با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱ آبان ۱۳٩۳

اداره کشور با فروش ذخایر زیرزمینی شبیه «بچه‌پولداری ملی» است/ کشور باید با هوش جوانان اداره شود

امام خامنه‌ای در دیدار نخبگان جوان دانشگاه‌ها و برگزیدگان المپیادها با تأکید بر اینکه اتکا به درآمدهای نفتی یعنی سپردن سرنوشت اقتصاد کشور به دست سیاست‌گذاران جهانی، گفتند: باید یک زنجیره کامل و شبکه عظیم تولید علم ایجاد شود.

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، امام خامنه‌ای صبح امروز در دیدار صدها تن از «نخبگان جوان دانشگاه‌ها و برگزیدگان المپیادها و جشنواره‌های جهانی و داخلی»، با تأکید بر ضرورت ایجاد یک زنجیره کامل و شبکه عظیم تولید علم در دانشگاه‌ها و مراکز علمی تحقیقاتی، افزودند: ایران را باید با اتکای به منابع روی زمین یعنی هوش و استعداد جوانان و نخبگان کشور اداره کرد نه با تکیه بر درآمد  پرنوسان منابع زیرزمینی و نفتی.

ایشان دیدار با «جوانان نخبه و نوید دهندگان آینده روشن کشور» را بسیار شیرین خواندند و به همه جوانان توصیه کردند: خانه پرافتخار میهن را با نیروی فکر و عزم و اراده، به‌گونه‌ای بسازید که شایسته این ملت و این تاریخ پرافتخار باشد.

رهبر انقلاب با دعوت از همه نخبگان برای تفکر و تعمق درباره «اصل نخبگی و مفهوم حقیقی آن» افزودند: نخبگی مجموعه‌ای از سه ویژگی «هوش و استعداد»، «همتِ برجسته برای مطالعه و کار و تلاش»، و «حوصله تحسین برانگیز برای پیگیری و مداومت» است و نگاه عالمانه و حکیمانه به این ویژگی‌ها، روشن می‌کند که همه آنها نعمت و رزق الهی است.

ایشان با استناد به آیات قرآن شریف مبنی بر انفاق رزق الهی تأکید کردند: رزق دانش و نخبگی را باید در راه خدا و برای خیر بندگان خدا انفاق کرد و آن را در خدمت حال و آینده «جامعه، ملت و کشور» قرار داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نخبگان جوان خاطرنشان کردند: اگر نعمت الهی نخبگی را انفاق کنید، هدایت پروردگار نیز شامل حالتان می‌شود، یعنی هم ویژگی‌های نخبگی در شما بیشتر خواهد شد و هم خداوند شما را به عرصه‌هایی هدایت می‌کند که به علم و دانش شما نیاز حقیقی وجود دارد.

رهبر انقلاب، حضور تأثیرگذار شهید چمران در دفاع مقدس و فعالیت شهید شهریاری در عرصه هسته‌ای را دو مصداق از انفاق نخبگی برای جامعه و کشور و «دو نمونه بارز هدایت الهی نخبگان» خواندند.

ایشان با اشاره به پیشرفت‌های علمی کشور در یک دهه اخیر، بار دیگر استمرار حرکت علمی پرشتاب را نیازی واقعی برشمردند و افزودند: همان‌گونه که در حکم اخیر شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تأکید شد حرکت علمی نباید به هیچ دلیلی دچار وقفه شود چون هر وقفه‌ای، عقب‌گرد به‌همراه می‌آورد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مسابقه جهانی و پرسرعت ملت‌ها و کشورها در عرصه علم و دانش را یادآور شدند و افزودند: با وجود شتاب پیشرفت‌های علمی، عقب ماندگی‌ها به‌قدری زیاد است که ایران هنوز نتوانسته به جایگاه شایسته‌اش دست یابد، بنابراین لازم است حرکت علمی با همه لوازم و ضرورت‌ها از جمله تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان و اقتصاد دانش‌بنیان ادامه یابد.

ایشان نجات کشور و آینده روشن ملت را در گروی تقویت بنیه علمی دانستند و خاطرنشان کردند: همان‌گونه که رئیس بنیاد نخبگان به‌درستی گفت در اقتصاد متکی بر منابع زیرزمینی، هیچ نیازی به شناسایی، جذب و فعالیت نخبگان احساس نخواهد شد و کشور هم عملاً پیشرفت حقیقی نخواهد داشت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اداره کشور بر مبنای فروش ذخایر زیرزمینی را به «بچه‌پولداری ملی» تشبیه کردند و افزودند: بچه‌پولدارها، قدر پول خود را نمی‌دانند و آن را بیهوده خرج می‌کنند که اداره کشور برمبنای فروش نفت خام نیز، شبیه همین ماجراست.

رهبر انقلاب، اتکای برنامه‌ریزی اقتصادی کشور به درآمدهای نفتی را سپردن اقتصاد ایران به سیاست‌گذاران کلان جهانی خواندند و با اشاره به نوسانات شدید قیمت بین‌المللی نفت افزودند: کشوری که اقتصاد خود را این‌گونه برنامه‌ریزی کند، آینده‌اش معلوم است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به واقعیات یادشده تأکید کردند: ایران به‌جای تکیه بر درآمدهای نفتی باید با اتکای به نیروهای درونی و ذخائر روی زمین یعنی هوش و استعداد جوانان و تولید علم و دانش اداره شود که در این صورت هیچ قدرتی در دنیا قادر نخواهد بود اقتصاد کشور را به بازی بگیرد.

رهبر انقلاب همچنین با اشاره به ضرورت تفکیک تولید علم با تولید مقاله، افزودند: البته تولید مقالات مرجع و باارزش علمی باارزش است اما این همه قضیه نیست.

ایشان توصیه کردند مقالات علمی تولید شده به ثبت ابداع بینجامد و ناظر به نیازهای درونی کشور باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تلاش برای پیشرفت علمی را مسئولیت همه دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها خواندند و افزودند: نقشه جامع علمی کشور می‌تواند وظایف همه بخش‌ها را در این روند مشخص کند.

رهبر انقلاب در جمع‌بندی این بخش از سخنانشان افزودند: باید با تلاش برنامه‌ریزی شده همه دستگاه‌ها، یک زنجیره کامل و یک شبکه عظیم تولید علم ایجاد شود که همه بخش‌ها و اجزای آن مکمل یکدیگر باشند و هم‌افزایی کنند.

ایشان با توصیه به نخبگان جوان برای تقویت ارتباط با پروردگار کریم افزودند: دل‌های پاک و نورانی شما جوانان، عامل ارزشمندی در جلب رضایت و افزایش نعمات الهی است.

رهبر انقلاب همچنین با تحسین سخنان بسیار خوب ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، افزودند: پدر شهید ایشان نیز علاوه بر نخبگی در ذهن و فکر و عملیات، از لحاظ انگیزه و ایمان و حضور در صحنه‌های دشوار نیز حقیقتاً یک نخبه بود.

در ابتدای این دیدار ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، در سخنانی برخورداری از ایمان، اعتماد به نفس، اخلاص، از خودگذشتگی و میهن‌دوستی را از خصوصیات برجسته نخبگان کشور برشمرد و افزود: نخبگان به میهنی که برایشان هزینه داده، مدیون هستند و نخبه کسی است که برای مردم و کشورش بیشترین داشته‌های خود را هزینه کند.

رئیس بنیاد ملی نخبگان هدف اصلی این بنیاد را توانمندسازی نخبگان خواند و با اشاره به لزوم اصلاح برخی روش‌ها در اقتصاد کشور، گفت: در یک اقتصاد نفتی که پایه‌های تولید ثروت بر اساس نفت خام، منابع زیرزمینی و معادن است، نخبگان پرورش نمی‌یابند.

معاون علمی رئیس‌جمهور با بیان اینکه نخبگان کشور در کوتاه‌مدت می‌توانند جهت‌گیری اقتصادی کشور را تغییر دهند، افزود: جهت‌گیری اقتصادی کشور باید به‌سمت اقتصاد دانش‌بنیان تغییر یابد و این کار تنها با ابتکار و تلاش امکان‌پذیر خواهد بود.

ستاری، اصلاح آیین‌نامه‌های بنیاد ملی نخبگان، چهار برابر شدن ورودی‌های این بنیاد از مهرماه سال جاری، اجرای طرح شهاب با همکاری وزارت آموزش و پرورش، تحول جدی در حوزه فرهنگی بنیاد ملی نخبگان، استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور و برنامه‌ریزی برای تربیت دانشمندان در حوزه‌های مورد نیاز کشور را از جمله فعالیت‌ها و برنامه‌های بنیاد ملی نخبگان اعلام کرد.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱ آبان ۱۳٩۳

بیش از نیم قرن مجاهدت آیت الله مهدوی کنی

حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی در مورخ ۲۹ مهر ۱۳۹۳ پس از چند دهه مجاهدت در راه خدا به رحمت ایزدی پیوست.

بی‌‌‌‌‌‌‌شک یکی از مؤثرترین گروه‌‌‌‌‌‌‌ها در بروز تحولات سیاسی-اجتماعی کشور، گروه روحانیون است. این قشر با مبارزات، فعالیت‌‌‌‌‌‌‌ها و خدمات سیاسی خود در چند صد سال اخیر، افتخارات زیادی را در عرصه‌‌‌‌‌‌‌های گوناگون برای کشور به ارمغان آورده‌اند. آیت‌‌‌‌‌‌‌الله محمدرضا مهدوی کنی، یکی از این مفاخر بزرگی است که در بسیاری از عرصه‌های سیاسی، انقلابی و اجتماعی خوش درخشیده بودند.

این روحانی بزرگ که قبل از انقلاب از فعالان و مبارزان انقلاب اسلامی و از پیروان و شاگردان امام (ره) نیز بودند، مبارزات خود را از یکی از مساجد تهران آغاز کردند و نقش بزرگی در تربیت جوانان در مسیر مبارزه داشتند. مبارزات ایشان تا جایی پیش رفت که به دلیل مبارزات علیه رژیم پهلوی، چندین بار دستگیر شدند و به زندان افتادند. فعالیت‌‌‌‌‌‌‌ها و خدمات این عالم بزرگ بعد از انقلاب نیز تداوم یافت؛ به‌طوری‌که با تشکیل کمیته‌ی انقلاب از سوی امام (ره)، به‌عنوان اولین فرمانده‌ی این کمیته منصوب شدند و خدمات ارزنده‌ای در این زمینه ایفا نمودند.

از سمت های حساس و خطیری که ایشان بعد از انقلاب عهده‌دار آن بودند، می‌‌‌‌‌‌‌توان به کفیل نخست‌وزیر و نیز تصدی وزارت کشور اشاره کرد. ایشان همچنین یکی از اعضای اصلی مجمع روحانیت مبارز، شورای انقلاب، مجمع تشخیص مصلحت و... بودند. علاوه بر فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی، در عرصه‌ی فرهنگی نیز ایشان یکی از بانیان اصلی دانشگاه امام صادق (ع) بوده و ریاست آن را نیز برعهده داشتند. این نوشته‌ی کوتاه نگاهی دارد به فعالیت‌ها و خدمات این عالم ربانی قبل و بعد از انقلاب.

مبارزات و فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی قبل از انقلاب

آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی در 14 مرداد 1310 در روستای کن در حومه‌ی تهران متولد شدند. ایشان پس از طی دوران ابتدایی، وارد یکی از مدارس علمیه‌ی تهران گردیدند و در نزد اساتیدی چون آیت‌‌‌‌‌‌‌الله برهان، علامه طباطبایی، آیت‌‌‌‌‌‌‌الله العظمی بروجردی، امام خمینی و... در بهره‌گیری از علوم فقه، تفسیر و حکمت بهره‌ی فراوان بردند. وی با ورود به حوزه‌ی علمیه با دیدگاه‌‌‌‌‌‌‌های حضرت امام خمینی (ره) آشنا گردید و روش سیاسی حضرت امام خمینی (ره) را برگزید.

هرچند ایشان برای اولین‌بار در سن هجده‌سالگی (1328 شمسی) در اردستان دستگیر و زندانی شدند، اما نقطه‌ی آغاز مبارزات و فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی ایشان را باید سال 1342 دانست. در این سال، آیت‌‌‌‌‌‌‌الله کنی امامت جماعت یک مسجد جدید‌التأسیس در تهران را پذیرفتند. این مسجد، مسجد جلیلی واقع در میدان فردوسی بود که «پناهگاه و ملجأ مبارزان به‌شمار می‌‌‌‌‌‌‌رفت و آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی، از شاگردان دیرین امام راحل، توانسته بود با شیوه‌‌‌‌‌‌‌ی مؤثر و کارآمد خویش، با بخش زیادی از جوانان انقلابی، ارتباطی صمیمی برقرار سازد.»[1]

آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی از این طریق توانستند نقش بزرگی را در هدایت و تربیت جوانان ایفا کنند. فعالیت ایشان در این مسجد نه تنها شامل مسائل سیاسی، که شامل مسائل اجتماعی نیز می‌‌‌‌‌‌‌شد. همین امر و تداوم فعالیت‌‌‌‌‌‌‌ها و مبارزات ایشان، علیه حکومت پهلوی، باعث دستگیری‌های مجدد و‌ تبعید و زندانی ‌شدن ایشان گردید و تا پیروزی انقلاب به دفعات متعدد نیز ادامه یافت.

ایشان ارتباط و ارادت خاصی به امام راحل نیز داشتند؛ «به‌طوری‌که به گفته‌‌ی خود ایشان اولین دستگیری وی مرتبط با بردن نام امام بود و بعد از فوت آیت‌‌‌‌‌‌‌الله بروجردی نیز ایشان مرجعی جز امام را معرفی نکردند.» [2] از دیگر فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های آیت‌‌‌‌‌‌‌الله کنی در قبل از انقلاب می‌‌‌‌‌‌‌توان به نقش وی در تشکیل جامعه‌‌‌‌‌‌‌ی روحانیت مبارز اشاره کرد.

 تلاش برای تأسیس جامعه‌ی روحانیت مبارز

جامعه‌‌‌‌‌‌‌ی روحانیت مبارز نهادی است دینی، فرهنگی و سیاسی که با انگیزه‌ای دینی و با شعار حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت. زمان تشکیل جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران به سال 56 که هم‌زمان با اوج‌گیری مبارزات انقلابی مردم بود، بازمی‌‌‌‌‌‌‌گردد. این نهاد با تأکید امام تشکیل گردید و آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی نیز یکی از مؤسسین اصلی این جامعه بودند. جامعه‌ی روحانیت مبارز بعد از انقلاب نیز با رهبری آیت‌‌‌‌‌‌‌الله کنی، همواره نقش مهمی برای جامعه‌ی روحانیت ایفا کرده است؛ به‌گونه‌‌‌‌‌‌‌ای که امروز جامعه‌ی روحانیت با اسم ایشان مقارن شده است. در حال حاضر، جامعه‌ی روحانیت مبارز مهم‌ترین حزب اصول‌گرای ایران است.

کمیته‌ی استقبال از امام

آیت‌الله مهدوی کنی در شکل‌گیری کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی استقبال نقش داشتند و از اعضای اصلی آن نیز محسوب می‌‌‌‌‌‌‌شدند. کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی استقبال با بازگشت امام به ایران در آستانه انقلاب و با هدف اصلی حفاظت از جان امام شکل گرفت. «با حتمی شدن بازگشت امام و مشخص شدن روز ورود ایشان، نیروهای انقلاب به‌منظور مقدمات ورود امام به فکر سازمان‌دهی امور افتادند. لذا کمیته‌ای را تأسیس کردند که به کمیته‌ی استقبال از امام معروف گشت که مهم‌ترین وظیفه‌ی این کمیته، تهیه‌ی برنامه‌ی استقبال و برنامه‌ریزی برای اجرای آن بود و حساس‌ترین بخش این برنامه نیز حفظ امنیت جانی امام در فرودگاه و در طول مسیر حرکت ایشان از فرودگاه تا بهشت زهرا بود.»[3]

فعالیت‌های آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی تنها به دوران قبل از انقلاب محدود نماند، بلکه ایشان بعد از انقلاب نیز در بسیاری از عرصه-های سیاسی و فرهنگی فعال بودند، از جمله:

- شورای انقلاب

ایده‌ی شکل‌‌‌‌‌‌‌گیری شورای انقلاب به آذرماه 1357 برمی‌‌‌‌‌‌‌گردد که در جریان سفر شهید مطهری به پاریس با امام مطرح گردید. امام خمینی در 22 دی‌ماه 1357 پیامی بدین شرح صادر کرد: «به‌موجب حق شرعی و براساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی، مرکب از افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد.»[4]

این شورا در زمان پیروزی انقلاب و نیز بعد از انقلاب یکی از ارکان مهم اجرایی انقلاب محسوب می‌‌‌‌‌‌‌شد و توانست در زمان انقلاب تصمیمات بزرگی از جمله تعیین نخست‌وزیر برای دولت موقت، تشکیل کمیته انقلاب و... اتخاذ کند. آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی یکی از پنج روحانی بود که توسط امام به عضویت شورا درآمدند و هسته‌‌‌‌‌‌‌ی اصلی شورای انقلاب را تشکیل می‌دادند. از آنجا که شورا مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌های خطیر و حساسی را برعهده داشت، انتخاب افرادی چون آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی نشان‌دهنده‌ی عمق اعتماد و اطمینان امام به این عالم بزرگ بود. شخص امام اعضای این نهاد را این‌گونه معرفی کرده بودند: «افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق.»[5]

- کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی انقلاب

از دیگر نهاد‌‌‌‌‌‌‌های مهمی که در زمان انقلاب شکل گرفت، کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی انقلاب بود. از آنجا که بعد از پیروزی انقلاب، فضای کشور ناامن بود. این نهاد با هدف تأمین امنیت و مدیریت بحران‌‌‌‌‌‌‌های موجود شکل گرفت. سرپرستی کمیته‌ی مرکزی انقلاب اسلامی به‌عنوان اولین نهاد انقلابی برای حفظ انقلاب به پیشنهاد آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مطهری و دستور امام به آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی سپرده شد.

« کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی مرکزی در بهارستان بود و هر کدام از مناطق نیز یک کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی اصلی و چند کمیته‌‌‌‌‌‌‌ی فرعی داشت.»[6] آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی به‌خوبی توانستند از طریق این کمیته بسیاری از بحران‌‌‌‌‌‌‌های امنیتی را که در شرف اتفاق بود، مهار نمایند.

- وزارت کشور

از دیگر فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های مهم و خطیر آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی می‌‌‌‌‌‌‌توان به تصدی وزارت کشور در کابینه‌ی شهیدان رجایی و باهنر (سال‌های 58 تا 60) اشاره کرد. ایشان خود در خصوص ماجرای تصدی وزارت کشور ‌فرمودند: «بالأخره مرحوم شهید بهشتی، جناب آقای هاشمی و دیگران گفتند که آقای مهدوی این مسئولیت را بپذیرد. به من گفتند شما قبول می‌‌‌‌‌‌‌کنید؟ دلیل آن‌ها این بود که مدیریت آقای مهدوی در کمیته خوب بوده و در زمینه‌‌‌‌‌‌‌ی برقراری امنیت تجربه دارند. دقیق یادم می‌‌‌‌‌‌‌آید که آقایان می‌‌‌‌‌‌‌گفتند: چون ایشان کمیته را خوب اداره کرده، می‌تواند وزارت کشور را نیز اداره کند؛ چراکه وزرات کشور هم با نیروهای انتظامی ارتباط دارد...»[7]

حضرت امام نیز در خصوص ماجرای تصدی ایشان بر وزارت کشور فرمودند: «وزارت کشور از وزارتخانه‏هاى بسیار وسیع است و بحمدالله در رأسش هم آقاى مهدوى واقع شدند که خوب ما از سابق ایشان را ارادت داشتیم و حالا هم ارادت داریم و بعدها هم ارادت خواهیم داشت به ایشان...»[8]

 - کفیل نخست‌وزیر

آیت الله مهدوی کنی از 11 شهریور تا 7 آبان 1360 و پس از شهادت رجایی و باهنر، کفیل نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران بود. بعد از شهادت باهنر و رجایی در پی بمب‌گذاری در دفتر نخست‌وزیری در 8 شهریور، شورای موقت ریاست‌جمهوری تشکیل شد و آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی را به نخست‌وزیری برگزید. آیت‌‌‌‌‌‌‌الله کنی که هم‌زمان پست وزارت کشور را نیز برعهده داشت، کابینه‌ی موقت خود را تشکیل داد و وزرا را به مجلس معرفی کرد و توانست رأی اعتماد بگیرد. سپس علی‌اکبر ناطق نوری جایگزین مهدوی کنی در وزارت کشور شد.

- دانشگاه امام صادق (ع)، از تأسیس تا ریاست

 ایده‌ی شکل‌‌‌‌‌‌‌گیری دانشگاه امام صادق (ع) به قبل انقلاب بازمی‌‌‌‌‌‌‌گردد. در آن زمان، روحانیونی چون آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی، آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مطهری، آیت‌‌‌‌‌‌‌الله دکتر بهشتی و... اندیشه‌ی تأسیس یک دانشگاه اسلامی را در سر داشتند که مسیر اندیشه‌ بعد از انقلاب هموار و میسر گردید و نخستین دانشگاه اسلامی در سال 1361 و در زمان انقلاب فرهنگی تأسیس شد و شروع به کار کرد. آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی که از ایده‌پردازان اصلی این دانشگاه بودند، خدمات ارزنده‌‌‌‌‌‌‌ای را در این عرصه ایفا کردند و اغراق نیست اگر که گفته شود دانشگاه امام صادق (ع) از افتخارات آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی است. ریاست این دانشگاه تا انتهای عمر پر برکتشان بر عهدی وی بود.

 - ریاست مجلس خبرگان

 مجلس خبرگان رهبری یکی از نهادهای مهم کشور است که در سال 1361 با تعیین رهبر تأسیس گردید. اعضای این مجلس منتخب مردم هستند. در زمان تأسیس این مجلس، آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مشکینی به‌عنوان اولین رئیس مجلس خبرگان انتخاب گردید و بعد از فوت ایشان در سال 1386، این سمت به آقای هاشمی رفسنجانی رسید. اما در سال 1388 با بروز برخی تغییرات و حوادث سیاسی، اعضای خبرگان رهبری تصمیم به انتخاب رئیس جدید برای این مجلس گرفتند. شخص مورد اعتماد اعضای خبرگان رهبری، آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی بود که بعد از انصراف آقای هاشمی از نامزد شدن برای ریاست خبرگان، تحقق پذیرفت. این انتخاب مورد رضایت آیت‌الله خامنه‌ای نیز واقع گردید. ایشان بعد از این اتفاق فرمودند: «آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی از ابتدای انقلاب تا امروز در همه‌ی عرصه‌ها، از جمله روحانیت، سیاست، مسائل جاری کشور، حوزه و دانشگاه و دیگر عرصه‌ها، شخصیت برجسته و بارزی بوده‌اند.»

جمع‌بندی

به‌طور کلی فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی برای جمهوری اسلامی آن‌قدر ارزنده و فراوان است که توضیح کامل آنان در این نوشته کوتاه نمی‌‌‌‌‌‌‌گنجد. ایشان علاوه بر سمت‌‌‌‌‌‌‌هایی که به آنان اشاره گردید، از فقهای شورای نگهبان و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بوده و در بسیاری از امور همچون سازمان بهزیستی کشور، ستاد انقلاب فرهنگی و... نماینده‌‌‌‌‌‌‌ی امام راحل بودند. ایشان  دبیرکل جامعه‌ی روحانیت مبارز بودندو تولیت حوزه‌ی علمیه‌ی مروی به همراه موقوفات وابسته، به حکم امام خمینی (ره) را نیز برعهده داشتند.

در نهایت باید گفت مرور کارنامه‌‌‌‌‌‌‌ی فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی و فرهنگی آیت‌‌‌‌‌‌‌الله مهدوی کنی به‌خوبی تعهد و ارادت خاص ایشان را به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نشان می‌‌‌‌‌‌‌دهد. این عالم بزرگ، قبل از انقلاب با افکار خود توانستند نقش بزرگی را در هدایت جوانان به مسیر مبارزه و نیز جذب آنان به آرمان‌‌‌‌‌‌‌های انقلاب ایفا نمایند. عزم ایشان در مبارزه با رژیم شاهنشاهی در حدی بود که منجر به زندانی شدن و شکنجه‌ی وی نیز گردید. ایشان بعد از انقلاب نیز در بسیاری از نهادهای سیاسی و فرهنگی کشور خدمت کردند و در بسیاری از موارد، خود بانی و مؤسس بسیاری از آن نهادها بودند. به‌راستی که وی یکی از بزرگ‌ترین مفاخر و شخصیت‌‌‌‌‌‌‌های مؤثر در چند دهه‌ی اخیر بودند.*

پی‌نوشت‌ها

[1] مهدوی کنی، محمدرضا (1387)،بر حفظ مرزهای اعتقادی حساس بودیم (یادها و یادگارهایی از زندان اوین در آئینه خاطرات آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی)، شاهد یاران، شماره‌ی 39، ص 16.

[2] همان.

[3] خاطرات و مبارزات شهید محلاتی (1375)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ص 106.

[4] صحیفه‌ی نور، ج 4، ص 207و 208.

[5] صحیفه‌ی امام (ره)، ج ‏5، ص 426 و 427.

[6] قیصری، مهدی، خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین سید محسن موسوی فرد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 138.

[7] خواجه سروی، غلامرضا (1385)، خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی، ص 276.

[8] صحیفه‌ی امام (ره)، ج 15، ص 124.

منبع:برهان

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳

پیام تسلیت امام خامنه ای (مدظله العالی)در پی درگذشت حضرت آیت‌الله مهدوی کنی

در پی ارتحال عالم مجاهد و پارسا حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی رضوان‌الله‌علیه، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیتی با اشاره به نقش‌آفرینی شجاعانه‌ی این یار صادق و وفادار امام بزرگوار در همه عرصه‌های مهم کشور تأکید کردند: این انسان بزرگ و پرهیزگار، همه جا و همه وقت در موضع یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر شد و همه‌ی وزن وزین خود را در همه‌ی حوادث این سال‌ها در کفه‌ی حق و حقیقت نهاد.

متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با تأسف و تأثر اطلاع یافتیم که عالم مجاهد و پارسا حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنیرضوان‌الله‌علیه دار فانی را وداع گفته و دوستان و ارادتمندان خود را داغدار کرده است. این عالم بزرگوار از جمله‌ی نخستین مبارزان راه دشوار انقلاب و از چهره‌های اثرگذار و یاران صمیمی نظام جمهوری اسلامی و از وفاداران غیور و صادق امام بزرگوار بود و در همه‌ی عرصه‌های مهم کشور در دوران انقلاب شجاعانه و با صراحت تمام نقش‌‌آفرینی کرد. از عضویت در شورای انقلاب و سپس تشکیل کمیته‌های انقلاب در آغاز تأسیس نظام اسلامی تا تصدی وزارت کشور و سپس قبول نخست وزیری در یکی از سخت‌ترین دوران‌های جمهوری اسلامی، و تا ورود در عرصه‌ی تولید علم و تربیت جوانان صالح و تأسیس دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) و تا امامت جمعه تهران و سرانجام ریاست مجلس خبرگان، همه جا و همه وقت در موضع یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر شد و هرگز ملاحظات شخصی و انگیزه‌های جناحی و قبیله‌ئی را به حیطه‌ی فعالیت‌های گسترده و اثرگذار خود راه نداد. این انسان بزرگ و پرهیزگار، همه‌ی وزن وزین خود را در همه‌ی حوادث این دهها سال در کفه‌ی حق و حقیقت نهاد و در دفاع از راه و سیره‌ی انقلاب و نظام، کوتاهی نورزید. رحمت و رضوان الهی بر روان پاک او باد.

اینجانب به خاندان گرامی و برادر عالیقدر ایشان، و به مردم ایران و روحانیت عظیم الشأن و همه‌ی ارادتمندان و شاگردان و دست‌پروردگان آن مرحوم صمیمانه تسلیت می‌گویم و علو درجات وی را از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.

سید علی خامنه‌ای

13۹۳/۷/۲۹

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۳

تاتو (خالکوبی) چیست؟

قرار گرفتن مواد رنگی با منشاء خارجی در زیر پوست باعث تغییرات رنگی می شود که این حرکات را خالکوبی یا تاتو می نامیم .

انجام تاتو یا خالکوبی می تواند به دلیل یک رفتار فرقه ای و مذهبی و یا به خاطر زیبایی و یا جهت یک عقیده خاص و خیابانی باشد .


انجام خالکوبی با توجه به احتمال انتقال بیماری ها، در هیچ آرایشگاه و مرکزی مجاز نیست و خلاف قانون است. اقداماتی مثل خالکوبی یک کار شبه‌ درمانی است و باید با نظارت پزشک متخصص انجام شود.

تاتو هم نوعی خالکوبی به حساب می‌آید، اما اگر در حضور پزشک متخصص صورت بگیرد و نکات بهداشتی آن رعایت شود، مشکلی ندارد.

در صورتی که خالکوبی توسط افرادی صورت گیرد که به اصول بهداشتی و پزشکی آگاه نیستند، انواع بیماری‌های عفونی واگیردار و بیماری‌های پوستی از این طریق منتقل خواهند شد.

 

در این قسمت برای تکمیل بحث از نظر فقهی نظر بعضی مراجع عظام را در این مورد جویا شدیم که به این شرح است:

آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

سوال: خالکوبى چه حکمى دارد و آیا براى غسل و وضو مشکلى ایجاد مى کند؟

 هرگاه ضرر خاصّى براى بدن نداشته باشد عکسهاى موجب فساد اخلاق در آن نباشد جایز است و در هرحال براى وضو و غسل مشکلى ایجاد نمى کند.

سوال: آیا خالکوبی در اسلام حرام است؟ چرا؟

 حرام نیست مگر اینکه عکس های مستهجن باشد و یا اسامی مقدس که در حال عدم وضو یا جنابت مایه اشکال شود.

آیة الله خامنه ای(دام ظله):

سوال: حکم حضرتعالى درباره تاتو کردن ابرو براى زنان چیست؟

ج) مانع ندارد، و اگر در نظر عرف زینت محسوب مى‌شود باید از نامحرم بپوشانند.

به طور کلی حکم خالکوبی براساس فتوای آیة الله خامنه ای مدظله العالی چنین است:

« خالکوبی حرام نیست و اثری که از آن در زیر پوست می گذارد مانع از رسیدن آب نیست و وضو و غسل

 با آن صحیح است.»

 آیة الله سیستانی(دام ظله):

سۆال: کاشتن ابرو برای زنان اشکال دارد یا خیر؟

جواب: کاشتن ابرو به جهت وضو و غسل اشکال دارد ولی خالکوبی کردن آن مانعی ندارد ....

سۆال: ایا داشتن خالکوبی بر روی بازو برای گرفتن وضو ایجاد اشکال می کند؟ چنانچه جواب مثبت است لطفا راهنمایی بفرمائید چه باید کرد؟

جواب: ایجاد اشکال نمی کند.

سۆال: آیا خانمهایی که دارای تاتو بر روی ابروهای خود می باشند می توانند به حج بروند؟

جواب: اشکال ندارد و به حج ضرری نمیرساند.

سۆال: تاتو کردن ابروها چه حکمی دارد ؟

جواب: مانعی ندارد ولی اگر زینت شمرده شود باید زنان از نامحرم آن را بپوشاند.

سۆال: تاتوکردن ابروها و لبها چه حکمی دارد؟

جواب: اشکال ندارد ولی زنها باید ان را چنانچه عرفا زینت حساب شود باید از نامحرم بپوشانند.

منبع :

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=216280

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳

براى پیامبر خدا (ص) دو شتر بزرگ آوردند. حضرت به اصحاب فرمود: آیا در میان شما کسى هست دو رکعت نماز بخواند که در آن هیچ گونه فکر دنیا به خود راه ندهد، تا یکى از این دو شتر را به او بدهم این فرمایش را چند بار تکرار فرمود، کسى از اصحاب پاسخ نداد، امیرالمؤمنین (ع) به پاخواست و عرض کرد: یا رسول الله !من مى توانم آن دو رکعت نماز را بخوانم .

پیامبر  فرمود: بسیار خوب به جاى آور!

امیرالمؤمنین (ع) مشغول نماز شد، هنگامى که سلام نماز را داد جبرئیل نازل شد، عرض کرد: خداوند مى فرماید یکى از شترها را به على بده !

رسول خدا (ص) فرمود: شرط من این بود که هنگام نماز اندیشه اى از امور دنیا را به خود راه ندهد.

جبرئیل گفت، خداوند مى فرماید: هدف على این بود که کدام شتر چاقتر است او را بگیرد، بکشد و به فقرا بدهد، اندیشه اش براى خدا بود، نه براى خودش بود و نه براى دنیا.

آنگاه پیامبر (ص) به خاطر تشکر از على(ع)  هر دو شتر را به او داد.

خداوند نیز در ضمن آیه اى از آن حضرت قدردانى نموده ، فرمود:

«ان فى ذلک لذکرى لمن کان له قلب او القى السمع وهو شهید»

سپس رسول خدا  فرمود: هر کس دو رکعت نماز بخواند و در آن اندیشه اى از امور دنیا به خود راه ندهد، خداوند از او خشنود شده و گناهانش را مى آمرزد.

بحار الانوار ج 36، ص 191

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩۳

واقعه غدیر در کلام شهید مطهری

قدیمی ترین کتاب تاریخى اسلام از کتاب هاى تاریخ عمومى اسلامى و از معتبرترین کتاب هاى تاریخ اسلامى که شیعه و سنى آن را معتبر مى‏ شمارند کتاب تاریخ یعقوبى است.

نظر استاد شهید مطهرى درباره هر مساله اسلامى، آینه اسلام ناب محمدى(ص) است که با دلیل استوار و عبارات رسا و زیبا بیان کرده است. عمده مباحث استاد درباره غدیر، در کتاب پر برگ و بار «امامت و رهبرى‏» ذکر شده است . به مناسبت عید غدیر به نقطه نظرات این اسلام شناس شهید و مرزبان فرهنگ علوی می پردازیم.واقعه غدیر در کلام شهید مطهری

غدیر و آینه تبلیغ

استاد مطهری، در بحث «امامت در قرآن‏» به آیات مورد استدلال شیعه، توجه کرده و بعد از ذکر و شرح آیه «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون.‏» (مائده/ 55) به تفسیر آیه تبلیغ پرداخته و مى‏ نویسد:

«... از آیاتى که در این مورد در سوره مائده وارد شده یکى این آیه است: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ( مائده/‏67) اینجا لحن، خیلى شدید است: اى پیامبر! آنچه را که بر تو نازل شد تبلیغ کن و اگر تبلیغ نکنى رسالت الهى را تبلیغ نکرده ‏اى.

مفاد این آیه آنچنان شدید است که مفاد حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة‏.» اجمالا خود آیه نشان مى ‏دهد که موضوع آنچنان مهم است که اگر پیغمبر تبلیع نکند، اصلا رسالتش را ابلاغ نکرده است.

سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سوره ‏اى است که بر پیغمبراکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است که بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده که پیغمبر(ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مکه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال مى‏کند: این دستورى که جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است که اگر پیغمبر آن را ابلاغ نکند، همه گذشته‏ ها کان لم یکن [هیچ و پوچ] است چیست؟

یعنى شما نمى‏توانید موضوعى نشان بدهید که مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد که اگر ابلاغ نشود هچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما مى‏گوییم آن موضوع، مساله امامت است که اگر نباشد، همه چیز کان لم یکن است، یعنى شیرازه اسلام از هم مى‏پاشد. به علاوه شیعه از کلمات و روایات خود اهل تسنن، دلیل مى ‏آورد که این آیه در غدیر خم نازل شده است.» (1)

غدیر و آیه اکمال دین

شهید مطهرى آیه اکمال را این چنین تفسیر مى‏ نماید:

«در همان سوره مائده، آیه« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا» (مائده/‏3)؛ امروز دین را به حد کمال رساندم و نعمت را به حد آخر، تمام کردم، امروز است که دیگر اسلام را براى شما به عنوان یک دین پسندیدم، نشان مى‏ دهد که در آن روز، جریانى رخ داده که آن قدر با اهمیت است که آن را مکمل دین و متمم نعمت ‏خدا بر بشر شمرده است و با بودن آن، اسلام، اسلام است و خدا این اسلام را همان مى ‏بیند که مى ‏خواسته و با نبودن آن، اسلام، اسلام نیست. شیعه به لحن این آیه که تا این درجه براى این موضوع اهمیت قائل است استدلال مى‏ کند و مى‏ گوید: آن موضوعى که بتواند نامش مکمل دین و متمم نعمت و آن چیزى باشد که با نبودنش، اسلام، اسلام نیست، چه بوده است؟ مى‏ گوید ما مى ‏توانیم موضوعى را نشان بدهیم که در آن درجه از اهمیت‏ باشد ولى شما نمى ‏توانید. به علاوه روایاتى هست که تایید مى‏کند این آیه هم در همین موضوع [غدیر خم] وارد شده است.» (2)

مراد از «الیوم‏» چه روزى است؟

درباره این که مقصود از«الیوم‏» در آیه اکمال دین، چه روزى است، استاد مطالبى پر بار و پر دامنه (3) عرضه مى‏دارد و به نقد و بررسى آراء در این موضع مى‏پرازد. او بعد از ذکر و نقد آراء دیگر (1- روز بعثت 2- روز فتح مکه ‏3- روز قرائت ‏سوره برائت) به بیان و استدلال شیعه پراخته و مى‏گوید:

«... استدلال شیعیان یکى از جنبه تاریخى است که مى‏گویند وقتى ما مى‏بینیم در لفظ آیه: "الیوم اکملت لکم دینکم" این مطلب نیست که «امروز» کدام روز است، به تاریخ و شان نزول ها مراجعه مى‏کنیم در نتیجه مى‏بینیم [که روایات] نه یکى، نه دو تا و نه ده تا بلکه به طور متواتر مى‏ گوید: این آیه در روز غدیر خم نازل شد که پیغمبر(ص)، على(ع) را به جانشینى خودش نصب کرد.  ولى آیا قرائنى که در خود آیه هست، همین را که تاریخ تایید مى‏ کند، تایید مى‏ نماید یا نه؟ [مى‏بینیم که تایید مى‏کند] آیه این است: "الیوم یئس الذین کفروا من دینکم"؛ امروز( یا بگوییم آن روز) کافران از دین شما مایوس شدند. این را ما ضمیمه مى ‏کنیم به یک سلسله آیات دیگرى در قرآن که مسلمین را تحذیر مى‏کند، مى ‏ترساند و مى گوید کافران دائما نقشه مى‏ کشند و دوست دارند که شما را از دینتان برگردانند و علیه دینتان اقدام مى‏ کنند... از طرف دیگر مى‏ بینیم در آن آیه مى‏ گوید ولى امروز دیگر مایوس شدند، از امروز دیگر فعالیت کافران علیه دین شما به پایان رسید "فلا تخشوهم" دیگر از ناحیه آنها بیمى نداشته باشید "واخشون" از من بترسید! ...

پس معنى" الیوم یئس الذى کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون" این است که دیگر کافرهاى بیرون جامعه اسلامى [از این که دین شما را از بین ببرند] مایوسند، از ناحیه آنها دیگر خطرى براى عالم اسلامى نیست، از من بترسید، یعنى از خودتان بترسید. اى جماعت مسلمین! بعد از این اگر خطرى باشد آن است که خودتان با نعمت اسلام بد عمل بکنید، کفران نعمت ‏بکنید، آن استفاده‏اى را که باید ببرید نبرید، در نتیجه، قانون من در مورد شما اجرا شود: "ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم." از این روز، دیگر خطرى از خارج، جامعه اسلامى را تهدید نمى‏ کند[ زیرا، امام و حافظ نظام، تعیین شد] خطر از داخل تهدید مى‏ کند.» (4)

تواتر حدیث غدیر

استاد، یکى از ادله شیعه در امامت را تواتر حدیث غدیر شمرده و مى‏ نویسد:

«... [خواجه نصیر] مى‏ گوید:" و لحدیث الغدیر المتواتر"؛ حدیث غدیرى که متواتر است. متواتر در علم حدیث اصطلاحى است. تواتر یعنى [مقدار نقل خبر] فوق تبانى [بر دروغ] باشد. شیعه مدعى است که نقل خبر غدیر در حدى است که ما احتمال تبانى هم در آن نمى‏ توانیم بدهیم و بگوییم مثلا چهل نفر از صحابه پیغمبر تبانى کردند بر یک دروغ! خصوصا که بسیارى از ناقلان این خبر، جزء دشمنان على(ع) بوده یا از طرفداران ایشان شمرده نشده ‏اند... .» (5)

شهید مطهرى درباره این قسمت از روایت غدیر که «من کنت مولاه فهذا على(ع) مولاه‏» معتقد است که حتى شاید سنی ها هم نتوانند انکار کنند که متواتر است. (6)

حدیث غدیر در منابع تاریخى

در نظر استاد، گذشته از کتب روایى، حدیث غدیر  در بسیارى از کتب تاریخى هم ذکر شده است که آن کتب از منابع معتبر و مهم تاریخ شمرده مى ‏شوند:

" قدیمی ترین کتاب تاریخى اسلام از کتاب هاى تاریخ عمومى اسلامى و از معتبرترین کتاب هاى تاریخ اسلامى که شیعه و سنى آن را معتبر مى‏ شمارند کتاب تاریخ یعقوبى است. مرحوم دکتر آیتى هر دو جلد این کتاب را ترجمه کرده ‏اند، کتاب بسیار متقنى است و در اوایل قرن سوم هجرى نوشته شده است. ظاهرا بعد از زمان مامون و حدود زمان متوکل نوشته شده است. این کتاب که فقط کتاب تاریخى است و حدیثى نیست، از آن کتاب هایى است که داستان غدیر را نوشته است. کتاب هاى دیگرى که آنها را هم اهل تسنن نوشته‏ اند نیز حادثه غدیر خم را ذکر کرده‏ اند." (7)

غدیر در آیینه شعر

ادبیات و به ویژه شعر، آیینه تمام نماى فرهنگ جامعه است و حضور مساله‏اى در ادبیات هر زمانى، نشانه مطرح بودن آن مى‏ باشد. و غدیر در همه قرن ها در ادب و فرهنگ مردم حضور داشته است. استاد درباره توجه علامه امینى در الغدیر به این مساله مى ‏نویسد: " (الغدیر) از جنبه ادبى هم استفاده کرده است، چون در هر عصرى هر مطلبى که در میان مردم وجود داشته باشد، شعرا آن را منعکس مى ‏کنند... [علامه امینى] مى‏ گوید اگر مساله غدیر مساله ‏اى بود که به قول آنها مثلا در قرن چهارم به وجود آمده بود، دیگر در قرون اول و دوم و سوم، شعرا، این همه شعر، درباره ‏اش نگفته بودند. در هر قرنى ما مى ‏بینیم که مساله غدیر، جزء ادبیات آن قرن است. بنابراین، چگونه مى ‏توانیم این حدیث را انکار کنیم؟!" (8)

شرح حدیث غدیر

استاد، این حدیث را که حدیث هدایت و روشنایى است؛ این چنین ذکر و شرح مى‏ کند:

هنگامى که به غدیر خم که نزدیک جحفه است رسیدند، قافله را متوقف و اعلام کردند که مى‏خواهم درباره موضوعى با مردم صحبت کنم. (این آیه‏ها نیز در آنجا نازل شد.) بعد دستور داد که منبرى برایش درست کردند. از جحاز شتر و چیزهاى دیگر، مرکز مرتفعى ساختند. حضرت رفت ‏بالاى آن و مفصل صحبت کرد:

"الست اولى بکم من انفسکم؟ قالوا: بلى. آنگاه فرمود: من کنت مولاه فهذا على مولاه." بعد از این بود که این آیه نازل شد: "الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى..." اینها را در کتاب هایى مثل الغدیر یا ترجمه‏هاى آن نوشته‏اند. (9)

این مطلب گذری بود بر نظرات استاد شهید مرتضی مطهری (ره) که نسبت به امامت و عید غدیر بیان کرده بودند.

1-  ، چاپ دوم 1364 ش، صص 61 - 62.

2- امامت و رهبرى، صص 62 -63.

3- مطالب استاد در 20 صفحه ذکر شده است: امامت و رهبرى، صص 118 -137.

4- امامت و رهبرى، صص 132 -137.

5- همان، صص 104 - 105.

6- همان، ص‏113.

7- امامت و رهبرى، ص 130.

8- امامت و رهبرى، ص 101.

9- امامت و رهبرى، صص 130 - 132 و صص 84 - 85.

باشگاه خبرنگاران

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۳

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دو سال پیش در چنین روزهایی در دهه‌ی آخر مهرماه، به استان خراسان شمالی سفر کردند. ایشان در ابتدای ورود به این استان و پس از استقبال پرشور مردمی، در جمع اهالی بجنورد سخنرانی کردند و در بخشی از سخنانشان به تشریح دلیل اصلی دشمنی غرب با جمهوری اسلامی و رابطه‌ی مسائلی مانند تحریم و هسته‌ای با آن پرداختند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت دومین سالگرد سفر به بازخوانی بخشی از این بیانات می‌پردازد.

«...امروز دشمنان ما، رادیوها، بعضیها هم با اینها همزبان میشوند، هی مسئله‌ی تحریم را بزرگ میکنند، بزرگ میکنند. تحریم مال امروز و دیروز نیست؛ از اوائل، تحریم وجود داشته است. البته تشدید کردند، اثر نکرده؛ باز تدبیر دیگری اندیشیدند، اثر نکرده است. تحریم از اول بوده است. امروز دشمنان ما - چه دولت آمریکا، چه بعضی از دولتهای اروپائی - تحریم را مرتبط کرده‌اند به مسئله‌ی انرژی هسته‌ای. دروغ میگویند. آن روزی که اینها تحریمها را برقرار کردند، انرژی هسته‌ای در کشور نبود؛ صحبتش هم نبود. آنچه که اینها را از ملت ایران عصبانی میکند و به اینجور تصمیمها وادار میکند، سرافرازی ملت ایران است، گردنکشی ملت ایران است. این روحیه‌ی استقلال، این روحیه‌ی قدر خود شناختن، این روحیه‌ی عدم تسلیم که به برکت اسلام و قرآن در ملت ایران به وجود آمده، این است که آنها را عصبانی میکند؛ برای همین هم است که با اسلام بدند، برای همین هم است که به پیغمبر اسلام اهانت میکنند؛ میدانند که اسلام وقتی در یک کشوری رسوخ کرد، روحیه‌ی استقلال در آن کشور آنچنان خواهد بود که دیگر زیر بار آنها نمیرود. آنها افراد ضعیف و زبون را در رأس کشورها یا به دست می‌آورند یا منصوب میکنند، برای اینکه از آنها اطاعت کنند. وقتی جائی مثل کشور ما، مسئولین را مردم معین میکنند، حضور مردم در همه‌ی صحنه‌ها حضور برجسته‌ای است، آنها چه کار میتوانند بکنند؟ مردم مؤمن، مردم معتقد به مبانی اسلامی، مردم روحیه‌گرفته‌ی به برکت اسلام، در مقابل اینها کوتاه نمی‌آیند؛ لذا اینها هم عصبانی‌اند؛ حالا امروز اسمش را میگذارند انرژی هسته‌ای! وانمود میکنند که اگر ملت ایران از انرژی هسته‌ای صرفنظر کند، تحریمها برداشته میشود. دروغ میگویند. از روی بغض و کینه‌ای که دارند، تحریمهای غیر منطقی میکنند؛ تحریمهائی که همه‌ی عقلا و انسانهای باانصاف عالم وقتی نگاه میکنند، میبینند اینها کارهای غیر منطقی و در واقع وحشیانه است؛ این یک جنگِ با یک ملت است. البته در این جنگ هم به توفیق الهی مغلوب ملت ایران خواهند شد.

 البته مشکلاتی به وجود می‌آورند، بعضی از بی‌تدبیریها هم این مشکلات را افزایش میدهد - اینها هست - ولی اینها چیزی نیست که جمهوری اسلامی نتواند اینها را حل کند. به توفیق الهی، ملت ایران از همه‌ی این مشکلات عبور خواهد کرد. ملت ایران و مسئولین کشور از این بزرگترها و دشوارترهایش را حل کرده‌اند؛ اینها که چیزی نیست...»

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۳

عید الله‌الاکبر

غدیر در آثار اسلامی ما به «عیدالله‌الاکبر»، «یوم العهد المعهود» و «یوم المیثاق المأخوذ» تعبیر شده است. این تعبیرات که نشان دهنده‌ی تأکید و اهتمامی خاص به این روز شریف است، خصوصیتش در مسأله‌ی ولایت است. آن عاملی که در اسلام ضامن اجرای احکام است، حکومت اسلامی و حاکمیت احکام قرآن است، والا اگر آحاد مردم، ایمان و عقیده و عمل شخصی داشته باشند، لیکن حاکمیت -چه در مرحله‌ی قانونگذاری و چه در مرحله‌ی اجرا – در دست دیگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن دیگران بستگی دارد. اگر آنها افراد بی‌انصافی بودند، مسلمانان همان وضعی را پیدا می‌کنند که شما امروز در کوزوو، دیروز در بوسنی و هرزگوین، دیروز و امروز در فلسطین و در جاهای دیگر شاهدش بوده‌اید و هستید – ما هم در ایران مسلمان عریق و عمیق خودمان، سالهای متمادی همین را مشاهده می‌کردیم – اما چنانچه حکام، قدری با انصاف باشند، اجازه خواهند داد که این مسلمانان به قدر دایره‌ی خانه‌ی خودشان – یا حداکثر ارتباطات محله‌ای – چیزهایی از اسلام را رعایت کنند؛ ولی اسلام نخواهد بود!  بیانات به‌مناسبت عید سعید غدیر ۱۶/۱/۱۳۷۸

اگر تخلف نمی‌شد…

امروز ما و جامعه‌ی بشری، همچنان در دوران نیازهای ابتدایی بشری قرار داریم. در دنیا گرسنگی هست، تبعیض هست – کم هم نیست؛ بلکه گسترده است، به یک جا هم تعلق ندارد؛ بلکه همه جا هست – زورگویی هست، ولایت نابحق انسان‌ها بر انسان‌ها هست؛ همان چیزهایی که چهار هزار سال پیش، دو هزار سال پیش به شکل‌های دیگری وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همین چیزهاست و فقط رنگ‌ها عوض شده است. «غدیر» شروع آن روندی بود که می‌توانست بشر را از این مرحله خارج کند و به یک مرحله‌ی دیگری وارد کند. آن وقت نیازهای لطیف‌تر و برتری، و خواهش‌ها و عشق‌های به مراتب بالاتری، چالش اصلی بشر را تشکیل می‌داد. راه پیشرفت بشر که بسته نیست! ممکن است هزارها سال یا میلیون‌ها سال دیگر بشریت عمر کند؛ هر چه عمر کند، پیوسته پیشرفت خواهد داشت. منتها امروز پایه‌های اصلی خراب است؛ این پایه‌ها را پیغمبر اسلام بنیانگزاری کرد و برای حفاظت از آن، مسأله‌ی وصایت و نیابت را قرار داد؛ اما تخلف شد. اگر تخلف نمی‌شد، چیز دیگری پیش می‌آمد. «غدیر» این است. در طول دوران دویست‌وپنجاه ساله‌ی زندگی ائمه (علیهم‌السلام) – که عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پیغمبر تا زمان وفات حضرت عسکری، دویست‌وپنجاه سال است – هر وقت ائمه توانسته‌اند و خودشان را آماده کرده‌اند تا این‌که به همان مسیری که پیغمبر پیش‌بینی کرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است دیگر. حالا ماها در این برهه‌ی از زمان، به میدان آمده‌ایم و همتی هست به فضل و توفیق الهی و ان‌شاءالله که به بهترین وجهی ادامه پیدا کند.

دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)۲۹/۱۰/۱۳۸۴

نباید طرح مسأله غدیر به جدایی مسلمان‌ها بینجامد

مرحوم آقای مطهری (رضوان‌الله‌علیه) مقاله‌ای به نام «الغدیر و وحدت اسلامی» دارد؛ ایشان در آن، این مسأله را تبیین می‌کند که، طرح مسأله‌ی غدیر، چطور می‌تواند وسیله‌ای باشد برای نزدیک کردن دل‌های مسلمان‌ها به همدیگر. مرحوم علامه‌ی امینی هم عقیده‌ی شیعه را در «الغدیر» اثبات کرده است؛ اما کتاب، بیان، لحن، سلیقه و شیوه‌ی برخورد او با مسأله، طوری است که همه‌ی مسلمین را جذب می‌کند.

شما تقریظهایی را که مسلمانان مصر، شام و دیگر نقاط دنیا بر کتاب ایشان نوشته‌اند، ببینید! ما باید توجه داشته باشیم که نوع طرح مسأله، طوری نباشد که به جدایی مسلمان‌ها بینجامد؛ این خیلی مهم است. الان جمعیت انبوهی از مسلمانان دنیا به مکتب و مذهب ما معتقدند و در دنیا هم آبرومندند. هم جمهوری اسلامی در ایران و هم شیعیان در هر نقطه‌ای که هستند، مردم آبرومندی هستند و در عراق، لبنان و جاهای دیگر، مسلمان‌ها به وجود اینها افتخار می‌کنند. بنابراین باید مراقب باشیم که مسأله را طوری طرح کنیم که هم‌عقیده‌های خودمان ناراحت نشوند. البته باید عقیده‌ی خودمان را بیان و آن را تثبیت کنیم؛ اما اشتباهات و خطاها را هم برطرف کنیم. ۱۴/۹/۱۳۸۴

مسأله‌ی غدیر ورود نبی مکرم اسلام در امر مدیریت جامعه است

 مسأله‌ی غدیر و تعیین امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاهوالسلام) به عنوان ولی‌امر امت اسلامی از سوی پیامبر مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم) یک حادثه‌ی بسیار بزرگ و پرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبی مکرم در امر مدیریت جامعه است. معنای این حرکت که در روز هجدهم ذی‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است که اسلام به مسأله‌ی مدیریت جامعه به چشم اهمیت نگاه می‌کند.

این‌طور نیست که امر مدیریت در نظام اسلامی و جامعه‌ی اسلامی، رها و بی‌اعتنا باشد. علت هم این است که مدیریت یک جامعه، جزو اثرگذارترین مسائل جامعه است. تعیین امیرالمؤمنین هم – که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداکاری و عدل در میان صحابه‌ی پیغمبر است – ابعاد این مدیریت را روشن می‌کند. معلوم می‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، اینهاست. کسانی که امیرالمؤمنین را به جانشینی بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداکاری او برای حق و عدل، تردید ندارند؛ این مورد اتفاق همه‌ی مسلمین و همه‌ی کسانی است که امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاهوالسلام) را می‌شناسند. این نشان می‌دهد که جامعه‌ی اسلامی از نظر اسلام و پیغمبر، چه نوع مدیریت و زمامداری و حکومتی را باید به عنوان هدف مطلوب دنبال کند.

دیدار مردم پاکدشت، در سالروز عید سعید غدیر ۱۰/۱۱/۱۳۸۳

عید غدیر، سنت ملی ماست

عید غدیر هم سنت ملی ماست؛ چون ملت ما دارای این عقیده و این محتوا و این هویت در ذهن خودش هست. یکی از کارهای دشمنان این است که ملتها را از هویت خالی کنند. البته این قضیه، داستان مفصلی است و با دو کلمه، نه می‌شود ابعادش را نشان داد و نه می‌شود خطرش را آن‌چنان که هست، گوشزد کرد. شما در محیط دانشجویی با این سیاست کلی که شناخته و ناشناخته و پیدا و پنهان وجود دارد، باید مبارزه کنید و مبانی ارزشی را – مبانی‌ای که حقیقتا تشکیل‌دهنده‌ی هویت ملت ایران است و می‌تواند آنها را پیش ببرد و صاحب همه چیز کند – حفظ کنید.  ۸/۲/۱۳۸۲

او عادل‌ترین شما در بین مردم است!

نبی‌اکرم در بیان صفات امیرالمؤمنین می‌فرماید: «اعدلکم فی الرعیه»، او عادل‌ترین شما در بین مردم است. هم عدالت درونی و معنوی و فردی امیرالمؤمنین مراد است و هم عدالت رفتاری و عدالت اجتماعی او. اینها چیزهایی است که در زبان به آسانی می‌شود بیان کرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است که انسان به عظمت این حقیقت و کسانی که تجسم این حقیقت بوده‌اند، پی می‌برد. عدالت به معنای واقعی کلمه در وجود امیرالمؤمنین، در رفتار او، در تقوای او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بیرونی او هم عدالت تجسم پیدا می‌کند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهیم عدالت را تعریف کنیم و آن را در ضمن مثال و نمونه بیان کنیم، هیچ مثالی رساتر و گویاتر از رفتار امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نمی‌توانیم پیدا کنیم. این است که نبی‌اکرم او را به امر پروردگار و با نصب الهی به مردم معرفی و به مقام ولایت منصوب می‌کند. این یک حقیقت اسلامی است. این کجا و این‌که کسی معتقد باشد که هر ظالمی با هر شیوه و رفتار بازیگرانه‌ای توانست زمام قدرت را در دست بگیرد، مردم باید از او اطاعت کنند، کجا؟! این اسلام است یا آن؟!

لذا مسأله‌ی غدیر با این مضمون والا متعلق به همه‌ی مسلمانهاست، چون به معنای حاکمیت عدل، حاکمیت فضیلت و حاکمیت ولایت‌اللَّه است. اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیک کنیم. بزرگ‌ترین نمونه این است که هرچه بتوانیم، استقرار عدل کنیم. چون دامنه‌ی عدالت نامحدود است. هرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد.

بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم ۱/۱۲/۱۳۸۱

غدیر و انقلاب اسلامی ایران

شاید اکثر آن کسانی هم که در ماجرای بیعت امیرالمؤمنین علیه‌الصلاهوالسلام، گرد آن بزرگوار را گرفتند و با او بیعت کردند و پای فشردند و فداکاری نمودند، واقعه‌ی غدیر و به طریق اولی ظهور اسلام و جنگهای امیرالمؤمنین را ندیده بودند. اما اسلام و هدایت و نور آن فقط برای کسانی نیست که در آن وقت حضور داشتند، بلکه برای همه و برای همیشه است: «و اخرین منهم لما یلحقوا بهم». انقلاب اسلامی شروع یک راه پرافتخار و سعادت‌بخش بود. همه‌ی کسانی که از بی‌عدالتی رنج برده‌اند و تشنه‌ی عدالتند، این پدیده را به جان دوست دارند و برای آن تلاش می‌کنند. همه‌ی کسانی که سنگینی و فشار نظام دیکتاتوری و اختناق و زورگویی و قدرت فردی را احساس کرده یا درباره‌ی آن فکر کرده‌اند، از انقلاب اسلامی، از حرکت ملت مسلمان و از مبارزه‌ی فراگیر این ملت استقبال کرده‌اند و می‌کنند. مخصوص امروز نیست، در آینده هم همین‌طور خواهد بود.

بیانات در دیدار مردم قم ۱۹/۱۰/۱۳۸۱

اوج مطلوب همه‌ی رسالت‌ها

امیرالمؤمنین علیه‌الصلاهوالسلام در مقابله با خطرها آن‌چنان شجاعانه عمل می‌کند که می‌گوید کسی نمی‌توانست با فتنه‌ای که من چشم آن را درآوردم – منظور، فتنه‌ی خوارج است – یا فتنه‌ی ناکثین درافتد. آن معنویت و دین و اخلاق و فضیلت از یک طرف، آن بینش عمیق و شجاعت و فداکاری و عواطف رقیق انسانی در کنار صلابت و استحکام معنوی و روحی از طرف دیگر؛ همه‌ی اینها ناشی از عصمت است؛ چون خدای متعال او را به مقام عصمت برگزیده است و گناه و اشتباه در کار او وجود ندارد. اگر چنین کسی در رأس جامعه باشد، اوج مطلوب همه‌ی رسالتهاست. این معنای غدیر است. در غدیر، چنین کاری اتفاق افتاد.

اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام در روز عید سعید غدیر خم ۱۲/۱۲/۱۳۸۰

بشریت، حکومت پنج‌ساله‌ی امیرالمومنین را هرگز فراموش نخواهد کرد

امامت، یعنی همان اوج معنای مطلوب اداره‌ی جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریتهای جامعه که از ضعفها و شهوات و نخوت و فزون‌طلبی انسانی سرچشمه می‌گیرد. اسلام شیوه و نسخه‌ی امامت را به بشریت ارائه می‌کند؛ یعنی این‌که یک انسان، هم دلش از فیض هدایت الهی سرشار و لبریز باشد، هم معارف دین را بشناسد و بفهمد – یعنی راه را درست تشخیص دهد – هم دارای قدرت عملکرد باشد – که «یا یحیی خذ الکتاب بقوه» – هم جان و خواست و زندگی شخصی برایش حائز اهمیت نباشد؛ اما جان و زندگی و سعادت انسانها برای او همه چیز باشد؛ که امیرالمؤمنین در کمتر از پنج سال حکومت خود، این را در عمل نشان داد. شما می‌بینید که مدت کوتاه کمتر از پنج سال حکومت امیرالمؤمنین، به عنوان یک نمونه و الگو و چیزی که بشریت آن را هرگز فراموش نخواهد کرد، در طول قرنها همچنان می‌درخشد و باقی مانده است. این نتیجه‌ی درس و معنا و تفسیر واقعه‌ی غدیر است.

بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام در روز عید سعید غدیر خم ۱۲/۱۲/۱۳۸۰

توصیه رهبر انقلاب درباره کتاب الغدیر

همین کتاب الغدیر هم به‌نظر من مهجور است. من به دوستانمان سفارش کردم الغدیر را که در آن صدها کتاب است – یعنی ایشان درباره‌ی موضوعات مختلف، مطالبی دارد. گاهی صد صفحه، هشتاد صفحه درباره‌ی یک شخص، یک مطلب، یا یک حدیث، مطلب دارد و یک نفر باید اینها را از اوّلِ الغدیر بخواند، تا به مطلب مورد نظر برسد و از آن استفاده کند. حالا کو آن آدمی که حوصله کند، یازده جلد کتاب الغدیر را بخواند و این‌گونه مطالب را بیرون بکشد؟! – مورد بررسی دقیق قرار دهند و موضوعات مختلف را دانه دانه بیرون بکشند؛ هر کدامشان یک کتاب، یا یک جزوه است. الغدیر هم – آن کاخ عظیمی که مرحوم امینی ساخته – به جای خود محفوظ؛ این کتابها هم دانه دانه بیاید و اقطار عالم را پر کند. یعنی الغدیر به صورت یک مجموعه، وجود داشته باشد، یک جا هم جزوه، جزوه وجود داشته باشد.

بیانات در دیدار اعضای ستاد فرهنگی غدیر ۱۰/۱۲/۱۳۷۸

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳

*متن حدیث:

أَیُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً حِینَ یُصْبِحُ شَیَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ فَإِذَا قَعَدَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ حَتَّى یُمْسِیَ وَ إِنْ عَادَهُ مَسَاءً کَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِکَ حَتَّى یُصْبِح

ترجمه:

ابوعبدالله صادق (ع) گفت: هر مؤمنى که صبح از جا برخیزد و به عیادت مؤمنى روان شود، هفتاد هزار فرشته او را مشایعت نمایند و چون بر بالین بیمار بنشیند، رحمت الهى او را فرا بگیرد و فرشتگان تا شباهنگام براى او آمرزش بخواهند. و اگر شب هنگام به عیادت رود، همین گونه پاداش نصیب او میگردد.

الکافی ، ثقة الإسلام کلینى‌ ج‌۳ ص ۱۲۱ ؛

الأمالی‌للطوسی ،شیخ طوسی ص ۱۸۲؛

مکارم‌الأخلاق ،رضى الدین حسن بن فضل طبرسى‌ ص  ۳۶۱ ؛

بحارالأنوار ، علامه مجلسی  ج ۷۴ ص  ۱۲۲.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۳

اهمیت و جایگاه ادب در فرهنگ اهل بیت (ع)

امام صادق (ع) : بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث میگذارند ، ادب است نه مال ، زیرا مال از بین میرود و ادب باقی می ماند. 

کافی جلد 8 صفحه 150 حدیث 132

رسول خدا (ص) : فرزندان خود را احترام کنید و آنان را نیکو ادب کنید ، تا آمرزیده شوید. 

جامع الاخبار صفحه 393 ، مکارم اخلاق صفحه 222

رسول گرامی (ص) : هیچ پدری هدیه ای بهتر از ادب نیکو به فرزندش نداده است.

 کنزالعمال جلد 16 صفحه 456 حدیث 45411

امام صادق (ع) : ما از شیعیان خود کسی را که عاقل ، فهمیده ، آگاه ، بردبار ، با ادب ، سازگار ، صبور و راستگو باشد دوست داریم . مستدرک الوسائل جلد 11 صفحه 190 حدیث 11

مولا علی (ع) در وصیتی به فرزندش امام حسن (ع) فرمود : پسرم ، بهره ات را از ادب غنیمت بدار ، و قلب خود را برای آن آزاد گردان ، زیرا قلب بالاتر از این است که به آلودگی بیامیزی ، و بدان که اگر کمبودی داشته باشی به وسیله ادب بی نیاز میشوی ، و اگر غریب و تنها باشی ادب دوست و همراه تو خواهد بود که با وجود آن وحشتی نخواهد بود.  (اعلام الدین )

امام باقر (ع) : سکوت انسان با ادب در درگاه الهی برتر از تسبیح گفتن نادان است. ( اعلام الدین)

امام علی (ع) : ادب انسان را از حسب و نسب بی نیاز میکند. ( یعنی خودش مایه شرافت است ). ( اعلام الدین )

امام علی (ع) : مومن در دنیا صادق است ، و حرکت او مودبانه است و سخنش همراه با خیرخواهی است و پندش نرم و آرام است ، و از کسی جز خدا نمی ترسد. 

جامع الاخبار

حضرت محمد (ص) : ادب نیکو ، زینت عقل است. 

جامع الاخبار

مولا علی (ع) : ای مومن ! علم و ادب قیمت و بهای توست ، پس در به دست آوردن آنها تلاش کن ، هرچه علم و ادب تو زیادتر گردد ارزش و عظمت تو بیشتر میشود ، توسط علم و آگاهی به طرف خدا راهنمایی میشوی و به واسطه ادب بهتر میتوانی در خدمت پروردگارت قرار گیری و بنده به واسطه ادب خدمت میتواند ولایت و قرب الهی را به دست آورد ، پس نصیحت را بپذیر تا از عذاب الهی نجات یابی.

مشکاة الانوار ، روضة الواعظین

امام صادق (ع) : چهار خصلت است که انسان بواسطه آنها آقایی پیدا میکند عفت ، ادب ، سخاوت و خرد.

الاختصاص صفحه 244

امام علی (ع) : هرکه به ادب حریص باشد ، بدیهای او کم خواهد شد. 

تصنیف غررالحکم صفحه 247 حدیث 5091

مولا علی (ع) : ادب مایه کمال مرد است. 

تصنیف غررالحکم صفحه 247 حدیث 5073

مولا علی (ع) : ادب نیکوترین اخلاق است. 

تصنیف غررالحکم صفحه 247 حدیث 5072

مولا علی (ع) : مردم به ادب شایسته ، بیش از طلا و نقره نیازمندند. 

تصنیف غررالحکم صفحه 247 حدیث 5080

امام علی (ع) : میوه ادب ، خوش اخلاقی است.

تصنیف غررالحکم حدیث 5084

مولا علی (ع) در وصیت به امام حسن (ع) فرمودند : ادب ، مایه باروری عقل و تزکیه قلب و زینت زبان و راهنمای انسان به اخلاق پسندیده است ، اگر ادب همراه انسان نباشد او حیوانی رها شده بیش نیست ، خداوند به ادب خیر دهد کوچک را آقایی میبخشد ، پس در جستجوی ادب باش تا شخصیت و ثروت بدست آوری ، هرکس پی ادب باشد به وسیله آن چیره میشود کسی که آن را رها کند بر او چیره میشوند و حمله می آورند. ( اعلام الدین )

معنی و مفهوم ادب

رسول خدا (ص) : قرآن مرکز تربیت الهی است پس در حد توان ادب آن را بیاموزید ، این قرآن ریسمان الهی و نور نمایان و مایه شفای مفید است ، پس آن را بخوانید ( و عمل کنید )

جامع الاخبار صفحه 114 حدیث 200

از امام حسین (ع) سوال شد : ادب چیست ؟ امام فرمود : ادب آن است که از خانه خود که بیرون می روی ، با هیچ کس برخورد نکنی جز آنکه او را برتر و بهتر از خود ببینی. 

موسوعة کلمات الامام الحسین (ع) صفحه 750 حدیث 90

امام علی (ع) : نیکوترین ادب آن است که تو را از گناهان باز دارد. ( یعنی در مقابل خدا مودب باشی )

تصنیف غررالحکم صفحه 247 حدیث 5079

مولا علی (ع) : برترین ادب این است که انسان در حد و مرز خود به ایستد و از اندازه خویش تجاوز نکند. 

تصنیف غررالحکم صفحه 247 حدیث 5078

امام حسن عسگری (ع) : در ادب خودت همین کافی است که از آنچه از دیگران نمی پسندی اجتناب کنی.

الانوار البهیه

امام علی (ع) : بهترین ادب آن است که از خودت شروع کنی. ( ابتدا خودت را ادب کنی ) (غررالحکم )

امام علی (ع) : با ارزش ترین ادب حفظ جوانمردی است. ( غررالحکم )

جلوه هایی از ادب

رسول خدا (ص) : مومن ادب الهی را به کار میگیرد ، هنگامی که خدا به او گشایش دهد او هم توسعه می دهد و زمانی که خدا از او باز داشت ، او هم مراعات و امساک می کند. (غررالحکم )

امام سجاد (ع) : بیماری شدیدی گرفتم ، پدرم فرمود : چه میل داری ؟ گفتم : میل دارم از جمله کسانی باشم که در مقابل آنچه پروردگارم برای من در نظر گرفته چیزی را پیشنهاد نکنم  ( یعنی در مقابل امر خدا تسلیم و راضی باشم ) پدرم فرمود : آفرین بر تو که شبیه ابراهیم خلیل (ع) هستی که هنگامی که جبرئیل (ع) ( در حالی که او در میان آتش بود ) گفت : چه نیاز داری ؟ ابراهیم (ع) فرمود : چیزی به پروردگارم پیشنهاد نمی کنم ، او خودش برای من کافی است ، و بهترین وکیل است.

بحارالانوار جلد 46 صفحه 67

کنیزی شاخه گلی برای امام حسن (ع) آورد ، امام بزرگوار فرمود : تو در راه خدا آزاد شدی ، گفته شد چرا در مقابل یک شاخه گل او را آزاد کردی ؟ فرمود : خداوند ما را تربیت و ادب آموخته است که فرمود : هنگامی که به شما هدیه ای داده شد شما بهتر از آن را هدیه بدهید و هدیه بهتر از آزادی او بود. 

بحارالانوار جلد 84 صفحه 273

از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود : از بعضی از عالمان آل محمد (ص) یعنی ائمه (ع) سوال شد که ادب در نماز چیست ؟ فرمود : حضور قلب ، فارغ بودن اعضا ، خوار و ذلیل ایستادن در مقابل پروردگار بزرگ ، بهشت را طرف راست و جهنم را در طرف چپ خود ببیند و صراط را در مقابلش و خدا را جلوی خودش در نظر بگیرد.

بحارالانوار جلد 84 صفحه 246 حدیث 37

مولا علی (ع) فرمود : هنگامی که کسی عطسه کرد ، به او بگویید : یرحمکم الله ، یعنی خدا شما را مورد لطف و عنایت قرار دهد ، و او بگوید : خداوند شما را ببخشد و مورد لطف قرار دهد زیرا خداوند فرمود : هنگامی که به شما هدیه ای داده شد شما هم هدیه ای بهتر به او بدهید. 

بحارالانوار جلد 84 صفحه 273

امام صادق (ع) : کسی که ادب دارد باید در معلومات خود تحقیق و کاوش کند و اقتضای ورع و پرهیزگاری این است که آنچه را که نمی داند نگوید. 

مستدرک الوسائل جلد 17 صفحه 250 حدیث 23

اقسام بی ادبی ها و تادیب بی ادبان

امام حسن عسگری (ع) : شادمانی کردن پیش ( شخص ) اندوهناک ، از ادب به دور است.

تحف العقول صفحه 784

امام صادق (ع) و امام باقر (ع) فرمودند : اگر جوانی از جوانان شیعه پیش من آورده شود که دین شناس نیست او را ادب خواهم کرد. و امام باقر (ع) میفرمود : در پی آگاهی و بصیرت ( دانایی ) باشید و گرنه شما از بادیه نشینان خواهید بود. 

بحارالانوار جلد 1 صفحه 214 حدیث 16

ابوهاشم جعفری گوید :  خدمت امام رضا (ع) بودیم ، صحبت از عقل و ادب شد ، امام (ع) فرمود : خرد هدیه ای از خداوند است و ادب زحمت است ( و به دست آوردنی ) . پس هرکس در راه ادب زحمت بکشد به آن دست می یابد ، ولی کسی که در مورد افزایش عقل خود را به زحمت اندازد جز نادانی چیزی عایدش نمیشود.

کافی جلد 1 صفحه 23 حدیث 16

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳

برد ابراهیم،اسماعیل قربانی کند

فدیه از بهر خدا آن دلبر جانی کند

هستی او بوداسماعیل او اثبات کرد

بنده باید در ره حق هستی افشانی کتد

عید قربان عید اثبات بندگی وبریده از هرچه غیر خداست بر شما مبارکباد

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۳

هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (( علیه السلام )) ، شهادت باقرالعلوم را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت باد.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۳ مهر ۱۳٩۳

دفاع مقدس نشان داد می‌توان با عزم راسخ و توکل به خدا در مقابل زورگویی و توقعات بی‌جای قدرت‌ها ایستاد/ ایستادگی ملت ایران بسیاری از شخصیت‌های دنیا را به «دفاع مقتدرانه با دست خالی» معتقد کرد .

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و انتظامی، دوران دفاع مقدس را مایه آبرو برای ملت ایران دانستند و تاکید کردند: تجربه هشت سال دفاع مقدس نشان داد که با وجود همه تنگناها و فشارها و نبود اعتبارات مالی و مشکلات فراوان، می توان با عزم راسخ و توکل بر خدا، در مقابل زورگویی و توقعات بی جای قدرتهای جهانی ایستاد.

در این دیدار که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی، دوران دفاع مقدس را یک مسئله مهم و دارای ابعاد گوناگون برشمردند و گفتند: خاطرات و واقعیات و درس های هشت سال دفاع مقدس، یک فرهنگ ساری و جاری و سرچشمه ای است که اگر بدرستی درک و فهم شود، قطعاً بسود ملت ایران و آینده کشور خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تشکیل جبهه گسترده نظامی متشکل از غرب و شرق و کشورهای وابسته آنها در منطقه، در مقابل جمهوری اسلامی ایران در زمان جنگ تحمیلی، افزودند: قصد این جبهه گسترده، تضعیف و بی آبرویی نظام اسلامی و گرفتار کردن آن به مشکلات داخلی و در نهایت زمینه سازی برای فروپاشی جمهوری اسلامی بود اما نظام اسلامی و ملت ایران، با وجود کمبود امکانات و تجهیزات و مشکلات فراوان آن زمان، در مقابل این جبهه ایستاد و سربلند از میدان خارج شد.

ایشان خاطرنشان کردند: بواسطه ایستادگی ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس، بسیاری از شخصیت های اثرگذار و ذهن های فعال در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، به دفاع مقتدرانه با دست خالی، اعتقاد راسخ پیدا کردند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به هزینه های جنگ تحمیلی بویژه شهدای گرانقدری که تقدیم انقلاب اسلامی شد، افزودند: با وجود آنکه هزینه های مادی و معنوی جنگ تحمیلی بالا بود اما دستاوردهای ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس، در مقابل هزینه ها، بسیار عظیم است.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان همه فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس را به ثبت خاطرات و واقعیات این دوران سفارش و خاطرنشان کردند: به لطف خداوند آثاری هم که تا به امروز از هشت سال دفاع مقدس منتشر شده است، آثار خوبی است.

در ابتدای این دیدار سردار سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در سخنان کوتاهی، ضمن سپاسگزاری از موافقت با عیادت فرماندهان نظامی از رهبر معظم انقلاب و همچنین اظهار خرسندی از سلامتی کامل ایشان، با گرامیداشت هفته دفاع مقدس، بر آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی تأکید کرد.

منبع: http://www.leader.ir

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت