با ولایت زنده ایم


ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)

از بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) در دیدار با مردم آذربایجان

اگر بنابر تحریم باشد درآینده ملت ایران آنهارا تحریم میکند/ بیشترین مجموع نفت وگاز دنیا برای ایران است. گازی که دنیا و اروپا به آن احتیاج دارد/ ایران میتواند آنها را تحریم کند اگر لازم باشد.

    ‫ من واقعا زبانم قاصر است که از مردم عزیزمان تشکر کنم و توصیف کنم حضور مردم در ۲۲بهمن را/ در اغلب نزدیک به همه مراکز استان جمعیت از سال گذشته بیشتر بود/ درشهرهایی مردم در سرما و برف و باران و درجاهایی مثل اهواز در طوفان خاک آمدند و راهپیمایی کردند.

    باید اتکا بودجه به نفت قطع شود و تکیه به تولید داخلی یعنی درآمد تولیدی مردم و مالیات باشد/ مالیات فریضه است/ ما امروز از ضعفا مالیات میگیریم اما فلان سرمایه دار فرار مالیاتی دارد. این جرم است.

    ‫ در ائتلاف مزورانه‌ای که علیه داعش تشکیل دادند، نامه نوشتند به وزارت خارجه ایران که ما از داعش حمایت نمیکنیم. اما عکس‌های کمک تسلیحاتی امریکا به داعش در اختیار مجاهدین انقلابی بود.

    دشمن از حربه تحریم دارد حداکثر استفاده را میکند. هدفشان این است که حرکت مردم را متوقف کنند/ بنده عقیده ام این است اگر مسئله هسته ای همانطور که آنها دیکته میکند هم پیش برود باز هم تحریمها برداشته نخواهد شد؛ چون با اصل انقلاب مخالفند.

    رهبرانقلاب دردیدار مردم آذربایجان: باید کار جدی انجام بگیرد. ما میتوانیم علیه تحریم ایستادگی کنیم و هدفهای دشمنان را ناکام بگذاریم. اگر نکنیم دشمن برای برنامه هسته‌ای ما شرط میگذارد و تحریم میکند.

   + خلیل رنجبر - ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳

قیام 29 بهمن تبریز

نویسنده: محمد محمدی

   تاریخ معاصر آذربایجان، در کمتر از یک قرن دو نقش عمده در تحولات ایران ایفا نموده است؛ قیام مردم تبریز در دوره استبداد صغیر و شکست محمدعلی شاه و قیام 29 بهمن 56 علیه محمدرضا شاه که هر دو تأثیر شگرفی در روند تاریخ معاصر ایران به جا گذاشته است. در بررسی مسیر حوادث منجر به پیروزی انقلاب اسلامی، قیام 29 بهمن تبریز اولین حلقۀ زنجیره‌ای بود که قیام 19 دی قم را به قیام¬های پی در پی ایران زمین متصل نمود.

  با صلاحدید آیت الله قاضی طباطبایی[1] تصمیم بر این شد، در¬ بزرگداشت چهلمین روز شهدای 19 دی  شهر قم[2]، مجلس بزرگداشتی در تبریز برگزار شود[3]. لذا به همین مناسب، جمعه 28 بهمن ماه 1356 اعلامیه‌ای با عنوان دعوت مردم به برگزاری مراسم چهلم شهدای قم در مسجد قزل‌لی و در  سطح شهر پخش شد، این اعلامیه به امضای 11 تن از علما و روحانیون از جمله آیت الله قاضی طباطبایی، آیت الله غروی، آیت الله قزلجه‌ای، آیت الله انگجی و ... رسیده بود.[4] یکی دیگر از پیش زمینه‌های این قیام را می‌توان در مسجد شعبان تبریز که در آن زمان به پایگاه انقلابیون تبدیل شده بود، جستجو کرد.[5]

 آغاز درگیری:

  ساعت 9 صبح روز بهمن 56، مردم جهت شرکت در مراسم اربعین در مقابل مسجد قزل لی تجمع کردند و منتظر شروع مراسم بودند، در این حال، حق شناس، رئیس کلانتری ناحیه شش تبریز دستور داد که در مسجد را ببندند، وقتی دوباره مراجعه کرده بود دیده بود همچنان مردم در حال رفت و آمدند. این بار با لحن اهانت آمیزی گفت؛ مگر من نگفته بودم درِ این طویله را ببندید! مردم که تاب تحمل اهانت به مسجد را نداشتند، حرکت او را بی‌جواب نگذاشتند. جوانی از بین مردم بلند شد و به جسارت رئیس کلانتری پاسخ ‌داد. همهمه و سر و صدا در بین مردم بلند شد و مردم به حرکت در‌آمدند. در این هنگام، نیروهای شهربانی شروع به تیراندازی ‌کردند، محمد تجلایی، اولین شهیدی که در آن روز به¬ دست سرگرد حق‌ شناس به شهادت ‌رسید. به دنبال این جریانات، مردم به خروش آمده و جنازه شهید تجلایی را بالای دست گرفته و تظاهرات گسترده‌ای را آغاز کردند. حرکت مردم به سمت مرکز شهر آغاز شد و جوانان پرشور و انقلابی با آتش زدن سینماها و مشروب فروشی‌ها و مقر حزب رستاخیز و بانک صادرات (که در اختیار بهائی‌ها بوده) خشم خود را نسبت به رژیم بروز داده و با شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی»[6] خط قرمزها را شکستند. تمام شهر دست به تظاهرات زد و نیروهای شهربانی تاب و توان هیچ گونه مقابله¬ای را نداشتند. مردم تا مدتی کنترل شهر را از دست مأموران رژیم خارج کردند. حوالی ظهر به دستور "آزموده"؛ استاندار آذربایجان، ارتش وارد عمل شد و با کامیون‌های پر از سرباز و تانک‌های خود صحنه‌ای خونین به وجود آورد و ده‌ها نفر را به شهادت رساند و صدها نفر را زخمی نمودند.

 آمار شهدا و مجرومین:

  در برخی منابع رسمی رژیم، از جمله روزنامه کیهان و روزنامه رستاخیز، تعداد شهدا را 6 تا 9 مورد ذکر کرده بودند.[7] بعضی منابع نیز با توجه به ابعاد و وسعت قیام و کشتاری که نیروهای امنیتی و مأموران ساواک به راه انداخته بودند، اعتقاد داشتند که این تعداد بالغ بر 560 نفر می‌باشد. همچنین اعلامیه‌ای که از سوی «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان اروپا» در نهم اسفندماه 1357 منتشر شد، تعداد شهدا را 400 نفر ذکر کرده بودند.[8]

  اکثر منابع، تعداد مجرومان حادثه را 125 نفر ذکر کرده‌اند و گفته شده که در بیمارستان پهلوی» 87 زخمی بستری شده بودند.[9]البته بسیاری از مردم از ترس این¬که مجروحانشان به دست ساواک بیفتد، از انتقال آنان به بیمارستان خودداری کرده بودند.

در مورد تعداد دستگیر شدگان آمار و ارقامی بین 504 تا 608 نفر ذکر شده است.[10]

 واکنش شخص شاه نسبت به این قیام:

  با توجه به اینکه تبریز از لحاظ جغرافیایی به شوروی سابق نزدیک است، رژیم شاه از این امر سوء استفاده کرد و قیام تبریز را به عوامل خارجی از جمله کمونیسم نسبت داد.[11] البته رژیم برای اثبات این ادعا، هیچ¬گونه دلیلی نداشت و تنها می‌خواست با استناد به مواردی همچون حکومت سید جعفر پیشه‌وری و سایر جریانات انحرافی که در این منطقه روی داده بود، قیام تبریز را هم شبیه آن‌ها قلمداد کند.

 واکنش حضرت امام خمینی (ره):

  شاید یکی از زیباترین پیام‌های امام (ره) نسبت به ملت، پیامی بود که به مناسبت قیام 29 بهمن سال 56 تبریز صادر کردند، پیامی که آکنده از مهر و لطف ایشان به مردم غیور تبریز بود:

«سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافه گویی‌های او کشیدند! زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز، که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوه¬گویانی زدند که با بوق‌های تبلیغاتی، "انقلاب خونین استعمار" را که ملت شریف ایران با آن صد در صد مخالف است "انقلاب سفید شاه و ملت" می‌نامند و این نوکر اجانب و خود باختۀ مستعمرین را نجات دهنده کشور می‌شمارند[12]...من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده، تسلیت بگویم. با چه بیانی این قتل عام‌های پی در پی را محکوم کنم... .»[13]

    قیام 29 بهمن سال 1356، تبریز، یکی از نقاط عطف انقلاب محسوب می‌شود، در کتب گوناگونی که پیرامون ریشه‌های انقلاب اسلامی نوشته شده،[14]قیام تبریز به عنوان یکی از ریشه‌های اساسی انقلاب اسلامی ایران ذکر شده است؛ چون باعث شیوع سنت «چهلم‌ها» در کشور شد و قیام مردمی را از شهری به شهر دیگر سرایت داد و به ترتیب یزدی‌ها، شیرازی‌ها، جهرمی‌ها، کازرونی‌ها و نهایتاً همه ایران به¬پا خاستند.

این قیام یک ماهیت اسلامی و مذهبی داشت؛ چرا که خاستگاه آن مسجد بود و دیدگاهش را از مراجع و علما وام گرفته بود. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای در سفر به تبریز، در سخنرانی خود در بازار تبریز فرمودند:

 این تبریز، همان تبریزی است که نخستین ضربه را بر پیکر شاه بعد از مردم قم وارد کرد و هنوز هم سرآمد مبارزان و مجاهدان است».[15]

 تحلیلگرانی که روند انقلاب را دنبال می‌کنند اذعان دارند؛ بیست و نهم بهمن 56 یک نقطه آغازین مردمی برای انقلاب اسلامی در خارج از حوزه قم محسوب می‌شد. پس از قیام مردم تبریز، سخنرانان و خطبا با بیان آتشین خود، ماجرای تبریز را با شرح و بسط در خور توجه، در همه شهرها پخش کردند و به یک معنا، نخستین الگوی مبارزاتی عرضه شد و با تداوم حماسه‌ها تا 22 بهمن 57، پیروزی انقلاب اسلامی را به ارمغان آورد.

 منابع:

________________________________________

[1]- جمعی از مؤلفین؛ انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، قم، دفتر نشر و پخش معارف، 1379، چاپ هفتم، ص 90.

[2]- قیام 19 دی قم که در واقع عامل برافروزنده  و شتاب دهنده نهضت انقلاب اسلامی بود، این قیام عکس العمل خشمگینانه مردم انقلابی قم نسبت به مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاهی» بود. مقاله ای که به امضای مستعار امد رشیدی مطلق ودر روزنامه اطلاعات 17 دی سال 56 منتشر شد. این مقاله به تمجید از اصلاحات ارضی و انقلاب سفید شاه، مخالفت حزب توده و مالکان بزرگ با آن پرداخت و در نهایت امام خمینی را به عنوان همکار خوانین، مورد اهانت قرار داد.

 -[3]  برگزاری مراسم چهلم برای شهدای قم علاوه بر ایت الله قاضی، درخواست علما بود از رژیم که در سراسر کشور برگزار شود.

[4]- شیرخانی، علی؛ حماسه 29 بهمن تبریز، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، چاپ اول، ص 19.

[5]- هر شب مردم در این مسجد تجمع می‌کردند و یکی از روحانیون مبارز به منبر رفت و با حضور آیت الله قاضی به افشاگری علیه رژیم منحوس پهلوی پرداخته می‌شد و همچنین اعلامیه‌های امام (ره) برای مردم قرائت می‌شد.

[6]- که تا قبل از واقعه 29 بهمن، به صورت علنی سر داده نمی‌شد.

[7]- کیهان، 2/12/1356، ص 2.

[8]- موحد، ه؛ دو سال آخر، رفرم تا ... انقلاب، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1363، ص 106.

[9]- درباره قیام حماسه آفرینان قم و تبریز، بی‌جا، بی تا، 1356، ج1، ص 77.

[10]- موحد، ه؛ پیشین، ص 104.

[11]- شیرخانی، علی؛ پیشین، ص 45.

[12]- صحیفه امام، پیام به اهالی آذربایجان، ج3، ص 353.

[13]- همان، ص 355.

[14]- عمید زنجانی، عباسعلی؛ انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، تهران، نشر کتاب سیاسی، 1370، چاپ چهارم، ص 507.

     مصباح یزدی، محمدتقی؛ انقلاب اسلامی و ریشه‌‌های آن، قم، مرکز انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1386، ص 259.

[15]- شیرخانی، علی؛ ص 140.

............................................

منبع : سایت www.pajoohe.com

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۳

اگر عطر نمی‌زنید بخوانید!

از کتاب مستطاب «مفاتیح الحیات» نوشتۀ عالم بزرگوار آیت الله جوادی آملی

رسول خدا (ص) می فرماید:

روز جمعه خود را خوش بو کنید، هرچند از شیشه عطر همسرانتان باشد.

(الکافی، ج6، ص511)

امام رضا (س) می فرماید:

مستحب است که مرد در روز جمعه خود را با بهترین بوی خوش، خوش بو کند.

(الفقیه، ج1، ص425-426)

امام رضا (س) می فرماید:

خوب است که مرد هر روز از عطر و بوی خوش بهره گیرد و اگر نتوانست، یک روز در میان و اگر نتوانست، هر جمعه.

(عیون اخبار الرضا (س)، ج1، ص279-280)

   + خلیل رنجبر - ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳

پاسخ امام خامنه ای (مدظله العالی) به استفتائاتی درباره موسیقی و صدای زن

پاسخ امام خامنه ای (مدظله العالی) به استفتائاتی درباره موسیقی و صدای زن

اجوبه الاستفتائات

س 1128: ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی کلاسیک حلال است؟ بسیار مناسب است که معیار آن را بیان فرمایید.

ج: هر موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی و مضل عن سبیل الله که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب می‏شود و فرقی نمی‏کند که موسیقی کلاسیک باشد یا غیر کلاسیک. تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلّف است و اگر موسیقی این گونه نباشد بخودی خود اشکال ندارد.

س 1129: گوش‌دادن به نوارهایی که توسط سازمان تبلیغات اسلامی و یا مؤسسه اسلامی دیگر مجاز اعلام شده‏اند، چه حکمی دارد؟ و استفاده از آلات موسیقی مثل کمان، وِیولون و نَی چه حکمی دارد؟

ج: جواز گوش‌دادن به نوارها منوط به تشخیص خود مکلّف است که اگر تشخیص دهد مشتمل بر غنا و موسیقی لهوی و مضل عن سبیل الله مناسب با مجالس عیش و نوش و خوش‏گذرانی و همچنین مطالب باطل نیست، گوش‌دادن به آن اشکال ندارد بنا بر این تجویز آن توسط سازمان تبلیغات اسلامی و یا هر مؤسسه اسلامی دیگر به تنهایی دلیل شرعی برای مباح بودن آن نیست و بکارگیری آلات موسیقی در موسیقی لهوی مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جایز نمی‏باشد، ولی استفاده حلال از آنها برای اهداف عقلایی اشکال ندارد و تشخیص مصادیق هم موکول به نظر خود مکلّف است.

س 1130: منظور از موسیقی مطرب ولهوی چیست؟ و راه تشخیص موسیقی مطرب و لهوی از غیر آن چیست؟

ج: موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله آن است که به سبب ویژگیهایی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور نموده و به سمت بی‏بندوباری و گناه سوق دهد و مرجع تشخیص موضوع عُرف است.

س 1131: آیا شخصیت نوازنده و محل نواختن و یا غرض و هدف از آن در حکم موسیقی تأثیر دارد؟

ج: موسیقی حرام، موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله و مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهی شخصیت نوازنده یا کلام همراه آهنگ یا مکان و یا سایر شرایط در اینکه موسیقی تحت عنوان موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله و حرام و یا عنوان حرام دیگر قرار بگیرد مؤثر است مانند اینکه بر اثر آن امور، منجر به ترتّب فساد شود.

س 1132: آیا معیار حرمت موسیقی فقط مطرب و لهوی بودن آن است یا اینکه میزان تحریک و تهییج آن هم تأثیر دارد؟ و اگر باعث حزن و گریه شنونده شود، چه حکمی دارد؟ خواندن و شنیدن غزلهایی که به‌صورت سه ضرب و همراه با موسیقی خوانده می‏شوند، چه حکمی دارد؟

ج: ملاک آن ملاحظه کیفیت نواختن موسیقی با در نظر گرفتن همه خصوصیات و ویژگیهای آن است و اینکه از نوع موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، هر موسیقی که به حسب طبیعت خود از نوع موسیقی لهوی باشد، حرام است اعم از اینکه مهیّج باشد یا خیر و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا خیر و هرگاه غزل‏هایی که همراه با موسیقی خوانده می شوند به‌صورت غنا و آواز لهوی مناسب مجالس لهو و لعب در آیند، خواندن و شنیدن آنها حرام است.

س 1133: غنا چیست؟ آیا غنا فقط شامل صدای انسان است یا اینکه شامل صداهای حاصل از آلات موسیقی هم می‏شود؟

ج: غنا عبارت است از صدای انسان در صورتی که با ترجیع همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد که خواندن به این صورت و گوش‌دادن به آن حرام است.

س 1134: آیا زدن بر ظرفها و سایر وسایلی که جزء آلات موسیقی نیستند، در عروسی‏ها توسط زنان جایز است؟ اگر صدا به بیرون از مجلس برسد و مردان آن را بشنوند چه حکمی دارد؟

ج: جواز این عمل بستگى به کیفیت نواختن دارد. اگر به شیوه متداول در عروسى‏هاى سنّتى باشد و لهو محسوب نشود و فسادى هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد.

س 1135: دف زدن توسط زنان درعروسی‌ها چه حکمی دارد؟

ج: استفاده از آلات موسیقی برای نواختن موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله مطرب جایز نیست.

س 1136: آیا گوش‏دادن به غنا در خانه جایز است؟ اگر در فردی تأثیر نداشته باشد چه حکمی دارد؟

ج: گوش‌دادن به غنا به‌طور مطلق حرام است، چه در خانه به تنهایى شنیده شود و یا در حضور دیگران و چه در او تأثیر بگذارد یا خیر.

س 1137: بعضی از جوانان که تازه به سن بلوغ رسیده‏اند از مراجعی تقلید می‏کنند که فتوا‏ به حرمت موسیقی به‌طور مطلق داده‏اند هرچند از رادیو و تلویزیون دولت اسلامی پخش شود، حکم این مسأله چیست؟ و آیا اگر ولیّ فقیه گوش‌دادن به موسیقی حلال را اجازه داده باشد، آیا تجویز او به خاطر احکام حکومتی برای جواز آن کافی است یا اینکه آنان باید به فتوای مرجع تقلید خود عمل کنند؟

ج: فتوا‏ به جواز یا عدم جواز گوش‌دادن به موسیقى از احکام حکومتى نیست، بلکه حکم شرعى فقهى است و بر هر مکلّفى واجب است در اعمالش به فتواى مرجع تقلید خود مراجعه کند. ولى موسیقى اگر مناسب با مجالس لهو و گناه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، دلیلى بر حرمت آن وجود ندارد.

س 1138: مقصود از موسیقی و غنا چیست؟

ج: غنا یعنى ترجیع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولى موسیقى، نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است. و اگر به آن نحو نباشد، فى‌نفسه جایز است و اشکال ندارد.

س 1139: من در مکانی کار می‏کنم که صاحب آن همیشه به نوارهای غنا گوش می‏دهد و من هم مجبور به شنیدن آن هستم، آیا این کار برای من جایز است یاخیر؟

ج: اگر نوارها در بردارنده غنا یا موسیقى لهوى مناسب با مجالس لهو و معصیت باشند، گوش‌دادن آن جایز نیست. ولى اگر مجبور به حضور در آن مکان هستید، رفتن به آنجا و کارکردن در آن براى شما اشکال ندارد ولى واجب است به غنا گوش ندهید هرچند به گوش شما بخورد و آن را بشنوید.

س 1140: موسیقی که از رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می‏شود، چه حکمی دارد؟ آیا این گفته که حضرت امام(قدّس سره) موسیقی را به‌طور مطلق حلال اعلام کرده‏اند، صحیح است؟

ج: نسبت حلال دانستن موسیقی به‌طور مطلق به راحل عظیم الشأن حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) کذب و افتراء است. امام(قدّس سرّه) معتقد به حرمت موسیقی مناسب با مجالس معصیت بودند و نظر ما هم همین است، ولی اختلاف در دیدگاهها از تشخیص موضوع نشأت می‏گیرد زیرا تشخیص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است. گاهی نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پیدا می‏کند که در این صورت موسیقی که به تشخیص مکلّف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش‌دادن به آن حرام می‏باشد و امّا صداهای مشکوک محکوم به حلیّت هستند و پخش از رادیو و تلویزیون به تنهایی دلیل شرعی بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمی‏شود.

 

س 1141: گاهی از رادیو و تلویزیون آهنگهایی پخش می‏شود که به نظر من مناسب با مجالس لهو و فسق هستند، آیا بر من واجب است که از گوش‌دادن به آنها خودداری نموده و دیگران را هم از آن منع کنم؟

ج: اگر آنها را از نوع موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله و مناسب با مجالس لهو می‏دانید، جایز نیست به آنها گوش دهید، ولی نهی دیگران از باب نهی از منکر منوط به این است که احراز نمایید که آنان هم آهنگهای مزبور را از نوع موسیقی حرام می‏دانند.

س 1142: گوش‌دادن و توزیع غنا و موسیقی لهوی که محصول کشورهای غربی است، چه حکمی دارد؟

ج: در عدم جواز گوش‌دادن به موسیقی لهوی مناسب با مجالس لهو و باطل، فرقی بین زبانها و کشورهای محل تولید وجود ندارد. بنا بر این خرید و فروش و گوش‌دادن و توزیع این نوارها در صورتی که محتوی غنا یا موسیقی لهوی حرام باشند جایز نیست.

س 1143: خواندن به‌صورت غنا توسط هر یک از مرد یا زن چه از طریق نوار کاست باشد و یا از طریق رادیو و چه همراه موسیقی باشد و یا نباشد، چه حکمی دارد؟

ج: غنا حرام است و خواندن به‌صورت غنا و گوش‌دادن به آن جایز نیست اعم از اینکه توسط مرد باشد یا زن و به‌طور مستقیم باشد یا از طریق نوار و همراه با نواختن آلات لهو باشد یا نه.

س 1144: نواختن موسیقی به منظور اهداف و اغراض عقلایی و حلال در مکان مقدّسی مانند مسجد چه حکمی دارد؟

ج: نواختن موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله مناسب با مجالس لهو و گناه به‌طور مطلق جایز نیست حتّی اگر در غیر مسجد و برای غرض عقلایی حلالی باشد، ولی اجرای سرودهای انقلابی و مانند آن همراه با نغمه‏های موسیقی در مکان مقدس و در مناسبتهایی که آن را اقتضا می‏کند، اشکال ندارد مشروط بر اینکه با احترام آن مکان منافات نداشته باشد و در مکانهایی مثل مسجد برای نمازگزاران مزاحمت ایجاد نکند.

س 1145: آیا آموختن موسیقی به‌خصوص سنتور جایزاست؟ ترغیب و تشویق دیگران به آن چه حکمی دارد؟

ج: بکارگیرى آلات موسیقى براى نواختن موسیقى غیرلهوى، اگر براى اجراى سرودهاى انقلابى یا دینى و یا براى اجراى برنامه‏هاى فرهنگى مفید و برنامه‏هاى دیگر با غرض عقلایى مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اینکه مستلزم مفاسد دیگرى نباشد و همچنین آموختن و یاد دادن نوازندگى براى امر فوق فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى ترویج موسیقى با اهداف عالیه نظام مقدس اسلامى سازگار نیست.

س 1146: گوش‌دادن به صدای زن هنگامی که شعر و غیر آن را به صورت دکلمه می‏خواند اعم از اینکه شنونده، جوان باشد یاخیر، مذکر باشد یا مؤنث چه حکمی دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چیست؟

ج: اگر صدای زن به‌صورت غنا نباشد و گوش‌دادن به صدای او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده‏ای هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد و فرقی بین موارد فوق نیست.

س 1147: آیا موسیقی سنّتی که میراث ملی ایران می‏باشد، حرام است یا خیر؟

ج: چیزى که از نظر عرف، موسیقى لهوى مناسب با مجالس لهو و معصیت محسوب شود، به‌طور مطلق حرام است و در این مورد فرقى بین موسیقى ایرانى و غیر ایرانى و موسیقى سنتى و غیر آن نیست.

س 1148: گاهی از رادیوهای عربی بعضی ازآهنگهای موسیقی پخش می‏شود، آیا گوش‌دادن به آنها به خاطر علاقه به شنیدن زبان عربی جایز است؟

ج: گوش‌دادن به موسیقى لهوى متناسب با مجالس لهو و معصیت به‌طور مطلق حرام است و علاقه به شنیدن زبان عربى مجوّز شرعى براى آن محسوب نمى‏شود.

س 1149: آیا تکرار اشعاری که بصورت آواز و بدون موسیقی خوانده می‏شوند جایز است؟

ج: غنا حرام است هرچند همراه بانواختن آلات موسیقی نباشد و منظور از غنا ترجیع صدا به نحوی است که مناسب با مجالس لهو مضل عن سبیل الله و فسق باشد، ولی صرف تکرار شعر اشکال ندارد.

س 1150: خرید و فروش آلات موسیقی چه حکمی دارد؟ و حدود استفاده از آنها کدام است؟

ج: خرید و فروش آلات مشترک براى نواختن موسیقى غیر لهوى اشکال ندارد.

س 1151: آیا غنا در مثل قرآن و دعا و اذان جایز است؟

ج: غنا صوتی است که با ترجیع همراه بوده و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد که به‌طور مطلق حرام است حتّی اگر در دعا و قرآن و اذان و مرثیه و غیره باشد.

س 1152: امروزه موسیقی برای معالجه بعضی از بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب، مشکلات جنسی و سرد مزاجی زنان بکار می‏رود، حکم آن چیست؟

ج: اگر احراز شود که نظر پزشک متخصص و امین این است که معالجه متوقف بر استفاده از موسیقى است، بکارگیرى آن به مقدارى که معالجه بیمار اقتضا مى‏کند اشکال ندارد.

س 1153: گوش‌دادن به غنا اگر باعث تمایل بیشتر انسان به همسرش شود، چه حکمی دارد؟

ج: مجرّد افزایش تمایل به همسر مجوّز شرعى براى گوش‌دادن به غنا محسوب نمى‏شود.

س 1154: اجرای کنسرت توسط زن برای زنان با علم به اینکه گروه نوازندگان نیز زن هستند، چه حکمی دارد؟

ج: اگر اجرای کنسرت به‌صورت ترجیع لهوی (غنا) باشد و یا موسیقی که نواخته می‏شود از نوع لهوی مضل عن سبیل الله و مناسب مجالس گناه حرام باشد، حرام است.

س 1155: اگر معیار حرمت موسیقی، لهو بودن و مناسبت آن با مجالس لهو و گناه است، پس آوازها و سرودهایی که باعث ایجاد طرب در بعضی از مردم حتّی کودک غیر ممیّز می‏شوند، چه حکمی دارند؟ و آیا گوش‌دادن به نوارهای مبتذلی که در آنها زنان به‌صورت غنا می‏خوانند ولی طرب‏آور نیستند جایز است؟ همچنین مسافرینی که سوار اتوبوس‏های عمومی که غالباً از این نوارها استفاده می‏کنند می‏شوند، چه تکلیفی دارند؟

ج: چنانچه موسیقى یا آوازى که با ترجیع و طرب همراه است از لحاظ کیفیت یا مضمون یا حالت خاص شخص نوازنده یا خواننده در خلال نواختن یا خواندن از نوع غنا یا موسیقى لهوى مناسب با مجالس لهو و معصیت باشد، گوش کردن به آن حرام است حتّى براى کسى که او را به طرب نیندازد و تحریک نکند و اگر در اتوبوس‏ها و ماشین‏هاى دیگر نوار غنا یا موسیقى لهوى پخش شود، مسافرین باید از گوش‌دادن به آن خوددارى نموده و نهى از منکر کنند.

س 1156: آیا جایز است مردی غنای زن اجنبیه را به قصد لذت بردن از حلال خود گوش کند؟ آیا غنای زن برای شوهر و برعکس جایز است؟ و آیا این گفته صحیح است که شارع مقدس غنا را به علت ملازمت آن با مجالس لهو و لعب و عدم انفکاک از آن دو حرام کرده و تحریم غنا ناشی از تحریم آن مجالس است؟

ج: گوش‌دادن به غنا که عبارت است از ترجیع صدا به نحوی که لهو مضل عن سبیل الله و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، مطلقاً حرام است، حتّی غنای زن برای شوهرش و بالعکس و قصد لذت بردن از همسر، استماع غنا را مباح نمی‏کند و حرمت غنا و مانند آن، با تعبّد به شرع ثابت شده و از احکام ثابت فقه شیعه محسوب می‏شود و دائر مدار ملاکات فرضی و آثار روانی و اجتماعی نمی‏باشد، بلکه تا زمانی که این عنوان حرام بر آن صدق کند، حکم آن حرمت و وجوب اجتناب به‌طور مطلق است.

س 1157: دانشجویان دانشکده علوم تربیتی باید در مرحله دروس اختصاصی در درس سرودها و آوازهای انقلابی شرکت کنند زیرا در آنجا قطعه‏های موسیقی را آموخته و به‌طور اجمالی با آنها آشنا می‌شوند. وسیله اصلی فراگیری این درس ارگ است، آموختن این درس که جزء واحدهای اجباری است چه حکمی دارد؟ خرید و استفاده از وسیله مذکور برای ما چه حکمی دارد؟ و به‌خصوص خواهران نسبت به اجرای تمرین در برابر مردها چه وظیفه‏ای دارند؟

ج: استفاده از آلات موسیقی فی‏‌نفسه برای اجرای سرودهای انقلابی و برنامه‏های دینی و فعالیت‏های فرهنگی و تربیتی مفید، اشکال ندارد و خرید و فروش آلات نوازندگی و یاددادن و فراگیری آن برای استفاده در امور مذکور اشکال ندارد و خواهران می‏توانند با رعایت حجاب واجب و ضوابط شرعی در کلاس درس حاضر شوند.

س 1158: بعضی از ترانه‏ها در ظاهر انقلابی هستند و عرف هم آنها را انقلابی می‏داند ولی نمی‏دانیم که آیا خواننده، قصد خواندن یک ترانه انقلابی را داشته یا یک ترانه طرب‏آور و لهو را، با توجه به اینکه خواننده مسلمان نیست ولی ترانه‏های او ملّی و متضمّن جملاتی برضد اشغال و همچنین تحریک مردم به مقاومت است، گوش‌دادن به این ترانه‏ها چه حکمی دارد؟

ج: اگر کیفیت آنها از نظر شنونده عرفاً، لهوی نباشد، گوش‌دادن به آنها اشکال ندارد و قصد و نیّت خواننده و مضمون چیزی که می‏خواند در این‌باره تأثیری ندارد.

س 1159: جوانی بعنوان مربّی و داور بین‏المللیِ بعضی از ورزشها بکار اشتغال دارد. شغل او اقتضا می‏کند که به بعضی از باشگاههایی وارد شود که غنا و موسیقی حرام در آنها پخش می‏شود، با توجه به اینکه این کار مقداری از هزینه‏های زندگی او را تأمین می‏کند و فرصتهای شغلی هم در محل زندگی او کم است، آیا این کار برای او جایز است؟

ج: این شغل براى او اشکال ندارد هرچند گوش‌دادن به غنا و موسیقى لهوى براى او حرام است امّا در موارد اضطرارى جایز است داخل مجلس غنا و موسیقى حرام شود، ولى باید از گوش‌دادن به آن اجتناب کند و آنچه که بدون اختیار به گوش او مى‏خورد، اشکال ندارد.

س 1160: آیا فقط گوش‌دادن به موسیقی، حرام است یا اینکه شنیدن آن هم حرام است؟

ج: شنیدن غنا یا موسیقی لهوی حکم گوش‌دادن را ندارد مگر در بعضی از موارد که شنیدن از نظر عرف گوش‌دادن محسوب می‏شود.

س 1161: آیا نواختن موسیقی همراه قرائت قرآن با غیر از آلاتی که استفاده از آنها در مجالس لهو و لعب معمول است، جایز است؟

ج: تلاوت قرآن کریم با صداى زیبا و صوت مناسب با شأنِ قرآن کریم اشکال ندارد، بلکه امر راجحى است مشروط براینکه به حدّ غناى حرام نرسد، ولى نواختن موسیقى با آن، وجه شرعى ندارد.

س 1162: طبل زدن در جشن‏های میلاد و غیر آن چه حکمی دارد؟

ج: استفاده از آلات نوازندگی و موسیقی به نحو لهوی و مناسب با مجالس لهو و گناه به‌طور مطلق حرام است.

س 1163: آلات موسیقی که دانش‏آموزان مدارس عضو گروههای سرود آموزش و پرورش از آنها استفاده می‏کنند چه حکمی دارند؟

ج: آن دسته از آلات موسیقى که در نظر عرف از آلات مشترک قابل استفاده براى کارهاى حلال محسوب مى‏شوند، جایز است به‌طور غیر لهوى براى مقاصد حلال بکار گرفته شوند ولى آلاتى که عرفاً از آلات مخصوص لهو محسوب مى‏شوند جایز نیست مورد استفاده قرار گیرند.

س 1164: آیا ساخت سنتور که از آلات موسیقی محسوب می‏شود و کسب درآمد با آن به عنوان شغل جایز است؟ آیا بهره‏گیری از اموال و کمک به ساخت سنتور به منظور توسعه و تکمیل صنعت سنتورسازی و تشویق نوازندگان به نواختن آن جایز است؟ و آیا آموزش موسیقی سنتی ایرانی به قصد نشر و احیای موسیقی اصیل جایز است؟

ج: استفاده از آلات نوازندگی موسیقی برای اجرای سرودهای ملّی یا انقلابی یا هر امر حلال و مفیدی تا زمانی که به حد لهو مناسب با مجالس معصیت نرسیده است اشکال ندارد. همچنین موسیقی و تعلیم و یادگرفتن و ساختن آلات آن برای اهداف مذکور فی‏نفسه اشکال ندارد.

س 1165: چه آلاتی لهو محسوب می‏شوند و استفاده از آنها به هیچ وجه جایز نیست؟

س 1166: آیا گرفتن اجرت برای تکثیر نوارهای صوتی که محتوی امور حرامی هستند جایز است؟

ج: آلاتى که نوعا در لهو و لعب بکار مى‏روند و منفعت حلالى دربرندارند.

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

   + خلیل رنجبر - ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳

رعایت آداب معاشرت در رفتار و گفتار حضرت امام خمینی (ره)

در معاشرت‌ها، می‌توان به بهره‌هاى منفى و مثبت دست یافت. افراد به هنگام معاشرت با دیگران، ناگزیر از سخن گفتن، کنش یا واکنش هستند. بى‌گمان هر کس خواه ناخواه سیرت خود را در گفتار و کردارش نشان می‌دهد و سبب جذب یا دفع دوستان و دیگران می‌شود. آنچه در جاذبه‌ها و دافعه‌هاى گفتارى و رفتارى، بیش از هر چیز دیگر جلب توجه می‌کند، ادبورزى یا بى‌ادبى است. بسا افراد که بر اثر گفتن سخن نسنجیده یا رفتار غیر منتظره‌اى باعث رنجش خاطر کسى گشته یا قهر و کین او را برانگیخته‌اند. به هر حال، معاشرت را می‌توان به منزله آینه‌اى شفاف دانست که سیرت و روش افراد را آشکار می‌سازد. بى‌گمان کسانى آینه سالم و بى‌غبار دارند که راه و رسم معاشرت را آموخته باشند و در حضور دیگران ادب ورزى کنند. این‌گونه افراد در نظر مردم محبوب بوده و غیبتشان سبب دل‌تنگى گشته و مهر و محبت دیگران را بر‌می‌انگیزند.

در ادامه زوایایی از رعایت ادب معاشرت را در رفتار و گفتار امام می خوانید:

1. جویاى احوال دیگران شدن

یکى از خصوصیات حضرت امام، مقام «جمع الجمعى» ایشان بود. شاید تعبیر دیگر آن، این باشد که امام ضمن توجه به مسائل بزرگ، مسائل کوچک را نیز فراموش نمی کردند. مثلاً اگر با کسى که یک وقتى خدمتى کرده بود، برخورد می کردند، هم احوال او و هم احوال خانواده و بچه هاى او را می پرسیدند. به عنوان مثال اگر یکى از این بچه ها تازه عروسى کرده بود، درباره بچه هاى آنان هم می پرسیدند.

این شیوه اخلاقى امام، بى تردید سبب استحکام روابط جمعى ـ عاطفى می شود و دیگران را به ضرورت رعایت نکته بینى در معاشرت با دوستان، آشنا و پایبند می سازد.

2. یادکرد دوستى ها و دوستان گمنام

امام، گاهى نسبت به افرادى که به نظر دیگران نمی آمدند، نظرى ویژه و محبت آمیز داشتند. از جمله مرحوم شیخ مسیّب که از علاقه مندان امام در نجف اشرف بود و مدت کمى قبل از رحلت امام، در اثر بیمارى سرطان فوت کرد. حضرت امام، فوق آنچه در مورد مثل ایشان متصور و متوقع بود، تا آخرین روزهاى حیات وى، نسبت به او اظهار علاقه می فرمودند تا جایى که یک بار در محضرشان نامى از ایشان مطرح شد، حضرت امام در مقام سؤال فرمودند: «شیخ مسیّب خودمان؟»

کسانى که محبت ها و رفاقت هاى دیرینه را پاس می دارند، بى گمان عواطف انسانى و متعالى خود را در لابه لاى مشغولیت هاى خرد و کلان خویش کم رنگ و ناپدید نساخته اند. چنین افرادى خود را از بند اسارت هاى نفسانى رهانیده و عناصر قابل اعتمادى می باشند.

3. پیش گیرى از رشد قهر و کدورت

روزى یکى از دوستان که در اثر برخورد ناخوشایند فردى تازه وارد در مسیر، ناراحت شده و برگشته بود، حضرت امام در اولین لحظاتى که مشرف شدیم، سراغ ایشان را گرفتند که موضوع به عرض رسید. بلافاصله با تبسمى تأثرآمیز و محبت انگیز فرمودند: «اگر یک... ایشان را ناراحت کرده، چرا با ما قهر کرده اند؟». ایشان با اطلاع از... اظهار محبت امام، متأثر و طبق روال به کار خود ادامه دادند.

شاید افرادى از چنین مواردى به سادگى عبور کنند اما بى شک در برخورد با پیامدهاى رنجش خاطر دیگران ـ که دیر یا زود آشکار می شود ـ با مشکل روبه رو خواهند گشت. حضرت امام با حرکت معاشرتى مناسب و به هنگام خود، غبار قهر و کدورت را با تبسم و عبارتى کوتاه می زدایند، در حالى که آن شخص انتظار چنین لطفى درباره خویش را نداشت.

4. پاسخ دادن به نامه هاى کودکانه

دختر بچه شش ساله اى براى امام نوشته بود که: امام! خیلى دوست دارم بیایم و شما را ببینم ولى اعضاى دفتر نمی گذارند. آقا با خط خودشان نوشتند: بسمه تعالى. دخترم نامه ات را خواندم، مطالعه کردم، تو هر موقعى که دلت می خواهد، می توانى بیایى این جا.ایشان ما را موظف کردند که باید این نامه را به در خانه این شخص برسانید تا هر موقعى که این بچه دلش خواست بیاید این جا.

خاطره هاى مثبتى که از بزرگان و ادب و اخلاقشان در ذهن کودکان شکل می گیرد، الهام بخش زندگى انسانى و کریمانه اى خواهد بود که آنان وصف آن را در حیات انبیا و اولیاى حق شنیده اند و بدان دل بسته اند. برخورد مهربانانه و فروتنانه حضرت امام در ارج نهادن به خواسته و نامه یک کودک، نمودار منزلتى است که ایشان براى کودکان در جامعه قائل بودند.

5. عدم مزاحمت براى دیگران

این اواخر بود که خبر رسید که گروهى از ایران به دستور شاه آمده اند امام را ترور کنند... اواخر سال 46 و اوائل سال 47 ـ ما احساس وظیفه شرعى کردیم که باید امام محافظت بشود و بر این اساس در حدود 7 و 8 نفر از برادران بودیم که تصمیم گرفتیم که هر شب همراه امام به حرم برویم... شب اول بود، امام که آمدند به طرف حرم، ما هم به دنبال ایشان حرکت کردیم. چند قدمى که راه رفتیم، سر کوچه رسیدیم، امام برگشتند و فرمودند که برگردید... در شب هایى که حرم بسیار شلوغ می شد و ایرانى هایى که می آمدند براى زیارت، هجوم می آوردند دست امام را ببوسند و احیاناً امام در فشار قرار می گرفتند. ما می آمدیم که یک مقدارى راه باز کنیم. بارها شد که امام فرمودند ـ در همان میان جمعیت فرمودند ـ فشار نیاورید به مردم، و ما را کنار می زدند که مردم آزاد باشند و به مردم بى احترامى نشود.

رعایت مردم در معاشرت جمعى، حاکى از اعتقاد و پایبندى به حقوق آنان است که همواره مدّ نظر و مورد عمل امام خمینى بوده است. سکوت و بى تفاوتى در هنگام مشاهده اقدام هاى ناپسند نسبت به مردم، نقش به سزایى در کاهش اعتبار اخلاقى و اجتماعى رهبران و نیز تضعیف روابط عاطفى شان دارد. از این رو حضرت امیر(ع) از مالک اشتر می خواست که محل حکمرانى خود را بى حاجب و نگهبان نگهدارد تا مردم به آسانى با او دیدار و گفت وگو کنند.

6. سادگى در آمدوشدهاى روزانه و شبانه

یادم می آید هنگام رفتن به حرم، در اواسط راه و در کوچه به امام برخورد کردیم و چون دوست داشتیم که همراه ایشان باشیم، لذا پشت سر آقا به طرف حرم مطهر حرکت کردیم. امام وقتى متوجه حضور ما شدند، ایستادند و فرمودند: آقایان فرمایشى دارند؟ گفتیم: نه! عرضى نداریم، فقط دوست داریم که همراه شما باشیم و از این کار لذت می بریم.ایشان فرمودند: شکر الله سعیکم. من از این کار شما تشکر می کنم. شما آقا هستید، طلبه هستید، محترم هستید، من دوست ندارم که شخصیت شما با حرکت کردن به دنبال من کوچک شود.

تقدم سادگى بر تکلف در معاشرت امام خمینى به صورت امتیازى براى منش و روش معظم له درآمده بود و نیز می توانست سرمشقى براى کسانى باشد که می خواهند زعامت دینى و اجتماعى امت را در دست بگیرند. بى تردید این ویژگى اخلاقى و معاشرتى حضرت امام، از زبونى مرید و مرادپیشگى در محیط هاى علمى و حوزوى می کاست و دوستداران را به تلاش براى ترفیع دانش و تهذیب نفس برمى انگیخت.

7. ظهور ذوق و لطافت روحانى در معاشرت

بعضى اوقات که خدمت امام می رسیدم، غزل هایى را که به نظرم زیبا بود برایشان می خواندم. مثلاً: غزلى را در روزنامه می دیدم و به نظرم می رسید که غزل زیبایى است، آن را می خواندم و می دیدم که ایشان با چه شوق و علاقه اى گوش می دهند و خوششان می آید. گاهى هم شعرهایى را که می خواندم، نقد می کردند.

 

معاشرت هاى آمیخته به ذوق و هنر و عرفان، نقشى تعیین کننده در تلطیف روح معاشرت کننده و معاشرت شونده دارد. حضرت امام با گرایش هاى ادبى و عرفانى خویش در متن رهبرى دینى ـ سیاسى مردم، کوشیده بود تا همواره معاشرت هاى رسمى و خانوادگى شان، رنگ محبت و شفقت به خود بگیرد.

8. توجه داشتن به آسایش همسایگان

خانه اى که امام در بدو ورود به پاریس در آن اقامت کردند، در یکى از محله هاى پاریس و متعلق به یکى از دانشجویان بود که آن را اجاره کرده ولى در آن ننشسته بود. ...چون این خانه در طبقه چهارم یک ساختمان بود و در آن، زیاد رفت و آمد می شد و همسایه ها ناراحت می شدند، تصمیم گرفتند جایى باشند که مزاحمتى براى کسى فراهم نشود. لذا به یکى از روستاهاى پاریس (نوفل لوشاتو) تشریف بردند.

به دلیل حضور جمعیت زیاد و رفت و آمد مداوم، امام خیلى سفارش کرده بودند مبادا حرکت یا رفتارى شود که همسایه ها که همه مسیحى بودند، ناراحت بشوند... این رعایت و اخلاق باعث شده بود موقعى که امام می خواستند به ایران بیایند، همه اهل محل و مردم دهکده نوفل لوشاتو از دورى ایشان و رفتنشان ناراحت بودند. به همین دلیل مقدارى از خاک فرانسه را به عنوان هدیه به امام دادند.

هیچ فرد و دسته اى به اندازه همسایگان، از روحیات و خلقیات آدمى مطلع نمی باشند. در واقع هر همسایه اى میزانى براى شناخت شخصیت و اخلاق و رفتار انسان است. شکى نیست که رعایت حقوق همسایگان به رغم روشن بودن آن، در عمل چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. حساسیت و سفارش حضرت امام نسبت به آسایش همسایگان، به ویژه در سرزمین مسیحى نشین فرانسه، تجلى اخلاق پیامبرانه ایشان بود. هدیه دادن همسایگان مسیحى ـ فرانسوى، در حقیقت سمبل عاطفه و رضایت خاطر آنان از منش و کنش امام خمینى به شمار می آمد. زنده یاد حاج سید احمد خمینى در گفتارى از بزرگوارى هاى اخلاقى پدر چنین یاد می کند:

پس از آن که هجرت از پاریس و سفر امام به ایران قطعى شد. امام به من دستور دادند که در نوفل لوشاتو به منزل همسایگان بروم و از این که در مدت اقامتشان از سکوت حاکم بر دهکده محروم شده اند، از طرف ایشان از آن ها عذر بخواهم. من به اتفاق آقاى اشراقى و یکى دو نفر دیگر به دیدار همه همسایه هاى آن دهکده رفتیم و پیغام امام را رساندیم.

9. نظیف و تمیز بودن پوشاک در معاشرت

امام لباس تمیزى می پوشیدند. من یک بار نیز به خاطر ندارم که بر لباس ایشان کوچک ترین لکه یا کثیفى دیده باشم. امام مقید بودند که کفش تمیز و جوراب مرتبى بپوشند، عمامه خود را مرتب و حتى گاه و بیگاه پیراهن خود را لاجورد بزنند. خلاصه آن که در جامعه به صورت یک انسان پاک و منزه ظاهر می شدند.

بخشى چشم گیر از آداب معاشرت انسان هاى برجسته، در رفتار و طرز پوشاک آنان نمود می یابد. کسانى که در هنگام معاشرت جمعى، اصول نظم و نظافت نسبت به پوشش و آرایش متناسب سر و صورت خویش اهمیت نمی دهند، کمترین جاذبه رفتارى و اخلاقى نخواهند داشت. حضرت امام با مقید بودن خود به این امور به صورت اسوه اى براى روحانیون درآمده بود؛ آن هم در دوره اى که برخى تظاهر به زهد منفى داشته و یا به منظور عوام فریبى، پروایى از پوشیدن لباس چرکین و ناآراستگى وضع خویش نداشتند. خانم مرضیه حدیده چى از همراهان حضرت امام در نوفل لوشاتو، در ارتباط با مراقبت ایشان هنگام پیاده روى در ایام زمستان نسبت به تمیز نگهداشتن کفش هاى خود، چنین می گوید:

بعضى وقت ها، برف و باران بود که امام تشریف می بردند براى نماز و هنگامى که برمى گشتند کفش هایشان مقدارى گلى و کثیف می شد. من چون دوست داشتم، با دستمالى گل هاى روى کفش هایشان را پاک می کردم. همین قدر که امام متوجه این موضوع شدند، مواظب بودند که گل و لاى به کفش هایشان نچسبد.

10. همکارى با دیگران

روزى بر حسب اتفاق که تعداد میهمانان منزل امام زیاد شده بود، پس از صرف غذا و جمع کردن ظروف، دیدم که امام به آشپزخانه آمدند. چون وقت وضو گرفتنشان نبود،... پرسیدم: «چرا امام به آشپزخانه آمدند؟» امام فرمودند: چون ظروف امروز زیاد است، آمدم کمکتان کنم.

تعاون در امور، از دیگر اصول معاشرت اجتماعى در اسلام است. نمونه هاى بسیارى را می توان در سیره نبوى و اولیاى حق سراغ گرفت که بیانگر شرکت در کار و تلاش گروهى است. درباره حضرت رسول6 گفته اند که ایشان در معاشرت و سفرى که با اصحاب خود داشت، به هنگام غذا پختن، کار گردآورى هیزم را به خود اختصاص داد. حضرت امام به رغم مسئولیت هاى زیاد و فراغت هاى اندک در پاریس، حتى از وظیفه هاى معاشرتى و اخلاقى خویش غفلت نمى ورزد؛ زیرا آداب معاشرت اسلامى، تقسیم وظایف و تقویت روحیه تعاون و همکارى معاشران را بیان می کند و یک مسلمان موظف است که تکلیف اجتماعى اش را به عهده بگیرد.

11. هدیه دادن به همسایگان مسیحى

شب تولد حضرت عیسى (ع) امام پیامى براى تمام مسیحیان جهان دادند که خبرگزارى ها پخش کردند. در کنار این پیام، به ما دستور دادند این هدایایى را که برادران از ایران آورده اند که معمولاً گز، آجیل و شیرینى بود، بین اهالى نوفل لوشاتو تقسیم کنیم. ما این کار را انجام دادیم و در کنار هر بسته یک شاخه گل قرار دادیم. چند جا که رفتیم احساس کردیم براى کسانى که در غرب اثرى از این عاطفه ها و محبت ها حتى در بین فرزندان و پدران خود سراغ ندارند، بسیار عجیب است که شب میلاد حضرت مسیح(ع)، یک رهبر ایرانى که غیر مسیحى است، این قدر به آن ها نزدیک است و احساس محبّت می کند. از جمله خانمى بود که وقتى هدیه امام را گرفت، چنان هیجان زده شد که قطرات اشک از چهره اش فرو ریخت. این طرز رفتار امام آن چنان در آن ها اثر گذاشت که از ایشان وقت ملاقات خواستند. امام بى درنگ وقت دادند. آن ها ده پانزده نفر از اهالى محل بودند که با شاخه هاى گل آمدند. امام به مترجم فرمودند که احوال آن ها را بپرسید و ببینید که آیا کار و نیاز خاصى دارند؟ گفتند: نه، هیچ کارى نداریم. فقط آمده ایم امام را از نزدیک ببینیم و این شاخه هاى گل را به عنوان هدیه آورده ایم. امام با تبسّم، شاخه هاى گل را یکى یکى از دست آن ها می گرفتند و در میان ظرفى که در کنارشان بود قرار می دادند و آن ها هم خیلى خوشحال از حضور امام رفتند.

منبع: پورتال پژوهشی و اطلاع رسانی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

   + خلیل رنجبر - ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳

خارجیان مغرض و ناآگاهان داخلی

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان با بیان اینکه استکبار و آمریکا توان تحقیر ملت ایران را ندارند، گفت: رهبر انقلاب توطئه غرب در مذاکرات 1+5 توافق دو مرحله‌ای را به هم ریخت.

آیت‌الله سیداحمد خاتمی پیش از ظهر امروز در راهپیمایی 22 بهمن تبریز با گرامیداشت نقش و جایگاه شهدای محراب تبریز اظهار داشت: شهیدان آیت‌الله مدنی و آیت‌الله قاضی طباطبایی نقش بزرگی بر گردن ما و انقلاب اسلامی دارند.

امام جمعه موقت تهران حضور مردم در راهپیمایی را انجام رسالتی مهم برشمرد و گفت: حضور مردم در این راهپیمایی این پیام را به جهانیان داد که مردم ایران همان مردم 36 سال گذشته هستند و تا آخرین نفس پای انقلاب خود ایستاده‌اند.

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: جشن 22 بهمن جشن ملی به معنی تمام کلمه بود و همه با سلایق و اندیشه‌های مختلف آمدند و مانور و رزمایش بزرگی بود که به دنیا نشان داد ملت همان 36 سال قبل هستند و تا آخرین نفس، نفر و تا آخرین قطره خون پای انقلاب‌شان ایستاده‌اند.

ملت ایران از دین و مکتب‌شان هرگز جدا نمی‌شود

وی تصریح کرد: این راهپیمایی 2 عنوان دارد که عنوان اول بیعت و عنوان دوم اتمام حجت است.

امام جمعه موقت تهران اظهار کرد: بیعت با اسلام و دین و مکتب عالی‌ترین نوع بیعت مردم است و معنای این بیعت است که از اسلام و مکتب جدا نخواهیم شد.

ایران کشور اسلامی بوده و هست و خواهد ماند

آیت‌الله خاتمی تاکید کرد: معنای حضور جوانان و دانش‌آموزان عزیز و امیدهای انقلاب در راهپیمایی این است که ما دلداده اسلام و نبی مکرم اسلام هستیم و ندای جمعی مردم لبیک یا رسول‌الله است.

وی گفت: این کشور، کشور اسلامی بوده و هست و خواهد ماند و خواسته این مردم اجرای احکام اسلام است.

مردم ایران حرف و موضع ولایت فقیه را حرف و موضع خود می‌دانند

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری بیعت دوم در راهپیمایی 22 بهمن را با ولایت فقیه دانست و افزود: مردم عزیز برکات ولایت فقیه را دیدند و اصل انقلاب به برکت ولایت فقیه پیروز شد و در مدت 36 سال گذشته خیمه انقلاب اصل رکین ولایت فقیه بوده است.

وی تصریح کرد: مردم ایران به دنیا اعلام می‌کنند، موضع و حرف ولایت فقیه و مقتدایشان، حرف و موضع خود آنها است.

خارجیان مغرض و ناآگاهان داخلی بدانند جان، گوشت و خون این ملت با ولایت است و از ولایت فقیه جدا نمی‌شود

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری یادآور شد: خارجیان مغرض بدانند و ناآگاهان داخلی مطلع باشند که جان و گوشت و خون این ملت با ولایت است و از ولایت جدا نمی‌شود.

وی بیعت با شهیدان را بیعت سوم راهپیمایان دانست و تاکید کرد: این مردم در این راهپیمایی اعلام کردند که مسیر شما پررهرو است و این مسیر همان مسیر راهپیمایی است و همان مسیر را دنبال خواهند کرد.

آیت‌الله خاتمی در ادامه با بیان اینکه راهپیمایی 22 بهمن با شکوه و با نشاط ملت ایران، اتمام حجت با غرب است، اظهار داشت: دنیا با ایران اسلامی طرف است و چون می‌دانند ایران ما بمب اتم ندارد و پرچم اسلام در آن به اهتزاز درآمده خیز دشمنی با را نه با ایران بلکه در حقیقت با اسلام برداشته‌‌اند.

وی تصریح کرد: مردم ایران به ویژه آذربایجان تا آخرین قطره خون از ایران اسلامی دفاع کرده و دست برنمی‌دارند.

استکبار و آمریکا توان تحقیر ملت ایران را ندارند

آیت‌الله خاتمی با بیان اینکه طی روزهای اخیر مسئولان آمریکایی لجن پراکنی‌های زیادی کردند و در پی تحقیر ملت بزرگ ایران هستند گفت: آمریکا بداند توان تحقیر ملت ایران را ندارد و ملت عاشورایی درس عزت را از حسین (ع) آموخته و شعارش هیهات مناالذله است.

ملت ایران هیچگاه از تحریم خسته نمی‌شود

وی گفت: می‌خواهند با تحریم ملت ایران را خسته کنند و این در حالی است که ملت ایران دشمنان خود را خسته کرده و می‌کند و خود هیچگاه خسته نخواهد شد.

رهبر انقلاب توطئه غرب در مذاکرات 1+5 را به هم ریخت

امام جمعه موقت تهران بیان کرد: سومین اتمام حجت این است که در عرصه مذاکرات هسته‌ای‌، مذاکرات به بخش حساس خود رسیده است و آمریکا و 1+5 به دنبال فریب بزرگی توافق دو مرحله‌ای بودند که در مرحله اول کلیات و سپس جزئیات بود تا به اهداف خودشان در مرحله اول رسیده و زیر تمام توافقات بزنند.

آمریکایی‌‌ها نشان داده‌اند به قول و قرارشان پایبند نیستند

خاتمی با اشاره به اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند: «مذاکرات باید یک مرحله‌ای باشد و ابتدا تمام تحریم‌ها لغو شود» ادامه داد: رهبر معظم انقلاب توطئه آنها را بر هم ریخت چرا که آمریکایی‌ها نشان داده‌اند به قول و قرار خود پایبند نیستند.

امام جمعه موقت تهران تصریح کرد: مردم آذربایجان شرقی هم مطیع رهبری هستند و با «شعار ما همه سرباز توایم خامنه‌ای، گوش به فرمان توایم» در راهپیمایی 22 بهمن تبعیت خود را از ولایت نشان دادند.

وی یادآور شد: استکبار و آمریکا احمقانه‌ترین روشی که در این چند سال پیش گرفته‌اند مدام ملت ایران را تهدید می‌کنند و می‌گویند «گزینه‌ها روی میز است»، این در حالی است که در هشت سال دفاع مقدس تمام تهدیدهای نظامی خود را نشان دادند و ایادی آنان در آخر با شکست و ذلت صحنه را ترک کردند.

امام جمعه تهران گفت: ملت ایران، ملتی مقاوم است و ملتی است که آینده خود را ساخته و خواهد ساخت.

وی تاکید کرد: ملت ایران در عزم و اراده همچون فولاد است و از آرمان خود جدا نمی‌شود و دنباله رو مکتب حسینی هستند.

   + خلیل رنجبر - ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۳

روز شمار وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه

10فروردین 1340 (پنج شنبه)

  وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) می‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تکمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت کرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

16 مهر 1340 (یک شنبه)

  تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

رژیم پهلوی بعد از وفات آیت‌الله بروجردی زمینه را برای پاک کردن اسلام از متن فعالیت‌های مردم ایران مناسب دید و به این دلیل قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب دولت و مجلس وقت رساند و آن را در مطبوعات اعلام کرد. در این قانون قسم به قرآن و شرط مسلمان بودن برای نمایندگان مجلس حذف شده بود و همین باعث اعتراض علمای اسلام و مردم مسلمان گردید.

8 آذر 1341 (جمعه)

  لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

با اعتراض علمای اسلام از جمله آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله حائری و دیگر علما و حضور گسترده مردم در پشتیبانی از علمای اسلام پس از مکاتبات و تظاهرات و اعتراضات ، دولت خائن ا سدالله علم قانون فوق را ملغی اعلام کرد.

19 دی 1341 (چهارشنب)

   اعلام انقلاب سفید

رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواستهای استعمارگرانه امریکا و همچنین تغییر فکر مردم ایران دستورالعمل دیکته شده استکبار را که در کشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت.

 2بهمن 1341 (‌سه شنبه)

  تظاهرات مردم در تهران

با تحریم رفراندم از طرف امام خمینی بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع کردند و گروهی به منزل آیت‌الله خوانساری و آیت‌آلله بهبهانی رفتند.

1 فروردین 1342 (پنج شنبه)

  اعلام عزای عمومی در عید نوروز

امام خمینی برا ی جوابگویی به اقدامات شاه و اطرافیانش عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کرد مردم مسلمان ایران با برافراشتن پارچه سیاه به ندای او لبیک گفتند و روحانیون از خطرات دولت برای اسلام صحبت کردند.

2 فروردین 1342 (جمعه)

  تهاجم رژیم پهلوی به مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه

عصر این روز مراسم عزاداری در مدرسه فیضیه قم برپا بود که سربازان مسلح و مأمورین امنیتی محل را محاصره نمودند و سپس گروهی از آنها با لباس مبدل به درون مدرسه رفتند و در میان سخنرانی یکی از گویندگان به او حمله کردند. سپس به طلاب مدرسه فیضیه حمله نمودند و آنها را از حجره‌هایشان به بیرون پرتا ب کردند و با به شهادت رساندن گروهی از آنان در تاریکی شب محل را ترک کردند.

13 خرداد 1342 (دوشنبه)

  دستگیری حضرت امام خمینی

بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای 1342 ش که در آن رژپم پهلوی و ایادی آن را محکوم نمود نیمه شب کامیونهایی از سربازان و مأموران امنیتی خانه ایشان را محاصره کرده و ایشان را بازداشت نموده و به تهران منتقل کردند، مأمورین حضرت امام خمینی را یک روز در باشگاه افسران و بعد در زندان قصر به مدت 19 روز و پس از آن در پادگان عشرت‌آباد محبوس ساختند.

15 خرداد 1342 (چهارشنبه)

  قیام ملت ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی

پس از اعلام خبر دستگیری امام خمینی ، مردم مسلمان قم جلوی خانه آیت‌الله گلپایگانی و صحن مطهر حضرت معصومه (س) تجمع نموده و پس از صدور بیانیه‌ای به تظاهرات پرداختند و با شعار یا مرگ یا خمینی از حرم بیرون آمدند ولی فاصله‌ای را طی نکرده که با رگبار مسلسل مواجه شدند و درگیری بسیار شدیدی بین مردم و مأمورین به وجود آمد، مأمورین مردم را محاصره کرده و به تیراندازی پرداختند. در این هنگام حاج مصطفی خمینی پسر امام از مردم خواست به خانه‌هایشان بروند. در شهرهای دیگر هم درگیری بین مردم و مأمورین رژیم پهلوی باعث به شهادت رسیدن عده زیادی از مردم گشت و رژیم خون‌آشام پهلوی توانست با اعلام حکومت نظامی و ایجاد وحشت و کشتار وسیع انقلاب مردم را برای مدتی مهار نماید.

11 مرداد 1342 (جمعه)

  آزادی از زندان و بازداشت خانگی امام خمینی

پس از تظاهرات 15 خرداد رژیم که از عواقب بازداشت امام خمینی هراس داشت ایشان را از زندان پادگان عشرت‌آباد به منزلی مربوط به ساواک در داودیه تهران منتقل نمودند و آنجا را تحت نظر کامل قرارداد ولی ساعتی بعد سیل جمعیت به سوی داودیه سرازیر شد. در این منزل بود که روحانیون وقایع 15 خرداد را برای امام تشریح کردند و اطلاع مردم از قیام مردم ایشان را به سختی منقلب نمود تا آنجا که فرمود: «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است …. واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غیرتمندی را می‌شکند.»

17 فروردین 1343 (دوشنبه)

  آزادی امام خمینی از بازداشت خانگی

امام خمینی پس از 9 ماه بازداشت خانگی ساواک، آزاد گشته و روز 18 فروردین 1343 (سه‌شنبه) به منزل شخصی خود در قم مراجعت نمودند.

3 مرداد 1343 (شنبه)

  تصویب قانون کاپیتولاسیون

طبق این قانون، مأمورین سیاسی و مستشاران خارجی در ایران از تقعیب قانون و جزایی مصون هستند و در صورت ارتکاب جرم یا عمل خلاف قانون به کشورشان جهت بررسی یا محاکمه عودت داده خواهند شد. رژیم پهلوی از ترس عکس‌العمل مردم خبر تصویب این قانون را تا مدتی اعلام نکرد.

4 آبان 1343 (دوشنبه)

  پایداری امام خمینی در برابر کاپیتولاسیون

بعد از انتشار خبر تصویب قانون کاپیتولاسیون و پایمال کردن حقوق ملت ایران در برابر یک عده افراد خارجی، حضرت امام خمینی در این روز طی یک سخنرانی مشروح این قانون را برای مردم با عبارت ساده و قابل فهم عرضه می‌نماید و مردم را به قیام برای کسب استقلال و حقوق خود فرا می‌خوانند.

13 آبان 1343 (چهارشنبه)

  تبعید حضرت امام خمینی به ترکیه

پس از سخنرانی امام خمینی در رابطه با قانون کاپیتولاسیون و هراس حکومت از تکرار حماسه پانزده خرداد رژیم تصمیم بر تبعید ایشان می‌گیرد و در شب 13 آبان خانه ایشان را با صدها کماندو و چترباز مسلح محاصره نموده و پس از دستگیری ایشان را به تهران منتقل می‌نماید و مستقیما به فرودگاه مهرآباد می‌برند و از آنجا با هواپیما به ترکیه منتقل نمودند و ایشان را به محلی به نام بورسا تبعید کردند. رژیم برای جلوگیری از قیام مردم شهرهای مهم ایران را به اشغال قوای نظامی درآورد و به هیچ کس اجازه خروج از خانه را نمی‌دهد و بدین شکل رژیم توانست از خروش مردم در امان بماند.

1 بهمن 1343 (پنج شنبه)

  اعلام انقلابی حسنعلی منصور

حسنعلی منصور که نخست وزیر شاه بود توسط برادران بخارایی و مرتضی نیک نژاد از هیأتهای مؤتلفه اسلامی اعدام گردید.

21 فروردین 1344 (شنبه)

 حمله به محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی

26 خرداد 1344 (چهارشنبه)

چهارتن از جانبازان هیأتهای مؤتلفه اسلامی (بخارایی ـ امانی ـ ‌هرندی‌ ـ‌ نیک نژاد) به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.

13 مهر 1344 (سه شنبه)

  تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف

رژیم که از حرکت‌های انتقامی علیه خودش به واسطه تبعید حضرت امام وحشت داشت تصمیم گرفت به حالت تبعید امام خمینی پایان دهد بدون اینکه ایشان را به کشور بازگرداند. به همین دلیل با دولت عراق مذاکراتی به عمل آورد و موافقت این دولت را جلب نمود و امام خمینی و فرزندش حاج مصطفی را به عراق و شهر نجف اشرف انتقال داد.

17 دی 1346 (یک شنبه)

 جهان پهلوان غلامرضا تختی به دست ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

20خرداد 1349 (چهارشنبه)

 آیت‌الله محمدرضا سعیدی در زندان و شکنجه‌گاههای رژیم پهلوی به دلیل طرفداری از آیت‌الله خمینی توسط ساواک به شهادت رسید.

8 اردیبهشت 1350 (چهارشنبه)

 کارگران کارخانه جهان چیت کرج که برای احقاق حق خود قیام کرده بودند توسط ارتش قتل عام شدند.

7 دی 1353 (شنبه)

 آیت‌الله حسین غفاری در زندان رژیم پهلوی به شهادت رسیدند .

29 خرداد 1356 (یک شنبه)

 دکتر علی شریعتی در خارج از کشور به وسیله ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

15 خرداد 1356 (شنبه)

 امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله رژیم پهلوی به دلیل فساد و عدم کارآیی دولتش استعفا نمود و جمشید آموزگار به عنوان نخست وزیر منصوب گردید.

1 آبان 1356 (یک شنبه)

  شهادت فرزند امام

حاج سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی در عراق به دست عوامل و مأمورین امنیتی ساواک رژیم پهلوی با همکاری رژیم بعث عراق به شهادت رسید.

17 دی 1356 (شنبه)

  مقاله روزنامه اطلاعات و توهین به امام خمینی

به مناسبت سالروز سیاه کشف حجاب مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به روحانیت به ویژه آیت‌الله العظمی امام خمینی اهانت شده بود و نویسنده با وقاحت تمام ایشان را که تمام وجودش در خدمت اسلام و مردم بود مستقیما مورد اهانت قرار داده بود.

18 دی 1356 (یک شنبه)

  عکس‌العمل مردم برابر مقاله اطلاعات

موجی از خشم و نفرت سرتاسر ایران را فرا گرفت ولی در قم بلافاصله نتایج آن ظاهر گشت مدارس علمیه، منابر و نماز جماعت تعطیل گردید. مردم به طرف منزل آیات عظام حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را وسعت بخشند. تعدادی از نسخ روزنامه اطلاعات پاره شد و تظاهرات اوج گرفت که با حمله پلیس به زد و خورد تبدیل شد و پس از مدتی پایان گرفت.

19 دی 1356 (دوشنبه)

  قیام خونین مردم قم

طبق قرار طلاب همگی جلوی مدرسه علمیه خان و میدان آستانه جمع شدند و به سوی منزل علمای اسلام حرکت کردند و تا ظهر این برنامه و حضور گسترده مردم ادامه داشت تا اینکه مأمورین جلوی مردم قرار گرفتند و به دستور ساواک آنها را به گلوله بستند و تعداد زیادی از مردم بی‌گناه را به خاطر حفظ احترام مرجع تقلیدشان که خواسته آنها بود به شهادت رساندند.

29 بهمن 1356 (شنبه)

  قیام مردم تبریز

به مناسبت چهلم شهدای قم مردم تبریز به پا خاستند و حرکت آغاز شده را تداوم بخشیدند در این روز در تبریز عزای عمومی اعلام شد و علمای تبریز مجلس ختم برگزار نمودند. پلیس اطراف مسجد را محاصره نمود و از ورود جمعیت ممانعت کرد و اجتماع مردم متراکم شد و پلیس برای ارعاب و متفرق نمودن شروع به تیراندازی هوایی کرد و مردم به مأمورین حمله نمودند و با شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه راه‌پیمایی بزرگی را آ‎غاز کردند و پلیس که قدرت مقاومت را از دست داده بود از ارتش کمک خواست و تظاهرات مردم به خاک و خون کشیده شد.

10 فروردین 1357 (پنج شنبه)

  قیام مردم یزد

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد به تبعیت از رهبر انقلاب عید را تحریم کردند و برای بزرگداشت شهدای تبریز، خود را مهیا ساختند. در روز چهارشنبه 9 فروردین مردم بعد از مراسم به خیابان ریختند و با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر شاه به راه‌پیمایی پرداختند و روز پنج شنبه 10 فروردین به دعوت آیت‌الله صدوقی تعطیل عمومی اعلام گشت و مردم در مساجد گرد آمدند و بازگشت امام خمینی و آزادی زندانیان سیاسی و نابودی رژیم پهلوی را خواستار شدند و در خاتمه جلسه به خیابان آمدند اما با تمرکز قوای پلیس و ارتش مواجه شدند. تیراندازی آغاز شد و گروهی به شهادت رسیدند و عده زیادی مجروح گردیدند.

25 اردیبهشت 1357 (دوشنبه)

 در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

15 خرداد 1357 (دوشنبه)

 به مناسبت سالگرد 15 خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

30 تیر 1357 (جمعه)

  تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)

مردم ایران برای نشان دادن نفرت خویش از رژیم پهلوی مراسم چراغانی و جشن شادی در این روز خجسته را تحریم کردند.

31 تیر 1357 (شنبه)

 حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی خطیب مشهور در اثر تصادف کشته شد.

21 مرداد 1357 (شنبه)

 درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

25 مرداد 1357 (چهارشنبه)

  اعلام حکومت نظامی توسط دولت آموزگار

دولت برای کنترل اوضاع در سطح کشور بخصوص در استانهایی که افراد خارجی در آن حضور بیشتری دارند در چند شهر اعلام حکومت نظامی نمود.

28 مرداد 1357 (شنبه)

  فاجعه سینما رکس آبادان

رژیم پهلوی برای ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم دستور به آتش کشیدن سینما رکس آبادان را داد در حالی که مردم بی‌خبر و بی‌گناه مشغول تماشای فیلم بودند. این فاجعه باعث مرگ 400 الی 60 انسان بی‌گناه گردید.

5 شهریور 1357 (یک شنبه)

  سقوط دولت جمشید آموزگار

در پی رسوایی فاجعه سینما رکس آبادان و عدم توفیق دولت آموزگار در سرکوب مردم و ایجاد اصلاحات در جهت تحکیم رژیم پهلوی‌، آموزگار را از مقام خود استعفا داد.

  تشکیل دولت شریف امامی

در پی سقوط دولت آموزگار، شریف امامی استاد اعظم لژ فراماسونری در ایران مأمور تشکیل دولت گردید.

13 شهریور 1357 (دوشنبه)

  راه‌پیمایی عید فطر

نماز عید فطر با حضور میلیونها نفر از مردم با ایمان تهران برگزار شد و بعد از نماز عید مردم به راه‌پیمایی پرداختند و خواستار لغو حکومت شاهنشاهی شدند.

17 شهریور 1357 (جمعه)

  جمعه سیاه

پس از راه‌پیمایی عید فطر و عدم دخالت قوای انتظامی مردم امیدوار شدند که قوای انتظامی به راه‌پیمایی‌های آرام کاری نخواهند داشت. جمعه 17 شهریور مردم صبح زود به حرکت در آمدند. در همین هنگام دولت ساعت 6 صبح در تهران و 12 شهر بزرگ دیگر حکومت نظامی اعلام کرد و مردم که از این امر اطلاع نداشتند دسته دسته به طرف محل تجمع که میدان ژاله (شهدا) بود حرکت کردند و در میدان با سربازان سر تا پا مسلح مواجه شدند. آنها مردم را محاصره نمودند و سپس شلیک کردند و به قصد کشتن آنها را هدف قرار دادند. در این فاجعه هزاران نفر در سراسر کشور و از جمله میدان شهدا (ژاله سابق) تهران به شهادت رسیدند.

25 شهریور 1357 (شنبه)

  زلزله طبس

زلزله در استان خراسان باعث ویرانی کامل شهر طبس و صدها روستای این استان گردید. در این فاجعه هزاران نفر در زیر آوار کشته دشند.

2 مهر 1357 (یک شنبه)

 منزل امام خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید .

3 مهر 1357 (دوشنبه)

 حزب رستاخیز که توسط رژیم پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

10 مهر 1357 (دوشنبه)

  هجرت امام خمینی از عراق به کویت

با افزایش فشارها و جلوگیری دولت عراق از فعالیت‌های سیاسی حضرت امام خمینی ایشان تصمیم به خروج از این کشور گرفتند. به همین دلیل به طرف کویت حرکت کردند. امام دولت کویت به ایشان مجوز ورود به کویت را ندادند.

13 مهر 1357 (پنج شنبه)

  هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

در پی عدم ورود امام خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت ایشان به نجف اشرف، امام خمینی تصمیم می‌‌‌‌‌‌گیرند برای ادامه مبارزه به فرانسه مهاجرت نمایند.

17 مهر 1357 (دوشنبه)

  تغییر مکان امام خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو

  دولت فرانسه از فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خمینی جلوگیری می‌نماید.

19 مهر 1357 (چهارشنبه)

 اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید.

24 مهر 1357 (دوشنبه)

  رژیم پهلوی مسجد جامع کرمان را به آتش کشید.

  به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور عزای عمومی اعلام شد.

29 مهر 1357 (شنبه)

  اعتصاب کارکنان صنعت نفت

با اعتصاب همگانی کارکنان و کارمندان صنعت نفت پالایشگاههای سراسر کشور در خطر تعطیل شدن قرار گرفت.

8 آبان 1357 (دوشنبه)

 آیت‌الله طالقانی از بند رژیم پهلوی آزاد شدند.

10 آبان 1357 (چهارشنبه)

 ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

13 آبان 1357 (شنبه)

  تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد.

  آیت‌الله مفتح از زندان آزاد گردید.

15 آبان 1357 (دوشنبه)

  استعفا و سقوط کابینه شریف امامی در پی حوادث خونین 13 آبان اعلام گردید.

  تشکیل دولت نظامی به نخست وزیری ژنرال ازهاری اعلام گشت.

10 آذر 1357 (جمعه)

 فریاد الله‌اکبر بر فراز بامها،‌ سراسر کشور را فرا گرفت.

11 دی 1357 (دوشنبه)

  روزهای خونین در مشهد مقدس

با اوج‌گیری تظاهرات مردم مشهد سربازان و مأمورین امنیتی در روزهای 9 ،‌ 10 و 11 دی ماه با حمله به حرم مطهر امام رضا (ع) و مردم در خیابانها و بیمارستانها عده زیادی را به شهادت رساندند و گروهی را مجروح نمودند.

16 دی 1357 (شنبه)

   دولت نظامی ازهاری سقوط کرد.

ـ‌ شاهپور بختیار از اعضای جبهه ملی ایران مأمور تشکیل کابینه از طرف محمدرضا پهلوی گردید و به سمت نخست وزیر منصوب شد.

23 دی 1357 (شنبه)

 به دستور امام خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

26 دی 1357 (سه شنبه)

  شاه رفت

ایران امروز غرق در نور و گل و شیرینی بود و مردم فرار محمدرضا پهلوی را جشن گرفتند. شاه که برای فرار خود معالجعه بیماری را دست‌آویز قرار داده بود در حقیقت برای انجام کودتایی دیگر به سبک 28 مرداد 1332 آماده می‌شد.

29 دی 1357 (جمعه)

 اصول جمهوری اسلامی در راه‌پیمایی میلیونی مردم ایران اعلام گردید.

3 بهمن 1357 (سه شنبه)

 شورای سلطنت که برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

4 بهمن 1357 (چهارشنبه)

 برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.

5 بهمن 1357 (پنج شنبه)

 دولت بختیار 3 روز فرودگاههای کشور را بست.

7 بهمن 1357 (شنبه)

  تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد.

  راه‌پیمایی میلیونی مردم در تهران به مناسبت 28 صفر برگزار گردید.

9 بهمن 1357 (دوشنبه)

  فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد

در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم که خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج کرد.

11 بهمن 1357 (چهارشنبه)

  مأمور ارتش در خیابانهای تهران

دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حکومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه کودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.

12 بهمن 1357 (پنج شنبه)

  ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاک ایران گذاشتند.

ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام کرد.

ـ‌ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.

17 بهمن 1357 (سه شنبه)

  ‌بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.

ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

19 بهمن 1357 (سه شنبه)

   راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.

ـ‌ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت کردند.

ـ‌ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.

20 بهمن 1357 (جمعه)

  طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.

ـ‌ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند.

ـ‌ مردم برا ی کمک به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.

21 بهمن 1357 (شنبه)

  دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

ـ حضرت امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

22 بهمن 1357 (دوشنبه)

  تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

ـ با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

   + خلیل رنجبر - ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳

محمدرضا پهلوی به روایت حضرت آیت‌الله امام خامنه ای(مدظله العالی)

«میخواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته‌ى خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم؛ امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم.» ۱۳۸۷/۰۲/۱۹ بازخوانی تاریخ برای درس‌آموزی و عبرت گرفتن، از ضروری‌ترین کارها برای فهم وضعیت فعلی و حرکت صحیح به سوی آینده است. این نکته همواره مورد توجه و تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده و بر همین اساس ایشان در فرصت‌های گوناگون به تبیین تاریخی خصوصیات حکومت پهلوی و شخصیت و عملکرد سردمداران آن پرداخته‌اند.

آنچه در ادامه می‌آید گزیده‌ای از «روایت‌های تاریخی درباره‌ی محمدرضا پهلوی در بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» است که پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR منتشر می‌کند:

  شرطهای ذلت‌آور برای سلطنت

در اوایل رفتن رضاخان که هنوز تکلیف سلطنت در ایران درست معلوم نشده بود، سفیر انگلیس در تهران به کسی که از طرف محمدرضا به او مراجعه کرده بود که تکلیف خودش را بداند، می‌گوید که چون بر طبق اطلاعات ما، محمدرضا به رادیو برلین گوش می‌کند و پیشرفتهای آلمان را روی نقشه پی می‌گیرد، پس مورد اعتماد ما نیست. آن شخص، خبر را به محمدرضا می‌دهد. او هم گوش کردن به رادیو برلین را ترک می‌کند و کنار می‌گذارد! آن وقت سفیر انگلیس می‌گوید: «حالا دیگر عیبی ندارد؛ می‌شود او را به سلطنت انتخاب کرد.» رژیم و دولتی که در راس آن کسی قرار دارد که تا این حد به یک سفارت بیگانه وابسته است که آنها برای سلطنت او شرطهای حقیر و ذلت‌آوری از این قبیل معین می‌کنند و او هم آن شرطها را می‌پذیرد و عمل می‌کند تا آنها او را به سلطنت برسانند، معلوم است که چقدر به بیرون از این مرزها و به قدرتهای خارجی وابسته است.[۱]

  بیست و پنج سال دیکتاتوری بعد از کودتا

بعد از آنکه حکومت مصدق را [در مرداد سال ۱۳۳۲] سرنگون کردند البته قبلا مرحوم آیت‌الله کاشانی را با ترفندهای خودشان منزوی کردند، کنار زدند و با بی‌تدبیری‌هایی که انجام گرفت کنار گذاشتند باز سر کار آمدند و وارد ایران شدند و توانستند با نفوذ خود، با ایادی خود، با فعالیت خود، کودتای ۲۸ مرداد را به وجود آورند و محمد رضا را که از ایران فرار کرده بود، به ایران برگردانند. بیست و پنج سال بعد از آن، حکومت دیکتاتوری سیاه پهلوی ادامه پیدا کرد.[۲]

  کاری را انجام می‌دادند که از آنها خواسته شده بود!

محمدرضا را هم انگلیسیها تثبیت کردند. بعد از دوره‌ی حکومت دکتر مصدق، کودتا را امریکاییها به راه انداختند و البته از دست انگلیسیها ربودند و آنها خودشان تسلط پیدا کردند. اینها در اغلب امور این کشور، وابسته بودند. مستشاران امریکایی و دهها هزار امریکایی دیگر در مهمترین مراکز نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی این کشور شغلهای حساس و درآمدهای گزاف داشتند و آنها در حقیقت کارها را انجام می‌دادند و به آنها خط می‌دادند. دستگاه اطلاعاتی این کشور را امریکاییها و اسرائیلیها به‌وجود آوردند. در سیاستها، تابع نظرات انگلیسیها و در این اواخر، تابع نظرات امریکاییها بودند. در زمینه‌ی منطقه‌ای و جهانی، حتی در زمینه‌های اقتصادی - مثلا قیمت نفت چقدر باشد، فروش نفت چگونه باشد، وضع شرکتهای خارجی در نفت ایران به چه کیفیت باشد - در همه‌ی این مسائل مهم و حساس، آن چیزی کاری را انجام می‌دادند که از آنها خواسته شده بود! البته منافع خودشان را هم در نظر داشتند.[۳]

  دستور از آمریکایی‌ها، اجرا از محمدرضا شاه

شاه - محمدرضا - برای اینکه یک نخست‌وزیری را از کار برکنار کند و یک نخست‌وزیر دیگر را جای او بیاورد، مجبور شد برود آمریکا، دو هفته، سه هفته در آمریکا بماند، تا موافقت آنها را جلب کند که این زید را از کار برکنار کند، این عمرو را به جای او بگذارد! کار کشور ما به اینجا رسیده بود. در سالهای آخر حکومت پهلوی از این هم زشت‌تر بود. بحث رفتن به آمریکا دیگر نبود؛ همین‌جا سفیر آمریکا و سفیر انگلیس به کاخ شاه میرفتند، به او میگفتند شما در قضیه‌ی نفت اینجوری عمل کنید، در قضیه‌ی ارتباطات جهانی اینجوری عمل کنید، با ملت اینجوری عمل کنید، با مبارزین اینجوری عمل کنید؛ دستور میدادند. شاه هم قبول میکرد. خوب، وقتی که رئیس یک مملکت اینقدر ضعیف، اینقدر زبون، اینقدر در مقابل بیگانگان تسلیم باشد، دیگران وضعشان معلوم است. این وضع کشور ما بود.[۴]

  فشار بر ملت و خضوع در مقابل بیگانه

محمد رضای پهلوی در سالهای دهه‌ی چهل و دهه‌ی پنجاه شدیدترین فشارها را بر این ملت و بر مبارزان و بر آزادی‌خواهان- خشن؛ بدون اندک ملاحظه‌ای از مردم- وارد کرد؛ اما همین آدم در مقابل سفیر آمریکا و سفیر انگلیس خشوع و خضوع می‌کرد و از آن‌ها حرف می‌شنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. این حکومت یک ملتی است که از عزت ملی محروم است.[۵]

  بدترین فسادها از شاه و اطرافیانش به وجود می‌آمد

[یک خصوصیّت] این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همه‌ى دربارى‌ها و دوروبرى‌ها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرم‌آور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجى‌ها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالى‌ترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرى‌هایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگ‌ترین رشوه‌ها، بدترین دست‌اندازى‌ها، خباثت‌آلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت به‌وجود مى‌آمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى به‌وسیله‌ى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران به‌وجود آمد و اتّفاق افتاد.[۶]

  شاه ایران دل صهیونیستها را گرم کرد

وضع ایران قبل از پیروزی انقلاب، وضع خوبی نبود؛ مردم در حال بی‌تکلیفی، دشمنان مسلط، اینجا پایگاه اسرائیل و استراحتگاه سران رژیم صهیونیستی، که می‌آمدند می‌بردند، می‌خوردند و استفاده‌ی سیاسی و مالی می‌کردند. آن روزی که بعضی از کشورهای عرب تصمیم گرفتند که از نفت علیه اسرائیل استفاده کنند، شاه ایران دل صهیونیستها را گرم کرد و گفت من به شما نفت می‌دهم. وضع ایران در آن روز این‌گونه بود.[۷]

  بی‌اعتنایی روسای کشورها به شاه در تهران

رئیس سه کشور - که متحدین جنگ بودند - به تهران آمدند و بدون اینکه از دولت اجازه بگیرند، بدون اینکه به دولت مرکزی کمترین اعتنائی بکنند، در اینجا جلسه تشکیل دادند. روزولت، چرچیل و استالین به میل خودشان به تهران آمدند و جلسه تشکیل دادند؛ نه از کسی اجازه گرفتند، نه گذرنامه‌ای نشان دادند. محمدرضا که آن روز پادشاه ایران بود، مورد اعتنای اینها قرار نگرفت؛ آنها به دیدن او نرفتند، او به دیدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برایش بلند نشدند، اعتنا نکردند! ببینید ذلت یک دولت مرکزی که سرریز میشود بر روی مردم، تا کجاها منتهی میشود؟ این، حضیض ذلت یک حکومت و یک ملت است.[۸]

  کسی به استقبالش نمی‌رفت

ما در آن سالهای حاکمیت طاغوت دیده بودیم که وقتی شاه به مشهد می‌آمد، کسی به استقبالش نمی‌رفت؛ و چون می‌خواستند به مسیری که او عبور می‌کرد و درخت و گلکاری هم نداشت، سر و صورتی بدهند، من دیده بودم که شهرداران بی‌عرضه و استانداران بخوربخور آن‌چنانی در آن سالها، درخت سبز می‌آوردند و روی همین خاکهای اطراف آن خیابانی که مسیر او بود، آن را می‌کاشتند! اگر بد می‌آوردند و او آمدنش چهار روز عقب می‌افتاد، همه‌ی درختها خشک شده بود.[۹]

  میلیاردها دلاری که در آمریکا ماند!

[آمریکایی ها] محمدرضا را که فراری ملت ایران بود، در آمریکا پذیرفتند و به عنوان یک میهمان پناه دادند. اموالی که در اختیار محمدرضا قرار داشت، بالغ بر میلیاردها دلار می‌شد که در امریکا سرمایه‌گذاری کرده بود. در همه جای دنیا معمول است وقتی یک نفر که در راس رژیمی قرار دارد، سرنگون شد، اموال شخصی‌اش که از آن مردم و دولت جدید بر سر کار آمده است، به آن دولت برگردانده می‌شود. این در همه جا یک عرف است... هیچ جا سابقه ندارد که آن همه ثروت را که متعلق به ملت ایران بود، در حسابهای محمدرضا و کسانش در امریکا، نگه دارند. حتی یک ریالش را به مردم ایران ندادند.[۱۰]

[۱] - بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۳۷۴/۰۳/۱۴

[۲] - بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم‌ ۱۳۷۹/۰۷/۱۴

[۳] - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر ۱۳۷۷/۱۱/۱۳

[۴] - بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان‌ ۱۳۸۸/۰۸/۱۲

[۵] - بیانات در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادی سنندج‌ ۱۳۸۸/۰۲/۲۲

[۶] - بیانات در دیدار مردم قم ۱۳۹۳/۱۰/۱۷

[۷] - بیانات‌ در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۸۵/۰۵/۳۰

[۸] - بیانات در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی(ره) ۱۳۹۱/۰۳/۱۴

[۹]  - بیانات در دیدار مدیران و مسئولان استان بوشهر  ۱۳۷۰/۱۰/۱۲

[۱۰]  - بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان ۱۳۷۳/۰۸/۱۱

   + خلیل رنجبر - ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳

پنج خصوصیت از کارنامه‌ی سیاه رژیم پهلوی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم قم نسبت به فعالیت‌ها و اقدامات برخی از انگیزه‌های معاند و معارض با نظام اسلامی که میکوشند روزهای بزرگ تاریخ ملت ایران و همچنین چهره‌ی زشت حکومت پهلوی را به فراموشی بسپارند، هشدار دادند و به ۵ خصوصیت از کارنامه‌ی سیاه رژیم پهلوی اشاره کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه سالگرد فرار شاه خائن، این بخش از بیانات اخیر رهبر انقلاب اسلامی را در قالب جدول زیر مرور کرده است.

امروز برخی سعى می‌کنند چهره‌ى خبیث‌ترین و سیاه‌روترین حکّام تاریخ اواخر این ملّت را به شکلى آرایش کنند

تا مردم نفهمند که با این انقلاب چه کردند.

کارنامه‌ی سیاه و خصوصیات رژیم پهلوی از نگاه رهبر انقلاب در دیدار مردم قم ۹۳/۱۰/۱۷

۱ - دیکتاتورىِ سیاه و خفقان عجیب علیه مردم  با شدت و قساوت کامل ، زندانهای مخوف و شکنجه ها و فشارهاى عجیب جسمى و روحى علیه منتقدان

۲- وابستگی ذلت‌آمیز به قدرت‌های خارجی و تحقیر ملت ایران ، سرکارآمدن و برکناری رضاخان توسط انگلیسی‌ها،  سرسپردگی محمدرضا به آمریکایی‌ها

۳- گرفتاری در انواع فسادها و بدترین دست‌اندازی‌ها ، فساد جنسى شرم‌آور و فساد مالى در عالی‌ترین سطوح حکومت ،  ترویج اعتیاد و مواد مخدر صنعتی توسط عناصر اصلی حکومت از قبیل یکی از خواهران شاه

4- بی‌اعتنائی به مردم و به حساب نیاوردن آنان، فقدان انتخابات آزاد و انتصاب مزدوران رژیم به‌جای نمایندگان مردم،  بی‌خبری مردم از مسائل کشور

۵- ترویج خودکم‌بینى ملّى و بزرگنمایى غربى ،بی‌اعتنائی به پیشرفت علمی،عادت دادن ذائقه‌ی مردم به واردات باپول نفت،  نابود کردن کشاورزی و صنایع ملی و وابسته کردن کشور

این رژیمى که ملّت با آن گلاویز شد، چه بود؟ چه کسى بود؟ این خیلى مهم است. چند خصوصیّت را من عرض میکنم؛ چون عرض کردم امروز انگیزهها وجود دارد براى تحریف، یعنى سعى میکنند چهرهى خبیثترین و زشتترین و سیاهروترین عناصر حُکّام تاریخىِ اواخر این ملّت را به شکلى آرایش کنند که حقیقت براى مردم مکشوف نشود و نفهمند با این انقلاب چه کردند:

 خصوصیت اول: دیکتاتورىِ سیاه و خفقان عجیب علیه مردم

یکى از خصوصیّات آن رژیم فاسد، دیکتاتورىِ سیاه و خفقان عجیب علیه مردم، با قساوتآمیزترین روشها [بود] که ممکن است در جاهاى دیگرى از کشورها هم وجود داشته باشد. در اینجا خود ما از نزدیک مشاهده کردیم که چه میکردند و چه رفتارى داشتند با آحاد مردم؛ هم در دوران رضاخان که گذشتگان ما، بزرگترهاى ما آن را دیده بودند و براى ما نقل کردند، هم در دوران اخیر، که خود ماها، آحاد مردم، در میدان بودیم. جوانها البتّه آن دوران را ندیدند. حرفهاى فراوان و موثّق [وجود دارد] از آنچه اینها با مردم، با مبارزین و با کسانى که انتقاد داشتند - ولو انتقادهاى اندک - داشتند انجام میدادند؛ رفتارهایى که اینها میکردند، آن شکنجهها، آن فشارهاى عجیب و غریبِ جسمى و روحى، آن زندانهاى مخوف، که امروز برخى از نشانههاى آنها هست که افراد میروند مىبینند تعجّب میکنند. یکى از کارها این بود، اینها با قدرت زور و استبداد و فشار بر مردم، حکومت خودشان را ادامه میدادند؛ و همین کسانى که امروز دَم از حقوق بشر میزنند و این ادّعاهاى رسوا را مرتّب، پى‌درپى تکرار میکنند، با همهى وجود طرفدار اینها بودند؛ نمیشود هم گفت خبر نداشتند، چرا! دستگاه جهنّمى ساواک را خود صهیونیستها و خود آمریکایىها و سیاى آمریکا بهوجود آورده بودند، روشها را آنها بهشان یاد داده بودند، چطور ممکن بود خبر نداشته باشند. حالا که اخیراً معلوم شد خود اینها هم دچار یکچنین مشکلات عظیمى هستند؛ این افشاگرىهایى که در این اواخر انجام گرفت نسبت به رفتار سازمانهاى جاسوسى آمریکا با مخالفین و معاندین، اینها کجا، سخن از آزادى بیان و لیبرالیسم و دموکراسى و اعتناى به حرف مردم کجا! اصلاً عالم عجیبى است! در کشور ما، آن رژیم خبیث، یکى از خصوصیّاتش این بود: شدّت‌عمل، قساوت کامل نسبت به هرکسى که اندکاعتراضى به آنها داشت و مطّلع میشدند.

 خصوصیت دوم: وابستگی ذلت‌آمیز به قدرت‌های خارجی و تحقیر ملت ایران

خصوصیّت دوّم، وابستگى ذلّتآمیزى بود که اینها به قدرتهاى خارجى داشتند. حالا در این کتابهایى که براى تبرئه و بىگناه نشان دادن رژیم خبیث پهلوى مینویسند، این را منکر میشوند، که [البتّه] قابل انکار نیست. رضاخان به دستور انگلیسىها آمد، به دستور انگلیسىها هم رفت؛ بمجرّد اینکه انگلیسىها پیغام دادند که باید برود، بعد از هفده هجده سال سلطنت، ناچار [رفت]؛ یعنى پشتیبان دیگرى نداشت؛ آنها او را آورده بودند، حالا هم لازم میدانستند او برود، رفت؛ به دستور انگلیسىها آمد، به دستور انگلیسىها رفت. بعد هم که محمّدرضا را انگلیسىها سرِ کار آوردند تا آخر دههى ۲۰، از اوایل دههى ۳۰ آمریکایىها وارد میدان شدند، همهى امور را قبضه کردند و در اختیار گرفتند؛ سیاستها سیاستهاى آمریکا [بود]؛ آنچه منافع آمریکا ایجاب میکند، چه در رفتار داخلى، چه در رفتار منطقهاى، چه در رفتار بینالمللى؛ عیناً آنچه آنها لازم میدانستند؛ یعنى یک تحقیر عظیم ملّت ایران. این یکى از خصوصیّات آن رژیم خبیث این بود. اینکه شما مىبینید آمریکایىها با چه لجى، با چه دشمنى و بغضى به ملّت ایران و به انقلاب اسلامى و به نظام اسلامى نگاه میکنند؛ بهخاطر این است. اینها یک چنین دورانى را گذراندند؛ چنین کشورى، چنین نظامى از دست آنها رفته است؛ لذا دشمنى آنها با انقلاب تمامشدنى نیست.

 خصوصیت سوم: گرفتاری در انواع فسادها

خصوصیّت سوّم این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همهى دربارىها و دوروبرىها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرمآور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجىها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالىترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرىهایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگترین رشوهها، بدترین دستاندازىها، خباثتآلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت بهوجود مىآمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى بهوسیلهى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران بهوجود آمد و اتّفاق افتاد. یکى از خواهرهاى محمّدرضا را در فرودگاه سوئیس با چمدان پر از هروئین، پلیس سوئیس دستگیر کرد! [خبر آن در] همهى دنیا پیچید، منتها زود ماستمالى کردند؛ خب مربوط به خودشان بود؛ قضیّه را برطرف کردند، گره را باز کردند؛ یکچنین وضعیّتى [بود].

 خصوصیت چهارم: بی‌اعتنائی به مردم

بىاعتنائى به مردم؛ ازجملهى خصوصیّات مهمّ رژیم طاغوت بىاعتنائى به مردم بود؛ مردم بههیچقیمت بهحساب نمىآمدند. ما در دوران عمرمان، در دوران جوانى در رژیم گذشته، یک بار هم نه در انتخاباتى شرکت کرده بودیم، نه از مردم کوچه و بازار معمولى مىشنیدیم که شرکت کنند؛ انتخاباتى وجود نداشت. در یک برههاى خیلى صریح، در یک برههاى کمتر صریح، دخالتهاى آنها بود؛ یک مشت مزدور را میبردند، مىنشاندند آنجا و بهوسیلهى آنها در مجلس شورا و مجلس سنا کار خودشان را انجام میدادند. مردم اصلاً نمیدانستند چه کسى در رأس کار است؛ اصلاً رابطهى بین مردم و حکومت قطع بود. آگاهى مردم، اطّلاع مردم از مسائل کشور، از مسائل سیاسى که شما امروز مىبینید، این درست نقطهى مقابل آن چیزى است که آن روز وجود داشت؛ رژیم خبیث بکل منقطع بود با آحاد مردم.

 خصوصیت پنجم: ترویج خودکمبینى ملّى و بزرگنمایى غربى

 بىاعتنائى به پیشرفت علمى، ترویج خودکمبینى ملّى و بزرگنمایى غربى؛ حالا کار علمى که پیشرفت نمیکرد، حرکت علمى به معناى واقعى کلمه که اصلاً وجود نداشت، در رسانهها ذائقهى مردم را به واردات عادت دادند که این عادت متأسّفانه تا امروز باقى است. عادات طولانىمدّتى که براى مردم بهوجود مىآید، بهآسانى از بین نمیرود. اینها به جاى کشاندن کشور به سمت احیاى تولیدات داخلى و منابع حقیقى یک ملّت، مردم را با پول نفت عادت دادند به واردات؛ ذائقهى مردم را عوض کردند؛ کشاورزى کشور را نابود کردند، صنایع واقعى و ملّى کشور را از بین بردند، کاملاً کشور را وابسته کردند به خارج و به دشمنان این ملّت. ملّت را تحقیر کردند، توانایىهاى ملّت را دستِکم گرفتند، به زبان آوردند، فرهنگ غربى را بزرگنمایى کردند؛ یک رژیم هفتجوشِ خبیثِ جامعِ همهى بدىها. خب، مردم هم احساس میکردند؛ ملّت ایران ملّت باهوشى است، حقایق را میفهمند، احساس میکنند، منتها یک دستى لازم است، یک صداى رسایى لازم است، یک دل مؤمنى لازم است که دیگران را وارد به میدان مبارزه کند؛ مبارزات گوشه و کنار بود، اینکه مردم بیایند وارد میدان بشوند، این کار یک مرد الهى بود که خداى متعال این مرد الهى را به مردم داد؛ امام بزرگوار ما همان فریادى شد که همهى خواستههاى مردم را در خود جمع داشت؛ مردم هم پاسخ گفتند، اجابت کردند، جان دادند، فداکارى کردند، وارد میدان شدند؛ ملّت با چنین رژیمى گلاویز شد و پیروز شد.

   + خلیل رنجبر - ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳

جملات برگزیده امام خامنه ای (مدظله العالی) درباره «۲۲ بهمن و دهه فجر&am

در آستانه فرارسیدن «۲۲ بهمن» سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR جملات برگزیده از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را درباره «دهه فجر و ۲۲ بهمن» منتشر کرد:

 بیست و دوم بهمن، در حکم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت، اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهی، برای ملت ایران صورت عملی و تحقق خارجی گرفت. ۱۳۶۸/۱۱/۰۴

 هر گاه و هر جا که از پیروزی ۲۲ بهمن یادی و نامی آورده می شود، چهره ی شهید و نقش خونین شهادت، در برابر چشم ها پدیدار می گردد. ۱۳۶۸/۱۱/۱۹

 دهه‌ی فجر، در حقیقت مقطع رهایی ملت ایران و آن بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا کرده است. ۱۳۶۹/۱۰/۱۱

 دهه‌ی فجر، آن آیینه‌یی است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد. اگر این آیینه نبود، باز هم مثل همان دوره‌های تاریک و قرون خالیه، بایستی ما مینشستیم و اسمی از اسلام میآوردیم. ۱۳۶۹/۱۰/۱۱

 برگزاری دهه‌ی فجر، باید مثل برگزاری جشن نیمه‌ی شعبان باشد. ۱۳۶۹/۱۰/۱۱

 خاطره‌ی امام، بیش از همیشه، در دهه‌ی فجر و بیست‌ودوی بهمن است. حتّی بیشتر از مراسم سالگرد رحلت امام، این بزرگداشت نشان‌دهنده‌ی شخصیت آن بزرگوار است. ۱۳۶۹/۱۰/۱۱

 دهه فجر در حقیقت ولادت امامت در این کشور است؛ به همان معنایی که خود امام و اسلام برای ما ترسیم کرده‌اند. ۱۳۶۹/۱۰/۱۱

 ۲۲ بهمن در حیات تاریخی و ملی کشور و هدایت سرنوشت ملت ایران به سوی حق و صلاح نقش بزرگی داشته است. ۱۳۷۸/۱۱/۰۶

 در طلیعه‌ی‌ روزهای‌ درخشان‌ فجر از همه‌ چیز شایسته‌تر تکریم‌ شهیدان‌ و خضوع‌ در برابر روح‌ فداکار آنهاست‌. ۱۳۷۹/۱۱/۱۲

 دشمنان سعی میکنند انقلاب را از یاد مردم ببرند؛ اما دهه فجر، انقلاب را به یاد مردم میآورد. سعی میکنند امام را از یاد مردم ببرند؛ اما دهه فجر، تجسّم اراده و عظمت امام بزرگوار ماست. ۱۳۸۰/۱۱/۰۳

 حادثه بیست‌ودوم بهمن و پیروزی انقلاب، پایان تحقیر ملت ایران بود. ۱۳۸۰/۱۱/۲۱

 اگر انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلاب و تحوّل در این کشور نبود، هیچ امیدی وجود نداشت که سلطه جهنّمىِ تحقیرآمیز امریکا و حکومت دیکتاتورىِ قسىّ‌القلب پهلوی از این مملکت برکنده شود. ۱۳۸۱/۰۳/۱۴

 راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن در جهان یک پدیده بینظیر است؛ هیچ کشوری در هیچ مراسمی چنین اجتماعی را در شهرهای بزرگ و کوچک به خود نمیبیند و به یاد ندارد؛ این مخصوص شماست. ۱۳۸۲/۱۱/۲۴

 راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن مظهر اقتدار ملی است؛ نشان‌دهنده‌ی عزم عمومی ملت ایران است؛ مظهر همان چیزی است که هر دشمنی را در هر حد و اندازه‌یی از اقتدار نظامی و تواناییهای تبلیغاتی و سیاسی، مرعوب میکند. ۱۳۸۳/۱۱/۱۹

 ملت ایران هر سال با حرکت خود در بیست‌ودوم بهمن، دشمن را در جای خود متوقف و وادار به عقب‌نشینی کرده. ۱۳۸۳/۱۱/۱۹

 روز ۲۲ بهمن و راهپیمائی ۲۲ بهمن مظهر اقتدار ملی است؛ مظهر اقتدار ملت ایران است؛ مظهر حضور مردمی و اراده و عزم ملی ملت ایران است که مرد و زن و پیر و جوان، در همه‌ی شرائط به خیابانها میآیند و خودشان را در سرتاسر کشور در مقابل چشم بینندگان قرار میدهند؛ این خیلی باعظمت است. ۱۳۸۶/۱۱/۱۹

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳

شش توصیه اخیر رهبر انقلاب به دولت یازدهم

رهبر انقلاب در دیدار مردم قم ضمن اشاره به اینکه «اتحاد و اتفاق ملی» اولویت اول کشور است، توصیه‌هایی به مسئولین و دولتمردان داشتند که در جدول پیش رو مرور شده است:

امروز آن چیزى که در درجه‌ی اوّل براى ملت ما لازم است، اتّحاد و اتّفاق ملّى است.

توصیه‌های اخیر رهبر انقلاب به دولت یازدهم  در دیدار مردم قم ۹۳/۱۰/۱۷

۱ -  تکیه بر نیروى داخلى و امید نبستن به بیگانگان

۲ - هوشیاری و توجه به اهداف پیشنهادها و اقدامات دشمن

۳ -  مصون کردن کشور در مقابل تحریم‌ها با کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی

۴-  دل نبستن به وعده‌ی خیالی لغو تحریم‌ها و توجه به نقطه‌های امیدبخش داخلی

۵-  پرهیز از حاشیه‌سازی و ایجاد دو دستگی در مردم

۶-  استفاده از یکپارچگی، ایمان و همت بلند مردم برای گشودن راه کشور

* اتحاد و اتفاق ملی، اولویت اصلی کشور

امروز آن چیزى که لازم است براى ملّت ما، اوّلاً اتّحاد و اتّفاق ملّى است. دودسته کردن مردم، جدا کردن مردم، شعارهاى تفرقه‌انگیز دادن میان مردم - به هر عنوانى - خطا است؛ این بر ضدّ منافع ملّت ایران و بر ضدّ آرمانهاى ملّت ایران است. اتّحاد و اتّفاق. مردم مسئولین را کمک کنند، دولت را کمک کنند.

* تکیه بر نیروى داخلى و امید نبستن به بیگانگان

دولتى‌ها هم بدانند که آنچه میتواند آنها را بر انجام وظیفه‌ى خودشان قادر کند تکیه بر نیروى داخلى است؛ تکیه بر نیروى مردم است. من بارها این را عرض کردم در جلسات عمومى و همچنین در جلسات خصوصى با مسئولین دولتى، نگاهشان به دست بیگانه نباشد.

* هوشیاری و توجه به اهداف پیشنهادها و اقدامات دشمن

بله، امروز دشمنان براى ملّت ایران با تحریم مشکل درست کردند؛ خب، حالا اگر آمدند شرط برداشتن تحریم را یک چیزى قرار دادند که شما غیرتت نمیگنجد که آن را انجام بدهى؛ چه کار میکنید؟ شرط میگذارند دست از اسلام بردارید، دست از استقلال بردارید، دست از حرکت به سوى علم بردارید، دست از فلان پدیده‌ى افتخارآمیز بردارید تا ما تحریم را برداریم؛ شما چه کار میکنید؟ قطعاً قبول نمیکنید. یقیناً هیچ مسئولى در کشور قبول نمیکند که شرط برداشتن تحریمها، مثلاً فلان مسئله‌ى اساسى و فلان مسئله‌ى آرمانى باشد. البتّه دشمن فعلاً نمى‌آید با آرمانها، معارضه‌ى صریح بکند؛ چرا، اگر ما عقب‌نشینى کردیم، به‌صراحت هم میرسد؛ امّا امروز این‌جور نیست که دشمن صریح بیاید با آرمانها معارضه بکند و شرط قرار بدهد لکن باید هوشیار بود؛ فهمید که این پیشنهاد، این حرف، این اقدام ازسوى دشمن با چه هدفى دارد انجام میگیرد. خب، هیچ مسئولى معلوم است که راضى نیست و موافق نیست که در مقابلِ دشمنان کوتاه بیاید و براى اینکه مثلاً تحریمها برداشته بشود یا کم بشود، از آرمانها دست بردارند.

* مصونیت  کشور در مقابل تحریم‌ها

خیلى خب، حالا که این‌جور است، پس شما بیایید کارى کنید که کشور در مقابل تحریمها مصونیّت پیدا کند؛ اقتصاد مقاومتى یعنى این. فرض را بر این بگذارید که دشمن، برداشتن تحریم را متوقّف به چیزى میکند که شما حاضر نیستید آن را قبول کنید - این‌جور فرض کنید قضیّه را - کارى کنید که تحریم بى‌اثر بشود. بارها ما گفته‌ایم کارى کنید که وابستگى مالى کشور به نفت کم و کم و کمتر بشود؛ خب، شما ملاحظه میکنید در ظرف مدّت کوتاهى قیمت نفت را به نصف میرسانند. وقتى ما وابسته به نفت باشیم، مشکل براى ما درست میشود؛ این فکر را باید کرد. ازجمله‌ى بزرگ‌ترین مسئولیّتهاى مسئولین کشور همین است که کارى کنند اگر دشمن دلش نخواست تحریم را بردارد، به رونق کشور و پیشرفت کشور و رفاه مردم ضربه‌اى وارد نشود؛ راه آن چیست. راه آن این است که مراجعه کنیم به درون کشور، به درون ملّت، از نیروهاى درونى کشور استفاده کنیم و راه‌هایى وجود دارد؛ آدمهاى صاحب‌نظر، آدمهاى کارشناس و بااخلاص، گواهى میدهند که راه‌هایى وجود دارد که انسان بتواند به خودش متّکى باشد. این وظیفه‌ى مسئولین کشور و مسئولین دولتى است، چشم ندوزند به دست بیگانه؛ بیگانه یک‌وقت مایل است فشار وارد بیاورد، شما هرچه عقب‌نشینى کنید، مى‌آیند جلو؛ هرچه شما یک قدم عقب بروید، آنها یک قدم مى‌آیند جلو؛ دستگاه استکبار، دستگاه ترحّم و انصاف و انسانیّت و ملاحظه که نیست؛ هرچه شما عقب بروید، آنها جلو مى‌آیند. فکر اساسى بکنید.

* دل نبستن به وعده‌ی خیالی لغو تحریم‌ها

 فکر اساسى این است که کارى کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راههایى هست، کارهایى هست که میشود کرد؛ بعضى را هم کردهاند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ میشود کارهایى کرد؛ میشود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر این‌کار را نکردى تحریم باقى میماند» [فایده‌اى ندارد]؛ کمااینکه آمریکایى‌ها با کمال وقاحت دارند میگویند «اگر در قضیّه‌ى هسته‌اى ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند میگویند. این نشان‌دهنده‌ى این است که به این دشمن نمیشود اطمینان کرد نمیشود اعتماد کرد. من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت میخواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى نه به نقطه‌هاى خیالى، آنچه لازم است این است.

* پرهیز از حاشیه‌سازی و ایجاد دو دستگی در مردم

خب، مسئولین کشور بحمدالله مشغولند، تلاش میکنند، کار میکنند، بنده هم عقیده‌ام این است که همه باید به دستگاههاى مسئول کمک کنند، به دولت همه باید کمک کنند؛ چون کار سخت است، دشوار است. دولتى‌ها هم مراقب باشند، دودستگى در مردم به‌وجود نیاورند، حاشیه‌سازى نکنند، بعضى حرفهاى غیرلازم مطرح نشود؛ این یکپارچگى مردم ما، این همّت بلند مردم ما، این ایمان مردم ما، درست مورد استفاده قرار بگیرد، ان‌شاءالله راه این کشور باز بشود.

   + خلیل رنجبر - ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳

امام حسن عسکری (ع) در یک نگاه

معصوم سیزدهم :امام یازدهم ، حضرت حسن عسکرى(ع)

نام :حسن(ع)

لقب معروف :عسکرى(ع)

کنیه :ابومحمد(ع)

پدر و مادر :امام هادى(ع)  ،حدیث (سلیل)

وقت و محل تولد :هشتم ربیع الثانى سال 232 هجرى قمرى در مدینه .

وقت و محل شهادت :هشتم ربیع الاول سال 260 هجرى قمرى به دسیسه معتمد (چهاردهمین خلیفه عباسى )در شهر سامره ، در سن 28 سالکى به شهادت رسید.

مرقد :شهر سامره ، واقع در عراق

دوران زندگى :در دو بخش

1 - قبل از امامت (22 سال ) از سال 232 تا 254 هجرى قمرى

2 - دوران امامت (6سال ) از سال 254 تا 260 هجرى قمرى

آن حضرت ، همواره تحت نظر زندان طاغوتهاى عصر خود بود، سرانجام با زهر جفا به شهادت رسید.

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳

تاملی پیرامون دو مفهوم اسلام ناب و اسلام آمریکایی

ارتقای بصیرت و کسب معرفت روزافزون نسبت به اندیشه های معمار کبیر انقلاب اسلامی بی شک یکی از مهمترین وظایف نسل سوم متعهد و انقلابی کشور محسوب می گردد. چرا که تنها با شناخت و درک صحیح این اندیشه هاست که می توان در مسیر آرمانهای متعالی تحول عظیم بهمن ۵۷ قدم برداشت.

شاید بتوان گفت که بازخوانی انیشه های امام ، آرمانها و اهداف انقلاب از دو جهت حائز اهمیت باشد: اولاً، بازخوانی اندیشه ها و آرمان ها، می تواند در تجزیه و تحلیل رویدادهای جاری و گذشته انقلاب به عنوان شاخص مورد استفاده قرار گرفته تا جهت گیری ها اصلاح شده و با خروج از مسیر اصلی انقلاب مقابله گردد. در ثانی، در این برهه بسیار حساس که دشمنان اسلام و انقلاب برای مبارزه و جلوگیری از نفوذ اندیشه های آن بزرگ در میان اقوام و ملل مختلف دنیا ، استحاله ی فکری و تهاجم همه جانبه به افکار و اعمال نیروهای انقلابی را در دستور کار دارند، ضرورت شناخت دقیق و بینش کافی در این زمینه بیشتر احساس می گردد. استقامت و جانبازی در راه اشاعه ی اسلام ناب محمدی (ص) ، بدون شک تنها نصیب کسانی خواهد شد که با دست یابی به معرفتی عمیق نسبت به اندیشه های حضرت امام از بینش و بصیرت لازم در این زمینه برخوردار باشند.

یکی از اساسی ترین مفاهیمی که حضرت امام در طول زندگی گهربارشان سعی در تبیین و تفسیر هرچه بیشتر آن داشتند، دو مفهوم اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام آمریکایی و همچنین لزوم مبارزه با اسلام آمریکایی می باشد. ایشان به خوبی می دانستند که چه در زمان حیاتشان و چه بعد از ایشان مهمترین موضوع، چالش میان طرفداران اسلام ناب از یک سو و طرفداران اسلام آمریکایی از سوی دیگر است. لذا تلاش زیادی در جهت تبیین شاخص ها و تفاوت های آن انجام دادند. اسلامی که امام شارح و نماینده آن بود، در هنگامی پیروز شد که ملت های محروم تجربه خوش آیندی از نهضتهای «چپ» و «ملی گرا» نداشتند، حرکت هایی که یا در آغاز ابزار دست بیگانگان بوده اند ویا به سبب نداشتن ریشه در فرهنگ و وجدان و باور تاریخی مردم دیر یا زود منحرف شده یا بی ثمر مانده اند.

اسلام امام در عصر انقطاع کامل انسان از حقیقت وجودی خود و تسلط بی چون و چرای ماده و اصالت تمایلات نفسانی بر زندگی بشر، باری دیگر روح حیات را بر کالبد بی جان آدمی دمید و توسعه و تعالی تؤام با هم را برای بشر به ارمغان آورد. اسلامی که در آن «توحید» زیر بناست و رسالتی جز «انسان سازی» ندارد، آن هم تربیت انسان در همه ابعاد وجودی وی. ۱

امام خمینی در عصر عسرت ایدئولوژی بشری و ناتوانی آنها از تأمین عدالت و استقرار آزادی برای تمامی اقوام و ملتها و در دوره رواج دد منشی های قدرت های سلطه گر و در عصر بردگی جمعی بیشتر ملت های محروم انگیزه مردمی ترین قیام آزادی بخش و عدالت خواه شد و عنان سرنوشت ملتی بزرگ را به دست خود او سپرد و با آزاد کردن نیروهای معجزه گر درونی جامعه شگفتی ساز دوران شد.

فاصله میان اسلام بی تفاوت، خمودی آفرین و واپس گرا، اسلام راحت طلبانی که تمام همشان این است که طعمه ای پیدا کنند و بخورند و بخوابند ۲ ، اسلام زراندوزان حیله گر و قدرتمندان بازیگر و مقدس نمایان بی هنر۳ ، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فرومایگی۴ ، اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه اسلام آمریکایی۵ با اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بوده اند.۶، اسلام فقرای دردمند، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها ۷ ، اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف ، اسلام ائمه هدی(ع) و در یک کلمه اسلام ناب محمدی (ص)۸ ، فاصله ای به اندازه تمامی تاریخ اسلام است.

«از صدر اسلام تا کنون دو طریقه، دو خط،‌بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت طلب که تمام همتشان به این است که یک طعمه ای پیدا کنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند می کردند، اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت طلبی بود… . این در طول تاریخ تا حالا بوده است… . اسلام را خلاصه کرده بودند در عبادات، مثلاً نماز و روزه و امثال اینها، برای اسلام هم غیر از این، خیلی؛ نه اطلاعات صحیح داشتند و نه ارزشی قائل بودند، همان باید در منزل ها بنشینند و نگاه کنند و به دیگران اشکال کنند… . یک دسته دیگر هم انبیاء بوده اند و اولیای بزرگ، آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود، تمام عمرشان را صرف می کردند در اینکه با ظلم ها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع می شود همشان را اینها صرف می کردند در مقابله با اینها… . این دورشته، از اول خلقت تا حالا بوده است.» ۹

اسلامی که حضرت امام نقش احیاگری آن را در قرن بیستم بازی می کرد اسلامی است آمیخته با سیاست. در این نگرش، «اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم و تعلم عبادی و امثال اینها نیست، اسلام سیاست است و از سیاست دور نیست» ۱۰

در این اسلام قرآن کریم آمده است همه ابعاد انسان را بسازد و علاوه بر روابط بین شخص و خالق تبارک وتعالی و مسائل توحید و قیامت و … پر است از آیاتی که مردم را وادار کرده است و پیغمبر را مأمور ساخته که جنگ کنند با ظالم ها و با کسانی که متعدی هستند. ۱۱

در این نگرش حتی یکی از فلسفه های بزرگ حج بعد سیاسی آن است۱۲و اوج این حرکت عظیم سیاسی را می توان در مراسم اعلان برائت از مشرکان دانست. اعلان برائتی که در آن «فریاد برائت ما، فریاد برائت همه مردمانی است که دیگر تحمل تفرعن آمریکا و حضور سلطه طلبانه ی آن را از دست داده اند و نمی خواهند صدای خشم و نفرتشان برای ابد در گلوهایشان خاموش و افسرده بماند و اراده کرده اند که آزاد زندگی کنند و آزاد بمیرند و فریادگر نسل ها باشند. فریاد برائت ما، فریاد فقر و تهیدستی گرسنگان و محرومان و پابرهنه هایی است که حاصل عرق جبین و زحمات شبانه روزی آنان را زراندوزان و دزدان بین المللی به یغما برده اند و حریصانه از خون دل ملت های فقیر و کشاورزان و کارگران و زحمتکشان به اسم سرمایه داری و سوسیالیزم و کمونیزم مکیده و شریان حیات اقتصاد جهان را به خود پیوند داده اند.» ۱۳

اسلام ناب حامی مستضعفان و محرومان بوده و « آن که به حال مستمندان و ضعفا بیشتر عنایت دارد تا به حال دیگران، آن که طرفدار مستضعفین است ، آن رژیمی که می خواهد مستضعفین را از قید و بند آن گرفتاری ها بیرون بیاورد آن اسلام است» ۱۴

این رابطه یک رابطه دو سویه است چرا که حامیان اصلی اسلام ناب نیز در طول تاریخ، مستضعفین و محرومین بوده و هستند.« جنوب شهری های محروم و طبقه مظلوم در طول تاریخ با تعهد به ارزش های انسانی و اسلامی بیشتر و مصمم تر در مقابل قدرت ها و وابستگان و دلباخته گان به آنها به پا خاسته و می خیزند» ۱۵ و « تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند» ۱۶

حقیقت این اسلام است که «انسان ها را به گونه ای می سازد که به جز حق و مبدأ خلق به هیچ مکتبی تسلیم نشوند و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نگردند ۱۷ و با افتخار هر چه تمام تر اعلام کند که «ما می گوییم تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.»۱۸

در طرف مقابل این جریان اصیل اسلامی، اسلام آمریکایی قرار دارد که می توان طرفداران آن را در سه دسته تقسیم بندی نمود. دسته اول را حکومت های سلطه طلب و استعمارگر تشکیل می دهند که رواج هرچه بیشتر اسلام ناب را سدی عظیم در برابر خواسته های شیطانی و سیطره همه جانبه سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و نظامی خود دانسته و از هرگونه تلاش برای جلوگیری از نفوذ آن در میان ملتها کوتاهی نمی کنند. « در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی (ص) موج می زند» ۱۹ «آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است . آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه ، از هیچ جنایتی خود داری نمی نماید. او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین الملل که سازماندهی می گردد استثمار می نماید. او با ایادی مرموز و جنایت کارش چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.» ۲۰

دسته دوم که تحت حمایت و طرفداری گسترده دسته اول قرار دارند جریان نفاق و دورویی را تشکیل می دهند. جریانی که مبارزه با آنها به مراتب از مبارزه با دسته قبل سخت تر و طاقت فرسا تر است. « امروز هم مسلمانها مبتلا به دسته ای از منافقین هستند که کار این ، کار مسلمانها با این منافقین مشکل تر است با کارشان با محمد رضا. محمد رضا ایستاده بود و می زد و می کشت و تکلیف ملت با او معلوم بود . ملت می رفت به جنگش ، اما یک دسته ای که در ظاهر اظهار اسلام می کنند ، در ظاهر برای اسلام دعوت می کنند ، در ظاهر حرف اسلام می زنند ، قلم هایشان و قدم هایشان برای اسلام است لکن زیر پرده با اسلام مخالفند، مخالفت با اسلام می کنند در زیر پرده، با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است و حل مساله منافقین ، پیغمبر اکرم (ص) هم نمی توانست حل بکند، حضرت امیر(ع) هم گرفتار اینها بود و حلش نمی شد بکنی، حلش مشکل است» ۲۱

جلوه منعکس شده از ایران به خارج و طرح نویی که عجز و ناتوانی بیگانگان در نبرد سخت را به همراه داشت باعث شد تا مبارزه با انقلاب ایران در قالب نرم و تحت نفوذ همین جریان نفاق ادامه یابد. پرتو این جلوه تا آنجا ادامه یافت که برای ضربه زدن به مبانی اساسی اسلام ناب ، همگان اسلام شناس شدند و « اسلام شناسی تقریبا رو به تورم است» ۲۲٫ « آنها هم که به اسلام اعتقاد ندارند حالا می گویند اسلام باید باشد ، حدود اسلامی باید باشد» ۲۳ و « کارتر ادعا می کند که ایران اسلام را نمی داند» ۲۴

در این میان می توان گفت که اصلی ترین راه برای شناخت این جریان و درک حقیقت پوشالی آن نگاه دقیق و موشکافانه به عملکرد و نحوه عمل این دسته می باشد چرا که « هرچه اینها می کنند بر خلاف آن مسایلی است که می گویند. حرفش را می زنند، عملشان ، کارشان برخلاف اوست. آن که می گوید اسلام ، می گوید اسلام ، اسلام ، اسلام ، اسلام راستین باید باشد ، این اسلامی که اینها می گویند اسلام راستین نیست ، آنوقت یک همچو جنایتی را می کنند به اسم اسلام راستین» ۲۵

دسته سوم هم در جریان اسلام آمریکایی ، دسته ای است که دچار یکی از چند نوع فهم اشتباه و خطرناک از اسلام شده است.دارندگان فهم ارتجاعی ، فهم التقاطی ، فهم انحرافی ، فهم اجزائی و از همه خطرناک تر فهم اشرافی از دین و اسلام در این دسته قرار می گیرند که شرح و بسط آن در این مختصر نمی گنجد.

دامنه تقابل میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی در همه شئون زندگی تجلی می یابد و امام خمینی نیز مخصوصا بعد از پایان یافتن نبرد مسلحانه و دفاع مقدس ، آنجا که دیگر جنگ و خون برای جدا کردن مرد از نامرد و مسلم از منافق پایان یافته بود ، به تبیین آن در همه سرفصل ها مانند حوزه ، دانشگاه، فرهنگ عمومی ، هنر, سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد ، فقه و … پرداختند و شروع تمام عیار این مبارزه را گوشزد نمودند.

« امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر و غنا ، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم و سلام و درود های خالصانه خود را به همه غنچه های آزادی و کمال نثار می کنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است و قلبها و چشمان پر فروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابیتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است» ۲۶

پی نوشت:

۱- صحیفه نور ج۵ ص ۱۰۷

۲- صحیفه نور ج۱۵ ص۷

۳- صحیفه نور ج۲۱ ص ۵۹

۴- صحیفه نور ج۲۱ ص۳۰

۵- صحیفه نور ج۲۰ ص۱۹۴

۶- صحیفه نور ج۲۰ ص۵۹

۷- صحیفه نور ج۲۱ ص۳۰

۸- صحیفه نور ج۲۰ ص۱۹۶

۹- صحیفه نور ج ۱۵ ص۷

۱۰- صحیفه نور ج۵ ص۱۰۷

۱۱- ولایت فقیه ص ۵

۱۲- صحیفه نور ج۱۸ ص ۸

۱۳- صحیفه نور ج۲۰ ص ۴

۱۴- صحیفه نور ج۸ ص۱۰۳

۱۵- صحیفه نور ج۱۷ ص۴۲

۱۶- صحیفه نور ج۲۰ ص۲۳۵

۱۷- صحیفه نور ج۱۵ ص۲۶۸

۱۸- صحیفه نور ج۲۰ ص۲۳۶

۱۹- صحیفه نور ج ۲۱ ص۵۳

۲۰- صحیفه نور ج ۳ص۸۳

۲۱- صحیفه نور ج ۱۰ص۷

۲۲- صحیفه نور ج ۱۵ص۱۲۹

۲۳- صحیفه نور ج ۱۹ص۲۸

۲۴- صحیفه نور ج ۱۹ص

۲۵- صحیفه نور ج ۱۶ص۹

۲۶- صحیفه نور ج ۲۰ص۴

   + خلیل رنجبر - ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳

اخلاق اقتصادی از منظر امام خامنه ای (مدظله العالی)

وجدان کاری

* «وجدان کار» یعنی این که اگر کاری را به عهده گرفتیم و انجام آن را تعهّد کردیم ... آن را خوب و کامل و دقیق و تمام انجام دهیم. به تعبیر معروف، برای آن کار، «سنگ تمام بگذاریم».[1]

* اگر ملتی دارای «وجدان کار» باشد، محصول کار او خوب خواهد شد، و وقتی محصول کار نیکو شد، وضع اجتماعی، به طور قطع بهبود پیدا خواهد کرد.[2]

* به نظر من، این دو عنوان - یعنی «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی» - می تواند برای ما دو شعار باشد و عرض کردم که این دو شاخص، در ما تکامل و تحوّلی به وجود خواهد آورد که ان شاءاللَّه آن تحوّل، در جهت آشتی با خدای متعال و با ارزشهای الهی و آشتی با مردم و زندگی مردم است.[3]

* برحسب جمعبندی خود من، این دو سرفصل [«وجدان کاری» و دیگری «انضباط اجتماعی»] می توانست و می تواند حرکت ملت ایران به سمت پیروزی و سازندگی ایران اسلامیِ آباد و آزاد را تسریع و تسهیل کند.[4]

* در هر نوع کاری اگر کننده کار، وجدان کاری داشته باشد، آن کار به بهترین شکل انجام خواهد یافت. این، آن چیزی است که کلید مشکلات کشور است.[5]

* وقتی همه کنندگان کار، با احساس وجدان کاری به کار پرداختند و فهمیدند در حالی که کار را می کنند، اگر صاحب کار هم نیست، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است، کرام الکاتبین حاضرند و ملائکه مقرّب الهی نگاه می کنند؛ هر دقّتی که برای بهبود کار بشود، مورد تحسین کرام الکاتبین خواهد بود و در پرونده عملِ کننده کار ثبت خواهد شد.[6]

* معنای وجدان کاری این است که آن کسی که مشغول کاری است، یک احساس وجدانی نسبت به کار پیدا کند و خود را در قبال آن کار، مسؤول بداند. این، غیر از مسؤولیت در قبال کارفرماست.[7]

* وجدان کاری یعنی این که علاوه بر جنبه شرعی و جنبه انسانی و تعهّد، در قبال خودِ کار، انسان خودش را مسؤول بداند که کار را درست، کامل، قوی و بهترین انجام دهد؛ چه بالای سر او کسی باشد و چه نباشد.[8]

افزایش کیفیت کار

* در مورد کیفیّت، ما هیچ اندازه و حدّی نداریم. کیفیّت عمدتاً به نیروی انسانی مربوط می شود. وقتی نیروی انسانی، کارآمد و پُرمسؤولیت و بانشاط بود، با هر شرایطی - از لحاظ تجهیزات و امکانات - کار لازم را انجام می دهد.

* کار را جدّی باید گرفت. کار را باید محکم انجام داد. متقن باید انجام داد... کیفیّت کار که بالا رفت، ارزش کار بالا می رود. هم ارزش دنیایی اش، هم ارزش خدایی و الهی اش.

* سعی کنید کار را با ابتکار و با کیفیّت انجام دهید. فرقی هم نمی کند؛ از کارهای سطحی و یدی و صددرصد فیزیکی بگیرید، تا کارهای صد در صد فکری و مغزی و آنچه که وسط این دو طیفِ وسیع است، همه را هم می شود با کیفیّت و هم می شود به صورت عادی انجام داد. سعی کنید کار با کیفیّت باشد.

* انسان هر کاری را که انجام می دهد، باید نکاتی را که به کار کیفیّت می بخشد، رعایت کند. باید از همه چیزهایی که خدای ناکرده به کار ضرر می زند، جلوگیری کنید.

دانش افزایی و نو آوری

* دانش را از دارندگان آن، از هرجا و هر که، باید آموخت ولی دنیای اسلام باید همت کند تا همیشه شاگرد نماند و از استعدادهای خود و همت خود برای نوآوری و ابتکار و تولید علم کمک بگیرد.[9]

* آن صنعتگر و افسر فنّی و عنصر فنّی که شبانه روز تلاش می کند تا بردانشش بیفزاید و نوآوری کند، مظهر ارزش اسلامی است.

* ما باید تلاش کنیم؛ ما باید مجاهدت کنیم. هیچ ملتی بدون مجاهدت، بدون تلاش، بدون ابتکار، بدون نوآوری، بدون فتح مراحل گوناگون پیشرفت، به جایی نمی‌رسد؛ اما برکت از خداست، توفیق از خداست و تقوا زاد راه است؛ لذا توصیه‌ی همه‌ی پیغمبران تقوا بوده است.[10]

اتقان و کامل انجام دادن کار

* اگر کار را تمام کردید، کار را کرده اید. و اِلّا اگر نهصد و نود و نه جزءِ کار را تمام کردید، اما همان یک جزءِ آخرش را نکردید، کار، انجام نشده است. اتقان یعنی این. یعنی نگذارید در هیچ گوشه کار، اشکال به وجود آید.

* این حدیث را مکرّر عرض کرده ام که فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملا فأتقنه.» خداوند رحمت کند کارگر و کسی را که کاری انجام دهد، و خوب و محکم انجام دهد.[11]

* کارگر مسلمان باید کارش را بالاتر و بهتر از معیارها و حدود و استانداردهای کار اجراکندو تحویل دهد. این، فرهنگ و دستور اسلامی است.[12]

* محکم کاری و دقّت در کار دنیا، یک جامعه سرافراز، آباد، با انسانهای قوی، مستحکم، تسلیم نشویِ در مقابل دشمن، بی نیاز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پدید خواهد آورد.[13]

* اگر بخواهید دشمن بر شما مسلّط نشود، باید خوب کار کنید. همه باید خوب کار کنند، همه باید کار را برای خدا و دقیق انجام دهند.[14]

احساس مسئولیت نسبت به کار

* در اسلام که کار، عبادت و ارزش شمرده شده است، لازمه اش این است که هر کس کاری را قبول کرد و تعهّد نمود، آن را به بهترین وجهی انجام دهد.[15]

* کار را به عنوان اسقاط تکلیف نباید انجام داد، که به خود بقبولانیم «حالا کاری انجام دهیم و مسأله از سرمان باز شود!» کار را به عنوان یک امر تحمیلی نباید تلقّی کرد.[16]

* کار به عنوان مقوله ای «فقط نان در آور» نباید تلقّی شود. کارگر با کار خود، علاوه بر این که زندگی خودش را تأمین می کند، زندگی جامعه را نیز تأمین می کند. واین، یک عبادت بزرگ و عمل الهی ست.[17]

پیگیری تا تحقق اهداف

* همه ی کارهای شدنی، رفتن، دنبال کردن، همت گماشتن و انجام دادن می خواهد. با دنبال گیری، کار شدنی است.[18]

* ابزار حوصله، مهمترین بستر برای جوان است. جوان حوصله دارد، دنبال کار می‌رود و تا گاووماهی مسأله را می‌کاود؛ برای این‌که به نتیجه‌یی برسد. از این حوصله‌ی جوانی که به او روح کنکاش و کنجکاوی و پیگیری و ژرف‌کاوی می‌دهد، باید حداکثر استفاده را کرد. به این جوانها باید میدان داد.[19]

پی نوشت:

[1] بیانات به مناسبت حلول سال 1373 شمسی 01/01/1373

[2] بیانات به مناسبت حلول سال 1373 شمسی 01/01/1373

[3] بیانات به مناسبت حلول سال 1373 شمسی‏01/ 01/ 1373

[4] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان در آستانه‌ی روز کارگر و روز معلم 10/02/1376

[5] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان در آستانه‌ی روز کارگر و روز معلم 10/02/1376

[6] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلّمان در آستانه‏ی روز کارگر و روز معلّم‏ 10/ 02/ 1376

[7] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان در آستانه‌ی روز کارگر و روز معلم 10/02/1376

[8] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلّمان در آستانه‏ی روز کارگر و روز معلّم‏ 10/ 02/ 1376

[9] پیام به حجاج بیت‌الله الحرام 19/10/1384

[10] بیانات در دیدار رئیس و مسؤولان قوه‌ی قضائیه و خانواده‌های شهدای فاجعه‌ی هفتم تیر 07/04/1384

[11] بیانات در دیدار با جمع زیادی از معلمان و کارگران 09/02/1371

[12] بیانات در دیدار با جمع زیادی از معلمان و کارگران 09/02/1371

[13] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلّمان در آستانه‏ی روز کارگر و روز معلّم‏ 10/ 02/ 1376

[14] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان در آستانه‌ی روز کارگر و روز معلم 10/02/1376

[15] بیانات در دیدار جمع کثیری از کارگران و معلمان در آستانه‌ی روز کارگر و روز معلم 10/02/1376

[16] بیانات در دیدار با جمع زیادی از معلمان و کارگران‏ 09/ 02/ 1371

[17] بیانات در دیدار با جمع زیادی از معلمان و کارگران‏ 09/ 02/ 1371

[18] بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و نخبگان سراسر کشور 03/07/1384

[19] بیانات در دیدار وزیر علوم و رؤسای دانشگاه‌ها 17/10/1383

   + خلیل رنجبر - ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳

«ملک عبدالله» شاه سعودی مُرد/ملک سلمان پادشاه جدید عربستان و شاهزاده م

به گزارش خبرگزاری تسنیم، تلویزیون رسمی عربستان سعودی اعلام کرد دفتر پادشاه عربستان سعودی در بیانیه ای اعلام کرد ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در ساعت یک بامداد (به وقت محلی) امروز جمعه درگذشت.

ملک عبدالله، شاه سعودی مُرد

ملک عبدالله، شاه سعودی مُرد

براساس این بیانیه، شاهزاده سلمان ولیعهد نیز به عنوان پادشاه جدید معرفی و با وی بیعت شد.

علاوه بر این، شاهزاده مقرن نیز به عنوان ولیعهد جدید اعلام شد.

برپایه این گزارش ،‌ شبکه های تلویزیون رسمی عربستان سعودی برنامه های عادی خود را قطع کرده و در حال پخش زیرنویس خبر مرگ عبدالله بن عبدالعزیز هستند.

شبکه خبر تلویزیون رسمی عربستان سعودی نیز به طور مرتب بیانیه دفتر پادشاهی این کشور درباره درگذشت عبدالله بن عبدالعزیز و معرفی شاهزاده سلمان به عنوان پادشاه جدید را پخش می کند.

در همین حال بی‌بی‌سی اعلام کرد که مقام‌های عربستان سعودی تایید کرده اند که ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در سن 90 سالگی درگذشته است.

اعلام خبر مرگ پادشاه عربستان سعودی در نخستین ساعات روز شنبه از تلویزیون رسمی این کشور صورت گرفت.

ملک عبدالله در چند هفته اخیر به علت ابتلا به عفونت ریه در بیمارستان بستری بود. او در سال 2005 و پس از مرگ برادرش، ملک فهد، پادشاه عربستان سعودی شد.

«خبرگزاری رویترز» نیز خبر داد ، خبر مرگ  «عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود»  قبلا بارها به صورت شایعه مطرح می شد اما اینبار با اعلام اخبار مرگ وی از تلویزیون دولتی عربستان به شایعات پایان داد.

رویترز افزود : « ملک عبدالله»  90 ساله  برای نزدیک به 10 سال حکومت عربستان سعودی را پس از مرگ برادرش «ملک فهد» در سال 2005 بر عهده داشت.

هنوز جزئیات بیشتری از مراسم دفن پادشاه عربستان منتشر نشده ولی گزارش شده است که پس از نماز عصر امروز- جمعه- نماز میت  بر ملک عبدالله بن عبدالعزیز در مسجد «جامع ترکی بن عبدالله» در «ریاض» پایتخت عربستان اقامه می‌شود.

عبدالله بن عبدالعزیز

ملک عبدالله از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد، وی از سال ١٩٩۵ و پس از بیماری و زمین گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست داشت، اما نهایتا با مرگ ملک فهد در سال 2005 رسما به عنوان پادشاه انتخاب شد. وی با وجودی که از نزدیک به سه سال پیش دچار بیماری‌های متعددی است، تاکنون در سمت پادشاه عربستان باقی مانده است.

وی همچنین ریاست هیات وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار بوده است. سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز دو تن از ولیعهدهای وی قبل از رسیدن به آرزوی خود یعنی پادشاهی عربستان، از دنیا رفته اند و هم اکنون سلمان بن عبدالعزیز که وی نیز به بیماری آلزایمر مبتلا است، ولیعهد عربستان است.

سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان کیست؟

پس از مرگ شاهزاده «سلطان بن عبدالعزیز» در اکتبر 2011 و نیز مرگ شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز» در ژوئن 2012 که ولیعهدهای سابق عربستان سعودی بودند، سلمان بن عبدالعزیز به ولیعهد این کشور معرفی شد.

سلمان بن عبدالعزیز اولین ولیعهد عربستان است که قبل از رسیدن به پادشاهی برای وی جانشینی تعیین شد. در اواخر ماه مارس 2014 «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه متوفی عربستان در حکمی، شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز را به عنوان جانشین ولیعهد انتخاب کرد و براساس این حکم، مقرن به عنوان ولیعهد و جانشین ملک سلمان مورد بیعت قرار می‌گیرد و همزمان با شاهزاده سلمان به عنوان شاه این کشور بیعت انجام می‌شود.

سلمان بن عبدالعزیز یکی از مهم‌ترین ارکان خاندان سلطنتی، امین اسرار و مشاور شخصی پادشاه بود.

پادشاه جدید عربستان که متولد در سال 1935 میلادی است، بیست و پنجمین فرزند «عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود» موسس خاندان سلطنتی سعودی است.

ملک سلمان حیات سیاسی خود را در سال 1954 به عنوان امیر منطقه ریاض که در آن زمان جانشین برادرش «نایف بن عبدالعزیز» بود، آغاز کرد. سپس یک سال پس از آن رسما امیر ریاض شد تا اینکه در سال 1960 از این سمت استعفا داد.

«سعود بن عبدالعزیز» پادشاه وقت عربستان سعودی در سال 1963 با صدور حکمی بار دیگر شاهزاده سلمان را به عنوان امیر منطقه ریاض معرفی کرد.

براساس حکم دیوان پادشاهی عربستان سعودی، شاهزاده سلمان در سال 2011 وزیر دفاع این کشور شد.

پس از مرگ نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد اسبق عربستان سعودی، دیوان پادشاهی در حکمی شاهزاده سلمان را با حفظ سمت قبلی در وزارت دفاع، به عنوان ولیعهد و معاون رئیس هیئت وزیران انتخاب کرد.

سلمان تاکنون 3 بار ازدواج کرده است و 13 فرزند دارد.

مشکلات جسمانی ملک سلمان در سن 79 سالگی بروز کرد طوری که گفته می‌شود وی به دلیل بیماری «آلزایمر» قادر به اداره حکومت نیست.

 

امیر مقرن ولیعهد جدید عربستان کیست؟

امیر مقرن بن عبد العزیز آل سعود، سی و پنجمین پسر ملک عبد العزیز و کوچک‌ترین آنهاست. وی در سپتامبر سال 1945 متولد شد و تحصیلات اولیه خود را در مرکز نمونه پایتخت آغاز کرد و پس از آن زندگی حرفه‌ای خود را با درجه افسری در نیروی هوایی عربستان شروع کرد تا اینکه در سال 1980 بازنشسته شد.

وی بیشتر عمر خود را صرف کسب تخصص در زمینه پروازهای نظامی کرده و در همین راستا به نیروی هوایی عربستان پیوست و در سال 1968 با درجه کمک خلبانی در رشته خلبانی در انگلیس فارغ التحصیل شد و پس از آن در سال 1974 تحصیلات خود را در دوره‌ ستاد و فرماندهی آمریکا ادامه داد و مدرک دیپلم دریافت کرد و پس از آن نیز به عنوان معاون مدیر عملیات هوایی و رئیس بخش برنامه‌ریزی و عملیات نیروی هوایی عربستان تعیین شد.

شاهزاده مقرن پس از بازنشستگی در سال 1980 به عنوان امیر منطقه حایل برگزیده شد و تا 2000 در این منصب بود و پس از آن نیز به عنوان امیر منطقه مدینه منوره تعیین و تا سال 2005 عهده‌دار این منصب بود. با به قدرت رسیدن رسمی ملک عبدالله در سال 2005 روند صعودی نفوذ وی در خاندان سلطنتی شدت گرفت و وی به عنوان رئیس دستگاه اطلاعات عربستان و جانشین شاهزاده «نواف بن عبد العزیز» تعیین شد.

در تاریخ 19 جولای 2012 نیز به عنوان مشاور ملک عبد الله بن عبد العزیز و نماینده ویژه وی و در اول فوریه 2013 نیز به عنوان معاون نخست وزیر منصوب گشت.

کشمکش و نزاع در خاندان حاکم

به عقیده ناظران سیاسی مشکل اصلی در مورد موضوع ولیعهدی و اختلافات شدید بر سر آن بین خاندان حاکم است.

تعیین ولیعهد یا برکناری او از جمله اختیارات پادشاه است، از همین رو امیر سلمان یا همان ولیعهد کنونی می‌تواند امیر مقرن را که اکنون جانشین ولیعهد است عزل کرده و شخص دیگری را که مناسب این پست می‌داند، تعیین کند.

همچنین این احتمال وجود دارد که امیر سلمان، فرزندش امیرمحمد که رئیس دفترش است، به ولیعهدی برگزیند که در این صورت بسیاری از کسانی که به این پست چشم طمع دارند، خشمگین خواهند شد، یکی از این افراد "متعب‌بن عبدالله" وزیر گارد ملی پسر ملک عبدالله و امیر محمدبن نایف فرزند ولیعهد سابق و وزیر کشور است.

فراز و فرود قدرت در خاندان حاکم عربستان +آمار جالب از آل سعود

اقلیت 7 هزار نفری خاندان آل سعود نزدیک به ربع قرن است که با قدرت سرنیزه حاکمیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اکثریت 25 میلیونی عربستان را در دست گرفته‌اند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آل سعود نام خاندان سلطنتی حاکم بر کشور عربستان است که از اواسط قرن هجدهم میلادی و توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل به حکومت در عربستان سعودی دست یافت و تاکنون بر این کشور حکومت می کنند.
خاندان آل سعود منسوب به سعود بن محمد بن مقرن که از 1735 میلادی بر بخشی از شبه جزیره عربستان حکومت کرده‌ و اکنون نیز نام خود را به کشور عربستان تحمیل کرده است. گسترش نفوذ سیاسی - اقتصادی این خاندان از قرن هجدهم تاکنون می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

1- تاسیس دولت آل سعود در درعیه تا چیرگی مصریان
2- بازگشت به قدرت تا استیلای ابن رشید بر نجد
3- چیرگی ابن سعود بر ریاض و آغاز دوران نوین فرمانروایی آل سعود

تاریخچه حاکمیت سعودی ها در عربستان

حکومت عربستان سعودی در سال 1750 به وسیله محمد ابن سعود(1735-1766 ) پایه‌ریزی شد. پس از وی عبد العزیز بن سعود (1766-1803) با پشتیبانی شیخ محمد بن عبدالوهاب شهر ریاض را به تصرف درآورد. در عهد عبدالعزیز، عسر، تهامه، حجاز ، عمان ، احساء ، قطیف ، زیاره ، بحرین ، وادی الدواسر خرج ، محمل وشم ،  سدیر ، قصیم ، شمر، مجمعه، منیح ، بیشه ، رنیه ، و ترابه تحت تصرّف مذهب وهابی درآمد. او پس از غلبه برهمه  قبایل این سرزمین توانست سلسله پادشاهی "آل سعود " را بنیان گذارد. مبانی دولت سعودی‌ها در دوره های مختلف حاکمیت بر عربستان ضرب شمشیر و سوار شدن بر موج تعلیمات یک روحانی متعصب واپسگرا به نام محمد بن عبدالوهاب بود که در منطقه عیینه عربستان رشد کرد. انگلستان نیز با حمایت تمام قد از این ائتلاف و پوشش گذاشتن بر قتل عام مردم عربستان منجر به تشکیل خاندانی شد که به مرور زمان بر گرده مردم بخش عمده ای از شبه جزیره عربستان سوار شده و منافع اقتصادی و سیاسی و امنیتی خود را دنبال کردند.
کسانیکه پس از عبد العزیز بن سعود با در اختیار گرفتن قدرت به دنبال تداوم حاکمیت خاندان آل سعود بودند، عبارتند از:

• سعود بن عبدالعزیز1803-1814 (او فتوحات وهابیان را در شبه جزیره تا خلیج فارس ادامه داد.(
• ابراهیم بن سعود1814-1818 (در زمان وی عربستان از مصر شکست خورد و طوسون پاشا فرمانده سپاه ، مکه را فتح کرد اما نتوانست در مدینه پیشروی کند و به قاهره بازگشت . پس از طوسون پاشا برادرش ، ابراهیم پاشا نجد را تصرّف کرد و خود را به درعیه رسانده و پایتخت آل سعود را به محاصره درآورد و مقاومت وهابیان را بار دیگر در هم شکست.)
• عبدالله بن مسعود 1814-1818 (دوران حکومت وی اوج نفوذ فرهنگ اروپا در عربستان بود تا این که شکست خورده و به دستور ابراهیم پاشا محکوم به اعدام شد.)
• مشاری بن سعود1819-1820 ( اولین تلاش در زمینهٔ برپایی مجدّد حکومت آل سعود توسط مشاری بن سعود بود.)
• ترکی بن عبدالله1821-1834 ( او ریاض را به تصرف خود در آورد)
• مشاری بن عبدالرحمن مشاری1834( وی تنها40 روز حکومت کرد.)
• فیصل بن ترکی1834-1838 (وی تشکیل حکومت دوم آل سعود را اعلام نمود).
• خالد بن سعود1842-1843 (او کسی بوده که اعراب بر وی شوریده و او را از ریاض بیرون کردند.)
• عبدالله بن ثنیان 1843-1865 (در دوران حکومت او مصر ارتش خود را از عربستان فراخواند.)
• فیصل بن ترکی1865-1871
• عبدالله بن فصیل1871-1874 ( او با همدستی قبیلهٔ عجمان و سعود  به منطقه احساء حمله و آنجا را متصرف شد.)
• سعود بن فیصل1875-1887 (او با حمله به قطیف آنجا را به فتوحات سعودی افزود، بعد از وی چند حاکم دیگر در مدت زمان های کوتاه روی کار آمدند، اما نهایتا دوره دوم حاکمیت آل سعود با شکست از حکومت آل رشید به پایان رسید.

اسامی پادشاهان دولت سوم سعودی

عبدالعزیز بن عبدالرحمن1902-1953 موسس دولت سوم سعودی در عربستان است، وی که در سال 1922 میلادی در 20 سالگی به ریاض حمله کرده و آنجا را تحت تسلط خود گرفت، 51 سال در عربستان حکومت کرد و با اتکا به انگلیس جنایت های زیادی در این کشور انجام داد.

عبدالعزیز موسس خاندان سعودی وصیت کرد که تا زمانی که فرزندان وی زنده هستند، حاکمیت خاندان سعودی به نسل های بعدی منتقل نشود.

طبق وصیت عبدالعزیز ولیعهدی به پسر بزرگتر و کوچکتر از شاه بر می‌گردد، مگر آنکه خود فرد بزرگتر از آن امتناع کند. در آن صورت به پسر بزرگتر بعدی می رسد. در پادشاهی ملک عبدالله پس از مرگ سلطان بن عبدالعزیز (ولیعهد) به ترتیب عبدالرحمن، طلال و ترکی برادران بزرگتر بودند که در نوبت ولیعهدی بودند، اما علیرغم این وصیت پس از مرگ سلطان، نایف بن عبدالعزیز ولیعهد شد و پس از مرگ او نیز سلمان بن عبدالعزیز ولیعهد شد.
حاکمان دوره حکومت جدید خاندان آل سعود بر ریاض به این شرح است:
عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل : 1902 تا 1953
سعود بن عبدالعزیز: 1953 تا 1964
فیصل بن عبدالعزیز: 1964 تا 1975
خالد بن عبدالعزیز: 1975 تا 1982
فهد بن عبد العزیز 1982 تا 2005
عبدالله بن عبدالعزیز: 2005 تا ...
شمار دقیق همسران و فرزندان عبدالعزیز نامعلوم است. گفته می‌شود که او 17 تا 22 همسر قانونی و 37 تا 48 پسر داشته ‌است. وی همسران خود را از بین خانواده‌هایی انتخاب می‌کرد که قصد جلب حمایت آن‌ها را از حکومت خود داشت. تعداد دختران او به درستی مشخص نیست و در برخی منابع 215 نفر برآورد شده‌ است. تعداد پسران او را نیز تا 150 نفر ذکر کرده‌اند.

گریه موسس خاندان سعودی در برابر نماینده انگلیس

هارولد دیکسون وکیل وقت سیاسی انگلیس در بحرین که در یکی از دیدارهای پرسی کاکس نماینده ارشد بریتانیا در عراق به عنوان مشاور و مترجم کاکس حضور داشت، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: در روز ششم مذاکرات در العقیر آقای پرسی کاکس صبر خود را از دست داد و عبدالعزیز بن سعود را به انجام اقدامات بچگانه در زمینه پیشنهاد مرزی عشایری بین عراق و نجد متهم کرد. وی عربی را به خوبی بلد نبود، به همین علت من آن را ترجمه کردم. برای من عجیب بود که می‌دیدم سلطان نجد از سوی نماینده ارشد دولت انگلیس مانند یک شاگرد ضعیف و ذلیل مورد توبیخ قرار می‌گیرد . کاکس با لحنی قاطع به ابن سعود گفت که خود وی بدون توجه به هر اعتراضی مرزها را مشخص خواهد کرد.

در این لحظه بود که عبدالعزیز به التماس و اظهار دوستی با کاکس افتاد و و با لحنی خفت‌بار و ملتمسانه گفت: حضرت‌عالی پدر و مادر من هستی. غیرممکن است که من لطف شما را فراموش کنم. شما دست من را گرفتید و پرورش دادید و مرا بالا بردید. با یک اشاره و دستور  شما من حتی حاضرم از همه کشورم چشم‌پوشی کنم. در این هنگام کاکس خودکار قرمز را برداشت و مرز شبه جزیره عربستان را رسم کرد و نقاط مختلف آن از خلیج ‌فارس تا شرق اردن را توضیح داد.

هارولد دیکسون در ادامه روایت خود از این نشست می نویسد: حدود ساعت 9 عصر بود، من از این مناظره متعجب بودم، اما عبدالعزیز بن آل سعود بار دیگر درخواست دیدار با پرسی کاکسی را کرد، من نیز با او همراه شدم، دیدم که ابن سعود به تنهایی در مرکز خیمه اش ایستاده است. او با دیدن ما مضطرب شد.

مدتی بعد با ناراحتی شروع به حرف زدن کرد و گفت: ای دوست من نیمی از مملکت من را گرفتید و بهتر است که بقیه آن را هم بگیرید. مرا رها کن تا به تبعیدگاه بروم، لحظاتی بعد این مرد با جثه بزرگی که داشت و با ناراحتی در برابر ما ایستاده بود، به صورت ناگهانی شروع به گریه کرد.

عبدالله بن عبدالعزیز:

ملک عبدالله بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل بن ترکی بن عبدالله بن محمد بن سعود معروف به ملک عبدالله در سال 1924 در ریاض یه دنیا آمد. عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه دولت سعودی و پنجمین نفر از فرزندان عبدالعزیز است که به پادشاهی رسیده است. عبدالله دهمین فرزند عبدالعزیز آل سعود است، وی از سال ١٩٧۵ به عنوان معاون دوم نخست وزیر در کشورش خدمت کرده است. این سمت در عربستان به جانشین ولیعهد تعلق می‌گیرد.

ملک عبدالله از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد، وی از سال ١٩٩۵ و پس از بیماری و زمین گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست داشت، اما نهایتا با مرگ ملک فهد در سال 2005 رسما به عنوان پادشاه انتخاب شد. وی با وجودی که از نزدیک به سه سال پیش دچار بیماری‌های متعددی است، تاکنون در سمت پادشاه عربستان باقی مانده است. وی همچنین ریاست هیات وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار بوده است. سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز دو تن از ولیعهدهای وی قبل از رسیدن به آرزوی خود یعنی پادشاهی عربستان، از دنیا رفته اند و هم اکنون سلمان بن عبدالعزیز که وی نیز به بیماری آلزایمر مبتلا است، ولیعهد عربستان است.
همان طور که گفته شد آمار دقیقی از تعداد زنان، دختران و پسران ملک عبدالله وجود ندارد، اما اسامی تعدادی از آن ها در زیر ذکر شده است:
زنان :
1- حصه بنت عبدالله ال سعود
2- منیره بنت محمد بن عبدالعزیز آل الشیخ
3- منیره بنت محمد بن عبدالله العطیشان
4- نوره بنت عجمی المنیخر
5-سلطانه بنت عبدالعزیز بن الأحمد السدیری
6- عایده فستق
7- حصه بنت طراد الشعلان
8- مشاعل بنت بندر بن فیصل الدویش
9- تاضی بنت مشعان الفیصل الجربا
10- ملکه بنت سعود بن زید الجربا الشمری
11-طریفه الفیصل الحمود آل رشید
12-  هیفاء بنت مهنا بن عبدالرحمن آل مهنا
13- حصه بنت مانع بن جمعه
14- العنود دحام البخیت الفایز بنی صخر
15- بینه بنت محمد بن نایف الحثلین
16-عمشاء بنت خلیل بن قرمله
17-نوره بنت لافی الشریم
18- موضی بنت محمد بن فلاح آل مجفل
19- شیخه بنت فهد العبود
پسران:
1- متعب اول
2-خالد
3-متعب دوم
4- عبدالعزیز
5-فیصل
6- مشعل
7-ترکی
8-سعود
9- منصور
10- محمد
11-ماجد
12-سعد
13- مشهور
14-بدر
15-بندر
16- سلطان

دختران:
1- فهده
2- نایفه
3- نوف
4-عالیه
5-عادله
6- صیته
7-سیفه
8-ساره
9-هیفاء
10-سحر
11-مها
12-هلا
13-جواهر
14-ریم
15- بسمه
16-عریب
17-الهنوف
18- مضاوی
19- سحاب
20-شعاله

آمار جالب از خاندان آل سعود و شاه عربستان

• در عربستان 7 هزار نفر عضو خاندان آل سعود، به تمامی کشور و بیش از 25 میلیون ساکن آن حکمرانی می‌کنند. این گروه علاوه بر در دست ‌داشتن تمامی امور حساس کشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و تمامی امور کشور را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته‌اند. ثروت خاندان سعودی بیش از 1000 میلیارد دلار برآورد شده است.

• بر اساس سندی که ویکی لیکس آن را منتشر کرده است، فرزندان عبد العزیز بن سعود ماهانه مبلغ معادل 270 هزار دلار از خزانه دولتی دریافت می کنند،‌ هم چنین دادن دختر به شاهزادگان آل سعود برای ازدواج به عنوان هدیه نیز بسیار مرسوم است. در این میان نوه ها 27 هزار دلار، فرزندان نوه ها 13 هزار دلار و دیگر منسوبین تا 8 هزار دلار دریافت می کنند. خاندان سلطنتی سعودی سالانه دو میلیارد دلار از بودجه 40 میلیارد دلاری این کشور را خرج می‌کنند. ویکی لیکس همچنین از تصرف و فروش زمین ها و منابع دولتی و ملی عربستان توسط آل سعود بدون ضوابط و مقررات قانونی خبر داده است.

• هم اکنون در کشور عربستان بیش از 250 شرکت آمریکایی مشغول به فعالیت هستند که اکثر قراردادهای منعقده در حوزه‌های تسلیحات و برق و گاز و نفت و صنعت آهن و پتروشیمی را به خود اختصاص می‌دهند و در این میان شرکت آرامکو در واقع بازوی اجرایی دولت آمریکا در عرصه اقتصادی در عربستان است و بیش از هرچیز چون اختاپوسی می‌ماند که جدای از بخش نفت و گاز بر دیگر بخش‌های اقتصادی عربستان چنگ انداخته است.

• صرف نظر از نفت، آمریکا نبض اقتصاد کشور عربستان سعودی را درست دارد، بگونه‌ای که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که 30 درصد واردات کالاهای اقتصادی مورد نیاز عربستان از آمریکا تامین می‌شود، درحالی که این نسبت در خصوص خریدهای تسلیحاتی به حدود 70 درصد می‌رسد.

• "ولید بن طلال" شاهزاده 56 ساله عربستانی از جمله ثروتمندترین افراد در این کشور به شمار می رود. بر اساس آمار مجله فوربس وی بیست و ششمین مرد ثروتمند جهان است.این شاهزاده به همراه همسر و فرزندانش در قصری در شهر ریاض زندگی می کند که 320 اتاق و دیوارهایی از مرمر ایتالیایی دارد. این قصر با داشتن سه سالن و استخر مجزا، زمینهای تنیس، 250 پنجزه بزرگ، یک سالن سینما و 5 آشپزخانه مجلل ظرفیت پذیرایی از 2000 مهمان را در آن واحد دارد. این در حالی است که پارکینگ خودروهای وی مجهز به 200 خودروی لوکس و آخرین مدل از جمله رولز رویس، فراری و لامبورگینی است.

• به نوشته ویکی لیکس در زمانی که تولید روزانه نفت عربستان هشت میلیون بشکه بود، تنها شش تن از امرای سعودی کنترل فروش روزانه یک میلیون بشکه از آن را در اختیار داشته اند که با توجه به بهای فروش نفت، این کار ثروتی معادل 120 میلیون دلار در روز نصیب آنان می کند.

• شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که رژیم صهیونیستی از سالها پیش بخشی از خاک عربستان سعودی را به تصرف خود درآورده، بی‌آن‌که حتی مردم این کشور از این موضوع مطلع باشند. این در حالی ‌است که آل ‌سعود نیز هیچ اقدامی برای باز پس گرفتن آن از خود نشان دهد.   دو جزیره "تیران" و "صنافیر" این کشور سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و هیچ یک از مجامع عربی و جهانی از آن سخنی به میان نمی آورند.

انتهای پیام/ر

 

   + خلیل رنجبر - ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