با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳

این روزها گذران زندگی و تأمین معاش برای اکثر افراد جامعه سخت شده است؛ گاهی این سختی کار را به جایی می‌رساند که افرادی بخواهند یک‌شبه ره صدساله را طی کنند و از هر راهی شده درآمد کسب کنند. درحالی‌که خداوند به شرط تلاش روزی هرکسی را به مقداری مقدر کرده است. کسب درآمد به شکل حرام مختص این روزها نیست و سابقه در گذشته‌های دور نیز دارد. درست است که کسب روزی حلال بسیار سخت است اما دین اسلام افراد را از به دست آوردن مال حرام به‌شدت نهی کرده و همه را به سمت کار و تلاش و زحمت کشیدن برای کسب روزی سوق داده است.

جایگاه کسب روزی حلال و آثار ناشی از درآمدهای شبهه‌ناک و حرام موضوع گفتگویی شد با «حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسن موحدی ساوجی» استاد دانشگاه مفید قم.

متن کامل این گفتگو را در ادامه بخوانید:

دین اسلام چه دیدگاهی نسبت به کسب روزی حلال و حرام دارد و چه روایاتی در این مورد موجود است؟

در آموزه‌های دینی به روزی حلال خیلی سفارش شده است. در کلام حضرت امیر (علیه‌السلام) یکی از ویژگی‌های متقین و پرهیزکاران کسب روزی حلال شمرده شده است. امام صادق (علیه‌السلام) نیز در کلامی که می‌خواهند سختی و دشواری کسب روزی حلال را نشان دهند می‌فرمایند: «شمشیر زدن آسان‌تر از کسب روزی حلال است.» در روایت دیگری از ایشان آمده است: «کسی که تجارت می‌کند باید از دین خود شناخت داشته باشد» یعنی افراد باید احکام فقهی خود را بدانند، اگر مسائل دینی را نداند به گناه و حرام میفتند. نقل‌شده است که زمانی که علی (علیه‌السلام) حاکم مسلمانان بودند به بازاریان می‌فرمودند: «اول مسائل فقهی را یاد بگیرید بعد تجارت کنید.»

ائمه و پیشوایان ما نیز دنبال کسب روزی حلال بودند. روایت داریم که امام باقر (علیه‌السلام) در گرمای آفتاب مشغول کار بودند، شخصی حضرت را دید و تصمیم گرفت امام را نصیحت کند و به ایشان بگوید که چرا به دنبال دنیا است، خدمت امام رفت و گفت اگر خداوند در این حال جان تو را بگیرد چه جوابی به او می‌دهی؟ حضرت فرمودند: اگر در این حالت خدا جان من را بگیرد در یکی از بهترین حالات خدا را ملاقات می‌کنم چون در حال کسب روزی حلال هستم.

در روایتی دیگر از پیامبر بزرگوار اسلام آمده است طلب روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است. کسی که برای اداره زندگی خانواده‌اش تلاش می‌کند مانند مجاهدی است که در راه خدا می‌جنگد. همچنین فرموده‌اند خداوند جوان بیکار را مورد خشمش قرار می‌دهد.

کسب روزی حلال و حرام چه آثاری بر روی افراد می‌تواند بر جای گذارد؟ به عنوان مثال بر روی خلق‌وخو و روش زندگی مردم چه تأثیراتی دارد؟

اگر کسی روزی حرام کسب کرده باشد هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی‌اش تأثیر می‌گذارد. امام حسین (علیه‌السلام) وقتی سپاه دشمن را نصیحت کردند و آن‌ها نمی‌پذیرفتند حضرت فرمودند: «علت اینکه حرف‌های من در شما تأثیر نمی‌گذارد این است که شکم‌های شما از لقمه‌های حرام پر شده است.»

کسی که روزی حرام کسب می‌کند تا چهل روز نمازش قبول نمی‌شود؛ عدم استجابت دعا، از بین رفتن برکت مال و قساوت قلب از دیگر آثار حرام‌خواری است. البته این‌ها عوامل نسبی هستند؛ یعنی این‌طور نیست که اگر کسی دعایش مستجاب نمی‌شود بگوییم حتماً روزی حرام کسب می‌کند.

کسب روزی حرام بر روی تربیت فرزندان هم اثر دارد؟

اگر کسی برای خانواده‌اش روزی حرام بیاورد گرچه ممکن است فرزند و همسرش اراده و اختیاری در کسب ان روزی نداشته باشند اما تأثیر تکوینی خود را می‌گذارد، به همین دلیل در اسلام تأکید شده که برای خانواده‌تان روزی حلال ببرید.

اگر همسر و فرزند خبر داشته باشند که مرد خانه درآمد حرام کسب می‌کند چطور؟

اگر خبر داشته باشند که روزی از راه درست به دست نیامده یا وجوهات شرعی‌اش پرداخت نشده باید از استفاده آن اجتناب کنند یا حداقل باید از مرجع تقلیدشان سؤال کنند یا اجازه بگیرند.

راه‌های کسب درآمد حلال چیست؟

در آموزه‌های دینی ما آمده خداوند است که روزی انسان را تقدیر می‌کند. حتی در آیات قران هم به این قضیه اشاره شده است اما این به این معنی نیست که انسان هیچ نقشی نداشته باشد. خدا روزی می‌رساند اما شرطش این است که انسان خودش تلاش کند. برکتی که در روزی قرار داده می‌شود از خداست پس درآمد زیاد الزاماً به معنی داشتن برکت زیاد هم نیست. مثلاً فردی حقوقش بالاست اما به این معنا نیست که این فرد روزی وسیعی نیز دارد، ممکن است فرد درآمد زیادی داشته باشد اما خروجی‌هایش هم زیاد باشد و یا به عبارتی مالش برکت نداشته باشد.

برکت در مال، آمرزش گناهان، استجابت دعا و مورد محبت و دوستی خدا قرار گرفتن از جمله آثار کسب روزی حلال است اما ما نمی‌توانیم این آثار را مصداقی در همه افراد بدانیم و بگوییم چون شخصی فقیر است روزی حلال نداشته است. عوامل مختلفی در این قضایا دخیل هستند.

چه عواملی باعث می‌شود افراد به سمت کسب روزی حرام بروند؟ با توجه به اینکه ما در سطح کلان هم بعضاً شاهد فسادهای مالی هستیم آیا این امر می‌تواند در کسب مال بر روی افراد جامعه تأثیر بگذارد؟

از حضرت امیر (علیه‌السلام) روایتی داریم که ایشان عدم صبر را عاملی برای کسب روزی حرام می‌دانند؛ به این معنی که فرد برای کسب مال شتاب می‌کند و می‌خواهد در مدت کوتاهی آن را به دست آورد؛ اما این افراد بیشتر از آنچه که برایشان مقدر شده کسب نمی‌کنند. بعضی از ما برای کسب مال عجله می‌کنیم و فکر می‌کنیم داریم زرنگی می‌کنیم. روزی با تلاش مقدر شده است و این‌طور نیست که شخصی فکر کند با رفتن به‌سوی حرام روزی بیشتری کسب می‌کند.

کسب روزی حرام علاوه پرآفت‌های فردی آفت‌های اجتماعی را هم در بر دارد؟

بله مسلماً همین‌طور است؛ وقتی در جامعه حرام‌خواری باب شود همان چیزی می‌شود که ما الآن شاهدش هستیم؛ یعنی افرادی که به جایگاهی می‌رسند شروع می‌کنند به حق دیگران را خوردن. این حق خوری فقط به معنای دزدی یا اختلاس نیست. اگر من در محل کار خود کم‌فروشی کنم حقوقی که می‌گیرم مشکل ایجاد می‌کند.

چطور می‌توان فرهنگ‌سازی کرد تا مردم برای کسب روزی حلال تلاش کنند؟

فرهنگ‌سازی فقط به گفتن نیست و باید در عمل نیز انجام شود. در عمل کسانی که در جامعه بیشتر در معرض دید هستند باید بیشتر رعایت کنند. در روایاتی دیگر آمده کسانی که حاکمانِ بر مردم هستند مجاز نیستند حتی از روزی حلال بیش از آنچه که عموم مردم برخوردارند استفاده کنند. این‌طور نباشد که حاکمان در رفاه باشند و به مردم سفارش کنند که روزی حلال کسب کنید. پس کسانی که در نگاه مردم اُسوه به حساب می‌آیند باید زندگی‌شان به‌گونه‌ای باشد که در حد قشر ضعیف جامعه باشد مخصوصاً حاکمان. امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: خداوند بر پیشوایان عادل واجب کرده است که خودشان را اندازه‌گیری کنند به ضعیف‌ترین مردم. حال فرض کنید اسوه‌های جامعه در حد بالای جامعه باشند و مردم هم خلاف‌هایی از آن‌ها ببینند، در این صورت هزار مورد حدیث هم برای مردم بخوانیم و به آن‌ها توصیه کنیم هیچ اثری ندارد.

منبع: سبگ زندگی اسلامی

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳

یک بار که خدمت امام بودیم، از من خواستند پاکت دارویشان را به ایشان بدهم. داخل پاکت، دارویی بود که باید به پایشان می‌مالیدند. بعد از مصرف دارو، امام یک دستمال کاغذی را به چهار تکه تقسیم کردند و با یک قسمت از آن چربی پایشان را پاک کردند و سه قسمت دیگر را داخل پاکت گذاشتند تا برای دفعات بعد بتوانند از آن استفاده کنند.

به امام گفتم: اگر برنامه زندگی این گونه است، پس ما همه جهنمی هستیم! چون ما واقعاً این رعایت‌ها را به خصوص در مورد دستمال کاغذی نمی‌کنیم.

آقا فرمودند: «شما این طور نباشید، ولی باید رعایت کنید.»

منبع: زندگی به سبک اسلامی

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳

بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)

در داخل هم متأسّفانه کسانی هستند که در این جهت کار میکنند؛ همان کاری را میکنند که درست دشمن دنبال آن کار است: ایمان جوانان را ضعیف کردن، پیوند آنها را با نظام و با مسؤولان کشور سست کردن، آنها را به آینده بدبین و دلسرد کردن، آنها را نسبت به محیطی که در آن زندگی میکنند، بیاعتقاد کردن. این کارها متأسّفانه انجام میگیرد. البته از دشمن، غیر از تلاش خصمانه، توقّع دیگری نیست. آنچه که ما از خودمان توقّع داریم، این است که بایستی تلاشمان را در خنثی کردن هدفهای دشمنان متمرکز کنیم.

علّت این‌که از اوّل انقلاب تا به‌حال، دولت جمهوری اسلامی در مقابل پدیده‌ای که اسمش را «استکبار» میگذارد، ایستاده، همین است که این روشهای خودخواهانه و قلدرمآبانه و متّکی به قدرتهای ظالمانه را مردود دانسته و آنها را رد میکند.

از بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت 02/06/1377

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳

بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)

آدمهای خودپرستِ منفعت‌طلبی که در همه عمرشان، به جز منافع شخصیشان چیز دیگری را نمیبینند، اینها که از یک کشور دفاع نمیکنند؛ از منافع ملت دفاع نمیکنند. وقتِ جنگ که بشود، جای اینها خالی است؛ وقتِ خطر که پیش آید، جای اینها خالی است؛ وقتی خطری نیست، زبان اینها دراز است.

کسی که این کشور را در همه مراحل نجات میدهد، از دولت حمایت میکند، از مسؤولان حمایت میکند، از انقلاب حمایت میکند، از نام امام بزرگوار حراست میکند، از ارزشهای انقلاب پاسداری میکند، حاضر است در روز خطر بایستد؛ یعنی همین جوانان مؤمن، همین نیروهای حزب‌اللَّه، همین بسیجیان؛ همینهایی که امثالشان در میدان جنگِ هشت ساله، امتحان خودشان را دادند. قدرت ملی، قدرت اینهاست.

این ملت، همان ملتی است که هشت سال همه قدرتهای دنیا دست به دست هم دادند و از دشمن مهاجمش دفاع کردند تا شاید بتوانند او را به زانو درآورند؛ اما نتوانستند. این همان ملت است؛ این همان اسلام است؛ این همان انقلاب است. آن کسانی که خواب خوش دیدند که انقلاب تمام شد، بروند با دلخوشی خودشان، خوابشان را تعبیر کنند؛ اما واقعیت، واقعیت این ملت است.

بیانات در دیدار جمعی از آزادگان 27/05/1377

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳

بازخوانی مواضع حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره توطئه کاهش قیمت نفت در بحبوحه‌ی جنگ تحمیلی

سقوط ناگهانی قیمت نفت در اواسط دهه ۸۰ میلادی، سومین تحول ناگهانی بازار جهانی نفت، پس از افزایش بهای سال‌های ۷۴-۱۹۷۳ و صعود مجدد قیمت‌ها در ۸۰-۱۹۷۹، به‌شمار می‌آید. در دهه ۷۰ میلادی، افزایش قیمت نفت (با برنامه‌های اوپک)، سرمایه مالی فراوانی را به خزانه کشورهای فروشنده نفت سرازیر کرد. طبیعی بود که افزایش قیمت، به هیچ وجه نمی‌توانست مطلوبِ خریداران و نیازمندان نفت منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا باشد. در این شرایط بود که انقلاب اسلامی ایران، تنها یک سال مانده به فرارسیدن دهه ۸۰ میلادی، به وقوع پیوست و جهت‌گیری سیاست داخلی و خارجی ایران را دستخوش چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای کرد. آغاز جنگ تحمیلیِ بعثیون عراق علیه ایران و مقاومت غیرتمندانه ملت علیه متجاوزان، بیش از پیش توجهات را به منطقه، نفت و نظام انقلابی ایران متمرکز کرد.

اوپک -«جمعِ نفتی‌های بزرگ جهان»-، که دهه ۷۰ را با قدرت‌نمایی‌ گذرانده بود، این بار نتوانست وحدت نظر اعضای خود را حفظ کند. برخی اعضای اوپک، در بحران کاهش قیمت نفت در دهه ۸۰ میلادی، بی‌توجه به منافع بلندمدت خود و دیگر کشورهای عضو، نسبت به فروش انبوه نفت در بازارهای جهانی، با شرایط آسان و قیمت ارزان و متجاوز از سهمیه تعیینی خود اقدام کردند. عمق این اختلافات زمانی خود را آشکارتر نشان داد که گمانه‌زنی‌ها به واقعیت نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد: تضادهای ایدئولوژیک انقلاب نوخاسته اسلامی مردم ایران با ایدئولوژی حاکم بر برخی کشورهای همسایه، داشت معادلات «اقتصادی» را، به معادلات «سیاسی» تبدیل می‌کرد.

جمهوری اسلامی ایران، از همان آغاز روند کاهش قیمت نفت، تحولات جهانی را بادقت فراوانی زیرنظر گرفت. در این میان، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در مقام ریاست جمهوری اسلامی ایران، موثرترین زبان گویای جمهوری اسلامی در سراسر روند حوادث نفت بود. آیت‌الله خامنه‌ای، افزون بر آن که به عنوان بالاترین مسئول کشور پس از بنیانگذار انقلاب حضرت امام خمینی رحمه‌الله، نظارت و هدایت اداره کشور را برعهده داشتند، در سخنرانی‌ها و گفتگوهای گوناگون خود به این معضل ناگهانی واکنش نشان می‌دادند. تحلیل‌ها و تببین‌های آیت‌الله خامنه‌ای، حکایت از «توطئه»ای داشت که در بحبوحه حوادث جنگ تحمیلی، قصد داشت بزرگترین منبع درآمد کشور انقلابی و درحال دفاع ایران را با سختی‌های متعددی روبرو کند؛ توطئه‌ای که در وهله اول، ردپای کشورهای فرامنطقه‌ای در آن به‌روشنی دیده می‌شد: «مسأله‌ى نفت همان‌طور که قبلا هم گفتیم یک توطئه‌ى تمام عیار است. در درجه‌ى اول علیه جمهورى اسلامى و برخى کشورهاى مترقى دیگر در این منطقه و در درجه‌ى بعد علیه همه‌ى ملتها و همه‌ى کشورهاى تولیدکننده‌ى نفت. پدیدآورنده‌ى این توطئه هم در اصل دولت انگلیس است که در بحبوحه‌ى این پیروزى رزمندگان اسلام که احتمال مى‌دادند به خاطر این پیروزى یک قدرى وضع نفت از لحاظ خریداران دچار دشوارى بشود و قیمت نفت بالا برود، براى پیشگیرى و مقابله‌ى با این احتمال بالا رفتن قیمت، باز در این بحبوحه قیمت را پائین آورد.» [۱۳۶۴/۱۱/۲۵]

در این میان، خبرهایی به گوش مسئولان جمهوری اسلامی می‌رسید که بعضی کشورهای عضو اوپک، به‌دلایلی قصد همراهی با سیاست کاهش قیمت نفت را دارند. آیت‌الله خامنه‌ای در یکی از خطبه‌های نماز جمعه، از این اقدامات پنهان در حضور ملت پرده برداشتند:

«این یک توطئه‌ى استکبارى بزرگ است و ما احتمال مى‌دهیم البته به صورت یقین نمى‌گوئیم و کسى را هم متهم نمى‌کنیم فعلا، اما احتمال مى‌دهیم که در داخل اوپک هم برخى از تولیدکنندگان با این توطئه‌ى جهانى که علیه اوپک هست متأسفانه همکارى کرده باشند. خدا کند این احتمال درست نباشد و ما این را درست نفهمیده باشیم و الا کار مشکل خواهد شد براى آن کشورها و آن دولتهایى که یک چنین توطئه‌ى خبیثانه‌اى را علیه اوپک و علیه ملتهاى خودشان با دشمنان این ملتها در آن همدستى کرده باشند؛ این یک توطئه است. ما تلاش اصلى خودمان را در این راه گذاشتیم که با این توطئه مقابله کنیم و مقابله هم کردیم.» [همان]

این در حالی بود که در همان هنگام، برخی دیگر از کشورهای عضو و حتی فروشندگان نفت خارج از اوپک مانند کشورهای آمریکای لاتین از وضع به وجود آمده ناراضی بودند.: «بیشتر کشورهاى عضو اوپک از این وضع ناراحتند. فرستاده‌هایى که ما فرستادیم که به کشورهاى آفریقائى که تولیدکننده‌ى نفت بودند، چه به کشورهاى امریکاى لاتین، مثل ونزوئلا و مکزیک که تولیدکننده‌ى نفت بودند، اگر چه بعضیشان عضو اوپک هم نیستند و هیأتهایى که بعدا هم مى‌فرستیم به کشورهاى دیگر همه این حقیقت را به ما نشان مى‌دهد که بیشتر این کشورهاى تولیدکننده‌ى نفت از این وضع ناراحتند. یعنى میلیونها انسان از این توطئه ضربه خواهند دید و ضرر خواهند کرد.» [همان]

با این حال، آیت‌الله خامنه‌ای، تنها ده روز پس از خطبه نماز جمعه تهران، در یک گفتگوی رادیویی، درباره برخی عناصر دخیل در بحران نفتی، صریح‌تر صحبت کردند: «چیزى که مایه‌ى تأسف ماست این است که متأسفانه برخى از اعضاى اوپک در این کار در این توطئه برخورد قوى و قاطع لازم را نکردند و حتى قرائنى وجود دارد که به ما مى‌گوید که اینها در اصل این توطئه شرکت هم داشتند، و ما نمى‌توانیم به آسانى از سر این قضیه بگذریم. برخى از کشورها در برخورد با این توطئه خوب آمدند مثل کشورهاى الجزائر و لیبى که در این اجلاس سه‌جانبه‌اى که با ما داشتند مواضع‌شان را به صورت قاطع اعلام کردند، لکن برخى دیگر از کشورها مثل عربستان و کویت متأسفانه هیچگونه همکارى و همراهى در این مورد نکردند. حتى سعودی‌ها اعلان کردند که در مورد فروش نفت خودشان، خودشان تصمیم‌گیرنده هستند و پاى‌بند به تعهدات اوپک نیستند در حالی که پاى‌بند بودن عربستان به تعهدات اوپک این براى عربستان ضررى ندارد، این براى آنها فایده دارد.» [مصاحبه رادیویی، ۱۳۶۸/۱۲/۵]

جمهوری اسلامی، در برابر این ناسازگاری برخی کشورهای عضو اوپک با منافع مجموعه کشورهای فروشنده نفت، به‌شدت کوشید که در ابتدا، «خیرخواهانه» عمل کند. استدلال این بود که ضربه به اوپک به هر دلیلی، به کشور ضربه‌زننده هم آسیب خواهد زد و کاهش قیمت نفت برای عاملان آن هم خطرناک خواهد بود:

«آنچه که عربستان دارد مى‌گوید که مى‌خواهد انجام بدهد، یعنى خودش تنها تصمیم‌گیرى بکند، در میزان تولیدش و در مورد قیمت، این به زیان خود عربستان هم هست. اگر آنها پاى‌بند به تعهدات اوپک بمانند و همکارى با اوپک را نقض نکنند، این به زیان آنها نیست به نفعشان هست. البته این برخورد با اوپک یک برخورد غیرقابل تحملى است این ضربه‌اى به اوپک است، ضربه‌اى به ملت‌هاى اسلامى است و ما باید بگوئیم ضربه را با ضربه پاسخ مى‌دهیم. ما نمى‌توانیم در مقابل این قضیه بى‌تفاوت بمانیم. به خصوص که این به ما فقط مربوط نمى‌شود، بسیارى از ملتهاى اوپک از ما خیلى بیشتر ضربه مى‌بینند.» [همان]

با این حال، این خیرخواهی باعث نمی‌شد که موضع قاطعانه نظام انقلابی ایران پنهان بماند. آیت‌الله خامنه‌ای، همان موقع هشدار دادند که جمهوری اسلامی، حربه‌های قاطع‌تری هم برای مقابله با این جریان در اختیار دارد:

«ما مرز طولانى‌اى در آبهاى خلیج فارس داریم و مجوز هم براى این که در این زمینه‌ها اقدام قاطعى بکنیم از لحاظ افکار عمومى عالم و از لحاظ قوانین بین‌المللى وجود دارد. زیرا که برخى از کشورها اعلان کردند و قبول کردند که براى عراق نفت مى‌فروشند. عراق یک کشور در حال جنگ هست با ما و همان‌طور که همه‌ى دنیا قبول دارند که ما کشتى‌هاى تجارتى را در تنگه‌ى هرمز و در گذرگاه این کشتى‌ها مى‌توانیم بازرسى کنیم تا ببینیم که آیا براى عراق چیزى دارد یا ندارد و همین‌طور همه قبول خواهند کرد اگر ما یک روزى تصمیم بگیریم که نفتى را که براى عراق فروش مى‌رود مصادره کنیم یا روى آن نظارت داشته باشیم. بنابراین همان‌طور که ملاحظه مى‌کنید این کشورها که الان دم از ناسازگارى با اوپک مى‌زنند خیلى هم آسیب‌پذیر هستند. ما مایل هستیم که باز هم به این کشورها توصیه کنیم، تأکید کنیم که همکارى با اوپک را بر عدم همکارى با اوپک ترجیح بدهند، زیرا که این متضمن نفع خود آنهاست و نفع اوپک هم هست.» [همان]

تاکید رهبر انقلاب بر مقابله هماهنگ با کاهش قیمت نفت در دیدار رئیس جمهور ونزوئلا [۲۰ دی‌ماه ۱۳۹۳]

این قاطعیت، تنها به اعلام موضع مسئولان کشور محدود نبود. آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران، و در پاسخ به دانشجویی که از «فعال‌نبودن سیاست خارجی کشور» انتقاد می‌کرد، برخی از اقدامات قاطع مسئولان وزارت خارجه در مقابله با توطئه کشور همسایه را به عنوان شاهد، بیان کردند:

«در حدود شاید پنجاه پیک، حدودا، پنجاه پیک ما به کشورهاى مختلف از طریق وزارت خارجه فرستادیم و این کارى است که وزارت خارجه طبعا مى‌کند دیگر، البته عده‌اى با پیام من رفتند، عده‌اى با پیام وزیر خارجه رفتند، شاید چند نفرى با پیام آقاى نخست‌وزیر رفتند و پیامهاى مختلف به کشورهاى مختلف نه، تلاششان خیلى خوب بوده و محافظه‌کارانه هم نیست. ما عربستان سعودى همین اخیرا باز ما چون از آن روز تا حالا سه هیأت از طرف ما به عربستان سعودى رفتند، سه پیک. هرکدام رفتند درباره نفت و درباره‌ جنگ مطالبى را گفتند، همین آخرى که رفت آن‌جا جورى حرف زده که برادر پادشاه عربستان سعودى گفته شما مى‌خواهید تهدید کنید ما را؟ اگر تهدید مى‌کنید من حاضر نیستم گوش کنم، ایشان گفته که نه حالا شما گوش کنید به نفعتان است به صرفه‌تان است که گوش کنید و ادامه داده همان حرفها را مجددا گفتند یعنى لحن خیلى قوى و قاطع، البته ما تهدید نمى‌خواهیم بکنیم کسى را، این را من بگویم و ما اعلام هم خواهیم کرد موضع رسمى ما این است. ما کشورهاى منطقه را نمى‌خواهیم تهدید کنیم، اینها با جوسازى مى‌خواهند اینجور وانمود کنند که ایران ما را تهدید کرده و در مقابل تهدید از آمریکا امتیاز بگیرند، کمک بگیرند یا نیروى نظامى درست کنند و عملا ما را تهدید کنند.» [بیانات در پاسخ به سوالات در دانشگاه تهران، ۱۳۶۴/۱۲/۱۴]

ماهیت حوادث امروز نفت جهان، چندان هم متفاوت از ماهیت حوادث بیست و چند سال پیش نیست. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همان موقع بهترین راه‌ کاهش خسارات چنین اقدامات خصمانه‌ای را تنها و تنها در نگاه به درون و استقلال اقتصادی می‌دیدند:

«نفت اپک ... تأثیر تعیین‌کننده‌اى درحیات دنیا -نمیشود گفت در اقتصاد دنیا-  اصلا در حیات جهان داشت، اینجور دارند ضدش [عمل] میکنند، و ناگهان  قیمت را ازبیست‌وشش [دلار] آوردند به نصف... یعنى دنیا اینجور است، دنیا بى‌رحم است حتى در مقابله‌ى با اپک - که تشکیلاتى است با آن عظمت و یک عده صادرکننده‌ى محکم که اینها دنیا را  دارند اداره میکنند- اینجور با آن  بازی میکنند و له‌اش میکنند. بنابراین ما باید حساب کار خودمان را داشته باشیم.» [دیدار با وزیر، معاونان و مشاوران وزارت معادن و فلزات، ۱۳۶۴/۱۲/۱۵]

این همان راه‌حلی است که امروز هم بهترین و موثرترین راهکار کاستن از اثرات اقدامات خصمانه همیشگی برخی دشمنان است:

«بارها ما گفته‌ایم کارى کنید که وابستگى مالى کشور به نفت کم و کم و کمتر بشود؛ خب، شما ملاحظه می‌کنید در ظرف مدت کوتاهى قیمت نفت را به نصف می‌رسانند. وقتى ما وابسته به نفت باشیم، مشکل براى ما درست می‌شود؛ این فکر را باید کرد. از جمله‌ى بزرگ‌ترین مسئولیت‌هاى مسئولین کشور همین است که کارى کنند اگر دشمن دلش نخواست تحریم را بردارد، به رونق کشور و پیشرفت کشور و رفاه مردم ضربه‌اى وارد نشود؛ راه آن چیست. راه آن این است که مراجعه کنیم به درون کشور، به درون ملت، از نیروهاى درونى کشور استفاده کنیم.» [بیانات در دیدار مردم قم، ۱۳۹۳/۱۰/۱۷]

منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی)

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳

گذری بر شبکه های اجتماعی تلفن همراه:

مواردی که هیچ گاه در لیست تحریم ایران نیست

جایگاه شبکه های اجتماعی مواردی که هیچ گاه در لیست تحریم ایران نیست

اروپا و آمریکا و رژیم اشغالگر قدس پس از شکست های پی در پی در زمینه های مختلف سیاسی و نظامی تصمیم گرفتند تا از طریق تحریم کالاهای اساسی و حیاتی مردم ایران را تسلیم خود کنند.

بیشترین تحریم ها نیز در مورد فناوری های هسته ای و علمی و از سوی دیگر داروهای حیاتی صورت گرفته است. به طوری که کشورهای "هلند" ، "آلمان" و "ژاپن" انتقال این فناوری ها را علیه ایران تحریم نموده اند.به عنوان مثال "دانشگاه های هلند" حتی دانشجویان ایرانی را هم پذیرش نمی کنند.

"دولت توکیو" انتقال هر گونه فناوری حساس به ایران را منع نموده و دارایی‌های نزدیک به ده شرکت ایرانی در ژاپن مظنون به شرکت در برنامه‌های هسته‌ای ایران را ضبط نموده‌است.در اوت سال ۲۰۰۸ میلادی تیم المپیاد دانش آموزی ایران، به دلیل عدم دریافت ویزا از سوی "مصر"، نتوانسته در بیستمین المپیاد جهانی کامپیوتر در قاهره شرکت کند.

درآوریل ۲۰۰۸ قرار بود ایران در نمایشگاه بین‌المللی صنایع دفاعی "مالزی" شرکت کند. شرکت‌های ایرانی حاضر در نمایشگاه نیز در حال آماده‌سازی غرفه‌های خود بودند که برگه ای  به آنان نشان داده شد که در آن دستور داده شده بود از نمایشگاه خارج شوند./فرهنگ نیوز

آمریکا صادرات دخانیات به ایران را از لیست تحریم ها معاف کرده‌است

تحریم دارو و مواد غذایی در حالی اعمال می‌شود که آمریکا صادرات دخانیات به ایران را از لیست تحریم ها معاف کرده‌است و ایران سومین وارد کننده سیگار آمریکایی در دنیاست.

اما در این میان این سوأل مهم مطرح است که با وجود این تحریم ها چرا گوشی های همراه و فن آوری های روز شبکه های اجتماعی هرگز در لیست تحریم علیه ایران اسلامی  قرار نمی گیرند؟

"وندى شرمن، معاون وزیر امور خارجه آمریکا" درباره لغو تحریم‌ فروش تلفن همراه و کامپیوتر به ایران این گونه اظهار نظر می کند:

پنجشنبه (۹ خرداد) مجوز کلى براى لغو این تحریم ها صادر خواهد شد و راه براى فروش قانونى وسایل ارتباطى به ایران باز می شود.این تصمیم را گرفتیم تا تحریم ها مانعى براى استفاده از تکنولوژى هایى که مردم براى ارتباط بهتر و سریعتر به آنها نیاز دارند، ایجاد نکند. این موضوع هم شامل سخت افزار می شود و هم شامل نرم افزار .

"اوباما" متعهد است که جلوی ایجاد یک «پرده آهنین ارتباطی»دور ایران را بگیرد و دولت اوباما هیچ علاقه اى ندارد که ارتباط مردم ایران با هم و با خارج محدود یا قطع شود.

چرا اوباما علاقه ای ندارد تا ارتباط مردم ایران با هم و با خارج، محدود یا قطع شود؟

آخرین مدل گوشی های همراه قبل از اینکه بازار اروپا را فرا بگیرد در میان مردم ایران در حال معامله است. زیرا امروز، این فن آوری دیگر تنها یک تلفن همراه نیست بلکه یک وسیله فرهنگ ساز است.

اگر با سیستم وایبر در ارتباط باشید شما هم این مطلب را تایید خواهید کرد. در ماه های اخیر چند نفر از شما با  این جمله مواجه شده اید؟

"خوشا به حال کسانی که ماه محرم زنجیر نمی زنند، اما زنجیری از پای گرفتاری، باز می کنند. سینه نمی زنند اما سینه دردمندی را از غم و اندوه، نجات می دهند. اشکی نمی ریزنند، اما اشک از چهره مسلمانی پاک می کنند.آن وقت با افتخار می گویند یا حسین!!!"

"به جای نذری دادن برای امام حسین(ع) به زلزله زده ها کمک کنیم، به جای هیأت محرم، به مدرسه سوخته ها کمک کنیم، به جای صرف پول برای ساخت ضریح جدید امام حسین(ع)  به فقرا کمک کنیم."

 چند سالی است که گوشی های همراه عضو جدید هر خانواده ایرانی شده اند. این فن آوری روز دنیا به همین سادگی وارد خانه های ما شده است و ساده تر از آن توانسته آهسته و پیوسته بسیاری از آداب ایرانی – اسلامی ما را هم تغییر بدهد. در برخی از خانواده ها این وسیله ارتباط جمعی مانع از آن می شود تا اعضای خانواده در کنار هم و بر سر یک سفره غذا بخورند.

 به برکت وجود گوشی های همراه پیامک های تکراری جای دید و بازدیدهای نشاط آور را گرفته است. و تأسف بار تر از همه این روزها این گوشی های همراه پا را فراتر گذاشته اند و با ایجاد شبهه در آداب اسلامی ایرانی ما ایرانیان مسلمان سعی دارند تا در سبک عزاداری ها و جشن های ما نیز خدشه وار کنند.

امریکا و رژیم اشغالگر قدس بی دلیل از تحریم این فن آوری چشم پوشی نکرده اند بلکه نقشه آنها این است که به وسیله گوشی های همراه به خانه های ما رخنه پیدا کنند تا بتوانند، سبک زندگی غربی را وارد کنند و بدون تردید برای این کار نیازمند این هستند که ابتدا سبک زندگی اسلامی و بسیاری از آداب و ارزش های دینی ما را تغییر دهند تا بتوانند جایگزینی برای آن قرار دهند.

 فروش اطلاعات به سازمان های جاسوسی

بنابراین تجهیز گوشی های همراه به دوربین های پیشرفته که می تواند به راحتی وارد حریم خصوصی ما شود و فن آوری بدون هزینه "وایبر"و "واتس آپ" که در اصل از طریق فروش اطلاعات به سازمان های جاسوسی کسب درآمد می کنند، بی دلیل در خانه های ما رخنه پیدا نکرده اند.

منبع: سایت سپاه عاشورا

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳

منابع مقاله: فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 8

مجلس خبرگان یکی از نهادهای عالی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی شده و سه وظیفه مهمِ شناسایی, انتخاب و نظارت بر رهبری را عهده دار می باشد. اعضای این نهاد عالمانی متعهدند که از سوی مردم برگزیده می شوند.

به همان اندازه که رهبری در نظام اسلامی جای گاهی رفیع و بلند دارد مجلس خبرگان نیز, که وظیفه اش در ارتباط با رهبری است, مهم و ارزش مند است.

امام خمینی(ره) به عنوانِ معمار و بانیِ انقلاب اسلامی از سال های نخستین شکل گیریِ این نهاد, به تبیینِ جای گاه این مجلس و تشویق و ترغیب مردم به حضور در انتخاب خبرگان پرداخت و نیز خبرگان منتخب مردم را به دقت در انجام وظیفه توصیه فرمود.

در این جا گزیده ای از سخنان امام در پنج محور عرضه می گردد:

1 جای گاه مجلس خبرگان

امام در قسمتی از پیامی که به هنگام گشایش اولین دوره مجلس خبرگان ارسال داشتند, فرمودند:

(… و اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزیدگان ملت ستم دیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستم شاهی, مسئولیتی را قبول فرمودید که در رأس همه مسئولیت ها است و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام و ملتِ رنج دیده و شهید داده و داغ دیده [در] گرو آن است.)1

2 شرکت مردم در انتخابات

امام بارها و بارها بر حضور مردم در انتخاب خبرگان سفارش أکید داشتند:

(امروز در ملت ما مطرح است قضیه مجلس خبرگان برای تعیین رهبری. این مسئله ای است که نباید ملت ایران برای آن, کم ارج قائل باشد. الان یک دسته از قراری که شنیدم دوره افتاده اند که این مجلس خبرگان نباید باشد, برای این که تضعیف رهبری است. مجلس خبرگان, تقویت رهبری است, گول این حرف ها را نخورند, باید همه وارد بشوند, این یک تکلیف است.)2

در جمع دانش جویان عضو دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانش جویان دانش گاه هایِ سراسر کشور فرمودند:

(البته مسائل زیادی در پیش داریم و شما در پیش دارید که باز شیاطین دوره افتاده اند و نمی خواهند بگذارند این مسائل تحقق پیدا کند. یکی همین مجلس خبرگان است که امروز محل ابتلای همه است. مجلس خبرگان یک مجلسی [است] که باید شما و ملت بدانند که این مجلس پشتوانه کشور است برای حفظ امنیت کشور و حفظ استقلال کشور و حفظ آزادی برای کشور و اگر مسامحه در این امر بشود, یک تقصیری است که ممکن است جبران بعدها نشود این تقصیر. باید همان طوری که اعلام می کنند و آن روزی که اعلام می کنند, آقایان بروند و افرادی را که تعیین کرده اند بزرگان, به آن ها رأی بدهند و کسانی هم که خودشان میل دارند که رأی بدهند بروند و شرکت بکنند, در آرا آزادند, هر کس را می خواهند انتخاب کنند, ولیکن شرکت داشته باشند.)3

و در پیامی که به مناسبت انتخابات مجلس خبرگان صادر کردند, نوشتند:

(…و لهذا تعیین خبرگان و فقیه شناسان از تکالیف بزرگ الهی است و هیچ کس را عذری در مقابل اسلام و پیش گاه خداوند قهّار نخواهد بود و من تکلیف خود را در این موضوع ادا نمودم و همان طور که قبلاً تذکر دادم مردم در دادن رأی به اشخاص واجد شرایط آزاد هستند و هیچ کس را حقّ الزام کسی نیست و من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی که منحرفان از هر چیزی بیش تر با آن مخالفت کرده و می کنند و این نیز از اهمیت آن است, یک دل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوق ها هجوم برند و آرای خود را به صندوق ها بریزند.)4

در وصیت نامه سیاسی الهی نیز بر این تأکید ورزیدند:

(وصیت من به ملت آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند.)5

3 دقت در انتخاب افراد شایسته

امام در وصیت نامه در دو جا به مردم سفارش می کنند که در انتخاب خبرگان دقت به خرج دهند و شایسته ها را برگزینند:

(… مثلاً در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را رویِ موازینِ شرعیه و قانون, انتخاب نکنند چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبران پذیر نباشد.)6

و فرموده اند:

(… و همین معنا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر با ویژگی هایی خاص باید در نظر گرفته شود که اگر خبرگان, که با انتخاب ملت تعیین می شوند, از روی کمال دقت و یا[از روی] مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانش مندان متعهد به مجلس خبرگان بروند, بسیاری از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایسته ترین و متعهدترین شخصیت ها برای رهبر یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد یا با شایستگی رفع خواهد شد.)7

4 خبرگان و انتخاب رهبر

امام به اعضای خبرگان و برگزیدگان مردم توصیه می کنند که در انتخاب رهبر نیک بنگرند که تاریخ و نسل های آینده و اولیای خدا درباره آنان قضاوت خواهند کرد:

(تاریخ و نسل های آینده درباره شما قضاوت خواهند کرد و اولیای بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: (وَاللّهُ منْ وَرائهم مُحیط). کوچک ترین سهل انگاری و مسامحه و کوچک ترین اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعیت از هواهای نفسانی, که ممکن است این عمل شریف الهی را به انحراف کشاند, بزرگ ترین فاجعه تاریخ را به وجود خواهد آورد.)8

5 خبرگان و سلوک فردی و اجتماعی

امام دو بار در جمع نمایندگان مجلس خبرگان سخنرانی کردند: یک بار در تیرماه 1362 و بار دیگر در تیرماه 1364. در این دو بار بر دو نکته تأکید کردند: یکی حفظ شئون اهل علم و رعایت زی طلبگی و دیگری پرهیز از اختلاف.

(… یکی قضیه این که از آن زیِّ روحانیت که زیِّ طلبگی بوده است, اگر ما خارج بشویم, اگر روحانیون از آن زی که مشایخ ما در طول تاریخ داشته اند و ائمه هدی سلام اللّه علیهم داشته اند, ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستی به روحانیت بخورد و شکست به روحانیت شکست به اسلام است. اسلام با استثنای روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد.)9

و نیز فرمودند:

(آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است, این[است] که زندگی شما ساده باشد, همان طوری که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمه ما زندگی شان ساده و عادی بود بلکه پایین تر از عادی.)10

(مطلب دیگری که باز انسان را می ترساند که خدای نخواسته مبادا این انقلاب به واسطه این مطلب صدمه ببیند و بدانید که می بیند اگر خدای نخواسته بشود و او این است که بین آقایان در بلاد اختلاف باشد. اگر در صنف فرض کنید کامیون داران و [یا] آن هایی که شغل های مختلف دارند, اگر اختلافی در بین آن ها وارد بشود, به صنف دیگر سرایت نمی کند. کامیون دارها اگر با هم مختلف بشوند به بازار هیچ کاری ندارد, سرایت هم نمی کند, اما اگر در صنف ما اختلاف پیدا بشود این اختلاف به بازار هم کشیده می شود, به خیابان هم کشیده می شود, برای این که شما هادیِ مردم هستید, مردم توجه دارند… .

اختلاف ریشه اش از حبّ نفس است. هر کس خیال می کند که من برای خدا این آقا را باهاش اختلاف می کنم, یک وقت درست بنشیند در نفس خودش فکر کند ببیند ریشه کجاست. حسن ظن به خودش نداشته باشد, سوء ظن داشته باشد. ریشه همان ریشه شیطانی است که آن حبّ نفس انسان است.)11

اکنون همه نگاه ها به چگونگیِ برگزاریِ انتخابات دوره سوم مجلس خبرگان دوخته شده; امید است که ملت, شورای نگهبان و همه دست اندرکاران و اعضای خبرگانِ کنونی و آینده, رهنمودهای حضرت امام را آویزه گوش قرار دهند و انتخاباتِ این نهادِ اساسیِ کشور را هرچه با شکوه تر برگزار کنند.

پی نوشت ها:

وصیت نامه حضرت امام, قبل از بازنگری قانون اساسی نوشته شده است. در قانون اساسی پیش از بازنگری, شورای رهبری یا رهبر پیش بینی شده بود.

1. صحیفه نور, ج18, ص43.

2. همان, ج17, ص79.

3. همان, ص89.

4. همان, ص103.

5. همان, ج21, ص187.

6. همان.

7. همان, ص 188.

8.همان, ج 18, ص42.

9.همان, ص44.

10. همان, ج19, ص 188.

11. همان, ج 18, ص46.

منبع: www.hawzah.net

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۳

1. شوخی زشتی است که بانی بیشترین ترورها و به راه اندازنده‌ی بیشترین کودتاها و تولیدکننده‌ی مهلک ‌‌ترین سلاحها و پشتیبانی ‌‌کننده‌ی خطرناک ‌‌ترین تروریستها، مدّعی رهبری مبارزه‌ی بحقِّ جهانی با تروریسم باشد

پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 30/11/1380

2. امریکا در همه جنایاتی که امروز در فلسطین اتّفاق می‌افتد، شریک جرم است

در خطبه‌های نمازجمعه، 16/1/1381

3. الان بیشترین کشته‌های لبنان - آن طور که به ما خبر داده‌اند - کودکان هستند؛ صهیونیستهای بچه‌کُش! ببینید فاجعه، چقدر آشکار و بیّن است! چقدر گناه، بزرگ است! چقدر حقیقت روشن است!

در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌، 28/1/1375

4. اگر در داخل سرزمینهای فلسطین اشغالی کوچکترین آبی از آب تکان بخورد، فوراً رئیس جمهور امریکا از «کاخ سیاه» سر بیرون می‌آورد و حرفی میزند، برای این‌که با پیش کرده‌ها و سگهای دست‌آموز اسرائیلی خود، هماهنگی کرده باشد.

در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌، 28/1/1375

5. زوال تمدّنها معلول انحرافهاست. تمدّنها بعد از آن‌که به اوجی رسیدند، به خاطر ضعفها و خلأها و انحرافهای خود رو به انحطاط میروند.

در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، 14/7/1379

6. ما نشانه‌ی این انحطاط را امروز در تمدّن غربی مشاهده میکنیم، که تمدّنِ علم بدون اخلاق، مادیّتِ بدون معنویّت و دین و قدرتِ بدون عدالت است.

در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، 14/7/1379

7. وقتی که بتدریج تظاهرات اوج میگیرد، مردم در همه جا بلند میشوند، صدای اعتراضها بلند میشود؛ آن دستگاههایی که مدّعی طرفداری از حقوق بشرند، مدّعی اطّلاع‌رسانی ‌‌اند، آن وقت مجبور میشوند یک اطّلاعی، آن هم البته ناقص و نه کامل، یکجانبه و نه عادلانه، به سود غاصب (رژیم صهیونیستی) و نه به سود مردم مظلوم بدهند! اینها همه نشانه‌های شکست و انحطاط تمدّن غرب است.

در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، 14/7/1379

8. امروز در دنیا کسی نیست که باور کند آمریکا دنبال حقوق بشر است، دنبال حقوق ملتها است؛ یا رژیم صهیونیستیِ نسل‌کش و کودک‌کش دنبال اجرای دموکراسی در کشورهای دنیاست.

در دیدار کارگزاران نظام، 3/5/1391

9. پرونده‌ی آمریکا، پرونده‌ی رژیم صهیونیستی، پرونده‌ی همین چند قدرت که در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارند، از لحاظ مسئله‌ی حقوق بشر و طرفداری از حقوق ملتها و حقوق انسانها، پرونده‌ی بسیار سیاهی است. شصت سال نسل‌کشی در فلسطین، نقض حقوق بشر نیست؟

در دیدار کارگزاران نظام، 3/5/1391

10. چه مصیبتی از این بالاتر که دولت‌های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می‌کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آن‌ها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی کنند؟

پیام به‌مناسبت فاجعه‌ی غزه در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، 8/10/1387

11. سئوال من از رسانه‌ها و روشنفکران جهان اسلام و به ویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌یی و روشنفکری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمان‌های حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟

پیام به‌مناسبت فاجعه‌ی غزه در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، 8/10/1387

12. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولت‌های مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند.

پیام به‌مناسبت فاجعه‌ی غزه در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، 8/10/1387

13. به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی قدری بایستی شرم و حیا را هم برای خودشان وظیفه بدانند.

خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، 29/3/1388

14. بارها دیده شده است، امروز هم مکرراً دیده می‌شود، که قدرتهای مستکبر عالم، آن وقتی که پای مسلمانها در میان است، چشم بر روی هر جنایتی که علیه مسلمانها انجام شود، می‌بندند.

در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امیرالمؤمنین(ع)، 17/5/1385

15. کشتن مردم مظلوم جرم بزرگی است و فرقی نمی‌کند که این جرم را چه کسی مرتکب شود.

در خطبه‌های نمازجمعه‌، 28/5/1384

16. قدرت سلطه ‌‌گر و زورگو کارش با تهدید پیش میرود و ملتهای دنیا و خیلی از دولتها متأسفانه در مقابل تهدیدهای اینها کوتاه می ‌‌آیند و اینها را بیشتر بر امورِ خودشان مسلط میکنند.

در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1384

17. تا آن جایی که بنده اطلاع دارم، هیچ دولتی را نمی شناسم که به قدر دولت امریکا ناقض حقوق بشر باشد.

در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1384

18. نقض حقوق بشر در امریکا و به ‌‌وسیله ‌‌ی امریکایی ‌‌ها در دنیا از همه ی کشورها بیشتر است؛ اما مردم دنیا و همچنین ملت ایران و دولت ایران و نظام اسلامی را به نقض حقوق بشر متهم میکنند!

در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1384

19. کسانی که دم از مقابله و معارضه‌ی با استبداد میزنند، خودشان مستبدترین مردم دنیا هستند؛ در قضیه‌ی فلسطین هم مقصر اصلی برای حل ‌‌نشدن مسأله‌ی خاورمیانه، امریکایی ‌‌ها هستند.

در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/11/1383

20. شما سگ هاری را که پنجه به کودک و پیر و زن و مرد و نظامی و غیرنظامىِ فلسطینی میزند، دارید حمایت و تقویت میکنید؛ معلوم است که مسأله‌ی خاورمیانه به این ترتیب حل نخواهد شد.

در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/11/1383

21. امروز جامعه‌ی بشری به حدی رسیده است که معنای استبداد بین‌المللی را میفهمد و سنگینىِ این بار سیاه و خسارتبار را بر دوش خود حس میکند.

در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/11/1383

22. امروز کشته شدنِ جوان، کودک، پیرمرد و پیرزن فلسطینی و غیرمسلح فلسطینی یک کار روزمره شده؛ این چیز عجیبی است؛ این حادثه یی است که واقعاً تاریخی است؛ این در تاریخ خواهد ماند.

در خطبه‌های نمازجمعه‌، 15/8/1383

23. صبر و استقامت افسانه ‌‌ای ملت فلسطین در تاریخ می ماند.

در خطبه‌های نمازجمعه‌، 15/8/1383

24. دولتهای امریکایی دستشان تا مرفق در خون فلسطینی ها فرورفته. اگر بنا باشد دادگاهی درباره ی فلسطینی ها حکم بکند، متهم آن دادگاه فقط شارون و صهیونیست ها نیستند، بلکه متهم آنها امریکا و همین بوش و دارودسته ی بوش و حکومتهای امریکا هم هستند؛ اینها هم در همان ردیف اول اتهامند.

در خطبه‌های نمازجمعه‌، 15/8/1383

25. تجاوز، زورگویی، قتل‌عام، قلدری، نادیده گرفتن حق یک ملت در کشور خود، تشویق کننده‌ی مقاومتهای مردمی و رشد دهنده‌ی احساس گرایش به تروریسم در میان همین ملتهاست.

در دانشگاه علوم انتظامی‌، 15/7/1383

26. دنیایی که چشم را بر این جنایتهای وقیحانه می‌بندد، نمی‌تواند ادعا کند که طرفدار حقوق بشر است و نمی‌تواند امیدوار باشد که خواهد توانست با تروریسم روبه‌رشد در دنیا مقابله کند؛ اینها مشوق تروریسمند.

در دانشگاه علوم انتظامی‌، 15/7/1383

27. آمریکا صریحاً خود را در تجاوز به کشورها و ملت ‌‌ها ذیحق می ‌‌شمارد.

پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382

28. این رفتارهای عصبی و شرارت آمیز، بیش از آنکه برخاسته از قدرت و اعتماد به نفس باشد، ناشی از سراسیمگی و وحشت است.

پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382

29. آنان بیداری اسلامی را حس می کنند و از فراگیری اندیشه «اسلام سیاسی» و حاکمیت اسلام بشدت احساس خطر می کنند.

پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382

30. آنان از فکر روزی که امت اسلامی یکپارچه و امیدوار، بپاخیزد به خود می لرزند.

پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382

31. مهمترین مسأله در مسائل خارجی ما - که به مسأله کنونی کشور ما هم ارتباط مستقیم دارد - فلسطین است.

در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381

32. مسأله فلسطین فقط مسأله یک ملت نیست؛ مسأله حاکمیت دیکتاتوری بین‌المللی و حاکمیت زور است.

در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381

33. کیست که منظره حمل پُراحساس کودکِ یکی دو ساله‌ای را که کشته شده است، ببیند و بتواند راحت بخوابد؟

در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381

34. کیست که محاصره مردم را در خانه‌ها و کوچه‌ها و خیابانها و شهرهایی که متعلّق به آنهاست و زمینی که استخوان اجداد آنها قرنهاست در آن دفن است، ببیند و متأثّر نشود؟

در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381

35. آلام مردم فلسطین، آلام و دردها و رنجهای ماست.

در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379

36. امروز فریاد ملت فلسطین بلند است که یاللمسلمین! جواب این فریاد، بر تک تک مسؤولان دولتهای اسلامی واجب و لازم است؛ خدای متعال آنها را مؤاخذه خواهد کرد.

در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379

37. این غدّه سرطانی و شجره خبیثه‌ای که در آن‌جا گنجانده شده است، امروز تهدیدی علیه موجودیّت و هویّت همه کشورها و دولتهای اسلامی است.

در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379

38. کمک به فلسطین باید صورت گیرد؛ چاره‌ای نیست. اگر ما نکنیم، بلاشک کسانی پیدا خواهند شد که این کار را خواهند کرد؛ «فسوف یأتی اللَّه بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ این سنتِ الهی است.

در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379

39. ملتها در سایه پیمودن راه خداست که به رفاه و امنیت و آرامش و آگاهی و معرفت میرسند. بدبختی مردم دنیا به خاطر پیموده نشدن راه خدا و به خاطر راه طواغیت است.

در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 26/6/1376

40. در خبرها میگفتند بیست میلیون کودک بی ‌‌پدر و مادر یا شبیه بی ‌‌پدر و مادرِ آواره‌ی بدبخت و نیز صدها میلیون گرسنه در دنیا هست. طاغوتها هستند که انسانها را این‌طور دچار چنین بدبختیهایی میکنند.

در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 26/6/1376

41. دانش بدون معنویّت و اخلاق، بمب اتم میشود، به جان بیگناهان می ‌‌افتد؛ اسلحه میشود، غیر نظامیان را در لبنان و فلسطین اشغالی و دیگر مناطق عالم هدف قرار میدهد؛ مواد کشنده شیمیایی میشود، در حلبچه و بقیه نقاط عالم، زن و کودک و مرد جوان و انسان و حیوان را به نابودی میکشد!

در دیدار جمعی از پرستاران، 19/6/1376

42. در تاریخ، قضایایی مثل قضایای حمله مغول و هلاکوخان، تعجّب انسان را برمی ‌‌انگیزد که «آیا ممکن است جماعتی این‌قدر قساوت به خرج داده باشند؟!» اما این حوادثِ تاریخی، امروز در مقابل چشم بشر اتّفاق می ‌‌افتد.

در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی، 21/4/1374

43. نظامهای غربی، تمدّن غربی و مدّعیانِ غربی قادر نیستند اداره دنیا را به دست گیرند. حق ندارند که ادّعای حاکمیت بر حدود شش میلیارد بشر و کشورهای سراسر عالم را بکنند؛ چون نمیتوانند خودشان را اداره و امنیت خودشان را تأمین کنند و از بزرگترین فجایع بشری جلوگیری نمایند.

در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی، 21/4/1374

44. جلودار این تهاجم همه جانبه به اسلام، شیطان بزرگ یعنی دولت ایالات متحده‌ی امریکا است.

پیام به کنگره عظیم حج، 25/2/1373

45. صهیونیستها هم که خشن‌ترین مردم دنیا هستند، با حمایت امریکایی ‌‌ها این حرکت را میکنند.

در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری، 12/5/1372

46. نظام سلطه برای همه‌ی دنیا و به عوض همه‌ی ملتها تصمیم میگیرد. نمونه‌ی دیروز آن هیروشیماست و امروز هم رئیس جمهور امریکا به کار هولناک اسلاف خود افتخار میکند.

در مجمع عمومی سازمان ملل، 31/6/1366

47. در سازمان ملل دو تبعیض ناروا هست؛ حق وِتوُ و عضویت دائم در شورای امنیت؛ این دو تبعیض باید برداشته شود.

در مجمع عمومی سازمان ملل، 31/6/1366

48. اگر جنبش [غیرمتعهدها] بتواند اشغال نظامی یکی از کشورهای عضو را تحت هر بهانه تحمل کند، به واضحترین شکل از اصول خود منحرف شده است.

در هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد، 14/6/1365

49. امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند.

پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386

50. ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند.

پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386

51. آیا ملت امریکا می‌داند که زمامدارانش اینگونه همه‌ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده‌اند؟

پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386

52. آیا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه‌داران صهیونیست بر کشورهای آنان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟

پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386

53. رئیس‌جمهور جدید آمریکا هم که با شعار تغییر در سیاست‌های دولت بوش بر سر کار آمده است، از تعهد بی‌قید و شرط به امنیت اسرائیل دم می‌زند؛ یعنی دفاع از تروریسم دولتی، دفاع از ظلم و زورگوئی، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و کودک فلسطینی...

در چهارمین کنفرانس حمایت از ملت فلسطین، 14/12/1387

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۳

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، قانونی یا غیرقانونی بودن مسئله حصر موضوعی است که بارها در رسانه‌ها به آن پرداخته شده است. جدای از تفاوت نظر عمیقی که بین بعضی از رسانه‌ها در این مورد وجود دارد، اما نقطه مشترک آنها این است که اظهار نظرها عموماً توسط اشخاصی انجام می‌شود، که سیاسی هستند نه حقوق‌دان!

ما برای کنکاش حقوقی بحث حصر و رسیدن به جواب جامع و علمی در این رابطه، با حجت الاسلام موسی‌زاده، دانشیار رشته حقوق دانشگاه تهران به گفت‌وگو نشستیم، تا فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی، جواب حقوقی این موضوع را پیدا کنیم.

موسی‌زاده در این گفت‌‌وگو ضمن اشاره به مصداق‌های تاریخی "حصر" می‌گوید: اجرای حصر ممکن است ادله مختلفی داشته باشد، به‌خاطر رعایت شخصیت شخص مورد اتهام باشد و یا برای اینکه فرد مورد اتهام در فضای زندان و یا بازداشت‌گاه نگه‌داری نشود که نمونه‌های آن در تاریخ حقوقی و سیاسی دیده می‌شود.

دانشیار دانشگاه تهران همچنین معتقد است: می‌شود "حصر"را به‌عنوان مجازات و مصداقی از مجازات و نیز به‌عنوان قرار تأمین از منظر فقهی و یا حقوقی پیش‌بینی کرد.

وی با بیان اینکه مصوبات صادرشده توسط مراجعی مثل شورای امنیت  قانونی است، اظهار داشت: "حصر" هم به همین نحو است، چون مبتنی بر یک مفاد قانونی است برخی اقداماتی که اتخاذ می‌شود مبتنی به قانون و اصول حقوقی است و به‌صراحت ماهیت قانونی دارد.

موسی‌زاده افزود: در جرائمی که محاربه با نظام تلقی می‌شود، مصداق مهم نیست بلکه انگیزه مهم است، ممکن است شخصی به‌انگیزه ساقط کردن و یا برهم زدن نظام اسلامی مقاله‌ای بنویسد یا شورشی ایجاد کند یا جاسوسی کند که باز هم جرمش محاربه است‌که در قانون آمده است.

تفاوت قائل شدن بین موضوع حقوقی و قضایی نکته دیگری بود که موسی‌زاده به آن اشاره کرد و افزود: عده‌ای این موضوع (فتنه) با این پیچیدگی را به جرائم قضایی تقلیل می‌دهند و می‌گویند، باید سریعاً این پرونده به قوه قضاییه برود. این‌که موضوع به این مهمی را بگوییم، به‌دلیل اینکه در چارچوب قوه قضاییه نمی‌گنجد، پس غیرقانونی است، حرف صحیحی نیست. یک موضوع ممکن است حقوقی و قانونی باشد اما قضایی نباشد.

وی تصریح کرد: کسانی که ادعا می‌کنند حصر سران فتنه غیرقانونی است، فکر می‌کنند یک جرمی اتفاق افتاده است و جنبه قضایی دارد و باید به دادسرا برود. ممکن است پدیده‌ای باشد که یک بعد از ابعاد آن جرم باشد و جنبه قضایی داشته باشد ولی جنبه سیاسی آن را چه کنیم؟ "بغی" یعنی در جامعه به‌حدی آشوب اتفاق افتد که کل جامعه را در هاله‌ای از ابهام فرو ببرد. فتنه نیز همین است، حق را باطل نشان می‌دهد. حال با این تعریفی که از بغی و فتنه گفتیم، با چهار کلمه جرم و مجازات قابل حل نیست و یک عقبه فرهنگی و یک عقبه سیاسی دارد و اتخاذ تصمیمات چندبعدی را می‌طلبد.

مشروح گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با حجت الاسلام ابراهیم موسی‌زاده را در زیر می‌خوانید:

تسنیم: به‌عنوان سؤال اول، از منظر حقوقی بفرمایید تفاوت بین حصر و بازداشت چیست؟ آیا اطلاق بازداشت موقت برای حصر از لحاظ قانون جزا صحیح است؟

موسی‌زاده: برای ارائه تعریف از مفهوم حصر یا بازداشت باید بگویم از منظر حقوقی این دو واژه، مفهوم مجزا و قابل تفکیک دارند؛ ذیل یک تعریف خاص نمی‌گنجند. البته شاید این تعریف یا عدم‌تفکیک در نظام حقوقی ما ظهور و بروز بیشتری داشته باشد. چون در واقع "بازداشت" یک موضوع قضایی است که در آیین دادرسی کیفری و در قوانین کیفری و جزایی به آن پرداخته شده است و یکی از ادله‌های تأمین و یا قرارهای تأمین است که معمولاً در آیین دادرسی کیفری آمده است. در مورد واژه "حصر" باید بگویم که در قوانین کیفری ما تعریف مشخصی برای "حصر" وجود ندارد، اما این نافی عدم‌تعریف "حصر" در بعد مفهوم حقوقی یا فقهی نیست. بالاخره قرارهای تأمین چه کفالت و چه بازداشت، اهداف و فلسفه‌ای دارند که به‌خاطر سهولت دسترسی به متهم و یا به‌خاطر جلوگیری از بین بردن آثار جرم و... است.

 اگر به مفاهیم حقوقی، تاریخچه و یا به عرف حقوقی خودمان نگاه کنیم، "حصر" در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران قابل پذیرش است. در دوران امام خمینی(ره) و یا حتی در دوران حکومتی حضرت امام علی(ع) مواردی بوده است که اهداف و فلسفه قرارهای تأمینی را در قالب حصر اجرا می‌کردند. اجرای حصر ممکن است ادله مختلفی داشته باشد، به‌خاطر رعایت شخصیت شخص مورد اتهام باشد و یا برای اینکه فرد مورد اتهام در فضای زندان و یا بازداشتگاه نگه‌داری نشود که نمونه‌های آن در تاریخ حقوقی و سیاسی دیده می‌شود. ولی در مجموع اگر بخواهیم تعریفی از حصر ارائه بدهیم به‌لحاظ فلسفی "حصر" با "بازداشت" هم‌سو با یکدیگر هستند. حال این‌که فرآیند آن به چه نحوی باشد و مرجع صادر کننده چگونه باشد، استنباط حقوقی و فقهی راجع به حصر وجود دارد.

تسنیم: سؤالی که با تعریف شما درباره حصر پیش می‌آید این است که آیا حصر یک تنبیه موقت است و یا خودش می‌تواند به‌عنوان یک تنبیه مجزا باشد؟

موسی‌زاده: هر دو موردی را که شما گفتید می‌توانیم در ذیل واژه حصر تعریف کنیم، چون در فقه ما یکی از جرائمی که در قانون جدید تعریف شده است، بحث بغی یا محاربه است. در متون فقهی اتفاقاً یکی از مصادیق مجازات "افساد فی الارض" و یا "بغی" همین حصر است. البته مجازات‌های مختلفی وجود دارد، مثلاً در قانون سابق ما برای مجازات محاربه، چهار مصداق تعریف شده بود: تبعید، اعدام، قطع دست و پا و حبس، ولی در فقه یکی از مصادیق مجازات "بغات" یعنی شورشگران، همین حصر است که در محیط خاصی قرار بگیرند و در اجتماع مسلمین قرار نگیرند. توجیه "مجازات" منوط به این است که واژه "بغی"را تعریف کنیم، بغی به گروهی شورشی و یا افرادی گفته می‌شود که برداشت‌های ناصحیحی از مسائل اجتماعی یا سیاسی دارند و متعارض با برداشت امام یا دولت جامعه هستند، برای اینکه این برداشت‌ها به‌صورت بیماری به سایر افکار و قشرهای جامعه تسری پیدا نکند و آنها را منحرف نکند و منجر به شورش عمومی نشود یکی از مصادیق مجازات، "حصر" است که اعمال می‌شود.

اصل 167 قانون اساسی بر اساس تفسیر موسع این موضوع را پیش‌بینی کرده است که در مواقع سکوت، تعارض و یا اجمال قانون، قاضی می‌تواند به منابع فقهی معتبر و مدون نیز مراجعه کند. به‌فرض اینکه مرجع رسیدگی کننده به این نتیجه رسید که اتهام شخص، شورش است، مجازات و یا مصادیقی از مجازات بغی در قانون مدون پیش‌بینی نشده است ولی نافی این نیست که مرجع رسیدگی کننده یا قاضی نتواند به فقه مراجعه کند و اعمال قانون نکند.

از این جهت نیز می‌توانیم "حصر"را به‌عنوان مجازات و مصداقی از مجازات و نیز به‌عنوان قرار تأمین از منظر فقهی و یا حقوقی پیش‌بینی کنیم که از مفاهیم حقوقی است. ما باید بین بعد قضایی و حقوقی تفکیک قائل شویم، ممکن است اقدامی حقوقی بوده ولی ماهیت قضایی نداشته باشد. این تصمیم به این معنا نیست که غیرقانونی است چون مراجع مختلف پیش‌بینی شده است و همین الآن در کشور مراجعی پیش‌بینی شده که تصمیماتی می‌گیرند که این تصمیمات قانونی و حقوقی هستند، چون این مراجع صلاحیت آن تصمیم را از قانون گرفتند، هرچند که این تصمیمات قضایی نیستند.

تسنیم: مانند مصوبه شورای عالی امنیت ملی؟

موسی‌زاده: بله، شورای عالی امنیت ملی نهادی است که طبق قانون پیش‌بینی شده است یا دیوان عدالت اداری یا سازمان بازرسی کل کشور و حتی بازرس‌های سازمان می‌توانند براساس قرارهای تأمینی که در قانون کیفری است، تصمیم بگیرند. حتی نهادهای شبه‌قضایی مثل هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری در ادارات و سازمان‌ها پیش‌بینی شده‌اند که به آن "مراجع انتظامی" گفته می‌شود که مراجع قضایی نیستند، اما تصمیماتی اتخاذ می‌کنند که به مجازات‌های قضایی شبیه است. وقتی که این نوع تصمیمات از مراجعی صادر می‌شود نباید این شائبه ایجاد شود که این تصمیم جنبه قانونی ندارد، جنبه قضایی ممکن است نداشته باشند چون توسط مرجع قضایی صادر نشده است اما قانونی است. "حصر" هم به همین نحو است، چون مبتنی بر یک مفاد قانونی است، برخی اقداماتی که اتخاذ می‌شود مبتنی بر قانون و اصول حقوقی است و به‌صراحت ماهیت قانونی دارد، ولی ممکن است قضایی نباشد.

تسنیم: یعنی این نوع از مصوبات هرچند جنبه قضایی ندارد اما مغایرتی نیز با قانون ندارد؟

موسی‌زاده: مغایرتی با اصل حاکمیت قانون ندارد، مثلاً شورای عالی امنیت ملی در اصل 176 قانون اساسی پیش‌بینی شده است و صلاحیت‌ها و وظایفی به آن واگذار شده که طبق آن صلاحیت‌های قانونی می‌تواند تصمیماتی حقوقی اتخاذ کند که لزوماً قضایی نیست، زیرا مرجع قضایی نیست، مرجع مستقلی است که در داخل قوه قضاییه تعریف نمی‌شود.

تسنیم: آیا مصوبات شورای عالی امنیت ملی برای تأمین قرار، محدودیت زمانی دارد؟ یعنی تنها برای مدت معلومی می‌تواند قرار بازداشت یا قرار تأمین صادر کند؟

موسی‌زاده: در قوانین مربوط به شورای عالی امنیت ملی برای تأمین قرار، مدت زمان مشخص پیش‌بینی نشده است. خیلی قابل توجیه نیست که تصمیمات شورای عالی امنیت ملی را در چارچوب قضایی تعریف کنیم.

تسنیم: عده‌ای می‌گویند مصوبات شورای عالی امنیت ملی غیرقانونی است.

موسی‌زاده: صد در صد  قانونی است؛ چون عرض کردم که شورای عالی امنیت ملی وظایفی دارد و این ادعایی که حتماً طبق قانون اساسی باید در قوه قضائیه رسیدگی شود، درست نیست. ممکن است برخی از پدیده‌ها تنها یک جرم ساده نباشد، جرمهای مختلفی را در بر گیرد. در همین موضوع جرائم عمومی همه که در یک مرجع قضایی رسیدگی نمی‌شوند، مثلاً جرم ویژه قتل یا اداری و یا جرمی که جنبه مالی و یا ارزی دارد، مراجع خاصی برای رسیدگی به این جرایم مختلف به‌خاطر تخصصی بودن، پیش‌بینی شده است.

تسنیم: در سایر کشورها هم مصادیقی هستند که جنبه کیفری داشته باشند ولی دستگاه قضا ورود نکند؟ جرائمی که دستگاه قضا ورود نمی‌کند، چه خصوصیت‌هایی دارند؟

موسی‌زاده: در همه کشورها به این شکل است و نمی‌شود گفت برخی از اقداماتی که جنبه کیفری دارد، حتماً باید به دستگاه قضایی برود. ثانیاً برخی از موضوعات به‌حدی پیچیده هست که واقعاً ابزارها و ساز و کارهای قضایی پاسخگو نیست. شاید یکی از نوآوری‌های قانون اساسی ما در پیش‌بینی شورای عالی امنیت ملی به همین خاطر است. ممکن است منافع ملی زمانی توسط جرائم خرد به خطر بیفتد که قانون اساسی برای آن دادگاه را پیش‌بینی کرده و یا ممکن است زمانی به‌خاطر فساد اقتصادی به خطر بیفتند که برای آن مراجعی پیش‌بینی شده است، ولی زمانی منافع ملی توسط اقداماتی به خطر می‌افتد که نمی‌شود آن را جرم تعریف کرد، ممکن است پدیده‌ای باشد که جرم یکی از عناصر آن است، به همین دلیل در قانون اساسی در اصل 176 به‌منظور تأمین منافع ملی، "شورای عالی امنیت ملی" پیش‌بینی شده است.

موضوعاتی وجود دارد که جرم قضایی ممکن است یک بعد آن باشد و ابعاد دیگری مانند مشکلات سیاسی، فرهنگی، بین المللی و داخلی در آن وجود داشته باشند. واقعاً همه ابعاد را قانون و آیین دادرسی و مجازات اسلامی نمی‌تواند در چارچوب فرآیند قضایی رسیدگی کند و حتی فقه هم این مسئله را پیش‌بینی کرده است.

کسانی که ادعا می‌کنند حصر سران فتنه غیرقانونی است، فکر می‌کنند یک جرم ساده‌ای اتفاق افتاده است و جنبه قضایی دارد و باید به دادسرا برود. ممکن است پدیده‌ای باشد که یک بعد از ابعاد آن جرم باشد و جنبه قضایی داشته باشد ولی جنبه سیاسی آن را چه کنیم؟ "بغی" یعنی در جامعه به‌حدی آشوب اتفاق افتد که کل جامعه را در هاله‌ای از ابهام فرو ببرد. فتنه نیز همین است، حق را باطل نشان می‌دهد. حال با این تعریفی که از بغی و فتنه گفتیم، با چهار کلمه جرم و مجازات قابل حل نیست و یک عقبه فرهنگی و یک عقبه سیاسی دارد و اتخاذ تصمیمات چندبعدی را می‌طلبد. اتفاقاً ورود شورای عالی امنیت ملی در همین راستا است، ابعاد موضوع را می‌شناسد و بعدها تشخیص می‌دهد آیا بعدی از این جرم توسط دستگاه قضا حل می‌شود یا خیر. شاید شورای عالی امنیت به این نتیجه برسد‌ که برای حل و فصل پایدار موضوع، احتیاج به ساز و کارهای سیاسی است یا بخشی از آن ساز و کار فرهنگی می‌خواهد و در نهایت در قوه قضاییه رسیدگی شود. به‌نظر بنده باید تفکیک شود تا ببینیم پس‌زمینه و پیش‌زمینه‌های منجر به فتنه چه وضعیتی دارد و آیا می‌توانیم در قوه قضائیه به آن رسیدگی کنیم یا خیر.

تسنیم: از لحاظ حقوقی مصداق‌های محاربه با نظام چیست، جرم‌هایی که حکم اعدام برای آنها تشخیص داده شده است؟

موسی‌زاده: این مصداق‌ها را قانون به‌صراحت مشخص کرده است، یعنی از جنبه قضایی، قانون مجازات اسلامی، جرائم و مجازات‌ها را تعریف کرده است. مصادیق متعددی وجود دارد که معمولاً بین قصاص و اعدام خلط می‌شود, قصاص اعدام نیست، بلکه حق شخصی برای اولیای دم است، اما اعدام حق حکومت است، که مهمترین مصداق آن محاربه است. مهم‌ترین مصداق برای اعدام زمانی است که جرم جنبه عمومی داشته باشد، در همه دنیا هم چنین است. اگر فردی دست به اقداماتی بزند که متعارض با حقوق عمومی باشد؛ نظیر جاسوسی که لزوماً مسلحانه نیست، اما مصداق بارز آن ممکن است مسلحانه باشد. ما می‌گوییم مصداق کامل محاربه این است که طرف اسلحه به دست گیرد و یا به‌قصد مقابله با نظام و یا اخافة الناس (ترساندن مردم) که این جرائم طبق قانون، محاربه تعریف می‌شود. قانون پیش‌بینی کرده است، شخصی به‌قصد مقابله با نظام حتی شیشه مدرسه‌ای را بشکند و یا تابلوی علائم جاده را از جا در بیاورد، باز هم مصداق محاربه است. در جرائمی که محاربه با نظام تلقی می‌شود، مصداق مهم نیست بلکه انگیزه مهم است و ممکن است طرف به‌انگیزه ساقط کردن و یا برهم زدن نظام اسلامی مقاله‌ای بنویسد یا شورشی ایجاد کند و یا جاسوسی کند باز هم جرمش محاربه است‌که تصریحاً در قانون آمده است. البته این را هم بگویم که چون جنبه کیفری دارد باید عیناً با قانون تطابق داشته باشد و نمی‌توانیم چیزی را که خارج از قانون باشد، به‌عنوان مصداق بیاوریم. باید با ملاک و معیار گفته شود تا مشخص شود: فلان اقدام با آن ملاک مورد نظر قانون برای محاربه با نظام اسلامی تطبیق می‌کند یا خیر؟

تسنیم: چون اینجا دادگاه نیست، حکم قطعی برای اشخاص شاید صحیح نباشد، اما به‌نظر شما این مصداق‌ها برای سران فتنه قابل انطباق است؟

موسی‌زاده: اینکه این دو نفر و یا سه نفر  مدیریت فتنه را دست داشتند یا اینکه ملعبه دست دیگران بوده‌اند، نوع مجازات را متفاوت می‌کند. عرض کردم برای تشخیص یک عمل باید تجزیه و تحلیل شود که ریشه و منشأ این فتنه چه بوده است. اما فتنه مسلماً مصداق افساد فی الارض است، اعمالی نظیر هتک حیثیت نظام یا تحقیر نظام و ایجاد شرایطی که ابهت و اقتدار نظام را بریزد و مسائل منجر به پایمال شدن حریم شخصی اشخاص و یا ریخته‌شدن خون عده‌ای بی‌گناه، همه اینها می‌تواند مصداق محاربه با نظام اسلامی باشد. اما زمانی می‌توان به‌صورت قضایی نظر داد که واقعاً پرونده دقیق در دسترس شخص باشد و مطالعه شود. این که اقداماتی که صورت گرفت، صد در صد مصداقی از محاربه با نظام اسلامی بوده است، ولی باید با حساسیت و دقت بررسی شود.

تسنیم: سؤال آخرم در رابطه با میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی است که بعضی از اشخاص به بند اول از ماده 12 آن اشاره می‌کنند، که طبق این بند، "هر کس قانوناً در سرزمین دولتی مقیم باشد حق عبور و مرور آزادانه و انتخاب آزادانه مسکن خود را در آنجا خواهد داشت"، در این رابطه توضیح بفرمایید، تا آنجایی که می‌دانم بند 3 همین ماده شروطی برای این آزادی گذاشته است.

موسی‌زاده: این آزادی رفت و آمد در قانون اساسی ما هم پذیرفته شده است، اما مانند دیگر مواد، قیوداتی دارد. حقوق با قصه و شعر جور در نمی‌آید، نمی‌توانیم هر چیزی را مطلق در نظر بگیریم. تفاوت اصلی این است که حقوق نظم دارد، یعنی هر حقی مقید به حقوق دیگران است. ما نمی‌توانیم حق آزادی  را که حق دیگران نیز است، مطلق تفسیر کنیم. یک شخص تا زمانی حق آزادی دارد که تلاقی با حق آزادی دیگران نداشته باشد. در میثاق بین المللی نیز پذیرفته شده است که این بندها و موادی که استناد می‌کنند، قیوداتی نیز از جمله حاکمیت نظم عمومی دارد. من نمی‌توانم از آزادی خودم به هر نحوی استفاده کنم که نظم عمومی را به مخاطره بیندازد، هر عقل سالمی این را می‌پذیرد، هم فقه اسلامی و هم مجامع بین المللی. در دنیا هیچ نظامی نیست که بخواهد حقوق و موازین را مطلق، گسترده و رهاشده تعبیر کند. قیودی دارند که مهمترین آن نظم عمومی است. بعد از نظم عمومی، قید بعدی حقوق دیگران است، به‌طور مثال خود قانون اساسی گفته‌است که راهپیمایی آزاد است، اما به‌شرط قیود، این راهپیمایی آزاد است.

تسنیم: اگر نکته‌ای در انتهای مصاحبه است، بفرمایید؟

موسی‌زاده: اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، چون می‌بینم راجع به فتنه خیلی صحبت می‌شود، باید بگویم که من عضو این جناح یا آن جناح نیستم، واقعیت این است که ما برای حل این فتنه باید به راه حل پایدار برسیم، چون موضوع پیچیده است. یک قتل ساده، سرقت و یا کلاه‌برداری ساده نیست. موضوعی است که هم‌زمان آمریکا و اسرائیل و تمامی کشورهای ضد ایران در این زمینه مشارکت می‌کردند. همه ضدانقلاب‌ها و گروهک‌ها خوشحال بودند. برای حل این موضوع پیچیده باید راه حل پایداری باشد که تنها مسیر این راه حل، عدالت است. این اولین نکته که باید به‌عنوان دو اصل اساسی مد نظرمان باشد که اولاً به راه حل پایدار برسیم نه راه حلهای موقتی، چون این زخمی است که فردا سر باز می‌کند. دوم این که ابزار ما تنها عدالت است که آن را نیز نظام اسلامی قیود و مشخصاتش را تعریف کرده است. در زمینه فتنه، این نوع مسائل پیجیده را با جرائم کوچکی مثل سرقت و قتل مقایسه نکنیم.

شخصی "بغی" می‌کند ولی خودش را مصلح جا می‌زند، مانند خوارج که می‌گفتند: ما اصلاح کننده جامعه اسلامی هستیم، در حالی که حضرت امام علی(ع) می‌گفت: شما از مسیر منحرف شده‌اید، یعنی مرز تشخیص مصلحان با شورش‌گران خیلی نزدیک است. طرف برداشت غلطی از حاکمیت و شیوه حکومت دارد و آن برداشت غلط خودش را اصلاح می‌پندارد. باید بین مصلح و "بغی" تفکیک قائل شویم و یکی از ابزارهای تفکیک آن، بیانات و فرمایشات مقام معظم رهبری است تا بتوانیم مرزها را درست تشخیص بدهیم. اما عده‌ای این موضوع با این پیچیدگی را به جرائم قضایی تقلیل می‌دهند و می‌گویند، باید سریعاً این پرونده به قوه قضاییه برود. این‌که موضوع به این مهمی را بگوییم چون در چارچوب قوه قضاییه نمی‌گنجد، پس قانونی نیست، حرف صحیحی نیست. یک موضوع ممکن است حقوقی و قانونی باشد ولی قضایی نباشد یا موضوعی دیگر قضایی باشد، که در این‌صورت، ساز و کارهای آن توسط قوه قضاییه حل شود.

***گفت‌وگو از سجاد بلوکات

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳

افراط و تفریط همواره قرین هر اندیشه و تفکری بوده است و هیچ دین و مذهبی نمی تواند ادعا نماید که پیروانش از افراط و تفریط به دور بوده و دچار آن نشده اند. البته شناخت حدود افراط و تفریط تنها برای کسانی حاصل می شود که با مراجعه به منابع اصیل دینی آگاهی کاملی از آموزه ها و دستورات دینی به دست آورده اند، ورنه عنوانِ «تفریط در دین» همواره از عناوینی بوده که افراط گرایان با استفاده آن عدم همراهی دیگران با اندیشه های خویش را توجیه نموده اند، همچنان که تفریط گران نیز معمولاً با چماق افراط گرایی اعتدال گرایان را مورد نوازش قرار می دهند. چیزی که بدیهی است مذهب تشیع نیز در آموزه های خویش با افراط ها و تفریط های فراوانی روبرو بوده است که عالمان آگاه و روشن فکر با مراجعه به منابع اصیل دینی باید به تبیین مرزها و حدود آنها بپردازند.

اما هدف از این نوشتار بررسی آموزه های دینی، و بیان افراط ها و تفریط های صورت گرفته پیرامون آنها نیست، بلکه معرفی جریانی نوپدید است که با بهره گیری از افراط گرایی های سابق، و تفسیر و توجیه آنها و همچنین افزودن مطالبی جدید اهداف خاصی را در جهان اسلام دنبال می کنند؛ به دیگر سخن در طول تاریخ تشیع همواره افراد گوناگونی در بعضی از اندیشه های مذهبی دچار افراط شده اند امّا هیچ گاه این افراط گرایی در خدمت جریانی خاص نبوده و به هدف تبلیغ و ترویج جریان ها و گروه ها مورداستفاده قرار نمی گرفته است، این در حالی است که جریانی که از آن سخن می گوییم با بهره گیری از افراط گرایی های مذهبی می کوشد تا:

اولاً، چهره ای متفاوت و زشت از تشیع در منظر مسلمانان و جهانیان ارائه نماید و سدی در مقابل نفوذ تفکر انقلاب اسلامی ایران به وجود آورد.

ثانیاً، از درون به مقابله و ایستادگی در برابر تشیع اصیل و انقلابی پرداخته و با مبارزه درون مذهبی، ضمن متزلزل ساختن جاذبه های تشیع آنها را به دافعه تبدیل نماید.

البته بحث دراین باره فراوان بوده و ان شاء الله در فرصتی مستقل به بیان آن خواهیم پرداخت. اما در ادامه این نوشتار نگاهی خواهیم داشت به بعضی از گزاره هایی که این جریان از آنها به عنوان سرمایه ی اصلی در راه تبلیغ و ترویج خویش بهره می برد.

