با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳

ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام ) بر عموم شیعیان جهان  مبارک باد.

 امام حسن مجتبی (ع) شب سه شنبه پانزدهم رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه متولد شد.رسول الله صلّی الله علیه و آله به خانه امیرالمومنین علی (ع) آمد تا ولادت سبط اکبر را به حضرت علی و فاطمه علیهما السلام تبریک گوید.قبل از ورود پیامبر صلّی الله علیه و آله حضرت زهرا علیها سلام به حضرت علی (ع) گفت که نامی برای فرزندمان انتخاب کن ، فرمود : من در نامگذاری از رسول الله صلی الله علیه و آله سبقت نمی گیرم . وقتی پیامبر بر آنها وارد شد و تولد آن بزرگوار را تبریک و تهنیت گفت ، حضرت امیر علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله خواست که نامی برای او انتخاب کند ، پیامبر صلی الله علیه و آله نیز فرمود : من در نامگذاری این مولود از خدا سبقت نمی گیرم.در این هنگام جبرئیل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و عرض کرد که خداوند تبارک و تعالی ضمن سلام و تبریک نام این مولود را حسن نهاد. بحارالانوار جلد 43 صفحه 238

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳

 

از حادثه ۱۸ تیر تا حماسه ۲۳ تیر۷۸، درسها و عبرت‌ها

راهپیمایى میلیونى و حماسى ملت ایران در ۲۳ تیر ۷۸ نشان داد که از حادثه تا حماسه راهى نیست به‌شرط آن‏که گوش و دل را به امیر کاروان سپرده باشى و براى چنین ملتى سرافراز، هماره چنین بوده و هست و خواهد بود. ان‌شاءالله.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حماسه ماندگارى که آحاد ملت ایران در بیست و سوم تیر 1378 خلق کردند، بازیگران داخلى و بین‏‌المللى را که چشم امید به حوادث 18 تیر و سرنگونى نظام جمهورى اسلامى ایران دوخته بودند آنچنان کور کرد که سکوت مرگبار، آنان را فراگرفت. به واقع در روزهاى منتهى به 23 تیر، یعنى از روز آغاز فتنه 18 تیر، افرادى که در مطبوعات زنجیره‏‌اى و برخى پست‏هاى دولتى، کارنامه سیاهى از خود بر جاى گذاشته بودند، با قرار گرفتن در یک حرکت براندازانه و حمایت از آشوب و هرج و مرج به اصطلاح دانشجویى و ارائه مطالب تحریک‏‌آمیز، آتش فتنه‏‌اى را روشن کردند که دیرى نپایید. در روز 23 تیر مردم با یک اشاره رهبرى آنچنان به صحنه آمدند که دیگر کسى نتوانست بازى رسواى 18 تیر را ادامه دهد و صحنه معادله به نفع مردم و انقلاب به هم خورد و خیابانها از لوث وجود اراذل پاکسازى شد و در نهایت، آتش این فتنه به دامن خود آن‏ها افتاد.

در واقع، حماسه 23 تیر که روز تجسم نفوذ کلام رهبر و تجلى اراده راسخ ملت در دفاع از انقلاب بود، یک درس بزرگ براى همگان داشت و آن این‏که این ملت از انقلابى که خود، آگاهانه به‏‌راه انداخته، در هر شرایطى پاسدارى مى‏‌کند و به هیچکس اجازه نمى‏‌دهد که با ثمره خون شهیدان و خون دلهاى ملت بازى کند. مردم هوشیار و انقلابى ایران در آن حضور حماسى به همگان نشان دادند هرگز اجازه نخواهند داد آتش کینه دشمن در خرمن انقلاب بیفتد و هر دست متجاوز و اندیشه تبهکارى را در آتش خشم انقلابى ملت خواهند سوزاند.

  «اصلاحیه قانون مطبوعات» 
در تیرماه 1378، کمیسیون فرهنگى مجلس پنجم، طرحى را با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات» در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از:

الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتى براى عوامل بیگانه، اعضاى گروهک‏‌هاى تروریستى و ضدانقلاب ، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و...

ب) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالى از کشورهاى بیگانه‏

ج) ضمانت اجرایى براى مقابله با افراد دولتى یا غیردولتى که نشریات را براى چاپ مطلب یا مقاله‏‌اى زیر فشار قرار داده یا آن‏ها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادى بیان و قلم و براى پیشگیرى از اعمال قدرت مسؤولان بر مطبوعات، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتى یا غیردولتى از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتى منفصل و یا تعزیز خواهند شد.)

د) لزوم التزام عملى مدیران مسؤول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسى جمهورى اسلامى‏ ایران.

  بازى خطرناک چگونه کلید خورد؟

همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیأت رئیسه مجلس، مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه‏‌اى که در روزنامه ایران 12 تیر 78 به چاپ رسید، اعلام کرد: «طرحى توسط تعدادى از نمایندگان مجلس در دستور کار مجلس قرار گرفته که فقط تهدیدکننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضاى مطبوعات کشور مى‏‌گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان طور که در گذشته نتیجه‌اى مطلوب در پى نداشته، اینک نیز چنین دستاوردى نخواهد داشت.»

همچنین روزنامه نشاط در تاریخ 13 تیر با انتشار بیانیه شوراى شهر تهران و سردبیر 10 نشریه دوم خردادى نسبت به طرح این اصلاحیه در مجلس هشدار داد.

روزنامه سلام هم در 15 تیر یعنى یک روز مانده به مطرح شدن اصلاحیه در صحن علنى مجلس، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تیتر درشت نوشت: «سعید اسلامى پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.»

انتشار این نامه توسط روزنامه سلام، تعجب همگان را برانگیخت. روزنامه نشاط ارگان غیررسمى نهضت آزادى در واکنش به انتشار این نامه نوشت: «خطر ریسک (انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات) به اندازه‏‌اى بود که حتى سعید حجاریان نیز صلاح را در آن دانست که چنین بازى خطرناکى را به موسوى‏‌خوئینى‏‌ها بسپارد. سعید حجاریان به سردبیرانش توصیه کرده بود که فتیله را پایین بکشند و اگر خبرى یا نامه‏‌اى افشاگرانه در دست دارند، آن را به همکاران دیگرى که احتمالاً حاشیه امنیتى قوى‏ترى دارند، بسپارند.»

به صحنه آوردن مدیر مسؤول روزنامه سلام، آقاى موسوى‏‌خوئینى‏‌ها با هدف ایجاد هزینه‏‌اى غیرقابل پرداخت و در نتیجه عدم تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات صورت پذیرفت اما با شکایت وزارت اطلاعات و تعدادى از نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، پرونده اتهامى وى به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع داده شد و با احتساب حکم تعلیقى سال 1372، روزنامه سلام تا تعیین تکلیف نهایى تعطیل شد. تجدیدنظرطلبان که با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام دچار غافلگیرى شده بودند، به هشدار و تهدید روى آوردند.

روزنامه‏‌هاى زنجیره‏‌اى در اقدامى هماهنگ، تعطیلى روزنامه سلام را مهمترین سوژه خبرى خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامى غیرقانونى»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه سیاسى» یاد کردند. روزنامه نشاط با عبارت معنادارى در زیر تصویر مدیر مسؤول روزنامه سلام نوشت: «آیا محافظه‌کاران هزینه به صحنه آوردن آقاى موسوى خوئینى‏‌ها را محاسبه کرده‏‌اند؟» و روزنامه صبح امروز با مدیر مسؤولى سعید حجاریان، در نخستین روز توقیف روزنامه سلام تصریح کرد: «باید به یاد داشته باشیم که بازى دموکراسى، اگرچه بازى نامیده مى‏‌شود، ولى اگر قواعد آن را پذیرفتیم، دیگر بازى نیست. رأى مردم به جمهورى اسلامى، رأى به دموکراسى است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود، آنگاه سیاست‌ورزى به پایان مى‏‌رسد.»

نویسنده مذکور سپس با تهدید تلویحى مبنى بر افشاى اسناد دیگرى، نوشت: «آیا اگر کسى توانست اسناد دیگرى از طرح‏‌هاى سعید اسلامى به دست آورد، آیا باید به مجازات هشدار دادن به مردم، به خاطر آن از ادامه فعالیت سیاسى باز ماند؟ به سهم خود از مردم مى‏‌خواهیم هر اطلاعاتى که از سعید امامى و محافل سراغ دارند به روزنامه بفرستند.»

هماهنگى روزنامه‏‌هاى پنجشنبه 17 تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله‏‌هاى خود به عواقب غیرقابل پیش‏بینى و کنترل توقیف روزنامه سلام، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد؛ چرا که خبر توقیف روزنامه سلام ساعت 10 شب اعلام گردید و آن زمانى بود که اکثر روزنامه مى‏‌بایست با انجام مراحل نهایى، صفحات روزنامه‏‌ها را به چاپخانه مى‏‌فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشکل نشوند. روز پنجشنبه 17 تیر، 10 روزنامه زنجیره‏‌اى با تیترهایى چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله‏‌ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت‏‌بار است»، «نظام باید هزینه‏‌هاى سنگینى بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست»، «ورود به قلعه چپ‌گرایان یک ریسک خطرناک براى محافظه کاران است»، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسى» و «پایان سیاست‌ورزى»، درصدد القاى فضاى بحرانى و ناآرامى به جامعه برآمدند تا در همان شب علیرضا نورى زاده، مفسر رادیو بى.بى.سى در تقدیر از عملکرد مطبوعات اصلاح طلب بگوید: «ما باید سرافراز باشیم که پرچمداران جامعه مدنى در ایران یعنى نشریات نشاط، صبح امروز، خرداد، همشهرى و ایران، مراکز قدرت را نشانه رفته‏‌اند و با زیر سؤال بردن مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامى، چالشى جدى فراروى حاکمان اسلامى گشوده‌‏اند.»

  آتش تهیه مقامات و رسانه‏‌هاى غربى‏
حادثه 18 تیر در حالى رقم خورد که رسانه‏‌هاى غربى از هفته‌‏ها قبل آتش تهیه خود را ریخته بودند. نشریه آمریکایى «میدل ایست اکونومیک دایجست» در هفتم تیر نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتى قدرت و حتى شاید دور نهایى رویارویى جدى بین جناح محافظه‌کار و اصلاح‌گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یک تابستان سیاسى داغ را در پیش روى دارند تا جناح محافظه‌کار را از میدان مبارزه خارج نمایند».

«گرى سیک»، مشاور امنیت ملى در دولت‏‌هاى کارتر و ریگان و از مسؤولان سازماندهى عناصر ضدانقلاب و تجدیدنظرطلب ایرانى، در اظهاراتى اعلام کرد: «براى آن‏ها که خواستار توسعه سیاسى هستند، زمان بسیار خطرناک است. در طى دو سال گذشته على‏‌رغم وجود حمایت تبلیغاتى و فیزیکى، این افراد در نگاه داشتن خود، شجاعت به خرج داده‏‌اند و شجاعت آن‏ها در روزهاى آینده به نمایش گذاشته خواهد شد.»

«ایلینا روزلهتین»، عضو جمهورى خواه مجلس نمایندگان آمریکا در جمع مراسم راهپیمایى‏ منافقین در 31 خرداد اعلام کرده بود: «تنها راه‌حل باقیمانده براى تغییر در ایران، تغییر حکومت مذهبى است. شما هدفى درست، یعنى سرنگونى حکومت اسلامى را دنبال مى‏‌کنید.» و «گرى‏ هاکرمن» سخنران دیگر این مراسم خاطرنشان کرد: «زمان آن فرا رسیده که وزارت خارجه آمریکا با حمایت مستقیم از نهضت ملى ایران، سرنگونى حکومت اسلامى را پیگیرى کند.»

  پرده اول سناریو

اولین تجمع در اعتراض به توقیف روزنامه سلام ساعت 21 در برابر خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران شکل گرفت. برپاکنندگان این تجمع، دو فرد غیر دانشجو یعنى منوچهر محمدى و اکبر محمدى بودند که پس از دستگیرى، درباره چگونگى دریافت کمک مالى و ارتباط با عناصر خارجى و طراحى تجمعات اعتراض‏‌آمیز، اعترافات قابل تأملى داشته‏‌اند. این دو نفر با ورود به خوابگاه دانشجویان، جلسه‏‌اى را با تنى چند از اعضاى دفتر تحکیم برگزار مى‏‌کنند و سپس با فراخوان تعدادى از دانشجویان در محوطه خوابگاه با شعار «طرح سعید امامى ملغى باید گردد» دست به تظاهرات مى‌‏زنند.

در گوشه دیگر خوابگاه یعنى جلوى سینماى کوى دانشگاه، فردى به نام فرح شفیعى که از افراد مرتبط و نزدیک به مدیریت وقت کوى دانشگاه بود، در حالى که به همراه چند نفر دیگر، تراکت‏ها و پلاکاردهایى از قبل آماده شده در اختیار داشتند، به بهانه توقیف روزنامه سلام و محکومیت طرح اصلاح قانون مطبوعات در محوطه کوى دانشگاه تجمع مى‏‌کنند و با سردادن شعارهایى تحریک‏‌آمیز خواستار اجتماع دانشجویان در محوطه خوابگاه‏‌ها مى‏‌شوند. در همین حال عناصرى از انجمن اسلامى دانشگاه علوم پزشکى تهران با حضور در خوابگاه گلستان، دانشجویان را به شرکت در تجمع ترغیب مى‏‌کنند. ساعت 22 تجمع فرح شفیعى با منوچهر محمدى در هم ادغام مى‏‌شود و آماده حرکت و خروج از محوطه خوابگاه مى‏‌شوند.

در این هنگام خبر بازپس‏گیرى شکایت وزارت اطلاعات علیه روزنامه سلام در جمع دانشجویان اعلام مى شود و در حالى که انتظار مى‏‌رفت تا حدودى موج اعتراضات فروکش نماید، اما تعدادى از اعضاى دفتر تحکیم، این خبر را به منزله عقب‏‌نشینى محافظه‌کاران مطرح کرده و خواستار خروج جمعیت 300 نفره دانشجویان از محوطه خوابگاه شدند. با گذشت دقایقى و در حالى که ممانعتى براى‏ خروج تجمع‌کنندگان از کوى صورت نمى‏‌گیرد، اجتماع کنندگان از کوى خارج شده، به سمت خیابان کارگر حرکت مى‏‌کنند و در این میان افرادى مشکوک با شعارهاى تحریک‏ کننده و ضد ارزش‏هاى الهى نظام و پرتاب سنگ، جو را ملتهب می‌کنند.

در این حین، تماس فرماندهان نیروى انتظامى با مسؤولان وزارت کشور جهت کسب تکلیف بى‏‌نتیجه مى‏‌ماند و هیچ یک از مدیران ارشد وزارت کشور در دسترس نبودند.

پرتاب سنگ به همراه شعارهاى توهین‏‌آمیز و ساختارشکنى که از سوى برخى افراد نفوذ کرده در جمع دانشجویان در برابر نیروهاى انتظامى داده شد، باعث تحریک عوامل انتظامى و وادار کردن آنان به اشتباه و قرار گرفتن در مسیر سناریویى مى‏‌شود که از پیش طراحى شده بود و آن تعقیب و درگیرى با تظاهرات کنندگان و کشیده شدن درگیری به داخل خوابگاه دانشجویان بود.

در زمانى کوتاه، تجمع و راهپیمایى به شورش ضدامنیتى تبدیل مى‏‌شود و در حالى که مدت زمان حضور نیروى انتظامى در محوطه کوى دانشگاه بر اساس گزارش‏هاى وزارت کشور، اطلاعات و نهاد ریاست جمهورى بین 12 تا 20 دقیقه بیشتر نبوده است، اما معاونت دانشجویى وزارت علوم میزان تخریب را 800 اطاق و 2400 تخت اعلام می‌کند و این در حالى بود که قبل از ورود نیروى انتظامى به محوطه خوابگاه دانشجویان، صداى شکستن شیشه و پرتاب اشیا و وسایل دانشجویان از پنجره خوابگاه‏ها به بیرون شنیده مى‏‌شد که این حرکت سازمان‏‌یافته پس از خروج نیروهاى انتظامى هم تا صبح ادامه یافت به گونه‏‌اى که بسیارى از اتاق‏ها، میزها و وسایل مطالعه دانشجویان، تخت‏‌خواب‏ها، یخچال‏ها، کیوسک‏هاى مطبوعاتى و تلفن و درب و پنجره خوابگاه‌ها تخریب و دچار آسیب‏‌هاى جدى شدند.

  شعله‏‌هاى خشم کور

درگیرى‏‌هاى پراکنده که از نیمه شب آغاز شده بود، تا صبح روز جمعه ادامه یافت و افراد نقابدار مستقر در کوى و پشت‏‌بام‏هاى مشرف به خیابان کارگر با پرتاب سنگ و اشیاى سخت و سردادن شعارهایى علیه ارکان نظام، درصدد تهییج دانشجویان از یک سو و شدت عمل نیروهاى انتظامى و امنیتى در برخورد با دانشجویان در سوى دیگر بودند.

حدود ساعت 11 صبح، بالاخره جلسه شوراى تأمین استان در استاندارى تشکیل مى‏‌شود و حادثه شب گذشته را بررسى می کند. حوالى ظهر روز جمعه به نیروهاى انتظامى دستور داده مى‏‌شود که از صحنه خارج شوند. در این میان برخى چهره‏‌هاى سیاسى جهت ابراز همدردى با دانشجویان وارد کوى‏ دانشگاه مى‌شوند.

مجید انصارى، موسوى لارى، دکتر معین، فائزه ‏هاشمى، خانم کروبى، مصطفى تاج زاده، عبدالله نورى، درودیان، اکبر گنجى، ابراهیم اصغرزاده و... از جمله این افراد بودند. فضاى دانشگاه همچنان متشنج است و سخنان برخى از این چهره‏‌هاى سیاسى که به ظاهر براى آرام کردن دانشجویان به داخل کوى رفته بودند، شعله‏‌هاى خشم آنان را شعله‏‌ورتر مى‏‌سازد به گونه‏‌اى که بار دیگر گروه‏هایى سازمان‏‌یافته از محوطه کوى خارج شده و در خیابان کارگر ضمن ضرب و شتم مردم و ایراد خسارت به اموال عمومى، درگیرى‏‌هاى پراکنده‏‌اى را با نیروهاى انتظامى مستقر در اطراف کوى دانشگاه شکل مى‏‌دهند.

روزنامه‌‏هاى شنبه 19 تیر کار هدایت آشوب‏ها را بر عهده گرفتند. روزنامه خرداد در تیتر درشت صفحه اول خود نوشت: «کوى دانشگاه به خون کشیده شد» و روزنامه نشاط همنوشت: «دفتر تحکیم وحدت یک هفته عزاى عمومى اعلام کرد.» و سپس پلاکاردهایى با مضمون پنج شهید به نام‏‌هاى ذاکرى، سهرابى، امامى، رهبرى و نادرى، در میان دانشجویان توزیع شد. در دانشگاه‏‌هاى امیرکبیر، علم و صنعت، صنعتى شریف و شهید بهشتى تجمع‏‌هایى صورت گرفت و عوامل برپاکننده این تجمعات خواستار حرکت دانشجویان به سمت کوى دانشگاه شدند. افراد حاضر در این تجمعات، در مسیر حرکت خود به سمت میدان انقلاب و دانشگاه تهران اقدام به سردادن شعارهایى‏ چون «مى‏‌کشم مى‏‌کشم آن که برادرم کشت»، «توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد»، «عزا عزاست امروز، دانشجوى آزاده صاحب عزاست امروز»، «خاتمى خاتمى واکنش واکنش» و «دانشجوى مبارز حمایتت مى‏‌کنیم» سر دادند. در مسیر این تجمع سینما ملت، بانک‏‌هاى تجارت و سپه، چند اتوبوس واحد، پمپ بنزین، محل برگزارى نماز جمعه، یک بیمارستان و چند دستگاه خودرو سوارى و موتور سیکلت تخریب و یا دچار آتش سوزى شدند.

در این میان پیاده نظام‏‌هایى از عناصر نهضت آزادى، حزب ملت، نیروهاى ملى مذهبى، سلطنت‌طلبان و افراد وابسته به کانون نویسندگى خود را به تظاهر‌کنندگان رساندند و با توزیع اعلامیه‏‌ها و بیانیه‏‌هایى سعى در تهییج و گسترش دامنه آشوب‏ها در سطح شهر داشتند. در این روز تعدادى از نیروهاى‏ حزب‌اللهى، بسیجى و زنان محجبه توسط اوباش با چاقو و سنگ و پنجه بکس مورد هجوم قرار گرفتند. در میدان انقلاب، چهار راه مخبرالدوله و بلوار کشاورز، چادر تعدادى از خانم‏ها توسط اوباش برداشته شد و سه تن از این بانوان که مقاومت از خود نشان داده بودند توسط تیغ موکت‏‌برى به‏‌ شدت مجروح شدند.

در دیگر سو، رسانه‏‌هاى بیگانه و اپوزیسیون خارج کشور که در رؤیاى «ختم انقلاب» دست‌افشانى و پایکوبى مى‏‌کردند، با ارسال اخبار و گزارش‏‌هاى کذب، سعى در کشانیدن دامنه آشوب‏‌ها به شهرهاى دیگر داشتند. خبرنگاران و عکاسان روزنامه‏‌هاى دیلى تلگراف، ال موندو، کیودو، ال پائیس، لیبراسیون، فیگارو، پروفیل، ایشن ایج، نیویورک تایمز، واشنگتن پست، کوریره دلاسرا به همراه شبکه‏‌هاى تلویزیونى سى.ان.ان، ان.بى.سى، فاکس نیوز، سى.بى.اس، بى.بى.سى، الجزیره و خبرگزارى‏‌هاى رویترز، فرانسه، آسوشیتد‌پرس، یونایتدپرس، فرانس پرس، در روزهاى 20،21و22 تیر بالاترین حجم اخبار، گزارش‏‌ها و تصاویر خود را به سراسر دنیا ارسال کردند، به گونه‏‌اى که بسیارى از سران کشورهاى دنیا خود را آماده فرستادن پیام تبریک براى پادشاه و یا رئیس‌جمهور آینده ایران کرده بودند. در این میان، تعدادى از فریب خوردگان اپوزیسیون خارج کشور هم با بستن چمدان‏‌هایشان براى ورود به ایران لحظه شمارى مى‏‌کردند.


  درس‏ها وعبرتها

با گذشت چهارده سال از غائله 18 تیر، هنوز بسیارى از ابعاد پنهان این حادثه براى عبرت‏‌گیرى، به خوبى‏ موشکافى نشده است. براى موشکافى و بازخوانى فتنه 18 تیر سال 78 در حد حوصله این نوشتار به موارد زیر به‏‌عنوان عبرتها و پندهاى این حادثه، براى قشر دانشجو، جناح‌هاى سیاسى و مسؤولین اشاره مى‏‌شود:

الف: جدى گرفتن خطر تجدید نظرطلبان داخلى: در غائله 18 تیر، نقش سازمان‏‌یافته، عناصر سیاسى‏ی تندرو و ورشکستگان سیاسىِ تجدیدنظرطلب و ارتباط مستقیم آن‏ها با گروهاى ضدانقلاب خارج از کشور و آمریکا به وضوح معلوم شد، این عناصر که مانند میکروب‌هاى پنهانى هستند که در صورت وجود آلودگى و فراهم شدن شرایط، آشکار مى‏‌شوند و سلامت جامعه را به خطر مى‏‌اندازند، در حادثه کوى دانشگاه هم همین نقش را ایفا نمودند. بنابراین بر جناح‌هاى سیاسى دلسوز کشور و دانشجویان آگاه، لازم است که در حرکتها، اعتراضات و فعالیتهاى سیاسى خود، مواظب فرصت‏‌طلبى این عناصر باشند تا ناخواسته زمینه‏‌ساز و جاده صاف کنِ مقاصد آن‏ها نشوند.

تجربه «انقلاب‏‌هاى مخملین» نشان مى‏‌دهد، سرمایه‏‌گذارى بر روى جوانان - به‏‌ویژه جنبش‏هاى دانشجویى - یکى از مهم‏ترین مؤلفه‏‌هاى پیش‏برنده طرح‏‌هایى چون براندازى نرم است. اولین تجربه انقلاب رنگى در دوران پس از جنگ سرد، در یک دوره زمانى 6 هفته‏‌اى یعنى از 17 نوامبرتا 29 دسامبر 1989 در کشور چکسلواکى به ثمر نشست. حلقه دوم این انقلاب که در واژگان‏ علوم سیاسى به کودتاى فرامدرن (post modern coup) شناخته مى‏‌شود، در صربستان (1997) و به وسیله جنبش دانشجویى اتپور (به معناى مقاومت) تکمیل گردید و سپس در سال‏2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حرکت دانشجویى کمارا (به معناى «بس است») تدارک دیده شد. در اکراین نیز گروهى از جوانان و دانشجویان آموزش دیده، حرکتى به نام پورا (به معناى «لحظه موعود فرا رسیده») را در سال 2004 طراحى و به مرحله اجرا گذاشتند که به عناوینى همچون انقلاب نارنجى، سرخ و شاه‏‌بلوطى ملقب گردید. این سناریو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله‏اى 2005 قرقیزستان که دانشجویان در صفوف مقدم آن قرار داشتند، با نام‏اتپور (مقاومت) ادامه یافت. این پروژه در جمهورى اسلامى ایران نیز از اوایل دهه 70 خورشیدى، به صورت جدى کلید خوردتا گروهى از عناصر خودفروخته و وابسته، اقدام به سربازگیرى از دانشگاه‏هاى کشور کند. در پروژه‏‌اى که «حلقه کیان» طراحى کرده بود، مأموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به‏ عهده جنبش به اصطلاح دانشجویى گذاشته شد تا جنبشى که خاستگاه و فلسفه وجودى آن باعدالت‏خواهى، استکبارستیزى و استقلال‏‌محورى تعریف شده است، به ابزارى در جهت تحقق واجراى سناریوى دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه‏‌گذارى در شبه کودتاى 18 تیر سال 78،خود را به خوبى نشان داد و عناصر فریب‏‌خورده‏‌اى چون على افشارى، رضا دلبرى، اکبر عطرى،عبدالله مومنى، موسوى خوئینى، رضوى فقیه و... به عنوان پیشقراولان جنبش دانشجویى‏ معرفى شدند.

ب: تکیه بر توده مردم در حل مشکلات: حماسه عظیم و بى‏‌نظیر 23 تیر 78 تمامى معادلات و محاسبات غائله آفرینان را خنثى کرد، این حضور در حالى بود که بسیارى از گروه‌ها و دسته‏‌هاى سیاسى در مورد حضور مردم در 23 تیر در شک و تردید به‏ سر مى‏‌بردند و حتى روز قبل از آن، جرأت دادن یک اطلاعیه براى حمایت و دعوت به حضور در راهپیمایى فردا را از طرف گروه متبوع خود نداشتند اما با مشاهده موج میلیونى مردم مثل قطره‏‌اى خود را به دریاى خروشان مردمى رساندند و این مسأله مؤید دیگرى است که در بحران‌ها و غائله‏‌ها رمز موفقیت، تکیه بر آحاد مردم و نیروى عظیم آن‏ها است لذا بر مسؤولین و قشر تحصیلکرده است به‏ جاى تکیه بر گروه‌هاى خاص و احزاب سیاسى، نیروى قدرتمند مردم را صادقانه تکیه‌گاه خود قرار دهند.

ج: عدم اعتماد به سیاسیون بى‏‌تقوا: در ایجاد و گسترش حادثه 18 تیر، برخى از سیاسیون ظاهر صلاح که بعضاً هم داراى مسؤولیتى در دولت بودند، نقش داشتند، این افراد چنان حریص بر کسب قدرت و حفظ منافع گروهى و فردى خود بودند که براى رسیدن به مقاصدشان، که از جمله آن‏ها فتح قوه مقننه بود، حاضر شدند هزینه‏‌هاى سنگینى را بر نظام اسلامى و کشور وارد کنند و اقتدار نیروى انتظامى، سلامت جسمى و روحى دانشجویان را فداى مطامع خود کنند، بنابراین به نظر مى‏‌رسد شناسایى و طرد افراد بى‏‌تقوا و سیاسى‏‌کار بر قشر جوان دانشجو، مسؤولین دلسوز نظام و افراد صادق در گروه‌های سیاسى لازم است تا ناخواسته آتش‌بیار معرکه هوا و هوسهاى آن‏ها نشوند.

د: نقش بى‏‌بدیل ولایت فقیه در حل معضلات و بحران‌ها: در غائله 18 تیر در حالی‌که برخى از مسؤولین در فکر استعفا و شانه خالى کردن از مسؤولیت بودند و برخى دیگر با ساده‏‌اندیشى، برخوردهاى سستى را از خود بروز مى‏‌دادند، رهبر انقلاب با برخوردهاى حکیمانه، ضمن دلجویى از دانشجویان و جدا نمودن صف آن‏ها از صف ضدانقلاب با یک پیام، بسیجیان و مردم را به صحنه آورد و فتنه را خاموش و دشمنان را که در تدارک جشن پیروزى بودند، براى بار دیگر مأیوس کرد. لذا حفظ و تقویت ولایت فقیه براى جناح‌هاى سیاسى، دانشجویان و همه مردم و مسؤولین، اگر خواستار حفظ دین، انقلاب و کشور هستند یک امر ضرورى و غیر قابل انکار است.

  در انتظار حماسه‏

حوادث تلخ و عبرت آموز 18،19،20،21و22 تیر به کندى و تلخى مى‏‌گذشت. روزهایى که فرزندان انقلاب خون‏‌دل‏هاى فراوانى خوردند و به دستور مقتدایشان سیاست صبر و سکوت و تحمل را پیش گرفته بودند. در روز 22 تیر، پیام هشدار دهنده و آرامش‏‌بخش رهبر معظم انقلاب، التیامى بر زخم‏‌هاى ناسورى بود که از حرامیان بر پیکره دوستداران و پیروان خمینى کبیر (ره) رسیده بود. مقتداى دل مردم ایران در آن روز فرمود: «ملت رشید و غیور ایران، مردم عزیز تهران. در دو روز گذشته که جمعى از اشرار با کمک و همراهى برخى از گروهک‏‌هاى سیاسى ورشکسته و با تشویق و پشتیبانى دشمنان خارجى در سطح تهران، به فساد و تخریب اموال و ارعاب و عربده‏‌جویى پرداخته و موجب سلب امنیت و آسایش مردم شده‏‌اند، دشمنان زبون و حقیر اسلام و انقلاب گمان کرده‏‌اند انقلاب و مردم مؤمن و انقلابى به آنان اجازه خواهند داد که با فتنه انگیزى خود، راه سلطه آمریکاى‏ جنایتکار را بر میهن عزیز ما هموار کنند.گروهک‏هاى وابسته و معاند، طبق تحلیل اربابان و معلمان خود، گمان کرده‏‌اند مردم ایران از اسلام و انقلاب دست برداشته‏‌اند و به خیال باطل خود مى‏‌خواهند از انقلاب اسلامى انتقام بگیرند ولى غافل از این‏که ملت مؤمن و شجاع و هوشیار به آنان و اربابان و پشتیبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامى، آنان را به‏ شدت منکوب خواهد کرد... فرزندان بسیجى‏‌ام باید آمادگى‏‌هاى لازم را در خود حفظ کنند و با حضور خود در هر صحنه‏‌اى که حضور آنان لازم است، دشمنان زبون را سرکوب و منکوب سازند.»

و سپس در آوردگاه 23 تیر سال 1378، اقیانوسى از یک ملت بیدار دل، روانه کوچه و خیابان‌هاى‏ کشورى به نام ایران شد تا بار دیگر اثبات کنند که رهبرى انقلاب و مردم هوشیار و هوشمند این نظام، از چه ظرفیت‏هاى بى‏‌بدیل و شگفت‌آورى در تبدیل تهدیدها به فرصت‏ها برخوردارند.

و در پایان مرورى گذرا بر سخنرانى حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانى دبیر وقت شوراى عالى امنیت ملى در راهپیمایى ‏بزرگ مردم تهران در 23 تیر ماه 1378 نشان مى‏‌دهد که اگر هوشیارى به خرج ندهیم ممکن است تاریخ دوباره تکرار شود: «حوادث این چند روزه درس بزرگى براى همه جناح‏ها و گروه‏ها بود. حوادث چند روز اخیر به ما نشان داد و روشن نمود که در جهان سیاست، اول باید قواعد بازى را بیاموزیم. بدون آشنایى به قواعد بازى ورود به صحنه رقابت‏‌ها و مجادله‏‌هاى سیاسى ممکن است خطرات جبران‏‌ناپذیرى را براى کشور به بار آورد. در تمام کشورهاى جهانى حتى آن‏هایى که مدعى هستند که مهد دموکراسى هستند، قواعد بازى را به عنوان محور اصلى حرکت سیاسى، همواره مورد توجه و مراعات قرار مى‏‌دهند. مصالح ملى، امنیت ملى و منافع ملى باید خطوط قرمز همه گروه‏‌ها و جناح‏‌ها باشد. امیدوارم این حوادث درس خوبى براى همه ما باشد. حتى در لحن سخن گفتن و مکالمه با یکدیگر و نوع گفتمان باید از لحن متناسب با فضاى سیاسى سالم استفاده کنیم. لحن درشت و تحریک‏‌کننده، دشمن را امیدوار مى‏‌کند. لحن ناصحیح، فضاى مناسب را براى فعالیت دشمن ایجاد مى‏‌کند. همه جناح‏‌ها و همه گروه‏‌ها باید این درس و سرمشق را مد نظر داشته باشند. حوادث چند روزه اخیر، در کنار حوادثى که در این 20 سال گذشته داشتیم که یک پالایش دیگر براى‏ انقلاب ما بود.

انقلاب ما در هر مقطعى نیاز به یک پالایش دارد و این حوادث چند روزه زمینه‏‌اى را براى پالایش جدید در انقلاب ما و نظام ما به‏‌وجود آورده است. در مجموع، خسارت‏‌هایى در این چند روز دیدیم، اما در کل و در نتیجه نهایى شاید این حادثه مایه تکامل انقلاب و سالم‏‌سازى حرکت‏هاى‏‌انقلابى و فضاى سیاسى کشور باشد. حوادث چند روزه به همه گروه‏ها آموخت که باید واقعیت‏هاى نظام، جامعه، جهان و شرایط سیاسى منطقه و جهان را به خوبى درک کنیم و با درک این واقعیت، همبستگى و وحدت یک ضرورت براى همه ما است.

حوادث چند روزه به ما گفت خشونت و خشونت‏‌گرایى تحت هر عنوانى محکوم است و همه باید به سمت قانون و قانونگرایى حرکت کنیم. با عناصر خشونت‏‌طلب در این چند روز و با این اشرار برخورد قاطع خواهد شد تا براى دیگران درس عبرت باشد. خوشبختانه همه ارکان نظام، مسؤولین همه قوا بدون هیچگونه اختلاف‏‌نظر نسبت به برخورد قاطع و انقلابى نسبت به این عناصر فرصت‏‌طلب اتفاق نظر دارند و قوه قضائیه در روزهاى آینده به وظیفه قانونى، شرعى، ملى و انقلابى خود به خوبى عمل خواهد کرد. (تکبیر حضار)

در روزهاى آینده مردم ما با هیجان، هوشیارى خودشان را در صحنه حفظ کنند. بدون این‏که دست به عملى بزنند، در زمینه اطلاعات به دست آمده به وزارت اطلاعات کمک کنند. در زمینه عمل هم پشتیبان نیروهاى رسمى و مسؤولین امنیت باشند، یعنى کمک نیروى انتظامى، بسیج و سایر نیروهاى امنیتى در صحنه عمل باشند. باید بدانیم که اتکاء اصلى نظام و مسؤولین ما به مردمان عزیز و قهرمان حاضر در صحنه است. گرچه چند روز گذشته، شاهد حوادث تلخى بودیم، اما حضور امروز مردم شیرینى و شهد را در کام تلخ مردم ریخت. حضور میلیونى امروز مردم در سراسر کشور حماسه دیگرى بود. اطلاعاتى که من یک ساعت پیش از همه استانها گرفتم این بود که در سراسر ایران، موج خروشان مردم، تکبیرگویان به مراکز اجتماعى که به آن‏ها اعلام شده است، زن و مرد در حال حرکت هستند. همه جا شعار و فریاد در حمایت از نظام و علیه استکبار و مزدوران داخلى آن‏هاست. مردم ما امروز یکبار دیگر دشمنان خارجى و مزدورانشان را مأیوس کردند و مشت رد به سینه آن‏ها زدند. مردم ما به خوبى توجه دارند براى توسعه اقتصادى، سیاسى و فرهنگى اولین شرط ضرورى و لازم، امنیت و ثبات است و براى این امنیت و ثبات همه ما باید در صحنه باشیم و هوشیارى و بیدارى‏‌مان را حفظ کنیم و دولت و نیروهاى امنیتى را براى این اهداف مهم یارى دهیم.»

و بالاخره راهپیمایى میلیونى و حماسى ملت ایران در 23 تیر نشان داد که از حادثه تا حماسه راهى نیست به‌شرط آن‏که گوش و دل را به امیر کاروان سپرده باشى و براى چنین ملتى سرافراز، هماره چنین بوده و هست و خواهد بود. ان‌شاءالله

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳

رهبر انقلاب شب گذشته در سخنان مهمی، حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران را "مقرون به صرفه برای آنها" ندانستند. چرا در عمل، حمله نظامی به ایران مقرون به صرفه نیست؟

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم:

"واقعیت این است که حمله نظامی، امروز برای امریکا مقرون به صرفه نیست به همین علت ناظران و آگاهان جهانی نیز مانند ملت ایران، تهدیدهای آن را جدی نمی گیرند؛ (با اشاره به برخی حرف‌ها مبنی بر ممانعت امریکا از حمله رژیم صهیونیستی) اگر این حرفها راست باشد علت ممانعت امریکا این است که حمله را مقرون به صرفه نمی داند و ما نیز قاطعانه تأکید می کنیم که حمله نظامی به جمهوری اسلامی برای هیچ کس مقرون به صرفه نخواهد بود. "

اینها دو بخش کوتاه از سخنان مهم شب گذشته رهبر انقلاب در دیدار کارگزاران نظام است.

برای اینکه مشخص شود که آیا حمله نظامی برای آمریکا یا رژیم صهیونیستی مقرون به صرفه است یا نه، باید به گذشته بازگردیم و سخنان فرمانده معظم کل قوا و فرمانده‌هان عالی رتبه نظامی ایران را در سه بخش "توان نظامی، قدرت ژئوپلیتکی و نفوذ ایران" مختلف بررسی کنیم.

*** توان نظامی

رهبر انقلاب در نوروز سال 92 طی سخنانی در پاسخ به تهدیدات رژیم صهیونیستی فرمودند: "رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم می‌کنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی می‌کنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم می‌دانند و اگر نمی‌دانند، بدانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد."

- نکته: تلاویو به عنوان پایتخت این رژیم و حیفا به عنوان مهمترین مرکز اقتصادی و نفتی اسرائیل و جزو شمالی‌ترین شهرهای این رژیم است.

عاموس یادلین رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل درباره توان موشکی ایران می‌گوید، "زمان مورد نیاز برای رسیدن موشک از تهران به تل‌آویو تنها 7 دقیقه است. موشک هایی همچون "عاشورا"، "شهاب"، "قدر"، "سجیل" و حتی موشک هایی که ایران هنوز از آنها رونمایی نکرده است و منتظر «غلط» اسرائیل است."


لحظه شلیک موشک دوربرد سجیل

سرلشکر صفوی مشاور و دستیار عالی فرمانده کل قوا نیز در پاسخ به تهدیدات آمریکایی‌ها می‌گوید: سیاستمداران و نظامیان آمریکا به خوبی آگاهند که همه پایگاه‌های آنان در منطقه در تیررس موشک‌های ایران بوده و بسیار آسیب‌پذیرند و موشک‌های ایران می‌توانند به همه نقاط اسرائیل برسند. (13 خرداد 91)

سردار سلامی اما در وجهه یک فرمانده عالی رتبه نظامی در ایران، وقتی سخن از پاسخ به تهدیدات آمریکا می‌زند، طور دیگری به این تهدیدات پاسخ می‌دهد. او می‌گوید: توسعه قدرت دفاعی و ساختاری ما به شکلی توسعه یافته که نه تنها می‌تواند منافع حیاتی ایران را حفظ کند، بلکه منافع حیاتی دشمن را در منطقه در هر سطحی با خطر مواجه خواهد کرد.

*** قدرت ژئوپلیتیکی

جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران در بخشی از مهمترین منطقه جهان یعنی خاورمیانه قرار گرفته و این خود برای کشور مزیت مضاعف به شمار می‌رود.

شاید در این بین، مهمترین بخش از ژئوپلتیک ایران، مربوط به آب‌های جنوبی کشور یعنی خلیج فارس، دریایی عمان و از همه مهمترین در اختیار داشتن تنگه هرمز (Strait of Hormuz) است.

مقامات ایرانی بارها به صراحت اعلام کرده‌اند که در صورت حمله نظامی به کشور، در اولین ساعات درگیری، این تنگه توسط ایران مسدود خواهد شد.

سرلشکر فیروزآبادی رئیس کل ستاد نیروهای مسلح در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه غربی‌ها اعلام کرده‌اند ایران توان بستن تنگه هرمز را ندارد، می‌گوید: آنها برای دلخوشی خودشان می‌گویند که ما بلوف می‌زنیم که البته ما هم بنا نداریم که تنگه هرمز را ببندیم ولی طرح بستن آن را داریم که طرحی هوشمندانه و معقولانه است. (25 تیر 91)


برقراری امنیت تنگه استراتژیک هرمز برعهده ایران است

سردرا فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه در این باره گفته است، "ایران در زمان تهدید توانمندی بستن تنگه هرمز را دارد و اگر هر عامل و قدرتی کوچکترین حرکتی انجام دهد که به امنیت منطقه خدشه وارد گردد، پاسخ بسیار قاطع به آن خواهیم داد. خلیج فارس و تنگه هرمز به‌طور کامل تحت سیطره نیروی دریایی سپاه است." (18 بهمن 89)

- نکته: تنگه هرمز دومین تنگه بین‌المللی پر رفت و آمد دنیاست و روزانه چیزی در حدود 17 میلیون بشکه نفت خام از این تنگه به آمریکا و بسیاری دیگر از قدرت‌های غربی صادر می‌شود.

*** نفوذ در میان ملت‌ها

ایران در کشورهایی که ایران را تهدید به حمله نظامی می‌کنند، نیروی نظامی ندارد و در برخی موارد، حتی اتباع کشورمان هم ممکن است در آن کشورها یا حضور نداشته و یا اصلا حضور ندارند اما جمع کثیری از مسلمانان و حتی غیرمسلمانان جهان دوستدار انقلاب اسلامی و حامی مقاومت ایران در مقابله با قدرت‌های بزرگ هستند.

نشانه این دوستداری و پیروی مسلمانان و غیرمسلمانان جهان به فرهنگ انقلاب اسلامی را می‌توان در تلاش برای اجرای حکم اعدام سلمان رشدی که توسط رهبر کبیر انقلاب صادر شده بود و همچنین برپایی راهپیمایی‌های گسترده ضدصهیونیستی در سراسر جهان از آمریکا گرفته تا انگلیس و آسیای شرقی و آفریقا دانست.


راهپیمایی روز قدس در لندن (سال 92)

شاید از همین رو باشد که امام خامنه‌ای اینگونه به تهدیدات آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها پاسخ می‌دهند. "هم آمریکا بداند، هم دست‌نشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژیم صهیونیستى در این منطقه بداند؛ پاسخ ملت ایران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلکه هر گونه تهدیدى، پاسخى خواهد بود که از درون، آنها را از هم خواهد پاشید و متلاشى خواهد کرد. (20 آبان 90)

امام خامنه‌ای شب گذشته در بخش مهمی از سخنانشان با اشاره به موضوع حمله نظامی آمریکا و یا اسرائیل به ایران، این حمله را مقرون به صرفه برای آنها ندانسته و تأکید کردند که، "اگر [آمریکا] صرفه خود را در حمله ببیند لحظه‌ای درنگ نمی‌کند."

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳

شروع ماه مبارک رمضان، در حقیقت عید بزرگی برای مسلمانان است و جا دارد که مؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریک بگویند و یکدیگر را به استفاده هر چه بیشتر از این ماه توصیه کنند. چون ماه ضیافت الهی است، در این ماه فقط مؤمنین و کسانی که اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منّان و کریم می‌نشینند. این، غیر از سفره عام کرم الهی است که همه انسان‌ها، بلکه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است

قطعه‌ای از بهشت

ماه رمضان در هر سال، قطعه‌ای از بهشت است که خدا در جهنم سوزان دنیای مادی ما، آن را وارد می‌کند و به ما فرصت می‌دهد که خودمان را بر سر این سفره الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می‌شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همه سال را و بعضی همه عمر را. بعضی هم از کنار آن، غافل عبور می‌کنند که مایه تأسف و خسران است. حالا برای خودشان که هیچ، هر کس که ببیند این موجود انسانی، با این همه استعداد و توانایی عروج و تکامل، از چنین سفره با عظمتی استفاده نکند، حق دارد که متأسف شود. این ماه رمضان است. ماه ضیافت الله است. ماه لیلة القدر است.

درهای آسمان، درهای بهشت

در روایت داریم که درهای آسمان در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی رابطه قلبی انسان با خدا در این ماه آسان‌تر از همیشه است. در روایت داریم که درهای بهشت در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی به برکت روزه و توجه و خشوعی که لازمه روزه است، فرصت و توفیق کار نیک برای انسان وجود دارد. البته فرصت به معنای تحقق آنچه انسان از آن فرصت جستجو می‌کند، نیست؛ اراده و دنبال‌گیری و خواست و حرکت ما را لازم دارد. در هر حال این فرصت وجود دارد و ما می‌توانیم از آن بهره ببریم و استفاده کنیم.

  20/08/1381.

رمضان؛ ماه همواری راه

ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود می‌آوریم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که می‌خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛ گاهی مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یک جا هم می‌رسید به فرودگاهی که هواپیمای مجهزی آماده است تا شما را بی دردسر و با خیال راحت و پس از طی مسیر طولانی به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است. خدای متعال راه را در ماه رمضان هموار کرده است و فضا را در ماه رمضان، فضای خالی از معارض قرار داده است. این روزه‌یی که شما می‌گیرید، نفس و هواهای نفسانی را به زنجیر می‌کشد؛ این عبادت‌ها، این دعاها، این خشوع‌ها، این ذکرها و این لیلة القدر همان وسایل همواری است که شما را فرسنگ‌ها جلو می‌برد؛ راهی را که در طول سال و در ماه‌های دیگر گاهی یک متر یک متر باید طی کنیم، می‌توانیم اگر همت کنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طی کنیم؛ لذاست که شما می‌بینید اولیای خدا از مژده رسیدن ماه رمضان خرسند می‌شدند و از فراق ماه رمضان اشک‌هایشان سرازیر می‌شد.

  24/08/1383.

عروج و اعتلای روح

مسأله اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او، محاصره شده و انگیزه‌های گوناگون، او را به سمت پایین و تنزل و سقوط می‌کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.

  18/01/1369.

محروم واقعی

این، چیز کمی نیست که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این ماه [رمضان] را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی بهره خواهند ماند و واقعاً این محرومیت به معنای حقیقی است. «ان الشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم». (عیون اخبار الرضا، ج1، ص230) محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.

07/02/1369

نوافل را بخوانید

این نوافل سی و چهار رکعتی که برای نمازهای روز و شب وارد شده است، بسیار با ارزش است. ماه رمضان فرصت خوبی است. ما غالباً اهل نوافل نیستیم. ولی ماه رمضان که می‌شود، چه مانعی دارد؟ کدام کار با دهان روزه، بهتر از نماز خواندن؟ چهار رکعت نماز ظهر است، قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله دارد؛ چهار دو رکعتی. چهار رکعت نماز عصر است و قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله نماز عصر است. این نوافل را بخوانید. همچنین نوافل مغرب را که از اینها مهم‌تر است؛ و نیز نوافل شب که یازده رکعت است. همچنین نافله صبح که دو رکعت است. کسانی هستند که در ایام معمولی سال، برایشان مشکل است پیش از اذان صبح برای نماز شب بیدار شوند. ولی در این شب‌ها، به طور قهری و طبیعی بیدار می‌شوند. این یک توفیق الهی است. چرا از این توفیق استفاده نکنیم؟ ان شاء الله فرصت‌های ماه رمضان را مغتنم بشمارید.

 04/12/1371.

راه، نزدیک است

ماه رمضان، ماهی است که می‌شود با تذکر و توجه در آن، به جبران کرده‌های ناپسند پرداخت. در «دعای ابو حمزه»، عبارتی بسیار تکان دهنده وجود دارد؛ که آن عبارت، این است: «واعلم انّک للرّاجی بموضع اجابةٍ و للملهوفین بمرصد اغاثةٍ و انّ فی اللّهف الی جودک و الرضا بقضائک عوضاً من منع الباخلین و مندوحةً عمّا فی ایدی المستأثرین و انّ الراحل الیک قریبُ المسافة و انک لا تحتجب عن خلقک الاّ ان تحجبهم الاعمال دونک.»(مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی) فرد دعا خوان و ثناگو، عرض می‌کند: «ای خدای من! من امید به تو را بر امید به غیر تو ترجیح دادم. پناه آوردن به تو را جایگزین پناه بردن به دیگران کردم و می‌دانم اگر کسی به سوی تو بیاید، راه نزدیک است... .»

 14/11/1373

کسانی که همهمه جهنم را نمی‌شنوند

امام سجاد (سلام الله علیه) در دعای ابوحمزه - که دعای خیلی با حال و خوبی است - ترس از قیامت را تشریح می‌کنند:

«ابکی لخروجی عن قبری عریاناً ذلیلاً حاملاً. ثقلی علی ظهری»؛

امروز می‌گریم برای وقتی که عریان و ذلیل و بار سنگین عمل بر دوشم از قبر بیرون می‌آیم.

«انظر مرّةً عن یمینی و اخری عن شمالی اذ الخلائق فی شأن غیر شأنی لکل امرء منهم یومئذ شأن یغنیه وجوه یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشرة»؛

یک عده چهره‌هاشان خندان است و خشنود و خوشحال و سربلندند. اینها چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در دنیا از پل صراطی که حقیقت و باطنش در آنجاست و مثال آن در اینجاست، توانسته‌اند رد شوند. این پل صراط، پل عبودیت، پل تقوا و پل پرهیزگاری است؛

«و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»؛

صراط این دنیا، همان صراط روی جهنم است. «انک علی صراط مستقیم» ی که به پیغمبر می‌فرماید، یا «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»،

همان صراط روی جهنم است. اگر اینجا ما توانستیم از این صراط، درست، با دقت و بدون لغزش عبور کنیم، گذر از آن صراط آسان‌ترین کار است؛ مثل مؤمنین که مانند برق عبور می‌کنند.

«انّ الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون لا یسمعون حسیسها»؛

اصلاً اینها همهمه جهنم را هم نمی‌شنوند؛

«و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون لا یحزنهم الفزع الاکبر.»

فزع اکبر، یعنی دشوارترین ترسی که ممکن است برای انسان پیش بیاید. مؤمنین با همین ابعاد جسمانی و روحانی و نفسانی، فزع عظیمی که در آنجاست،

«لا یحزنهم الفزع الاکبر»؛

اینها را محزون و اندوهگین نمی‌کند؛ اینها از این صراط عبور کرده‌اند.

 06/08/1383.

انس با قرآن

این ماه [رمضان]، ماه ضیافت الهی است. پذیرایی خداوند از بندگان خود در این ماه - که یک پذیرایی معنوی است - عبارت است از گشودن درهای رحمت و مغفرت و مضاعف کردن اجر و ثواب اعمال خیری که بندگان در این ماه انجام می‌دهند. روزه ماه رمضان هم یکی از مواد همین ضیافت عظیم الهی است، که مایه تصفیه روح انسان و ایجاد زمینه طهارت قلبی روزه‌دار است. این ماه [رمضان]، همچنین بهار قرآن است. انس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما قوی‌تر و عمیق‌تر می‌کند. بدبختی جوامع اسلامی، به خاطر دوری از قرآن و حقایق و معارف آن است. آن کسانی از مسلمانان که معانی قرآن را نمی‌فهمند و با آن انس ندارند، وضعشان معلوم است. حتی کسانی هم که زبان قرآن، زبان آنهاست و آن را می‌فهمند، به خاطر عدم تدبر در آیات قرآن، با حقایق قرآنی آشنات نمی‌شوند و انس نمی‌گیرند. می‌بنید که آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (سوره نساء، 141) – یعنی خداوند مؤمنین را زیر دست و زبون کفار قرار نداده است – در کشورهای عربی و به وسیله مردم عرب زبان در دنیا خوانده می‌شود، اما به آن عمل نمی‌گردد. در آیات قرآن، توجه و تنبه و تدبر [نمی‌کنند]؛ لذا کشورهای اسلامی عقب مانده‌اند.

 29/07/1384.

تلاوت قرآن همراه با تأمل

دوستان سعی کنند در همه اوقات - به خصوص در ماه رمضان - تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگی‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد.

تلاوت عجله‌یی که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛ نه این که بی فایده باشد - بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد. لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب مأمورٌبه است، نیست. تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛ دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید. لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، انتباه(توجه) دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح ذهن پیدا می‌کند. هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم.

 17/07/1384

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳

آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای در مراسم دانش آموختگی امروز دانشجویان افسری دانشگاه امام حسین(علیه السلام):

امروز جبهه استکبار از پیشرفت‌های ملت ایران و نظام اسلامی که بدون اتکاء به آمریکا و قدرتهای غربی و با تکیه بر ظرفیت‌ها و توانایی‌های داخلی بدست آمده، به شدت عصبانی است و ما در پاسخ به آنها همان جمله معروف شهید بهشتی را تکرار می‌کنیم که از ما عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید. 31/2/1393

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٥ تیر ۱۳٩۳

بیانات در مراسم بیست و پنجمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی1393/03/14

امروز یک عده‌اى در بخشهاى مختلف دنیاى اسلام به‌نام گروه‌هاى تکفیرى و وهابى و سَلَفى، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع، دارند تلاش میکنند، کارهاى بدى میکنند، کارهاى زشتى میکنند؛ اما اینها دشمنهاى اصلى نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنى میکنند، حماقت میکنند اما دشمن اصلى، آن کسى است که اینها را تحریک میکند، آن کسى است که پول در اختیارشان میگذارد، آن کسى است که وقتى انگیزه‌ى آنها اندکى ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزه‌دار میکند؛ دشمن اصلى، آن کسى است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل، و ملت مظلوم ایران مى‌افشاند؛ اینها آن دست پنهانِ سرویس‌هاى امنیتى و اطلاعاتى است. لذا ما مکرر گفته‌ایم این گروه‌هاى بى‌عقلى را که به نام سَلَفى‌گرى، به نام تکفیر، به نام اسلام با نظام جمهورى اسلامى مقابله میکنند، دشمن اصلى نمیدانیم؛ ما شما را فریب‌خورده میدانیم؛ به اینها گفته‌ایم: لَئِن بَسَطتَ اِلَىَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنى ما اَنا بِباسِطٍ یَدِىَ اِلَیکَ لِاَقتُلَکَ اِنّى اَخافُ اللهَ رَبَّ العَلَمین؛ تو اگر خطا میکنى، اشتباه میکنى، کمر به قتل برادر مسلمان خودت میبندى، ما تو [آدمِ] نادان و جاهل را کسى نمیدانیم که بایستى کمر به قتل او ببندیم؛ البته از خودمان دفاع میکنیم، هر کسى به ما حمله بکند، با مشت محکم ما مواجه خواهد شد، این طبیعى است؛ اما معتقدیم اینها دشمنان اصلى نیستند، فریب‌خورده هستند. دشمن اصلى آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه‌چندان پنهانى است که از آستین سرویس‌هاى امنیتى بیرون مى‌آید و گریبان مسلمانان را میگیرد و آنها را به جان هم مى‌اندازد.

بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهاى اسلامى1393/03/06

امروز در دنیا دشمنانى به‌صورت علنى با اسلام مقابله میکنند؛ مقابله‌ى آنها در درجه‌ى اول با ایجاد اختلاف است. عمیق‌ترین اختلافها و خطرناک‌ترین اختلافها، اختلافهاى عقیدتى و ایمانى است. امروز در دنیا، تحریکات ایمانى و عقیدتى براى به جان هم انداختن مسلمانان، به‌وسیله‌ى دستهاى استکبارى انجام میگیرد. یک عده‌اى، عده‌اى را تکفیر میکنند؛ عده‌اى علیه عده‌ى دیگرى شمشیر میکشند؛ برادران به جاى همکارى با یکدیگر و گذاشتن دست در دست یکدیگر، علیه برادران دست در دست دشمنان میگذارند! جنگ شیعه و سنى به راه مى‌اندازند و تحریکات قومى و طائفى را لحظه به لحظه افزایش میدهند؛ [البته] دستهایى که این کارها را میکنند، دستهاى شناخته‌شده‌اى هستند. اگر نیروى خِرَد، چراغ اندیشه و آگاهى - که قرآن ما را به آن امر کرده است - به کار بیفتد، خب دست دشمن را مى‌بینیم، انگیزه‌ى دشمن را میفهمیم.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری1392/12/15

مسئله‌ی وحدت، وحدت ملی، حفظ اتحاد؛ این جزو وظائف ما است. حضور نیروهای تکفیری که امروز متأسفانه در برخی از نقاط منطقه فعالند، خطر بزرگشان این نیست که بی‌گناه‌هان را میکشند، آن هم جنایت است، بزرگ است؛ اما خطر بزرگ این است که دو گروه شیعه و سنی را نسبت به هم بدبین میکنند؛ این خیلی خطر بزرگی است؛ جلوی این بدبینی را باید بگیریم. نه از آن طرف شیعیان خیال کنند که یک گروه آنچنانی که با شیعه این‌جور رفتار میکند این جبهه‌ی اهل تسنن است که با اینها مقابله میکند، نه جبهه‌ی اهل سنت تحت تأثیر حرفهای آنها - آنچه آنها راجع به شیعه میگویند و تهمتهایی که میزنند و آتش‌افروزی‌هایی که میکنند - قرار بگیرند. باید مراقب باشند؛ هم شیعه مراقب باشد، هم سنی مراقب باشد. این را بایستی در همه‌ی مناطق کشور همه بدانند؛ هم سنی‌ها بدانند، هم شیعه‌ها بدانند؛ نگذارند که این وحدتی امروز در بین کشور هست ‌[از بین برود]؛ که یکی از بخشها وحدت مذاهب شیعه و سنی و وحدت اقوام است. برجسته کردن خصوصیات قومی و دمیدن در آتش قوم‌گرایی، کارهای خطرناکی است، بازی با آتش است؛ به این هم باید توجه بکنند.

بیانات در دیدار مردم آذربایجان1392/11/28

یک عدّه سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونتها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملّت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرّفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است. در طول تاریخِ اقلاًّ هفتاد هشتاد سال اخیر - البتّه قبل هم خیلی حرفها در تاریخ آمریکا هست [که] نمیخواهیم حالا وارد آن حرفها بشویم - شما نگاه کنید در دنیا، ببینید آمریکا چه‌کار کرده؟ جنگهایی که آمریکا به راه انداخته است، انسانهای بی‌گناه و غیرنظامی‌ای که در این جنگها و در غیر این جنگها به خاک و خون کشانده است؛ دیکتاتورهایی که در شرق و غرب دنیا مورد حمایت آمریکا قرار گرفته‌اند - یکی از آنها محمّدرضای پهلویِ ایران بود و ده‌ها نفر از قبیل او در کشورهای آسیایی، در کشورهای آفریقایی، در کشورهای آمریکای لاتین، از نظامی و غیرنظامی - و سالهای متمادی به مردم خودشان ظلم کردند، خون مردم را به شیشه کردند، ثروتهای مردم را غارت کردند، پدر مردم را درآوردند. حمایت از اینها در کارنامه‌ی عمل آمریکا وجود دارد. حمایت از تروریسم بین‌الملل و حمایت از تروریسم دولتی؛ این دولت جعلی جنایتکار صهیونیستی که غاصب فلسطین است، ده‌ها سال است که مورد حمایت آمریکا است؛ مردم را میکُشد، خانه‌ها را خراب میکند، ظلم میکند، جوانها را، زنها را، مردها را، کودکان را به زندان و حبس میکشاند؛ به بیروت حمله کردند، صبرا و شتیلا را نابود کردند، چه، چه؛ همه مورد حمایت آمریکا است. اینها در سیاهه‌ی اعمال آمریکا ثبت است. حمله‌ی به عراق و کشتن ده‌ها هزار انسان - آمارها را ما دقیق نمیدانیم، بلکه گفته میشود تا حدود یک میلیون عراقی را در طول این چند سال اینها مستقیم و غیر مستقیم از بین بردند؛ حالا من نسبت نمیدهم، اقلاًّ ده‌ها هزار، [در صورتی که] یکی‌اش هم زیاد است - انسانها را در عراق از بین بردند. در افغانستان یک‌جور دیگر، شرکتهای آدم‌کشی و ترور را - که من یکی [از آنها] را یک‌وقتی در یک سخنرانی، اسم آوردم: شرکت معروف «بِلَک‌واتِر» آمریکایی که کار آن آدم‌کشی است، ترور است - انداختند به جان مردم؛ همین گروه‌های تندروِ افراطیِ آدم‌کشِ تکفیری را اوّل اینها راه انداختند که حالا در یک‌جاهایی کمانه کرده و به خودشان هم دارد میخورد. آمریکا یک‌چنین دولتی است. بحث سر ملّت آمریکا و مردم آمریکا نیست، آنهاهم مثل بقیّه‌ی مردمند؛ بحث سر رژیم آمریکا است، بحث سر دولت آمریکا است. چطور میشود این چهره را با بزک و آرایش تغییر داد در مقابل چشم ملّت ایران؟

بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی‌1392/10/29

امّت اسلامی نشان داد که فلسطین را از یاد نبرده است؛ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است. در همین شرایط است که همه‌ی تلاشهای دشمن متوجّه این میشود که امّت اسلامی را از یاد فلسطین غافل کند. چه جور؟ با ایجاد اختلافات، با جنگهای داخلی، با ترویج افراطگریِ انحرافی به نام اسلام و به نام دین و شریعت؛ عدّه‌ای عامّه‌ی مسلمانان را، اکثریّت مسلمانان را تکفیر کنند. وجود این جریانهای تکفیری که در دنیای اسلام به‌وجود آمدند، برای استکبار، برای دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به‌جای توجّه به واقعیّت خبیث رژیم صهیونیستی، توجّه‌ها را به‌جای دیگری معطوف میکنند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه اسلام خواسته است؛ اسلام از مسلمانان خواسته است که «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» [باشند]؛ مسلمانان باید در مقابل دشمنان دین سرسخت باشند، باید بایستند، باید تحت نفوذ قرار نگیرند؛ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» صریح آیه‌ی قرآن است. بین خودشان مهربان باشند، با هم باشند، دست در دست یکدیگر بگذارند، اعتصام به حبل‌الله بکنند؛ این دستور اسلام است. آن‌وقت یک جریانی به‌وجود بیاید که مسلمانها را تقسیم کند به مسلم و کافر! عدّه‌ای را به‌عنوان کافر هدف قرار بدهد، مسلمانها را به جان هم بیندازند! چه کسی میتواند شک کند که وجود این جریانها و پشتیبانی این جریانها و تَمویل این جریانها و دادن سلاح به اینها کار استکبار است و کار دستگاه‌های امنیّتی خبیث دولتهای استکباری است؟ می‌نشینند و برای همین کار برنامه‌ریزی میکنند. دنیای اسلام باید به این مسئله بپردازد؛ این خطر بزرگی است. متأسّفانه بعضی از دولتهای مسلمان، بی‌توجّه به این اختلافات دامن میزنند؛ نمیفهمند که دامن زدن به این اختلافات، آتشی خواهد افروخت که دامن همه‌ی آنها را خواهد گرفت؛ این خواسته‌ی استکبار است: جنگ گروهی مسلمان با گروهی دیگر. عامل این جنگ هم کسانی هستند که از پول دست‌نشاندگان مستکبرین استفاده میکنند؛ به اینها پول میدهند، سلاح میدهند، [که‌] در این کشور و در آن کشور، مردم را به جان هم بیندازند. و این حرکت از سوی استکبار در این سه چهار سال اخیر که موج بیداری اسلامی در تعدادی از کشورهای اسلامی و عربی به‌وجود آمد، تشدید شده است؛ برای اینکه بیداری اسلامی را تحت‌الشّعاع قرار بدهند. هم مسلمانها را به جان هم می‌اندازند، هم با بزرگ‌نماییِ دستگاه‌های تبلیغاتی دشمن، اسلام را در چشم افکار عمومی دنیا زشت جلوه میدهند؛ وقتی تلویزیون‌ها یک آدمی را نشان میدهند که به نام اسلام، جگر یک انسانی را دارد میجود و میخورد، درباره‌ی اسلام چه فکر میکنند؟ دشمنان اسلام برنامه‌ریزی کردند؛ اینها چیزهایی نیست که دفعتاً به‌وجود بیاید، اینها چیزهای خلق‌السّاعه نیست؛ اینها چیزهایی است که درباره‌ی آن مدّتها برنامه‌ریزی شده است، پشت سر اینها سیاست هست، پشت سر اینها پول هست، دستگاه‌های جاسوسی پشت سر این‌جور کارها هستند. مسلمانها باید با هر عامل مخالفِ وحدت و ضدّ وحدت مقابله بکنند؛ این یک تکلیف بزرگ برای همه‌ی ما است؛ هم شیعه باید این را قبول کند، هم سنّی باید قبول کند، هم شعبه‌های گوناگونی که در میان شیعیان و در میان سنّی‌ها وجود دارد این را باید بپذیرند. وحدت به معنای تکیه‌ی بر مشترکات است. ما مشترکات زیادی داریم؛ میان مسلمانان، مشترکات بیش از موارد اختلافی است؛ روی مشترکات باید تکیه کنند. تکلیف عمده هم در این مورد بر دوش نخبگان است؛ چه نخبگان سیاسی، چه نخبگان علمی و چه نخبگان دینی. علمای دنیای اسلام مردم را از تشدید اختلافات فرقه‌ای و مذهبی برحذر بدارند.

بیانات در دیدار کارگزاران حج1392/06/20

حج مظهر جدال با دشمن است. بعضی از کج‌بین‌ها و بددل‌ها خواسته‌اند این‌جور بگویند که«لا جدال فی الحجّ»؛ شما چرا در حج مراسم برائت برپا میکنید؟ این جدالی که در برائت هست، جدال با شرک است، جدال با کفر است؛ این جزو اساسی‌ترین خطوط حیات اسلامی است؛ آن جدالی که در حج نباید باشد، جدال برادران با یکدیگر است، جدال مؤمنین با یکدیگر است، جدال دلهای معتقد به توحید با یکدیگر است؛ این جدال نباید باشد. باید سعی بکنیم که نه فقط جدال زبانی نداشته باشیم، تنافر قلبی هم نداشته باشیم؛ درست عکس آن چیزی که امروز دشمنان اسلام درصدد ایجاد آن در جامعه‌ی اسلامی‌اند؛ این را توجّه داشته باشید. اختلاف مذاهب اسلامی، اختلاف شیعه و سنّی در حدّ اختلاف عقیدتی - یکی یک عقیده‌ای دارد، دیگری یک عقیده‌ی دیگری دارد؛ اینها باهم اختلاف دارند - مشکلی به‌وجود نمی‌آورد؛ مشکل آن وقتی است که این اختلاف عقیدتی به اختلاف روحی، به اختلاف رفتاری، به درگیری، به ستیزه‌گری، به دشمنی بینجامد؛ دشمنان دنیای اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه‌اند. خوب فهمیدند که اگر در دنیای اسلام مذاهب اسلامی گریبان یکدیگر را بگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌های تکفیری را به راه می‌اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که می‌بینید، میشنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها میگذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمیخورد. رهبران دینی تشیّع و بخصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام بزرگوار و دیگران، این همه تأکید میکنند بر حفظ اتّحاد امّت اسلامی و برادری مسلمانان با یکدیگر، آن‌وقت یک عدّه‌ای - کاسه‌ی داغ‌تر از آش - دنبال آتش‌افروزی، دنبال ایجاد درگیری و اختلاف [هستند]. این همان چیزی است که دشمن میخواهد؛ این همان چیزی است که دشمنان دنیای اسلام که نه شیعه‌اند، نه سنّی‌اند، نه این را دوست دارند، نه آن را دوست دارند، دنبالش هستند. اینها را باید بفهمیم، اینها را باید توجّه کنیم.

بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن کریم1392/03/18

یکی از دستورات قرآن این است که آحاد امت اسلامی با یکدیگر متحد باشند؛ دست در دست یکدیگر بگذارند: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرّقوا».(۱) این خطاب به کیست؟ خطاب به ما است، خطاب به ملت ایران است، خطاب به ملتهای مسلمان کشورهای اسلامی است، خطاب به همه‌ی مؤمنین به اسلام در سراسر دنیا است. ما به این عمل میکنیم؟

 نقطه‌ی مقابل این آموزش قرآنی، آموزش استعماری است: اختلاف میان مسلمانان. یک عده، یک عده‌ی دیگر را تکفیر کنند، لعن کنند، خود را از آنها بری بدانند. این چیزی است که امروز استعمار میخواهد؛ برای اینکه ما با هم نباشیم. متأسفانه بعضی از دولتهای اسلامی و حکومتهای اسلامی فریب میخورند؛ آنها هم داخل بازی دشمن میشوند؛ فریب دشمن را میخورند، برای دشمن کار میکنند؛ گاهی دانسته، گاهی هم ندانسته.

 امروز اتحاد و اتفاق بین مسلمانان، یک فریضه‌ی فوری است. ببینید از جنگ و اختلاف چه مفاسدی به وجود می‌آید؛ ببینید در دنیای اسلام، تروریسم کور به بهانه‌ی اختلافات مذهبی، چه فجایعی به راه می‌اندازد؛ ببینید با این اختلافاتی که بین ما مسلمانان به وجود آوردند، رژیم صهیونیستی غاصب چه نفس راحتی میکشد. هر وقتی کشورهای اسلامی و ملتهای اسلامی بخواهند به هم نزدیک شوند، یک توطئه‌ای درست میکنند، یک حادثه‌ای به وجود می‌آورند. اینها باید چشم ما را باز کند، اینها باید ملتهای مسلمان را بیدار کند، اینها باید چهره‌ی رؤسا و حاکمان بااخلاص را از حاکمان دست‌نشانده‌ی دشمنان ممتاز کند. اینجا صحنه‌ی امتحان است.

 امروز هر حنجره‌ای که به وحدت دنیای اسلام دعوت کند، حنجره‌ی الهی است، ناطق من اللّه است. هر حنجره‌ای و زبانی که ملتهای مسلمان را، مذاهب اسلامی را، طوایف گوناگون اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند و عصبیتها را علیه یکدیگر تحریک کند، ناطق من الشیطان است. «من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان النّاطق عن اللّه فقد عبد اللّه و ان کان النّاطق ینطق عن لسان ابلیس فقد عبد ابلیس». آنهائی که از زبان ابلیس حرف میزنند، خودشان و مستمعین خودشان را به طرف جهنم میبرند؛ خودشان را هم دچار هلاکت میکنند. «أ لم تر الی الذّین بدّلوا نعمت اللّه کفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم یصلونها و بئس القرار»؛ «یقدم قومه یوم القیامة فأوردهم النّار»، که درباره‌ی فرعون است.

 کسانی که امروز دنیای اسلام را از اتحاد و یکپارچگی دور میکنند - در حالی که احتیاج به یکپارچگی، امروز بیشتر از همیشه است - اینها به نفع شیاطین کار میکنند، به نفع ابلیس‌ها کار میکنند. امروز می‌بینید دنیای غرب، دستگاه استعمار، گردانندگان کمپانی‌های نفتی و تجاری بزرگ دنیا، این کارتلها و تراستها، همه دارند پول خرج میکنند، نقشه‌ریزی میکنند برای اسلام‌ستیزی. قرآن را آتش میزنند، نام مبارک پیغمبر را مورد اهانت قرار میدهند، کاریکاتور درست میکنند، کتاب مینویسند، در پایتختهای بزرگ اروپا علیه مسلمانها هیجانات قومی درست میکنند - می‌بینید دیگر؛ اینها چیزهای روشن و واضحی است - اینها معنایش چیست؟ معنایش اسلام‌ستیزی است.

 امروز دشمنان غربی، علیه اسلام و مسلمانان، شمشیر را از رو بسته‌اند. خب، اینجا تکلیف مسلمانها چیست؟ مسلمانها باید به عناصر قدرت خودشان برگردند؛ مسلمانها باید در درونِ خودشان عوامل اقتدار و توانائی را روزبه‌روز افزایش دهند. یکی از مهمترین عوامل اقتدار، همین اتحاد و اتفاق است. این برای ما درس است، برای ملتهای مسلمان درس است.

بیانات در دیدار دست اندرکاران برگزاری انتخابات‌1392/02/16

لازم است اشاره‌ای بکنم به یک حادثه‌ی تلخی که این روزها اتفاق افتاد؛ که هم خود حادثه تلخ بود، هم حاکی از دستهای پشت پرده‌ی زیادی بود؛ و آن، حادثه‌ی تخریب قبر صحابی جلیل‌القدر، حجربن‌عدی (رضوان اللّه تعالی علیه و سلام اللّه علیه) و اهانت به پیکر این بزرگوار بود. از جهاتی این قضیه تلخ است: خود اهانت به یک صحابی که از بزرگان اصحاب پیغمبر است و از حواریین امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است و شهید در راه خدا است، قبر او را بعد از هزار و چهار صد سال بشکافند، جسد مطهر او را بیرون بیاورند و مورد اهانت قرار دهند، یک حادثه‌ی بسیار تلخ و غم‌انگیزی است. در کنار این، تلخی دیگری که وجود دارد، این است که در میان مجموعه‌ی مسلمانان و امت اسلامی کسانی پیدا شوند که با افکار پلید و متحجر و عقب‌مانده و خرافی خود، تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهره‌های نورانی صدر اسلام را شرک بدانند، کفر بدانند؛ واقعاً این مصیبتی است. اینها همان کسانی هستند که گذشتگانشان قبور ائمه (علیهم‌السّلام) را در بقیع ویران کردند. آن روز که در دنیای اسلام، از شبه‌قاره‌ی هند گرفته تا آفریقا، علیه اینها قیام کردند، اگر اینها جرأت میکردند، قبر مطهر پیغمبر را هم ویران میکردند، با خاک یکسان میکردند. ببینید چه فکر باطلی، چه روحیه‌ی پلیدی، چه انسانهای بداندیشی، احترام به بزرگان را اینجوری بخواهند نقض کنند و هتک کنند و این را جزو وظائف دینی بشمرند! در آن وقتی که اینها بقیع را ویران کردند، این را بدانید؛ سرتاسر دنیای اسلام علیه اینها اعتراض کرد. عرض کردم؛ از شرق جغرافیای اسلام - از هند - تا غرب جغرافیای اسلام، علیه اینها بسیج شدند.

اینها به عنوان اینکه این کارها پرستش است، این اقدامهای خبیث را میکنند! رفتن سر قبر یک انسانی و طلب رحمت کردن برای او از خدای متعال، و طلب رحمت کردن برای خود در آن فضای معنوی و روحانی، شرک است؟ شرک این است که انسان بشود ابزار دست سیاستهای اینتلیجنس انگلیس و سی.آی.ای آمریکا و با این اعمال، دل مسلمانان را غمدار کند، آزرده کند. اینها اطاعت و عبودیت و خاکساری در مقابل طواغیت زنده را شرک نمیدانند، احترام به بزرگان را شرک میدانند! خود این، یک مصیبتی است. جریان تکفیریِ خبیث که امروز در دنیای اسلام به برکت برخی از منابع مادی، متأسفانه پول و امکانات هم در اختیار دارند، یکی از مصائب اسلام است.

بیانات در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی‌‌1392/02/09

امروز یکی از خطرناک‌‌ترین چیزهائی که نهضت بیداری اسلامی را تهدید میکند، اختلاف‌‌افکنی و تبدیل این نهضتها به معارضه‌‌های خونین فرقه‌‌ای و مذهبی و قومی و ملّی است. این توطئه هم‌‌اکنون از سوی سرویسهای جاسوسی غرب و صهیونیزم، با کمک دلارهای نفتی و سیاستمداران خودفروخته، از شرق آسیا تا شمال آفریقا و بویژه در منطقه‌‌ی‌‌عربی ، با جد و اهتمام دنبال میشود و پولی که میتوانست در خدمت بهروزی خلق خدا باشد، خرج تهدید و تکفیر و ترور و بمبگذاری و ریختن خون مسلمانان و برافروختن آتش کینه‌‌های درازمدت میگردد. آنها که قدرت یکپارچه‌‌ی اسلامی را مانع هدفهای خبیث خود میدانند، دامن‌‌زدن به اختلافها در درون امت اسلامی را آسانترین راه برای مقصود شیطانی خود یافته‌‌اند و تفاوتهای نظری در فقه و کلام و تاریخ و حدیث را - که طبیعی و اجتناب‌‌ناپذیر است - دستاویز تکفیر و خونریزی و فتنه و فساد ساخته‌‌اند.نگاه هوشمندانه به صحنه‌‌ی درگیریهای داخلی، دست دشمن را در پس این فاجعه‌‌ها بروشنی نشان میدهد. این دست غدّار، بی‌‌شک از جهلها و عصبیتها و سطحی‌‌نگری‌‌ها در میان جوامع ما بهره‌‌برداری میکند و بر روی آتش، بنزین میریزد. وظیفه‌‌ی مصلحان و نخبگان دینی و سیاسی در این ماجرا بسیار سنگین است.

اکنون لیبی به گونه‌‌ای، مصر و تونس به گونه‌‌ای، سوریه به گونه‌‌ای، پاکستان به گونه‌‌ای، و عراق و لبنان به گونه‌‌ای درگیر یا در معرض این شعله‌‌های خطرناکند. باید بشدت مراقب و در پی علاج بود. ساده‌‌اندیشی است که این همه را به عوامل و انگیزه‌‌های عقیدتی و قومی نسبت دهیم. تبلیغات غرب و رسانه‌‌های منطقه‌‌ایِ وابسته و مزدور، جنگ ویرانگر در سوریه را نزاع شیعه و سنّی وانمود میکند و حاشیه‌‌ی امنی برای صهیونیستها و دشمنان مقاومت در سوریه و لبنان پدید می‌‌آورد. این در حالی است که دو طرف نزاع در سوریه، نه سنّی و شیعه، بلکه طرفداران مقاومت ضدصهیونیستی و مخالفان آنند. نه دولت سوریه یک دولت شیعی، و نه معارضه‌‌ی سکولار و ضد اسلامِ آن یک گروه سنّی‌‌اند. تنها هنر گردانندگان این سناریوی فاجعه‌‌آمیز آن است که توانسته‌‌اند از احساسات مذهبیِ ساده‌‌اندیشان در این آتش‌‌افروزی مهلک استفاده کنند.

بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام و بیداری اسلامی‌1391/09/21

اسلام باید محور باشد. فکر اسلام و شریعت اسلام باید محور باشد. سعی کردند وانمود کنند که شریعت اسلامی با پیشرفت و تحول و تمدن و اینها سازگار نیست. این، حرف دشمن است؛ نخیر، کاملاً سازگار است. البته در دنیای اسلام کم نیستند کسانی که با روحیه‌ی تحجر و ارتجاع و جمود و عدم قدرت اجتهاد توانسته‌اند این حرف دشمن را به نحوی تبیین و اثبات کنند. اینها مسلمانند، اما در خدمت آنهایند. ما در اطراف خودمان، در برخی از این کشورهای اسلامی، از این قبیل داریم؛ اسمشان مسلمان است، اما یک ذره فکر نو، نگاه نو، فهم نو از معارف اسلامی، انسان در آنها مشاهده نمیکند. اسلام مال همیشه‌ی دنیاست، اسلام مال همه‌ی قرنهاست، اسلام مال همه‌ی دورانهای پیشرفت بشری است؛ جوابگوست. آن فکری که بتواند پاسخگوئی اسلام را به این نیازها بفهمد، باید آن را پیدا کرد. بعضی‌ها این فکر را ندارند؛ فقط بلدند این را تکفیر کنند، آن را تفسیق کنند، اسم خودشان را هم مسلمان بگذارند. در نهایت هم یک وقتهائی انسان می‌بیند که در یک مواردی سرشان با سر مزدوران دشمن در یک آخور است! شریعت اسلامی را و فکر اسلامی را محور فعالیت خودمان قرار بدهیم؛ این هم یکی از هدفهاست.

انتصاب حجت‌الاسلام‌والمسلمین اراکی به سمت دبیرکلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی1391/04/24

از سوی دیگر دشمنان اسلام و امپراطوران کفر و نفاق به رهبری امریکا و اسرائیل می‌خواهند معادله‌ی جهاد و مقاومت را تبدیل به طرح تکفیر و ترور فرزندان اسلام نموده و در یک کلام، جنگ شیعه - سنی را به مثابه‌ دل‌مشغولی ملت‌های مسلمان بر جهان اسلام تحمیل کنند و به خیال خود از این راه بر تمامی مقدرات مادی و معنوی جهان اسلام مسلط شوند.

خطبه‌های نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربی1390/11/14

دو الگوی «اسلام تکفیری» و «اسلام لائیک» از سوی غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوی «اسلام اصولگرای معتدل و عقلانی» در میان انقلابهای منطقه تقویت نشود. کلمات را دوباره و بدقت تعریف کنید.

«دموکرات بودن» اگر به معنای مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموکرات باشید؛ و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه‌ی دوم و تقلیدی باشد، هیچ یک دموکرات نباشید.

«سلفی‌گری» اگر به معنای اصولگرائی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزشهای اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی سلفی باشید؛ و اگر به معنای تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود، با نوگرائی و سماحت و عقلانیت - که ارکان تفکر و تمدن اسلامی‌اند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بی‌دینی خواهد شد.

به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بدبین باشید؛ چه از نوع لائیک و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل میکند، ولی با مذاهب اسلامیِ دیگر بیرحمانه مواجه میشود، دست آشتی به سوی آمریکا و ناتو دراز میکند، ولی در داخل به جنگهای قبیله‌ای و مذهبی دامن میزند و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با کفار است، اعتماد نکنید. به اسلام آمریکائی و انگلیسی بدبین باشید، که شما را به دام سرمایه‌داری غرب و مصرف‌زدگی و انحطاط اخلاقی میکشانند. در دهه‌های گذشته، هم نخبگان و هم حاکمان، به وابستگی بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریکا و یا شوروی افتخار میکردند و از سمبلهای اسلامی میگریختند؛ و امروز همه چیز برعکس شده است.

بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌1390/07/20

هر کسی اگر میخواهد مذهب خودش، کار خودش را حفظ کند، داشته باشد؛ اگر میخواهند بحث مذهبی بکنند، هیچ اشکالی ندارد - من بحث مذهبی را هم قبول دارم - اگر دوست دارند بحث علمیِ مذهبی بین علما و بین صاحبان فن بکنند، بنشینند این کار را بکنند؛ منتها نه در منظر و مرئای مردم، بلکه در جلسات علمی بنشینند با هم بحث کنند؛ او استدلاش را بگوید، آن استدلالش را بگوید؛ یا یکی قانع میشود، یا قانع نمیشود؛ اینها اشکال ندارد؛ لیکن علی‌رغم همه‌ی اینها، یک امور مشترکی وجود دارد؛ یک دردهای مشترکی هست که درمانهای مشترکی دارد. عالم شیعه در بین مردمِ خود، عالم سنی در بین مردمِ خود نفوذ دارند؛ از این نفوذ استفاده کنند، این مشکلات مشترک را برطرف کنند.

امروز کسانی هستند که سلاحشان تکفیر است؛ ابائی هم ندارند که بگویند ما تکفیری هستیم؛ اینها سم‌اند. خب، این سم را باید از محیط اسلامی خارج کرد. یکی او را تکفیر کند، یکی او را تفسیق کند؛ این در سخنرانی و در منبر یک حرفی بزند که تعریض به او باشد، او یک چیزی بگوید که تعریض به این باشد؛ این همین چیزی میشود که دشمن میخواهد.

بیانات در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی‌1390/06/26

توصیه‌ی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ای و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ی مذهبی را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ی شیطانند.

بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)1390/03/14

ملتها بالاخره وقتی بیدار شدند، وقتی قدرت خودشان را شناختند، این راه را دنبال خواهند کرد و ان‌شاءاللَّه حرکت ملتهای منطقه - چه در آن کشورهائی که امروز حرکت هست، چه آن کشورهائی که بالقوه در آنها این حرکات وجود دارد - به پیروزی خواهد رسید. مردم در این کشورها پیروز خواهند شد، منتها باید مراقب حرکات تفرقه‌افکنانه‌ی دشمنان باشند. امروز، هم در مصر، هم در تونس، در شمال آفریقا و در سایر کشورهای اسلامی، دشمنان در پی ایجاد تفرقه‌اند. بخصوص چون ایران اسلامی کانون حرکت در مقابل استکبار است، میخواهند بین ایران اسلامی و کشورها فاصله بیندازند؛ فاصله‌های قومی، فاصله‌های مذهبی. حتّی در داخل خود این کشورها میخواهند تفرقه ایجاد کنند. امروز در مصر کسانی از این گروه‌های تکفیری و وهابی و اینها تلاش میکنند به بهانه‌های مختلف بین مردم مصر با یکدیگر هم اختلاف بیندازند؛ باید در مقابل این اختلاف‌افکنی‌ها هوشیار بود.

بیانات در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادی سنندج‌1388/02/22

نگاه کنید ببینید آن کسانی که میخواهند وحدت ملت ایران را به هم بزنند، کی‌ها هستند؟ بدانید که اینها عوامل دشمنند؛ یا خودشان از متن دشمن دارند حرف میزنند، یا سرانگشت دشمنند؛ برو برگرد ندارد. آن کسی که ندای تفرقه‌ی بین شیعه و سنی را سر میدهد و به بهانه‌ی مذهب، میخواهد وحدت ملی را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سنی، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. گاهی بعضیها مزدور دشمنند و خودشان نمیدانند. خیلی از این مردم بیچاره‌ی بی‌خبرِ سلفی و وهّابی که بوسیله‌ی دلارهای نفتی تغذیه میشوند تا بروند در اینجا و آنجا عملهای تروریستی انجام بدهند - در عراق یکجور، در افغانستان یکجور، در پاکستان یکجور، در نقاط دیگر یکجور - نمیدانند که مزدور دشمنند. آن مرد شیعی هم که میرود به مقدسات اهل سنت اهانت میکند و دشنام میدهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند که چه میکند. من عرض میکنم: عوامل اصلی دشمنانند. بعضی از این سرانگشتان - هم در بین اهل سنت، هم در بین شیعه - غافلند، نمیدانند و نمیفهمند چکار میکنند؛ نمیدانند برای دشمن دارند کار میکنند. چند سال قبل از این، در منطقه‌ی کُردی، یک عالم روشن‌بین در نماز جمعه سخنرانی کرد. گمانم قسم خورد -  اینجور به ذهنم است، چون سالها گذشته است - گفت واللَّه آن کسانی که می‌آیند پیش شیعه، بغض و کینه‌ی سنی را در دل او وارد میکنند و میروند پیش سنی، بغض و کینه‌ی شیعه را در دل او وارد میکنند، اینها نه شیعه هستند، نه سنی؛ نه شیعه را دوست دارند، نه سنی را دوست دارند؛ با اسلام دشمنند. البته نمیدانند؛ خیلیهاشان نمیفهمند و این مایه‌ی تأسف است که چرا نمیفهمند. امروز این جماعت وهّابی و سلفی، شیعه را کافر میداند؛ سنی محب اهل بیت را هم کافر میداند؛ سنیِ پیرو طریقه‌های عرفانی و قادری را هم کافر میداند! این فکر غلط از کجا سرچشمه میگیرد؟ همه‌ی مردم شیعه در سراسر دنیا، مردم سنی شافعی در شمال آفریقا، یا مالکی در کشورهای آفریقائی مرکزی - که اینها محب و دوستدار اهل بیتند؛ طریقه‌های عرفانی اینها به اهل بیت منتهی میشود - کافرند؛ چرا؟ چون به مرقد حسین بن علی در قاهره احترام میگذارند و مسجد رأس‌الحسین را مورد تقدیس قرار میدهند؛ به این جهت اینها کافرند! شیعه که کافر است؛ سنی سقّزی و سنندجی و مریوانی هم اگر با طریقه‌ی قادری یا نقش‌بندی ارتباط داشته باشد، او هم کافر است! این فکر، چه فکری است؟ چرا با این فکر غلط و شوم بین برادران مسلمان اختلاف ایجاد بشود؟ به آن شیعه‌ای هم که از روی نادانی و غفلت، یا گاهی از روی غرض - این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسئله‌شان مسئله‌ی نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند - به مقدسات اهل سنت اهانت میکند، عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است.

بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج1387/08/15

حج برای امت اسلامی یک فرصت است. در این خیل عظیمی که در حج هر سال شرکت می‌کنند، شما یک مقطع ده ساله را در نظر بگیرید، ببینید در این ده سال چند میلیون انسان از آفریقا، از آسیا، از اروپا، از همه‌ی مناطق عالم - زن، مرد، باسواد، کم‌سواد، دارای سلائق مختلف - شرکت می‌کنند. اگر ندای اتحاد اسلامی، «و لاتفرقوا» ی اسلامی بر این مجموعه حاکم باشد، شما ببینید چه اتفاق عظیمی می‌افتد. دیگر همه‌ی این مایه‌های اختلاف کمرنگ می‌شود. یکی سنی است، یکی شیعه است؛ در بین شیعه فِرق مختلف، در بین سنی فِرق مختلف؛ فقه‌های مختلف، مذهب‌های مختلف، عادت‌های مختلف است که به طور طبیعی به جدائی می‌انجامد. همه‌ی این‌ها را این دست مهربان حج جمع می‌کند، به هم نزدیک می‌کند، درهم فشرده می‌کند.

حالا اینجا من حاشیه‌ای بزنم. چقدر جفاست که کسی از این وسیله‌ی وحدت، ابزاری درست کند برای اختلاف و شکاف. این، خطاب به همه است. این فقط خطاب به آن فرد تکفیریِ سلفیِ متعصب که در مدینه بایستد و مقدسات شما را دشنام بدهد، نیست؛ خطاب به همه است. مسئولین حج - مسئولین کاروان‌ها، روحانیون حج - مراقب باشند که از این وسیله‌ی وحدت، ابزاری برای تفرقه درست نکنند و دل‌ها را از یکدیگر پر از کینه و درد نکنند. من چیزهائی را که می‌تواند وسیله‌ی جدائی شود، نمی‌شمرم؛ خودتان فکر کنید، ببینید چه چیزی است که دل شیعه را نسبت به برادر مسلمان غیر شیعه‌ی خود پر از کینه میکند؛ دل سنی را نسبت به برادر مسلمان شیعه‌ی خود پر از بغض می‌کند؛ ببینید اینها چی است، این‌ها را بیرون بکشید، بیندازید کنار و حج را که وسیله‌ی التیام، وسیله‌ی وحدت، وسیله‌ی یکسان‌سازی دل‌ها و نیت‌ها و عزم‌ها در دنیای اسلام است، بعکس، وسیله‌ی جدا کردن، وسیله‌ی بغض ایجاد کردن نباید قرار داد. شناختن این مسئله و مصادیق این مسئله خیلی هوشیاری و خیلی دقت می‌طلبد. این‌ها شوخی نیست.

بیانات در دیدار کارگزاران نظام1386/01/17

علاج اصلی، داروی اصلی برای امروزِ دنیای اسلام، داروی «اتحاد» است؛ باید با هم متحد بشوند. علما و روشنفکران اسلام بنشینند و منشور وحدت اسلامی را تنظیم کنند؛ منشوری تهیه کنند تا فلان آدم کج‌فهمِ متعصبِ وابسته‌ی به این، یا فلان، یا آن فرقه‌ی اسلامی، نتواند آزادانه جماعت کثیری از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام کند؛ تکفیر کند. تهیه‌ی منشور جزو کارهایی است که تاریخ، امروز از روشنفکران اسلامی و علمای اسلامی مطالبه می‌کند. اگر شما این کار را نکنید، نسلهای بعد از شما مؤاخذه خواهند کرد.

‌بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هم‌اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع1385/10/25

ما بایستی مردم خودمان را هشیار و بیدار کنیم و خودمان مراقب باشیم. آن کسانی که بدون فهم، فهم حقیقت، بدون تقوا، جمعیت عظیمی از مسلمانان را از دین خارج می‌دانند، خارج می‌کنند، تکفیر می‌کنند این گروه‌های تکفیریِ نادان - حقیقتاً مناسب‌ترین صفت برای اینها نادانی است، اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترین خصوصیت اینهاست - اینها را بایستی ما تا آنجایی که می‌توانیم، ارشاد کنیم؛ مردم را از اینها بترسانیم که مردمِ ما «و لتصغی الیه افئدة الذین لایؤمنون بالأخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون» بعضی‌ها به خاطر ضعف ایمان، به خاطر ضعف معرفت، مجذوب این حرفهای دشمنان می‌شوند. ما باید مراقبت کنیم. وظیفه‌ی علما، وظیفه‌ی سنگینی است. امروز وحدت دنیای اسلام، یک هدف اعلاست که اگر این وحدت حاصل شد، آن وقت دنیای اسلام حقیقتاً می‌تواند به عزت کامل و عمل به احکام اسلامی دست پیدا کند؛ می‌تواند این کار را هم بکند. هم دولتها باید کمک کنند، هم ملتها باید کمک کنند.

بیانات در دیدار مردم قم در سالروز عید سعید غدیر خم‌1385/10/18

برادران اهل تسنن هم بدانند که نقشه‌ی دشمن، ایجاد اختلاف است، ایجاد تعصب است، برادرکشی است؛ به کمتر از برادرکشی هم راضی نمی‌شوند. ببینید الان در بغداد و شهرهای مختلف عراق چه می‌کنند! مسجد شیعه، مسجد براثا، حرم مطهر امامین عسکریین، مسجد کوفه، هر جا دستشان برسد، هر جا یک جمعی که فکر می‌کنند آنها شیعه‌اند، آنجا انفجارات درست می‌کنند و انسانهای بی‌گناهی را به قتل می‌رسانند. این را دشمن می‌خواهد. دشمن دارد آنها را تغذیه‌ی مالی می‌کند؛ سرویسهای جاسوسی امریکا و اسرائیل پشت سر این گروههای افراطی و تکفیری هستند، ولو عوامل و پیاده‌نظامشان هم خبری ندارند که پشت سر قضیه چیست؛ اما رؤسایشان می‌دانند. این را امریکا می‌خواهد. لذا آنها هم بایستی بیدار و متوجه باشند.

امروز بیداری اسلامی و حرکت به سمت دستیابی به ارزشهای والای اسلامی، یک جان تازه‌ای گرفته است. در همه‌ی دنیای اسلام، بخصوص جوانها، باسوادها، دانشگاهیها، دانشجوها، طبقه‌ی فهمیده و همه‌ی عامه‌ی مردم، میلشان به اسلام و حاکمیت ارزشهای اسلامی، با سی، چهل سال قبل قابل مقایسه نیست. بیداری اسلامی شروع شده است. آنها هم از همین می‌ترسند؛ می‌خواهند همین را نابود کنند. نگذارند این بیداری اسلامی، این حرکت عمومی در دنیای اسلام، به وسیله‌ی نقشه‌ی دشمن خنثی بشود که عبارت است از: به جان هم انداختن شیعه و سنی. در دعوای مذهبی وقتی که دو طرف با تعصب با یکدیگر مشغول بحث و جدل می‌شوند، بسیاری از حرفهای منطقی لگدمال خواهد شد. حرفهای منطقی را هم دیگر کسی نمی‌شنود. نگذارند؛ بخصوص روشنفکرانشان و علمایشان مراقب باشند، نصیحت کنند و اعلان کنند این اتحادی را که ما دنبالش هستیم و مکرر گفته‌ایم.

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی بمناسبت کنگره عظیم حج1385/10/08

یکی از کارآمدترین حیله‌ها افروختن آتش اختلاف است. آنان با صرف پول و تلاش سراسیمه و بیدرنگ، در پی آنند که مسلمانان را سرگرم اختلافات میان خود کنند و بار دیگر با بهره‌گیری از غفلتها و کج‌فهمیها و تعصبها، ما را به جان یکدیگر بیندازند.

امروز هر حرکت تفرقه‌انگیز در دنیای اسلام، گناهی تاریخی است. آنان که عنودانه گروههای عظیمی از مسلمین را به بهانه‌های واهی تکفیر میکنند؛ آنان که با گمانهای باطل، به مقدسات فرقه‌هائی از مسلمین اهانت میکنند؛ آنان که به جوانهای از جان گذشته‌ی لبنان که مایه‌ی سربلندی امت اسلامی شدند، از پشت خنجر میزنند؛ آنان که برای خوشامد امریکا و صهیونیستها از خطر موهومی بنام هلال شیعی سخن میگویند؛ آنان که برای شکست دولت مسلمان و مردمی در عراق ناامنی و برادرکشی را دامن میزنند؛ آنان که دولت حماس را که محبوب و منتخب ملت فلسطین است از هرسو زیر فشار قرار میدهند.. چه بدانند و چه ندانند مجرمانی به شمار می‌روند که تاریخ اسلام و نسلهای آینده از آنان با نفرت یاد خواهند کرد و آنان را مزدوران دشمن غدار خواهد دانست.

بیانات‌ در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی‌1385/05/30

ببینید در عراق چه اتفاقی دارد می‌افتد. امروز در عراق، در برخی از کشورهای دیگر، کسانی از برادران سنی و شیعه در مقابل هم قرار دارند و متقرباً الی‌اللَّه با هم دشمنی می‌کنند! چرا؟ چه کسی این انگیزه‌های باطل را در میان اینها تزریق کرده؛ اینها که از اسلام نیست. بیایید وحدت اسلامی را عملی کنید و منشوری را که همه‌ی علمای اسلام، همه‌ی روشنفکران دنیای اسلام، همه‌ی برجستگان سیاسیِ با اخلاص دنیای اسلام آن را تأیید و تصدیق کنند و برای عملی کردن آن تلاش کنند، تهیه کنید، تا دیگر مسلمانی جرئت نکند متکلم به کلمه‌ی توحید را که در یک مذهب یا در یک جناح دیگر است، تکفیر کند؛ تا برادران با هم باشند.

بیانات در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی1385/01/27

این، نقطه‌ی اصلی است؛ سیاستمداران، نخبگان علمی و فرهنگی، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روی این نقطه تکیه کنند و همه‌ی مسلمانها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه‌ی دین خارج نکنند. دلها در سراسر امت اسلامی، به یاد پیامبر و به عشق پیغمبر طراوت پیدا می‌کند؛ همه‌ی ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم.

بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام1384/06/11

مظهر بیداری اسلامی کسانی نیستند که با چهره‌ی عبوس و گرفته‌ی خود با همه‌ی دنیا - حتی با مؤمنین و مسلمین - مواجه می‌شوند؛ عده‌یی را تکفیر می‌کنند؛ عده‌یی را با قوم‌گرایی، عده‌یی را با طایفه‌گرایی، عده‌یی را به بهانه‌های نادرست مورد تهاجم قرار می‌دهند. وجود اینها بشدت مشکوک است، که اصلاً چنین کسانی هستند یا در واقع همان عوامل سرویس‌های جاسوسی اسرائیل و امریکا و انگلیس‌اند که دارند این‌طور فعالیت می‌کنند؛ چهار نفر آدم غافل را هم دستخوش فعالیت خودشان کرده‌اند. این هم واقعیتی است که نمی‌شود آن را انکار کرد.

دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب1375/12/16

هر عامل تفرقه‌ای که در دنیای اسلام مشاهده شود، در نهایت با ایادی خبیث استکبار ارتباط پیدا می‌کند و تحریکات تفرقه‌افکنانه آنان میان قومیّتها، ملّتها و مذاهب اسلامی اکنون به جایی رسیده است که با پول، تشویق، تدبیر و طرّاحی ایادی استکبار برخی از مسلمین برخی دیگر را تکفیر می‌کنند و آنان را کافر می‌خوانند.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت