهم همه، سخنان نغز و پر مغز و مضمونهای تازه‏ی فراوان در این باره وارد شود. 31/6/1375

14) در سربازخانه‏ها آموزش نماز و عمل به آن، از آنچه هست، جدی‏تر گرفته شود. 31/6/1375

15) در شهرها و شهرکهایی که تازه ساخته می‏شود، مسجد جامع، نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر قرار گرفته و ساخته شود. 31/6/1375

16) در میان جاده‏های بیابانی، مسجد به قدر کافی ساخته شود و در شهرهای سر راه در همه‏ی بیست و چهار ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد. 31/6/1375

17) در همه‏ی اجتماعات با فرا رسیدن وقت نماز، نماز به پا داشته شود و اجتماعاتی که به خاطر انبوهی آن یا به هر جهت دیگر قادر به این کار نیستند، برنامه‏ی زمانبندی آنها جوری تنظیم شود که با وقت نماز تصادف پیدا نکند. 31/6/1375

18) مدیران دستگاههای اداری و دولتی، خود متصدی اقامه‏ی نماز در آن دستگاهها شوند. 31/6/1375

19) نماز یک ملت را به قیامِ للَّه وادار می‏کند. نماز انسانها را از فساد دور و به خلوص و فداکاری نزدیک می‏کند. 19/10/1375

20) حقیقت آن است که نماز با نقش عظیم تربیتی، با تأثیر شگرف در ایجاد آرامش و سکینه‏ی قلبی مؤمنان، با دمیدن روح توکل و تقوا و اخلاص در نماز گزار، با ایجاد فضای تقدس و معنویت در پیرامون نمازگزار که موجب دوری او و دیگران از گناه است، و با درسهای معرفتی گوناگون که در الفاظ و اذکار آن نهفته است، بسی بیش از صرفاً یک وظیفه‏ی شخصی، و در واقع دارای نقش کلیدی در اداره‏ی فرد و جامعه است. 7/7/1376

21) همه‏ی آحاد نمازگزار باید سعی کنند که نماز را با توجه به معانی کلمات بخوانند، یعنی در نماز با خدای عزیز و رحیم سخن بگویند. این است آن سرچشمه‏ی فیضی که جان نمازگزار را سیراب می‏کند. البته این حقیقت نباید دستاویزی برای نفس بهانه‏گیر باشد که اگر توفیق چنین توجه و حضوری نیافت، نماز را ترک کنند. نماز در هر صورت واجب و فریضه است و تارک نماز بزرگترین فرصت ارتباط با خداوند سبحان را از دست می‏دهد. 18/6/1377

22) لازم است دست‏اندرکاران، اوراقی شامل ترجمه‏ی نماز در همه‏ی سطوح، فراهم و میلیونها نسخه از آن را در همه جا منتشر کنند. به هر کسی باید این امکان را بدهید که معانی کلمات نماز را بفهمد. 18/6/1377

23) نماز آن گاه که با توجه و حضور همراه است، نه تنها دل و جان نمازگزار، که فضای پیرامون او را نیز لطیف و نورانی و معطر می‏سازد و به خانه و خانواده و محیط کار و محفل دوستان و مجامع شهروندان و همه‏ی فضاهای زندگی پرتوافشانی می‏کند. 18/6/1377

24) ریشه‏ی همه‏ی تلخکامیهای بشر در غفلت از خدا و محدود شدن به منافع شخصی است. نماز، آدمی را از این حصارهای ظلمانی می‏رهاند و شهوت و غضب او را به سوی حقیقت متعالی و خیر همگانی هدایت می‏کند. 18/6/1377

25) شعار اولِ این پیام‏رسانانِ دین و معنویت، باید اقامه‏ی نماز باشد. 18/6/1377

26) نمازِ خاشعانه و سرشار از حال و حضور، بهشتی واقعی، نخست در دل و جان نمازگزار و بتدریج در محیط زندگی می‏آفریند و صلاح و فلاح را به انسان هدیه می‏کند. از این رو در همه‏ی ادیان الهی، نمازگزاردن، اصلی‏ترین ادبِ دینداری و آشکارترین و عمومیترین نشانه‏ی ایمان است، و نماز اسلام، کاملترین و زیباترین نمازها است. 18/6/1377

27) هرچه نمازگزارانِ متوجه و خاشع و ذاکر بیشتر شوند، ظلمات خودخواهیها و خودکامگیها و بددلیها و آزمندیها و تجاوزگریها و حسادتها و بدخواهیها کمتر می‏شود و نور رستگاری بر پیشانی زندگی، بیشتر می‏درخشد. 18/6/1377

28) نماز برای خاضع کردن انسان است. همه حرکات و سکنات و عمل و سکون و اقدام و هر آنچه در اسلام است، برای این است که ما بر نفس خودمان تسلّط پیدا کنیم. بتوانیم بر سر این فیل وحشی که در درون و در وجود ماست، چکش نصیحت و موعظه و ذکر و تکالیف الهی را بکوبیم و آن را رام کنیم. 28/10/1377

29) انسان اگر بخواهد در جادّه زندگی موفّق شود، نماز می‏تواند جبران کننده باشد. 13/11/1377

30) انسان بالاخره ممکن است آلودگیهایی پیدا کند و دست و بالش به خطایی بند شود. اگر به نماز پایبند باشید، این نورانیّت شما باقی خواهد ماند و گناه این فرصت را پیدا نمی‏کند که در جان شما نفوذ کند. 13/11/1377

31) سعی کنید نماز را از حالت کسالت‏آور برای خودتان خارج کنید؛ چون اگر نماز را از یک کار همین‏طور از حفظی و به اصطلاح حالت طوطی‏واری خارجش نکنیم، یک چیز کسالت‏آوری می‏شود؛ یعنی آدم باید بلند شود وضو بگیرد و برود یک کاری را که نمی‏داند چیست، انجام دهد. اما اگر معانی این کلمات را بفهمید، آن وقت خواهید دید که نماز اصلاً کسالت‏آور نیست؛ بلکه شوق‏آور است و انسان به سوی نماز می‏شتابد. 13/11/1377

32) ائمه‏ی جماعت و کسانی که در عمل، خود مقتدای دیگرانند، در تحصیل شرائط نمازِ مقبول مجاهدت بلیغ کنند. و مانند اصحاب معروف ائمه (علیهم‏السّلام) در کیفیت و کمیت نمازهای فریضه و نافله سرمشق دیگران باشند. 18/6/1378

33) آهنگ اذان و لزوماً با صدای خوش در همه‏ی اوقات نماز در همه جای کشور به گوش رسد. 18/6/1378

34) جا و فضا برای نمازگزاران در همه‏ی مکانهایی که مردمی در آن گرد می‏آیند، به شکل شایسته و جذاب آماده گردد. 18/6/1378

35) نماز از آنجا که اولاً سلامت و تعالی اخلاقی و معنوی به افراد جامعه می‏بخشد و ثانیاً از آن رو که با شکل و محتوای ویژه خود نمازگزار را به انضباط می‏کشاند و از بیهودگی و ولنگاری نجات می‏دهد، به حق باید یکی از عوامل مهم انضباط و انتظام اجتماعی شناخته شود. اگر نماز با حضور و از سرِ شوق و در هنگام فضیلت در میان مردمی رواج پیدا کند، اینها دستاوردهای قطعی آن مردم خواهد بود، بدیهی است که نماز از سر کسالت و بی‏حضور و یا خودنمایانه، هیچ یک از این فوائد را نخواهد داشت. 18/6/1378

36) نماز اولین قدم سلوک الی‏الله است؛ ولی ظرفیت این عامل الهی به اندازه‏یی است که در اوج کمال بشری نیز می‏تواند بال پرواز انسان عرشی شود، تا آنجا که برترین انسان تاریخ یعنی پیامبر گرامی اسلام می‏فرماید: «نماز نور چشم من است» و در هنگام فرا رسیدن وقت نماز از مؤذن خود می‏خواهد که با سر دادن بانگ اذان، جان او را کامیاب و سرشار از راحت و امنیت سازد. شاید بتوان گفت که هیچ عامل عبادی دیگری اینگونه در همه‏ی مراحل تکامل معنوی انسان برای او کارگشا و نیروبخش و پیشبرنده نیست. 18/6/1378

37) نماز معبر اصلی برای سلوک انسان در راهی است که ادیان الهی دربرابر آدمی نهاده‏اند تا بتواند از آن به هدف و غایت اصلی حیات یعنی رستگاری و خوشبختی دنیا و آخرت دست یابد. 18/6/1378

38) هر برنامه‏ی مزاحم با نماز در اول وقت از سوی دستگاههای مؤثر مانند مراکز رسانه و فرهنگی و مراکز جابجایی مسافران و مراکز کسب و کار برطرف گردد. 18/6/1378

39) انسان در زندگی شخصی‏اش، گاه بر اثر محنتها و شدّتها و مصیبتها، و در زندگی جمعی‏اش گاه با حوادث تحول آفرین مانند حرکت عمومی به سوی جهاد یا انفاق یا کمک به نیازمندان، به عامل ذکر نزدیک می‏شود، و گاه با سرگرمیهای هوس آلود و غرق شدن در سرخوشی و اشرافیگری و عیش بارگی، از آن دور می‏افتد. عنصری که می‏تواند در همه‏ی این احوال او را به بهشت «ذکر» نزدیک یا نزدیکتر کند، نماز است. 15/6/1380

40) در دانشگاهها و دیگر مراکز انسانی انبوه، مسجد می‏تواند جایگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساری و راهنمایی و همدلی را در کنار اقامه‏ی نماز، در آن مهبط رحمت و هدایت الهی به نمازگزاران هدیه کند. 15/6/1380

41) در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، نماز، ما را در حرکتمان مصمّمتر و نیرومندتر می‏کرد، و امروز که خطر غفلت و عیش‏بارگی و آرزوهای حقیر و تنگ‏نظرانه و عادتها و روزمرّگیها ما را تهدید می‏کند، نماز به ما مصونیّت می‏بخشد و بن‏بستهای پنداری را می‏شکند و راه ما را روشن و افق را درخشان می‏سازد. 15/6/1380

42) نماز با ترکیب هماهنگ دل و زبان و حرکت، نابترین و کاملترین نمونه و وسیله‏ی ذکر است. 15/6/1380

43) نماز در حالات آمادگی روحی، به آدمی عروج و حال و حضور بیشتر می‏بخشد و در حالات غفلت و ناآمادگی، در گوش او زنگ آماده باش می‏نوازد و او را به آن وادی نورانی نزدیک می‏سازد. 15/6/1380

44) نماز یک شربت مقوّی و شفابخش است، باید آن را با دل و جان خود نوشید و از هر نقطه که در آن واقع شده‏ایم، یک گام یا یک میدان به بهشت رضوان نزدیک شد. 15/6/1380

45) در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، نماز، ما را در حرکتمان مصمّمتر و نیرومندتر می‏کرد، و امروز که خطر غفلت و عیش‏بارگی و آرزوهای حقیر و تنگ‏نظرانه و عادتها و روزمرّگیها ما را تهدید می‏کند، نماز به ما مصونیّت می‏بخشد و بن‏بستهای پنداری ما را می‏شکند و راه ما را روشن و افق را درخشان می‏سازد. 16/6/1381

46) به مدیران آموزش و پرورش و علوم یادآوری می‏کنم که سهم مسجدسازی و مسجدپردازی باید در اعتبارات فعالیتهای فوق برنامه، در ردیف اوّل و بیش از سهم دیگر بخشهای این سرفصل باشد. 16/6/1381

47) انسان در زندگی شخصی‏اش، گاه بر اثر محنتها و شدّت‏ها و مصیبتها، و در زندگی جمعی‏اش، گاه با حوادث تحوّل آفرین مانند حرکت عمومی به سوی جهاد یا انفاق یا کمک به نیازمندان، به عامل ذکر نزدیک می‏شود، و گاه با سرگرمیهای هوس‏آلود و غرق شدن در سَرخوشی و اشرافیگری و عیش‏بارگی، از آن دور می‏افتد. عنصری که می‏تواند در همه‏ی این احوال او را به بهشت «ذِکر» نزدیک یا نزدیک‏تر کند، نماز است. 16/6/1381

48) خدا را سپاس که محیط عمومی کشور، محیط ذکر و نماز و معنویت است، و خدا را سپاس که خیل عظیمی از مردم ما به ویژه جوانان با نماز و نیاز، پیوندی روحی و عاطفی و عقلانی دارند. 16/6/1381

49) نماز با ترکیب هماهنگ دل و زبان و حرکت، نابترین و کاملترین نمونه و وسیله‏ی ذکر است. 16/6/1381

50) نماز در حالات آمادگی روحی، به آدمی عروج و حال و حضور بیشتر می‏بخشد و در حالات غفلت و ناآمادگی، در گوش او زنگ آماده باش می‏نوازد و او را به آن وادی نورانی نزدیک می‏سازد. 16/6/1381

51) نماز در هیچ حالی نباید ترک شود. در عین شدت و مِحنت، در بُحبوحه‏ی میدان جهاد، در هنگام فراغ و آسایش، و حتی در میان محیط لجن‏آلودی که انسان با هوسها و کینه‏ها و شهوت‏ها و خودخواهیها، پیرامون خود پدید آورده است. نماز یک شربت مقوّی و شفا بخش است، باید آن را با دل و جان خود نوشید و از هر نقطه که در آن واقع شده‏ایم، یک گام یا یک میدان به بهشت رضوان نزدیک شد. 16/6/1381

52) روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنویت، پاکیزه کردن و پیراستن روح، و پالایش کردن ذهن از وسوسه‏ها. 19/2/1384

 

53) نماز را با توجه و اول وقت بخوانید. 19/2/1384

54) از ما خواسته شده که در حال نماز دلمان را ببریم به پیشگاه پروردگار؛ از دلمان حرف بزنیم، با دلمان حرف بزنیم؛ اینها مهم است. این را در وضع ترویج نماز، در نمازى که خود ما میخوانیم، نمازى که به دیگران تعلیم میدهیم، این نکته‏ى روح نماز را باید توجه کنیم. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

55) جوان با نماز دلش روشن میشود، امید پیدا میکند، شادابى روحى پیدا میکند، بهجت پیدا میکند. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

56) نماز جسمى دارد و روحى. به این باید توجه بشود. یعنى تک تک ما، خود من و دیگران باید به این توجه کنیم. نماز قالبى دارد و مضمونى؛ جسمى دارد و روحى. مواظب باشیم جسم نماز از روح نماز خالى نماند. نمیگوئیم جسم بى‏روح نماز هیچ اثرى ندارد؛ چرا، بالاخره یک اثرکى دارد؛ اما آن نمازى که اسلام و قرآن و شرع و پیغمبر و ائمه (علیهم‏السّلام) این همه روى آن تأکید کردند، نمازى است که جسم و روحش هر دو کامل باشد. این جسم هم متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، رکوع دارد، سجود دارد، به خاک افتادن دارد، دست بلند کردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. این تنوع براى پوشش دادن به همه‏ى آن نیازهائى است که به وسیله‏ى نماز بایستى برآورده شود که هر کدام رازى در جاى خود دارد و مجموعه‏ى اینها، قالب و شکل نماز را به وجود مى‏آورد. این شکل خیلى مهم است، لیکن روح این نماز توجه است؛ توجه. بدانیم چه کار داریم میکنیم. نماز بى‏توجه - همان طور که عرض کردم - اثرش کم است. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

57) نماز خوب معنایش نماز با صداى خوش و قرائت خوب نیست؛ یعنى نمازِ با توجه، با حضور قلب؛ قلبش در محضر پروردگار حاضر باشد؛ از دل و با دل حرف بزند - آن وقت این سجیه‏ى او میشود و دیگر برایش زحمت ندارد؛ تا آخر عمر همینجور خوب نماز میخواند. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

58) نماز در بین مجموعه‏ى داروهاى درمانگرِ بیمارى‏هاى جسمى و روحى و فردى و اجتماعى انسان، آن عنصر اصلى یا یکى از اصلى‏ترین عناصر است. همه‏ى واجبات شرعى، اجتناب از همه‏ى محرمات، تشکیل دهنده‏ى مجموعه‏اى است از داروى تجویز شده‏ى از سوى پروردگار براى تقویت بنیه‏ى روحى و اصلاح امور دنیا و آخرت انسان - اصلاح جامعه، اصلاح فرد - منتها در این مجموعه بعضى از عناصر کلیدى هستند که شاید بشود گفت نماز کلیدى‏ترینِ این عناصر است. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

59) نمازى بخوانیم که با توجه باشد، خواهیم دید که انسان در هنگام توجه به نماز از نماز سیر نمیشود. انسان وقتى به نماز توجه پیدا کند، آن‏چنان لذتى پیدا میکند که در هیچ یک از لذائذ مادى این لذت وجود ندارد. این در اثر توجه است. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

60) یک وقت انسان نماز میخواند، مثل بقیه‏ى عادات روزانه؛ مسواک میزنیم - فرض بفرمائید - ورزش میکنیم، همین جور نماز هم میخوانیم در وقت. یک وقت نه، انسان نماز میخواند، با این احساس که میخواهد حضور در محضر پروردگار پیدا کند. این یک جور دیگر است. ما همیشه در محضر پروردگاریم؛ خواب باشیم، بیدار باشیم، غافل باشیم، ذاکر باشیم. لیکن یک وقت هست که شما وضو میگیرید، تطهیر میکنید، خودتان را آماده میکنید، با طهارت جسم، با طهارت لباس، با طهارت معنوىِ ناشى از وضو و غسل میروید خدمت پروردگار عالم. ما در نماز باید یک چنین احساسى داشته باشیم. رفتیم خدمت پروردگار، عرض کردیم؛ با این حال وارد نماز باید شد؛ خود را در مقابل خدا باید احساس کرد؛ مخاطب باید داشت در نماز. والّا صرف اینکه یک امواجى را که ناشى از کلمات و حروف هست، در فضا منتشر کنیم، این آن چیزى نیست که از ما خواسته شده. ۱۳۸۷/۰۸/۲۹

61) آن چیزى که مبارزه‏ى یک انسان و چالش یک امت را رنگ جهاد و معناى جهاد مى‏بخشد، همان توجه به خداست، که قوامش به نماز است. لذا اولین واجبى که بر پیغمبر واجب مى‏شود، نماز است؛ اول تبلیغى که براى پیغمبر خداى متعال معین مى‏کند، «و أمر اهلک بالصّلوة» است. 27/6/1385

62) اگر ما نتوانیم کیفیت تأثیر نماز را در این عرض عریض و وسیع درست تشخیص بدهیم، از کوتاهى دید ماست. و الّا آن کسى که فرموده است: «الصّلوة عمود الّدین» و آیات کریمه‏ى قرآن که ناطقِ به اهمیت نماز هستند، خوب مى‏دانند که این ساز و کار چگونه و این نقش چگونه است .

27/6/1385

63) انسانها وقتى دلشان با نماز انس گرفت و از طریق نماز با خداى متعال مأنوس و آشنا شدند، به طور طبیعى گناهان از اینها دور مى‏شود؛ دلهایشان نسبت به گناه حساس مى‏شود و آن حالت تقوایى که در شرع مقدس قوامِ دیندارى است، بتدریج در انسان حاصل مى‏شود. 27/6/1385

64) اینکه به ما گفتند «الصّلوة عمود الّدین»، باید این را جدى بگیریم. 27/6/1385

65) به اهمیت نماز، به تأثیر نماز، به شرائط معنوى نماز باید مردم را آشنا کرد و از همه‏ى ابزارهاى مفید تبلیغ بایستى در این راه استفاده کرد. 27/6/1385

66) تجربه‏هاى روزگار نشان داد که بى‏اعتنایى به نماز، چه بر سر یک انسانى و چه بر سر جهاد انسانها مى‏آورد؛ هم جهاد را تعطیل مى‏کند، هم جهت مبارزه را از جهاد بودن خارج مى‏کند و به مبارزه‏ى براى قدرت و براى هواى نفس تبدیل مى‏کند. 27/6/1385

67) توصیفى که خداى متعال در درجه‏ى اول براى جامعه‏ى موحد بیان مى‏کند، «الّذین ان مکّنّاهم فى الارض اقاموا الصّلوة» است. این، اهمیت نماز است 27/6/1385

68) خیمه‏ى دین با نماز برپاست؛ هم در دیندارى و تدین یک فرد، هم در اقامه‏ى یک جامعه‏ى دینى و هم در دیندارى یک کشور و یک مجتمع. 27/6/1385

   + خلیل رنجبر - ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤

جرعه ای از جام (گزید ه ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون دعا)

1) دعا یعنی امید، که ملازمِ با امید به اجابت است. این امید به اجابت، دلها را مُشعل می‏کند و منوّر نگه می‏دارد. به برکت دعا، جامعه بانشاط و اهل حرکت می‏شود. 10/1/1369

2) دعا، وسیله‏ی مؤمن و ملجأ مضطر و رابطه‏ی انسان ضعیف و جاهل با منبع فیاض علم و قدرت است، و بشر بی‏رابطه‏ی روحی با خدا و بدون عرض نیاز به غنی بالذات، در عرصه‏ی زندگی سرگشته و درمانده و هدر رفته است. 1/10/1369

3) دعا کنید، نافله بخوانید، توجه پیدا کنید، متذکر باشید؛ در شبانه‏روز، یک ساعت را برای خودتان و خدای خودتان قرار بدهید؛ از کارها و اشتغالات گوناگون، خودتان را بیرون بکشید؛ با خدا و با اولیای خدا و با ولی‏عصر(عجلّ‏الله‏تعالی‏فرجه و ارواحنافداه) مأنوس بشوید؛ با قرآن مأنوس باشید و در آن تدبر بکنید. 23/5/1370

4) پیش خدا تضرّع کنید و همه چیز را با تضرّع، از خدا بخواهید. این بازوی قوی، این اراده نیرومند و پولادین، با دعاست که کارایی پیدا خواهد کرد. 27/8/1371

5) یکی از سلاحهای ما، دعاست؛ «لایملک الّا الدّعاء.» ما دعا را داریم؛ سلاح دعا را داریم؛ سلاح تضرّع را داریم و سلاح بکاء را داریم. ما از ترس، هیچ وقت گریه نمی‏کنیم. از هیچ‏کس و هیچ قدرتی در دنیا نمی‏ترسیم. اما بزرگترین افتخار برای یک انسان مؤمن این است که در مقابل عظمت خدای خود، اشک بریزد؛ به حال خود گریه کند؛ بر گناهان خود و بر عمری که در گناه گذشته است، تأسّف بخورد. 27/8/1371

6) دعا موجب نشود کسی تنبلی کند. دعا موجب نشود که کسی از دانش و علم و ابزار مادّی و علّت و معلولِ طبیعی، دست بشوید؛ نه. دعا رقیب آنها نیست، بلکه در طول آنهاست. دعا، جور آورنده آنهاست. 28/11/1373

7) دعا در عین این‏که دلِ انسان را با خدا متّصل و جان آدمی را سرشار از صفا و معنویت می‏کند، فکر و ذهن او را هم هدایت می‏نماید. 29/7/1377

8) هرچه رابطه با خدا را مستحکم‏تر کنیم، توفیقات و هدایت الهی بیشتر و دلهای ما روشنتر خواهد شد. 29/7/1377

9) آن وقتی که دعا استمرار پیدا کند، حتماً اقبال استجابت در این دعا بیشتر است. 4/10/1377

10) دعا انسان را به خدا نزدیک می‏کند؛ معارف را در دل انسان ماندگار و مؤثّر می‏کند؛ ایمان را قوی می‏کند. 4/10/1377

11) در دعا، طلب کردن و خواستن از خدای متعال و حقیقتاً مطالبه کردن لازم است. این دعا مستجاب می‏شود. اگر عمل و تلاش در راه اهداف بزرگ، همراه این دعا باشد، اقبال استجابت این دعا واقعاً بیشتر است. آن وقتی که دعا استمرار پیدا کند، حتماً اقبال استجابت در این دعا بیشتر است. اگر دیده شد که یک دعا چند بار تکرار گردید و مستجاب نشد، نباید مأیوس شد؛ بخصوص در مسائل بزرگ، بخصوص در مسائل مربوط به سرنوشت انسان و سرنوشت کشور و سرنوشت ملتها؛ چون گاهی طبیعت کارهای بزرگ چنین است که تحقّقش زمان می‏طلبد. 4/10/1377

12) در دعا، طلب کردن و خواستن از خدای متعال و حقیقتاً مطالبه کردن لازم است. 4/10/1377

13) نقش هدایت و کمک الهی را حتماً باید در نظر داشت. گاهی شما برای انجام کاری خسته می‏شوید، از خدای متعال نیرو می‏خواهید، خدا هم به شما نیرو می‏دهد و راه می‏افتید. گاهی در یک انتخاب دچار مشکل می‏شوید، از خدای متعال هدایت و دستگیری می‏خواهید، خدا هم شما را هدایت می‏کند. یکی هم هست که در آن شرایط از خدا نیرو نمی‏خواهد، نیرو هم گیرش نمی‏آید؛ از خدا هدایت نمی‏خواهد، هدایت هم گیرش نمی‏آید. پروردگار عالم به ما فرموده است از من بخواهید؛ هدایت بخواهید، کمک بخواهید، توفیق بخواهید. این است که من بخصوص به جوانها می‏گویم رابطه‏ی خود را با خدا مستحکم کنید و نقش دعا و تضرع را بشناسید. معنای دعا این نیست که شما از خدا بخواهید و بنشینید و فکر نکنید؛ نه، از خدا بخواهید، تا وقتی حرکت می‏کنید، در حرکت، شما را کمک کند. از خدا بخواهید، تا وقتی انتخاب می‏کنید، در انتخابِ درست، شما را کمک کند. از خدا بخواهید، تا اگر صحنه، صحنه‏ی دشواری است و قابل تشخیص نیست، در تشخیص به شما کمک کند. 17/4/1383

14) همه‏ی عبادات، فرصت بازیابی خویشتنِ انسان هستند. انسانها بر اثر غفلت از خدای متعال - که روح هستی و حقیقت هستی است - از خودشان، از دلشان و از حقیقتشان غافل می‏شوند؛ «نسواالله فانساهم انفسهم». امروز درد بزرگ بشریت این است. انسانها با غفلت از خدای متعال، از خودشان هم غافل شده‏اند. نیازهای انسان، حقیقت انسان و اهداف خلقت انسان در میان چرخ و پر دستگاه‏های مادی بکلی از یاد رفته است. آنچه انسان را به خدا، و در سایه‏ی توجه به خدا، به خود و حقیقت خود و نیاز خود و دل خود متوجه می‏کند، دعا و عبادت و تضرع است. 30/9/1383

15) روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنویت، پاکیزه کردن و پیراستن روح، و پالایش کردن ذهن از وسوسه‏ها. 19/2/1384

16) انسان با توجه به خدا و با حرف زدن با خداى متعال، فضایل اخلاقى را در خود تقویت مى‏کند؛ این خاصیت قهرى و طبیعى انس با پروردگار است؛ بنابراین دعا مى‏شود پلکان عروج انسان به سمت کمالات. 29/7/1384

17) بزرگترین خسارتى که افراد محروم از دعا مبتلاى به آن مى‏شوند، این است که یاد خدا از دل آنها مى‏رود. نسیان و غفلت از خداى متعال براى بشر بسیار خسارتبار است. 29/7/1384

18) بزرگترین فایده‏ى دعا، فایده‏ى نقد دعاست که به خود شما دعاکننده مى‏رسد؛ یعنى ایجاد رابطه با خداى متعال و احساس محبت و شوق به تقرب به پروردگار عالم. این، نقدترین دستاورد دعاست که متعلق به خود شما دعاکننده است؛ بحث استجابت، بحث دیگرى است. 29/7/1384

19) حالت دعا و انابه چیزى نیست که انسان هر وقت اراده کرد، براى او پیش بیاید. گاهى مى‏خواهیم، نمى‏شود؛ دنبال حال و توجه هستیم، دست نمى‏دهد؛ «ذلک بما قدّمت یداک». انسانى که زمینه‏ى توجه به خدا و رجوع الى‏اللَّه را در خودش به‏وجود نیاورده باشد، این‏طور نیست که هر وقت اراده کرد، بتواند درِ خانه‏ى خدا برود. شما مى‏بینید بعضى دلهاى پاک - غالباً جوانها - خیلى راحت مى‏توانند ارتباط برقرار کنند؛ اما بعضى هرچه تلاش مى‏کنند، این ارتباط برقرار نمى‏شود. کسانى‏که فرصتى دارند و مى‏توانند دل خودشان را نرم نگه دارند، قدر بدانند و رابطه‏ى خود را با خدا حفظ کنند؛ تا هر وقت خواستند درِ خانه‏ى خدا بروند، بتوانند. 29/7/1384

20) خصوصیت دعا این است که ایمان را در دل انسان مستقر و ثابت مى‏کند و خطر زوال ایمان با دعا و استمرار توجه به خداى متعال از بین مى‏رود. 29/7/1384

21) دستاورد دوم دعا، تقویت و استقرار ایمان در دل است. خصوصیت دعا این است که ایمان را در دل پایدار و مستقر مى‏کند. ایمانِ قابل زوال در مواجهه‏ى با حوادث عالم و سختى‏ها، خوشى‏ها، تنعم‏ها و حالات گوناگون انسان، در خطر از بین رفتن است. 29/7/1384

22) دعا رذایل اخلاقى را از انسان مى‏زداید؛ حرص و کبر و خودپرستى و دشمنى با بندگان خدا و ضعف نفس و جبن و بى‏صبرى را از انسان دور مى‏کند. 29/7/1384

23) دستاوردهاى دعا چیست؟ وقتى ما با خدا سخن مى‏گوییم، او را نزدیک خود احساس مى‏کنیم، مخاطب خود مى‏دانیم و با او حرف مى‏زنیم، این دستاوردها از جمله‏ى فواید و عواید دعاست. زنده نگهداشتن یاد خدا در دل، غفلت را - که مادر همه‏ى انحراف‏ها و کجى‏ها و فسادهاى انسان، غفلت از خداست - مى‏زداید. دعا غفلت را از دل انسان مى‏زداید؛ انسان را به یاد خدا مى‏اندازد و یاد خدا را در دل زنده نگه مى‏دارد. 29/7/1384

24) دعا روح اخلاص را در انسان مى‏دمد. 29/7/1384

25) دعا عشق به خداى متعال را در دل زنده مى‏کند. مظهر همه‏ى زیبایى‏ها و خوبى‏ها ذات اقدس پروردگار است. دعا و انس و تکلم با خداى متعال، این محبت را در دل به‏وجود مى‏آورد. 29/7/1384

26) دعا همیشه لازم است. حاجت‏هاى خودتان، حاجت‏هاى برادران مؤمن، حاجت‏هاى همه‏ى مسلمین سطح جهان، مسائل عمومى کشور، رفع گرفتارى‏ها، تسهیل پیشرفت‏هاى درخشان کشور و نظام جمهورى اسلامى را از خدا بخواهید. 29/7/1384

27) دعا یعنى چه؟ یعنى با خداى متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‏ى اینها دعاست. دعا یکى از مهمترین کارهاى یک بنده‏ى مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشى دارد. 29/7/1384

28) دعا، دمیدن روح امید در انسان است. دعا به انسان قدرت مقاومت در مقابل چالشهاى زندگى را مى‏دهد. هر کس در دوران زندگى خود با حوادثى مواجه مى‏شود و چالش‏هایى پیدا مى‏کند. دعا به انسان توانایى و قدرت مى‏دهد و انسان را در مقابل حوادث مستحکم مى‏کند؛ لذا در روایت از "دعا" تعبیر شده است به سلاح. از نبى مکرم نقل شده است که فرمود: «الا ادلّکم على سلاح ینجیکم من اعدائکم»؛ اسلحه‏یى را به شما معرفى کنم که مایه‏ى نجات شماست؛ تدعون ربّکم باللّیل و النّهار فانّ سلاح المؤمن الدعاء». در مواجهه‏ى با حوادث، توجه به خداى متعال، مثل سلاح برّنده‏یى در دست انسان مؤمن است. لذا در میدان جنگ، پیغمبر مکرم اسلام همه‏ى کارهاى لازم را انجام مى‏داد؛ سپاه را مى‏آراست، سربازان را به صف مى‏کرد، امکانات لازم را به آنها مى‏داد، توصیه‏هاى لازم را به آنها مى‏کرد، اشراف فرماندهىِ خودش را اعمال مى‏کرد؛ اما در همان وقت هم وسط میدان زانو مى‏زد، دست به دعا بلند مى‏کرد، تضرع مى‏کرد، با خداى متعال حرف مى‏زد و از او مى‏خواست. این ارتباط با خدا، دل انسان را مستحکم مى‏کند. 29/7/1384

29) شرط مهم اجابت دعا این است که دعا به معناى حقیقى کلمه و با شرایط خود انجام بگیرد. اولین شرط دعا این است که با دلِ باطراوت و بى‏آلایش درخواست شود؛ مثل دل جوانها ...یکى دیگر از شرایط دعاى مستجاب این است که انسان دعا را با معرفت انجام دهد؛ یعنى بداند که این دعا و این درخواست از کسى است که قدرت دارد همه‏ى آنچه را که انسان مى‏خواهد، براى او انجام دهد؛ یعنى به اثر دعا باور داشته باشد. به امام صادق (علیه‏الصّلاةوالسّلام) عرض شد که: «ندعوا فلا یستجاب لنا»؛ دعا مى‏کنیم، اما اثر اجابت را نمى‏بینیم؛ فرمود: «لأنّکم تدعون من لا تعرفونه»؛ بى‏معرفت دعا مى‏کنید. در روایتى درباره‏ى معرفت در دعا نقل شده است که: «یعلمون أنّى اقدر على ان اعطیهم ما یسألونى»؛ به قدرت اجابت پروردگار باور داشته باشند. در دعا همت بلند داشته باشید؛ درخواست‏هاى بزرگ بکنید؛ سعادت دنیا و آخرت را بخواهید و نگویید اینها بزرگ است، اینها زیاد است؛ نه، براى خداى متعال اینها چیزى نیست. عمده این است که شما به معناى حقیقى کلمه و با همین شرایط، طلب کنید؛ خداى متعال این طلب را اجابت خواهد کرد. گاهى هم انسان نمى‏داند کارى که انجام گرفت، اجابت دعاى او بوده؛ خود انسان غافل است . یکى دیگر از شرایط دعا، اجتناب از گناه و توبه است... از خداى متعال باید عذرخواهى و استغفار و طلب بخشش و توبه کنیم و به سوى خدا برگردیم. عزم ما باید این باشد که از ما گناه سر نزند. گاهى انسان عزم مى‏کند و تصمیم مى‏گیرد که گناه نکند؛ بعد دچار غفلت و اشتباه مى‏شود و لغزش پیدا مى‏کند؛ باز همین گناه سراغ انسان مى‏آید؛ بار دیگر باید توبه و استغفار کند؛ منتها استغفار باید جدى و حقیقى باشد. گناه نکردن باید یک قصد واقعى و جدى باشد. درباره‏ى دعا و استجابت دعا در روایت دارد که: «ولیخرج من مظالم الناس»؛ انسان باید از مظلمه‏ى مردم خارج شود تا دعایش قبول شود. در روایت دیگر دارد که خداى متعال به حضرت موسى خطاب فرمود: «یا موسى ادعنى بالقلب النقى واللسان الصادق». با دل پاک و زبان راستگو با خداى متعال حرف بزنید و دعا کنید؛ دعا قطعاً مستجاب خواهد شد. یکى دیگر از شرایط استجابت دعا، حضور قلب و خشوع است. همان‏طور که عرض کردیم، معناى دعا این است که شما با خدا حرف بزنید؛ خدا را در مقابل خود احساس کنید و حاضر و ناظر بدانید. 29/7/1384

30) عزیزان من! دعا کنید. دعا مخصوص وقت گرفتارى نیست؛ همیشه باید دعا کرد. بعضى خیال مى‏کنند وقتى گرفتارى و مصیبت و بلایى بود، باید دعا کرد؛ نه، آن وقتى هم که انسان در حال عادى زندگى مى‏کند، باید دعا کند و رابطه را با خدا محفوظ نگه دارد. 29/7/1384

31) نکته‏ى آخر در باب دعا، دعاهاى مأثور است. دعاهایى که از ائمه رسیده است، بهترین دعاهاست. اولاً خواسته‏هایى در این دعاها گنجانده شده است که به ذهن امثال ماها اصلاً خطور نمى‏کند و انسان از زبان ائمه (علیهم‏السّلام) آنها را از خدا طلب مى‏کند. در دعاى ابوحمزه و دعاى افتتاح و دعاى عرفه بهترین مطالبات و خواسته‏ها براى انسان مطرح مى‏شود؛ که اگر انسان اینها را از خدا بخواهد و بگیرد، مى‏تواند براى او سرمایه باشد. ثانیاً در این دعاها مایه‏هاى خشوع و تضرع وجود دارد. مطلب، با زبان و لحن و بیانى ادا شده است که دل را خاشع و نرم مى‏کند. با عبارات فصیح و بلیغ، عشق و شیفتگى و شوق در این دعاها موج مى‏زند. انسان باید این دعاها را قدر بداند و از آنها استفاده کند. 29/7/1384

32) یکى از دستاوردهاى دعا این است که حاجاتى که انسان دارد، از خداى متعال مى‏خواهد و خدا آن حاجات را برآورده مى‏کند. البته همه‏ى خواص دعا این نیست؛ این هم یکى در کنار بقیه‏ى دستاوردهاى دعاست. فرمود: «اسألوا اللَّه من فضله»؛ از خداى متعال بخواهید و نیازهاى خودتان را از او بطلبید. در دعاى ابوحمزه‏ى ثمالى از قول امام سجاد (علیه‏السّلام) این‏طور عرض مى‏شود: «و لیس من صفاتک یا سیّدى أن تأمر بالسّؤال و تمنع العطیّة و انت المنّان بالعطیّات على اهل مملکتک»؛ تو به بندگانِ خودت دستور بدهى که از تو بخواهند، اما بنا داشته باشى که خواسته‏ى آنها را عملى نکنى؛ این امکان ندارد. وقتى خداى متعال به من و شما امر مى‏کند که از او بخواهیم و طلب کنیم، معنایش این است که خداى متعال تصمیم دارد که آنچه را مى‏خواهیم، به ما بدهد. لذا در روایت است که: «ما کان اللَّه لیفتح لعبد الدّعاء فیغلق عنه باب الاجابة واللَّه اکرم من ذلک»؛ خداى متعال کریم‏تر از آن است که باب دعا را باز کند، اما باب اجابت را ببندد. 29/7/1384

33) انس با خداى متعال و ذکر خداى متعال و استغفار و دعا خیلى تأثیرات معجزآسائى بر روى دل انسان دارد؛ دلهاى مرده را زنده میکند. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

34) بهترین کلمات و بهترین خواسته‏ها در همین دعاها و شبهاى ماه رمضان و شبهاى احیاء و دعاى ابى‏حمزه و دعاهاى شبهاى قدر است. اگر کسى معانى این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابى وجود ندارد؛ خداى متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

35) پرشورترین دعاها همین دعاهاى امیرالمؤمنین است. البته ادعیه‏ى رسیده‏ى از معصومین (علیهم‏السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالى، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائى است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعاى کمیل یا دعاى صباح یا دعاى مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتى پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعاى کمیل و مناجات شعبانیه. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

36) دعا، خواندنِ خداست.

21/7/1385

37) دعا، مظهر بندگىِ در مقابل خداوند و براى تقویت روح عبودیت در انسان است، و این روح عبودیت و احساس بندگى در مقابل خداوند، همان چیزى است که انبیاى الهى از اول تا آخر، تربیت و تلاششان متوجهِ این نقطه بوده است که روح عبودیت را در انسان زنده کنند. سرچشمه‏ى همه‏ى فضائل انسانى و کارهاى خیرى که انسان ممکن است انجام بدهد - چه در حوزه‏ى شخصى، چه در حوزه‏ى اجتماعى و عمومى - همین احساس عبودیت در مقابل خداست. نقطه‏ى مقابل این احساس عبودیت، خودبینى و خودخواهى و خودپرستى است؛ منیّت است. این منیّت است که در انسان، منشأ همه‏ى آفات اخلاقى و عوارض و نتایج عملى آنهاست. 21/7/1385

38) قدر دعا را بدانید 21/7/1385

39) لذا دعا، یک نعمت است و فرصت دعا کردن، یک نعمت است. 21/7/1385

40) مغز هر عبادتى، دعاست. عبادات براى همین است که بتواند انسان را در مقابل خداى متعال خاشع و دلش را نیز مطیع و تسلیم کند. این اطاعت و خشوع در مقابل خداوند هم از نوع تواضع و خشوع و خضوع انسانها در مقابل یکدیگر نیست؛ بلکه به معناى خشوع و خضوع در مقابل خیر مطلق، جمال مطلق، حُسن مطلق و فضل مطلق اوست 21/7/1385

   + خلیل رنجبر - ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤

عدم توانایی در پرداخت خمس

:  افرادى هستند که خمس بر آنها واجب است، ولى تاکنون آن را نپرداخته‏اند و در حال حاضر هم توانایى پرداخت آن را ندارند و یا بر آنها بسیار دشوار است، حکم آنان در این‌باره چیست؟

 ج:  مجرد عدم توانایى یا دشوارى پرداخت خمس موجب برائت ذمّه و سقوط تکلیف نیست، بلکه اداى آن تا حد امکان واجب است، چنین افرادى مى‏توانند با دست گردانِ مبالغ بدهى خود با ولىّ امر خمس یا وکیل او، آن را به تدریج برحسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 925 )

   + خلیل رنجبر - ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

احکام تقلید

س: گاهى از افراد کم اطلاع از مسائل دینى درباره مرجع تقلید شان پرسش مى‏شود، مى‏گویند نمى‏دانیم، یا اظهار مى‏دارند که از فلان مجتهد تقلید مى‏کنیم، ولى عملاً التزامى به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاواى او ندارند، اعمال این‌گونه افراد چه حکمى دارد؟

ج: اگر اعمال آنان موافق احتیاط یا مطابق با واقع یا با نظر مجتهدى باشد که وظیفه دارند از او تقلید کنند، محکوم به صحّت‏ است.

(اجوبه الاستفتائات، سئوال 7)

   + خلیل رنجبر - ۱:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

نحوه هزینه بودجه خرید غذا و میوه براى میهمانهاى رسمى ادارى

س: اگر بعضى از مسئولین از بودجه‏اى که جهت خرید غذا و میوه براى میهمانهاى رسمى ادارى در اختیار آنان گذاشته مى‏شود، سوءاستفاده کنند و آن را در موارد دیگرى مصرف نمایند، این کار چه حکمى دارد؟

ج: مصرف نمودن اموال دولتى در غیر مواردى که اجازه داده شده، در حکم غصب است و موجب ضمان مى‏باشد، مگر آنکه با اجازه قانونى مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 1966 )

   + خلیل رنجبر - ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

مراد از جاهل مقصّر و جاهل قاصر چه کسى است؟

س: مراد از جاهل مقصّر و جاهل قاصر چه کسى است؟

ج: جاهل مقصر به کسى گفته مى‏شود که متوجه جهل خود بوده و راههاى رفع جهالت خود را هم مى‏داند، ولى در آموختن احکام کوتاهى مى‏کند و جاهل قاصر کسى است که اصلاً متوجه جهل خود نیست و یا راهى براى برطرف کردن جهل خود ندارد.

(اجوبه الاستفتائات، سئوال47 و46 )

   + خلیل رنجبر - ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

ترویج فرهنگ مهاجم

س: با توجه به هجوم مستمر فرهنگ غربى که در تضاد با اخلاق اسلامى است، و رواج بعضى از عادتهاى غیراسلامى، مثل به گردن آویختن صلیب طلایى توسط بعضى از مردان، و یا استفاده بعضى از زنان از مانتو با رنگ‏هاى زننده، و یا استفاده بعضى از مردان و زنان، از زیورآلات و عینک‏هاى تیره و ساعت هایى که جلب نظر مى‏کند و استفاده از آنها نزد عرف مردم قبیح است، و عده‏اى از آنها حتى بعد از امر به معروف و نهى از منکر هم اصرار بر کار خود دارند، امیدواریم حضرتعالى روشى را که باید در برابر این افراد در پیش گرفت، بیان فرمایید.

 ج: پوشیدن طلا یا آویختن آن به گردن بر مردان مطلقاً حرام است، و پوشیدن لباسهایى که از نظر دوخت یا رنگ یا غیر آن تقلید و ترویج فرهنگ مهاجمِ غیر مسلمانان در نظر عرف محسوب مى‏شود، جایز نیست. همچنین استفاده از زیورآلاتى که استعمال آن تقلید از فرهنگ تهاجمى دشمنان اسلام و مسلمین محسوب شود، جایز نیست، و بر دیگران واجب است که در برابر اینگونه مظاهر فرهنگى تقلیدى از بیگانگان مبادرت به نهى از منکر زبانى کنند.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 1073 )

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

هبه واحد مسکونى

س: به دخترم یک واحد مسکونى به عنوان جهیزیه عروسیش داده‏ام، آیا این واحد مسکونى خمس دارد؟

ج: اگر هبه واحد مسکونى که به دخترتان بخشیده‏اید، عرفاً مطابق شأن شما محسوب شود، و در بین سال خمسى بخشیده باشید، دادن خمس آن واجب نیست.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 855 )

   + خلیل رنجبر - ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

سود سپرده گذاری

س: آیا درصدى که سپرده‏گذاران به عنوان سود از بانکها دریافت مى‏کنند، ربا محسوب مى‏شود؟

ج: ربا نیست و اشکال ندارد.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 1620 )

   + خلیل رنجبر - ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

احکام سیاسی / اطاعت مراجع از ولی فقیه

س: آیا اوامر ولى فقیه براى همه مسلمانان الزام آور است یا فقط مقلدین او ملزم به اطاعت هستند؟ آیا بر کسى که مقلد مرجعى است که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از ولى فقیه واجب است یا خیر؟

 ج: بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولایى ولى فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهى او باشند، و این حکم شامل فقهاى عظام هم مى‏شود، چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفکیک از التزام به اسلام و ولایت ائمّه معصومین(علیهم‌السلام) نیست.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 62 )

   + خلیل رنجبر - ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

تاخیر در خواندن نماز

س: من تا دیر وقت سر کارم هستم، به‌طورى که ساعت یازده شب به منزل بر مى‏گردم و در هنگام کارهم به خاطر کثرت مراجعه کنندگان وقت خواندن نماز مغرب و عشا را ندارم. آیا خواندن نماز مغرب و عشا بعد از ساعت یازده شب صحیح است؟

 ج: اگر از نصف شب به تأخیر نیفتد، اشکال ندارد، ولى تلاش کنید که از ساعت یازده شب به تأخیر نیفتد بلکه تا مى‏توانید نماز را در اول وقت آن بخوانید.

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 348)

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

تقلید، مسأله عقلى یا ادلّه شرعى

س: آیا تقلید، صرفاً یک مسأله عقلى است یا ادلّه شرعى نیز دارد؟

ج: تقلید، ادلّه شرعى دارد و عقل نیز حکم مى‏کند که شخص ناآگاه به احکام دین باید به مجتهد جامع‌الشرایط مراجعه کند

( اجوبه الاستفتائات، سئوال 1)

   + خلیل رنجبر - ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

کسب اجازه برای انجام کارهای شخصی

س: ما در یک مؤسسه نظامى کار مى‏کنیم و محل کارمان در دو مکان جداگانه است و بعضى از برادران در مسیر رفتن از یک مکان به مکان دیگر کارهاى شخصى انجام مى‏دهند که وقت زیادى مى‏گیرد، آیا براى انجام این کارها باید اجازه گرفت یا خیر؟

ج: اشتغال به انجام کارهاى شخصى در ساعات رسمى مقرر براى کار، احتیاج به اجازه مسئول بالاتر، که این حق را داشته باشد، دارد.

اجوبه الاستفتائات، سئوال 1974

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

جوایز سپرده‌‏هاى قرض‌‏الحسنه

س: جوایزى به سپرده‌‏هاى قرض‌‏الحسنه تعلّق مى‌‏گیرد، گرفتن آنها چه حکمى دارد؟ و بر فرض جواز آیا خمس به آنها تعلّق مى‌‏گیرد؟

 ج: پس‏اندازهاى قرض‌‏الحسنه و جایزه‏هاى آن اشکال ندارد و در جایزه، خمس واجب نیست.

اجوبه الاستفتائات، سئوال 1946

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

کف زدن در مجالس مذهبى

س: حکم دست زدن در مراسم و جشن هایی که به مناسبت ایام ولادت و اعیاد امامان (ع) برگزار می شود چیست؟

ج: به‌ طور کلى کف‏زدن فى‌‏نفسه به نحو متعارف در جشن‌هاى اعیاد یا براى تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد، ولى بهتر است فضاى مجالس دینى به‌خصوص مراسمى که در مساجد و حسینیه‌‏ها و نمازخانه‏‌ها برگزار مى‌‏شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد.

پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای مدظله العالی - استفتائات

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

تحصیل در دانشگاه مختلط

س: وظیفه جوانان مؤمن در دانشگاههاى مختلط در برابر مفاسدى که در بعضى از آن مکانها مشاهده مى‏کنند، چیست؟

 ج: بر آنان واجب است که ضمن دورى جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمکن و تحقق شرایط امر به معروف و نهى از منکر مبادرت به انجام این فریضه کنند.

اجوبه الاستفتائات، سئوال 1087

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

وظیفه مقلد در هنگام تعارض فتوای ولى امر مسلمین با فتواى مرجع تقلید

س: در صورت تعارض فتواى ولى امر مسلمین با فتواى مرجعى در مسائل سیاسى، اجتماعى و فرهنگى وظیفه شرعى مسلمانان چیست؟ آیا معیارى براى تفکیک احکام صادره از طرف مراجع تقلید و ولى فقیه وجود دارد؟ مثلاً اگر نظر مرجع تقلید با نظر ولى فقیه در مسأله موسیقى اختلاف داشته باشد، متابعت از کدامیک از آنان واجب و مجزى است؟ به‌طور کلى احکام حکومتى که در آن نظر ولى فقیه بر فتواى مراجع تقلید برترى دارد، کدام است؟

ج: در مسائل مربوط به اداره کشور اسلامى و امورى که به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولى امر مسلمین باید اطاعت شود. ولى در مسائل فردى محض، هر مکلفى باید از فتواى مرجع تقلیدش پیروى نماید.

اجوبه الاستفتائات، سئوال 52

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

احکام تقلید

وظیفه مسلمان در احکام غیر ضرورى دین

عقیده مسلمان به اصول دین باید از روى دلیل باشد، ولى در احکام غیرضرورى دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد،یا از مجتهد تقلید کند، یعنى به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است،

توضیح المسائل امام ره مسئله 1

 دانستنی های واجب

مسائلى را که انسان غالبا به آنها احتیاج دارد واجب است، یاد بگیرد.

توضیح المسائل امام ره مسئله 11

 س: آیا کسى که در آموختن احکام دینىِ مورد نیاز خود کوتاهى مى‏کند، گناهکار است؟

ج: اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد، گناهکار است.

اجوبه الاستفتائات، سوال 6

 س: عبارت‏هاى «فیه اشکال»، «مشکل»، «لایخلو من اشکال»، «لا اشکال فیه» فتواست یا احتیاط؟

ج: همه این عبارت‏ها دلالت بر احتیاط دارند، مگر عبارت «لا اشکال فیه» که فتوا است .

اجوبه الاستفتائات، سوال 50

 س: فرق بین جایز نبودن و حرام چیست؟

ج: در مقام عمل بین آنها فرقى نیست

اجوبه الاستفتائات، سوال 51

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

اگر امر به معروف و نهى از منکر مستلزم بى‌آبرویى شود

سوال: اگر امر به معروف و نهى از منکر مستلزم بى‌آبرویى کسى که واجب را ترک کرده و یا فعل حرام را به جا آورده باشد،و موجب کاسته شدن احترام او در برابر مردم گردد، چه حکمى دارد؟

جواب:اگر در امـر به معروف و نهى از منکـر ، شرایـط و آداب آن رعایت شود و از حدود آن تجاوز نشود، اشکال ندارد.

استفتائات مقام معظم رهبری - www.leader.ir

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

معیار خدمات او نیاز مردم بود

مرحوم حاج حبیب الله بیگدلی خیاط علما و بسیاری از بزرگان در قم بود ، ایشان نقل می کند “ آیت الله محمود مدرّسی یزدی یک وقتی به من فرمودند، سن شما چقدر است؟ گفتم چند روزی است شیطان پیشانی مرا بوسیده است. ایشان خیلی خندید، به ایشان گفتم: با عرفا باید اینجوری حرف زد. خیلی باهوش بود. کارهایی را می کرد که دیگران نکرده بودند. مردم او را بخاطرساختن سرویس های بهداشتی و ... مذمت می کردند. می فرمود: عیب ندارد. همه می روند مسجد می سازند که مردم بروند در آن نماز بخوانند تا آنها ثواب ببرند. ما نیز می خواهیم مکانی برای قضای حاجت بسازم تا مردم استفاده کنند و من ثوابش را ببرم. این دستشویی های نزدیک مسجد امام حسن عسکری علیه السلام در قم را ایشان ساخته است. یعنی معیار خدمات او نیاز مردم بود و احتیاج مبرم جامعه، نه آنچه که شهرت آور باشد یا آبرو محسوب شود.

( منبع : کتاب ناگفته های عارفان و داستانهایی از علما - سایت صالحین)

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

برداشت های تربیتی از قرآن

1. اگر قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت بهره گیرید؛ حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند. (طه/44 و شعرا/215) 2. در رفتارهای اجتماعی دقت کن مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانی یا مثل متکبران راه بروی. مبادا تندرو و کندرو شوی، میانه روی بهترین روش است. مراقب باش صدایت را برکسی بلند نکنی و خلاصه در یک کلام، آدم باش. (لقمان/18و19) 3. اگر بخواهی از اکثریت مردم فقط بخاطر این که اکثریت هستند پیروی کنی، بدون شک از راه خدا دور می شوی. همیشه با چشمان باز تصمیم بگیر. (انعام/116 و اسرا/36)

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤

پرهیز از لقمه شبه ناک

 ... هی می رفت و می آمد . برای رفتن به خانه دو دل بود. یادش رفته بود نان بگیرد. بهش گفتم: « سهمیه ی امروز یه دونه نان و ماسته همینو بردار و برو ». گفت: «اینو دادن این جـا بـخورم ، نمی دونم زنـم می تـونـه بخـوره یا نـه » گفتـم : « این سهـم تـوست ، می تونی دور بریزی ، یا بخوری». یکی دو باری رفت وآمد ، آخر هم نان و ماست را گذاشت و رفت.

خاطرات شهید حسن باقری برگرفته از کتاب روایت فتح

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤

دستورالعمل های اخلاقی آیت الله بهجت

سوال: برای دوری از ریاء چه باید کرد؟ جواب: با عقیده کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله).

سوال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟جواب: بسمه تعالی، اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم). سوال: اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن مرا راهنمایی فرمایید! جواب: اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است.

به سوی محبوب،ص70-71

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤

آداب و سبک زندگی اسلامی

امام خمینى(ره) در تنظیم برنامه عبادى چنین فرمود ه اند: و آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است : یکى فراغت وقت و قلب، و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را ؛ و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزى، براى عبادت خود، وقتى را معین کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد ، و اشتغال دیگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد.

(آداب و سبک زندگی اسلامی. احمد حسین شریفی)

   + خلیل رنجبر - ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤

توصیه های امام خامنه ای (مدظله العالی) درباره استفاده از فرصت ماه رجب

شکر نعمت رجب!

رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۴ درباره استفاده از فرصت ماه رجب توصیه‌هایی داشته‌اند که در این جا آن‌ها را می‌خوانید.

ماه رجب فرصت خودسازی و آمادگی برای ورود به ماه رمضان است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره ماه رجب فرمودند: «در این ماه توسّلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه میتوانید بیشتر کنید» ۱۳۹۴/۰۲/۰۶

* از ماه رجب قدردانی کنید

باید همه به یکدیگر تبریک عرض کنیم [این‌] توفیق الهی را که توانستیم بار دیگر وارد ماه رجب بشویم. ماه رجب یک فرصت تقرّب به ارزشهای الهی و تقرّب به ذات مقدّس پروردگار و فرصت خودسازی است.

این ایّامی که در روایات ما به‌عنوان ایّام برجسته معرّفی شده‌اند، اینها همه فرصتند؛ هر فرصتی هم نعمت است و هر نعمتی هم نیازمند شکر و سپاس است. شکر و سپاس نعمت هم این است که انسان نعمت را بشناسد، بر طبق اقتضای این نعمت رفتار کند، از آن بهره ببرد، نعمت را از خدا بداند و آن را در راه خدا به کار ببرد؛ ماه رجب از این نعمتها است. بعد هم ماه شعبان است که آن هم نعمت دیگری است و این دو ماه از نظر کُمَّلین و اهل توحید و اهل معنا مقدّمه‌ی ماه رمضانند؛ و ماه رمضان ماه عروج است، ماه رفتن به معراج است، ماه تزکیه است، ماه تصفیه است که همه‌ی ما به اینها احتیاج داریم.

از ماه رجب قدردانی کنید؛ در این ماه توسّلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه میتوانید بیشتر کنید؛ به یاد خدا باشید و کار را برای خدا انجام بدهید؛ این تلاشی که میکنید، این زحمتی که میکشید، برای خدا قرار بدهید.

۱۳۹۴/۰۲/۰۶

* از برکات ماه رجب استفاده کنیم

برکات ماه رجب منحصر به این ولادتها نیست؛ توصیه میکنم خودم را و شما را که از برکات ماه رجب استفاده کنیم با تقویت پیوند و ارتباط قلبی با خدای متعال. اگر آحاد ما رابطه‌ی خودمان را با خدا تقویت کنیم، بسیاری از معضلات، مشکلات، نابسامانی‌ها، ناهنجاری‌ها به خودیِ خود مرتفع خواهد شد.

۱۳۹۴/۰۲/۰۹

* اوّلین دشمن ما غفلت است

ماه رجب است؛ و در این سرود پر مغز و زیبایی هم که شماها خواندید، اشاره‌ی به ماه رجب، ماه توسّل، ماه توجّه و دعا شده بود. در این ماه شریف، مؤمنین که دعا میخوانند، از خدای متعال این‌جور میخواهند: اَللهُمَّ فَاهدِنی هُدَی المُهتَدینَ وَ ارزُقنی اجتِهادَ المُجتَهِدینَ وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. چقدر حائز اهمّیّت است هر سه فِقره! فقره‌ی آخر هم که مغفرت است که اساس همه‌ی کارها است: وَ اغفِر لی یَومَ الدّین. هدایتِ هدایت‌یافتگان و تلاش تلاشگران آن چیزی است که در این دعا از خدای متعال میخواهید.

شما تأمّل بفرمایید اگر همین دو عامل در من و شما باشد، همه‌ی مشکلات حل خواهد شد؛ هم هدایت هدایت‌یافتگان الهی نصیب ما بشود، هم تلاش تلاشگران تاریخ بشریّت در رفتار ما، در گفتار ما، در منش ما محسوس باشد.

در آن فقره‌ی سوّم، آسیب مورد اشاره قرار گرفته است: وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. غفلت بزرگ‌ترین آسیب است؛ غفلت از مسیر، غفلت از هدف، غفلت از توان، غفلت از فرصت، غفلت از دشمن، غفلت از وظیفه‌ای که امروز بر دوش من و شما است؛ غفلت. بزرگ‌ترین دشمن ما غفلت است. اوّلین دشمنی که ما را در مقابل دشمنان دیگرمان به خاک می‌نشاند، غفلت است؛ وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. نتیجه‌ی این غفلت دور شدن است؛ دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از کامیابی. مضامین دعاها معرفت است، توحید است، درس زندگی است؛ ببینید دعاها اینها است. با این توجّه دعاها را بخوانیم و از این فضای این ماه بهره ببریم.

۱۳۹۴/۰۲/۱۶

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤

امام خامنه ای : جمهوری اسلامی ایران ، خاستگاه بیداری اسلامی

حضرت آیت الله خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب ، نظام جمهوری اسلامی ایران را خاستگاه بیداری و حرکت اسلامی در منطقه خواندند .

رهبر انقلاب ، در سالروز بیعت تاریخی جمعی از همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی در روز 8 فوریه 1979 /طی سخنانی درباره تحولات یک سال اخیر منطقه اظهار داشتند ، کشورهایی که دنباله رو نظام سلطه بودند ، اکنون در کنار ملت ایران هستند .

روز 8 فوریه ( 19 بهمن ) ، در تاریخ انقلاب اسلامی ، " روز نیروی هوایی " نامیده شده است . 33 سال قبل در چنین روزی ، در اوج مبارزه ملت ایران به زعامت امام خمینی ( ره ) با رژیم سلطنتی ، جمعی از پرسنل نیروی هوایی ارتش ایران ، در پیشگاه بنیانگذارجمهوری اسلامی در تهران ، با ایشان بیعت کردند . این حرکت شچاعانه نیروی هوایی ایران ، بازتاب جهانی بسیار گسترده ای داشت . تصاویر این واقعه تاریخی در سراسر جهان ، به عنوان نمادی از حمایت بدنه ی نیروهای مسلح ایران از امام خمینی (ره ) و مبارزات ملت ایران تلقی شد . بیعت همافران نیروی هوایی با امام ، روند فروپاشی رژیم پادشاهی ایران را تسریع کرد .

حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار امروز با پرسنل نیروی هوایی دراین زمینه اظهار داشتند ، مهمترین درس بیعت شجاعانه وخط شکنی بزرگ نیروی هوایی در 19 بهمن ماه 1357 ( 8 فوریه 1979) ، درک تاثیر گذاری ابتکار و لزوم حرکت به جلو با نگاه امیدوارانه به آینده است . انقلاب اسلامی ملت ایران ، مصداق ابتکار ، حرکت رو به جلو و امید به آینده است . انقلاب اسلامی ، نقطه آغاز پایان دوران غفلت و توقف جهان اسلام را رقم زد و به خاستگاه بیداری اسلامی تبدیل شد . همان گونه که رهبر معظم انقلاب در این زمینه یادآور شدند ، در ایران کسی ادعا نمی کند که ملت ایران ، تحولات شکرف خاورمیانه و شمال آفریقا را به وجود آورده است ، اما تاثیر انقلاب اسلامی ملت ایران را بر روند بیداری اسلامی درمنطقه نیز ، نمی توان نادیده گرفت .

ملتهای مسلمان منطقه در تونس ، مصر و لیبی ، به حاکمیت رژیم های مستبد و وابسته پایان دادند .در یمن ، بحرین و عربستان نیز حاکمان مستبد و وابسته به غرب ، با سرکوب خونین مردم این کشورها در پی حفظ موجودیت خود هستند . ملت های مسلمان منطقه در مبارزه برای کسب آزادی و استقلال ، راهی را درپیش گرفته اند که ملت ایران / 33 سال قبل ، در آن قدم گذاشت . پیروزی انقلاب اسلامی ، حرکتی سترگ و خطیر بود ، اما پیشرفت و بالندگی انقلاب در 33 سال اخیر ، پدیده ای شگرف تر وخظیرتر است . مردم مسلمان ایران ، برای پیشبرد آرمان های انقلاب اسلامی ، هر سال در سالگرد پیروزی انقلاب ، در صفوف میلیونی به خیابانها می آیند تا یاد این پیروزی بزرگ برنظام سلطه را گرامی دارند و بیعت خود را با انقلاب و رهبری به جهانیان اعلام کنند .

   + خلیل رنجبر - ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤

شرط دست یافتن به معدن عظمت

شما اگر نیّت خود را خالص کنید، عمل خود را صالح نمایید، حبّ نفس و حبّ جاه را از دل بیرون کنید، مقامات عالیه و درجات رفیعه براى شما تهیه و آماده مى باشد. مقامى که براى بندگان صالح خدا در نظر گرفته شده، تمام دنیا و مافیها، با آن جلوه هاى ساختگى، در مقابل آن به قدر پشیزى ارزش ندارد. بکوشید به چنین مقامات عالیه برسید. و اگر توانستید، خود را بسازید و ترقى دهید تا آنجا که به این مقامات عالیه و درجات رفیعه هم بى اعتنا باشید و خدا را براى رسیدن به این امور عبادت نکنید، بلکه چون سزاوار عبادت و کبریایى است او را بخوانید و در مقابل او سجده کرده سر به خاک بسایید. آن وقت است که «حجب نور» را پاره کرده ، به «معدن عظمت» دست یافته اید.

[ روح الله خمینی، جهاد اکبر، ص57 و 58]

   + خلیل رنجبر - ٦:۱٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤

خمس قرض دهنده بر عهده کیست؟

سوال: اگر شخصى مبلغى را قرض بگیرد و نتواند آن را قبل از آن سال ادا کند، آیا پرداخت خمس آن بر عهده قرض دهنده است یا قرض گیرنده؟

جواب: بر قرض گیرنده خمس مال قرضى واجب نیست، ولى قرض دهنده اگر مال قرضى را از درآمد سالیانه کارش و قبل از پرداخت خمس آن قرض داده است، در صورتى که بتواند تا آخر سال قرضش را از بدهکار بگیرد، واجب است که هنگام رسیدن سال خمسى اش خمس آن را بپردازد، و اگر نتواند قرض خود را تا پایان سال بگیرد، فعلاً پرداخت خمس آن واجب نیست، لیکن هر وقت آن را وصول کرد باید خمس آن را بدهد.

استفتائات مقام معظم رهبری - www.leader.ir

   + خلیل رنجبر - ٦:٠٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤

لقب امیرالمومنین برای امام علی(ع)

امیرالمؤمنین به معناى لغوى آن؛ یعنى امیر و فرمانده و رهبر مسلمانان.(1)

مطابق همین معناى لغوى به پیامبر اسلام (ص)مى‏توان امیرمؤمنان؛ یعنى رهبر و فرمانده مسلمانان اطلاق نمود. به خلفاى راشدین و خلفاى اموى و عباسى و یا همه کسانى که توسط شورا و اصحاب اهل حل و عقد انتخاب شده‏اند، اطلاق مى‏گردد.(2)

بر همین اساس است که خلفاى اسلامى خود را امیرمؤمنان مى‏خواندند. اما در واقع این لقب تنها اختصاص به حضرت علی دارد. در روایات عنوان امیرالمؤمنین از القاب خاص على(ع)  شمرده شده است،(3). در برخى از روایات بیان شده که حتى در زمان خود پیامبر نیز توسط آن حضرت ، از على(ع) به امیرمؤمنان یاد شده است. (4)

شخصى از امام صادق(ع) پرسید: آیا روا است که به امام زمان(ع) به عنوان ""سلام بر تو، اى امیرمؤمنان"" سلام یاد کرد؟ امام فرمود: نه، زیرا خداوند تنها على را به این لقب نامیده است. نه قبل او کسى به این لقب نامیده شده و نه پس از او. آن شخص پرسید: پس چگونه بر قائم آل محمد (ع)مى‏بایست سلام کرد؟ فرمود: مى‏گویید: السلام علیک یا بقیة الله"".(5)

پیامبر(ص) فرمود: ""اگر مردم مى‏دانستند در چه زمانى على به این لقب ملقب گردید، هرگز منکر فضایل او نمى‏شدند، زیرا على در زمانى که آدم بین روح و جسد بود، ملقب به این لقب شد؛ زمانى که خداوند فرمود: آیا من پروردگار شما نبودم؟ گفتند: بلى. فرمود: من پروردگار شمایم و محمد پیامبر شما است و على امیر شما است"".(6)

1- دایرةالمعارف تشیع، ج‏2، ص 522

2- همان، ص 522 – 523

3- معارف و معاریف، ج‏2، ص 448؛ دایرةالمعارف تشیع، ج‏2، ص 522

4-  بحارالانوار، ج‏35، ص 37، ارشاد مفید، ص 42

5- کافى، ج‏1، ص 411؛ بحارالانوار، ج‏24، ص 211؛ مظهر ولایت، ص 41

6- ینابیع الموده، 2، ص 63؛ بحارالانوار، ج‏9،ص 256؛ مظهر ولایت، ص 40

   + خلیل رنجبر - ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤

اعمال شب و روز لیلة الرغائب

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شرکت در میهمانی ماه مبارک رمضان می باشد. برای درک عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائک بر زمین نزول می کنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امکان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

برگرفته از مفاتیح الجنان

   + خلیل رنجبر - ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٤