۱. سوق دادن تمام مباحث اعتقادی و دینی در مواجهه با اهل سنت: این جریان با سوءاستفاده از تعصبات مذهبی مردم، تمامی مطالب دینی را به سمت مخاصمه و مواجهه با اهل سنت سوق می دهند و تنها از دریچه ی تنگ اختلافات شیعه و سنی به تمام مسائل دینی نگاه می کنند؛ با این رویکرد است که مبلغین این جریان تنها به بیان مسائلی می پردازند که شیعه و سنی در آن اختلاف داشته و آنها می توانند با دامن زدن به این مباحث به تشدید دشمنی های دینی و مذهبی بپردازند. از این جهت بسیاری از آموزه های مهم دینی، همچون توحید و نبوت، توسط این جریان مورد غفلت واقع شده و پیروان این جریان، به این اصول عقاید اسلامی نیز تنها از نگاه اختلاف مذهبی شیعه و سنی نگریسته و لذا پاسخی مناسب و منطقی در برابر شبهات دیگران ارائه نمی کنند.

افزون بر این، اگرچه این جریان بر بحث ولایت ائمه اطهار-علیهم السلام- تأکید ویژه ای دارند، اما معمولاً به طرح مباحث حاشیه ای پیرامون ولایت پرداخته و در مواجهه با اهل سنت مطالبی را مطرح می کنند که اعتقاد به آنها نقشی در اثبات موضوع ولایت ندارد، بلکه می تواند عامه ی مسلمانان را از خط ولایت دور ساخته و درگیر مجادله ها و مخاصمه های بی حاصل مذهبی نماید.

۲. اصل کردن فروع و فرع ساختن اصول: همان گونه که بیان شد هنر این جریان پرداختن به حواشی و مهمل ساختن مطالب اصلی است. آن گونه که این جریان در مباحث دینی، مطالب مهم و اصلی را به حاشیه می راند و مطالبی را برجسته نموده و اصل نشان می دهد که می توانند که به وسیله ی آنها پیروانشان را به مخاصمه با مخالفانشان فرا خوانند. نمونه آن که پیرامون وقایع حادثه عاشورا بعضی از مسائل فرعی تاریخی را برجسته ساخته و به منزله ی اصول خدشه ناپذیر مذهبی از آنها یاد می کنند، آن گونه که اگر درباره این موارد بعضی از دانشمندان فرهیخته شیعه اظهارنظرهای تاریخی و علمی داشته باشند، به لعن و دشنام گویی نسبت به آنها پرداخته و این سخنان را دلیل انحراف از نهضت امام حسین علیه السلام می دانند.

راست این که فروع جزئی تاریخی همچون عروسی حضرت قاسم علیه السلام و یا وجود فرزندی به نام حضرت رقیه برای امام حسین علیه اسلام از مطالبی نیستند که علمای فرهیخته تشیع همچون شهید مطهری به خاطر اظهارنظر علمی پیرامون آنها مورد لعن و دشنام واقع شوند و گفته های آنها مخالفت با امام حسین علیه السلام تفسیر شود. البته این رویه منحصر به وقایع حادثه عاشورا نیست و از سوی این جریان در تمام مقولات دینی و مذهبی دنبال می شود.

۳. دامن زدن به تعصبات کور مذهبی و ترویج انحصارگرایی در اندیشه دینی: اگرچه این جریان رسالت خویش را در مقابله و دشمنی با جریان وهابیت می بیند و حتی با این عنوان دشمنی و مخاصمه ی خویش با تمام مسلمانان را توجیه می کند، اما در رفتار و عمل، همسو و هم جهت با وهابیت حرکت نموده و از این جهت، انطباق کلی میان آنها وجود دارد.

توضیح بیشتر این که جریان وهابیت افزون بر انحراف فکری و برداشت های ناصواب از شریعت اسلام و آموزه های دینی، در انحراف شدید رفتاری به سر برده و با مطلق گرایی و انحصارگرایی شدید دینی کوچک ترین مخالفت با اندیشه های خویش را عامل خروج از مسیر شریعت و کفر دیگران می داند.

از همین رو وهابیت نه تنها به تکفیر شیعه و دشمنی با آن می پردازند، بلکه دیگر مسلمانان را نیز منحرف دانسته و ابایی در تکفیر آنها نیز ندارند. جریان افراط گرای شیعه نیز همچون وهابیت کمک ترین زاویه با اندیشه های خویش را برنتافته و با معرفی افکار و حتی عادات التقاطی خویش به عنوان یک معیار برای پذیرش شریعت، تکفیر و تفسیق مسلمانان و حتی دیگر شیعیان را در دستور کار قرار داده است.

۴. فرقه سازی در درون تشیع و مصادره ی عنوان تشیع: بعد از به وجود آمدن فرقه هایی همچون بهاییت از درون تشیع، که خود را دین و مذهبی نو معرفی نموده و عملاً از مذهب تشیع جدا شدند، توطئه ای جدید در دستور کار دشمنان اسلام قرار گرفت و آن این که افرادی در لباس عالمان دینی به ترویج افراط گرایی مذهبی در شیعه پرداخته و با مصادره ی نام تشیع برای تفکر خویش، دیگر شیعیان را فرقه هایی منحرف و جداشده از تشیع معرفی کنند. چنان که در چند سال اخیر شاهد آن بوده ایم که مزدورانی در خارج با استفاده از ابزارهای فراوان رسانه ای، ضمن ترویج افراط گرایی در تشیع، شیعیان مخالف خویش را باعناوینی همچون بتریه، دجالیه، بکریه، عمریه و... مورد خطاب قرار داده و از دایره تشیع خارج می دانند.

۵ .ترویج روحیه اخباری‌گری: اخباریون گروهی از شیعیان بودند که در به دست آوردن احکام فقهی تنها به روایات و احادیث اکتفا می نمودند و منکر اجتهاد و کاربرد قواعد اصول فقه در استنباط شرعی بودند. از نگاه اخباری ها ظواهر قرآن، حجت نبوده و کسی جز ائمه طاهرین- علیهم السلام- قادر به فهم و تفسیر قرآن نیست.

افزون بر این، آنها معتقدند عقل حق دخالت در احکام شرع را ندارد و اساساً شرع آمده است تا باب عقل را مسدود کند. اصطلاح اخباریون معمولاً در مقابل اصولیون به کار می رود که آنها معتقدند که در استنباط احکام شرعى اسلام به استناد ادله تفصیلى از قرآن، سنت، عقل و اجماع می توان عمل کرد. همچنین اصولیون از علم اصول فقه و قواعد عقلی آن در استنباط احکام از روایات و به دست آوردن احکام شرعی بهره می برند. با این توضیح مشخص شد که از اصطلاح اخباری گری بیشتر در قلمرو فقه و احکام عملی یاد می شده است و اگر کسانی از مرگ رسمی اخباری گری در میان شیعه در قرون پیشین گزارش می دهند، مقصود اخباری گری در حیطه ی فقه است.

با این همه، روحیه ی اخباری گری همچنان زنده است و کسانی هستند که در وادی فقه خود را مجتهد می نامند ولی عملاً در سایر موضوعات اخباری گری را طریقه ی خویش قرار داده اند. به دیگر سخن این عده جمود، تحجر و بسته ذهنی را در مسائل عقیدتی و کلامی حکم فرما نموده و دخالت عقل را در عرصه ی دین ممنوع ساخته اند. همچنین این عده همانند اخباریون بدون بررسی سندی روایات، به روایات استناد نموده و ملاک صحت روایات نزد ایشان، تطابق روایات با اندیشه های آنها می باشد.

متأسفانه جریان افراط گرای شیعه به نحوی گسترده در حال ترویج روحیه ی اخباری گری در جامعه شیعه هستند، آن گونه که پرداختن به مسائل عقلی همچون فلسفه را کفر و الحاد دانسته و در این مسیر حتی ابایی از تکفیر مراجع و علمای بزرگ شیعه ندارند؛ چنانچه عارف و مرجع وارسته‌ای همچون آیت‌الله‌العظمی بهجت به خاطر آن که بهره ای از علوم عرفان نظری داشت، توسط این جریان منحرف خوانده شده و -نعوذ بالله- با عنوان ملحد و کافر از او یاد می شود.

فراموش نکنیم که رهبر کبیر انقلاب امام خمینی پیش از این هشدارهای کافی و لازم را در پیام منشور روحانیت برای خواص انقلاب بیان نموده بودند و با بیان هشدار که «طلاب عزیز لحظه‏‌اى از فکر این مارهاى خوش خط و خال کوتاهى نکنند، اینها مروّج اسلام امریکایى‏اند و دشمن رسول اللَّه.» این خاطره را بازگو نمودند که: «در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از کوزه‏اى آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه مى‏گفتم. تردیدى ندارم اگر همین روند ادامه مى‏یافت، وضع روحانیت و حوزه‏ها، وضع کلیساهاى قرون وسطى مى‏شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعى حوزه‏ها را حفظ نمود».

۶. ارائه چهره ای غیبی و دست نیافتی از شریعت اسلام: این جریان در راستای اهداف دشمنان اسلام، چهره ای سکولار از دین اسلام ارائه نموده و آموزه های دینی اسلام را به گونه ای تفسیر و بیان می نمایند که دین اسلام در نگاه مخاطبین آن به عنوان «دین آخرت» شناخته شود.

در همین راستا این جریان با بیانِ فسلفه دین مخالف بوده و با بیان تفاسیری غیبی از آموزه های اجتماعی دین اسلام آنها را بی ارزش می سازند. مثلاً در نگاه ایشان قیام امام حسین علیه السلام تنها وظیفه ای خاص برای آن حضرت بوده که از ناحیه خداوند به ایشان الهام شده بود، وظیفه ی شیعیان نیز در قبال این قیام تنها عزاداری و سوگواری است که آن نیز دستوری غیبی و الهی می باشد، با این نگاه نباید درباره ی فلسفه قیام امام حسین علیه السلام و یا اهداف عزاداری سخنی گفته شود.

همچنین این جریان با ارائه تفسیری غیبی و فرامادی از قیام حضرت صاحب الزمان (عج) هرگونه حرکت به سمت جامعه عدل مهدوی را حرکتی باطل معرفی می کند و انتظار فرج آن حضرت را در اعمالی فردی همچون دعا و نیایش خلاصه می نماید.

۷. سیاست زدگی در عین ترویج شعار «جدایی دین از سیاست»: جریان افراط گرای تشیع اگرچه همواره حامی شعار «جدایی دین از سیاست» هستند اما این شعار را تا هنگامی دنبال می کنند که عمل به این شعار برای طاغوت های زمان و دشمنان اسلام فایده ای داشته باشد، اما در مقابل حکومت اسلامی ملت ایران آنها نیز همسو با جریان استکبار مواضعی سیاسی اتخاذ کرده و با برجسته کردن بعضی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی به مبارزه عملی با آن نظام جمهوری اسلامی می پردازند.

به دیگر سخن، این شعار آنها خود یک شعار سیاسی است و برای توجیه سلطه ی طاغوت ها بر مسلمانان به وجود آمده است، زیرا این جریان در مواردی که طبق اصول مذهبی و دینی باید موضع گیری در مقابل طاغوت های زمان داشته باشند با عنوان «جدایی دین از سیاست» از آن سر باز می زنند، ولی در مقابل جریان انقلابی مردم مسلمان ایران با عنوان عمل به وظیفه ی دینی شدیدترین موضع گیری ها را دارند.

دراین باره نیز امام خمینی- قدس سره- در پیام منشور روحانیت بهترین بیان را داشته اند: «در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‏خواستى بگویى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‏شنیدى که شاه شیعه است! ... خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است. وقتى شعار جدایى دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردى و عبادى شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضیلت شد.

به زعم بعض افراد، روحانیت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپاى وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانى کاردان و زیرک، کاسه‏‌اى زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‏‌ها بود که هر کس کج راه مى‏‌رفت متدین‌تر بود... ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمى‏‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسى مى‌‏دهد و از همه شکننده‌‏تر، شعار گمراه‌‏کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان -علیه السلام- باطل است و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایى بودند که نمى‏‌شد با نصیحت و مبارزه منفى و تبلیغات جلوى آنها را گرفت؛ تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌‏اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را براى مقابله با هر تیر زهرآگینى که به طرف اسلام شلیک مى‏‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند... در آن زمان روزى نبود که حادثه‏‌اى نباشد، ایادى پنهان و آشکار امریکا و شاه به شایعات و تهمت ها متوسل شدند حتى نسبت تارک الصلاة و کمونیست و عامل انگلیس به افرادى که هدایت مبارزه را به عهده داشتند مى‏‌دادند.

واقعاً روحانیت اصیل در تنهایى و اسارت خون مى‏‌گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوى مى‏خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‏اى روحانى مقدس نماى ناآگاه یا بازى خورده و عده‏اى وابسته که چهره‏شان بعد از پیروزى روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار مى‏نمودند. آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانى نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیر المؤمنین- علیه السلام- که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‌‏ها را بیش از این تلخ نکنم. ولى طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشى عوض شده است. شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز شده‏اند. آنها که به خود اجازه ورود در امور سیاست را نمى‏دادند، پشتیبان کسانى شدند که تا براندازى نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگى چپی ها و سلطنت طلبان و تجزیه طلبان کردستان تنها یک نمونه است که مى‏توانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند ولى دست برنداشتند و از کودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوایشان‏ ساخت. دسته‏اى دیگر از روحانى‏نماهایى که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا مى‏دانستند و سر به آستانه دربار مى‏ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفى که براى اسلام آن همه زجر و آوارگى و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس‏نماهاى بی شعور مى‏گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مى‏گویند مسئولین نظام کمونیست شده‌‏اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا مى‏‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‏‌اى خلاف شرعى که هرگز خواست مسئولین نیست رخ مى‏‌دهد، فریاد «وا اسلاما» سر مى‏‌دهند!

دیروز «حجتیه‌‏اى»‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابى‌‏تر از انقلابیون شده‏‌اند!

«ولایتى»‌هاى دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمین را ریخته‏اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‏‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را مى‏‌خورند!

راستى اتهام امریکایى و روسى و التقاطى، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقى از چه کسانى صادر مى‏‌شود؟

از آدمهاى لا مذهب یا از مقدس‏نماهاى متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایه‏ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهى؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‏هاست، و برخورد واقعى هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.» ( صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۲۸۲)

این سخنان و درد دل های امام راحل هنگامی برای ما روشن می شود که در فتنه سال ۱۳۸۸ این جریان های افراط گرا، بی حرمتی هایی را که به اسلام و مقدسات آن صورت گرفت و از جمله شکسته شدن حرمت روز عاشورا را ندیدند، اما در مقابل، با عنوان دلسوزی برای منافقین و گروه های معاندی همچون بهائیت، ملی گراها و...، برخورد جمهوری اسلامی با آنها محکوم را نمودند.

۸. تخریب جریان فقاهت در شیعه و مرجعیت یافتن کسانی که صلاحیت مرجعیت ندارند: این جریان از یک سو با بیان تهمت های گوناگون اجتماعی، سیاسی و مذهبی به تخریب جریان اصیل فقاهت و مرجعیت در تشیع می پردازند و از دیگر سوی، با ابزارهای رسانه ای فراوان کسانی را به عنوان مرجع معرفی می نماید که بهره ی کافی از فقاهت و اجتهاد نداشته و در راستای منافع دشمنان اسلام قدم برمی دارند. در بیانی دقیق تر باید گفت این جریان درصدد است که محوریت سنجش اعلمیت و فقاهت مراجع را از مجامع علمی حوزه خارج نموده و با واگذاری آن به دست مردم، با ابزارهای رسانه ای همچون ماهواره ها شخصیت های مورد نظر خویش را به عنوان مرجعیت شیعه غالب نماید. در همین راستا شاهد آنیم که مرجعیت در میان این جریان ها حالت موروثی به خود گرفته و در یک خاندان خاص تبلیغ می شود، آن گونه مراجع این جریان پیش از وفات، مقدمات به مرجعیت رسیدن یکی از اعضای خانواده خویش را فراهم می نماید، اگرچه فرد مورد نظر از دید فضلای حوزه های علمیه، شروط علمی و اجتماعی لازم را برای عنوان مرجعیت را نداشته باشد.

آنچه گذشت بیان مختصری از بعضی ابزارها و سرمایه های جریان افراط گرای شیعه بود که این جریان با استفاده از آنها به تبلیغ خویش و مبارزه با جریان اصیل شیعه می پردازند، هرچه هست مبارزه فرهنگی با این جریان نیاز شناخت بهتر و بیشتر این ابزارها و راه کارهای مقابله با آنها دارد.

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳

سال گذشته هم به دنبال نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که توسط بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی اداره می‌شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را شنیع دانسته‌اند هم آقای سید صادق شیرازی فتوای استحباب صادر کرده‌اند.

البته این مسئله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام…اتفاقشدبروجوباتحادتمام مسلمین در حفظ بیضه اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم…چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است…»آیت‌اللهنوراللهنجفیاصفهانی،آخوندخراسانی،سیداسماعیل صدر، شیخ‌الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

این اتفاقات در حالی می‌افتد که امام علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می‌کند می‌فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»

مثل پدراتون گول نخورید!

آیت‌الله سید صادق شیرازی البته دارای سوابق سیاسی نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس جمهوری اسلامی شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده‌اش به انقلاب اسلامی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به رهبری انقلاب امام خمینی بین انقلاب مشهور است. مسئول دفتر وی محمد حنافروش، مدیرمسئول شبکه جهانی امام حسین و سید حسین شیرازی نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج خرافات در شبکه‌های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می‌کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده‌ای فتنه­گر به نمادها و شعائر حسینی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.

آیت‌الله سید صادق شیرازی در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می‌کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به رهبری نظام اسلامی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه…کشور اسلامی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتیدرحکومتاسلامیملتخودشروبه خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم …خزیدنیاستکهخودملتخودشونلعنشونمیکنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه …فکرمی­کنیدکشوراسلامیاسمشفقطاسلامیهپیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»

امام خمینی (ره) در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشد می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است.»

توهم توطئه یا دست آوریزی برای مظلوم نمایی

آقای سید محمد شیرازی در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت کردند. ولی طرفداران شیرازی­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله شیرازی را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا شیرازی را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق شیرازی نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام اسلامی اشاره ای نمی­کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.

تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام اسلامی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر توسط نظام اسلامی تنها به کسانی کمک می­کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.

دار و دسته انحرافی ها

یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش لندن نشین

یاسر الحبیب یک طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر برود سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت به شمار می‌رود. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت می‌کند ولی از حضور چشم‌گیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌های یاسر الحبیب، دولت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.


«اجازه نامه یاسر الحبیب ازآیت الله صادق شیرازی»

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه‌شده، به این روحانی جوان این قدر توجه می‌کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی‌ها و ساکن شدن وی در لندن حیطه فعالیت‌های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. روزنامه‌ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار می دهد.

رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.

او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرز‌گی و…بههمسرپیامبراسلام، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می ­رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر …عایشهفیالنّار»برایاولینباردرتاریخشبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند.

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به­ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی­الله ­علیه­و آله–می­شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و …بهانعکاسدرآمدوموردتحلیلقرارگرفت.

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، این‌چنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»

یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام‌گذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیه‎السلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم‎السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است…ازاینروبرخودلازممی‎دانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سورة الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ] یعنی به خدایان و بت‌های مشرکین و کفار حرف زشت نزنید چون آن‌ها مقابله به مثل کرده و به مقدسات شما توهین می‌کنند این آیه شریفه به طریق اولی دستور عدم توهین به مقدسات سنی‌ها را ثابت می‌کند.

بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصٌ شیعیٌ غیرُ معروفٍ عند الشیعة أساساً» دانسته است. یاسرالحبیب با کمک‌های بی‌دریغ دولت انگلستان و بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی روز به روز به فعالیت‌های به ظاهر مذهبی‌اش می‌افزاید. قابل‌توجه اینجاست که در یک اقدام هماهنگ شبکه مورد حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی -شبکه امام حسین-درست در همین ایام اقدام به اعلام گستره برگزاری برنامه‌های هفته برائت این فرقه مشکوک کرد.

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد و در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده و از قمه زنی دفاع و جمهوری اسلامی را بارها متهم به دیکتاتوری کرده است.

از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیه‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه زنی است. یکی از علمایی که به دلیل رفتارهای غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت‌الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه‌ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تأسیس نمودند.

سید حسین شیرازی فرزند آیت‌الله و مدافع سید حسن خمینی

استدلالات ضعیف و ضعف گفتار این جریان را می‌توان از زبان سید حسین شیرازی وقتی به دلایل تبلیغ علیه نظام و اشاعه بدعت قمه زنی به دادستانی احضار می‌شود به وضوح مشاهده کرد. وی در روایت دیدارش با دادستان ویژه روحانیت قم را چنین روایت می‌کند:

با احترام من رو وارد دفترش کرد یک قاضی نشسته بود دادستان هم پیشش بود، اول کار یکی آمد گفت برای حاج اقا ناهار بیارم دادستان گفت نه نیاز نیست همش پنج دقیقه کارش داریم. بعد شروع کرد و گفت: هر کشوری قانون داره و باید به قانون کشور احترام گذاشت…. شماداریدکارشکنیمی‌کنید. مناینجایکدفعهبا حدت گفتم کجا ما کارشکنی کردیم؟ طرف جا خورد و اون هم یک خورده تند شد و گفت رفقاتون ضد ما کار می‌کنند ما یک احضاریه فرستادیم دنیا رو شلوغ کردند. بهش گفتم خوب تقصیر خودتونه چه معنی داره من رو احضار می‌کنید! گفتم عملکردتون دشمن سازه به چه حساب من رو احضار کردید؟! گفت خوب کارت داریم چکار کنیم؟ گفتم به من چه برید یکی دیگه رو پیدا کنید!! گفت چرا افرادتون علیه ما دروغ می‌گن گفتم مگه افراد شما دروغ نمی‌گن؟ گفت کجا؟ گفتم تو گوگل سرچ کن پسر نوح عکس‌های سید حسن خمینی در میاد!! گفت ملاک ما امام خمینیه گفتم مگه سید حسن جزو نظام نیست!!

سوال اینجاست که چه اتفاقی افتاده است که این جریان که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارد چرا چنین از آقای سید حسن خمینی حمایت می‌کند؟

یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع

ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی­ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می ­گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت­های جریان شیرازی­ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی­های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می­کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳

عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

 

بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران بود

عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.

با این وصف حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.

این در حالی بود که سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه

خانواده شیرازی‌ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند ایشان علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم کردند که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال می‌دهند. این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله به شخص مقام معظم رهبری قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.

برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!

سید صادق برادر کوچک‌تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان شیرازی‌ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب اسلامی ایران و شخص حضرت امام خمینی و نیز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امری است که ایشان هیچ واهمه‌ای از ابراز علنی آن حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند.

برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی علیه شخص رهبری و مجموعه فحش‌های رکیک وی نسبت به رهبری نظام هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی ایران و رهبری در سرتاسر دنیا، هیچ‌کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته‌اند.

سید مجتبی شیرازی برادر سید صادق و فحاش به مقام معظم رهبری- پدر زن یاسر الحبیب»

این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی است). علی‌رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت‌الله سیستانی، مکارم شیرازی و رهبری و…توسط یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه‌ ماهواره‌ای منتسب به شیعه، جریان شیرازی‌ها به هیچ‌وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.

۱۳شبکه با هزینه‌های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و…اشارهکردکهدرایاممحرمباتبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!

آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه ­های یکی از این شبکه‌ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»

نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با سرچ کلمه Muharram در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر شعائر حسینی از این دست هستند!

دکتر تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و خرافه پراکنی در مذهب تشیع می‌نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‌کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‌کنند. تاجایی که انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‌های عزاداری –در کربلا- تقسیم می‌کردند.»

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳

این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

به گزارش پایگاه 598، یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید قم به نام شیرازی شکل گرفته است.

سایت تحلیلی «خط امام» در گزارش مبسوطی به بررسی نحوه فعالیت این جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­های مذهبی دنبال می­کند. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراتوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را می‌بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد.

این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. تکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.

راهکار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیرسیاسی است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل سیاسی است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ها و نظام اسلامی هستند.

در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و اندیشه­های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:

از نمازخواندن پشت امام تا مقابله با انقلاب اسلامی

آیت‌الله سید محمد شیرازی برادر بزرگ‌تر شیرازی‌هاست که از همان ابتدای مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت‌الله شیرازی هنگام ورود امام به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از امام خواست که به جای او در صحن امام حسین نماز جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت‌الله شیرازی از سوی کربلایی‌ها این روابط تیره و سرد شد.

در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام سید محمد شیرازی در استقبال از امام گفته شده است: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (ع) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می‌کرد: «ترفوف رایه­الاسلام بید آیه الله الخمینی»

«سید محمد شیرازی نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود امام به کربلا»


در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا (ع) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد…پساززیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد شیرازی به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.»

آیت‌الله خویی: کار این سید، شبهه‌ناک است

البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این آیت‌الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد سید محمد شیرازی را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.

آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله‌ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه‌دار شد…مرحومآیت‌اللهالعظمیسیدابوالقاسمخوییدرجواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.

سید محمد شیرازی که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به رهبری امام خمینی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقلابیون دانست!

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳

(برگرفته از وصیتنامه حضرت امام ره)

  • ما مفتخریم و ملت عزیز سرتا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبى است که مى خواهد حقایق قرآنى که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم مى زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودى که بر پاى و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوى فنا و نیستى و بردگى و بندگى طاغوتیان مى کشاند، نجات دهد.

  • ما مفتخریم که پیرو مذهبى هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالى بوده و امیرالمؤمنین على بن ابیطالب این بنده رها شده از تمام قیود، ماءمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است.

  • ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترین کتاب رهایى بخش بشر است و دستورات معنوى و حکومتى آن بالاترین راه نجات است ، از امام معصوم ما است .

  • ما مفتخریم که ائمه معصومین از على بن ابیطالب گرفته تا منجى بشر حضرت مهدى صاحب زمان علیهم آلاف التحیات والسلام که به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.

  • ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد مى خوانند از ائمه معصومین ما است . ما به مناجات شعبانیّه امامان و دعاى عرفات حسین بن على علیهماالسّلام و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد و صحیفه فاطمیّه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضیّه است از ما است .

  • ما مفتخریم که باقرالعلوم بالاترین شخصیت تاریخ است و کسى جز خداى تعالى و رسول صلى اللّه علیه و آله و ائمّه معصومین علیهم السلام ، مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ما است .

  • ما مفتخریم که مذهب ما جعفرى است که فقه ما که دریاى بى پایان است یکى از آثار اوست و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین علیهم صلوات اللّه و متعهد به پیروى آنانیم .
  • ما امروز مفتخریم که مى خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا مى کنند.

  • ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خُرد و کلان در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.

  • کدام افتخار بالاتر و والاتر از اینکه آمریکا با همه ادّعاهایش و همه ساز و برگهاى جنگى اش و آن همه دولتهاى سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهاى بى پایان ملتهاى مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیة اللّه ارواحنا لمقدمه الفداء آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمى داند به که متوسل شود و رو به هر کس مى کند جواب رد مى شنود.
نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳

ما مفتخریم که مذهب ما «جعفرى» و فقه ما که دریاى بی‌پایان است، یکى از آثار اوست. و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین -‌علیهم صلوات اللَّه- و متعهد به پیروى آنانیم.

ما مفتخریم که ائمه معصومین ما -‌صلوات اللَّه و سلامه علیهم- در راه تعالى دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکى از ابعاد آن است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازى حکومت‌هاى جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم که می‌‏خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگِ سرنوشت‏‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می‌‏کنند.

ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه‏‌هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند؛ و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامى که براى دفاع از اسلام و کشور اسلامى از واجبات مهم است شرکت، و از محرومیتهایى که توطئه دشمنان و ناآشنایى دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتى که دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و بعضى آخوندهاى بی‌‏اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌‏اند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندى که دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمی‌‏آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می‌‏لرزاند، اشتغال دارند. و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگوارى زینب‏‌گونه -‌علیها سلام اللَّه- فریاد می‌‏زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خداى تعالى و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر؛ و می‌‏دانند آنچه به دست آورده‏‌اند بالاتر از جنات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.

(وصیتنامه سیاسی-الهی امام،صص 7 و 8)

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۳

من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت میخواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى نه به نقطه‌هاى خیالى، آنچه لازم است این است .

بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دى‌؛ در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میکنم به همه‌ى برادران، خواهران، علماى محترم، جوانان عزیز و تبریک عرض میکنم میلاد مسعود نبىّ معظّم و مکرّم اسلام و امام صادق (علیه‌الصّلاةوالسّلام) را به همه‌ى شما و همه‌ى ملّت ایران و به همه‌ى امّت اسلامى.

 آنچه در درجه‌ى اوّل به‌مناسبت نوزدهم دى ماه که یک روز تاریخى و بزرگ و تعیین‌کننده است، لازم است عرض بکنم تشکّر از مردم عزیز قم است، به‌خاطر اینکه نگذاشتند و نخواهند گذاشت که این حادثه به دست فراموشى سپرده بشود؛ چون انگیزه‌هایى وجود دارد براى فراموش کردن و در طاق نسیان گذاشتن(۱) این روزهاى بزرگ و این حوادث بزرگ؛ کار میکنند و تلاش میکنند براى اینکه سوابق تعیین‌کننده و عموماً افتخارآمیز براى انقلاب و دوران دفاع مقدّس و امثال اینها، فراموش بشود. نهم دى را هم میخواهند به فراموشى بسپرند. حادثه‌ى عاشوراى حسینى را هم ستمگران و ظالمان میخواستند نگذارند باقى بماند، زینب کبرا (سلام‌الله‌علیها) نگذاشت. دو حرکت عمّه‌ى ما - زینب کبرا (علیهاالسّلام) - انجام داد: یک حرکت، حرکت اسارت بود به کوفه و شام و آن روشنگرى‌ها و آن بیانات که مایه‌ى افشاى حقایق شد؛ یک حرکت دیگر، آمدن به زیارت کربلا در اربعین بود؛ حالا اربعین اوّل یا دوّم یا هرچه. این حرکت به معناى این است که نباید اجازه داد که انگیزه‌هاى خباثت‌آلودى که قصد دارند مقاطع عزیز و اثرگذار و مهم را از یادها ببرند، موفّق بشوند؛ البتّه موفّق هم نخواهند شد. تا ملّتها زنده‌اند، تا زبانهاى حق‌گو در کار است، تا دلهاى مؤمن داراى انگیزه هستند، نخواهند توانست این را به فراموشى بسپرند؛ همچنان‌که نتوانسته‌اند. این انگیزه‌هاى معاند و معارض در صدر اوّل تا دورانهاى طولانى باقى بود؛ یعنى متوکّل عبّاسى بعد از حدود ۱۷۰ یا ۱۸۰ سال از حادثه‌ى عاشورا، درصدد برآمد قبر مطهّر اباعبدالله (علیه‌السّلام) را تخریب کند؛ یعنى ملّت ایران حالاحالاها باید منتظر باشد که دشمنان به کارها و فتنه‌ها و خباثتهاى خودشان براى اینکه زیبایى‌هاى انقلاب از یاد برود ادامه بدهند. دشمن دست بر نمیدارد؛ تا انقلاب را یا تحریف کنند یا به دست فراموشى بسپرند و کارى کنند که ملّت حرکت خود، سابقه‌ى خود و کار بزرگى را که کرده است فراموش کند، دچار نسیان و غفلت بشود؛ کسى که گذشته‌ى افتخارآمیز خود را نمیداند، نمیتواند در آینده هم حوادث افتخارآمیز براى خودش درست کند، این تلاش را دشمنان دارند میکنند.

 نوزدهم دى را شما زنده نگه داشتید، بیست‌ونهم بهمن را زنده نگه داشتید، بیست‌ودوّم بهمن را زنده نگه داشتید، نهم دى را - که یک حادثه‌ى مشابه بود - با انگیزه‌هاى مشخّص زنده نگه داشتید؛ این یک حرکت مجاهدت‌آمیز در مقابل دشمنان است، آنها میخواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله میبیند که دشمنان چه‌کار دارند میکنند؛ امروز اینها سعى میکنند چهره‌ى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را - رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ایران را آن‌جور دچار مشکلات عظیم کردند - بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعى مى‌شود [توسّط ]همان جبهه‌ى مقابل نظام اسلامى. پشتیبانها همان کسانى هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمى که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفادارى این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روى‌گردان کنند، نتوانستند. نسل سوم انقلاب را نتوانستند از انقلاب روى گردان کنند. نهم دى را همین جوانها، همین نسل سوّم انقلاب به راه انداختند؛ آن حادثه‌ى عظیم را به‌وجود آوردند؛ آن سیلى محکم را به‌صورت کسانى نواختند که سعى‌شان این بود که مسیر حرکت اسلامى را با ایجاد فتنه منحرف بکنند؛ این کار را چه کسى کرد؟ جوانها کردند، نسل سوّم انقلاب کردند. امروز چشم دوختند به نسلهاى بعدى، به جوانهاى بعدى، چون میدانند سرمایه‌ى ملّت ایران مردمند. این انگیزه‌ها در آنها وجود دارد؛ تا وقتى شما جوانهاى خوب و مردم مؤمن در میدان هستید، باانگیزه هستید، با بصیرتید، آگاهید که چه کار دارید میکنید، البتّه نخواهند توانست.

 خب، نوزدهم دى چه بود؟ همه میدانند که نوزدهم دى مبدأ یک حرکت عمومى در میان ملّت ایران شد. این آتش، زیر خاکستر بود، روزبه‌روز هم گسترش پیدا میکرد، امّا بُروز آن و شعله‌ور شدن آن، از نوزدهم دى شد، به‌دست قمى‌ها شد؛ بعد منتهى شد به حرکتهاى گوناگون؛ و ملّت ایران یکپارچه وارد میدان شدند، لبّیک گفتند به امام عزیز و شجاع و الهى و معنوى‌شان و گلاویز شدند با رژیم فاسد. این رژیمى که ملّت با آن گلاویز شد، چه بود؟ چه کسى بود؟ این خیلى مهم است. دو سه خصوصیّت را من عرض میکنم؛ چون عرض کردم امروز انگیزه‌ها وجود دارد براى تحریف، یعنى سعى میکنند چهره‌ى خبیث‌ترین و زشت‌ترین و سیاه‌روترین عناصر حُکّام تاریخىِ اواخر این ملّت را به شکلى آرایش کنند که حقیقت براى مردم مکشوف نشود و نفهمند با این انقلاب چه کردند.

یکى از خصوصیّات آن رژیم فاسد، دیکتاتورىِ سیاه و خفقان عجیب علیه مردم، با قساوت‌آمیزترین روشها [بود] که ممکن است در جاهاى دیگرى از کشورها هم وجود داشته باشد. در اینجا خود ما از نزدیک مشاهده کردیم که چه میکردند و چه رفتارى داشتند با آحاد مردم؛ هم در دوران رضاخان که گذشتگان ما، بزرگ‌ترهاى ما آن را دیده بودند و براى ما نقل کردند، هم در دوران اخیر، که خود ماها، آحاد مردم، در میدان بودیم. جوانها البتّه آن دوران را ندیدند. حرفهاى فراوان و موثّق [وجود دارد] از آنچه اینها با مردم، با مبارزین و با کسانى که انتقاد داشتند - ولو انتقادهاى اندک - داشتند انجام میدادند؛ رفتارهایى که اینها میکردند، آن شکنجه‌ها، آن فشارهاى عجیب و غریبِ جسمى و روحى، آن زندانهاى مخوف، که امروز برخى از نشانه‌هاى آنها هست که افراد میروند مى‌بینند تعجّب میکنند. یکى از کارها این بود، اینها با قدرت زور و استبداد و فشار بر مردم، حکومت خودشان را ادامه میدادند؛ و همین کسانى که امروز دَم از حقوق بشر میزنند و این ادّعاهاى رسوا را مرتّب، پى‌درپى تکرار میکنند، با همه‌ى وجود طرف‌دار اینها بودند؛ نمیشود هم گفت خبر نداشتند، چرا! دستگاه جهنّمى ساواک را خود صهیونیست‌ها و خود آمریکایى‌ها و سیاى آمریکا به‌وجود آورده بودند، روشها را آنها بهشان یاد داده بودند، چطور ممکن بود خبر نداشته باشند. حالا که اخیراً معلوم شد خود اینها هم دچار یک‌چنین مشکلات عظیمى هستند؛ این افشاگرى‌هایى که در این اواخر انجام گرفت نسبت به رفتار سازمانهاى جاسوسى آمریکا با مخالفین و معاندین، اینها کجا، سخن از آزادى بیان و لیبرالیسم و دموکراسى و اعتناى به حرف مردم کجا! (۲) اصلاً عالم عجیبى است! در کشور ما، آن رژیم خبیث، یکى از خصوصیّاتش این بود: شدّت‌عمل، قساوت کامل نسبت به هرکسى که اندک‌اعتراضى به آنها داشت و مطّلع میشدند.

 خصوصیّت دوّم، وابستگى ذلّت‌آمیزى بود که اینها به قدرتهاى خارجى داشتند. حالا در این کتابهایى که براى تبرئه و بى‌گناه نشان دادن رژیم خبیث پهلوى مینویسند، این را منکر میشوند، که ‌[البتّه‌] قابل انکار نیست. رضاخان به دستور انگلیسى‌ها آمد، به دستور انگلیسى‌ها هم رفت؛ بمجرّد اینکه انگلیسى‌ها پیغام دادند که باید برود، بعد از هفده هجده سال سلطنت، ناچار [رفت‌]؛ یعنى پشتیبان دیگرى نداشت؛ آنها او را آورده بودند، حالا هم لازم میدانستند او برود، رفت؛ به دستور انگلیسى‌ها آمد، به دستور انگلیسى‌ها رفت. بعد هم که محمّدرضا را انگلیسى‌ها سرِ کار آوردند تا آخر دهه‌ى ۲۰، از اوایل دهه‌ى ۳۰ آمریکایى‌ها وارد میدان شدند، همه‌ى امور را قبضه کردند و در اختیار گرفتند؛ سیاستها سیاستهاى آمریکا [بود]؛ آنچه منافع آمریکا ایجاب میکند، چه در رفتار داخلى، چه در رفتار منطقه‌اى، چه در رفتار بین‌المللى؛ عیناً آنچه آنها لازم میدانستند؛ یعنى یک تحقیر عظیم ملّت ایران. این یکى از خصوصیّات آن رژیم خبیث این بود. اینکه شما مى‌بینید آمریکایى‌ها با چه لجى، با چه دشمنى و بغضى به ملّت ایران و به انقلاب اسلامى و به نظام اسلامى نگاه میکنند؛ به‌خاطر این است. اینها یک چنین دورانى را گذراندند؛ چنین کشورى، چنین نظامى از دست آنها رفته است؛ لذا دشمنى آنها با انقلاب تمام‌شدنى نیست.

 خصوصیّت سوّم این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همه‌ى دربارى‌ها و دوروبرى‌ها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرم‌آور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجى‌ها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالى‌ترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرى‌هایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگ‌ترین رشوه‌ها، بدترین دست‌اندازى‌ها، خباثت‌آلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت به‌وجود مى‌آمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى به‌وسیله‌ى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران به‌وجود آمد و اتّفاق افتاد. یکى از خواهرهاى محمّدرضا را در فرودگاه سوئیس با چمدان پر از هروئین، پلیس سوئیس دستگیر کرد! [خبر آن در] همه‌ى دنیا پیچید، منتها زود ماست‌مالى کردند؛ خب مربوط به خودشان بود؛ قضیّه را برطرف کردند، گره را باز کردند؛ یک‌چنین وضعیّتى [بود].

 بى‌اعتنائى به مردم؛ ازجمله‌ى خصوصیّات مهمّ رژیم طاغوت بى‌اعتنائى به مردم بود؛ مردم به‌هیچ‌قیمت به‌حساب نمى‌آمدند. ما در دوران عمرمان، در دوران جوانى در رژیم گذشته، یک بار هم نه در انتخاباتى شرکت کرده بودیم، نه از مردم کوچه و بازار معمولى مى‌شنیدیم که شرکت کنند؛ انتخاباتى وجود نداشت. در یک برهه‌اى خیلى صریح، در یک برهه‌اى کمتر صریح، دخالتهاى آنها بود؛ یک مشت مزدور را میبردند، مى‌نشاندند آنجا و به‌وسیله‌ى آنها در مجلس شورا و مجلس سناکار خودشان را انجام میدادند. مردم اصلاً نمیدانستند چه کسى در رأس کار است؛ اصلاً رابطه‌ى بین مردم و حکومت قطع بود. آگاهى مردم، اطّلاع مردم از مسائل کشور، از مسائل سیاسى که شما امروز مى‌بینید، این درست نقطه‌ى مقابل آن چیزى است که آن روز وجود داشت؛ رژیم خبیث بکل منقطع بود با آحاد مردم.

بى‌اعتنائى به پیشرفت علمى، ترویج خودکم‌بینى ملّى و بزرگنمایى غربى؛ حالا کار علمى که پیشرفت نمیکرد، حرکت علمى به معناى واقعى کلمه که اصلاً وجود نداشت، در رسانه‌ها ذائقه‌ى مردم را به واردات عادت دادند که این عادت متأسّفانه تا امروز باقى است. عادات طولانى‌مدّتى که براى مردم به‌وجود مى‌آید، به‌آسانى از بین نمیرود. اینها به جاى کشاندن کشور به سمت احیاى تولیدات داخلى و منابع حقیقى یک ملّت، مردم را با پول نفت عادت دادند به واردات؛ ذائقه‌ى مردم را عوض کردند؛ کشاورزى کشور را نابود کردند، صنایع واقعى و ملّى کشور را از بین بردند، کاملاً کشور را وابسته کردند به خارج و به دشمنان این ملّت. ملّت را تحقیر کردند، توانایى‌هاى ملّت را دستِ‌کم گرفتند، به زبان آوردند، فرهنگ غربى را بزرگنمایى کردند؛ یک رژیم هفت‌جوشِ(۳) خبیثِ جامعِ همه‌ى بدى‌ها. خب، مردم هم احساس میکردند؛ ملّت ایران ملّت باهوشى است، حقایق را میفهمند، احساس میکنند، منتها یک دستى لازم است، یک صداى رسایى لازم است، یک دل مؤمنى لازم است که دیگران را وارد به میدان مبارزه کند؛ مبارزات گوشه و کنار بود، اینکه مردم بیایند وارد میدان بشوند، این کار یک مرد الهى بود که خداى متعال این مرد الهى را به مردم داد؛ امام بزرگوار ما همان فریادى شد که همه‌ى خواسته‌هاى مردم را در خود جمع داشت؛ مردم هم پاسخ گفتند، اجابت کردند، جان دادند، فداکارى کردند، وارد میدان شدند؛ ملّت با چنین رژیمى گلاویز شد و پیروز شد.

 علّت دشمنى دشمنان با نظام اسلامى در درجه‌ى اوّل همین است که در یک نقطه‌ى حسّاس، در یک کشور ثروتمند، در یک کشورِ از لحاظ موقعیّت راهبردىْ فوق‌العاده مهم - که اینها توانسته بودند یک رژیم دست‌نشانده‌ى فاسد متّصل و مرتبط به خودشان را در آنجا احیا کنند و تقویت کنند - در یک چنین جایى، اسلام، ملّت، آرمانهاى مردمى، آمده است و جایگزین شده است؛ اعتنائى به خواستهاى دشمنان ندارد؛ درست در جهت مقابل آن جهاتى که آن رژیم حرکت میکرد حرکت میکند. بزرگ‌ترین خدمتِ حرکت اسلامى و انقلاب اسلامى این بود که مردم را از شرّ آن رژیم خلاص کرد. همه‌ى آنچه بعداً پیش آمده است تا امروز، این عزّت ملّى، این حرکت عظیم مردمى، این آگاهى و بصیرت عمومى، این پیشرفت علمى، این جایگاه برجسته‌ى ایران در جهان و در منطقه، اینها همه و همه به‌خاطر این است که آن مانع بزرگ از پیش پاى ملّت برداشته شد؛ و این را مردم انجام دادند؛ این را دین انجام داد؛ این را اعتقادات انجام داد.

 امروز جبهه‌ى استکبار در تلاش و معارضه‌ى با این نظام است؛ هیچ‌کس تصوّر نکند که دشمن از دشمنى چشم میپوشد؛ نه، آن‌وقتى که شما قوى باشید، آن‌وقتى که شما آماده باشید، آن‌وقتى که شما دشمن را و ترفندهاى دشمن را بشناسید، دشمن بناچار از دشمنى دست خواهد کشید؛ آن‌وقتى که شما دچار غفلت باشید، به دشمن اعتماد کنید، آن‌وقت دشمن فرصت پیدا خواهد کرد که مقاصد خود و هدفهاى خود را در کشور به‌وجود بیاورد. فشارى که امروز از ناحیه‌ى استکبار بر ملّت ایران وارد میشود، ناشى از همان دشمنى عظیم و تمام‌نشدنى است؛ دشمنى تمام‌نشدنى است. ملّت ایران در مقابل این دشمنى ایستاده است، مقاومت کرده است، نظام جمهورى اسلامى را حفظ کرده است، راه خود را به سمت آرمانها دارد پیش میبرد؛ على‌رغم حرفهاى نسنجیده و غلطى که در مورد بى‌توفیقى ملّت ایران در این راه گاهى بر زبانها جارى میشود، ملّت ایران توفیقات بسیار بزرگى تا امروز به دست آورده است. ملّت ایران راه را خوب طى کرده است، ملّت ایران توانسته است در مقابل فشارهاى دشمن مقاومت کند، توانسته است خود را حفظ کند، توانسته است رشد کند، توانسته است خود را به آرمانها نزدیک کند.

 ما همیشه میگوییم، بارها گفتیم که ما نتوانستیم خواسته‌هاى اسلام را به‌طور کامل تحقّق ببخشیم، این قطعى است؛ امّا ما راه زیادى در این زمینه طى کردیم. ما نتوانستیم عدالت اجتماعى را به‌طور کامل در این کشور به‌وجود بیاوریم امّا خیلى از راه را جلو آمدیم. نباید اینها ندیده گرفته بشود. یک‌روزى همه‌ى ثروت این کشور صرف تعدادى خانواده‌هاى اشرافى [مى‌شد] و احیاناً سرریز آن به چند شهر بزرگ میرسید؛ امروز اقصى‌ نقاط کشور برخوردار از خیرات این کشورند. این حرکت عظیم، حرکت به سمت عدالت اجتماعى، حرکت به سمت اخلاق اسلامى ‌[وجود دارد]. حالا میشنویم گاهى اوقات راجع به اخلاق حرف زده میشود، انتقاد میکنند؛ بله؛ با آن اخلاق اسلامى مطلوب، امروز ما فاصله داریم، در این شکّى نیست؛ امّا ما خیلى پیش رفتیم، راه زیادى را ملّت ایران طى کردند، اینها را ندیده نگیرند. پیشرفتهاى علمى را بعضى‌ها نابخردانه انکار میکنند؛ چرا انکار میکنید؟ این ملّت پیشرفت علمى کرده است، اینکه ادّعاى ما نیست، این را دشمنان ما، پایگاه‌هاى علمى بین‌المللى دارند شهادت میدهند؛ آن‌وقت یک عدّه‌اى بیایند انکار کنند، ملّت را تحقیر کنند؛ اینها خطا است، ندیدن آن حرکت عظیم و پیشرفت بزرگى که نظام مقدّس اسلامى براى این کشور پیش آورده است، بى‌انصافى است، خطا است. بله، البتّه راه طولانى‌اى در پیش داریم؛ ما به آرمانهایمان هنوز نرسیده‌ایم؛ آرمانهاى اسلامى خیلى بالاتر از این حرفها است. در صدر اسلام هم همین حرکت وجود داشت؛ آنجا هم میانه‌ى راه بودند. شما خیال نکنید در صدر اسلام، در زمان پیامبر مکرّم و خلفاى آن حضرت، مردم به نهایت آرمانها رسیدند؛ نه، مهم این است که یک کشور حرکت بکند؛ ملّت ما در حال حرکت است. این حرکت را با حرفهاى نسنجیده، با اظهارات ناپخته و غلط خراب نکنند. کارى نکنند که در ملّت از این حرکت عظیمى که شروع کرده است و با امید دارد پیش میرود، تردید ایجاد کند. ملّت پیش رفته است؛ کارهاى بزرگى انجام گرفته است؛ این را دنیا دارد شهادت میدهد. کسانى که از کشورهاى دیگر مى‌آیند، آنها دارند شهادت میدهند؛ زبان به تحسین ملّت ایران را فقط ما باز نکردیم، مخالفین ما هم باز کردند، دشمنان ما هم باز کردند. ملّت ایران دارد تحسین میشود به‌خاطر اقتدارش، به‌خاطر ایستادگى‌اش، به‌خاطر استعدادش، به خاطر توفیقات بزرگى که در این راه به دست آورده است؛ تحسین میکنند ملّت ایران را.

 امروز آن چیزى که لازم است براى ملّت ما، اوّلاً اتّحاد و اتّفاق ملّى است. دودسته کردن مردم، جدا کردن مردم، شعارهاى تفرقه‌انگیز دادن میان مردم - به هر عنوانى - خطا است؛ این بر ضدّ منافع ملّت ایران و بر ضدّ آرمانهاى ملّت ایران است. اتّحاد و اتّفاق. مردم مسئولین را کمک کنند، دولت را کمک کنند.

دولتى‌ها هم بدانند که آنچه میتواند آنها را بر انجام وظیفه‌ى خودشان قادر کند تکیه بر نیروى داخلى است؛ تکیه بر نیروى مردم است. من بارها این را عرض کردم در جلسات عمومى و همچنین در جلسات خصوصى با مسئولین دولتى، نگاهشان به دست بیگانه نباشد. بله، امروز دشمنان براى ملّت ایران با تحریم مشکل درست کردند؛ خب، حالا اگر آمدند شرط برداشتن تحریم را یک چیزى قرار دادند که شما غیرتت نمیگنجد که آن را انجام بدهى؛ چه کار میکنید؟ شرط میگذارند دست از اسلام بردارید، دست از استقلال بردارید، دست از حرکت به سوى علم بردارید، دست از فلان پدیده‌ى افتخارآمیز بردارید تا ما تحریم را برداریم؛ شما چه کار میکنید؟ قطعاً قبول نمیکنید. یقیناً هیچ مسئولى در کشور قبول نمیکند که شرط برداشتن تحریمها، مثلاً فلان مسئله‌ى اساسى و فلان مسئله‌ى آرمانى باشد. البتّه دشمن فعلاً نمى‌آید با آرمانها، معارضه‌ى صریح بکند؛ چرا، اگر ما عقب‌نشینى کردیم، به‌صراحت هم میرسد؛ امّا امروز این‌جور نیست که دشمن صریح بیاید با آرمانها معارضه بکند و شرط قرار بدهد لکن باید هوشیار بود؛ فهمید که این پیشنهاد، این حرف، این اقدام ازسوى دشمن با چه هدفى دارد انجام میگیرد. خب، هیچ مسئولى معلوم است که راضى نیست و موافق نیست که در مقابلِ دشمنان کوتاه بیاید و براى اینکه مثلاً تحریمها برداشته بشود یا کم بشود، از آرمانها دست بردارند؛ خیلى خب، حالا که این‌جور است، پس شما بیایید کارى کنید که کشور در مقابل تحریمها مصونیّت پیدا کند؛ اقتصاد مقاومتى یعنى این. فرض را بر این بگذارید که دشمن، برداشتن تحریم را متوقّف به چیزى میکند که شما حاضر نیستید آن را قبول کنید - این‌جور فرض کنید قضیّه را - کارى کنید که تحریم بى‌اثر بشود. بارها ما گفته‌ایم کارى کنید که وابستگى مالى کشور به نفت کم و کم و کمتر بشود؛ خب، شما ملاحظه میکنید در ظرف مدّت کوتاهى قیمت نفت را به نصف میرسانند. وقتى ما وابسته به نفت باشیم، مشکل براى ما درست میشود؛ این فکر را باید کرد. ازجمله‌ى بزرگ‌ترین مسئولیّتهاى مسئولین کشور همین است که کارى کنند اگر دشمن دلش نخواست تحریم را بردارد، به رونق کشور و پیشرفت کشور و رفاه مردم ضربه‌اى وارد نشود؛ راه آن چیست. راه آن این است که مراجعه کنیم به درون کشور، به درون ملّت، از نیروهاى درونى کشور استفاده کنیم و راه‌هایى وجود دارد؛ آدمهاى صاحب‌نظر، آدمهاى کارشناس و بااخلاص، گواهى میدهند که راه‌هایى وجود دارد که انسان بتواند به خودش متّکى باشد. این وظیفه‌ى مسئولین کشور و مسئولین دولتى است، چشم ندوزند به دست بیگانه؛ بیگانه یک‌وقت مایل است فشار وارد بیاورد، شما هرچه عقب‌نشینى کنید، مى‌آیند جلو؛ هرچه شما یک قدم عقب بروید، آنها یک قدم مى‌آیند جلو؛ دستگاه استکبار، دستگاه ترحّم و انصاف و انسانیّت و ملاحظه که نیست؛ هرچه شما عقب بروید، آنها جلو مى‌آیند. فکر اساسى بکنید.

 فکر اساسى این است که کارى کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راه‌هایى هست، کارهایى هست که میشود کرد؛ بعضى را هم کرده‌اند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ میشود کارهایى کرد؛ میشود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر این‌کار را نکردى تحریم باقى میماند» [فایده‌اى ندارد]؛ کمااینکه آمریکایى‌ها با کمال وقاحت دارند میگویند «اگر در قضیّه‌ى هسته‌اى ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند میگویند. این نشان‌دهنده‌ى این است که به این دشمن نمیشود اطمینان کرد نمیشود اعتماد کرد. من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت میخواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى نه به نقطه‌هاى خیالى، آنچه لازم است این است. خب، مسئولین کشور بحمدالله مشغولند، تلاش میکنند، کار میکنند، بنده هم عقیده‌ام این است که همه باید به دستگاه‌هاى مسئول کمک کنند، به دولت همه باید کمک کنند؛ چون کار سخت است، دشوار است. دولتى‌ها هم مراقب باشند، دودستگى در مردم به‌وجود نیاورند، حاشیه‌سازى نکنند، بعضى حرفهاى غیرلازم مطرح نشود؛ این یکپارچگى مردم ما، این همّت بلند مردم ما، این ایمان مردم ما، درست مورد استفاده قرار بگیرد، ان‌شاءالله راه این کشور باز بشود.

 من به شما عرض میکنم، همچنان‌که امروز با اوّل انقلاب ما از زمین تا آسمان تفاوت کردیم - ما خیلى پیش رفتیم، ما با بیست سال پیش هم تفاوت کردیم، با ده سال پیش هم تفاوت کردیم، جلو رفتیم - مطمئناً ملّت ایران این راه افتخارآمیز را روزبه‌روز جلو خواهد رفت و ملّت ایران، همین شما جوانها به توفیق الهى، به فضل پروردگار خواهید دید آن روزى را که دشمنان مستکبر گردنکشِ ظالم پُرروى شما، در مقابل شما مجبور به خضوع و خشوع بشوند.

 رحمت خداوند بر امام بزرگوارمان که راه ایستادگى و توکّل به خدا و بصیرت را در مقابل پاى ما گذاشت، رحمت خدا بر شهیدان عزیزمان که در این راه حرکت کردند و رحمت خدا بر شما عزیزان، جوانان، انسانهاى پُرانگیزه که این راه را تا امروز ادامه دادید.

والسّلام‌علیکم‌ورحمةالله‌وبرکاته‌

۱) فراموش کردن

۲) اعتراف رئیس جمهور آمریکا و معاون وقت رئیس جمهور سابق این کشور به شکنجه‌ى زندانیان در سازمان سیا.

۳) حیله‌گر

منبع:  پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ آثار مقام معظم رهبری

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳

پیام روشنگرانه ی امام خمینی به میخاییل گورباچف، بیانگر عمق بینش و تفکر معمار انقلاب نسبت به مسایل سیاسی و بین المللی است؛ نامه ای که امام در آن عاقبت توسل به دنیای مادی را یادآور شدند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، حزب کمونیست روسیه (بلشویک ها) به رهبری ولادیمیر لنین، با بهره گیری از هرج و مرج و خلأ قدرتی که در روسیه ایجاد شده بود، در اکتبر 1917 میلادی حکومتی کمونیستی را در شوروی ایجاد کرد. شوروی و ارتش سرخ که با ایفای نقشی سرنوشت ساز در جنگ جهانی دوم توانستند آلمان را شکست دهند، از آن پس به عنوان ابرقدرتی بزرگ در دوره ی جنگ سرد به جهانیان معرفی شدند.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و گسترش تفکر نجات بخش اسلام سبب نمایان شدن راه سعادت و حقیقت در جهان، به خصوص کشورهای در حال توسعه شد. امام خمینی که طراح و معمار این اندیشه ی حیات بخش بود با آگاهی و جهان بینی سیاسی و الهی، تمامی رویدادها و تحول های بین المللی را رصد و پیگیری می کرد.

امام خمینی در یازدهم دی 1367 هجری خورشیدی هنگامه یی که همگان اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان یکی از 2 ابرقدرت بزرگ و مطرح جهان می شناختند و تصور فروپاشی آن را در سر نمی پروراندند؛ در نامه ای تاریخی به میخاییل گورباچف آخرین رییس جمهوری این کشور، با برشمردن نشانه های از هم پاشیده شدن نظام مارکسیستی، مکتب اسلام و یکتاپرستی را به عنوان تنها راه نجات بشر عنوان کرد.

امام در این نامه لزوم تجدیدنظر در سیاست «خدا زدایی» و «دین زدایی» را در این کشور یادآور شد و فرمود:

«جناب آقای گورباچف! صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی... از آنجا که پس از روی کار آمدن شما چنین احساس می شود که جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصا در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته اید و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشا تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم... اولین مساله ای که مطمئنا باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدا زدایی» و «دین زدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدیدنظر نمایید و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست.»

امام در ادامه یادآور شدند: «...امروز اگر مارکسیسم در روش های اقتصادی و اجتماعی به بن بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسایل، البته به شکل دیگر و نیز در مسایل دیگر گرفتار حادثه است. باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهند کشید... برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی و با مادیت نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد... از شما جدا می خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید...»

شماری از مسوولان وقت، وظیفه ی رساندن پیام امام را به گورباچف برعهده گرفتند و ادوارد شوارد نادزه وزیر امور خارجه وقت شوروی، پس از هشت هفته، در هفتم اسفند 1367 هجری خورشیدی پاسخ رسمی گورباچف را در تهران تسلیم امام خمینی کرد.

گورباچف در این پاسخ، ضمن استقبال و تشکر از پیام امام، خواستار گسترش همکاری های 2 کشور در تمامی زمینه ها شده بود، اما آنچه که از متن نامه ی گورباچف استنباط می شد، آن بود که وی ابعاد معنوی پیام امام را درک نکرده است. زیرا در این پاسخ، او تنها به توصیف اقدام های خود در جهت ترویج آزادی های سیاسی و اشاره به دستاوردهای اقتصادی کمونیسم پرداخته بود.

حکومت کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی 2 سال پس از نامه ی تاریخی امام در بیست و پنجم دسامبر 1991 میلادی به صورت رسمی در هم شکست و فروپاشید.

چند سال بعد گورباچف همزمان با سالگرد رحلت امام خمینی در 1378 هجری خورشیدی در گفت و گویی در مسکو از اینکه هشدارهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را نادیده گرفته بود، اظهار تاسف کرد و پیام ایشان را برای همه اعصار برشمرد و امام را متفکری دلسوز برای سرنوشت جهان خواند و یادآور شد: «اگر ما پیشگویی های آیت الله خمینی را در آن پیام جدی می گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم.»

منبع: ایرنا

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۳

ولی امر مسلیمن جهان حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی):

آنکس که ندای تفرقه بین شیعه و سنی را سر می دهد و به بهانه مذهب می خواهد وحدت ملی را به هم بزند چه شیعه باشد و چه سنی مزدور دشمن است چه بداند و چه نداند .

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۳

رهبر انقلاب اسلامی گناه فتنه‌گران سال ۸۸ را نابخشودنی می‌دانند. ایشان طی چهار سال گذشته بارها به تشریح خطا وگناه فتنه‌گران سال ۸۸ پرداخته‌اند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR مجموعه این گناهان را در گزیده بیانات «۲۲ گناه نابخشودنی» برگرفته از بیانات حضرت آیت‌الله امام خامنه ای (مدظله العالی) تهیه و منتشر کرده است:

* پیش بردن جامعه به اغتشاش و نا امنی

هر کسی امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنی سوق بدهد، از نظر عامه‌‌ی ملت ایران انسان منفوری است؛ هر که میخواهد باشد. هر هدفی را که این ملت بخواهد به آن برسد، در سایه‌ی آرامش و امنیت خواهد رسید. ۱۳۸۸/۰۴/۲۹

* ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی از درون

 آن کسانی که میخواستند از درونِ این نظام، به نظام جمهوری اسلامی ضربه بزنند، نتوانستند موفق بشوند ۱۳۸۸/۰۵/۱۲

* ضربه به ملت و تلخ‌کردن کام مردم پس از شادی بزرگ مشارکت در انتخابات

اما در همین فرصت بزرگ، در همین شادی بزرگ، دستهائی به کار افتادند برای اینکه ضربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به ملت ایران بزنند

، دهانها را قدری تلخ کردند؛ اما نتوانستند آن کاری را که میخواهند، انجام بدهند. این هوشیاری شما ملت بود. این تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ما بود که بدانیم دشمن ما کمین کرده است. بعضی از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را مردود کرد ۱۳۸۸/۰۵/۱۲

* نابود کردن حادثه افتخار‌آمیز انتخابات پرشور ۸۸

هتک آبروی نظام در مقابل ملتها

ظلمی که به مردم شد، آن ظلمی که به نظام اسلامی شد، آن هتکی که از آبروی نظام در مقابل ملتها به وسیله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بعضی انجام گرفت، اینها همه را ندیده میگیرند...

مسئله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اصلی این است که مردم در یک حرکت عظیمی، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظیری حضور پیدا کردند و این رأی بالا را توی صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخی است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکی دو سال اخیر همین طور پی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درپی پیشرفتهای اقتصادی و علمی و سیاسی و امنیتی و بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی برای خودش کسب کرده بود، در یک مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عالی از امتیاز و آبرو قرار میدهد، بعد ناگهان مشاهده میکنیم یک حرکتی صورت میگیرد برای نابود کردن این حادثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی افتخارآمیز! مسئله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اصلی این است.

این جریان، چه پیشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، یک جریانی بود طراحی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده؛ تصادفی نبود. همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نشان میدهد که این جریان طراحی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده بود، حساب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده بود.

اینها صحنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردانهائی دارند، صحنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردانهائی هم پیدا خواهند کرد. ۱۳۸۸/۰۶/۰۴

* تهمت زدن به نظام اسلامی

 تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامی، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگتری است. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

* زمینه‌سازی برای آشوب و اغتشاش

توی همین قضایای بعد از انتخابات واقعاً غفلت بزرگی کردند. مردم را به خیابانها دعوت کردند؛ چرا نیروی فشار درست کردن. مأمنی درست میکنند برای آن کسی که میخواهد ایجاد آشوب و اغتشاش کند؛ اینها غفلتهاست. یعنی در سیاست، غفلتها گاهی مثل خیانتها خیلی ضربه میزند.  ۱۳۸۸/۱۱/۱۳

* تکذیب و تهمت به نظام

خدشه به رأی مردم و نفی آن

در این فتنه‌های بعد از انتخابات، آن چیزی که اساس قضیه است، این است که رأی مردم و حضور مردم از نظر یک عده‌ای نفی شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تکذیب شد، مورد تهمت قرار گرفت. گناه بزرگی که انجام دادند، این بود. اینها بایست تسلیم میشدند.

 حضرت نوح نبی‌اللَّه (علی نبیّنا و علیه السّلام) به فرزندش فرمود: «یا بنیّ ارکب معنا و لا تکن مع الکافرین».(۵) نظام اسلامی هم تأسیاً به حضرت نوح، به همه میگوید: بیائید با ما باشید، بیائید وارد این کشتی نجات شوید، «و لا تکن مع الکافرین». هدف و مبنا این است. ما هیچ کس را از نظام بیرون نمیکنیم؛ اما کسانی هستند که خودشان، خودشان را از نظام بیرون میکنند؛ خودشان را از نظام خارج میکنند.  ۱۳۸۸/۱۲/۰۶

* تلاش برای تغییر نتائج قانونی انتخابات با زور خشونت و اردوکشی خیابانی

انتخاباتی انجام میگیرد، یک حرکت قانونی اتفاق می‌افتد، یک نتیجه‌ای هم با خود به دنبال می‌آورد؛ این نتیجه را  به زور خشونت بخواهند عوض کنند. یک عده‌ای را بکِشند توی صحنه؛ احیاناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم بکنند، آتش‌سوزی هم راه بیندازند، بانک هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، برای اینکه نتائج قانونی را برگردانند. خوب، این حرکتی است که هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پیداست این حرکت، حرکت هدایت شده‌ای از طرف بیگانگان است. یک چنین اتفاقی را میخواستند در کشور پیش بیاورند. ۱۳۸۹/۰۱/۰۱

* امیدوار کردن جبهه دشمن

. کسانی که فتنه‌ی سال ۸۸ را شروع کردند - حالا یا خودشان طراحی کرده بودند، یا دیگران طراحی کرده بودند؛ نمیخواهیم نسبتی بدهیم، ولی به هر حال این فتنه طراحی شده بود - به کار کشور ضربه‌ی سختی زدند. اگر این فتنه نبود، بلاشک کارهای گوناگون کشور بهتر پیش میرفت. اینها دشمنان را امیدوار کردند و روحیه دادند به کسانی که علیه نظام اسلامی جبهه‌بندی کرده‌اند و یک جبهه‌ای تشکیل داده‌اند.  ۱۳۸۹/۰۶/۰۸

* بی بصیرتی و چشم‌بستن بر روی حقایق واضح

ایراد کار بسیاری از کسانی که در لغزشگاه‌های بی‌بصیرتی لغزیدند و سرنگون شدند، این است که نگاه نکردند و چشم خودشان را بر یک حقایق واضح بستند. انسان باید نگاه کند؛ وقتی که نگاه کرد، آنگاه خواهد دید. ما خیلی اوقات اصلاً حاضر نیستیم یک چیزهائی را نگاه کنیم. انسان می‌بیند منحرفینی را که اصلاً حاضر نیستند نگاه کنند

* سرپیچی از راه معقول قانونی

اگر شما نگاه کردید دیدید یک راه معقول قانونی‌ای وجود دارد و کسی از آن راه معقول قانونی سرمیپیچد و کاری میکند که برای کشور مضر است، ضربه‌ی به منافع ملت است، خوب، با نگاه عادلانه، با نگاه متعارف، با نگاه غیرجانبدارانه، معلوم است که او محکوم است

 انسان با اینکه جان خودش را خیلی دوست دارد، اما گاهی ممکن است در حال رانندگی هم یک لحظه حواسش پرت شود، یک لحظه چرت بزند، یک ضایعه‌ای پیش بیاید. لغزشهائی که در این زمینه پیش می‌آید، اینها را نمیشود گناه دانست؛ اما اگر چنانچه تداوم پیدا کند، این دیگر بی‌بصیرتی است، این دیگر غیر قابل قبول است. ۱۳۸۹/۰۸/۰۴

* بازیچه دشمن

اینهائی که عامل فتنه بودند - توی خیابان، یا بعضی از سخنگویانشان - اغلب ندانسته وارد این میدان شده بودند؛ اما دستهائی اینها را هدایت میکرد، نمیفهمیدند. حالا این که چطور بعضی‌ها وارد این میدان شدند، چطور ندانسته به دشمن کمک کردند، خودش تحلیلهای دقیق روانشناختی دارد؛ اما واقعیت قضیه این است که عرض کردم. این مسئله خیلی کار بزرگی بود؛ این کار را شما جوانها به سامان رساندید. ۱۳۸۹/۰۸/۱۲

 * امیدوار کردن دشمن

 گناه بزرگی که برخی از دست‌اندرکاران فتنه‌ها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند.  ۱۳۸۹/۱۰/۰۸

* بازیچه طراحی دشمن شدن

این کسانی که شما بهشان میگوئید سران فتنه، کسانی بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه. البته گناه کردند. نبایستی انسان بازیچه‌ی دشمن شود؛ باید فوراً قضیه را بفهمد. اگر اول غفلتی کرده است، وسط کار وقتی فهمید، بلافاصله بایستی راه را عوض کند. خوب، نکردند. عامل اصلی دیگرانی بودند که طراحی کرده بودند، به خیال خودشان محاسبه کرده بودند. به گمان آنها بساط جمهوری اسلامی بنا بود جمع شود؛ نه فقط حقیقت دین، حتّی شعارهای دینی هم باقی نمانَد؛ برنامه این بود.  ۱۳۸۹/۱۰/۱۹

  آخرین نمایشنامه‌ی آنها که روی صحنه آمد، همین فتنه‌ی ۸۸ بود. در حقیقت، یک تلاشی بود. یک عده‌ای در داخل، به خاطر حب به نفس، حب به مقام - از این قبیل امراض خطرناک نفسانی - اسیر این توطئه شدند. من بارها گفته‌ام؛ طراح و نقشه‌کش و مدیر صحنه، در بیرون از این مرزها بود و هست. در داخل با آنها همکاری کردند؛ بعضی دانسته، بعضی ندانسته.  ۱۳۸۹/۱۱/۱۵

* دعوا راه انداختن و مضطرب کردن ملت و خوشحال کردن دشمن

تمکین نکردن به قانون و رأی مردم

ادعا کردند که قانون‌گرا هستند، بعد خب مردم به آنها رأی ندادند، اکثریت مردم به کس دیگری رأی دادند؛ اینها بنا کردند دعوا راه انداختن که چرا! کشور را، ملت را مدتی مضطرب کردند، دشمن را خوشحال کردند؛ البته آخرش هم در مقابل مردم دیگر تاب نیاوردند و عقب نشستند.

گناه آتش‌افروزان فتنه‌ی ۸۸ همین بود که به قانون تمکین نکردند، به رأی مردم تمکین نکردند. ممکن است کسی بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلی خوب، این اعتراض ایرادی ندارد؛ اما راهِ قانونی دارد که چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال کرد. اگر قانون را قبول داریم، باید از آن راه برویم. این هم نکته‌ی اصلی است.  ۱۳۹۰/۰۷/۲۰

* بیزاری نجستن از آشوبگران

حرف من در فتنه‌ی ۸۸ هم همین بود. در فتنه‌ی ۸۸، چند روز بعد از انتخابات به آن عظمت، یک عده‌ای آمدند اظهار مخالفت کردند، یک عده هم از این فرصت استفاده کردند؛ سلاح گرفتند، کار را به آشوب و تشنج کشاندند، پایگاه بسیج را گلوله‌باران کردند. حرف ما این بود: آن کسانی که به نام آنها این کارها انجام میگرفت، باید همان وقت اعلامیه میدادند، اعلام بیزاری میکردند، میگفتند اینها از ما نیستند؛ اما نکردند. اگر این کار را میکردند، فتنه زودتر ریشه‌کن میشد؛ مسائل بعدی هم پیش نمی‌آمد.  ۱۳۹۱/۰۷/۱۹

* انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کردن

انتخابات برای کشور مایه‌ی آبروست، مایه‌ی افتخار است. همه مراقب باشند که انتخابات مایه‌ی بی‌آبروئی برای کشور نشود؛ آنطوری که در سال ۸۸ یک عده‌ای سعی کردند انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کنند، جنجال سیاسیِ طبیعیِ انتخابات را تبدیل کنند به یک فتنه.  ۱۳۹۱/۰۷/۲۴

 * ایجاد تلاطم و گرفتن آرامش عمومی و ثبات از ملت

در هر دو مورد سعی‌شان این بود که بتوانند ثبات سیاسی را در کشور به هم بزنند؛ سعی‌شان این بود که تلاطم ایجاد کنند؛ این آرامش عمومی را، این ثبات را از این ملت بگیرند. ۱۳۹۱/۰۷/۲۴

 * قانون‌شکنی و دشمن‌شاد کردن کشور

بدترین خاطره‌ها مربوط به جرزنی‌های سیاسی یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیه‌ی انتخابات بود. خب، در هر قضیه‌ای، در هر حادثه‌ای ممکن است یک عده‌ای قبول نداشته باشند، معترض باشند. چگونه باید اعتراض را نشان داد؟ قانون، راه معین کرده است. چرا قانون‌شکنی کنند؟ چرا برای مردم هزینه درست کنند؟ چرا کشور را دشمن‌شاد کنند؟ چرا برنامه‌هائی را که عفونت تصمیم‌گیری‌ها و ترفندهای دشمن از آن بلند و آشکار است، اجرا کنند؟ قانون، راه معین کرده است. آنجا ما گفتیم، به همه هم گفتیم، همه‌ی اطراف قضیه هم ملزم بودند که بر طبق آنچه که گفته شده است - که مرّ قانون است - عمل کنند. چرا نکردند؟!  ۱۳۹۰/۱۰/۱۹

* ایجاد هزینه و زحمت برای کشور و مردم

البته کسانی بخواهند از طرق غیر قانونی عمل کنند، خب به ضرر کشور میکنند؛ کمااینکه در سال ۸۸ از راه‌های غیر قانونی وارد شدند، کشور را دچار هزینه کردند، برای مردم اسباب زحمت درست کردند، برای خودشان هم اسباب بدبختی و سرشکستگی در زمین و در ملأ اعلی شدند. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹

* تلاش برای قراردادن مردم در مقابل نظام

دشمن تلاش میکند زحمت مردم را باطل کند - همچنان که در سال ۸۸ کردند - این هم یکی از کارهای دشمنان بود؛ کسانی را وادار کردند که برخلاف قانون، توقعاتی بکنند و بر اساس آن توقعات، سعی کنند مردم را در مقابل نظام قرار دهند.

کارشان منطقی نبود، معقول نبود؛ برای کشور هزینه درست کردند. خب، کشور بر این مسائل فائق می‌آید. نظام جمهوری اسلامی قوی است. این خرابکاری‌ها و انگشت توی چشم کردنها و این مزاحمتها و آزارها، جمهوری اسلامی را که از پا نمی‌اندازد. منتها برای کشور هزینه درست میشود. ۱۳۹۲/۰۲/۱۶

* تخلف از قانون

آنجائی اشکال پیش می‌آید که تخلف از قانون انجام میگیرد. سال ۸۸ اشکالاتی که وارد شد، خسارتی که به کشور وارد کردند و نگذاشتند کشور و ملت طعم آراء چهل میلیونی را درست بچشد، به خاطر تخلف از قانون بود. یک عده‌ای یا برای خاطر اغراض نفسانی، یا هدفهای خلاف سیاسی، یا هرچه - حالا در آن زمینه نمیخواهیم قضاوتی بکنیم - از قانون تخلف کردند، خطا کردند، از راه غیر قانونی وارد شدند؛ هم به خودشان صدمه زدند، هم به ملت صدمه زدند، هم به کشور صدمه زدند. راه درست، راه قانون است. همه تابع قانون باشند، همه تسلیم قانون باشند. ۱۳۹۲/۰۲/۲۵

 * قرار دادن کشور در لبه‌ی پرتگاه خشونت و خونریزی بر سر قدرت

 البته درسال ۸۸ بعضی خطای بزرگی را مرتکب شدند، کشور را در لبه‌ی یک چنین پرتگاهی قرار دادند، یک مشکل اینچنینی را برای کشور تدارک دیدند؛ اما بحمدالله خدای متعال کمک کرد، ملت توانست از این مشکل عبور کند. ۱۳۹۲/۰۴/۳۰

* ایستادگی غیرقانونی و غیر نجیبانه در مقابل جریان قانونی کشور

قراردادن کشور در لبه پرتگاه اختلافات و جنگ داخلی

من خواهش میکنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح میکنید، مسئله‌ی اصلی و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهید؛ آن مسئله‌ی اصلی این است که یک جماعتی در مقابل جریان قانونی کشور، به شکل غیر قانونی و به شکل غیر نجیبانه ایستادگی کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش میکنید؟

اما در این قضایا، مسئله‌ی اصلی گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن کسانی که فکر میکردند در انتخابات تقلب شده، چرا برای مواجهه‌ی با تقلب، اردوکشی خیابانی کردند؟ چرا این را جواب نمیدهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومی، نخیر، به شکلی که قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهی نمیکنند؟ در جلسات خصوصی میگویند ما اعتراف میکنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا برای کشور هزینه درست کردید؟ اگر خدای متعال به این ملت کمک نمیکرد، گروه‌های مردم به جان هم می‌افتادند، میدانید چه اتفاقی می‌افتاد؟ می‌بینید امروز در کشورهای منطقه، آنجاهائی که گروه‌های مردم مقابل هم قرار میگیرند، چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهی بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایای سال ۸۸، این مسئله‌ی اصلی است. ۱۳۹۲/۰۵/۰۶

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۳

حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) :چرا برای کشـورهزینه درست کردید؟ اگر خدای متعال به این ملت کمک نمی‌کرد، گروه‌های مردم به جان هم  می‌افتادند، می‌دانید چه اتفاقی می‌افتاد؟ می‌بینید امروز در کشورهای منطقه، آنجاهائی‌که گروه‌‌های مردم مقابل هم قرار میگیرند، چه اتفاقی دارد می‌افتد؟کشور را لبِ یک چنین پرتگاهی بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم  بصیرت به‌ خرج دادند. در قضـایـای سـال ۸۸، این مسـئله‌ی اصلی است؛ این را چرا فراموش می‌کنید؟ ۱۳۹۲/۵/۶

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٩ دی ۱۳٩۳

در حقیقت، 9 دی آنطور که در کلام رهبر فرزانه ما تبلور یافته، نمادی از بصیرت، دشمن‌شناسی و حضور در عرصه‌ مجاهدانه توسط مردم مسلمان ایران است.

تأکید رهبر فرزانه انقلاب بر ماندگاری حرکت حماسی امت در راهپیمایپی ۹ دی، نشان از اهمیت فوق‌العاده این حضور آگاهانه در تاریخ انقلاب اسلامی دارد.در آستانه اولین سالروز راهپیمایی حماسی ۹ دی ۸۸ مروری داریم بر سخنان رهبر حکیم انقلاب درباه این حرکت خودجوش مردمی.

رهبر فرزانه انقلاب در دیدار مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دى ، ده روز بعد از راهپیمایی تاریخی نه دی با بیان اینکه روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزى را از میان روزهاى دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد، اظهار داشتند: روز عاشورا – دهم محرم – فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است.

ایشان در ادامه تاکید کردند: نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت – که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است – روز نهم دى را هم متمایز میکنند.

۹ دىِ در تاریخ ماند

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى – که شرائط غبارآلودگىِ فضاست – این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى – که من بارها این را نقل کرده‌‌‌‌ام – به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.

رهبر حیکم انقلاب ادامه دادند: اینکه من عرض میکنم روز نُه دى در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است که کشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است که انقلابتان را حفظ کرده است؛ همین است که جرأت سران استکبار را از آنها گرفته است که بخواهند به ملت ایران حمله کنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بکر را میکشند جلو، بمباران تبلیغاتى میکنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگرى است. دشمن حقیقى آنها ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها همین غیرت دینى جوانهاست که میجوشد. یک وقتى هم دندان روى جگر میگذارند، صبر هم میکنند، باید هم بکنند؛ اما یک وقت هم آنجائى که وقت حضور در صحنه است، مى‌‌‌‌آیند توى صحنه.

ایشان با بیان اینکه مسئولین کشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى‌‌‌‌بینند؛ مى‌‌‌‌بینند مردم در چه جهتى دارند حرکت میکنند، اظهار داشتند: حجت بر همه تمام شده است، حرکت عظیم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه‌‌‌‌‌ى مجریه، مسئولین قوه‌‌‌ى مقننه، مسئولین قوه‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌هاى گوناگون، همه میدانند که مردم در صحنه‌‌‌اند و چه میخواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى کشور. مسائل کشور که فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛

راهپیمائى حکومتى!

رهبر فرزانه انقلاب ادامه دادند: گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز – روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد – میتواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى‌‌‌‌ترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان – که ولخرجى‌‌‌‌هاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابکارى و تروریست پرورى دارند – اگر همه ى تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف

دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوى‌‌‌‌اى است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد – همه یکى اند – مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطره‌هائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.

لحظه را باید شناخت

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌ در تاریخ ۲۹دی ۸۸ فرمودند: لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست. فرض بفرمائید کسانى در کوفه دلهاشان پر از ایمان به امام حسین بود، به اهل‌بیت محبت هم داشتند، اما چند ماه دیرتر وارد میدان شدند؛ همه‌شان هم به شهادت رسیدند، پیش خدا هم مأجورند؛ اما کارى که باید بکنند، آن کارى نبود که آنها کردند؛ لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند؛ در زمان، آن کار را انجام ندادند. اگر کارى که توابین در مدتى بعد از عاشورا انجام دادند، در هنگام ورود جناب مسلم به کوفه انجام میدادند، اوضاع عوض میشد؛ ممکن بود حوادث، جور دیگرى حرکت بکند. شناسائى لحظه‌ها و انجام کار در لحظه‌ى نیاز، خیلى چیز مهمى است.

ایشان به حماسه نهم دی نیز اشاره کردند و اظهار داشتند: شوراى شما بحمدالله این خصوصیت را داشته است. دلائل زیادى هم براى این هست؛ آخرى‌اش همین نهم دى است؛ قبلش – ده سال قبل از این – ۲۳ تیر است که اشاره فرمودند؛ آن روز هم نیاز لحظه‌ها بود؛ این یک کار متعارف و معمولى نبود. راهپیمائى مردم در بیست و دوى بهمن با همه‌ى عظمتى که دارد – که حالا عرض خواهم کرد – یک کار متعارف است، یک کار روان‌شده است، شناخته‌شده است، متوقع است که انجام بگیرد و انجام میگیرد؛ اما بیست و سه‌ى تیر در سال ۷۸، یک کار متعارف نبود، یک کار متوقع نبود؛ اهمیت داشت که این مجموعه بداند و بفهمد که این کار در آن شرائط، لازم است و آن را انجام بدهد.

قله‌ی فراموش نشدنى

ایشان افزودند: کار نهم دى ماهِ امسال هم همین جور بود. شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نیاز؛ این اساس کار است که مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن کارى را که باید انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى هماهنگى تبلیغات این خصوصیت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دهه‌ى اول، در اوضاع و احوال گوناگون آن دهه – در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از دوران دفاع مقدس – هم بعد از رحلت امام در مناسبتهاى مختلف که قله‌هائى را در تاریخ ما به وجود آورد. یکى از این قله‌هاى فراموش نشدنى، همین نهم دى امسال بود.

مردم ایستادند

رهبر فرزانه انقلاب در بیانات خود در دیدار با رییس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، با بیان اینکه مردم ایستادند، آخرین نمونه‌اش هم همین فتنه‌ى سال ۸۸ بود که مردم ایستادند، اضافه کردند: همان کسانى که به کسان دیگرى غیر از منتخَب رأى داده بودند، همانها هم در مقابل آنها ایستادند. لذا دیدید در نه دى، در ۲۲ بهمن، همه شرکت کردند؛ همه آمدند. این نشان‌دهنده‌ى این است که فتنه‌گران و فتنه‌انگیزان یک اقلیت معدودند؛ منتها دروغ گفتند، خواستند مردم را دنبال خودشان بکشانند. اولِ کار موفق هم شدند؛ بعد که چهره‌شان آشکار شد، نقابشان در خلال حرفها و کارهاى گوناگون افتاد، مردم از اینها رو برگرداندند. بنابراین، مردم ایستاده‌اند.

ما پیش رفتیم

ایشان در دیدار جهادگران بسیج سازندگى نیزبه حماسه نهم دی اشاره و افزودند: حرکت نه دى را مى‌بینیم، حرکت ۲۲ى بهمن را مى‌بینیم، حضور عظیم در انتخابات را مى‌بینیم؛ اینها معناش چیست؟ معناش این است که امروز جوانان ما – که اکثریت قاطع ملت ما هستند – و عموم ملت ما در همان جهت حرکت انقلاب اسلامى و با همان ضرب دست انقلاب، رو به فزایندگى هستند، دارند پیش میروند. پس ما پیش رفتیم.

رهبر انقلاب اسلامی بیانات در جریان سفر به شهر مقدس قم و در اجتماع بزرگ مردم این شهر نیز اظهار داشتند: بعد از اهانتى که در روز عاشوراى سال ۸۸ به وسیله‌ى یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز نه دى توى خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنى ابراز کردند. دستهاى دشمن و تبلیغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دینى عقب بنشاند، بلکه روزبه‌روز این احساسات تندتر و این معرفت عمیق‌تر شده است.

ایشان در تاریخ ۲۶ آبان ماه در دیدار مردم اصفهان در روز عید قربان هم به عملکرد مردم اصفهان در جریان فتنه و راهپیمایی نه دی اشاره کردند و تاکید کردند: اصفهانى‌ها در قضایاى گذشته خوب عمل کردند. در برابر فتنه‌ى ۸۸، در روز عظیم نه دى، در آن حرکت خودجوش مردمى، عملکرد درخشانى داشتند.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٩ دی ۱۳٩۳

امام علی(ع) می فرمایند:  

فَقْدُ الْبَصَرِ أَهْوَنُ مِنْ فَقْدِ الْبَصِیرَةِ.

 بی بصری آسان تر از بی بصیرتی است.

عیون الحکم ،ص358

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳

گروه بین الملل مشرق -  کتاب " سفر به تهران" فلینت و هیلاری مان لِوِرِت (Flynt Leverett & Hillary Mann Leverett) روایت زوج کارشناس آمریکایی با سابقه در مسائل ایران از چرایی ضرورت تغییر سیاست آمریکا در برخورد با ایران است. لِوِرت‌ها سابقه حضور در کاخ سفید، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا - سیا - و آژانس امنیت ملی این کشور به عنوان کارشناس مسائل ایران را در کارنامه دارند.



کتاب "سفر به تهران" فلینت و هیلاری لورت


دکتر فلینت لِوِرت از مقامات سابق سیاست خارجی کاخ سفید در حوزه خاورمیانه و خلیج فارس از سال 1992 تا 2003 و تحلیل‌گر ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بود. وی در سال‌های 2002 و 2003 مدیر امور خاورمیانه شورای امنیت ملی آمریکا نیز بود.

 



فلینت لورت

همسر وی هیلاری مان لورت هم در دولت بیل کلینتون، مشاور رئیس جمهور در امور خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا و دستیار مشاور امنیت ملی آمریکا در امور خاورنزدیک و همچنین مشاور ارشد سفیر آمریکا در قاهره بود. وی همچنین سابقه دیپلماتیک در سفارت‌های آمریکا در عربستان، امارات، قطر، و اسرائیل و کویت را نیز در کارنامه دارد.

در فاصله سال‌های 2001 تا 2003، خانم لِوِرت از جمله مقامات آمریکایی بود که با مقامات ایرانی درباره مسأله افغانستان، القاعده و عراق مذاکره می‌کردند که پس از اعلام ایران به عنوان محور شرارت از سوی جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا، وی به همراه همسرش فلینت لورت در اعتراض به این موضع آمریکا که علیرغم همکاری‌های ایران در افغانستان مطرح می‌شد، از تمام سمت‌های خود استعفا داده و به نگارش کتاب و تدریس در دانشگاه‌های آمریکا مشغول شدند.

این دو استاد دانشگاه درباره انتخابات 88 ایران نیز پژوهشی 65 صفحه‌ای انجام داده‌اند که براساس تمام نظرسنجی‌های قبل از انتخابات از سوی موسسات آمریکایی و اطلاعات و مدارک موجود در ایران، هیچ خدشه‌ای بر این انتخابات وارد نیست و تا کنون نیز مدرکی دال بر وقوع تقلب - به معنای دست‌بردن در آراء و تغییر نتیجه رأی‌گیری - بدست نیامده است و آنچه نیز از سوی مخالفان درباره اتفاقات پیش از انتخابات مطرح می‌شود، مصداق مدرک و سند مؤید تقلب نیست.

لورت‌ها اخیرا سفر کوتاهی به تهران داشتند که با استفاده از این فرصت بوجود آمده، خبرنگار جنگ نرم مشرق در گفتگویی مفصل با این دو مقام سابق و استاد فعلی دانشگاه‌های آمریکا، درباره کتاب "سفر به تهران"، آینده مذاکرات هسته‌ای، سیاست آمریکا در قبال ایران و موضوعات دیگری گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

 


ایران


سوال: به عنوان اولین سؤال با مذاکرات هسته‌ای و تمدید توافق ژنو در مذاکرات وین شروع می‌کنیم. آیا با آغاز به کار کنگره تحت تسلط جمهوری‌خواهان، تقابل دولت اوباما با کنگره مانعی بر سر راه رسیدن به توافق هسته‌ای و دیپلماسی موجود بین ایران و 1+5 خواهد بود و تمدید مذاکرات در وین را که واکنش‌های مثبت و منفی در ایران به همراه داشت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هیلاری لورت: به نظر من اینکه کنگره را به تنهایی مانعی در این مسیر تلقی کنیم خیلی صحیح نیست. به نظر من مشکل اصلی این است که اوباما تصمیم گرفته است که با کنگره کار کند. و کنگره هیچ‌گاه با توافق هسته‌ای با ایران موافقت نخواهد کرد؛ چه کنگره در اختیار دموکرات‌ها باشد چه جمهوری‌خواهان. حامی اصلی تحریم‌ها بر ضد ایران، سناتور منندز از نیوجرسی، دموکرات و کاملا موافق تشدید تحریم‌ها بر ضد ایران است. مسأله اصلی اینجاست که طرف آمریکایی هنوز به این نتیجه نرسیده است که برای تأمین منافع خودش به توافق با ایران نیاز دارد و تصمیم نگرفته است که برای رسیدن به این توافق هر اقدام لازم را انجام دهد؛ مانند آنچه رئیس جمهور نیکسون در دهه 70 در برخورد با چین - و در مخالفت با کنگره و لابی ضد چین که همانند لابی اسرائیلی کنونی بسیار قوی بود - انجام داد. نیکسون به این نتیجه رسیدن که آمریکا برای منافع خودش نیازمند روابط بهتر با چین است، و این تصمیم را عملی کرد.

اما درباره ایران، طرف آمریکایی هنوز چنین تصمیمی نگرفته است. سخنرانی اوباما یک شب پیش از تمدید مذاکرات با ایران نیز نشانه‌ بدی بود؛ رئیس جمهور آمریکا خطاب به افکار عمومی این کشور تنها از فواید این توافق برای ایران سخن گفت - اینکه ایران شانس بازگشت به جامعه جهانی را خواهد داشت و این کشور با 77 میلیون نفر جمعیت به جامعه بین‌الملل خواهد پیوست. اما وظیفه رئیس جمهور آمریکا این نیست که از منافع ایران در این توافق سخن بگوید. رئیس جمهور آمریکا باید وقتی که منافع آمریکا در توافق با ایران است، هر کاری لازم است برای این توافق انجام دهد. به نظر من مشکل اصلی اینجاست.



فلینت لورت: اساسا، دلیل اصلی که توافقی صورت نگرفت، تأکید آمریکا بر برچیده‌شدن بخش‌های اصلی برنامه هسته‌ای ایران در قالب توافق است. طبق توافق ایران باید بخش زیادی از سانتریفیوژهایش را برچیند. شاید تعداد سانتریفیوژهایی که آمریکا می‌تواند تحمل کند افزایش داشته اما آنچه که من از موضع کنونی آمریکا می‌دانم این است که ایالات متحده همچنان خواستار برچیده‌شدن نیمی از سانتریفیوژهای ایران است. اما ایران این خواسته را رد کرده است. موضع ایران براساس ان‌پی‌تی و قوانین بین‌المللی بسیار به‌جا است. فکر میکنم ایران پذیرفته است که طی یک دوره زمانی مشخص تعداد سانتریفیوژهایش را محدود کند اما قصد ندارد برای راضی کردن آمریکا زیرساخت‌های هسته‌ایش را از بین ببرد و می‌خواهد در آینده‌ای قابل تصور و نزدیک، دوباره تحت نظارت‌های بین‌المللی برنامه خود را به پیش ببرد. بنابراین اگر آمریکا آمادگی داشته باشد بر همین اساس مذاکرات با ایران را پیش ببرد، می‌توان ظرف تنها چند هفته به نتیجه رسید. کارشناسان فنی می‌توانند بر روی جزئیات فنی کار کنند و در نهایت به توافق برسند.

 



دلیل اینکه توافق حاصل نمی‌شود این است که آمریکا همچنان فکر می‌کند در موضعی قرار دارد که بتواند شرایط توافق را به ایران دیکته کند. ادبیات آمریکا هنوز اینگونه است که "ما اجازه می‌دهیم ایران چه تعداد سانتریفیوژ داشته باشد." ایران این ادبیات و "اجازه دادن" از سوی آمریکا را نمی‌پذیرد و به همین دلیل توافقی هم صورت نگرفته است.

حالا جمهوری‌خواهان سنا را قبضه خواهند کرد. آیا این مانعی برای روند کنونی مذاکرات خواهد بود؟ بله. به نظر من مانع خواهد بود. همانطور که هیلاری به درستی اشاره کرد، نمایندگان هر دو حزب در کنگره از تحریم‌ ایران حمایت می‌کنند. اما دولت اوباما به این دلیل تا کنون توانسته است در برابر طرح تشدید تحریم‌های ایران مقاومت و آن‌ها را متوقف کند که سناتور «هری رید» (Harry Reid) دموکرات هرگز طرح تحریم‌های جدید برضد ایران را در دستور کار سنا برای رأی‌گیری قرار نداده است. و در دوره جدید سنا که از ژانویه آغاز می‌شود، دیگر این سناتور رهبر اکثریت سنا نیست و دستور کار را جمهوری‌خواهان تعیین خواهند کرد که علنا اعلام کرده‌اند پس از به دست گرفتن اکثریت سنا از ابتدای 2015، تحریم‌های جدید ایران به رأی گذاشته خواهد شد. در صورتی که طرح تحریم‌های ایران برای رأی‌گیری به جریان بیافتد، اکثریت نمایندگان هر دو حزب به آن رأی خواهند داد.

سوال: با وجود این، آیا اوباما توان مقابله با تحریم‌های احتمالی جدید و مقاومت در برابر کنگره را خواهد داشت؟

فلینت: این واقعا به مثابه یک نبرد خواهد بود، یک نبرد واقعی. رئیس جمهور اوباما هنگام اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق ژنو) اظهار داشت که اگر کنگره تحریم جدیدی تصویب کند، آن را وتو خواهد کرد. در آن زمان با توجه به لفظ "اقدام مشترک" باید هم اوباما اینگونه سخن می‌گفت. اما او هیچگاه بدلیل اینکه سناتور «هری رید» هیچگاه اجازه نداد طرح تحریم جدید در دستور کار قرار گیرد. اما این طرح این‌بار به رأی گذاشته می‌شود. آیا اوباما آن را پس از تصویب وتو خواهد کرد؟ و بعد از وتو می‌تواند سناتورهای دموکرات را با خود همراه کند تا دوباره به این طرح رأی مثبت ندهند؛ زیرا در قانون آمریکا در صورت وتوی رئیس جهمور، کنگره می‌تواند دوباره رأی‌گیری کرده و در صورتی که با دو سوم آراء تصویب شود، بدون توجه به وتوی رئیس جمهور، به قانون تبدیل خواهد شد. باید دید اوباما چقدر سرسخت خواهد بود که ابتدا وتو کند و سپس کار سختی برای همراه کردن سناتورها با خود را آغاز کند.

سوال: وزیر خارجه عربستان در آخرین دور مذاکرات به وین سفر کرد و با جان کری نیز دیدار کرد. و نتیجه آن مذاکرات هم چیزی جز تمدید دوباره مذاکرات نشد. ارزیابی شما از نقش عربستان چیست؟

هیلاری: دو دیدار انجام شد. یکی در پاریس و دیگری در وین. جان کری در پرونده هسته‌ای ایران همکاری و هماهنگی بسیار نزدیکی با سعود الفیصل و بنیامین نتانیاهو دارد. کارکرد این هماهنگی نیز برای راضی نگه‌داشتن مخالفان داخلی است تا نشان دهد آمریکا به منافع متحدانش در منطقه احترام می‌گذارد و توافقی را برخلاف منافع آنان امضا نخواهد کرد. کری و اوباما فکر می‌کنند نشان دادن این که اسرائیل و عربستان راضی هستند بسیار مهم است.


سوال: درباره چالش‌های اخیر میان آمریکا و روسیه، آیا این تقابل دو کشور را می‌توان حرکت به سمت نظمی جدید و شکل‌گیری جهان دوقطبی (یا چند قطبی با در نظر گرفتن چین و دیگر قدرت‌های نوظهور) و حتی جنگ سردی جدید تعبیر کرد؟

فلینت: مایلم اینطور تعبیر کنم که از یک جهان تک قطبی به رهبری آمریکا به سوی جهان چند قطبی حرکت می‌کنیم. به نظرم چین و روسیه هر دو خواهان حرکت به این سمت هستند اما در عین حال منافعی هم در حفظ روابط مثبت و سازنده با ایالات متحده دارند. اما رفتار آمریکا در این دو کشور در نقطه مقابل، سبب شده است چین و روسیه روند حرکت به سمت جهان چند قطبی را با سرعت بیشتری پیگیری کنند. آمریکا به عنوان یک ابرقدرت درحال افول، ناامیدانه تلاش می‌کند تا این شرایط ابرقدرتی را - فراتر از آنچه در توانش است - حفظ کند. به همین دلیل اقداماتی را انجام می‌دهد که با منافع مسلم روسیه و چین در تضاد است. به نظر من روسیه و چین باید موازنه‌ای را در سیاست‌ خارجی خود محاسبه کنند که تا چه حد می‌خواهند با آمریکا همکاری سازنده داشته باشند و تا چه اندازه برای حرکت به سمت جهان چندقطبی تلاش خواهند کرد. در حال حاضر هر دو کشور روسیه و چین به سمت چندقطبی‌سازی جهان حرکت می‌کنند. سیاست آمریکا در قبال ایران بخشی از این حرکت پویا است - که زمینه همکاری سازنده آمریکا با چین و روسیه را فراهم کرده است. اما سیاست آمریکا در قبال روسیه بگونه‌ای بوده است که کمتر کسی در این کشور نسبت به فرصت همکاری سازنده روسیه با آمریکا خوشبین باشد. به همین‌ترتیب، چینی‌ها نیز به طور فزاینده‌ای نگران سیاست‌های آمریکا در تلاش برای محدود کردند این کشور به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار بین‌المللی در آسیا و جهان هستند و آمریکا هم می‌خواهد هژمونی خودش در آسیا را تثبیت کند. فکر میکنم سیاست خارجی آمریکا روند گسترش هژمونی آمریکا در مناطق مختلف را پیگیری و تسریع می‌کند و برای حفظ تک‌قطبی تحت مدیریت آمریکا تلاش می‌کند.

- آمریکا به شرایطی بحرانی نظیر بحران دهه 60 میلادی گرفتار شده است

هیلاری: به عقیده من وضعیت فعلی نتیجه نداشتن راهبرد و ناتوانی در درک وابستگی موضوعات است. زمانی که به سیاست آمریکا در قبال ایران، اوکراین، روسیه و چین نگاه می‌کنیم واضح است که سیاست‌گذاران آمریکا توجهی به ارتباط و هم‌پوشانی این حوزه‌ها ندارند: اگر می‌خواهید روسیه را تحریم کنید، چطور از این کشور انتظار همکاری در پرونده ایران را دارید؟ هیچ راهبردی برای اینکه آمریکا چگونه می‌خواهد جایگاه خود را در نظم جدید تعیین کند، وجود ندارد و این بدلیل نادیده‌گرفتن این واقعیت است که جهان در حال تغییر است. در مقابل، آمریکا تلاش می‌کند تا تظاهر کند همچنان تنها ابرقدرت جهان است. نخبگان آمریکایی در بحث‌هایشان براساس تئوری برتری ذاتی آمریکا و استثناء دانستن این کشور، اصرار دارند که آمریکا بدلیل ویژگی خاصی که دارد، قدرتمندترین کشور جهان باقی خواهد ماند. این مسأله هم فقط اوباما و سیاست خارجی او نیست. این باور در عمق فرهنگ آمریکایی‌ها وجود دارد و ریشه آن در پیروزی در جنگ سرد و شکست شوروی است. اما آمریکا باید بپذیرد که جهان در حال تغییر است.

هنگامی که نگارش کتاب "سفر به تهران" را آغاز کردیم، احساسمان این بود که آمریکا در شرایطی مشابه بحران دهه 1960 گرفتار شده است. هنگامی رئیس جمهور نیکسون روی کار آمد، ایالات متحده با فاجعه استراتژیک در آسیا روبرو بود، در ویتنام گرفتار شده بود و ده‌ها هزار آمریکایی کشته شدند؛ ده‌ها هزار نفر در جنگ کره کشته شدند. ارزش دلار سقوط کرد و اقتصاد سیر نزولی را طی می‌کرد و کشور پول کافی برای ادامه و اداره جنگ‌ها را نداشت. شرایط بین سیاهان و سفیدپوستان آمریکا وخیم شده بود و همه جای کشور شاهد شورش بودیم. نیکسون اعلام کرد که ایالات متحده باید منافعش را اولویت‌بندی کرده و تلاش برای تثبیت هژمونی‌اش در آسیا را متوقف کند. این اقدام قطعا بر خلاف منافع آمریکا بود. اما نیکسون این کار را کرد و به چین رفت. چین به آمریکا هیچ امتیازی ندارد. حتی یک سانتریفیوژ هم به آمریکا ندادند. اما نیکسون تصریح کرد که آمریکا نیاز دارد تا روابطش با چین را بازسازی کند و ازین طریق از بحران ویتنام خارج شود. در این کتاب، ما ذکر کرده‌ایم که این شرایط در مورد ایران هم باید تکرار شود و سیاست‌ها در قبال ایران تغییر کند.

داشتن روابط بهتر با ایران به این معنی نیست که ایالات متحده طرفدار ایران شود یا در سیاست داخلی ایران از یک جناح حمایت کند. بلکه اگر آمریکا بتواند با ایران روابط عادی داشته باشد، ایران خواهد توانست به عنوان یک قدرت عادی در منطقه و همراه با عربستان، اسرائیل و ترکیه رشد کند و موازنه قوا در این منطقه را شکل دهد. هنگامی که توازن قوا در منطقه شکل گیرد، دیگر نیازی نیست آمریکا در هر کشوری از لیبی تا سوریه و عراق و افغانستان یا عربستان حضور فیزیکی و نظامی داشته باشد. آمریکا منافع زیادی در خاورمیانه دارد اما این منافع با حضور نظامی گسترده محقق نخواهد شد. در این کتاب گفتیم که آمریکا امروز نیاز دارد تا ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای بپذیرد.



سوال: وزیر سابق اطلاعات ایران و مشاور فعلی رئیس جمهور (علی یونسی) گفته است اوباما ضعیف‌ترین رئیس جمهور آمریکاست. چقدر با این نظر موافق هستید؟

هیلاری: در آمریکا مقایسه عجیب و رو به افزایشی بین کارتر و اوباما شکل گرفته است. مردم بسیاری کارتر را رئیس جمهوری می‌دانند که پس از ترک مقام ریاست جمهوری، انسان بسیار خوبی بود و اقدامات انسان‌دوستانه زیادی هم انجام داد. اما هنگامی که رئیس جمهور بود، کارتر قادر به درک اولویت‌های منافع آمریکا نبود و نیز نتوانست با کنگره تعامل کند. به همین دلیل امروز بسیاری از مردم آمریکا شباهت‌هایی را میان دوره تصدی کارتر و اوباما مشاهده می‌کنند.

فلینت: نمی‌دانم اوباما ضعیف‌ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا هست یا نه، آما فکر می‌کنم باراک اوباما ثابت کرد که رئیس جمهور بسیار ضعیفی است. ما انتظار داشتیم اوباما مخالفانش را ناامید کند. آنچه که درباره اوبام بسیار خودنمایی می‌کند، میزان سرخوردگی بخش عظیمی از هواداران او در موضوعات مختلف است.

- اوباما یکی از ضعیف‌ترین رؤسای جمهور آمریکاست/ نامه‌های او به رهبر ایران از موضع ضعف است

سوال: رئیس جمهور آمریکا در اقدامی بی‌سابقه پس از انقلاب اسلامی، تا کنون سه نامه به رهبر معظم ایران نوشته و از ایران درخواست همکاری بیشتر کرده است. درباره نامه‌های اوباما به رهبر ایران چه نظری دارید؟ آیا این‌ها را از نشانه‌های ضعف اوباما و ناتوانی در پیش‌برد سیاست منطقه‌ای آمریکا می‌دانید؟


فلینت: حتما از ضعف اوباماست. البته اوباما اولین رئیس جمهوری نیست که به رهبر ایران نامه نوشته است اما قطعا نامه‌های او نشانه ضعف است. در آمریکا نسبت به پذیرش جمهوری اسلامی به عنوان یک سیستم - یا همان کلمه‌ای که شما "نظام" می‌نامید - دارای قانون اساسی و مشروع، بی‌تفاوت بوده است. این نظام، یک رهبر دارد با مسؤلیت مشخص، یک رئیس جمهور منتخب با وظایف خاص و مجلسی که بخش دیگری از مسؤلیت را بر عهده دارد و نهادهای دیگری به همین ترتیب. در‌ ایالات متحده همیشه این حس وجود داشته است که می‌توان بدون به رسمیت شناختن کل این سیستم، و تنها با تعامل با یکی از این نهادها، می‌توانیم به آنچه که می‌خواهیم برسیم. اما این روش برای آمریکا هیچ‌گاه جواب نداد و آمریکا نیز همچنان همین روش را دنبال می‌کند. در مورد نامه اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای هم همین روش ادامه پیدا کرده است. ما دقیقا اطلاع نداریم که در نامه چه چیزی نوشته شده است. اما آنچه که از رسانه‌های آمریکایی برمی‌آید، محتوای این نامه نشان می‌دهد که دیدگاه آمریکا نسبت به ایران تا چه اندازه آمیخته با توهم است. نامه اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید که "بسیار خوب"، اگر ایران حاضر شود در بحث هسته‌ای با آمریکا به توافق برسد و بر سر استقلال خود معامله کند، آمریکا اجازه خواهد داد ایران در ائتلاف نظامی این کشور بر ضد داعش در عراق و سوریه شرکت کند، در حالی که ایران قبل‌تر اعلام کرده است در آن شرکت نخواهد کرد! این یعنی فاصله گرفتن از واقعیت؛ اجماع در مسأله‌ای که برای ایران بسیار اهمیت دارد در ازای شرکت در ائتلافی که ایران اعلام کرده است که به آن نخواهد پیوست.

نمی‌خواهم درباره واکنش آیت‌الله خامنه‌ای از دیدن این نامه گمانه‌زنی کنم، اما اگر من چنین نامه‌ای را در این شرایط دریافت می‌کردم، از منطق راهبردی حاکم بر سیاست‌های آمریکا متعجب می‌شدم.

سوال: در مورد کتاب سفر به تهران و داستانی که در پس این کتاب وجود دارد و احتمالا در کتاب به آن اشاره‌ای نشده است کمی برای ما توضیح بدهید. آیا از ابتدا چنین نظری درباره ایران داشتید یا بعدا نظرات شما دستخوش تحول شد؟

هیلاری: ما به مدت 20 سال به عنوان کارشناس خاورمیانه در دولت آمریکا مشغول به کار بودیم اما هرگز یک فرد ایرانی که حامی جمهوری اسلامی باشد را ملاقات نکرده بودیم. تنها اطلاعات ما نسبت به ایران از افرادی بود که از این کشور طی انقلاب یا جنگ عراق فرار کرده بودند. یک سال پیش از حملات یازده سپتامبر من از سوی وزارت خارجه به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل انتخاب شدم. اما به جز خاورمیانه،‌ پرونده افغانستان که کم‌تر کسی به آن توجه می‌کرد را نیز به من محول کردند. از بخت خوب من، آقای اخضر ابراهیمی آن زمان با ابتکاری خوب، شش همسایه افغانستان به همراه روسیه و آمریکا را گردهم جمع کرد.

هنگامی که در این گروه کار خود را آغاز کردیم احساس ما این بود که پاکستان و عربستان سعودی که متحدان سنتی آمریکا بودند، با ما همراه خواهند بود. اما وقتی مذاکرات ما با هیئت پاکستانی آغاز شد، دریافتیم که آن‌ها طرفدار طالبان و بن‌لادن هستند و پایتخت افغانستان را قندهار می‌دانستند تا کابل.



پس از آن با هیئت ایرانی مذاکره کردیم. طبق قانون آمریکا مقامات این کشور حتی اجازه سلام کردن به مقامات ایران را هم ندارند، مگر در مواردی که در یک گروه کاری مشترک و چندجانبه بر سر موضوعی غیر از روابط ایران و آمریکا جمع شده باشند. بنابراین اینجا ما اجازه گفتگو با مقامات ایران را درباره افغانستان داشتیم.

مذاکرات بسیار روشنگرانه‌ای بود و طرف ایرانی اطلاعات و اشراف خوبی درباره منطقه و آسیای مرکزی داشت. حقیقتا من به اندازه طرف ایرانی درباره منطقه و افغانستان نمی‌دانستم اما برخلاف پاکستان که فکر می‌کردیم دوست ماست، دیدگاه‌های ایران نسبت به افغانستان و ژئوپلتیک خاورمیانه و آسیای مرکزی با ما مشترک بود. بنابراین مذاکرات ما ادامه پیدا کرد و مواضعمان را با یکدیگر هماهنگ کردیم.

- پیام رهبر ایران پس از حادثه 11 سپتامبر تحول بسیار مهمی بود که با محور شرارت خواندن ایران از بین رفت

پس از این، حادثه تروریستی 11 سپتامبر اتفاق افتاد و ما در حال تخلیه ساختمان سازمان ملل بودیم و من به طرف ایرانی گفتم که خواهرم در برج‌های مرکز تجارت جهانی مشغول به کار است که مورد حمله قرار گرفت، اما حالش خوب است. در آن شرایط، طرف ایرانی از مقر ایران در سازمان ملل تماس گرفت و حال خواهر من را پرسید و از گسترش تروریسم القاعده ابراز نگرانی کرد. او با اینکه تا آن زمان خبری از تهران نداشت، مطمئن بود که تهران این حملات را محکوم خواهد کرد.  و چند روز بعد رهبر معظم ایران تروریسم را در هر نقطه جهان از جمله در نیویورک و واشنگتن محکوم کرد. این تحول بسیار مهمی بود و ما باید در این شرایط گفتگوها با ایران را بیشتر می‌کردیم. بنابراین مذاکرات آغاز شد و افراد دیگری هم به مذاکرات اضافه شدند. ما به مدت دو سال با ایران مذاکره کردیم و شرایط افغانستان در سال‌های 2001 تا 2003 بسیار خوب بود. پس از آن، سیاست آمریکا در افغانستان بیش از پیش نظامی شد و گفتگوهای ما نیز متوقف شد. ما برای اولین بار صدای جمهوری اسلامی و دیدگاه ایران در مورد همسایه‌‌اش را درک کردیم و من بشدت علاقه به ادامه گفتگوها داشتم. در آن زمان همسرم (فلینت) هم در کاخ سفید بود و خوشبختانه یک تیم تشکیل دادیم.

سخنرانی جورج بوش که در آن ایران را محور شرارت می‌خواند


اما در همان زمان، سخنرانی بوش و محور شرارت خواندن ایران اتفاق افتاد، بدون اینکه به من که مسؤول خاورمیانه و مذاکرات با ایران بودم اطلاع داده شود. نهایتا در اعتراض به این تغییر سیاست دولت آمریکا، هردو استعفا دادیم.



 


پس از استعفا به این فکر افتادیم که مردم آمریکا را نسبت به جهان‌بینی ایران و زمینه‌های همکاری آمریکا با این کشور آگاه کنیم. بنابراین نوشتن کتاب را آغاز کردیم و فقط درباره سیاست خارجی این کشور نوشتیم. ایده اولیه ما این بود که آمریکا می‌تواند با ایران "معامله‌ای بزرگ" داشته باشد. چرا که ایران و آمریکا منافع مشترکی دارند و اگر آمریکا این فرصت را به ایران بدهد، این کشور می‌تواند بخشی از نظم مورد نظر سیاسی و امنیتی این کشور باشد. این ایده اولیه ما بود.

- برای شناخت نظام سیاسی ایران بسیاری از سخنرانی‌های امام خمینی در نجف را مطالعه کردیم

اما بعد از مدتی نظرمان عوض شد. رفته رفته متوجه شدیم که نظم مورد نظر آمریکا برای خود آمریکا چندان مفید نیست. واشنگتن روابط سالمی با عربستان و اسرائیل نداشت و اصلا منطقی نبود که بخواهیم ایران نیز بخشی از این ارتباطات ناسالم باشد. ما در مورد سیاست داخلی ایران هیچ موضعی نگرفتیم اما دریافتیم که پس تاریخ طولانی نفوذ غرب و شوروی در این کشور، ایران توانسته است یک نظام خودساخته و بومی را ارائه کند. ما سپس مطالعه کردیم که چگونه این سیستم توانسته است فراتر از مرزهای ایران تأثیرگذار باشد بگونه‌ای که حتی در دوره شاه نیز چنین نفوذی نداشت. چرا تأثیر و نفوذ جمهوری اسلامی بر همسایگانش بیش از دوره شاه شده است؟

ما به این نتیجه رسیدیم که این سیستم سیاسی بومی چیزی در خود دارد که که نه تنها توانسته 35 سال دوام بیاورد، بلکه نفوذ آن به فراتر از مرزهای این کشور نیز گسترش یافته است. ما سخنرانی‌های امام خمینی در نجف را مطالعه کردیم چرا که به نظرمان بسیار مهم بود و می‌خواستیم برخی از آراء امام را به مخاطبان آمریکایی ارائه کنیم و برخی از دستاوردهای جمهوری اسلامی در حوزه بهداشت و درمان، آموزش و حتی مسائل مربوط به عدالت جنسیتی بیان کنیم. در آمریکا فکر می‌کنند جایگاه زن در ایران بسیار پست و حقیر است اما هنگامی که به آمار شاغلین زن و دانشجویان دختر نگاه می‌کنید متوجه می‌شوید واقعیت چیز دیگری است. ما می‌خواستیم این واقعیت‌ها را به افکار عمومی آمریکا منتقل کنیم. کتاب ما بیش از هرچیز درباره منافع آمریکاست و بحث ما این است که بجای اینکه فکر کنیم ایران یک کشور بسیار بد است که با همه مردمش بدرفتاری می‌کند و فردا سرنگون خواهد شد، باید بنیان‌های مشروعیت در این کشور را به رسمیت بشناسیم. برای آمریکا مهم‌تر از هرچیز به رسمیت شناختن ایران به عنوان قدرتی مستقل است.

- غیرعقلانی بودن، منزوی بودن و نامشروع بودن، سه افسانه رایج در آمریکا درباره ایران است

سوال: شما در کتابتان از سه افسانه رایج در آمریکا درباره ایران سخن گفتید. لطفا توضیح دهید لابی‌ها، رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی چگونه این افسانه‌ها را درباره ایران پرورش می‌دهند؟

فلینت: ایده پرداختن به این سه افسانه درباره ایران به این علت بود که به خوانندگان کتاب کمک کنیم درباره بدگویی‌هایی که در آمریکا نسبت به ایران وجود دارد، تفکر انتقادی داشته باشند. افسانه اول، غیرعقلانی بودن ایران است؛ یعنی اینکه ایران با یک تفکر ایدئولوژیک اداره می‌شود و توان اندیشدن در حوزه سیاست‌خارجی در راستای منافع خود را ندارد. ما قصد داشتیم این باور را به چالش بکشیم. افسانه دوم نامشروع بودن نظام ایران است؛ اینکه جمهوری اسلامی یک سیستم سیاسی نامشروع و بدون اقبال عمومی و هر لحظه با خطر سقوط مواجه است. ما تلاش کردیم این افسانه را نیز نقض کنیم. و سومین باور غلط، افسانه انزوای ایران است؛ اینکه ایران هیچ تأثیری بر منطقه ندارد و می‌توان آن را به راحتی در منطقه و جهان منزوی کرد تا جایی که یا تسلیم شود و یا نابود. این سه افسانه‌ رایج در آمریکا درباره ایران است که ما در این کتاب به آن پرداختیم.

مقابله با این رویکردها، شما در مقابل جبهه‌ای قدرتمند در جامعه آمریکا قرار می‌دهد. ما در زمینه افسانه "غیرعقلانی بودن" نظام ایران پیشرفت‌های خوبی داشتیم. اکنون در میان نخبگان آمریکایی تمایل بیشتری برای عقلانی شمردن ایران و سیاست خارجی‌اش و به تبع آن رفتار در همین چارچوب وجود دارد. البته هنوز هم افرادی هستند که مخالفت می‌کنند اما بهرحال پیشرفت‌هایی داشتیم. اما در مورد دو افسانه دیگر، با شدیدترین مخالفت‌ها روبرو شدیم. بسیاری در آمریکا پذیرفتند که ایران می‌تواند در سیاست‌خارجی عقلانی رفتار کند و دولت آمریکا نیز باید با ایران به گفتگو بنشیند. اما همان افراد، ما را مورد هجمه قرار می‌دادند که چرا نظام ایران را یک نظام مشروع خواندید؟ چرا نگفتید که ایران یک دیکتاتوری است.

-قرار بود بعد از توافق لیبی با آمریکا تحریم‌ها لغو شود/سانتریفیوژهای لیبی اکنون در آمریکاست

هیلاری: در سال 2000 ما در دولت آمریکا بر روی پرونده لیبی و بازسازی روابط آمریکا - لیبی نیز کار می‌کردیم. ما درباره لیبی نیز معتقد بودیم تحریم‌های آمریکا بر ضد این کشور باید برداشته شود و با آن به مذاکره بنشیند. آمریکا می‌تواند بگوید قذافی یک دیوانه است و نظام این کشور یک نظام دیکتاتوری است اما منافع آمریکا ایجاب می‌کند با این کشور در ارتباط باشد. حالا شما ببینید در لیبی چه اتفاقی افتاد. به محض اینکه اعتراضاتی شکل گرفت، ایالات متحده به نفع یک طرف و بر ضد قذافی وارد شد. کوچکترین مشکل در یک کشور، برای دولت آمریکا می‌تواند تبدیل به بهانه‌ای برای سرنگون کردن نظام سیاسی حاکم آن کشور بشود؛ همانطور که در لیبی شاهد بودیم.

فلینت: آمریکا در شرایطی به لیبی حمله کرد که دولت این کشور اساسا در برابر آمریکا تسلیم شده بود؛ آن‌ها در مسأله سلاح‌های کشتار جمعی، تروریسم، برنامه هسته‌ای و ... در برابر آمریکا تسلیم شدند به امید اینکه روابط با آمریکا عادی‌سازی شده و تحریم‌ها برداشته شود و همچنین خطر سقوط دولت این کشور نیز رفع شود. این توافق بین لیبی و آمریکا بود. تاسیسات هسته‌ای لیبی را حتی مهندسان خود لیبی جمع‌آوری نکردند، بلکه تکنسین‌های آمریکایی آمدند تمام پیچ و مهره‌های سانتریفیوژها را باز کرده و بار کشتی کردند و به آمریکا منتقل کردند. و آن سانتریفیوژها الان در آمریکاست.

- لابی اسرائیل به اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها پول می‌دهد تا برضد ایران تولید محتوا و دانش کنند

سوال: آیا سانتریفیوژها و تأسیساتی که به آمریکا منتقل شد در خود آمریکا مورد استفاده قرار گرفت؟ وضعیت برخورد با ایران در شرایط فعلی به چه صورت در سیستم آمریکا - اعم از دولت و کنگره - پیگیری می‌شود؟

فلینت: سوال خوبی است. واقعا ما اطلاعی از سرنوشت تأسیسات لیبی که به آمریکا منتقل شد نداریم. اما در مورد ایران، بسیار اهمیت دارد که آمریکا مشروعیت جمهوری اسلامی را بپذیرد. اما نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل نمی‌خواهند جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند؛ حتی جناح دموکرات نیز در جایی که آن را مداخله بشر دوستانه می‌خواند، بسیار مداخله‌گر و جنگ‌طلب است. آن‌ها می‌گویند مخالف جنگ هستند اما با عنوان مداخله بشردوستانه وارد جنگ می‌شوند.

هیلاری: نومحافظه‌کارها و لیبرال‌ها به اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها پول می‌دهند تا مراکز مطالعاتی خاورمیانه داشته باشند. در نتیجه، تولید دانش درباره خاورمیانه را در اختیار می‌گیرند که براساس واقعیت نیست. بدون اینکه در ایران باشند یا حتی از آمار و داده‌هایی که در خود آمریکا نیز در دسترس قرار دارد استفاده کنند. هر کسی در آمریکا بخواهد می‌تواند به آمار موجود در سازمان ملل درباره ایران رجوع کند. آمار درباره آموزش دختران و پسران و اینکه جمهوری اسلامی چگونه در مقایسه با دوران شاه آموزش دختران و پسران را تغییر داد و اکنون پیشرفتی چشم‌گیر از زمان انقلاب تا کنون داشته است. اما اندیشکده‌ها کاری به این آمار ندارند، چرا که آن‌ها پول میگیرند تا تولید محتوا بر ضد ایران انجام دهند. لابی‌ها به مدد اتاق‌های فکر و رسانه‌های متعدد، در این حوزه تسلط دارند.

چین در دهه 60 حتی به اندازه یک سانتریفیوژ هم به آمریکا امتیاز نداد/  نامه‌های اوباما به رهبر ایران از موضع ضعف و ناچاری است/ روایتی از 2 سال مذاکرات ایران و آمریکا/ قرار بود بعد از توافق لیبی با آمریکا، تحریم‌ها لغو شود، اما قذافی سرنگون شد/ سانتریفیوژهای لیبی الان در آمریکاست

سوال: شما درباره انتخابات 2009 ایران نیز تحقیقاتی انجام دادید و به این نتیجه رسیدید که این انتخابات درست و بدون تقلب انجام شده است. درباره این تحقیق بیشتر توضیح می‌دهید؟

هیلاری: در مورد انتخابات 2009 ایران ما در مقامی نیستیم که بخواهیم بگوییم این انتخابات درست بوده یا نه، اما تحلیل ما از این انتخابات دو نکته داشت: اول اینکه نظرسنجی‌های بسیاری پیش از انتخابات برگزار شده بود. هنگامی که ما این نظرسنجی‌ها را بررسی کردیم بسیار واضح بود که احمدی‌نژاد پیروز انتخابات است و حداقل 60 درصد آراء را به خود اختصاص خواهد داد. دوم اینکه، ما تمام ادعاهای مطرح شده درباره تقلب در انتخابات را بررسی کردیم، اما هیچ‌یک ادله‌ای برای اثبات تقلب یا سندی دال بر تقلب نبود. افراد مختلف نظرات مختلفی داشتند که چطور تقلب صورت گرفته است، اما هیچکس سند و مدرکی برای اثبات تقلب ارائه نکرد.

ما به عنوان شهروندان آمریکایی در سیاست داخلی ایران موضعی نداریم که بخواهیم از یک نفر طرفداری کنیم. گرچه، معتبرترین نظرسنجی‌ها حاکی از پیروزی احمدی‌نژاد بود و هیچکس نیز سندی برای اثبات تقلب ارائه نکرد. برای ما بسیار مهم بود که این مسأله را به داخل آمریکا منتقل کنیم چراکه اکثریت تحلیل‌گران آمریکایی از جمله بسیاری از دوستان نزدیک ما بدون هیچ مدرکی مدعی تقلب در انتخابات بودند. بسیاری از آنان خواستار تغییر حکومت و براندازی در ایران شدند. ما باید با این اتهام مقابله می‌کردیم چراکه به وضوح اطلاعات دقیق و حقایق موجود را نادیده گرفته بودند. از سوی دیگر بدلیل رویکرد کلی سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران و خاورمیانه، این اتهامات برای سیاست آمریکا و واکنش در برابر ایران خطرناک بود. ما در آن زمان منتظر بودیم بالاخره کسی سندی از تقلب ارائه دهد،‌ اما تا به امروز هم چنین اتفاقی نیفتاده است. نکته مهم‌تر این بود که بر فرض وقوع تقلب، این مسأله بازهم ارتباطی با آمریکا ندارد. ما یک بار شاهد دخالت آمریکا در لیبی بودیم؛ که منجر به فاجعه شد.

سوال: انتشار این کتاب چه واکنش‌هایی در پی داشت؟

فلینت: واکنش‌ها بسیار حالت دوقطبی پیدا کرده بود. در یکسو افرادی می‌گفتند کتابی بسیار عالی و مهم است، از جمله نوام چامسکی که چنین نظری داشت. در سوی دیگر، منتقدان ما معتقد بودند که ما نه تنها کتاب بدی نوشته‌ایم، بلکه می‌گفتند شما "کتابی شیطانی" نوشته‌اید. می‌گفتند شما تلاش می‌کنید تا آمریکا را متقاعد کنید یک نظام شیطانی - ایران  - را بپذیرد. همین رویکرد نشان می‌دهد که تغییر سیاست‌خارجی آمریکا در قبال ایران چقدر دشوار است.

سوال: به نظر شما اعتراضات فرگوسن بحران اجتماعی فراگیر برای آمریکاست یا تنها اتفاقی است در یک شهر که نهایتا هم در همین‌جا خاموش خواهد شد؟

فلینت: مسأله برخورد پلیس، دادگاه‌ها و سیستم قضایی آمریکا با آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار واقعا یک مشکل و بحران اجتماعی است. آمارهای بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد آفریقایی‌تبارهای آمریکا بیشتر از سفیدپوستان دستگیر می‌شوند و محکومیت‌های سنگین‌تری را سپری می‌کنند. بسیاری از آن‌ها قربانی خشونت پلیس می‌شوند و بنابراین این بخش از جامعه آمریکا پلیس را بیش از آنکه تأمین‌کننده امنیت خود بدانند، تهدیدی برای جان خود تلقی می‌کنند و این یک مشکل اجتماعی جدی است. من فکر نمی‌کنم این اعتراضات تنها به فرگوسن ختم شود.


نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های پس از پیروزی با انواع تهدیدات و فتنه‌ها روبه‌رو شد که از مطالعه آنها می توان به وجود برخی وجوه مشترک و همچنین تمایزاتی پی برد. فتنه 88 از جهت ماهیت فتنه و پیچیدگی و بستر اجرا، عوامل و بازیگران داخلی و خارجی، اهداف، شیوه‌ها و ابزارها، دامنه و فراگیری، آثار و پیامدها، تفاوت جدی با تهدیدات و فتنه‌های گذشته داشته است. در جریان این فتنه، جمهوری اسلامی ایران، به مدت هشت ماه[1] جنگ نرم تمام‌عیاری را تجربه کرد. تردیدی نیست که عنایت الهی[2] در هر مرحله‌ای؛ هم در پیروزی انقلاب اسلامی و هم در کسب توفیقات جمهوری اسلامی ایران در زمینه رفع آسیب‌ها، و دفع تهدیدات و فتنه‌ها، همراه ملت ایران و رهبری انقلاب بوده است، با این حال در  تحلیل و بررسی عوامل مهار فتنه 88 و خنثی‌سازی آن دو عنصر اساسی می‌درخشد؛ عنصر اول که مهم‌تر نیز تلقی می‌شود، مدیریت و رهبری بی‌بدیل امام خامنه‌ای است. عنصر دوم نیز حضور ملت هوشیار، انقلابی و همیشه در صحنه ایران است که از ایمان عمیق امت و پیوند ناگسستنی آن‌ با امامشان حکایت دارد. در واقع، رهبری الهی‌گونه امام خامنه‌ای و معرفت دینی و بصیرت نافذ سیاسی ملت انقلابی سبب شد بار دیگر این کشور مشمول امدادهای الهی شود و نظام از آماج سهمگین این فتنه به سلامت و با موفقیت عبور کند. آنچه که در این نوشتار- البته به اختصار- مورد بررسی قرار می گیرد، عنصر اول یعنی تدابیر حکیمانه رهبری در رویارویی با فتنه‌ 88 است.

در یک نگاه کلی؛ تدابیر رهبری و رویارویی معظم‌له با فتنه 88 را می‌توان در سه مرحله تفکیک و تبیین کرد.

 

مرحله اول: تدابیر و هشدارهای رهبری نسبت به آسیبها و انحرافات بسترساز فتنه

بر پایه رهیافت کلان و تحلیل جامع، فتنه 88، یک رخداد دفعی نبود، بلکه ریشه، فرآیند و عوامل آن را باید در حوادث سال‌های قبل و تحولات سیاسی دست‌کم یک دهه قبل جست‌وجو کرد، البته اگر به برنامه اقدامات دشمنان خارجی و راهبرد برندازی نظام سلطه به رهبر آمریکا علیه ایران از یک سو و همچنین پیشینه اشخاص و  گروه‌های سیاسی که قبل از انتخابات 88 در یک جناح سیاسی آرایش گرفتند و مواضع و رفتار خود را همسو نمودند و بعد از انتخابات با ادعای تقلب، بر ابطال انتخابات و ارودوکشی خیابانی پرداختند، توجه شود، زمان بررسی را باید از سال‌های پس از جنگ تحمیلی و دوره سازندگی شروع کرد. در دوران سازندگی برخی از مدیران تکنوکرات با گرایش لیبرال دمکراسی بر عرصه قدرت اجرایی کشور حاکم شدند. آنها بر این باور بودند که برای بازسازی کشور پس از جنگ و  تنظیم سیاست‌های رشد و توسعه، باید از مدل‌های تجربه شده و مشخصاً «لیبرال دمکراسی» بهره گرفت.[3] در دوره اصلاحات نیز هیجده گروه‌ سیاسی در ائتلاف جبهه دوم خرداد انسجام یافتند و ارکان دولت و اکثریت کرسی‌های مجلس ششم را بدست گرفتند. برخی افراد افراطی و گروه‌های تندروی این جبهه، گرایش‌های سکولاریستی را در عرصه فرهنگی کشور و بدنه اجرایی دولت دنبال کردند و مجلس ششم را به جنجالی‌ترین دوره مجلس شورای اسلامی تبدیل کردند. در این دوره عرصه فرهنگی کشور آماج بیشترین هجمه‌ها قرار گرفت و اولین تجربه منازعه سیاسی با ماهیت براندازی نرم نیز در سال 78 تجربه شد که به «کودتای خاموش» معروف شد.

مخاطرات حوزه فرهنگی؛ از نگاه تیزبین و هوشمندانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مهم‌تر و حساس‌تر تشخیص داده شدند و معظم‌له در باره آسیب‌ها و مخاطرات این حوزه می‌فرمایند: «صدای فروریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیر زیرکی دشمن – اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید – خدای نخواسته، آن وقتی درمی‏آید که دیگر قابل علاج نیست!»[4] «کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می‌کند، یک «تهاجم‏فرهنگی» بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است. امروز دشمن این کار را با ما می‌کند.»[5]

در سال پایانی دولت سازندگی، حکیم فرزانه انقلاب اسلامی، در جمع نیروهای لشکر 27 محمد رسول الله(ص) به تبیین نقش «عوام و خواص» در تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی ایران پرداختند و فرمودند: «چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، کار کشور اسلامی به جایی رسید که مردم مسلمان – از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالم‌شان، قاضی‌شان، قاری‌شان و اجامر و اوباش‌شان – در کوفه و کربلا جمع شدند و جگرگوشه پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیدند؟!»[6] معظم‌له یک تقسیم‌بندی از «عوام و خواص» ارائه نمودند و به تبیین دلایل لغزش و انحراف «خواص جبهه حق» پرداختند و برای پیشگیری از تکرار حادثه‌ای مشابه برای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران فرمودند: «چه کنیم که آن‌گونه نشود؟… کسانی که اهل کار و عملند، دنبال این باشند که با چه تمهیداتی می‌توان جلوی تکرار چنین قضایایی را گرفت. اگر امروز من و شما جلوی قضیه را نگیریم، ممکن است پنجاه سال دیگر، ده سال دیگر یا پنج سال دیگر، جامعه اسلامی ما کارش به جایی برسد که در زمان امام حسین(علیه‌السلام) رسیده بود. مگر اینکه چشمان تیزی تا اعماق را ببیند، نگهبان امینی راه را نشان دهد، مردم صاحب فکری کار را هدایت کنند و اراده‌های محکمی پشتوانه این حرکت باشند.»[7] حدود سه سال بعد از این هشدارهای نگهبان امین انقلاب و نادیده گرفتن آن، فتنه سال 78 اتفاق افتاد و ده سال بعد از آن نیز فتنه عمیق 88 رقم خود.

در حوزه اقتصادی؛ و بر اساس سیاست‌های اقتصادی در دوره مورد بررسی، تغییراتی در سبک زندگی مسئولان و اقشار مردم رخ داد. شکاف طبقاتی و افزایش فاصله دارا و ندار، ویژه‌خواری و پارتی‌بازی، اسراف و ریخت‌وپاش‌های غیرمنطقی، روحیه اشرافی‌گری، و… رواج یافت، روندی که با آرمان‌های انقلاب و اصول نظام مغایرت داشت. رهبر معظم انقلاب، نسبت به این روند هشدار دادند و بر «عدالت اجتماعی» به عنوان آرمان اسلام و انقلاب اسلامی و مبارزه با فقر و فساد و تبیض به طور مکرر تأکید کردند. فرمان هشت ماده‌ای رهبر معظم انقلاب برای مبارزه با مفاسد اقتصادی یکی از تدابیر مهم معظم‌له در این دوره است. ایشان در این فرمان با تأکید بر اینکه؛ «تسامح در مبارزه با فساد، به‌نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است»، فرمودند: «ضربه عدالت باید قاطع ولی در عین‌حال دقیق و ظریف باشد… در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ‌کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب‌کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.»[8] معظم‌له خطاب به مسئولان و مدیران اجرایی کشور فرمودند: «مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‏خواهی است. این، پایه مشروعیت ماست.»[9]

در حوزه سیاسی؛ عناصری از گروه‌های سیاسی با گرایش‌های تکنوکراسی، لیبرالیستی و سکولاریستی در سطوحی از بدنه اجرایی کشور و در حوزه قانون‌گذرای راه یافتند و سبب نگرانی شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی، تنها حدود 9 ماه پیش از وقوع فتنه 18 تیر 78، طی بیاناتی در جمع سپاهیان و بسیجیان لشکر 10 سیدالشهدا (26/7/1377)، سرفصل مهمی تحت عنوان «نفاق» را بیان کردند و ضمن آسیب‌شناسی از وضعیت و روند موجود، به تبیین جریان‌شناسی نفاق پرداختند و همراهی با دشمن شناخته شده، در جبهه دشمن قرار گرفتن، برای دشمن و در جهت خواست او کارکردن را از نشانه های نفاق معرفی کردند.  

با آغاز فتنه در 18 تیرماه 1378 و اوج‌گیری آن در روزهای بعد، امام خامنه‌ای در رویارویی با این فتنه، به تبیین موضوع و روشنگری اهداف فتنه‌گران پرداختند و با تأکید بر اینکه؛ «دشمنان بدانند که خواب برگشتن آمریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است» فرمودند: «دشمن را خوب بشناسید، مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید، غریبه‌هایی که خود را در لباس خودی در همه جا داخل می‌کنند، این‌ها را بشناسید، دست‌های پنهان را ببینید. هیچ کس به‌خاطر غفلت ستایش نمی‌شود. هیچ کس به‌خاطر چشم‌ها را بر هم گذاشتن، مدح نمی‌شود.»[10] «این عناصر داخلی حقیر، این عناصر سیاسی مطرود و منفور که ملت این‌ها را مثل دندان فاسدی بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‌اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند، این‌ها هم بدانند که اشتباه کردند، در همین قضیه هم اشتباه کردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص کردند.»[11] غائله 18 تیر با پیام رهبرمعظم انقلاب (22/4/78) و خروش ملت هوشیار، بصیر و بسیجیان ولایتمدار، روز بعد (23/4/78) پایان یافت، اما رویکردها و رفتارهایی که منجر به فتنه 78 گردید، در ماه‌های بعد ادامه یافت که اوج آن در جنجال‌آفرینی‌ها و رفتار نمایندگان مجلس ششم[12] و نامه معرف به «جام زهر»[13] بود.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سال 79 برای مأیوس کردن دشمنان و بازیگران داخلی فتنه، اتمام حجت کردند و فرمودند: «امروز به برکت ملت هوشیاری مثل ملت ایران، به برکت افکار برانگیخته‌ای مثل افکار ملت ایران، به برکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران، نه آمریکا و نه بزرگ‌تر از آمریکا… قادر نیستند حادثه‏ای مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنیای اسلام تحمیل کنند، این جا اگر دشمن خیلی فشار بیاورد، حادثه کربلا اتفاق خواهد افتاد.»[14]

 

مرحله دوم: سناریوهای زنجیره‌ای و تدابیر رهبری برای مقابله با آنها

از مطالعه اسناد و قرائن و بررسی مواضع، رفتار و اقدامات برخی اشخاص و گروه‌های سیاسی در داخل، مخالفان خارج‌نشین و بعضی از قدرت‌های جهانی و ایادی منطقه‌ای آنها به سناریو‌هایی برمی‌خوریم که ماه‌ها و روزهای پیش از 22 خرداد 88 به اجرا گذاشته شدند و نقش اقدامات تأمینی در وقوع فتنه 88 را داشتند. البته در این نوشتار اینکه؛ هر یک از عوامل خارجی و یا داخلی چه نقشی در طراحی و یا پیاده‌سازی آنها داشتند، مورد توجه نیست، بلکه هدف اصلی؛ بیان تدابیر و هشدارهای رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به موضوع، روند و آثار و پیامدهای هر یک از این سناریوها است.

  • تکرار تجربه کودتاهای مخملی در انتخابات ایران

بر اساس تجربه اجرای انقلاب‌های مخملی در براندازی رژیم‌های سیاسی از بستر انتخابات خصوصا انتخابات ریاست جمهوری، آمریکا و غرب تلاش کردند تا این تجربه را در انتخابات دهم ساماندهی و اجرا کنند. پس از آنکه در سال 84، رایس، وزیر امورخارجه وقت آمریکا موفق شد بودجه 75 میلیون دلاری را از کنگره آمریکا با توجیه اجرای کودتای مخملی در ایران دریافت کند، اقدامات آمریکا علنی و عملیاتی‌تر شد.

دستور رئیس‌جمهور آمریکا به تخصیص بودجه 400 میلیون‌ دلاری برای اجرای عملیات مخفی سیا در ایران، ایجاد پایگاه‌ها و دفاتر ویژه ایران در برخی کشورها و شهرها مانند باکو، دبی، استانبول و حتی فرانکفورت و لندن، جذب عناصری از داخل کشور و آموزش حضوری و غیرحضوری مراحل اجرای کودتا بر اساس آموزه‌های جین شارپ، انتشار توصیه‌های «خانه آزادی» وابسته به سازمان سیا به گروه‌های داخلی با عنوان «انتخابات مهندسی شده و راه‌های مقابله با آن»، برخی اسناد و اقدامات مداخله آمریکا پیش از 22 خرداد 88 است. نظام سلطه هماهنگ با این اقدامات و با بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ای، برای تشکیک در سلامت انتخابات و دلسرد کردن مردم از حضور در پای صندوق‌های رأی تلاش گسترده‌ای را آغاز کرد.

رهبر معظم انقلاب برای خنثی نمودن توطئه دشمنان و برملا کردن اقدامات و اهداف غرب به روشنگری پرداختند و فرمودند: «من به شما عرض می‌کنم؛ عزیزان من! ملت عزیز ایران! ملت باهوش و بیدار ایران! ملت تجربه شده و آزموده ایران که در طول این سی سال از این همه گردنه‏های سخت عبور کردید! بدانید؛ با مردم‌سالاری شما مخالفند. دشمن با همین حضور شما، با همین انتخاب شما مخالف است. می‌خواهند پشتوانه نظام را که مردم هستند و آرای مردم است، از نظام بگیرند؛ می‌فهمند چه کار دارند می‌کنند. وای به حال آن کسانی که نادانسته، از روی غفلت، همان حرف آن‌ها را تکرار کنند و همان مقصود آن‌ها را در داخل تحقق ببخشند.»[15]

  • القای وضعیت بحرانی و ملتهب در کشور

هنوز بیش از یک‌سال به انتخابات مانده بود که تبلیغات و عملیات روانی گسترده‌ای در موضوعاتی چون تورم، بیکاری و بزرگ‌نمایی تحریم‌ها و تهدیدات بین‌المللی، آغاز شد و برخی افراد و محافل، اوضاع کشور را «خطرناک و حساس» توصیف کردند. برخی نیز ادعا کردند که تمام حس‌گرها از سوی کارشناسان سیاسی و غیرسیاسی، اصولگرا و اصلاح‌طلب و نیز در مجمع تشخیص مصلحت نظام آژیر خطر را به صدا در آورده‌اند که فاجعه‌ای در راه است.[16] برنامه بحرانی نشان دادن وضعیت کشور توسط برخی نامزدهای انتخابات و حامیان آن‌ها تا آستانه برگزاری انتخابات دنبال شد. برخی افراد، شرایط کشور را با دوره حمله مغول مقایسه کردند.[17] بعضی نیز با حمله به عملکرد دولت نهم، بر شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران و ضرورت اقدام جدی برای تشکیل دولت وحدت ملی تبلیغ می‌کردند.[18] سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق کشور نیز در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد می‌گوید: «مسئله فوری لزوم تغییر وضع کنونی است که اگر تغییر نکند همه زیان می‌کنند.»[19] میرحسین موسوی نیز در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد تهران دلیل حضور خود در انتخابات دهم را وضعیت مخاطره‌آمیز کشور عنوان می‌کند و می‌گوید: «به‌خاطر وقایعی که در چهار سال اخیر اتفاق افتاده و هزینه‌های نظام را زیاد کرده است احساس خطر کرده و آمده‌ام به شکلی که تا آخر ایستاده‌ام و دیگر سکوت نخواهم کرد.»[20] از منظر بسیاری از تحلیلگران، انتشار نامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب دو روز مانده به انتخابات نیز در همین راستا ارزیابی شد و بر نگرانی‌ها و دامنه التهابات افزود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پندی حکیمانه فرمودند: «بایستی از اسلام برای عمل خودمان، برای رفتارهای خودمان، برای موضع‌گیری‏های خودمان درس بگیریم و بدانیم بقای نظام اسلامی، برکات الهی، تفضلات و رحمت الهی تا وقتی است که ما پایبند و مقید باشیم. خدا که با ما قوم و خویشی ندارد… مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف‏زدن‌مان، مراقب اقدام‏کردن‌مان، مراقب تبلیغات‌مان.»[21] «چیزهایی را که انسان می‌شنود، باور نمی‌کند که از زبان نامزدها و آن کسانی که دنبال این مسئولیت‌ها هستند، از روی صدق و صفا خارج شده باشد.»[22]

  • سناریوی تشکیک در سلامت انتخابات

سناریوسازی برای تشکیک در سلامت انتخابات و وظایف قانونی شورای نگهبان در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم منجر به راه‌اندازی تشکلی با عنوان «کمیته صیانت آراء»[23] شد. اظهاراتی چون «مردم هیچ‌گاه ضدانقلاب نمی‌شوند و اگر احساس کنند، رأی‌شان جور دیگری خوانده می‌شود و تأثیرگذار نیست و نیز احساس کنند نمی‌توانند نقش خود را به خوبی در جامعه ایفا کنند، حضورشان ضعیف می‌شود،»[24] بهانه‌ای شد تا برخی افراد و گروه‌های سیاسی از جمله؛ حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه حمایت خود از موسوی به موضوع بپردازند و جنجال جدیدی را آغاز کنند. محسن آرمین، سخنگوی سازمان مجاهدین، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا می‌گوید: «از مراجع تقلید می‌خواهیم نظر خود درباره حکم شرعی دست بردن در آرای مردم را به‌صراحت اعلام کنند تا با اعلام نظر آن‌ها، جلوی تخلف در انتخابات گرفته شود.»[25]  

رهبر معظم انقلاب اسلامی روز اول فروردین ماه سال 88 طی بیاناتی در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) خطاب به نامزدهای انتخابات دهم در این باره فرمودند: «مبادا نامزدها در اثنای فعالیت‌های انتخاباتی خودشان جوری رفتار کنند و حرفی بزنند که دشمن را به طمع بیندازند…. انتخابات به فضل الهی و به حول و قوه الهی انتخابات سالمی است. من می‏بینم بعضی‏ها در انتخاباتی که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده‏اند به خدشه کردن. این چه منطقی است؟ این چه فکری است؟ این چه انصافی است؟ این همه انتخابات در طول این سی سال انجام گرفته است – در حدود سی انتخابات – مسئولان وقت در هر دوره‏ای رسماً متعهد شده‏اند و صحت انتخابات را تضمین کرده‏اند و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بیخود خدشه می‌کنند، مردم را متزلزل می‌کنند، تردید ایجاد می‌کنند؟»[26] «از دشمن انتظاری هم جز دشمنی نیست؛ چه انتظاری هست؟ بی‏توقعی از دوستان است. بی‏توقعی از کسانی است که جزو این ملتند؛ واقعیات را دارند می‏بینند؛ می‏بینند که این انتخابات چگونه سالم و متقن انجام می‌گیرد، در عین حال، همان حرفی را که دشمن می‌زند، این‌ها هم می‌زنند! …چرا دروغ می‌گویند؟ چرا بی‏انصافی می‌کنند؟ چرا خلاف واقع می‌گویند؟ چرا این همه زحماتی را که این ملت و مسئولین در طول این سال‌های متمادی متحمل شدند، ندیده می‌گیرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسی می‌کنند؟»[27]

 

مرحله سوم: آغاز اردوکشی‌ها و اغتشاشات و تدابیر رهبری برای مهار و خنثی‌سازی فتنه

 

با بسترسازی انجام شده در مرحله پیش از انتخابات، سناریوی «طرح تقلب» به عنوان «اسم رمز آشوب‌های خیابانی» به اجرا گذاشته شد و فتنه وارد فاز عملیاتی گردید و مدت هشت ماه – از 23 خرداد تا 22 بهمن88- پایتخت ایران و برخی استان‌های کشور صحنه جنگ نرم بود. رویکرد و سیاست کلی امام خامنه‌ای در این مرحله برای رویارویی با فتنه پس از انتخابات بر پایه «سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی»[28] و « قانونگرایی»[29] بود.

 

در نگاه فرآیندی، تدابیر رهبری را می توان از مرحله نصیحت و مدارا تا اخطار و برخورد قاطع مورد مطالعه قرار داد، البته در تبین مراحل این نگاه و مستندات ارائه شده، الزاماً رعایت ترتُب زمانی مورد نظر نخواهد بود.

  • دعوت به هوشیاری و پرهیز ار گفتار و رفتار تحریک‌آمیز

پس از اعلام نتیجه انتخابات، رهبر معظم انقلاب در پیامی خطاب به ملت ایران، حماسه مشارکت 85 درصدی مردم را هنرنمایی ملت ایران برای پدیدآوردن نصاب تازه‌ای در سلسله‌ طولانی انتخاب‌های ملی و یک جشن واقعی توصیف کردند و با تأکید بر لزوم دوری از تشنج و ناکام گذاشتن دشمن فرمودند: «گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونه‌هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند. به همه‌ آحاد مردم و به‌ویژه جوانان عزیز که سرزنده‌ترین نقش‌آفرینان این حادثه شورانگیز بودند، توصیه می‌کنم که کاملاً هوشیار باشند. همواره باید شنبه پس‌از انتخابات، روز مهربانی و بردباری باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران دیگر نامزدهای محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحریک‌آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.»[30]

میرحسین موسوی که در ساعات پایانی رأی‌گیری در یک اقدام پیش‌دستانه، رسماً خود را پیروز انتخابات اعلام کرده بود، در اعتراض به نتایج اعلام شده در ظهر روز شنبه 23 خرداد 1388 بیانیه‌ای صادر و مسئولان انتخابات را به «شعبده‌بازانی» که امانتدار نیستند و برای «حاکمیت دروغ و استبداد» تلاش می‌کنند، متهم و تأکید کرد که «تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهد شد». مجمع روحانیون مبارز نیز در همان روز با صدور بیانیه‌ای، ضمن حمایت از موسوی و برنامه‌ها و اقدامات او، نتیجه انتخابات را مهندسی آرا اعلام کرد و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن شد. مهدی کروبی نیز در بیانیه‌ای نتایج اعلام شده را مضحک، مهندسی ناشیانه رأی ملت و فاقد مشروعیت توصیف و اعلام کرد که در مقابل آن سکوت نخواهد کرد. اغتشاشات عملاً از همان شب 23 خرداد در خیابان‌های فاطمی، کارگر شمالی و حوالی کوی دانشگاه تهران، شروع شد. بیانیه‌های بعدی نیز، درخواست ابطال انتخابات و فراخوان برای اردوکشی‌های خیابانی را دنبال کردند.

  • باب گفت‌وگوی مستقیم

امام خامنه‌ای برایپ رویارویی با بحران و مدیریت این پدیده، با تأسی به آموزه‌های دین مبین اسلام و سیره امیرالمؤمنین(ع)، باب گفت‌وگوی مستقیم را باز کردند و عصر روز یک‌شنبه 24 خرداد، میرحسین موسوی را به حضور پذیرفتند. در این دیدار معظم‌له تأکید کردند: «مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.»حوادث روز 25 خرداد نشان داد که توصیه‌ها و تدابیر رهبر فرزانه انقلاب تأثیری در رفتار موسوی و حامیان وی نداشت. امام خامنه‌ای همچنین فرصت دیگری را برای گفت‌وگو با معترضان فراهم آوردند و نمایندگان ستادهای چهار نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، عصر سه‌شنبه 26 خرداد 88 در نشستی دوستانه، به حضور معظم‌له شرفیاب شدند و دیدگاه‌های خود را به‌طور صریح و شفاف بیان کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی، با تأکید بر ضرورت وحدت و عزت ملی، فرمودند: «باید سعی کنیم، دقت کنیم که انتخابات مایه انشقاق نشود؛ این حرف اصلی من است. اینکه ما تصور کنیم که یک گروه مثلاً بیست‌و‌چهار میلیونی یک طرفند، یک گروه چهارده میلیونی یک طرفند، این به نظر من یک خطای بسیار بزرگی است؛ قضیه این‌جور نیست. همه در یک طرف قرار دارند. آن کسانی که به رئیس‌جمهور منتخب این دوره از انتخابات رأی دادند، همانقدر وابسته به انقلاب و کشور و نظامند، که آن کسانی که رأی ندادند. مجموعه‏های مردمی، فرزندان این کشورند؛ فرزندان این ملتند. …همه وظیفه دارند که با ایجاد نقار و دشمنی و کدورت مقابله کنند.» معظم‌له با تأکید بر رسیدگی به اعتراضات نامزدها از راه‏های قانونی، افزودند: «پیداست کسانی در وسط نمی‌خواهند این اتحاد و اتفاق در کشور شکل بگیرد. این حالا آسان‏ترینش است، بدترش هم همین کارهای خرابکاری‏ای است که شما می‏بینید انجام می‌دهند، که البته همه باید در مقابل این خرابکاری‏ها بایستند، اعلام موضع کنند.»[31]

 

  • باب روشنگری و بصیرت‌افزایی

نمازجمعه 29 خرداد ماه 88 در دانشگاه تهران یک روز تاریخی دیگر بود. بخش مهمی از بیانات و تدابیر امام خامنه‌ای در این روز روشنگری و بصیرت‌افزایی بود، البته در بیانات معظم‌له؛ نصیحت و هشدار و اتمام حجت نیز بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی ضمن تجلیل از حضور باشکوه مردم ایران، انتخابات 88 را «یک زلزله سیاسی برای دشمنان» و «یک جشن واقعی و تاریخی در سی سالگی انقلاب» برای وفادارن، دانستند و فرمودند: «انسان دست مبارک ولی‌عصر را پشت سر حوادثی با این عظمت می‌بیند. این نشانه توجه خداست…این انتخابات، مردم‌سالاری دینی را به رخ همه مردم عالم کشید. همه کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردم‌سالاری دینی یعنی چه. این یک راه سوم است. در مقابل دیکتاتوری‌ها و نظام‌های مستبد از یک طرف و دموکراسی‌های دور از معنویت و دین از یک طرف دیگر، این مردم‌سالاری دینی است.» معظم‌له در فرازی از خطبه دوم به موضوع ادعای تقلب پرداختند و افزودند: «از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوش‌ها می‌خوانند، تکرار می‌کنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. می‌خواستند زمینه را آماده کنند. من آن وقت به دوستان خوب‌مان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن می‌خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگویید. نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاش‌های فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن می‌خواهد این اعتماد را بگیرد.» معظم‌له با اشاره به فرصت‌طلبی و رفتار مقامات غربی و مزدوران و دست‌نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست، فرمودند: «این کاری که در داخل، ناشیانه از بعضی سر زد، این‌ها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است!»[32]

  • نصیحت‌ها و هشدارها

یکی از مؤلفه‌های دیگر در بررسی مدیریت و رهبری امام خامنه‌ای در رویارویی و مقابله با فتنه 88، نصیحت‌ها و هشدارهای معظم‌له است. باب نصیحت و هشدار ترجیحاً معطوف به گروه خواص، نخبگان، جریان‌ها و جناح‌های سیاسی کشور و نامزدهای انتخابات است. شاید دلیل آن، نقش و جایگاه خواص، نخبگان، جریان‌ها و جناح‌های سیاسی در روند تحولات جامعه و میزان تأثیرگذاری آن‌ها و در واقع، سطح انتظار رهبری و مردم از آن‌ها است. از نگاه رهبر معظم انقلاب، مردم با بصیرت ایران، در موضوع انتخابات، مشارکت قابل تحسینی داشته‌اند، اما کارنامه خواص و گروه‌های سیاسی با تأمل نگریسته می‌شود. فتنه 88 نیز نتیجه ماجراجویی برخی از خواص و گروه‌هایی است که مدعی مرجعیت در تحولات سیاسی – اجتماعی بودند. از این رو، رهبر معظم انقلاب خطاب به آنها فرمودند: «آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی و یک عده‌ای از این‌ها حرف‌شنوی دارند، این‌ها خیلی باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آن‌ها کمی افراطی‌گری کنند، دامنه این افراطی‌گری در بدنه مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آن‌ها دیگر نمی‌توانند آن را جمع کنند که ما نمونه‌هایش را دیده‌ایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطی‌گری دیگران دامن می‌زند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج‌ومرج‌ها، آن‌هایند. …دست‌های دشمن را ببینید، گرگ‌های گرسنه کمین‌کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره‌های‌شان برمی‌دارند و چهره حقیقی خودشان را نشان می‌دهند، … انتخابات برای این است که همه اختلاف‌ها سر صندوق رأی حل‌وفصل بشود. باید در صندوق‌های رأی معلوم بشود که مردم چی می‌خواهند، چی نمی‌خواهند؛ نه در کف خیابان‌ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آن‌هایی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفداران‌شان را بکشند به خیابان؛ بعد آن‌هایی که رأی آورده‌اند هم، در جواب آن‌ها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟… الآن همین چند نفری که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادی، از بسیج، جواب این‌ها را کی‌ بناست بدهد؟ واکنش‌هایی که به این‌ها نشان داده خواهد شد – تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند – که بالاخره واکنشی به وجود خواهد آورد، واکنش احساسی خواهد بود. محاسبه این واکنش‌ها با کیست؟»[33] «احساسات جوان‌ها را تحریک نکنند، مردم را مقابل هم قرار ندهند…. یک گروه را علیه آن گروه دیگر، آن گروه را علیه این گروه دیگر تحریک کرد.»[34]«نخبگان سر جلسه امتحانند؛ امتحان عظیمی است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است.»[35]

  • اخطار و اتمام حجت

مواضع و رفتار فتنه‌گران و اصرار آنها بر پیگیری مطالبات ادعایی از بستر اغتشاش و در کف خیابان‌ها نشان داد که آن‌ها به قانون تمکین نمی‌کنند و بی اعتنا به توصیه‌ها و نصیحت‌های حکیمانه و هشدارها و نکوهش‌های عبرت‌آموز رهبری، مصالح انقلاب و امنیت ملی و منافع نظام و ملت را زیر پای توهمات و خواسته‌های نامشروع خود قربانی می‌کنند. اصرار جریان فتنه بر این رویه از همان روزهای نخست مشخص شده بود. اجتماع و اغتشاشات 25 خرداد در حالی رخ داد که روز قبل موسوی با رهبر معظم انقلاب دیدار و گفتگو کرده بود و بیانیه فراخوان پهن شدن هواداران در خیابان در 30 خرداد با هدف گسترش اغتشاشات صادر شد.   از این رو امام خامنه‌ای در همان خطبه‌های نمازجمعه تاریخی خود در 29 خرداد 88 اخطار داده و اتمام حجت فرمودند: «اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه می‌دهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نخواهم رفت. …من از همه می‌خواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آن وقت مسئولیت تبعات آن، هرج‌ومرج آن، به عهده آن‌هاست. …تن دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبه غلطی است. عواقبی هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد.»، «در همین قضایای جاری هم بنده مُصر بودم و هستم و خواهم بود بر اجرای قانون؛ یعنی یک قدم از قانون فراتر نخواهیم رفت.»[36] «برخورد با نظام، برخورد با مبانی نظام، ایستادگی و شمشیر کشیدن روی نظام، جواب تند دارد….بحث دگراندیشی نیست؛ بحث مخالفت است، بحث معارضه است، بحث ضربه زدن است، در مقابل نظام و در مقابل انقلاب شمشیر کشیدن است.»[37] «دستگاه قضا باید نگاه کند، اگر دلایلی برای مجرمیت کسی، چه در زمینه سیاسی، چه در زمینه اقتصادی، چه در زمینه مفاسد گوناگون پیدا کرد، بر طبق او حکم کند.»[38]

  • باب مدارا

مدارا شیوه و رفتاری است که ریشه در معارف دینی و آموزه‌های اسلامی دارد و در سیره نبوی و علوی و همچنین در مکتب سیاسی و سیره عملی امام خمینی برای رویارویی با مخالفان تجربه شده است. بر همین اساس، یکی از تدابیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی اتخاذ سیاست مدارا بود. موافقت با تمدید مهلت پنج روز برای پیگیری شکایات و تصمیم به بازشماری 10درصد از صندوق‌های أخذ رأی به صورت تصادفی و با حضور نمایندگان کاندیداها در همین راستا بود.

قاطعیت و برخورد با فتنه‌گران و عوامل اغتشاش

از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، اقدامات فتنه‌گران مصداق بارز جرم بود و باید با عمل مجرمانه برخورد قاطع و مناسب صورت گیرد. بر همین اساس سیستم قضایی کشور دادگاه متهمان فتنه را برگزار و به اتهامات آنها رسیدگی کرد. در جریان دادگاه و اعترافات متهمان، از ماهیت و برخی زوایای فتنه و سناریوهای قبل و پس از انتخابات پرده برداشته شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در باره مجرمیت فتنه‌گران، فرمودند: «زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگ‌ترین جرمی بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشم‌تان را می‌بندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکت به این عظمت، یک نصاب‌شکنی، یک رکوردشکنی در دنیا در مردم‌سالاری، در دموکراسی‌ای که اینقدر ادعایش را می‌کنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فردای انتخابات بگویند انتخابات دروغ است! این کار کوچکی است؟! این جرم کمی است؟!»[39] «حرکت عظیم روز چهارشنبه نهم دی ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه‌‌‌‌ مجریه، مسئولین قوه‌‌ مقننه، مسئولین قوه‌‌‌ قضائیه، دستگاه‌‌‌های گوناگون، همه می‌دانند که مردم در صحنه‌‌‌اند و چه می‌خواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظایف‌شان را انجام بدهند؛ هم وظایف‌شان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و این‌ها، هم وظایف‌شان در زمینه‌‌ اداره‌‌‌‌‌ کشور.»[40]

 

[1] – البته با حماسه ماندگار نهم دیماه و تکرار این حماسه در 22 بهمن 88، فتنه پایان یافت، اما فتنه‌گران در برخی از مناسبت‌های سال 89 نیز برای احیای فتنه تلاش کردند.

[2] – «این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را ازایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید.» (فرازی از وصیت نامه سیاسی-الهی حضرت امام(ره)، «هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می‌کند، دست خدای متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین‌بن‌علی‌(علیه السلام) را می‌‌‌بیند. این کارها کارهایی نیست که با اراده‌‌‌ امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهی است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسی – که من بارها این را نقل کرده‌‌‌‌ام – به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهی را در پشت این قضایا دیدم.» درست دید آن مرد نافذ بابصیرت، آن مرد خدا.»(بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم در سالگرد قیام 19 دی‏، 19/10/1388).

[3] – سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در سال 1386 طی مصاحبه‌ای با «ذکر»، نشریه حزب مؤتلفه اسلامی در این باره می‌گوید: «گرایش حزب کارگزاران سازندگی برای مدیریت کشور گرایشی لیبرالیستی است.» وی افزود: «ما اصلا معتقد نیستیم اسلام نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد، همانطورکه نظام پزشکی ندارد. اسلام دین هدایت است. همانطورکه نظام مهندسی ندارد نظام اقتصادی هم ندارد. اسلام تنها احکام اقتصادی دارد و نه نظام اقتصادی.» وی در مورد خواستگاه حزب نیز گفت: «کارگزاران، مدیران فن‌سالار و تکنوکرات را نمایندگی می‌کند، تکنوکرات‌گری و فن‌سالاری با سیاست به هیچ عنوان سازگار نیست. تکنوکرات‌ها با هرحاکم و حاکمیتی می‌توانند بسازنند. تکنوکرات‌ها مشکل ساختاری باکسی ندارند.» («تکنوکرات ها با هرحاکمیتی می‌سازند، مباحثه‌ای باحسین مرعشی»، نشریه ذکر، ارگان حزب موتلفه اسلامی، شماره 18، تیر ماه86). سخنگوی حزب کارگزاران بار دیگر در جمع دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان به این موضوع پرداخت و با اشاره به اینکه؛ «در حزب کارگزاران به افراد و انسان‌ها اصالت می‌دهیم و مشی ما لیبرالیستی است نه سوسیالیستی»، افزود: «در جمهوری اسلامی آزادی است و رای مردم مبنای مشروعیت حکومت اسلامی است و ما نیز لیبرال دمکرات مسلمان هستیم و بر این اساس عمل می‌کنیم.»(«حسین مرعشی: ما لیبرال دمکرات مسلمانیم»، خبرگزاری فارس، 16/2/88، شماره: 8802161412).

[4]- بیانات در دیدار مسئولان آموزش و پرورش، 21/5/1371٫

[5]- بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا، 22/4/7113٫

[6]- بیانات در جمع فرماندهان لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)،‌20/3/1375٫

[7]- بیانات در جمع فرماندهان لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)، 20/3/1375٫

[8] – رک: فرمان رهبر انقلاب در مبارزه با مفاسد اقتصادی، 10/2/1380٫

[9]- بیانات در دیدار هیئت دولت، 5/6/1382٫

[10]- بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و اقشار مختلف مردم، 21/4/1378٫

[11]- بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و اقشار مختلف مردم، 21/4/1378٫

[12] – بیش از دو سوم کرسی‌های مجلس ششم (208 کرسی از 297 کرسی مجلس) به نامزدهای جبهه دوم خرداد و جناح اصلاح‌طلب تعلق داشت. «طرح اصلاح قانون مطبوعات، لوایح دوقلو و تهدید به خروج از حاکمیت، نامه‌نگاری به مسئولان نظام، تحصن نمایندگان مجلس ششم» از اقدامات جنجالی نمایندگان این دوره بود. نامه مجلس ششم به مقام معظّم رهبری یکی از این اقدامات بود.

[13] – در نامه اصلاح‌طلبان مجلس ششم به مقام معظم رهبری، با اشاره به فضای سیاسی کشور پس از دوم خرداد 76 آمده است: «با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه‌های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند. با این وضع برای آینده کشور دو حالت بیش متصور نیست؛ یا دیکتاتوری و استبداد، که در خوشبینانه‌ترین حالت فرجامی جز وابستگی و در نهایت فروپاشی یا استحاله ندارد و یا بازگشت به اصول قانون اساسی و تمکین صادقانه به قواعد دموکراتیک.» در بخش دیگری از نامه، با اشاره به تهدیدات خارجی و راه‌حل جلوگیری از عملی شدن این تهدیدات با ادبیاتی سخیف تأکید شد: «آنچه ما می‌فهمیم این است که مسئولان حاکمیت باید صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبیرها پوزش بخواهند و البته این عذرخواهی شکست و عقب‌نشینی از مواضع اصولی نیست، بلکه نشانه فروتنی و بزرگواری است. تعظیم به مردم خود سبب جلوگیری از کرنش به بیگانگان می‌شود. اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود.»( «مشارکت و مجاهدین انقلاب، از انحراف تا فرجام»، امیرحسین ثابتی، پایگاه اطلاع رسانی رجا، (15/2/1389)، کد مطلب 49600) 

[14]- بیانات در دیدار جوانان در مصلای بزرگ تهران‌، 1/2/1379٫

[15] – همان.

[16]- رک: سخنان مجید انصاری در همایش بودجه 87، چالشی نو برای دولت نهم، خبرگزاری فارس، 1/10/1386٫

[17]- رک: سخنان محمدرضا خاتمی عضو ارشد حزب مشارکت، خبرگزاری ایرنا- 26 اردیبهشت 1388.

[18]- رک: سخنان غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران، خبرگزاری کار ایران، 14/9/1387٫

[19]- سایت نواندیش: 21 اردیبهشت 1388.

[20]- خبرگزاری ایرنا: 21 اردیبهشت 1388.

[21]- بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، 15/8/1387٫

[22]- بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادی سنندج، 22/2/1388٫

[23]- برابر توافقات جلسه تصمیم‌گیری، قرار شد که مهدی هاشمی از سوی آیت‌الله هاشمی، علیرضا بهشتی و محتشمی از طرف میرحسین و کرباسچی و الویری از جانب کروبی نمایندگان ویژه این افراد در کمیته باشند.(سایت عصرایران، 20/2/1388).

[24]- سخنان هاشمی رفسنجانی در مراسم سی‌‏امین سالگرد قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی. نقل از خبرگزاری کار ایران-12/9/1387٫

[25] – جمعی از نویسندگان، گذر از فتنه 88، معاونت سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، تهران، اعتدال، 1389 ، جلد اول، ص 54٫

[26]- بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/1388٫

[27]- بیانات در دیدار جمعی از معلمان، پرستاران و کارگران، 9/2/1388٫

[28]-« بنای نظام در اینجا، جذب حداکثری و دفع حداقلی است. این، روش نظام است.»(20/6/1388) « اعتقاد من به جذب حداکثری و دفع حداقلی است(20/6/1388).

[29]- «بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چارچوب‌های قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت»(29/3/1388) «بنده مُصر بودم و هستم و خواهم بود بر اجرای قانون، یعنی یک قدم از قانون فراتر نخواهیم رفت.»( 3/4/1388).

[30] – پیام به مناسبت حماسه‌ پرشور 22 خرداد، 23/3/1388

[31]- بیانات در دیدار نمایندگان نامزدهای انتخابات، 26/3/1388٫

[32]- بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، 29/3/1388٫

[33]-همان.

[34]- بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه‏ قضائیه، 7/4/1388٫

[35]- بیانات در سالروز عید سعید مبعث‏، 29/4/1388٫

[36]- بیانات در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس هشتم‏، 3/4/1388٫

[37]- خطبه‌های نماز جمعه تهران‏، 20/6/1388٫

[38]- بیانات در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی، 4/6/1388٫

[39]- بیانات در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور‏، 6/8/1388٫

[40]- بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام 19 دی، 19/10/1388٫

منبع:سایت هیات رزمندگان

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

"آقای کروبی می‌گفت: من دفعه قبل ۴ میلیون و نیم رأی آوردم و این بار ۳۵۰ هزار، پس یقیناً تقلب شده. ما گفتیم: مردم رأی ندادند، این که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. تنها دلیل موسوی این بود: اگر اعتراض نکنم ۱۳میلیون از من عبور می‌کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، پس از اعتراض برخی از کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گروه 6نفره‌ای را برای رسیدگی به اعتراض کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری را در نظر گرفت تا این گروه برای رسیدگی به شکایات بتوانند مستنداتی را تهیه کنند. این گروه 6نفره را کاظم جلالی، الیاس نادران، علیرضا زاکانی، حجت‌الاسلام سید محمدحسن ابوترابی‌فرد، حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور تهرانی تشکیل می‌دادند. این گروه فعالیت خود را دقیقاً با شروع ناآرامی‌ها در کشور آغاز کرد و با کاندیدای معترض انتخابات و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جلساتی را تشکیل دادند.

بر این اساس سراغ علیرضا زاکانی یکی از اعضای کمیته 6نفره مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به اعتراض کاندیدای معترض بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 رفتیم. در مورد دیدارهای این کمیته با میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پرسیدیم که وی نیز اطلاعات مهمی از جلسات‌شان گفت.

علیرضا زاکانی بین سال‌های 1379 تا 1382 مسئولیت سازمان بسیج دانشجویی کشور را به‌عهده داشت و پس از سازمان بسیج دانشجویی با عنوان «آبادگران ایران اسلامی» کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی شد و در نهایت توانست از مردم تهران رأی اعتماد بگیرد و وارد مجلس هفتم شورای اسلامی شود. وی هم‌اکنون نیز نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی است. زاکانی از چهره‌های شناخته شده تحقیق و تفحص در مجلس و از چهره‌های شاخص و فعال مجلس در مبارزه با فساد است که بیش از هرچیز، وی را در پرونده تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد می‌شناسند.

زاکانی در ابتدای مصاحبه در مورد حوادث کوی دانشگاه بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 گفت: یکی از شرایط تلخی که اتفاق افتاد حادثه کوی دانشگاه تهران بود که یک‌شنبه‌شب، 25 خرداد یک زد‌و‌خوردی صورت گرفت و یک ضرب‌و‌شتم صورت گرفت که محصول تلخی داشت. اول صبح متوجه شدیم چیزی شبیه حادثه سال 1378 تکرار شده است، لذا من خودم را به‌سرعت به کوی دانشگاه رساندم و دیدم که آقای دکتر نادران هم آنجا هستند و بعد آقای دکتر جلالی و سپس آقای ابوترابی‌فرد هم آمدند.

وی همچنین در مورد پیگیری آزادی دانشجویانی که در جریان کوی دانشگاه 25 خرداد بازداشت شده بودند، اظهار داشت: برای همین موضوع و پیگیری بازداشتی‌ها با فرماندهی محترم نیروی انتظامی تماس گرفتم، با اطلاعات هم تماس گرفتم و به پلیس امنیت رفتم و با مسئولین پلیس امنیت جلسه‌ای گذاشتیم و قرار شد که پلیس امنیت به‌سمت بازداشتگاهی که دانشجوها آنجا بازداشت بودند، برود.

زاکانی در مورد تشکیل کمیته 6نفره مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به اعتراضات کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید: در مسیر بودیم که به‌سمت بازداشتگاه‌های دانشجویان بروم که از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد اظهارات میرحسین موسوی در جلسه‌ای که با اعضای کمیته 6نفره مجلس داشت، گفت: آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌‌دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند.

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی همچنین در مورد اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی نیز بیان کرد: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی را که در چهارچوب قانون هست قبول ندارند.

زاکانی در مورد جلسه حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز خاطرنشان کرد: آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. وقتی از آقای هاشمی خواهش شد که شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت: ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد دلایل آقای هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات اظهار داشت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

البته این اظهارات بعداً با واکنش آیت‌الله ری‌شهری همراه بود و آیت‌الله ری‌شهری به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اعتراض کرده و گفته بودند: من چنین حرفی را نزدم.

زاکانی در مورد ادامه اظهارات هاشمی رفسنجانی نیز گفت: آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به‌اندازه پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت این حادثه بسیار سختی است و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود که من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

عضو کمیته 6نفره تحقیق مجلس در مورد دلیل مهدی کروبی برای اثبات تقلب در انتخابات نیز اظهار داشت: جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند این که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی را که در حوزه‌های خراسان شمالی هست، انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین در مورد نامه‌ای که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نوشت ولی خانواده وی نگذاشتند نامه منتشر شود، گفت: ما به آقای هاشمی گزارش دادیم که صحبتی با دوستان شد و هیچ‌کدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی‌گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به‌سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت: من نامه می‌دهم، البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم: به‌هرحال شما موضع خودتان را اعلام کنید، که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5 دیداری بود که من خدمت شما گفتم و پس  از آن هم در چند کار ما ورود جدی داشتیم.

زاکانی همچنین با اشاره به اتفاقات و جرم‌هایی که در دوران بعد از انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت، اظهار داشت: همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام(ره) و به‌نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

متن کامل گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با علیرضا زاکانی به‌شرح زیر است:

تسنیم: آقای دکتر، بعد از انتخابات سال 88 حضرت‌عالی در کمیته‌ ویژه مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بودید. در آن دوره با هریک از کاندیدای معترض انتخابات و آقای هاشمی رفسنجانی دیدار داشتید، در مورد جزئیات دیدارتان با کاندیداها و آقای هاشمی بفرمایید.

ــ زاکانی: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. یک اصل ورود ما به بحث انتخابات در سال 88 و موضوع فتنه به شرایطی برمی‌گردد که در هفته اول بعد از انتخابات اتفاق افتاد. یکی از شرایط تلخی که اتفاق افتاد حادثه کوی دانشگاه تهران بود که یک‌شنبه شب، 25 خرداد یک زد‌و‌خوردی صورت گرفت و یک ضرب‌و‌شتم صورت گرفت که محصول تلخی داشت. اول صبح متوجه شدیم چیزی شبیه حادثه سال 1378 تکرار شده است، لذا من خودم را به‌سرعت به کوی دانشگاه رساندم و دیدم که آقای دکتر نادران هم آنجا هستند و بعد آقای دکتر جلالی و سپس آقای ابوترابی‌فرد هم آمدند.

ما در بدو ورود به کوی دانشگاه یک صحنه بسیار تلخی را مشاهده کردیم و بعد هم به داخل نمازخانه رفتیم، زیرا مسجد را برای ساختن خراب کرده بودند، به‌هرحال در نمازخانه تا قبل‌ازظهر کنار دانشجوها بودیم و هم با مسئولین کوی دانشگاه صحبت کردیم و هم با دانشجوها صحبت کردیم. من خودم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که اولاً با سرعت برای پیگیری موضوع اقدام کنیم تا دانشجویانی را که در کوی دانشگاه دستگیر شدند آزاد کنیم.

ازاین‌رو، به دوستان گفتم که من این موضوع را دنبال می‌کنم، برای همین با فرماندهی محترم نیروی انتظامی تماس گرفتم، با اطلاعات هم تماس گرفتم و به پلیس امنیت رفتم و با مسئولین پلیس امنیت جلسه‌ای گذاشتیم و قرار شد که پلیس امنیت به‌سمت بازداشتگاهی که دانشجوها آنجا بازداشت بودند، برود که در مسیر از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

به‌تبع به‌واسطه شرایط کوی دانشگاه در حقیقت مأموریت بررسی و پیگیری کار کوی دانشگاه هم جزو همین پیگیری‌ها قرار داشت که قرار شد در دفتر آثار شهید مطهری در خیابان پاستور جلسه باشد، لذا بنده به بازداشتگاه نرفتم و مستقیم به دفتر رفتم و دیدم که آقای ابوترابی‌فرد، آقای جلالی، آقای عباسپور و آقای کاتوزیان و آقای نادران هم هستند. هر 6 نفر همان‌جا قرار گذاشتند که ما جلسات و دیدارها را با کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری تنظیم کنیم، لذا قرار ما روز سه‌شنبه 26 خرداد شد که اول با آقای موسوی دیدار داشته باشیم و روز چهارشنبه هم با آقای هاشمی.

همان روزی که راهپیمایی بود (راهپیمایی 25 خرداد) یعنی از بین راهپیمایی به جلسه معاونین رفتیم و فردای روز راهپیمایی یعنی 26 خرداد قرار شد به دیدار آقای موسوی برویم. ما نمی‌دانستیم راهپیمایی هست، بنابراین وقت گذاشتیم که بعدازظهر روز 26 خرداد با آقای موسوی دیدار کردیم و روز 27 خرداد هم با آقای هاشمی و بعد از آنجا رفتیم با آقای محسن رضایی و تا آخر شب هم با آقای کروبی دیدار کردیم که دیدار با آقای کروبی هم دو ساعت به طول انجامید. روز سه‌شنبه ما یک دیدار داشتیم و روز چهارشنبه هم سه دیدار داشتیم و در هفته بعد مجدد در روز یک‌شنبه با آقای هاشمی دیدار کردیم.

جمع‌بندی ما برای صحبت با آقای هاشمی این بود که اگر ایشان اطلاعاتی راجع به اعتراض نامزدها داشتند به ما این اطلاعات را بدهند و اگر هم در واقع آقای هاشمی می‌توانستند فضای التهاب‌آلود را به‌سمت فضای عقلانی سوق بدهند به ما کمک کنند. بعد از جلساتی که داشتیم و در جمع‌بندی من مجدداً از دوستان جدا شده به‌سمت بازداشتگاه رفتم که دانشجویان در آن جمع بودند، تقریباً تا آخر شب نزدیک به 12:30 ــ 1 شب در بازداشتگاه با دانشجوها بودیم که اواخر شب هم آقای رهبر رئیس محترم دانشگاه تهران آمدند و معاون اطلاعات ناجا سردار لشگری هم آمدند و عملاً با چهار تا اتوبوس دانشجوها را شبانه آزاد کردند و با آنها آمدیم تا داخل کوی رفتند و داخل ساختمان‌ها مستقر شدند و ما برگشتیم.

*** به موسوی گفتیم جمع حاضر از یک جناح و سلیقه نیست

روز سه‌شنبه 26 خرداد با آقای موسوی در دفتر کارشان در خیابان پاستور دیدار داشتیم و این دیدار در حدود یک ساعت و نیم طول کشید و آقای موسوی تنها بود و ما 6 نفر با وی صحبت می‌کردیم. یکی از دوستان به آقای موسوی گفت: 2 نفر از دوستان که اینجا هستند به شما رأی ندادند، ــ اسم من و آقای نادران را گفت ــ و دو نفر از نمایندگانی هم که هستند برای شما ستاد برگزار کردند و قطعاً به شما رأی دادند ــ که اسم آقای عباسپور و آقای کاتوزیان را آورد، به‌خاطر اینکه آقای کاتوزیان ستاد اصول‌گرایان حامی آقای موسوی را برگزار کرد و بعد هم گفت: ــ دو نفر هستند ــ که اشاره به خودشان کرد و گفت ــ معلوم نیست چه رأیی دارند. در حقیقت این را بیان کرد که "جمع ما جمع یک‌پارچه‌ای نیست که مثلاً شما فکر کنید برای یک جناح یا یک سلیقه و یک نامزد باشند".

همه بحث با آقای موسوی این بود: ما اینجا آمدیم تا مطالب شما را بشنویم و اگر موضوعی هست که محل شک هست ما موضوع را پیگیری کنیم و حقیقت را معلوم کنیم، لذا حضور در اینجا حضور در جهت فهم اشکالی است که شما با انتخابات می‌بینید و حتماً گفتیم که اگر اشکالی هست شما بگوئید و ما پیگیری کنیم.

در ادامه کار بنده به آقای موسوی گفتم: ما از شما خاطره خوشی از دوره نخست وزیری در ذهن داریم و به‌عنوان یک رزمنده شما نخست‌وزیر دوران جنگ بودید، حال اگر حرف و حدیثی هم هست هنوز این خاطره خوش شما در ذهن ما هست و اینجا هم که آمدیم ما به شما رأی ندادیم ولی علاقه‌مندیم که شما در راستای توانمندی‌های‌تان برای انقلاب در صحنه باشید اما به‌هرحال یک نفر از صندوق رأی بیرون می‌آید و یک نفر رئیس جمهور می‌شود و اگر شما  رئیس جمهور نشدید، دلیل بر این نیست که ما شما را نفی کنیم  و آرزومندیم که شما در صحنه باشید و بتوانید کار کنید ولی دلیل اینکه شما این کار را انجام می‌دهید، چیست و این اعتراضات چیست؟

***تنها دلیل موسوی برای اعتراضات: اگر اعتراض نکنم 13 میلیون از من عبور می‌کند

آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌ دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند. حتی موقعی که جلسه تمام شد، همان‌جا با خداحافظی مناسبی جدا شدیم که دوستانه و خیلی صمیمی بود و اظهار آرزو کردیم که در فرصتی دیگر مجدد بتوانیم این جلسات را ادامه بدهیم.

*** دلیلی از آقای موسوی نشنیدیم/ تلقی کردیم در جلسات بعدی دلایلی را از موسوی بشنویم

وقتی روز چهارشنبه که هر 6 نفر از آقای موسوی دلیلی نشنیدیم، تلقی کردیم که شاید در جلسات بعد بتوانیم دلیلی از آقای موسوی بشنویم. فردای آن روز که روز 27 خرداد بود با آقای هاشمی دیدار داشتیم و آقای هاشمی هم تنها بودند. اولین نفری که صحبت کرد آقای ابوترابی‌فرد بود که ایشان گزارش مثبتی از جلسه ما 6 نفر با آقای موسوی ارائه کرد و فضای مثبتی را منتقل می‌کرد.

*** هاشمی گفت: آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و راه‌های قانونی را هم قبول ندارد

آقای هاشمی وقتی گزارش آقای ابوترابی را شنید، نکته‌ای را گفتند: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی که در چهارچوب قانون هست را قبول ندارند. آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. آقای هاشمی گفت: موسوی می‌گوید: تقلب شده و نتایج انتخابات را قبول ندارم و اینکه در حقیقت راه‌های قانونی را هم قبول ندارم. این سه نفر آمده بودند اعتراض کنند و البته گفتند میزان اعتراض آقای موسوی نسبت به بقیه بیشتر بود.

*** هاشمی رفسنجانی گفت: ما مرجعیت سابق را نداریم

وقتی از آقای هاشمی خواهش شد: شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت: ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم. حال این جوانان و این دانشگاهیان هستند که مرجعیت را دارند و این‌ها که به خیابان آمدند بازنمی‌گردند مگر اینکه چیزی را بگیرند، چه‌بهتر که خودمان پیشقدم شویم و چیزی را به معترضین بدهیم که برگردند.

*** دلیل هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات/ نقل هاشمی از آیت‌الله ری‌شهری

نکته‌ای را که آقای هاشمی گفت این بود که در انتخابات تقلب شده و خود آقای هاشمی هم قائل به تقلب بود و در مورد 2 تا از دلایلش برای تقلب گفت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

*** اعتراض آقای ری‌شهری به آقای هاشمی رفسنجانی

علت دومشان هم که بنده همین‌جا می‌گویم که بعداً وزارت اطلاعات بررسی کرد و نتایج را آقای اژه‌ای وزیر اطلاعات وقت در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به آقای هاشمی گفت که این حرف، حرف دروغی است و به هیچ وجه صحت ندارد و همان‌جا چون نقل از آقای ری‌شهری بود، آقای ری‌شهری هم سؤال کردند که صورت موضوع چیست و موضوع را که گفتند آقای ری‌شهری به آقای هاشمی اعتراض کردند: بنده این حرف را به شما نگفتم.

نکته دوم؛ آقای هاشمی بیانش این بود که آقای محسن رضایی گفت: از40 میلیون رأی، 8 میلیون رأی "آب" است که من سؤال کردم آقا محسن این را گفتند و آقای هاشمی گفت: بله، خود آقای رضایی به من گفتند.

*** اظهار رضایت‌مندی هاشمی از خوش‌برخوردی مأموران در دستگیری فائزه هاشمی

نکته آخر؛ آقای هاشمی از مناظره‌ای که آقای احمدی‌نژاد داشتند و صحبت‌هایی که ایشان داشتند اظهار ناراحتی کرد. همچنین از دستگیری خانم فائزه هاشمی هم اظهار ناراحتی کرد ولی همان‌جا گفت افرادی که خانم فائزه هاشمی را دستگیر کردند با وی خیلی خوش‌برخوردی کردند، ازاین‌رو اظهار رضایت‌مندی کرد.

تسنیم: همسر آقای هاشمی گفته بود اگر آقای موسوی رأی نیاورد مردم به خیابان‌ها بیایند...، آقای هاشمی در مورد این اظهارات همسرشان حرفی نزدند؟

ــ زاکانی: نه! هیچ صحبتی نداشتند. ما در مورد نامه‌ای که چهارشنبه قبل از انتخابات به محضر مقام معظم رهبری داده بودند سؤال کردیم که آقای هاشمی گفت: من نامه را فرستادم و 2 ساعت صبر کردم، به‌دلیل اینکه پیغامی نیامد نامه را منتشر کردم، این محل بحث ما بود. البته آقای هاشمی گفت: بعداً مقام معظم رهبری به من گفت: ای‌کاش شما این نامه را منتشر نمی‌کردید و بعد از انتخابات این کار را انجام می‌دادید.

*** هاشمی گفت: «با شناختی که از رهبری دارم انقلاب را سالم بیرون می‌برد»

روز بیست و هفتم و موقعی که خواستیم برگردیم، آقای هاشمی یک نکته‌ای را گفت، آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به‌اندازه پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت: این حادثه بسیار سختی است، و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود: من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

ما به منزل آقای رضایی در شهرک شهید دقایقی رفتیم که آقای نادران، آقای جلالی، آقای ابوترابی و بنده و آقای دانش جعفری هم بودند (آقای دانش جعفری مسئول ستاد آقای محسن رضایی بودند) طبق معمول نشستیم و بنده راجع به همان سؤال محل اشکالی که آقای هاشمی راجع به 32 میلیون رأی و هشت میلیون رأی اضافی سؤال کردم: شما این را گفتید؟ آقای رضایی تأیید کرد، و گفتم: چه دلیل یا سندی دارید که 8 میلیون از رأی خودساخته است؟ آقای رضایی گفت: به این خاطر که تا ساعت پنج بعدازظهر به ستاد مرکزی وزارت کشور مصرف تعرفه 17 میلیون تعرفه اعلام شده و ساعت 5 بعدازظهر تا ساعت 10 شب، 5 ساعت را ضرب در 60 دقیقه  ضرب در 60 ثانیه و ضرب در 45 هزار صندوق رأی 21 میلیون نفر می‌شود که به‌اضافه این 17 میلیون 32 میلیون نفر است و این میانگینی بود که آقا محسن حساب کرده بود را ضرب در این عدد می‌کرد و می‌گفت که امکان ندارد 21 ــ 22 میلیون پای صندوق رفته باشند.

همان‌جا برای آقای رضایی استدلال کردیم و گفتیم اشکال ما این است که به‌صورت پیوسته مصرف تعرفه اعلام نمی‌شود و ممکن است در یک صندوق 5 بسته مصرف شود و به‌دلیل ازدحام با مرکز تماس گرفته نشود و تعرفه مصرفی اعلام نشود. من به آقای رضایی گفتم: اگر این استدلال شماست، این استدلال از پایه سست است، به‌دلیل اینکه الکترونیکی نیست که در لحظه اعلام شود، و آقای رضایی هم پاسخی نداشت و معلوم بود استدلال غلطی را هدف‌گذاری کردند.

ما با آقای رضایی صحبت کردیم و همه سعی هم بر این بود: اگر شما نسبت به صندوقی یا شرایطی اشکال می‌بینید این را بیان کنید که ما پیرامون آن تحقیق کنیم، و آقای رضایی هم استقبال کرد و ما هم خیلی خوشحال شدیم، به‌خاطر اینکه آقای موسوی در مورد تحقیق در این زمینه استقبال نکرده بود ولی آقای رضایی استقبال کرد و ما خیلی خوشحال شدیم و گفتیم شورای نگهبان هم نظر مثبت دارند به اینکه اگر ما بنای تحقیق داشته باشیم میدان تحقیق را کاملاً باز کردند تا به‌قدر کافی تحقیق کنیم. بااین‌حال در عمل باز هم آقای رضایی پیگیری نکردند، یعنی همان‌جا شماره تلفن ما را خواستند که بعداً هرچه زنگ زدیم و پیگیری کردیم برای بررسی‌های بعدی نیامدند، حدوداً آنجا یک ساعت ــ یک ساعت و‌ نیم جلسه داشتیم.

بعد از منزل آقای رضایی به‌سمت منزل آقای کروبی رفتیم ولی آقای کروبی منزل نبودند. به‌دلیل اینکه ما با آقای کروبی در منزل قرار داشتیم، گفتند که به خیابان گیاهی برویم زیرا محل کار آقای کروبی آنجاست. به محل کار آقای کروبی رفتیم. در بدو ورود موضوعی برای من خیلی جالب بود، به‌دلیل اینکه فکر می‌کردم آقای کروبی از آقای کرباسچی ناراحتی داشته باشد، چون آقای کرباسچی به‌عنوان مسئول ستاد آقای کروبی فعال شد ولی شایع شده بود که کرباسچی در دانشگاه امیرکبیر به آقای موسوی رأی داد و این مسئله برای کسی که نامزد انتخابات است، خیلی دردناک و غیرقابل قبول است. از در که وارد شدیم تعدادی از خانم‌ها و آقایان جوانی آنجا بودند و وقتی وارد شدیم دیدم که آقای کرباسچی هم آنجا نشسته که من خیلی تعجب کردم.

*** دلیل کروبی برای تقلب در انتخابات/ کروبی: قبلاً 4 میلیون رأی داشتم

ما چهار نفر بودیم، آقای گرامی مقدم با آقای کروبی هم بود که جمعاً 6 نفر شدیم. آقای ابوترابی، جلالی، نادران، بنده، آقای گرامی‌مقدم با آقای کروبی. این جلسه نزدیک 2 ساعت طول کشید و جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند، اینکه اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی که در حوزه‌های خراسان شمالی هست را انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نکته دوم که آقای کروبی می‌گفت این بود: وقتی من در خیابان‌ها راه می‌روم و در ماشین به‌سمت خانه می‌روم به نظام «بد» می‌گویند، که ما هم گفتیم: شما حداقل پایین شهر بیایید مردم «خوب» می‌گویند. ممکن است برخی مردم بالای شهر چیز دیگری بگویند و در واقع شما فقط اطراف خودتان را می‌بینید. به‌هرحال در کل آقای کروبی هیچ استدلالی نداشت و هرچه ما گفتیم: بیایید کمک کنیم تا صندوق‌ها را باز کنیم، قبول نکردند و هیچ‌چیزی مستند وجود نداشت. تقریباً ساعت 12 شب شد که از دفتر آقای کروبی بیرون آمدیم و در جمع‌بندی داشتیم این بود که این چهار نفر دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و استدلالی برای حرفهای‌شان ندارند و فقط کلی‌گویی می‌کنند.

*** هاشمی نامه‌ای نوشت ولی خانواده‌اش مانع انتشار نامه شدند

روز یک‌شنبه بود که مجدداً با آقای هاشمی جلسه گذاشتیم، این جلسه بعد از خطبه‌های نماز جمعه مقام معظم رهبری در 29 خرداد بود و آقای هاشمی هم خیلی خوشحال بودند و می‌گفتند مقام معظم رهبری موضع ایشان را مشخص کرده‌اند. ما به آقای هاشمی گزارش دادیم: صحبتی با دوستان شد و هیچ‌کدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی‌گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به‌سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت: من نامه می‌دهم البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم: به‌هرحال شما موضع خودتان را اعلام کنید، که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5 دیداری بود که من خدمت شما گفتم و پس  از آن هم در چند کار ما ورود جدی داشتیم.

در آن ایام ادامه ماجرای مربوط به کوی دانشگاه بود و دیگری پیگیری کار کهریزک بود و نکته سوم هم انعکاس این موارد به جامعه دانشجویی در دانشگاه‌ها و فرستادن یک گزارش به مجلس و روشن کردن ابعاد حوادث و پیوستگی و ارتباط داشتن با دانشجو، لذا مسیری بود که ما به مسیر فتنه آمدیم و معتقد بودیم و هستیم. من در روز سه‌شنبه 2 تیر در مجلس صحبتی کردم مبنی بر اینکه اکثریتی هستند و از پیروزی نامزدشان خوشحال هستند و در حدود 23 ــ 24 میلیون هم هستند و یک اقلیتی هستند که این‌ها اقلیت بسیار بزرگی هستند.

13 میلیون به 2 قسمت تقسیم می‌شوند؛ اولی توده‌های مردم هستند که اکثریت این 13 میلیون هستند که رأی خود را مطالبه می‌کنند و آن دسته اقلیتی هستند که فقط به‌دنبال آشوب هستند. بعدازظهر روز شنبه 23 خرداد در خیابان شهید مطهری تهران آشوب بود، در حالی که رأی‌گیری در حال شمارش بود و بحث این بود که نظام در خصوص اکثریت معترض پاسخگو است اما در مورد اقلیت آشوبگر باید از امنیت کشور، امنیت عمومی مردم و سایرین حفاظت کرد و با آنها برخورد شود. این منطقی بود که دنبال می‌کردیم و همه تلاش این بود که با این منطق ما مسیر پاینده را طی کنیم.

بعداً در 21 دی‌ماه سال 88 رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند مسیری که نظام رفت مسیری بود که درست بود و آن مسیر هم چیزی نبود جزاینکه بتواند با صبر و تحمل و آگاهی‌بخشی راه دریافت درست فتنه را ایجاد کند. مقام معظم رهبری فرمودند اکثریتی در 26 خرداد به خیابان آمدند و رأی خود را مطالبه می‌کردند. در "9 دی" نیز مردم در اعتراض به آشوبگرها به خیابان آمدند که این هنر نظام را نشان می‌دهد. این کل واقعه‌ای است که ما در جریانش بودیم.

البته من به‌خاطر آقای هاشمی یک بخش آن را ذکر کردم و دفتر آقای هاشمی تکذیب کرد اما در صحن علنی مجلس که همه نمایندگان و آن 6 نفر نماینده‌ای که در کمیته ویژه مجلس بودند و آقای ابوترابی هم صحن را اداره می‌کرد، من این خاطره را در نطق پیش از دستور گفتم و به شهادت گرفتم، بعد از آن اگر جایی گفتم دیگر دفتر آقای هاشمی تکذیب نکرد، از این جهت هم گفتم که حرف‌ها واضح و مشخص است.

تسنیم: بر اساس نتیجه‌ای که از کمیته تحقیق مجلس به دست آوردید در همان روزهای اول متوجه شدید که تقلبی در انتخابات نبود و کاندیدای معترض نیز سند یا مدرکی برای اثبات حرف خود نداشتند، بنابراین "اسم رمز آشوب" که آقای ابطحی گفت کاملاً برای همه محرز و آشکار شد. آقای حجاریان هم اذعان کرد که در انتخابات 88 تقلب نشد. آقای زاکانی، شما در مجلس تحرکات را رصد می‌کردید، چه اتفاقاتی بعد از انتخابات از دیدگاه نمایندگان مجلس تکمیل‌کننده "آشوب" بود؟

ــ زاکانی: خوب! اینها جرم‌های بسیار بزرگ داشتند که بزرگ‌ترین آن عبارت از این بود که گفتند: ما جلوی دروغ‌گویی رقیب (احمدی‌نژاد) را گرفتیم، ولی با کمال تأسف خودشان بزرگ‌ترین دروغ که "تقلب در انتخابات" بود را گفتند. این اشخاص از تابستان 87 کمیته صیانت از آرا را با مسئولیت آقای محتشمی تشکیل دادند و دنبال می‌کردند و موضوع معلوم بود که هدف‌گذاری شده است.

در این مسیر هم "دروغ‌گویی" و هم "قانون‌شکنی" آنها جرم بزرگی بود. باز یکی از نکاتی را که آقای موسوی در مناظرات روی آن تأکید داشت، قانون‌مداری بود و نکته‌ای که آقای هاشمی و خودشان در روز 23 خرداد گفتند این بود: تقلب شده است و من قانون را قبول ندارم و روش رسیدگی را قبول ندارم. این اظهارات در حقیقت خلاف شعار قانون‌مداری بود و یک دروغ بزرگ بود که به مردم گفتند.

نکته سوم؛ تهمت بزرگ تجاوز است که جنایت بزرگ مرتکب شدند تا چهره انقلاب و نظام اسلامی را در عرصه جهانی مخدوش کنند که آقای کروبی چهار نفر را معرفی کردند و گفتند: این چهار نفر مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، که هم دو تیم از مجلس و هم تیم 3نفره (آقای محسنی اژه‌ای، حجت‌الاسلام رئیسی و خلفی) تشکیل شده قوه قضائیه بررسی کرد که هر سه تیم به این نتیجه رسیدند این موضوع دروغ محض است و ادعاهایی است که یکی از والدین روانی گفته بود که به فرزندشان تعرض شده است، بعد وقتی فرزند را که آوردند، گفت: مادرم بیمارستان بستری بود و روانی است و توهم دارد و آبروی ما را هم برده است، ما می‌گوییم این نیست و می‌گوید هست. از همین جنس باز گفتند که هر 4 مورد دروغ بود.

کسی  حاضر نشد بگوید این تهمتی که به جمهوری اسلامی و آبروی نظام اسلامی زده شده دروغ بود و نکته بعد از اینکه آنها دروغ تقلب و عدم امانت‌داری به نظام زدند و قانون‌شکنی کردند و از طرفی آمدند تهمت تجاوز را زدند. آقای آخوندی که الآن وزیر محترم راه و شهرسازی هستند روز سه‌شنبه 26 خرداد در محضر مقام معظم رهبری صراحتاً اعلام کرد که در انتخابات تقلب صورت نگرفت. همین آقای آخوندی در تیرماه به آقای زنگنه نامه فرستاد که مجدد یک گروه غیر از مسیر قانونی و مسائل از این دست را دنبال کردند، لذا می‌دانستند که این دروغ و این تهمتی بیش نیست اما بر آن تأکید کردند.

نکته بعدی اینکه با بیان احساسی و کتمان‌کاری هم تلاش کردند اکثریت معترضین را در خیابان نگه دارند و هر درگیری و هر مشکلی بعد از آن اتفاق افتاد، این‌ها در آن شریک بودند. یعنی آنچه خون بر زمین ریخته شد در این‌ها شریک‌اند. آقای موسوی بیانیه‌های متعددی می‌دهد و دائماً دعوت به صحنه می‌کند و در صحنه درگیری ایجاد می‌شود و باز هم اصرار می‌کند.

مقام معظم رهبری در 29 خرداد 88 فرمودند: اردوکشی خیابانی نکنید و هرچه اتفاق بیفتد شما در آن مسئولیت دارید، این عدم مسئولیت‌پذیری و میدان آوردن به‌دروغ در صحنه و سوء استفاده از بخشی از جامعه این جنایت بزرگی است که اتفاق افتاد و در راستای خواست دشمن بود. در این میان هم تکرار اجزای فریب به‌طریقی که افراد را پنهان کردند و گفتند ربوده شده‌اند و یا کشته سازی‌های متعدد داشتند و کارهای مختلفی کردند و سناریوهای متعددی ساختند و به‌نظر همه این‌ها نکاتی است که حکایت می‌کند عده‌ای در داخل کشور برای اینکه به قدرت و به آن جاه و مقام نرسیده‌اند حاضر شدند که همه داشته‌های‌شان را به آتش بکشند  و همه داشته‌های این ملت و سرمایه‌ها و میراث بزرگ شهدا و امام را به تاراج بردند.

*** نفاق و دوچهره بودن در فتنه محل اشکال اصلی است

همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام(ره) و به‌نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

اصلاً در آن جرم و جنایت‌ها آمدند نسبت به شعارهای اساسی انقلاب و آرمان‌های انقلاب و بحث فلسطین و آمریکاستیزی خیانت کردند، تمثال مبارک حضرت امام(ره) را به آتش کشیدند یا آمدند تعرض به هیئات و دسته‌جات، و خانه خدا و مسجد را آتش زدند. این‌ها مورد نفی عده‌ای که زمینه این‌ها را فراهم کردند، نشد تا اینکه مردم به صحنه آمدند و این 8 ماه 8 ماهی بود که مقام معظم رهبری با روشنگری و با بصیرت افزایی به بطن جامعه و استعداد و فوق‌العادگی مردم عزیز سبب شد که این فتنه فروکش کند و آلودگی در 9 دی شسته شود.

تسنیم: آقای زاکانی، خودتان تقریباً وارد بحث "9 دی" شده‌اید. برخی معتقدند اتفاقات روز عاشورا و هتک حرمتی که به مقدسات شد نقش مؤثری در شکل‌گیری حضور مردم در "9 دی" داشت. برخی از سیاسیون نیز می‌گویند حصر آقایان موسوی و کروبی از همان روز 9 دی توسط مردم اتفاق افتاد زیرا حضور مردم در واقع دادگاه افکار عمومی سران داخلی فتنه بود. پس از گذشت 4 سال که جنایات آنها بیشتر آشکار شد و دیگر بر کسی پوشیده نیست سخنگوی دولت می‌گوید: رفع حصر موسوی و کروبی در دستور کار دولت است ولی نمی‌خواهیم آن را رسانه‌ای کنیم، این اقداماتی که صورت می‌گیرد آیا بار دیگر پشت کردن به رأی و حضور مردم در 9 دی نیست؟

ــ زاکانی: من خودم معتقدم که بزرگ‌ترین لطف را نظام اسلامی در حق عناصر فتنه کرد و اتفاقاً اگر کسی مدعی آزادی باشد، نیروهای انقلابی دلسوز هستند که باید مدعی باشند باید محاکمه جدی و علنی صورت بگیرد که معلوم شود این‌ها چه دروغ بزرگی را به مردم گفتند و یا در چه توهمی به سر برده‌اند و به سر می‌برند و مابه‌ازای این جرم و جنایتی که انجام شده برخورد قانونی شود.

من معتقدم اگر این اتفاق بیفتد یک نقطه عطف و یک درس بزرگی برای کسانی است که در آینده بخواهند همچنین جنایتی را مرتکب شوند. حصر این آقایان به‌اعتبار نظر شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته و شورای عالی امنیت به‌عنوان جایگاه فرابخشی آن مرجعیت لازم را برای صیانت از امنیت و ثبات کشور را دارد و بر همین اساس نیز این‌گونه تشخیص دادند. به‌هرحال اگر کسی باید مطالبه کند مطالبه کسانی است که در صحنه‌های مختلف انقلاب بودند و امروز هم معتقد هستند این‌ها باید محاکمه شوند و مجازات شوند و پاسخ جرم و جنایتشان را در همین دنیا ببینند، اگر این شد دیگر طلبکاری پیدا نمی‌شود.

عده‌ای اظهار می‌دارند: اگر مشکلی بوده سال‌ها گذشته و ببخشید! نمی‌دانم این دوستان می‌توانند از خون‌هایی که در آن ایام ریخته شد و افراد و نظام و سرمایه‌ای که از کشور سوخت، بگذرند؟ مثل کسی که جرم قتل انجام داده بگویند مرور زمان شامل حالش می‌شود. نه! این‌گونه نیست، بعضی جرم‌ها مرور زمان شامل حالش نمی‌شود و فرد را به‌سزای عملش می‌رسانیم.

*** فتنه‌ای که شد شدیدتر از قتل و غیرقابل بخشش است

کاری که این آقایان انجام دادند به‌قول قرآن مافوق قتل است و فتنه‌ای که کردند شدیدتر از قتل است، لذا غیرقابل بخشش است و اگر کسی مدعی است به‌اعتقاد من باید نیرو‌های انقلاب باشند که خواستار محاکمه سران داخلی فتنه هستند، نه برای اینکه عده‌ای از رأفت اسلامی بخواهند سوءاستفاده کنند و این جنایت را به دست فراموشی دهند.

تسنیم: آقای دکتر، در روز "9 دی" و تجمع بزرگی که اتفاق افتاد، حضور مردم چه پیامی را منتقل می‌کرد؟

ــ زاکانی: در 9 دی چند نکته بسیار جالب بود؛ اول اینکه ما با موتور به راهپیمایی آمدیم، از بالای خیابان انقلاب به راهپیمایی پیوستیم. اولین نکته عظمت جمعیت بود که غیرقابل باور بود و دومین نکته حضور همه اقشار و همه سنین بود. من در خیابان سمیه پیرمرد و پیرزنی را دیدم که با عصا دست یکدیگر را گرفته بودند و می‌آمدند که گریه‌ام گرفت و گفتم: خدایا، این‌ها دیگر چه تکلیفی دارند که آمده‌اند.

نکته سوم حضور همه سلایق سیاسی بود. من یک دخترخانم محجبه چادری را دیدم که پلاکاردی در دست داشت و روی آن نوشته بود: من به موسوی رأی دادم ولی برائت می‌جویم از کاری که موسوی انجام داده است، و همین طور در خیابان انقلاب داشت می‌رفت که به‌نظرم این را یک حداقلی برای التیام برای خودش می‌دانست.

نکته چهارم اینکه همه حال سوز و گداز و یک حرکت عاشورایی را نمایش دادند و این حرکت در محور ولایت و حمایت از اساس نظام اسلامی که ولایت فقیه است، شکل گرفته بود. خیلی جالب بود که عکس هیچ‌کس را جز امام(ره) و مقام معظم رهبری نمی‌دیدیم که این موضوع خیلی پیام داشت. مردم با چه‌شوری از کسانی که زمینه فتنه را فراهم کرده بودند، اظهار برائت می‌کردند و اظهار دوستی و تعلق خودشان را به اسلام و نظام اسلامی و ولایت فقیه بیان می‌کردند و این تمام گردوغباری که در ایام فتنه بر در و دیوار و پیکره پاک و مطهر جامعه نشسته بود، به‌واسطه صبر و حلم 8ماهه نیروهای مقام معظم رهبری و آن جنایت‌ها و جسارت‌هایی که عناصر فتنه می‌کردند، برداشته شد.

نهایتاً به‌واسطه اهانتی که در عاشورا انجام دادند که بی‌سابقه بود به‌یک‌باره احیا شده بود و در صحنه مردم حاضر بودند و در زمین و زمان از دل و جان می‌جوشیدند و حرکت می‌کردند. به‌نظرم خودجوشی این راهپیمایی ــ به‌دلیل اینکه در بعضی شهرها 8 دی برگزار شد و عمده شهرها 9 دی ــ حکایت از این داشت که مردم حاضر نیستند که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی و پرچم‌داری حق را در این برهه از تاریخ رها کنند و تنها بگذارند.
به‌فرموده امام(ره) در یک برهه‌ای از طرف اسلام ملت ما نمونه و تکرار نشدنی است و من معتقد هستم که به‌یک‌باره باطن مردم و باطن نیروهای معتقد به اسلام از همه طبقات و از همه سلایق سیاسی و از همه افرادی که ظواهر مختلفی داشتند، اما همه این‌ها در نهم دی عیان شد و یک تطهیر و یک پاکی را برای ما به ارمغان آورد. به نظر هم می‌آید 9 دی به‌عنوان یک یوم الله مورد دقت و تأکید قرار بگیرد و خود به‌عنوان یک نقطه عطفی است و یک مشخصاتی دارد که نباید به فراموشی سپرده شود.

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

سوال:شخصى کالایى را سه ماهه به طور نسیه خریده است و بعد از رسیدن موعد مقرّر از فروشنده درخواست نمود که مهلت را تا سه ماه دیگر تمدید کند به این شرط که او هم مبلغى زائد از پول کالا را به او بپردازد، آیا انجام این کار براى آن دو جایز است؟  

جواب: این مقدار اضافى ربا مى باشد و حرام است.

 منبع:اجوبة الاستفتائات ،دین وقرض، س 1776

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

سوال: بعضى از مسلمانان عیدهاى مسیحیان را جشن مى گیرند، آیا این کار اشکال ندارد؟  

جواب: جشن گرفتن میلاد حضرت عیسى مسیح(على نبیّنا وآله وعلیه السلام) اشکال ندارد.

منبع:استفتائات رهبری،تشبه به کفار وترویج فرهنگ آن،س1382

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

سوال: مؤسسات قرض الحسنه هنگام پرداخت وام شرط مى کنند که اگر گیرنده وام پرداخت دو یا چند قسط را از موعد مقرّر به تأخیر بیندازد، صندوق حق خواهد داشت که همه وام را یکجا بگیرد، آیا وام دادن به این شرط جایز است؟  

 جواب:اشکال ندارد.

 منبع:اجوبة الاستفتائات ،دین وقرض، س 1780

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ دی ۱۳٩۳

سوال:بر روى بعضى از نوارهاى قرآن و تواشیح عبارت «حقوق تکثیر محفوظ است» نوشته شده، آیا در این صورت جایز است آنها را تکثیر نموده و در اختیار دیگران قرار داد؟  

جواب: احوط این است که از ناشر اصلى براى تکثیر نوارها و نسخه بردارى از آنها اجازه گرفته شود.

منبع:استفتائات رهبری،حق چاپ وتالیف،سوال1342

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

آیه شماره 160  از سوره مبارکه آل عمران

پذیرفتن خدا به عنوان قدرت برتر

متن آیه: إِن یَنصُرْکُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَکُمْ وَإِن یَخْذُلْکُمْ فَمَن ذَا الَّذِی یَنصُرُکُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکِّلِ الْمُؤْمِنُونَ

ترجمه آیه:اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یارى شما بردارد چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند

تفسیر آیه: پیروزى‏هاى طبیعى تحت‏الشعاع عوامل دیگر واقع مى‏شوند، امّا نصرت و امداد الهى تحت‏الشعاع قرار نمى‏گیرد. «ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم»

پیروزى و شکست هردو با اراده‏ى خداوند است. «ینصرکم... یخذلکم»

ایمان، از توکّل بر خدا جدا نیست. «فلیتوکّل المتوکّلون»

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

آیه شماره 122  از سوره مبارکه آل عمران

همت بزرگ

متن آیه: إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنکُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِیُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

ترجمه آیه: آن هنگام که دو گروه از شما بر آن شدند که سستى ورزند با آنکه خدا یاورشان بود و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند

تفسیر آیه: خداوند از تصمیمات ما آگاه است و پیامبرش را از افکار مردم آگاه مى‏سازد. «اذ همّت»

روزهاى سخت و تجربه از آنها را فراموش نکنید. «اذ همّت»

همه‏ى کسانى که به جبهه جنگ مى‏روند یکسان نیستند. «طائفتان... ان تفشلا»

وجود عناصر سست بنیاد در جبهه‏ها، عامل شکست و خطر است. «تفشلا»

اگر انسان تحت ولایت خدا نباشد، سست مى‏شود. «ان تفشلا واللّه ولیّهما»

خداوند مؤمنان را به حال خود رها نمى‏کند و در مواقع حساس دست آنان را مى‏گیرد. «واللّه ولیّهما»

فکر گناه، اگر به مرحله‏ى عمل نرسد، انسان را از تحت ولایت الهى خارج نمى‏کند. «همّت... واللّه ولیّهما»

یگانه داروى سستى، توکّل بر خداست. که این دارو تنها در دست مؤمنان است. «وعلى اللّه فلیتوکّل المؤمنون»

توکّل بر خداوند، عامل پیروزى است. «همّت... ان تفشلا واللّه ولیّهما و على اللّه فلیتوکّل»

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

آیه شماره 173  از سوره مبارکه آل عمران

امید به خدا برای زندگی بهتر

 متن آیه: الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ

ترجمه آیه: همان کسانى که [برخى از] مردم به ایشان گفتند مردمان براى [جنگ با] شما گرد آمده‏اند پس از آن بترسید و[لى این سخن] بر ایمانشان افزود و گفتند خدا ما را بس است و نیکو حمایتگرى است

تفسیرآیه:در برابر تبلیغاتِ توخالى دشمن نهراسید. «فاخشوهم فزادهم ایمانا»

در جبهه‏ها، مواظب افراد نفوذى دشمن باشید. «فاخشوهم»

قوى‏ترین اهرم در برابر تهدیدات دشمن، ایمان و توکّل به خداست. «حسبنا اللّه و نعم الوکیل»

مؤمن وقتى در گرداب بلا قرار مى‏گیرد، توکّل و اتصال خود را با خدا بیشتر مى‏کند. «زادهم ایماناً»

هم حرکت وتلاش لازم است، هم ایمان وتوکّل. «استجابوا... حسبنا اللَّه ونعم‏الوکیل»

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

1. خرد

2. باورهاى دینى (الف - ایمان ، ب - اعتماد کردن به فضل خدا)

3. کارهاى شایسته و اخلاق پسندیده

الف - رفتارهاى شایسته

ب - حُسن نیت

ج - خوش خُلقى

د - خوش گمانى به خدا

ه - خدمت به مردم

و - سازگارى و مدارا

ز - انس با نیکان

ح - شوخى

ط - قناعت

ى - دوراندیشى

ک - پاک دامنى

ل - چشم پوشى

م - پرهیز از کینه ورزى

ن - رازپوشى

س - دیدار برادران

ع - و این چند صفت ( وفاداری، رعایت حقوق، پایداری در برابر دشواری ها، افطاری دادن روزه دار، تهجد در آخر شب و..)

1. عبادت ها

الف - نماز

ب - نماز شب

ج - روزه

د - یاد خدا و انس با او

ه - تلاوت قرآن

و - درخواست شادمانى از خداوند

2. عناصِر مادى و لذّت هاى طبیعى

الف - خوردن گوشت

ب - خوردن کدو

ج - نوشیدن سرکه

د - به کارگیرى رنگ زرد

ه - استحمام

و - خوابیدن

ز - انگشتر فیروزه به دست کردن

ح - و این چند کار (بوی خوش، لباس لطیف، عسل، نگاه به سبزه زار، سوارکاری، خواندن سخنان دل نشین و حکیمانه، شستن سر با گل خطمی، گفتگو با مردان، شنا، پیاده روی )

3. عوامل غیر ارادى

الف - پیوند روحى

ب - الهام فرشته

پی نوشت :

1 . محمدی ری شهری، محمد، الگوی شادی از نگاه قرآن و حدیث، دارالحدیث، 1391، ص304- 355.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

منافقین حتی پیش از انتخابات نیز در ستادهای برخی کاندیداها حضور داشتند و برخی معتقدند که توهم تقلب، نانی بود که چنین افراد نفوذی در دامان موسوی و کروبی گذاشتند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، اقدامات فتنه‌‌انگیزان داخلی در سال 88 که در پوشش اعتراض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دهم صورت گرفت، محملی مناسب برای گروهک‌هایی به وجود آورد که سالهاست با جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در جنگ بودند. گروهک تروریستی منافقین که از سال 1360 اعلام نبرد مسلحانه با جمهوری اسلامی کرده و در 8 سال دفاع مقدس نیز کمک‌های بسیاری به رژیم صدام علیه ملت ایران کرده بودند، در پی ضربات سهمگین از مردم ایران در ناامیدی محض قرار داشتند اما به خیابان خواندن مردم توسط موسوی و کروبی و اغتشاشات متعاقب آن، فرصتی مناسب برای منافقین به منظور ضربه زدن به ملت ایران فراهم کرد.
منافقین حتی پیش از انتخابات نیز در ستادهای برخی کاندیداها حضور داشتند و برخی کارشناسان معتقدند که توهم تقلب، نانی بود که چنین افراد نفوذی در دامان کاندیداهای شکست‌خورده‌ای همچون موسوی و کروبی گذاشتند و آنها را به رودررویی با نظام و انقلاب کشاندند.
آنچه در ذیل می‌آید گزارشی است از حضور برخی اعضای گروهک منافقین در اغتشاشات 88 و علی الخصوص حضور در ستاد مهدی کروبی از کاندیداهای شکست‌خورده سال 88 که در کیفرخواست متهمان در دادگاه‌های فتنه 88 از آن سخن به میان آمده است:
مأموریت عضو گروهک نفاق برای حضور فعال در اغتشاشات
رضا خادمی با نام مستعار حبیب فرزند عباس متهم است که به ‏واسطه برقراری ارتباط با گروهک تروریستی منافقین علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران اقدام نموده است. متهم مزبور به ‏صورت غیرقانونی از کشور خارج و با حضور در قرارگاه اشرف در عراق و گذراندن دوره‏ های مختلف آموزشی نظامی و جمع آوری اخبار و اطلاعات به کشور بازگشته است.
از دیگر اتهامات وی جذب نیرو برای گروهک منافقین و اعزام آن‌ها به عراق است. متهم هم‏چنین در دوران انتخابات اقدامات تبلیغی متعددی به ‏نفع منافقین از جمله هوا کردن بالن با عکس سرکردگان گروهک منافقین و نصب تراکت و بیانیه در تهران نموده است. وی با ناصر عبدالحسینی، محمد نوری و حسین شیرمحمّدی از دیگر اعضای منافقین در ارتباط بوده است و اقدام به جمع آوری پنهان اخبار و گزارش‏ های مربوط به اغتشاشات پس از انتخابات و حضور فعال در تجمعات غیرقانونی نموده است.
دستگیری عضو گروهک نفاق هنگام پرتاب کوکتل مولوتف به‏ سمت نیروهای انتظامی
خانم عذرا سادات قاضی میرسعید فرزند حسن دارای سابقه محکومیت کیفری و عضویت در سازمان منافقین است. اتهام وی محاربه و افساد فی الارض از طریق تلاش و فعالیت مؤثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی منافقین و همکاری با این سازمان است. دستگیری متّهمه در صحنه ارتکاب جرم و پس از شناسایی وی به‏ عنوان یکی از عوامل اصلی اغتشاش توسط مأمورین امنیتی حین پرتاب کوکتل مولوتف صورت گرفته است.
متّهمه در سال 83 در بمب‌گذاری تهران مشارکت داشته و در انتخابات اخیر اقدام به توزیع اعلامیه به ‏نفع گروهک تروریستی منافقین و جمع‌آوری و ارائه اخبار و اطلاعات به این گروهک کرده است. سوابق سیاسی و حزبی متّهمه از جمله اقرار وی به عضویت در سازمان منافقین در سال 1379 و فعالیت‌‏های وسیع متّهمه در جهت اهداف سازمان مورد اشاره محرز است.
حضور عضو گروهک نفاق در ستاد آقای کروبی و جمع‏‌آوری اطلاعات برای منافقین
ناصح فریدی فرزند محمّد، از طریق تلفن و اینترنت با گروهک منافقین وصل می‌‏شود و سپس با شرکت فعال در تجمعات دانشجویی و صنفی، اقدام به تهیه و ارسال عکس و فیلم و اخبار به گروهک نفاق می‌‏کند. متهم مزبور هم‏چنین مأموریت داشته است اخبار و اطلاعات زندانیان گروهک نفاق را پیگیری واین اطلاعات را به خانواده‏‌های آنان و گروهک منافقین ارسال نماید. وی با حضور دراغتشاشات و تشویق دانشجویان به حضور در تجمعات غیرقانونی، اطلاعات این تجمعات و آشوب‏‌ها را برای منافقین ارسال می‌‏کرده است.
متهم ضمن ارتباط‌گیری با خانواده زندانیان و مصاحبه با آنان، نوارهای مصاحبه را برای سیمای آزادی، صدای آمریکا، رادیو فردا و... ارسال کرده است. وی هم‏چنین خانواده شبنم مددزاده از اعضای گروهک را به سرپل منافقین وصل نموده است. متهم مزبور در ستاد انتخاباتی آقای کروبی حضورداشته است.
دستگیری اعضای گروهک نفاق در جلسه سامان‏دهی آشوب‏‌ها
آقای امیرحسین فتوحی فرزند حسن، از عناصر فعال گروهک منافقین است که در اغتشاشات اخیر نقش مؤثری داشته و در جلسه تشکیلاتی گروهک دستگیر شده است.
آقای مهدی شیرازی فرزند احمد از دیگر اعضای گروهک تروریستی منافقین است که در جلسه سازمان‏دهی اعضای گروهک منافقین جهت دامن زدن به آشوب‏‌ها و اغتشاشات دستگیر شده است.
همکاری و ارتباط با اعضای گروهک منافقین در اغتشاشات اخیر
آقای حسام سلامت فرزند محمّد، متهم به همکاری و ارتباط داشتن با ضیاء نبوی از عناصر مرتبط با گروهک منافقین در داخل کشور است. وی هم‏چنین ارتباط نزدیکی با شورای محرومین از تحصیل دارد که این شورا تحت نفوذ و هدایت منافقین می‌‏باشد. متهم مزبور از فعالین و محرکین شرکت در تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات ریاست جمهوری بوده است و اخبار و گزارش‏‌های مربوط به اغتشاشات را از طریق مجید دری که از سرپل‏‌های منافقین در داخل است، برای رسانه‏‌های بیگانه و منافقین ارسال کرده است.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

«تقلب، اسم رمز آشوب‌ها بود.» این جمله معروفی است که یکی از متهمان فتنه سال 88 در دادگاه رسیدگی به اتهاماتش بیان کرد. در آن زمان هنوز هم فتنه‌گران خود را با نام «معترضان به نتایج انتخابات» عنوان می‌کردند و اعتقاد داشتند به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، معترضند. حالا پنج سال از آن زمان گذشته و تاکنون افراد زیادی در طیف‌های مختلف سیاسی کشور به تقلب نشدن در انتخابات ریاست جمهوری اعتراف کرده‌اند. اما اگر در خوشبینانه‌ترین حالت فرض را بر معترض بودن این افراد بگذاریم و نه فتنه‌گر بودن، اعتراض آن‌ها به چه بود و چرا ادعا می‌کردند که در انتخابات 88 تقلب صورت گرفته است؟

*چه کسی گفت «تقلب»؟

اولین کسی که بعد از اعلام شدن نتایج انتخابات، نتیجه را باور نکرده و سعی کرد باخت خود به رقیب را با واژه تقلب تویجه کند، میرحسین موسوی بود. در حالی که مردم خود را آماده برگزاری جشن بزرگ‌ترین و شکوه‌مند‌ترین انتخابات طول دوران نظام جمهوری اسلامی می‌کردند، بازنده انتخابات که در شب پایان رای‌گیری و قبل از آغاز شمارش آراء خود را پیروز انتخابات عنوان کرده بود، نتوانست نتیجه نهایی را بپذیرد و جمله معروف خود را در بیانیه شماره اولش بیان کرد: «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمی‌شوم.»

میر‌حسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده در ظهر روز شنبه 23 خرداد ماه، بیانیه‌ای را منتشر کرد که آغاز‌گر آشوب‌ها و اغتشاشات چند ماهه بعد از انتخابات شد. وی در این بیانیه ضمن توصیف کردن مسئولان انتخابات به «شعبده بازانی» که امانتدار نبوده و برای «حاکمیت دروغ و استبداد» تلاش می‌کنند، اعلام کرد که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمی‌شود». اودر این بیانیه خواهان ابطال انتخابات شد و بعداز او نیز اولین گروهی که صحبت‌های او را تکرار کرده و خواهان ابطال نتایج انتخابات شد، مجمع روحانیون مبارز بود.

مجمع روحانیون مبارز البته از واژه تقلب استفاده نکرده و به جای آن «مهندسی انتخابات» را به کار برد و پس از آن سازمان مجاهدین نیز با ورود به عرصه بیانیه‌نویسی، این بار بیانیه‌ای شدید‌اللحن را علیه دولت نوشته و نظام جمهوری اسلامی را متهم به «راه‌اندازی انقلاب مخملین» علیه مردم کرد! سازمان مجاهدین در بیانیه خود نوشت: «آنچه در این انتخابات رخ داد، علاوه بر تقلب و تخلفات گسترده و بی‌سابقه در صندوق‌های رای، سو استفاده حداکثری از تمامی امکانات و فرصت‌های در اختیار برای مهندسی آراء و رای سازی بوده است.»

مهدی کروبی نیز که آرائی پایین‌تر از آراء باطله را در این انتخابات به دست آورده بود، علی‌رغم اینکه در روز رای‌گیری اعلام کرده بود «وقتی نتایج اعلام می‌شود، همه ما باید قبول کنیم و از تخریب دیگران بپرهیزیم. نباید به کسانی که درصدد ایجاد شبهه در انتخابات هستند، میدان بدهیم»، پس از مساعد دیدن فضا وارد میدان شد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: «نتایج اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآامده از آن فاقد وجاهت ملی و صلاحیت ملی است و از این رو آقای محمود احمدی‌نژاد را رییس‌جمهور ایران نمی‌دانم.»

* دلایل ادعای تقلب شدن در انتخابات و پاسخ‌های وزارت کشور

بیانیه‌های اول میر‌حسین موسوی و سایر حامیان وی در گروه‌ها و احزاب مختلف بیشتر لحنی احساسی داشت و نشاندهنده سرخوردگی شدید از عدم توانایی در رای آوردن بود. با این حال با مرور زمان که رهبر معظم انقلاب شخصا وارد عمل شده و با دعوت از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی از آن‌ها خواستند مدارک و اسناد خود را در رابطه با وقوع تقلب به مراجع ذی‌صلاح ارائه دهند، بیانیه‌هایی از جانب این افراد منتشر شد که موارد بسیاری را به عنوان دلایل تقلب در آن ذکر کرده و با این حال سند محکمی برای این دلایل ارائه نکرده بودند. در اینجا به 8 مورد از این دلایل و توضیحاتی که وزارت کشور بعد ازآن در مورد این دلایل ارائه کرد، مطرح می‌شود. این توضیحات خود نشان‌دهنده دو نکته مهم در حوادث پس از انتخابات است اول اینکه وزارت کشور، شورای نگهبان و شخص مقام معظم رهبری تلاش زیادی کردند که به مدعیان تقلب ثابت کنند نظام جمهوری اسلامی در رای گیری از مردم، امانت را رعایت کرده و به رای مردم احترام می‌گذارد. و دوم اینکه اگر اعتراض به صورت رسمی و قانونی و همراه با دلایل و اسناد متقن ارائه می‌شد، در سازو‌کاری که توسط شورای نگهبان و وزارت کشور تدارک دیده شده بود، به خوبی می‌توانست به بار بنشیند و نیازی به اعتراضات خیابانی و به آتش کشیدن مساجد و پایگاههای بسیج نبود.

با این حال میر حسین موسوی، مهدی کروبی و حامیانشان ترجیح دادند همانطور که راه اول را نادیده می‌گیرند و در عین حال فشار بر وزارت کشور و شورای نگهبان را افزایش می‌دهند، در عرصه اعتراضات خیابانی نیز به گونه‌ای عمل کنند که یادآور‌‌ همان تئوری تئوریسین این جبهه باشد که می‌گفت «تنها راه اصلاحات برای باقی ماندن در کشور، فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا است و یا اینکه اصلاحات برای زنده ماندن باید خون بدهد!»

البته بعد‌ها فتنه‌گران و روزنامه‌نگاران وابسته به آن‌ها که بعد از حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری از کشور خارج شدند، با برپایی ماه‌ها جلسه و تدارک اطلاعاتی عظیم، سعی کردند در گزارشی 300 صفحه‌ای دلایل تقلب در انتخابات را بیان کنند که این جزوه نیز با تمام تبلیغات صورت گرفته در مورد آن نتوانست افکار عمومی و حتی افکار فتنه گران را برای دلایل تقلب قانع سازد.

1- پلمپ شدن صندوق‌های رای

نمایندگان میر‌حسین موسوی در سر صندوقهای رای از این مسئله شکایت کرده بودند که چرا صندوقهای رای قبل از رفتن آن‌ها به محل‌های رای‌گیری پلمپ شده بود. آنها این مساله را نشانه‌ای از تقلب شدن در انتخابات می‌دانستند. وزارت کشور در این خصوص پاسخ داد که طبق قانون انتخابات، صندوق‌ها باید قبل از رای‌گیری در محل حوزه رای‌گیری پلمپ شوند و به همین دلیل به نمایندگان نامزدهای انتخاباتی اطلاع داده شده بود که باید راس ساعت 7 صبح در محل رای‌گیری حضور داشته باشند تا از نزدیک شاهد پلمپ شدن صندوقهای رای باشند اما ساعت 8 صبح، مردم برای رای‌گیری پشت در حوزه‌ها صف کشیده بودند و خبری از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی که بعدا به این روند اعتراض کردند، نبود.

حوزه‌های رای‌گیری موظف بودند راس ساعت 8 صبح صندوق‌ها را برای رای‌گیری آماده کنند و به همین دلیل تاخیر این افراد باعث به تعویق افتادن روند رای‌گیری نشد. در عین حال درقانون هیچ سخنی از الزام حضور نمایندگان کاندیدا‌ها برای پلمپ صندوق‌ها وجود ندارد و با این حال اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان میر‌حسین موسوی و کروبی برای نظارت در محل‌های اخذ رای بودند و شاهد چگونگی پلمپ شدن صندوقهای رای بودند.

2- حضور نمایندگان نامزد‌ها در محل رای گیری

آنطور که ستادهای میر‌حسین موسوی نیز اعلام کرده بودند، تعداد ناظرین وی در صندوق‌های رای از تمام ناظرین دیگر نامزدهای انتخاباتی بیشتر بود. این اولین انتخاباتی بود که نامزدهای انتخاباتی تعداد نمایندگان زیادی را برای حضور در پای صندوق‌های رای انتخاب می‌کردند. با این حال روند و پروسه اداری این کار برای معرفی نمایندگان نامزدهای انتخاباتی توسط بسیاری از ستاد‌ها به صورت ناقص انجام شد و تعدادی از این افراد نتوانستند پای صندوق‌ها حاضر شوند. ستاد تبلیغاتی میر‌حسین موسوی با این حال از همین موارد کم و کوچک نیز استفاده کرد تا عنوان کند در انتخابات تقلب شده است.

وزارت کشور در انتخابات 88 برای اولین بار در جهت سهولت اعطای کارت حضور در پای صندوقهای رای سایتی اینترنتی را تهیه و از نامزدهای انتخاباتی و ستاد‌هایشان در تمام شهرستان‌ها خواست از طریق این سایت درخواست حضور خود را ارائه کنند. با این حال در تاریخ پانزدهم خرداد و زمانی که تنها کمتر از یک هفته به برگزاری انتخابات مانده بوداز میان تمام ستادهای انتخاباتی، ستاد انتخاباتی موسوی بیان کرد که در شهرستان‌ها نمایندکان ناظر با این روش آشنایی ندارند و درخواست کرد که کار تهیه کارت به صورت دستی و با حضور نمایندگان انجام گیرد. همین کار نیز با وجود اینکه تمامی نامزدهای دیگر از‌‌ همان سایت استفاده کرده بودند، مورد قبول قرار گرفت و با این حال نمایندگان در روز حضور برای دریافت کارت نیز مدارک خود اعم از شناسنامه و کارت ملی را همراه نداشتند که بتوانند کارت ورود به محل‌های اخذ رای را دریافت کنند.

به گفته وزارت کشور، در این مورد نیز با این افراد همکاری‌های زیادی صورت گرفت و در کل نمایندگان موسوی توانستند در 40 هزار و 676 محل رای‌گیری حضور پیدا کنند که این میزان به معنای حضور نمایندگان این نامزد انتخاباتی در 90 درصد صندوقهای کل کشور بوده است.

3- افزایش صندوقهای ثابت و سیار

حامیان و اعضای ستاد موسوی تعداد بالای صندوقهای رای‌گیری سیار را یکی دیگر از مورادی می‌دانستند که نشان می‌داد در انتخابات تقلب شده است. آن‌ها البته در این مورد به قانون انتخابات هم اشاره داشته و بیان کرده بودند که شعب سیار تنها برای مناطق صعب‌العبور طراحی شده است در صورتی که همواره در انتخابات‌های قبلی نیز صندوقهای سیار نه تنها برای مناطق صعب‌العبور، بلکه برای مناطق شهری، بیمارستان‌ها، پادگان‌ها، مناطق کم جمعیت و موارد دیگر هم تشکیل می‌شده است.

از سوی دیگر این تنها انتخاباتی نبود که صندوق‌های رای‌گیری سیار در آن نقش عمده‌ای داشته‌اند. در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری نیز از مجموع 41 هزار و 71 صندوق اخذ رای، تعداد 14 هزار و 102 صندوق سیار بوده‌اند که این به معنای این است که تعداد صندوقهای رای‌گیری سیار به میزان 33 درصد از کل صندوق‌ها بوده است. با این حال در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از مجموع 45 هزار و 713 صندوق، تعداد 14 هزار و 294 صندوق سیار بود که این به معنای کم شدن میزان صندوق‌های سیار و رسیدن آن به مرز 30 درصد کل صندوق‌ها بوده است.

4- افزایش چاپ تعرفه انتخاباتی

مهم‌ترین دلیل اعضای ستاد موسوی برای انجام شدن تقلب، افزایش چاپ تعرفه بود. وزیر کشور در آن زمان در گفت‌و‌گو با صدا و سیما دلایل این مسئله را با اطلاعات دقیق و جزیی در این خصوص فاش کرد. آن‌ها اعلام کرده بودند که بیشتر از تعداد واجدین رای تعرفه چاپ شده است.

با این حال وزیر کشور در پاسخ به این ادعا بیان کرد که همواره در تمام انتخابات‌ها به دلیل اینکه تخمین دقیق و بدون خطای واجدین شرایط در هر استان و شهرستان و روستا‌ها غیر ممکن است، باید همیشه تعرفه برای موارد اضطراری به صورت چاپ شده و آماده وجود داشته باشد. با این حال در دوره دهم از انتخابات ریاست‌جمهوری، به منظور صیانت از آراء مردم کلیه تعرفه‌ها دارای سریال و کد مخصوص استانی بوده است و امکان جابه جایی رای‌ها به این طریق از بین رفته بود تا امکان حفظ رای مردم با ضریب امنیتی بیشتری میسر گردد. در هیمن حال ستادهای میر حسین موسوی که از زمان آغاز رای‌گیری و حتی قبل از آن کلید پروژه تقلب را زده بودند، در روز رای‌گیری بار‌ها در سایت‌های خود از مردم خواسته بودند به دلیل اینکه در مساجد امکان تقلب در انتخابات بیشتر است به حوزه‌های رای‌گیری در مدارس بروند و آنجا رای بدهند! به همین دلیل حوزه‌های مدارس شلوغ‌تر از حد معمول بود و با کاهش میزان تعرفه مواجه شده بودند که اگراین تعرقه چاپ نشده و در اختیار آنان قرار نمی‌گرفت، امکان اخذ رای از مردم نبود.

5- محدود کردن زمان رای‌گیری

بخی از ستادهای تبلیغاتی موسوی بیان کرده بودند که در تعدادی از حوزه‌های انتخابیه، زمان برای اخذ رای محدود شده بود و بسیاری از مردم نتوانسته بودند رای خود را به صندوق بیاندازند و این نشانه‌ای از وجود تقلب در انتخابات است! این مسئله اما با جضور میلیونی و بی‌نظیر مردم در پای صندوق‌های رای زیر سوال رفت و این شبهه با وجود رای 40 میلیونی مردم در انتخابات به کلی از بین رفت. البته ستاد انتخابات وزارت کشور نیز 4 بار زمان رای گیری را تمدید کرد و در ‌‌نهایت نیز اعلام کرد که تا زمانی که مردم در بیرون از شعب منتظر انداختن رای خود به صندوق‌ها باشند، شعب باید رای مردم را اخذ کنند. حوادث بعد از انتخابات نشان داد تنها کسانی که از حضور 40 میلیونی مردم در پای صندوقهای رای ناراضی بودند، همین فتنه‌گران بودند و کاری کردند که شیرینی این حضور و پیروزی بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی به تلخکامی تبدیل شد.

6- حضور نداشتن نمایندگان نامزدهای انتخاباتی برای شمارش آراء

فتنه گران به راحتی هر اتهامی را به نظام و دولت برای چگونگی اجرای انتخابات زدند و هیچ سندی را در این باره ارائه ندادند. با این حال وزارت کشور به نقل از نمایندگان خودشان در پای صندوقهای رای، صحت ادعا‌هایشان را زیر سوال برد. موسوی بیان کرده بود که نمایندگانش در پای صندوقهای رای شاهد تقلب در انتخابات بوده‌اند اما هیچ کدام از این نمایندگان چنین مسئله‌ای را تایید نکردند و وزارت کشور اعلام کرد که صندوق‌ها در حضور نمایندگان نامزدهای انتخاباتی شمارش شده و بعد از شمارش نیز امضا و اثر انگشت آن‌ها پای برگه‌های نتیجه آراء ثبت شده است و اگر نماینده‌ای به این روند اعتراض داشت، می‌توانست برگه را امضا نکند. اما همه نمایندگان موسوی در محل اخذ رای و بعد شمارش آراء برکه‌های نتایج را امضا کرده بودند.

7- نحوه اعلام نتایج

بیشتر اتهاماتی که ستادهای تبلیغاتی موسوی علیه دولت مطرح ساختند، به خاطر اقداماتی بود که وزارت کشور برای اولین بار و برای سهولت مردم در دستیابی به نتیجه آراء و همچنین شفاف شدن مسئله رای‌گیری و شمارش آراء انجام داده بود. یکی از این موارد، نحوه اعلام نتایج بود. در تمام دوره‌های گذشته، وزارت کشور وقفه‌ای 12 ساعته را برای اعلام نتایج اولیه انتخابات داشت اما در دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری، وزارت کشور به صورت لحظه به لحظه هر آماری را که از صندوقهای رای اخذ می‌کرد، به مردم اعلام می‌کرد.
وزیر کشور هم در این باره گفته: «ما مردم را نامحرم ندانسته و سعی نمودیم هر نتیجه‌ای که به ستاد انتخابات کشور می‌رسد را در اختیار مردم قرار دهیم.

8- مشارکت بالای 100 درصدی در برخی استان‌ها

یکی دیگر از دلایل ستادهای تبلیغاتی موسوی برای بیان اینکه درانتخابات تقلب شده است، این بود که در 70 حوزه انتخابیه، رای دهندگان بیشتر از واحدین شرایط بوده‌اند. وزارت کشور و شورای نگهبان بیان کردند که این رقم درست نیست و بسیار کمتر از 70 حوزه انتخابیه بوده و در عین حال به دلیل اینکه این انتخابات در ماه خرداد و زمان مسافرت‌های تابستانی انجام شده بود، تعداد زیادی از مردم در زمان مسافرت رای داده‌اند. بسیاری از این مناظق مناطق ییلاقی بوده‌اند که مردم برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به آنجا رفته بودند. برای مثال در طرقبه مشهد، یا مناطق ییلاقی شمال کشور، تعداد رای دهندگان بیشتر از واجدین شرایط بوده است. البته این در سایر موارد انتخابات نیز مسئله‌ای پدیرفته شده بوده چرا که بسیاری از دانشجویان و سربازان در محل کار و تحصیل خود رای داده‌اند.

9- داماد لرستان و فرزند آذربایجان

شاید به جرات بتوان گفت که تنها دلیلی که تا کنون وزارت کشور و سایر نهادهای فعال در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری درخصوص بروز تقلب در انتخابات نتوانستند بدان پاسخ علمی و منطقی دهند، شبهه‌ای است که خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی مطرح کرده. او در گفت و گو با شبکه تلوزیونی بی‌بی‌سی فارسی نتیجه آرا را دقیقا عکس واقعیت دانسته و با بیان اینکه نسبت آرای موسوی به احمدی‌نژاد 4 به 1 بوده، به چرایی تقلب پرداخت و گفت: «یک نقاطی هستند که خودشان نشان دهنده نادرست بودن میزان آراست. مثلا ترک‌زبان‌ها و مردم آذربایجان فرزند خودشان را‌‌ رها نمی‌کنند تا به فرد دیگری رای بدهند یا خود بنده که بار‌ها گفتم من لر هستم و آقای موسوی هم گفته داماد لرستان است، لر‌ها داماد خودشان را‌‌ رها نمی‌کنند و به احمدی‌نژاد رای بدهند. این دو مورد برای ما ملاک است که باقی موارد هم همینطور است....ما نمی‌دانیم چگونه با این صندوق‌ها عمل شده و رأی‌ها چگونه دست برده شده و چه بوده، فقط می‌دانیم که نسبت موسوی به احمدی‌نژاد 4، 5 به یک یا 4 به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلاً 3 به 1.5 باشد.»

هر چند که وزارت کشور تا کنون به این ادعا پاسخی نداده است ولیکن در همان زمان در بین مردم این سوال مطرح بود که چگونه مردم لرستان زمانی که یکی از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، لر است، باید فرزندشان را رها کنند و به دامادشان رای دهند؟ شاید همین دلیل نیز مستندترین و علمی‌ترین پاسخ به شبهه مطرح شده از سوی همسر میرحسین موسوی بوده باشد.

10- رای من کم شده، حتما تقلب شده

از دیگر دلایل سران داخلی فتنه برای تقلب، به اظهارنظر مهدی کروبی بازمی گردد. او که در رقابت‌های انتخاباتی سال 84 با وعده 50 هزار تومان به هر ایرانی وارد رقابت‌های انتخاباتی شده بود، توانست بیش از 4 میلیون رای را متوجه خود کند، در انتخابات ریاست‌جمهوری اسل 88، نه تنها میزان رایش به یک میلیون نرسید، بلکه در بین 4 کاندیدا، پس از آرای باطله نفر پنجم شد و همین کاهش شدید رایش را در طول 4 سال را نشانه تقلب در انتخاباتدانست.

علیرضا زاکانی عضو کمیته 6نفره تحقیق مجلس در مورد دلیل مهدی کروبی برای اثبات تقلب در انتخابات گفته: جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: «من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد.» گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار رای، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم به تو رأی ندادند که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی را که در حوزه‌های خراسان شمالی هست، انتخاب کنید، و اصرار از ما بود که این کار را انجام بدهید. آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳

خاتمی با اعلام پیروزی موسوی در انتخابات، آن هم درست زمانی که حدود ۳ ساعت از آغاز رای گیری گذشته کلید یک ماجرای خطرناک به نام فتنه را روشن کرد.فتنه 88 که واقع شد، بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب بر این باور بودند که عده‌ای فریب خورده‌ سیاسی با اشتباهات مکرر سیاسی مرتکب جرائمی شده‌اند که بخشش آن اشتباهات غیرعمدی و سیاسی، هم شرعی است و هم قانونی.

اما با این وجود فقط یک نگاه اجمالی به آنچه که در روز برگزاری انتخابات 22 خرداد سال 88، نشان می‌دهد که برنامه‌ای در کار بوده و جمعی از اصلاح‌طلبان با برنامه قبلی و ساز و کار مشخص وارد میدان مبارزات انتخاباتی شده‌اند.

چراغ اول این ماجرا را "محمد خاتمی رئیس‌جمهور  اسبق" روشن کرد، آنجایی که ساعت 12:10 دقیقه روز برگزاری انتخابات، سایت یاری نیوز از سایت‌های نزدیک به خاتمی که بعدها به علت تخلفاتی فیلتر شد، به نقل از خاتمی مطلب مهمی را منتشر کرد.

"خاتمی: میرحسین موسوی پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری شده است" این جمله‌ای بود که سایت یاری نیور منتشر کرد و بعد از آن به طور کاملا برنامه‌ریزی شده یک سناریوی هوشمندانه به نام "تقلب" با هدفی خاص آغاز شد، که سید محمدعلی ابطحی معاون پارلمانی و رئیس‌ دفتر خاتمی بعدها در دادگاه محاکمه‌اش از تقلب به عنوان "اسم رمز آشوب" یاد کرد.

اندکی بعد و در ساعت 13:11، سایت قم نیوز که تحت مدیریت ابوالفضل فاتح رئیس کمیته اطلاع رسانی ستاد موسوی بود، به نقل از فاتح نوشت: پیروزی مهندس موسوی با فاصله زیاد قطعی است. همه برای این پیروزی یک سجده شکر بدهکاریم.

ساعتی بعد و در ساعت 19:01 ، قلم نیوز که به ارگان رسمی اطلاع‌رسانی ستاد موسوی تبدیل شده بود، به نقل از فرشاد مومنی عضو ستاد موسوی نوشت: میرحسین موسوی در آستانه شکستن رکورد 30 میلیون رأی است و در ساعت 20:21 نیز در خبر دیگری اعلام کرد که موسوی بیش از 60 درصد آرا را کسب کرده است.

سایت جمهوریت که گردانندگان آن در دادگاه از حمایت‌های مهدی هاشمی رفسنجانی از این سایت خبر داده بودند، نیز در ساعت 21:06 خبری را با عنوان "خاتمی به میرحسین تبریک گفت" منتشر کرد تا حلقه پیروزنمایی میرحسین موسوی با اراسل پیام‌های تبریک از سوی سران جریان دوم خرداد کامل‌تر شود.

علی اکبر محتشمی پور

در آخرین ساعات رأی گیری هم علی‌اکبر محتشمی‌پور رئیس کمیته موسوم به صیانت از آرای موسوی، با سوالی از سوی خبرنگاری مواجه می‌شود که از وی در باره موج‌سازی اصلاح‌طلبان درباره اعلام پیروزی موسوی قبل از اعلام نتایج رسمی و قانونی پرسید.

خبرنگار از محتشمی‌پور در جمع خبرنگاران می‌پرسد که چه شواهدی برای پیروزی موسوی در کشور دارید؟ محتشمی‌پور هم در پاسخ به این سوال زیرکانه خبرنگار، بدون اینکه سندی ارائه کند، می‌گوید: چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

محتشمی‌پور، بعد از این پاسخ هم از برگزاری جشن پیروزی موسوی در تاریخ‌های 23 و 24 خرداد خبر می‌دهد، در حالی که هنوز فرآیند برگزاری انتخابات پایان نیافته و مردم در حال انداختن رای‌های خود در صندوق های رای بودند.

نکته قابل توجه این بود که سایت کلمه همان زمان در گزارشی نوشت که «80 درصد از نمایندگان کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی موفق به حضور در پای صندوق‌های رای شدند» ولی بعد از اعلام نتایج انتخاباتی که اکثریت نمایندگان موسوی در پای صندوق‌های رای حضور داشته و بر فرآیند برگزاری نظارت داشتند، هم موسوی و هم سایت‌های رسمی متعلق به ستاد وی، انتخابات و نتایج آن را مخدوش اعلام کردند.

در پایان پازل روشن کردن چراغ یک ماجرای خطرناک، میر حسین موسوی با حضور در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی و ساعت‌ها قبل از اعلام نتایج رسمی توسط شورای نگهبان و وزارت کشور، طی سخنانی خود را پیروز انتخابات اعلام کرد. "برابر اطلاعاتی که از ستادهایمان در سطح کشور داریم، برنده قطعی با نسبت آرای بسیار زیادی اینجانب هستم."

با همین فرآیند برنامه‌ریزی شده که محمد خاتمی آغازگر آن بود، سرانجام فتنه‌ای در کشور به پا شد که 8 ماه به طول انجامید و خسارت اقتصادی، اجتماعی و روانی فراوانی به جامعه و کشور وارد ساخت.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢ دی ۱۳٩۳

پیام زندگی علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) چیست؟ ما که نباید فقط به مرقد امام علی ‌بن‌ موسی‌ الرضا اظهار ارادت کنیم ؛ او امام ماست، زندگی او برای ما درس است، از زندگی او باید درس بگیریم؛ زندگی او برای ما یک پیامی دارد، آن پیام چیست؟ من آن پیام را در یک کلمه خلاصه می‌کنم. بدانید پیام زندگی پرماجرای علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌الصّلوةوالسّلام به ما عبارت است از مبارزه‌ی دائمی خستگی‌ناپذیر.

بیانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوی 03/09/1363

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت