با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

امام جواد (علیه السّلام) می فرمایند:

الثِّقَةُ بِاللهِ ثَمَنٌ لِکُلِّ غَالٍ، وَسُلَّمٌ إلَی کُلِّ عالٍ.

اعتماد به خداوند بهای هر امر گران بها و نردبانی به سوی هر بلندی است.

بحار الأنوار، ج 75، ص 364

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:

المُؤْمِنُ یَحْتاجُ إلَی ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٌ مِنَ اللهِ، وَواعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٌ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

مؤمن نیازمند سه ویژگی است: توفیقی الهی، واعظی درونی و پذیرش نصیحتِ کسی که او را نصیحت میکند.

منتهی الآمال، ج 2، ص 554

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

از وهب نقل شده که روزی شیطان برای حضرت یحیی (ع) آشکار شد ، اظهار داشت میخواهم تو را نصیحت کنم یحیی گفت من به نصیحت تو تمایل ندارم ، ولی از وضع و طبقات مردم مرا اطلاعی بده ، شیطان گفت بنی آدم از نظر ما به سه دسته تقسیم میشوند : 1. عده ایکه مانند شما معصومند ، چون از آنها مایوسیم از دستشان راحتیم میدانیم نیرنگ و حیله های ما در آنها تاثیر نمی کند 2. دسته ای هم برعکس در پیش ما شبیه توپی هستند که در دست بچه های شما است ، به هر طرف بخواهیم آنها را می بریم کاملا در اختیار ما هستند 3.طایفه سوم رنج و ناراحتی برای ما از هر دو دسته قبل بیشتر دارند یکی از ایشان را در نظر می گیریم جدیت زیاد می کنیم تا او را فریب دهیم ، همین که فریب خورد و قدمی به میل ما برداشت یک مرتبه متذکر میشود و از کرده خود پشیمان میگردد ، روی به توبه و استغفار می آورد ، هرچه رنج برای او کشیده ایم از بین می برد باز برای مرتبه دوم در صدد اغواء و گمراهیش بر میآییم این بار نیز پس از موفقیت که به گناه او را میکشیم فورا متوجه شده توبه میکند نه از او مایوسیم و نه می توانیم مراد خود را از چنین شخصی بگیریم پیوسته برای اغواء این دسته در رنجیم. (خزائن نراقی صفحه 368 ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 230)

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

شخصی خدمت یکی از علمای بزرگ آمد و گفت: «آقا! اسم اعظم خدا چیست؟»

عالم بزرگوار او را در نزد خود نگه داشت

تا اینکه در یک شب بسیار سرد آن مرد را صدا زد و فرمود:

همین الان به فلان نقطه از بیابان کنار شهر برو در آنجا چاهی وجود دارد یک مقدار از آن چاه آب بیاور،

این بنده خدا به راه افتاد و خود را به آن چاه رسانید و مقداری آب برداشت و برگشت.

در مسیر بازگشت ناگهان شیر درنده‏‏ای مقابلش ظاهر شد او دست و پای خود را گم کرد و نگران و مضطرب شد

فریاد زد «(بسم‏الله الرحمن الرحیم) یا الله» و به زمین افتاد و غش کرد

وقتی به هوش آمد دید از آن شیر خبری نیست خود را به منزل آن عالم بزرگوار و اهل معنی رسانید

عالم به او فرمود: «چرا اینقدر دیر کردی؟»

آن مرد جریان را برای عالم تعریف کرد

عالم فرمود: همین کلمه‏ ای را که گفتی خودش اسم اعظم خدا بود

چون از صمیم دل و در حالت اضطرار بیان شده بود،

شرایطش باید فراهم گردد تا به هدف اجابت برسد

شما هم در آن حالت ترس و دلهره و اضطراب دل از همه بریدی سیم دل خود را از همه قطع نمودی

و به خدا متصل کردی و گفتی: «(بسم‏الله الرحمن الرحیم) یا الله» شرایط فراهم شد و دعایت مستجاب گردید.

--------------------------------------------------------------------

ر.ک: داستانهایی از بسم الله الحمن الرحیم، 2/81_80

منبع: هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

همه‌ى فتنه‌ها با دوستى دنیا آغاز مى‌شود. واقعش هم همین است. به دنیا که نگاه مى‌کنیم، مى‌بینیم که در طول تاریخ ریشه‌ى همه‌ى فتنه‌ها و گمراهیها و جاهایى که حق و باطل به هم مخلوط شده است، در حب دنیاست. کسانى بوده‌اند که به خاطر حب به دنیا و مقام و جاه و حب به اهل و رفقا، کارى را شروع کرده‌اند و فتنه‌اى را به وجود آورده‌اند. واقعا این موضوع یکى از آن حکم عجیب است. هر جاى دنیا که نگاه مى‌کنید، مى‌بینید که همین گونه است.

بیانات در آغاز درس خارج فقه

14/06/1374

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

این‌که مى‌بینید جنجال علیه جمهورى اسلامى زیاد است، دلیل اقتدار ماست. امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) یک وقت فرموده بودند اگر جمهورى اسلامى چیزى نیست، چرا این‌قدر علیه آن صف‌آرایى مى‌کنند؟ اگر اهمیتى ندارد، چرا براى مقابله‌ى با آن، این‌قدر خودکشان مى‌کنند؟ این، دلیل اقتدار جمهورى اسلامى است.

مقام معظم رهبری

از بیانات در دیدار با کارگزاران نظام – 8/ 8/1384

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

- انتظار بیجا

گرگى پاره استخوانى بلعید و در گلویش خزید. مرغى سر در حلق وى برد تا استخوان را بیرون آورد.سپس از گرگ مطالبه حق الزحمه نمود.
گرگ گفت : چقدر بى حیا هستى ، سرت را در دهان من فرو بردى ، و سالم بیرون آوردى ، اجرت هم مى خواهى !؟

- شرمسارى محتضر

پادشاهى به محتضر دانائى گفت : مرا درباره بازماندگانت سفارشى کن .
محتضر دانا: شرمسارم اگر سفارش بنده خدا را به غیر خدا کنم .

- شعار نویسى

بهلول : بر دیوار کاخ هارون این عبارات را نوشت :
اى هارون ، گل و گچ را بر افراشتى و مرتبه رفیع دادى ، ولى دین و قرآن را فرو گذاشتى و اعتنا نکردى .
اگر این کاخ را از مال خود ساخته اى اسراف کرده اى ، و خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.و اگر از مال مردم ساخته اى ، ظلم کرده اى ، و خداوند ستمکاران را دوست ندارد.
- گفتگوىبهلول و هارون

روزى بهلول هارون را موعظه کرد. هارون ابتداء گریست . سپس او راتحسین کرد و دستور داد به او جایزه بدهند.
بهلول گفت : مرا احتیاجى نیست . آنرا بر گردان به کسانى که این اموال را از آنان گرفته اى .
هارون گفت : پس براى تو مستمرى قرار مى دهم که زندگى تو تاءمین شود.
بهلول سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و گفت : من و تو هر دو روزى خواران سفره گسترده خدا هستیم . محال است خداوند بیاد تو باشد و مرا فراموش نماید.
- زهدهارون

روزى هارون زاهدى را دید، گفت : فلان زاهد مشهور توئى ؟
گفت : فلانى من هستم ، ولى زاهد نیستم بلکه تو زاهدى !
هارون : چگونه ؟

زاهد گفت : زهد من از جیفه گندیده دنیا است ، در حالى که به نعمات فراوان آخرت دل بسته ام . ولى تو به این دنیاى بى مقدار قناعت نموده اى ، و بهشت و آنهمه نعمات و لذات آخرت را ترک کرده اى

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

این‌جاست که سخن امام فقید ما، آن داعى الى‌الله و فانى فى‌الله آشکار مى‌شود که اسلام را به اسلام ناب محمدى(ص) و اسلام امریکایى تقسیم مى‌کرد. اسلام ناب محمدى، اسلام عدل و قسط است؛ اسلام عزت و اسلام حمایت از ضعفا و پابرهنگان و محرومان است؛ اسلام دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان است؛ اسلام جهاد با دشمنان و سازش‌ناپذیرى با زورگویان و فتنه‌گران است؛ اسلام اخلاق و فضیلت و معنویت است.

14/04/1368

پیام به حجاج بیت الله الحرام

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

اینها که به صورت منافقین پیش آمدند و در میدان مسلمین واقع شده‏اند و مى‏خواهند کارشکنى کنند براى اسلام و مسلمین، باید هرچه از آنها پیدا کردند، هر پرونده‏اى که از اینها پیدا کردند این را نشان بدهند تا معلوم بشود که اینها جزو منافقین‏اند. و با آنها مبارزه کنند، تا معلوم شود، خوب با یک کاسبى که خیلى هم آثار سجده در جبینش هست، یا یک نویسنده‏اى که از اول که وارد مى‏شود «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» در کلامش مى‏نویسد و بعد هم از «جمهورى اسلامى» شروع مى‏کند [ستایش‏] کردن و [تمجید] کردن، تعریف کردن. لکن از زیر لطمه بر اسلام وارد مى‏شود. با این نمى‏شود الآن کارى کرد. هر کارى بخواهید بکنید مى‏گویند او یک مسلمان است؛ یک آدم حسابى است.

نمى‏شود، این تا افشاء نشود. تا مشتش باز نشود توى مردم. این مقدس مآبى که هر روز مى‏رود پشت سر فلان آقا نماز مى‏خواند و گاهى هم سهم امام مى‏دهد براى اغفال آن آقا، لکن در واقع مخالف با این رژیم است و مى‏خواهد بزند این رژیم را و از هم بشکند، مشکل است با او معارضه کردن. این را جز افشاگرى الآن جور دیگر راه نداریم. راه این است که مطالب اینها و خیانتهاى اینها را هرکس پیدا کرد این را بگوید که این‏طور شد.

صحیفه امام، ج‏11، ص: 236

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

وحدت ملى چگونه تأمین مى‌شود؟ یکى از عواملى که وحدت ملى را تأمین مى‌کند، این است که آن کسانى که سخنشان در میان مردم، حوزه‌ى تأثیرى دارد - یا مسؤولند، یا چهره‌ى موجه دینى‌اند؛ چهره‌ى روحانى‌اند، چهره‌ى سیاسى‌اند - در اظهارات خودشان کارى نکنند که یک گروه و جناح از مردم، دلهایشان نسبت به دیگران چرکین شود. فتنه‌انگیزى نکنند. البته فتنه‌انگیختن و بد دل کردن مردم نسبت به یکدیگر، یکى از مواد برنامه‌اى است که دشمنان نسبت به این ملت در نظر دارند. همین رادیوهاى بیگانه و همین مراکز خبرى، شاید بشود گفت نصف حرفهایشان طراحى شده است، براى این‌که بتوانند دلهاى گروهى از مردم را نسبت به گروه دیگرى بدبین و مکدر کنند. اصلا مى‌نشینند طراحى مى‌کنند که این طور بگوییم که این اثر را بکند. کسانى که زبان و قلمشان کار مى‌کند، در درجه‌ى اول باید این را رعایت کنند که آنچه مى‌گویند، ایجاد بدبینى نکند. مردم نسبت به یکدیگر بدبین شوند، یا مردم نسبت به مسؤولان بدبین شوند؛ این باز یک نوع فتنه‌سازى و گناه دیگرى است. بعضى افراد همه‌ى همتشان این است که با شایعه‌پردازى، با جعل خبر و با پرداختهاى تقلب‌آمیز خبر - ممکن است یک خبر اصلش هم راست باشد، اما به نوعى آن را پردازش کنند تا مطلب دروغ و خلاف واقعى را در ذهن مخاطب القاء کند - دلهاى مردم، جوانان و خوانندگان و شنوندگان خودشان را نسبت به مسؤولان نظام بدبین و آنها را دچار تردید کنند. این کار چه فایده‌اى دارد؟ جز کند کردن حرکت پیشرفت ملت و کشور، هیچ فایده‌ى دیگرى ندارد. جز این‌که مسؤولان را در این کار مردد کند، مردم را نسبت به آینده ناامید سازد و نیروى عظیم امید را از مردم بگیرد، هیچ فایده‌اى ندارد. بعضى کسان سعى مى‌کنند افرادى را به همه‌ى نظام و یا به برخى از مسؤولان نظام بدبین کنند؛ در حالى که اگر حقیقتا سخن حقى وجود داشته باشد، آن سخن حق ممکن است از طریقى به گوش مسؤول یا مسؤول مافوق او منتقل شود که آثار بسیار بهترى هم داشته باشد. حادثه‌اى اتفاق مى‌افتد، ترورى مى‌شود، جنایتى در جایى انجام مى‌گیرد؛ آن قدر حرف خلاف، توهم‌آمیز و حیرت‌آور براى خواننده از زبان کسانى که هیچ احساس مسؤولیتى نمى‌کنند، شنیده مى‌شود! آن کسانى که از واقعیتها خبر دارند، مى‌بینند که چقدر اینها یا دورند، یا خودشان را عمدا از واقعیت دور نگه مى‌دارند. اینها مسائلى است که وحدت ملى را خدشه‌دار مى‌کند. بنابراین، وحدت ملى یکى از اساسى‌ترین خواسته‌هاى یک ملت است.

بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس

06/01/1379

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

در باب بزرگان دین

امام حسن (ع)
امام حسن مجتبى‏ کارى کرد که جریان اصیل اسلام در مجراى دیگرى، جریان پیدا بکند؛ منتها اگر نه به شکل حکومت - زیرا ممکن نبود - لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند.
دوران امام مجتبى‏(علیه‏الصّلاةوالسّلام) و حادثه‏ى صلح آن بزرگوار با معاویه، یا آن چیزى که به نام صلح نامیده شد، حادثه‏ى سرنوشت‏ساز و بى‏نظیرى در کل روند انقلاب اسلامىِ صدر اول بود.
صلح امام حسن، صددرصد منطبق بر استدلال منطقى بود.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

صبر پیامبران

در زمان هارون الرشید ، مردی ادعای پیامبری کرد . او را پیش هارون الرشید آوردند . خلیفه دستور داد تا پیامبر دروغین را تازیانه بزنند . او را بر زمین انداختند و پشت و پهلوی او را با شلاق سیاه کردند ، و آن بدبخت ، موقع شلاق خوردن ، ناله و فریاد می کرد و خیلی بی صبری می نمود . مأمون که کودکی بیش نبود و در آن جلسه حضور داشت ، نزدیک آمد و خطاب به آن مرد گفت : فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل (احقاف /34 صبر کن همانگونه که پیامبران الوالعزم صبر کردند.

..............................................

مؤذنی اذان می‌گفت و مردم به تعجیل و شتاب ، روی به مسجد می‌نهادند و برای صف نماز جماعت از هم سبقت می‌گرفتند. ظریفی حاضر بود گفت: واللّه اگر مؤذن به جای حَیّ عَلی الصلاة، حَیّ علی الزکات می‌گفت، مردم در فرار از مسجد بر همدیگر سبقت می‌گرفتند!

 ..............................................

یکی از خلفای عباسی که بسیار ظالم و ستمگر بود به یکی از ندیمان خویش گفت: ‌برای من لقبی پیدا کن که پسوند آن اسم اللّه باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه، آن ندیم پس از لحظه‌ای گفت: هیچ لقبی برای تو مناسب‌تر از «نعوذُ باللّه» نیست!

 ..............................................

 شخصی شنید که در شب قدر هزار مرتبه سوره إِنّا أنزلناهُ، باید خواند آن شب هزار مرتبه سوره مبارکه را خواند. متأسفانه إِنّا أنزلنا فی لیلة القدر… می‌خواند صبح آن روز او را دیدند که تسبیح در دست دارد و می‌گوید هُ هُ هُ هُ … به او گفتند چرا چنین می‌گویی؟ گفت: دیشب هُ إنّا أنزلناه را نگفته‌ام، اکنون دارم جبران می‌کنم.

 ..............................................

روزی فردی داخل مجلس امیری گردید، و در حضور امیر یک طبق شیرینی بود.امیر به خدمتکارش گفت:یک عدد شیرینی به او بدهید.آن فرد چون شیرینی را خورد گفت:ای امیر، پروردگار متعال در سوره یس فرمود:فارسلنا الیهم اثنین امیر دستور داد یک عدد دیگر به او دادند.چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید :«فعزّزنا بثالث» امیر گفت: یکی دیگر به او بدهند.چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید:«فخذا اربعة منّ الطّیر».امیر گفت یکی دیگر به او دادند.

چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید:«فخذوا اربعة منّ الطّیر»،امیر گفت: یکی دیگر به او دادند.گفت خدا می‌فرماید:«خمسة سادسهم کلبهم».یکی دیگر به او دادند.گفت: خدا می‌فرماید:«انّا خلقنا السّموات و الارض فی ستّة ایّام».یکی دیگر به او دادند گفت:خدا می‌فرماید:«سبع سموات طباقاً» یکی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید:«ثمانیة ازواج».یکی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید :«تسعة رهطٍ».یکی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید:«تلک عشرة کاملة».باز یکی به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«احد عشر کوکباً».باز یکی دیگر به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«انّ عدّة الشّهور عندالله اثنی عشر شهراً» یکی میز به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«ان یکن منکم عشرون صابرون»،هست عدد دیگر نیز به او دادند.

گفت:خدا بعد از آن می‌فرماید:«یغلبرا مأتین».پس امیر دستور داد شیرینی را با طبقش پیش او گذاشتند.

گفت:ای امیر اگر چنین دستور نمی‌دادی هر آینه آن آیه شریفه را می‌خواندم که خدا می‌فرماید:«فارسلنا الی مأة الف او یزیدون»

امیر گفت:مرحبا به هوش و ذکاوت تو، چه بسیار خوشدل شدم از کلمات تو که از قرآن کریم بیان داشتید. 

..............................................

دلیل ترک نماز
فردی نماز نمی‌خواند ، به او گفتند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ جواب داد: مگر قرآن نمی‌خوانید؟ قرآن می‌فرماید: لا تقرَبو الصَّلاة ؛ نزدیک نماز نشوید و بقیه آیه را که چنین است نخواند: لا تقرَبوا الصَّلاةَ و اَنتُم سُکری ؛ نزدیک نماز نشوید در حالی که مستید.

 ..............................................

اطمینان قلبی

همسایه (اصمعی) از او چند درهم قرض کرد. روزی اصمعی به او گفت : آیا به یاد قرضت هستی؟ همسایه جواب داد: بله آیا تو به من اطمینان نداری؟ اصمعی گفت: چرا مطمئنم ، اما مگر نشنیده‌ای که حضرت ابراهیم علیه‌السلام به پروردگارش ایمان داشت و خداوند از او پرسید: «اَوَ لَم تومِن ، مگر ایمان نیاورده‌ای) و ابراهیم علیه‌السلام پاسخ داد: (بَلی وَلکِن لِیَطمئنَّ قَلبی ؛ چرا ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.)

..............................................

بهره اندک

روزگاری مردم دمشق به بیماری طاعون گرفتار شدند. در این هنگام (ولید بن عبد الملک) تصمیم گرفت که از آنجا خارج شود. به او گفتند : مگر سخن خدای بزرگ را نشنیده‌ای که می‌فرماید : قُل لَن یَنفعکُم الفِرار اِن فَرَرتُم مِن الموت اَو القَتلِ ، و اذاً لا تَمتَعون اِلا قلیلاً ؛ بگو از مرگ یا کشته شدن فرار کنید سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت ولید گفت : من فقط همان بهره کم را می‌خواهم نه چیز دیگری را!!

 ..............................................

شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد. به بهلول گفت: هیچ شباهتی بین من و تو هست؟
بهلول گفت: البته که هست.
مرد ثروتمند گفت: چه چیز ما به همدیگر شبیه است، بگو! بهلول جواب داد: دو چیز ما شبیه یکدیگر است، یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است و دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است.!

 ..............................................

می گن با فرید و مجید و حمید جمله بساز ، می گه :
شما ۲ نفرید
به قرآن مجید
عین همید

 ..............................................

امام کاظم علیه السلام فرمودند:
افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.
التماس دعا

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

لطفا حکم برداشتن ابرو در دختران را هم از نظر شرعی و هم از نظر عرفی را در جامعه ما بیان فرمایید؟

 شرعاً اشکالی ندارد ولی اگر در عرف محل کار خلافی محسوب می شود بهتر اجتناب از آن است.

از بخش استفتائات سایت آیت الله مکارم شیرازی

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

وصیت نامه شهداء را مطالعه کنید که انسان را می لرزاند و بیدارمیکند.‍ [امام خمینی (ره)]

فرازی از وصیتنامه سردارشهید مهدی آقایی سروری .

ولادت : 1341/تبریز

شهادت : 1362/جزایر مجنون

پشتیبان ولایت فقیه باشید . از این سنگر اسلام که حافظ خون شهدا و نگهدار دین و کشور است به خوبی نگهداری کنید.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

سوم خرداد یادآور دلاورمردی های رزمندگان اسلام در فتح غرورآفرین خرمشهر قهرمان مبارک باد

   
   
   

در آفتابِ لخته ی خونین شهر

گویاترین قصیده ی باران سرخ

بر سنگفرش کوچه و برزن،

پیام داد، تا مردِ استوار

خود را در آستانه ی خون و شرف

چون بیتِ تازه ای بِسُراید

به متن خاک

به رنجبارتر موسمی که

خون تذروِ عاشق، اندیشه هات را

در چله ی شبانه شکوفنده می کند.

گویاترین قصیده، بارانِ آفتاب،

در بستر رگان زمین،

خون نامه ی خروش شمایان است،

ای مرد سرخ جامه ی خونین شهر!

در سُرب ریز فصل،

بر سرخ بوته ها، چه رفت،

که اینک،گویاترین قصیده ی بارانِ خون،

بر بامِ مسجدِ خرمشهر،

تعریف آن حکایت نا گفته را،می کند.

سوگند!خونین شهر!

و چگونه قسم نخورم،

با اینکه،لخت، کرامتِ تنِ این شهر است،

که در آیینِ عشق

گویاترین قصیده ی بارانِ سرخ را،

در ما،قیامت نفس صبح رحمت است.

ای قبله ی نماز شرف!جانباز!

حاجت به چلچراغ شقایق نیست،

دریادلانِ حادثه بسیارند،

تا گویاترین قصیده ی باران نور را،فانوس،

از استخوانِ نهنگان کنند،

روشن به بام مسجد خرمشهر.

وقتی خونابه ات

تصویری از پرنده ی آزادی است،

گویاترین قصیده ی باران سرخ را،

یک شب پرنده ای کُن و...

در شهرِ خون بخوان!

منبع :کتاب حماسه های خرمشهر

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

در حدیث قدسى ، پیامبر از طریق الهامات و القائات غیبى ، معانى و مفاهیم را دریافت مى کند و خود پیامبر قالب و الفاظ متناسب براى افاده آن معانى را اختیار مى نماید.

پس در حدیث قدسى معنى از خدا، و لفظ از پیامبر است، ولى در قرآن مجید هر دو، هم الفاظ و هم معانى، از طریق وحى بر پیامبر نازل مى شود، وپیامبر حتى در الفاظ هیچ تصرفى نکند.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

1 - دخالت مرد در تصمیمات همسرش

دین اسلام تا چه اندازه به مرد اجازه می دهد که در تصمیمات همسرشان دخالت کند؟

در مواردی که مربوط به حقوق زوج می شود مانعی ندارد ولی سزاوار است زوجین با تفاهم و محبت و مشورت با یکدیگر مسائل خود را حل کنند.

2 - ازدواج با زنان چشم آبی

آیا روایت یا حدیثی درخصوص عدم ازدواج با افراد زاغ چشم یا چشمهای رنگی داریم یا خیر؟ چون فردی اظهار می کرد که از یکی از ائمه (ظاهراً امام باقر(ع)) روایتی در این خصوص داریم.

روایاتی در وسائل الشیعه ، ج 14 ، ابواب مقدمات النکاح ، باب 20 مستدرک الوسائل ، ح 14 ، ابواب مقدمات النکاح، باب 19 در مدح زنان چشم آبی آمده است.

3 - تشکیل خانه های فساد

وقتی به ما میگویند چرا نباید که در جامعه خانه های فساد هم باشد تا هر کس که نیاز دارد به آنجا برود و در نتیجه دیگر مزاحم دیگران نشود چه جواب دهیم؟

مفهوم این سخن این است که ما برای این که غذای فاسد در گوشه و کنار نخوریم مرکزی درست کنیم که غذای آن فاسد باشد و همه علاقمندان به آن مرکز بروند و مسموم شوند.
بهترین راه برای پرهیز از این گناه ازدواج سالم و آسان و پرهیز از فیلم های بدآموز و مانند آن است.

4 - حکمت عدم جواز ازدواج مسلمان با کافر

حکمت عدم اجازه ازدواج مسلمانان با کافر یا مشرک چیست؟

معمولاً همسر در برابر دین همسرش آسیب پذیر است بنابراین نباید به غیر مسلمان ازدواج کرد به علاوه وضع دینی فرزندان به خطر خواهد افتد.

5 - دیدن فیلمهای مستهجن همراه با همسر

آیا دیدن فیلمهای مستهجن برای زن وشوهر اشکال دارد.

جائز نیست.

6 - عدم محرمیت دایی و عموی همسر

لطفا حکم دایی وعموی همسر از جهت محرمیت را بفرمایید

دائی و عموی همسر محرم نیستند.

7 - حکم الحب وتبادل الصور والتکلم فی الزواج

هل الحب حرام فی الاسلام، وهل یجوز تبادل الصورة للزواج لکی یرى کل منهما الآخر، وهل یجوز لکل منهما ان یتحدثا ویتعرفا فی الاماکن العامة کالجامعات مثلا.

لا مانع من الحب و تبادل الصور و التکلم بالمقدار اللازم کمقدمة للزواج.

8 - اختلاف سن در ازدواج

چهل وهفت سال سن دارم ازنظر شرع اختلاف سن ازدواج چقدر باید باشد؟

اختلاف سن در ازدواج حدّ معینی ندارد ولی بهتر این است که فاصله زیادی نباشد تا پیوند آنها دوام بیشتری داشته باشد.

9 - آزمایش خون قبل از عقد

احتراماً، خواهشمند است بفرمایید:
آیا شرعاً لازم است قبل از خواندن صیغه عقد دائم دختر و پسر آزمایش خون بدهند؟

واجب نیست ولی احتیاط ترک نشود.

10 - وظیفه کسانی که عقد دائم خوانده اند ولی جواب آزمایش آنها همخوانی ندارد

اگر دختر و پسری آزمایش خون دادند ولی نتیجه آزمایش به گونه ای بود که با یکدیگر همخوانی نداشتند، در حالیکه صیغه عقد دائم قبلاً خوانده شده بود تکلیف آنها چیست؟

احتیاط آن است که اگر طرفین راضی باشند با طلاق از همدیگر جدا شوند مبادا فرزندان آنها دچار اشکال شوند.

11 - کتک زدن همسر

آیا مرد می تواند همسر خودش را کتک بزند یا نه؟ اگر می تواند تا چه حد؟

جائز نیست.

12 - ازدواج با دختری که با او زنا کرده

اگر کسی با دختری زنا کرده باشد آیا باید با او ازدواج کند؟ لطفا توضیح دهید

چنین الزامی وجود ندارد، ولی اگر او را فریب داده باشد و یا بدون رضایت او ازاله بکارت کرده باشد جریمه های سنگینی دارد.

13 - حرمت خواهر و دختر کسی که لواط داده بر لواط کننده

اگر کسی با پسر عمویش لواط کرده باشد آیا میتواند با خواهر او ازدواج کند؟

مادر، خواهر و دختر پسری که لواط داده بر لواط کننده حرام است، در صورتیکه لواط کننده بالغ باشد و دخول انجام شده باشد.

14 - ازدواج نکردن به دلیل مشکلات اقتصادی

وضعیت اقتصادی آیا عذری برای ازدواج نکردن کسی که ازدواج بر او واجب است، می باشد؟

چنین شخصی با توکل بر خداوند اقدام به ازدواج کند ان شاء الله مشکلات اقتصادی برطرف خواهد شد. و سعی کند به سراغ کسی برود که به زندگی ساده راضی باشد. و مراسم را نیز به سادگی برگذار کند.

15 - خروج از منزل بدون اذن شوهر

آیا زن اجازه دارد بدون اذن و اجازه شوهرش به سر کار برود و اگر رفت مال بدست آمده چه صورتی دارد.
ضمنا آیا زن میتواند از نظر شرعی بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شده و به بهانه دیدار با خانواده اش منزل را ترک کند.
اگر زنی که در دادگاه محکوم به تمکین شده تمکین نکند و از شوهرش متابعت ننماید میتواند به بهانه زیارت مستحبی به سفر برود؟

از قضیّه شخصیّه اطلاعی نداریم ولی بطور کلّی اگر زن قرار دادی با شوهر در موقع عقد نکاح راجع به کار در خارج منزل نداشته باشد نمی تواند این کار را انجام دهد و رفتن به زیارت مستحب برای او بدون موافقت شوهر جائز نیست ولی درآمدی که از کار خود پیدا می کند مال اوست.

16 - راههای غلبه بر نیازهای جنسی

با سلام، برای ازدواج علاوه بر بلوغ جنسی رسیدن به بلوغ اقتصادی وفکری لازم است و رسیدن به این دو بلوغ غالبا چند سال بعد از بلوغ جنسی امکان پذیر است، برای رفع نیازهای جنسی در این فاصله دین اسلام چه راهکاری ارائه می دهد؟

چنانچه از عوامل تحریک نظیر فیلمها و کتابها و مجلات و نشریات فاسد و مجالس آلوده، و دوستان ناباب و حتی غذاها و مناظر تحریک کننده اجتناب ورزید، و اوقات فراغت خود را با مطالعه کار و مانند آن پر کنید، و بر خداوند توکل نمائید و هر روز مقداری ورزش کنید انشاء الله بر هوای نفس و وسوسه های شیطان غلبه خواهید کرد، ما هم برای موفقیت شما دعا می کنیم.

17 - جاری کردن صیغه عقد موقت به جای عقد دائم

اگر زن، مرد را وکیل در اجراى عقد دائم کند و مرد مدعى اجراى عقد موقّت باشد (آن هم بعد از چند سال) حکم عقد، مهر و توارث بین زن و شوهر و فرزندان چیست؟

در صورتى که یقین داشته باشد که مرد راست مى گوید و عقد موقّت خوانده است، عقد باطل است و زن و مرد از هم ارث نمى برند ولى فرزندان آنها از آنها ارث مى برند مگر این که مرد عالم بوده که این عقد باطل است، در این صورت فرزندان، تنها از زن ارث مى برند نه از مرد و حدّ زنا بر مرد جارى مى شود و در هر حال باید مهرالمثل زن را بپردازد.

18 - ازدواج مرد شیعه با اهل کتاب

آیا ازدواج مرد شیعه با دختر یهودى و نصرانى و ارمنى و سایر اهل کتاب جایز است؟

تنها ازدواج موقّت جایز است.

19 - ازدواج با اهل تسنن

آیا ازدواج مردان سنّى با دختران شیعه جایز است؟ ازدواج مرد شیعه با دختر سنّى چطور؟

در صورتى که خوف انحراف نباشد مانعى ندارد ولى در صورتى که احتمال انحراف عقیدتى باشد جایز نیست.

20 - ازدواج پدر با مادر زن پسر

اخیراً از چند تن از علما پرسیده اند که آیا ازدواج پدر، با مادر زن فرزند خویش شرعاً جایز است؟ ایشان گویا فرموده اند: جایز نیست، نظر حضرت عالى چیست؟

جایز است و کسى قائل به حرمت نیست.

21 - شک در بلوغ لواط کننده

شخصى با پسرى لواط کرده است ولى شک دارد که در زمان این عمل بالغ بوده یا نه، آیا ازدواج او با خواهر یا دختر یا مادر آن پسر جایز است؟

در صورتى که فاعل، مشکوک البلوغ باشد، خواهر و مادر و دختر آن پسر بر او حرام نمى شود.

22 - ازدواج با دختری که مقید به مسائل شرعی نیست

آیا ازدواج با دخترى که به ظاهر مسلمان است ولى اهل نماز نیست، مثل ازدواج با کافر است؟

این ازدواج جایز است ولى باید تدریجاً او را دعوت به انجام واجبات نمود.

23 - انجام کارهای منزل توسط زن

آیا زن مى تواند در منزل وظایف خود را انجام ندهد مثلا غذا نپزد، خانه را مرتب نکند؟ آیا مرد مى تواند زن را مجبور به انجام این گونه امور بنماید؟

حق ندارد او را مجبور کند، مگر این که زن بامیل خود این کارها را انجام دهد.

24 - شرط انجام امور منزل

آیا این شرط که همسر آینده کارهاى معمولى منزل را انجام دهد صحیح است و در صورتى که به شرط عمل نکرد حکم آن چیست؟

هرگاه شرط کنند، این شرط لازم الاجراست و در صورت تخلّف احتیاط این است که زن هزینه آن را بپردازد.

25 - رضایت همسر برای خروج از منزل

آیا زن مى تواند بدون کسب اجازه از همسرش از منزل خارج و با افراد یا خانواده هایى رفت و آمد داشته باشد و یا در جلسات مذهبى شرکت کند؟

باید با رضایت همسرش باشد.

26 - نحوه محرمیت پرستار نسبت به جانبازان

این جانب یکى از جانبازان انقلاب اسلامى هستم که از گردن به پایین فلج هستم و به هیچ وجه قادر به انجام کارهایم نیستم با توجّه به این که یکى از خواهران راضى است که جهت رضاى خدا همه کارهایم غیر از مسائل جنسى را انجام دهد آیا راهى براى محرمیّت ما وجود دارد؟

هرگاه صیغه عقد موقّت آن دختر (هر چند براى مدّت کوتاهى) براى پدر شما خوانده شود شما براى همیشه به او محرم خواهید شد، البتّه مانند محرمیّت مادر و خواهر نه محرمیت همسر.

27 - ازدواج خنثی

آیا ازدواج خنثاى مشکله و غیر مشکله جایز است؟

در مورد خنثاى مشکل جایز نیست و غیر مشکل اگر وضع او روشن شود جایز است.

28 - حکم هدایای قبل از ازدواج

شیرینى دختر و پسرى را مى خورند، پسر و بزرگان او هدایایى را براى عروس و خانواده اش مى برند، در صورتى که نامزدى به هم بخورد و یا یکى از پسر و دختر بمیرند، حکم این هدایا چیست؟

آنچه مصرف نشده باید برگردانند، ولى نسبت به آنچه مصرف شده مدیون نیستند.

29 - هدایایی که خانواده دختر به او می دهد

معمولا خانواده عروس هدایایى براى دخترشان بعد از عقد و عروسى مى برند، پس از جدا شدن این عروس و داماد و یا مرگ عروس این هدایا متعلّق به چه کسى است؟

اگر قرینه خاصّى در کار نباشد ظاهر این است که مال دختر است و پدر جهت احترام به دخترش و آبرومندى او در نزد شوهر به او بخشیده است.

30 - خمس مبالغی که از داماد گرفته شده

در بین مردم و شیعیان افغانستان مرسوم است که در ازدواج علاوه بر مهریّه، پدر دختر مبلغى پول از داماد مى گیرد آیا این پول حلال است و اگر سال بر آن بگذرد خمس دارد؟

اگر پول مزبور را به صورت شرط ضمن عقد جهت پدر قرار دهند حلال است و با گذشتن سال، خمس آن واجب مى شود.

منبع:

www.makaremshirazi.org

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

1 - پولی که از داماد جهت تهیه جهیزیه دریافت شده

پولى را که پدر دختر از داماد جهت جهیزیّه دخترش مى گیرد در صورتى که از جهیزیّه زیاد بیاید آیا براى پدر دختر حلال است؟

اگر به صورت شرط ضمن العقد پول مزبور را جهت پدر قرار دهند مبلغ اضافى براى او حلال است و اگر آن پول را به نام دختر قرار داده باشند و جزء مهریّه باشد متعلّق به دختر است.

2 - استخاره برای ازدواج

آیا براى پاسخ دادن به خواستگار دختر، استخاره کردن مورد دارد؟

هرگاه بعد از مشورت و تحقیقات لازم، مشکل حل نشود مى توان از استخاره استفاده کرد.

3 - تجدید استخاره

آیا در مورد ازدواج، تجدید استخاره جایز است به چه روش؟

در هیچ مورد تجدید استخاره درست نیست مگر این که مدّت قابل ملاحظه اى بگذرد یا شرایط مورد استخاره تغییر کند.

4 - تهمت ارتباط نامشروع به همسر

اگر مردى به زنش تهمت ارتباط نامشروع بزند و نتواند ادّعاى خویش را در دادگاه صالحه اثبات نماید:
الف) آیا براى مرد جایز است دوباره با زن خویش ادامه زندگى دهد؟
ب) آیا براى زن از لحاظ شرعى واجب است با همسرش ادامه زندگى دهد؟
ج) آیا در این خصوص زن مى تواند تقاضاى طلاق نماید و به حقّ و حقوق خویش اعمّ از مهریّه و جهیزیّه و دارایى هاى زندگى برسد؟

اگر ادّعاى رویت نکند مى تواند بدون هیچ تشریفاتى با او ادامه زندگى دهد ولى به خاطر تهمتى که به او زده است زوجه مى تواند از حاکم شرع تقاضاى حدّ قذف کند (حدّ آن 80 تازیانه است) مگر این که زوجه او را ببخشد. آرى لازم است ادامه زندگى دهد.
جایز نیست.

5 - بازگو کردن عیوب همسر در جمع

آیا شوهر مى تواند در مقابل دیگران عیوب زنش را بگوید و او را تحقیر کند اگر چه به شوخى باشد؟

الف) در صورتى که زن ناراحت شود؟
ب) در صورتى که زن ناراحت نشود؟

جایز نیست.
بهتر ترک است.

6 - دروغ گفتن برای جلب محبت همسر

دروغ گفتن به زن براى جلب محبّت او چه حکمى دارد مثلا بگوید: امروز از صبح تا به حال یک لحظه از فکر تو بیرون نبودم و حال آن که چنین نباشد؟

دروغ جایز نیست مگر در موارد ضرورت.

7 - توهین به همسر

حکم توهین کردن زن به شوهر و بالعکس چیست؟

هیچ کس حقّ توهین به دیگرى را ندارد حتّى زن و شوهر.

8 - وفای به عهد

آیا اداى وعده به زن واجب است؟

بهتر این است که مسلمان همیشه به وعده خود وفا کند مگر در جایى که توانایى ندارد.

9 - شرط رسیدگی به مادر همسر

شخصى قبل از ازدواج با دخترى صحبت مى کند و مى گوید با شما ازدواج مى کنم به شرط این که به مادر پیرى که دارم رسیدگى کنى و او قبول مى کند ولى آن دختر پس از ازدواج به مادر شوهرش رسیدگى نمى کند آیا چنین شرطى قبل از ازدواج الزام آور است؟

این شرط الزام آور است.

10 - انتقال حق ولایت به داماد

آیا پدر مى تواند حقّ ولایت خود را بر دختر در مقابل وجهى به داماد منتقل کند؟

حقّ ولایت پدر قابل انتقال نیست نه در برابر پول و نه بدون آن.

11 - گرفتن شیربها از داماد

آیا مادر مى تواند شیربها بگیرد؟

مادر در صورتى مى تواند شیربها بگیرد که به صورت شرط ضمن العقد به هنگام خواندن عقد نکاح قید شود.

12 - نگهداری عقدنامه

عقدنامه باید نزد چه کسى باشد؟ خانواده عروس یا نزد خود داماد؟

چنانچه قرار و شرط خاصّى قبل از عقد درباره عقدنامه نگذاشته باشند باید آن را به خانواده زن داد و زوج مى تواند در صورت نیاز گواهى از دفتر بگیرد.

13 - ازدواج با بستگان نزدیک

آیا ازدواج با بستگان نزدیک مکروه است؟

طبق روایتى که از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به این مضمون رسیده است که با نزدیکان ازدواج نکنید به علّت این که فرزند ضعیف و لاغر به دنیا مى آید ازدواج با نزدیکان مکروه است.

14 - ازدواج افراد مبتلا به ایذر

آیا شخص مسلمانى که مبتلا به ایدز مى باشد، مى تواند دختر مسلمانى را به عقد خود در آورد؟

در صورتى که تولید خطر کند جایز نیست.

15 - حکم زوجیت در صورت زنده شدن همسر پس از فوت

زنى که در اثناى وضع حمل بمیرد و بعد به برکت توسّل به ذات پاک خدا و اولیاء الله زنده شود، آیا زوجیّت او باقى است؟

در فرض مسأله زوجیّت باقى است.

16 - ازدواج دوقولهای به هم چسبیده

حکم ازدواج دو قلوهاى به هم چسبیده را بیان فرمایید؟

در صورتى که بتوانند ترک ازدواج و عمل به احتیاط کنند و به عسر و حرج شدید گرفتار نشوند، احتیاط آن است که از ازدواج صرف نظر نمایند و اگر ناچار از ازدواجند، آن دو دختر مى توانند به نوبت به ازدواج مرد واحدى در آیند. به این ترتیب که یکى را به عقد خود در آورد و بعد از طلاق و گذشتن عدّه دیگرى را عقد کند (البتّه براى این که گرفتار مشکلات طلاق هاى متعدّد نشوند مى توانند از عقد موقّت استفاده کنند). در مورد دو پسر نیز احتیاط آن است که اگر ممکن است ازدواج نکنند و در صورت ضرورت انتخاب یک همسر در زمان واحد جایز نیست، ولى مى توانند به طریق بالا با یک زن ازدواج کنند و به هر حال با توجّه به این که وجود چنین افرادى بسیار کم است ذکر این احکام شرعى نیز اگر عجیب به نظر برسد، جاى بحث و گفتگو نیست.

17 - عدالت میان همسران

منظور از عدالت میان همسران چیست؟

منظور از عدالت آن است که بر طبق شئون آنها هرکدام متناسب حالش رفتار کند و عدالت همیشه به معناى مساوات نیست و در مورد حقّ القسم آن است که براى هرکدام یکى از چهار شب را قرار دهد.

18 - اجبار زانی به ازدواج با زانیه

اگر زانى و زانیه با یکدیگر ازدواج کنند فساد کمترى در محلّ آنها به وجود مى آید و اصلاح مى شوند در این صورت آیا مى توان آن دو را مجبور به ازدواج کرد؟

کسى را نمى توان مجبور به ازدواج کرد ولى توصیه و ارشاد آنها بلامانع است، همچنین در مواردى که قاضى مى تواند عفو کند و از اجراى حدّ صرف نظر کند حق دارد عفو کردن را مشروط به ازدواج آنها نماید.

19 - کفایت دخول در محل

در بحث محلّل، صرف دخول کفایت مى کند یا هر دو باید ارضا شوند؟

دخول کافى است.

20 - ازدواج دختر به عنوان وجه المصالحه

بین دو طایفه، در محلّى درگیرى واقع مى شود و چشم پسر بچه اى نابینا مى شود، به عنوان وجه المصالحه دختر ده ساله اى را با اجازه ولیّش براى برادر بچه 8 ساله اى که چشمش از بین رفته بود عقد مى کنند. خود دختر ادّعا مى کند من راضى نبوده و نیستم. در قانون سنّ پسر و دخترى که بتوانند مستقلا در کارهاى خود مداخله کنند 18 سال است و کمتر از 18 سال باید به دادگاه مراجعه و دادگاه به پزشک متخصص ارجاع مى دهد که بالغ و رشیده باشند، چنانچه پزشک متخصص قانونى بر بلوغ و رشد گواهى کند، دادگاه قبل از سن 18 سالگى حکم رشد صادر مى کند. در این مورد چنین اقدامى نشده لیکن در سن 16 سالگى صورت جلسه اى بین زوجین به این کیفیت که تا پایان تحصیلات متوسطه زوجین به تحصیل خود ادامه دهند، تنظیم شده است. در همین صورت جلسه نیز دختر ادعا مى کند پدر و مادرم تهدیدم کردند من امضاکردم. این ازدواج در بعضى از روستاها مرسوم بوده و هست. در ضمن در مسأله 4 تحریر الوسیله در فصل اولیاى عقد آمده است که «یشترط فی صحة تزویج الاب و الجد و نفوذه عدم المفسده» و در آخر مسأله ذکر شده «بل الاحوط مراعات المصلحة» آیا این عدم مفسده و رعایت مصلحت مربوط به دختر مى باشد یا به پدر و فامیل دختر؟ آیا چنین عملى اصلا درست است یا نه؟

رعایت مصلحت و مفسده مربوط به دختر است یعنى مصالح دختر باید در نظر گرفته شود ارتباطى به پدر و مادر ندارد و ملاحظات فامیلى و جبران خسارتها، نمى تواند مجوز باشد که صغیر مال المصالحه شود و امّا در مورد کبیر شرعى واضح است که بدون رضاى او عقد صحیح نیست.

21 - ازدواج معاطاتی

حکم ازدواج معاطاتى چیست و چه شرایطى دارد؟ اگر یکى از مقلّدین شما در این مسأله (به فرض عدم صحّت ازدواج معاطاتى به نظر شما) به مرجع دیگرى رجوع نماید حکم چیست؟ اگر فردى به علّت عدم آشنایى به حکم (در صورت عدم صحّت ازدواج معاطاتى) با فردى به این طریق ازدواج کند و بعد حکم را بفهمد وظیفه اش چیست؟

چیزى به نام ازدواج معاطاتى نداریم چنین ازدواجى باطل است.

22 - عقیم کردن به خاطر عدم توانایی بر ازدواج

اگر زن به خاطر انجام مستحبات زیاد، دچار خستگى مفرط شود به طورى که مرد نتواند تمتّعات لازم را از او ببرد، آیا مرد حق دارد او را از انجام چنین مستحباتى نهى نماید و آیا اطاعت از شوهر در این جا لازم است؟

مرد نمى تواند او را نهى کند مگر به طور کلّى تمتّع از بین برود و در این صورت چون مزاحم حقّ شوهر است زن بدون اجازه او نمى تواند اقدام کند.

23 - نهی همسر از انجام مستحبات

اگر زن به خاطر انجام مستحبات زیاد، دچار خستگى مفرط شود به طورى که مرد نتواند تمتّعات لازم را از او ببرد، آیا مرد حق دارد او را از انجام چنین مستحباتى نهى نماید و آیا اطاعت از شوهر در این جا لازم است؟

مرد نمى تواند او را نهى کند مگر به طور کلّى تمتّع از بین برود و در این صورت چون مزاحم حقّ شوهر است زن بدون اجازه او نمى تواند اقدام کند.

24 -  عقیم کردن به خاطر عدم توانایی بر ازدواج

اگر مردى به هیچ وجه قادر به ازدواج نباشد یعنى همیشه در امور زندگیش با شکست مواجه بوده و حتّى قادر به سبکترین نوع ازدواج هم نیست و ازدواج نکردن هم موجب اختلالاتى در بدنش مى شود، آیا مى تواند به وسیله خوردن دارو و یا عمل جراحى، مردى خود را از بین ببرد؟

جایز نیست و باید صبر کند تا خداوند فرجى براى او فراهم سازد.

25 - عدم به عدم ازدواج بعد از فوت همسر

زنى که شوهرش مرده و خودش هم جوان است (مثلا 30 ساله است) به خاطر فوت شوهرش بیشتر از متعارف ترک زینت مى کند، حتّى نظافت هم به اندازه عرف نمى کند و ازدواج را نیز ترک کرده است و اگر کسى براى خواستگارى بیاید مى گوید: من با شوهرم عهد کرده ام دیگر ازدواج نکنم و بین ما شرط شده که هر کس جلوتر مُرد، دیگرى ازدواج نکند، آیا این کار درست است و شرط آنها واجب العمل است؟

حداد به معناى ترک زینت در ایّام عدّه وفات لازم است، ولى ترک زینت، به معناى ترک نظافت نیست و شرط مزبور اعتبارى ندارد و سزاوار است آن زن بعد از گذشتن عدّه ازدواج کند.

26 - اجازه از شوهر برای بیرون رفتن دردوران نامزدی

در دوران نامزدی که زن در خانه پدری تشریف دارد هرگونه بیرون رفتن زن باید با اجازه شوهر باشد یا پدر زن؟ اگر با مرد باشد در صورت رعایت نکردن زن باتوجه به این نکته در طلاق مهریه شامل زن میشود یانه؟

در این دوران نه نفقه واجب است ونه اجازه گرفتن زن

منبع:

www.makaremshirazi.org

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

پیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است ‏یک نکته را یادآورى کنیم.آن نکته این است که معناى لغوى «حجاب‏» که در عصر ما این کلمه براى پوشش زن معروف شده است چیست؟ کلمه «حجاب‏» هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب. بیشتر، استعمالش به معنى پرده است.این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى‏دهد که پرده وسیله پوشش است، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نیست، آن پوشش «حجاب‏» نامیده مى‏شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان غروب خورشید را این طور توصیف مى‏کند: حتى توارت بالحجاب (1) یعنى تا آن وقتى که خورشید در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز میان قلب و شکم را «حجاب‏» مى‏نامند.

در دستورى که امیر المؤمنین علیه السلام به مالک اشتر نوشته است مى‏فرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک‏» (2) یعنى در میان مردم باش، کمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان کن، حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند، بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندیها و شکایات خود را به گوش تو برسانند و تو نیز از جریان امور بى اطلاع نمانى.

ابن خلدون در مقدمه خویش فصلى دارد تحت عنوان «فصل فی الحجاب کیف یقع فى الدول و انه یعظم عند الهرم‏» .در این فصل بیان مى‏کند که حکومتها در بدو تشکیل میان خود و مردم حائل و فاصله‏اى قرار نمى‏دهند ولى تدریجا حائل و پرده میان حاکم و مردم ضخیم‏تر مى‏شود تا بالاخره عواقب ناگوارى به وجود مى‏آورد.ابن خلدون کلمه «حجاب‏» را به معنى پرده و حائل (نه پوشش) به کار برده است.

استعمال کلمه «حجاب‏» در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است.در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنى پوشش است ‏به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده‏اند کلمه «ستر» را به کار برده‏اند نه کلمه «حجاب‏» را.

بهتر این بود که این کلمه عوض نمى‏شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش‏» را به کار مى‏بردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنى شایع لغت «حجاب‏» پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده مى‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادى گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.

وظیفه پوشش که اسلام براى زنان مقرر کرده است‏ بدین معنى نیست که از خانه بیرون نروند. زندانى کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.در برخى از کشورهاى قدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهایى وجود داشته است ولى در اسلام وجود ندارد.

پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد. آیات مربوطه همین معنى را ذکر مى‏کند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد. در آیات مربوطه لغت «حجاب‏» به کار نرفته است. آیاتى که در این باره هست، چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماسهاى زن و مرد را ذکر کرده است‏ بدون آنکه کلمه «حجاب‏» را به کار برده باشد. آیه‏اى که در آن کلمه «حجاب‏» به کار رفته است مربوط است‏به زنان پیغمبر اسلام.

مى‏دانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر دستورهاى خاصى وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز مى‏شود: یا نساء النبى لستن کاحد من النساء یعنى شما با سایر زنان فرق دارید.اسلام عنایت‏خاصى داشته است که زنان پیغمبر، چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان، در خانه‏هاى خود بمانند، و در این جهت‏بیشتر منظورهاى اجتماعى و سیاسى در کار بوده است.قرآن کریم صریحا به زنان پیغمبر مى‏گوید: و قرن فى بیوتکن یعنى در خانه‏هاى خود بمانید. اسلام مى‏خواسته است «امهات المؤمنین‏» که خواه ناخواه احترام زیادى در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسى و اجتماعى واقع نشوند. و چنانکه مى‏دانیم یکى از امهات المؤمنین (عایشه) که از این دستور تخلف کرد ماجراهاى سیاسى ناگوارى براى جهان اسلام به وجود آورد. خود او همیشه اظهار تاسف مى‏کرد و مى‏گفت دوست داشتم فرزندان زیادى از پیغمبر مى‏داشتم و مى‏مردند اما به چنین ماجرایى دست نمى‏زدم.

سر اینکه زنان پیغمبر ممنوع شدند از اینکه بعد از آن حضرت با شخص دیگرى ازدواج کنند به نظر من همین است، یعنى شوهر بعدى از شهرت و احترام زنش سوء استفاده مى‏کرد و ماجراها مى‏آفرید. بنابر این اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدتر و شدیدترى وجود داشته باشد بدین جهت است.

به هر حال آیه‏اى که در آن آیه کلمه «حجاب‏» به کار رفته آیه‏53 از سوره احزاب است که مى‏فرماید: و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب یعنى اگر از آنها متاع و کالاى مورد نیازى مطالبه مى‏کنید از پشت پرده از آنها بخواهید. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامى هر جا نام «آیه حجاب‏» آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول آیه حجاب چنان بود و بعد از نزول آیه حجاب چنین شد، مقصود این آیه است که مربوط به زنان پیغمبر است (3) ، نه آیات سوره نور که مى‏فرماید: قل  للمؤمنین یغضوا من ابصارهم  - الى آخر - قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن یا آیه سوره احزاب که مى‏فرماید: یدنین علیهن من جلابیبهن الى آخر .

اما اینکه چطور در عصر اخیر به جاى اصطلاح رایج فقها یعنى ستر و پوشش کلمه حجاب و پرده و پردگى شایع شده است‏ براى من مجهول است، و شاید از ناحیه اشتباه کردن حجاب اسلامى به حجابهایى که در سایر ملل مرسوم بوده است ‏باشد.

منبع:

کتاب: مجموعه آثار جلد 19 صفحه 429

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

1 – حجاب در رفتار:

وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ (سوره نور آیه 31)

هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد).

وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى (سوره احزاب آیه 33)

همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.

2 – عدم رابطه و دوستی زنان با مردان و بالعکس:

وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ (سوره نساء آیه 25)

و (زنان ) دوست گیران پنهانی نباشند.

وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ (سوره مائده آیه 5)

و (مردان) زنان را نباید در پنهانی دوست خود بگیرند.

3 – عدم قرار مخفیانه با زنان:

لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّکَاحِ حَتَّىَ یَبْلُغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا فِی أَنفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ (سوره بقره آیه 235)

ولى پنهانى با آنها قرار زناشویى نگذارید، مگر اینکه به طرز پسندیده‏اى (به طور کنایه) اظهار کنید! (ولى در هر حال،) اقدام به ازدواج ننمایید، تا عدّه آنها سرآید! و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، مى‏داند! از مخالفت او بپرهیزید!

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ (سوره نور آیه 30)

به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند. و عفاف خود را حفظ کنند.

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ (سوره نور آیه 31)

و به آنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند.

4 – حجاب در پوشش:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ (سوره احزاب آیه 59)

اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند.

وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ (سوره نور آیه 31 )

و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند(تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)

5 – حیا در گفتار:

فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ( سوره احزاب آیه 32)

پس به گونه‏اى هوس‏انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!

6 – نتیجه :

وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا (سوره نور آیه 33)

و کسانى که امکانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى پیشه کنند.

7 – هشدار:

إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (سوره اسراء آیه 36)

چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

حضرت آیت الله العظمی سیستانی به سه استفتاء در مورد بحث ولایت فقیه پاسخ دادند. این پرسش و پاسخ که در سایت معظم له منتشر شده، به شرح زیر است:

سوال: نظر شما راجع به شخص ولایت فقیه چیست؟

پاسخ: ولایت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبیه خوانده می شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است . و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.

سؤال: آیا ولایت فقیه تحقیقی است یا تقلیدی؟
پاسخ: تقلیدی است.

سؤال: نظر معظم له درباره ولایت فقیه چیست؟

پاسخ: ولایت در آن چه ـ به اصطلاح فقها ـ امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.

سؤال: می‌خواستم بدانم اگر حکم مرجع تقلیدی با حکم ولی فقیه فرق داشت مقلد باید از کدام اطاعت کند؟
پاسخ: حکم کسی [که] ولایت شرعی دارد در امور عامّه نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است، بر همه نافذ است حتی بر مجتهدین دیگر. مگر اینکه علم به خطا بودن آن یا مخالفتش با آنچه از کتاب و سنت قطعاً ثابت شده، داشته باشد.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

نمازجمعه دو رکعت است و در روز جمعه جانشین نماز ظهر مى شود و در زمان حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امام معصوم(علیه السلام) و نایب خاصّ او واجب عینى است، امّا در زمان غیبت کبرى واجب تخییرى است، یعنى میان نماز جمعه و نماز ظهر مخیّر است، ولى در زمانى که حکومت عدل اسلامى باشد احتیاط آن است که ترک نشود.

احکام نماز جمعه

الف:وقت نماز جمعه از اوّل ظهر است به مقدارى که اذان و خطبه ها و نماز مطابق معمول انجام شود و با گذشتن این مقدار، وقت نماز جمعه پایان مى یابد و باید نماز ظهر خوانده شود.

ب:کسانى که تا دو فرسخى از محلّ نماز جمعه قرار دارند مشمول حکم نماز جمعه هستند و در صورتى که نماز جمعه واجب عینى باشد حضور آنها در نماز جمعه واجب است.

ج:هرگاه کسى به خطبه ها نرسد و در نماز شرکت کند، یا فقط یک رکعت از نماز جمعه را درک نماید نماز او صحیح است، ولى احتیاط واجب آن است که عمداً تأخیر نیندازد.

د:نماز جمعه باید به جماعت خوانده شود و حدّاقلّ جمعیّت براى انعقاد جمعه، پنج نفر است (امام جمعه و چهار نفر دیگر).

هـ :فاصله دو نماز جمعه باید کمتر از یک فرسخ نباشد که اگر در کمتر از یک فرسخ دو نماز جمعه خوانده شود نماز اوّلى صحیح و دومى باطل است.

و:نماز جمعه بر «مسافران» و «زنان» و «بیماران» و «از کارافتادگان» واجب نیست، ولى اگر آنها در نماز جمعه حاضر شوند نمازشان صحیح است، امّا احتیاط واجب آن است که پنج نفر اصلى نماز جمعه (امام و چهار نفر دیگر) غیر آنها باشد.

 طریقه نماز جمعه

ز:نماز جمعه دو رکعت است مانند نماز صبح و دو قنوت دارد یکى در رکعت اوّل پیش از رکوع و دومى در رکعت دوم بعد از رکوع. مستحبّ است امام در رکعت اوّل، بعد از حمد، سوره جمعه را بخواند در رکعت دوم، سوره منافقین را و هرگاه مشغول یکى از اینها شود احتیاط واجب آن است که به سوره دیگرى عدول نکند.

ح:باید قبل از نماز جمعه دو خطبه به وسیله امام جمعه خوانده شود.

ط:خطبه ها باید بنابر احتیاط واجب بعد از اذان ظهر باشد و اگر قبل از آن خوانده شود اعاده کنند.

ى:هر یک از خطبه ها باید مشتمل بر امور زیر باشد:

1ـ حمد و ثناى الهى.

2ـ صلوات بر محمّد و آل محمّد.

3ـ وعظ و ارشاد و سفارش به تقواى الهى.

4ـ خواندن یک سوره کوتاه در هر خطبه مانند سوره قل هو اللّه، قل یا أیّها الکافرون یا سوره والعصر (بنابر احتیاط واجب).

5ـ بنابر احتیاط واجب براى خود و مؤمنین و مؤمنات استغفار کند و در خطبه دوم ائمّه هدى(علیهم السلام) را هنگام صلوات و درود یک یک نام ببرد. بنابراین خطبه اوّل

شامل پنج قسمت و خطبه دوم شامل شش قسمت است. امام باید خطبه ها را در حال قیام بخواند و میان دو خطبه جلوس مختصرى بنماید و صداى خود را در حدّ مقدور به نمازگزاران برساند و وعظ و ارشاد را به زبان قابل فهم براى مردم ایراد کند.

ک:شایسته است خطیب ملبّس به عمامه و عبا باشد و بر عصا یا مانند آن تکیه کند و قبل از شروع به خطبه، به مأمومین سلام کند و سزاوار است مسائل مهمّ سیاسى و اجتماعى و اخلاقى مسلمین و جهان اسلام و آن منطقه را براى مردم شرح دهد و آنها را به وظایفشان در برابر این مسائل آشنا سازد و در برابر توطئه هاى دشمنان به آنها هشدار دهد. پس خطیب باید حدّاکثر استفاده را از خطبه ها براى تهذیب نفوس مردم و آگاه ساختن آنها از مسائل مهمّ روز بنماید که یکى از اهداف اصلى خطبه ها همین است. خطبه ها را با عبارات فصیح و گویا و بلیغ و مؤثّر و نافذ ایراد نماید تا خطبه ها تأثیر لازم را در نفوس مسلمین بگذارد و از این فریضه عبادى سیاسى بهره گیرى کامل شود; هرگز به سراغ مسائل تفرقه انداز نرود و مسلمین را به وحدت در مقابل دشمنان دعوت نماید و احتیاط واجب آن است که نمازگزاران هنگام ایراد خطبه با طهارت باشند و رو به امام نشینند و سکوت را رعایت کنند و به خطبه ها گوش فرا دهند، ولى اگر عمداً سخن بگویند، نماز جمعه آنها باطل نمى شود، هر چند کار خلافى کرده اند.

رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه العظمی مکارم شیرازى دامت برکات

مسأله 671

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

در کشورهای غربی که ندای حمایت از حقوق زنان می دهند، در تبلیغات برای فروش اجناس و کالاهای تجاری از عکس زنان سوء استفاده می کنند. متاسفانه مشاهده می شود در کشورمان نیز در برخی از موارد به خصوص در مجلات از این روش برای فروش بیشتر استفاده می نمایند. حکم فقهی این عمل را از مراجع عظام تقلید سوال نمودیم که می توانید آن را ببینید.

سوال :استفاده از عکس زنان مسلمان بازیگر سینما بر روی مجله ها برای تبلیغ جهت فروش آنها چه حکمی دارد؟

پاسخ رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای: اگر مستلزم مفسده گردد، جایز نیست.

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی: استفاده از تصاویر فساد انگیز به هر نحو که باشد، جایز نیست و ترویج آن نیز شرعا ممنوع است، در غیر این صورت اشکالی ندارد.

پاسخ آیت الله وحید خراسانی: مؤمن چنین کارهایی انجام نمی دهد.

پاسخ آیت الله علوی گرگانی: اگر با حفظ حجاب اسلامی باشد و بصورت زننده نباشد، مانعی ندارد.

منبع : سایت راسخون

 

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

حجاب اعظم

مهمترین حجاب انسان که مانع اصلى لقاء اللّه است، چیست؟

به یقین حجابى بدتر از حجاب خودخواهى، خودبرتر بینى، و خودمحورى نداریم، به تعبیر بعضى از بزرگان اخلاق، «انانیت» بزرگ ترین مانع سالکان راه خدا است، و طریق نیل به لقاء اللّه ریشه کن ساختن «انانیت» مى باشد; ولى این کار، کار آسانى نیست، چراکه به یک معنى جدا شدن از خویشتن است!

تو خود حجاب خودى، حافظ از میان برخیز!

ولى این امر میسّر مى شود با ممارست ها و خودسازى ها و استمداد از حق و توسّل به ذیل عنایات اولیاء اللّه، آرى، آرى تا علف هرزه هاى محبّت و عشق به غیر خدا از دل کنده نشود نهال محبّت و عشق او نموّ و رشد نخواهد کرد!

در حالات یکى از اولیاء اللّه نقل کرده اند که در دوران جوانى در زمره پهلوانان قهرمان بود، روزى پیشنهاد کردند که این پهلوان جوان با پهلوان معروف و قدیمى و پرآوازه سلطان، مسابقه کشتى دهد.

هنگامى که میدان مسابقه با حضور مردم و صاحبان مقام آماده شد و دو مرد «یل» و قهرمان، آماده کشتى گرفتن شدند، زنى که بعداً معلوم شد مادر پهلوان قدیمى است، کنار پهلوان جوان آمد و چیزى در گوش او گفت و رفت، گفت: اى جوان قرائن نشان مى دهد که تو پیروز خواهى شد; ولى راضى نشو بعد از یک عمر آبروى ما برود و نان ما بریده شود.

پهلوان جوان در کشاکش سخت «انانیت» و «پشت پا زدن به نام و آوازه و مزایاى فراوان» گرفتار شد و سرانجام تصمیم خود را گرفت و در یک لحظه حسّاس مسابقه، کوتاه آمد تا حریف پشت او را به خاک برساند و در نظرها خوار نشود!

اکنون از خود او بشنوید، مى گوید:

«در آن لحظه که پشتم به خاک رسید ناگهان دیدم حجاب ها از پیش چشمم کنار رفت، و تجلیّات حق در قلبم نمایان گشت، و آنچه باید با چشم دل ببینم دیدم!»

آرى با شکستن این بت، آثار توحید نمایان مى شود.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

 

1- استمناء

استمناء چطور عملی است و چه حکمی دارد؟

استمناء حرام و از گناهان کبیره است و عوارض و عواقب بدی در دنیا و مجازات سنگینی در جهان آخرت دارد. شرح بیشتر را در کتاب مشکلات جنسی جوانان نوشته ایم.

2- دلیل حرمت استمنا

میخواستم بدانم بر چه اساسی استمنا ممنوع است؟آیا به نظر شما نمی تواند راهی مناسب برای تخلیه فشارهای جنسی آن دسته از جوانانی باشد که فعلا امکان ازدواج را ندارند .

دلیل حرمت استمنا روایات متعدد و ضررهای فراوان جسمی و روحی ناشی از آن است که مشروح آن را در کتاب مشکلات جنسی جوانان نوشته ایم.

3- حرمت استمناء از نظر عقل و شرع

متاسفانه دچار عادت استمنا میباشم واحساس گناه نیز می کنم، چون گناه دارد ولی نمی توانم بر آن فائق شوم واز طرفی روان پزشک میگوید این حکم دیگر قدیمی شده این برای آن زمانی بود که مردها زود ازدواج می کردند و مشکل زن گرفتن نبود پس الان که امکان زن گرفتن وآمیزش نیست مناسب نیز هست واصلا بد نیست وضرری ندارد چون این عمل دقیقا مثل آمیزش جنسی است حتی اگر فرد در آمیزش طبیعی دارای مشکل شد این عمل را مفید وبا عث رشد می داند که از لحاظ علمی نیز ثابت شده است به نظر شما حکم شرعی در این مورد چیست؟

استمناء طبق آیات قرآن و روایات معصومین و حکم عقل حرام و از گناهان کبیره است و عوارض نامطلوبی در دنیا و در جهان آخرت دارد. شرح این مطلب و راه های مبارزه با آن را در کتاب مشکلات جنسی جوانان نوشته ایم.

4- جلوگیری از خروج منی هنگام استمناء

می دانم که استمنا گناهی کبیره است ولی آیا پس از استمنا و جلوگیری از خروج منی آیا غسل واجب است یا خیر؟

در صورتی که منی خارج نشود غسل واجب نیست.

5- استمتاع ذهنی از همسر

سلام خدمت شما عزیزان سوال بنده این است آیا اگر شخصی در ذهن خود از همسرش یاد کند و استمتاع نماید البته آن هم در ذهن خود و از او منی خارج شود آیا این کار درحکم استمناء است یا خیر و حرام است یا نه. ممنونم.

این کار استمناء محسوب می شود و حرام است.

6- استمنا از نظر قرآن و حدیث

آیا استمنا کردن گناه دارد؟ لطفا جواب خود را با ذکر آیه یا حدیث بفرمایید

استمناء حرام است. آیهء شریفهء (والذین لفروجهم حافظون الاّ علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم) و همچنین روایتی که در باب حدود وارد شده که حضرت علی علیه السلام جوانی را که مرتکب این کار شده بود تعزیر نمود.

7- افکاری که سبب تحریک جنسی می شود

سلام علیکم، اینجانب روانپزشک هستم و در شیراز طبابت می کنم خانمی به من مراجعه کرده و می گوید گاهی اوقات افکار مزاحمی دارد که سبب تحریک جنسی او می گردد (فقط تحریک) گویا با دفتر حضرتعالی تماس تلفنی برقرار کرده و به او گفته اند که با تحریک شدن غسل بر ایشان واجب می گردد آیا صحیح است؟

چنانچه همزمان با رسیدن به اوج لذت جنسی رطوبتی از وی خارج شود حکم منی را دارد و غسل واجب می شود و اگر خدا نکرده با خود کاری کند که چنین حالتی ایجاد شود استمناء است و حرام است.

ولی اینگونه افراد ممکن است گرفتار وسوسه باشند، افراد وسواسی، نه علم آنها معتبر است و نه شک آنها، یعنی نباید اعتنا به علم و شک خود کنند.

8- خارج کردن منی هنگام ضرورت

خارج کردن منى به وسیله استمنا در صورتى که باقى ماندن آن در بدن ضرر داشته باشد چه حکمى دارد؟

در صورتى که واقعا ضرورتى باشد حرام نیست.

9- استمناء با تخیل

آیا استمنا با تخیّل امکان پذیر است و در صورتى که آبى از انسان خارج شود چه حکمى دارد؟

استمنا با تخیّل کاملا امکان پذیر است ولى اگر آب مشکوکى خارج شود که علامات منى را ندارد یا فقط بعضى از علایم را دارد منى محسوب نمى شود.

10- استمناء برای فرار از زنا

اگر انسان مجبور شود براى نجات از زنا استمنا کند، آیا این عمل جایز است؟

راه نجات از گناه، گناه دیگر نیست. باید به فکر ازدواج باشد و یا از طریق روزه و ورزش و مانند آن خود را از گناه بازدارد و به گناه دیگرى پناه نبرد.

11- استمناء با اجازه همسر

کسى که زن دارد،با اجازه زنش استمنا مى کند آیااین استمنا حرام است؟

اگر استمنا از طریق ملاعبه با همسر بوده باشد اشکالى ندارد، امّا اگر با خودش استمنا کند حرام است خواه به رضایت زن باشد وخواه نباشد.

12- مضرات خود ارضایی (استمناء)

گفته مى شود: «استمنا به خودى خود ضررى ندارد، بلکه بر اثر تلقین افراد باعث ضررهایى مى شود.» آیا این، سخن صحیحى است؟

با توجّه به این که استمنا یک نوع ارضاى غیر طبیعى است، زیانبار بودن آن امر واضحى مى باشد. به علاوه، افراد متعدّدى به ما مراجعه کرده و گفته اند: «هرگز فکر نمى کردیم استمنا ضررى داشته باشد، ولى ناگهان خود را با آثار شوم آن روبه رو دیدم.» و این بهترین دلیل است بر این که ترس عامل اصلى این زیانها نیست; البتّه ترس آنها را تشدید مى کند. این نکته نیز حائز اهمیّت است که زیانهاى استمنا، مخصوصاً در جوانان، پس از ترک آن تدریجاً از بین مى رود. مهمّ آن است که زود بیدار شوند و آن را ترک کنند.

13- استمناء با دست همسر

اگر همسر انسان با قصد دو طرف برای بیرون آمدن منی با آلت او بازی کند چه حکمی دارد/

اشکالی ندارد.

14- استمناء برای آزمایش اسپرم

آیا آزمایش اسپرم، که با استمنا حاصل مى شود و براى ازدواج در بعضى از موارد لازم مى باشد، جایز است؟

گرفتن اسپرم براى آزمایش از طریق استمنا، تنها در صورت ضرورت جایز است.

15- عمل استمنا بدون خروج منی

این جانب در گذشته به عمل شنیع استمنا مبتلا بودم ولی این عمل را به گونه ای انجام می دادم که با فشار اجازه نمی دادم که منی از من خارج شود و بنا به متن رساله ی شما که درج شده بود که در صورتی که منی از انسان خارج نشود لازم نیست که حتما غسل را انجام دهیم به این جهت برای انجام نماز و سایر مسایل شرعی پس از انجام این عمل شنیع غسل را انجام نمی دادم حال می خواستم تکلیف نماز ها و روزه های انجام شده در قبل را بدانم.

در صورتیکه به هر علتی منی خارج نمی شده غسل واجب نبوده و اعمالتان صحیح است.

16- استمناء با فکر کردن به همسر

حکم استمنا با فکر کردن به همسر شرعی چیست؟

حرام است.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

وصیت نامه شهداء را مطالعه کنید که انسان را می لرزاند و بیدارمیکند.‍ [امام خمینی (ره)]

فرازی از فرمایشات سردارشهید حمید میانچیان.

مسئولیت : از نیروهای شهید دکتر چمران

ولادت : 1309/ تبریز

شهادت : 1360/  دهلاویه

ما برای به اهتراز در آوردن پرچم اسلام تلاش می کنیم و برای آیندگان عزت و سربلندی تحت پرچم اسلام و قرآن خواهانیم.

 

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

 

1 - آشکار نکردن مشکل جسمی هنگام خواستگاری

اگر دختر یا پسر به هنگام خواستگارى داراى مشکلى از نظر جسمى باشد، و آن مشکل آشکار نباشد، آیا واجب است آن را به طرف مقابل بگوید؟

واجب نیست; ولى خلاف آن را نگوید. امّا اگر مشکل مهمّى باشد، گفتنش بهتر است.

2 - سختگیری های والدین در مورد ازدواج

سختگیرى هاى بیش از حدّ برخى والدین در مورد مسائل مقدّماتى ازدواج (مهریّه و مانند آن) موجب محروم شدن جوانان از ازدوج مى شود، خواهشمند است بفرمایید عمل مذکور چه صورت دارد؟

سخت گیرى هاى بى مورد در امر مقدّس ازدواج جایز نیست; و چنانچه بر اثر این سخت گیریها برخى از ازدواج محروم شوند، و خداى ناکرده مرتکب گناهى شوند، کسانى که سخت گیرى کرده اند نیز در این مورد مسؤولند.

3 - فسخ نکاح با فوت یکی از زوجین

چرا مرد و زن بعد از فوت به یکدیگر نامحرم می شوند ؟یعنی هنگامی که یکی از آن دو می میرد دیگری نمی تواند به بدن او دست بزند ؟

دست زدن به بدن همسر اشکالی ندارد ولی تمام امور مربوط به ازدواج بعد از موت باقی نمی ماند زیرا مرگ باعث فسخ ازدواج و شروع عده است.

4 - صیغه محرمیت برادری و خواهری

صیغه محرمیّت بین زن و مرد نامحرم (صیغه برادرى و خواهرى) چگونه است؟

چیزى به نام صیغه برادرى و خواهرى نداریم. و صیغه محرمیّت یا به وسیله ازدواج دائم، و یا ازدواج موقّت حاصل مى شود; (البتّه با شرایطش) و غیر آن ممنوع است.

5 - مخالفت والدین با ازدواج فرزندان

برادر بزرگتر از خودم عاشق دخترى است، ولى پدر و مادرم مانع از عشق او هستند. و دلیل آنها این است که پدر آن دختر جزء اقوام یکى از قاتلین پسر عمّه ام مى باشد. آیا مطلب مذکور مانع ازدواج برادرم و آن دختر مى شود؟

اگر در فامیلى یک نفر مرتکب خطایى شود، تمام آن فامیل بد نمى شوند. اگر واقعاً خانواده آن دختر خانواده خوبى است، ازدواج با او مانعى ندارد.

6 -  منع حکومت از تزویج افراد غیر بالغ

آیا در صورت لزوم، حکومت اسلامى مى تواند مانع از تزویج افراد غیر بالغ (کودکان ممیّز یا غیر ممیّز) توسّط اولیا، یا قیّم آنها گردد؟

ما معتقدیم در عصر و زمان ما تزویج صغیر و صغیره به وسیله اولیا مطلقاً اشکال دارد; زیرا مطابق غبطه و مصلحت آنها نیست.

7 - ازدواج دختران سادات با مردان غیر سادات

سادات در کشور پاکستان از احترام فوق العاده برخوردارند; حتّى سادات ناصالح; چون بزرگان سادات بوده اند که غیر سادات را با اسلام آشنا نمودند. لهذا غیر سادات جایز نمى دانند که دختران سادات را به عقد خود در آورند، و سادات هم بر این باورند که این عمل اهانت به خانواده پیامبر صلوات الله علیهم مى باشد، و این مطلب در نزد آنها به قدرى مهم است که اگر کسى از آن تخلّف کند، بعضى جوانان، حتّى بزرگان، احساساتى شده و در چنین مواردى شوهر آن دختر را به قتل مى رسانند! همانطور که چند ماه قبل، این اقدام در لاهور انجام شد! و این حادثه در روزنامه هاى پاکستان با تیتر بزرگ چاپ شد، و عموم مردم این عمل را ستایش کردند. و شکّى نیست که اگر سیّده با غیر سیّد ازدواج کند، مفاسدى بر آن مترتّب است، و سبب بدنام نمودن مذهب شیعه و علماى مذهب هم مى شود. چون برادران اهل سنّت پاکستان در این مسأله متّفق القول هستند، که عقد سیّده با غیر سیّد جایز نیست. لطفاً بفرمایید:
1 )  اگر در ازدواج سیّده با غیر سیّد، مفسده اى باشد، و موجب اختلافات خانوادگى و بدنامى مذهب و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) شود، آیا در چنین موردى این اقدام جایز است؟
2 )  در صورتى که براى دختر سیّد، در فامیل خودش، یا دیگر خانواده هاى سادات کفوى موجود باشد، آیا آن دختر مى تواند با غیر سیّد ازدواج کند، با این که جدّش راضى نیست، و پدرش فوت کرده است؟

ازدواج دختران سادات محترم با غیر سادات ذاتاً اشکالى ندارد. و در زمان پیغمبر و ائمّه معصومین(علیهم السلام) زیاد اتّفاق افتاده که دختران سادات با غیر سادات ازدواج کرده، و معصومین هم از آن نهى نکرده اند. ولى اگر واقعاً مفسده اجتماعى بر آن مترتّب شود، باید از آن پرهیز نمود، و تدریجاً مردم را با این حکم اسلامى آشنا کرد. و قتل نفس مسلمان از گناهان بسیار بزرگ است، و قصاص دارد.

8 - ازدواج دختران هاشمیه با غیر هاشمی

حضرتعالى در استفتائات جدید جلد اوّل، سؤال 706 فرموده اید که عقد هاشمیّه با غیر هاشمى در صدر اسلام و در زمان ائمّه طاهرین(علیهم السلام) فراوان بوده است. لطفاً چند مورد آن را با ذکر مدرک مورد قبول مرقوم فرمایید.

یک نمونه روشن آن ازدواج زینب دختر عمّه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) با زید بن حارثه مى باشد، که در قرآن مجید صریحاً آمده است. نمونه دیگر، ازدواج ضباعه نوه عبد المطلب با مقداد است که در روایات آمده است. مخصوصاً در ذیل روایت تصریح شده که پیامبر فرمود: «من این کار را کردم تا مسأله ازدواج در میان مردم توسعه یابد، و قید و بندها بر چیده شود.» بسیارى از مراجع عصر ما مانند آیة الله خوئى و آیة الله گلپایگانى که از سادات بنى الزهرا هستند، نیز دختران خود را به غیر سادات داده اند.

9 - ازدواج اجباری دختر عمو با پسر عمو

در بین عشایر عرب خوزستان رسمى به نام «نهوه» وجود دارد (اجبار دختر عمو به ازدواج با پسر عمو یا دیگر نزدیکان، و منع از ازدواج با دیگران،) چنین رسمى از نظر شرعى چه حکمى دارد؟

چنین رسمى برخلاف شرع است، و باید از آن پرهیز کرد، مگر این که زوج و زوجه هر دو بدون اجبار رضایت دهند.

10 - ازدواج دختر در مقابل خون بها

در بین عرب هاى خوزستان مرسوم است که خانواده قاتل در عوض خون بها، به خانواده مقتول دختر مى دهند. چنین رسمى از نظر شرعى چه حکمى دارد؟

در صورتى که ارباب دم بجاى گرفتن دیه به این کار رضایت بدهند، و دختر و ولىّ دختر راضى به این امر باشند اشکالى ندارد.

بقیه در ادامه مطلب

 

11 - هدف اصلی ازدواج

آیا وظیفه زن مسلمان صرفا تمکین است؟ اگر چنین است، نگهداری از فرزندان، نظافت منزل، شستشوی ظروف و البسه، پخت و پز وظیفه کیست؟ تقسیم کاری که رسول الله (ص) بین دختر گرامی و داماد عزیزش انجام داد که کار بیرون منزل را به علی، و کار درون منزل را به زهرا واگذار کرد، به چه معنایی است؟ اگر فلسفه ازدواج فقط رفع شهوت است، آیا بهتر نیست مرد با هزینه ای کمتر از آوردن زن به خانه به عنوان موجودی پرخرج ، شهوتش را بیرون خانه به طریق شرعی (صیغه) رفع کند؟ اگر وظیفه زن صرفا تمکین است، چرا مرد مخارج عروسی، خورد و خوراک، لباس، وسایل رفاهی، پزشکی، درمانی، مهریه، شیر بها و مانند آن را بر گردن می گیرد؟ بهتر نیست مجرد و بی مسئولیت به کار و عبادت و زندگی خود بپردازد، نه دغدغه خاطری، نه دل بستگی، نه ترس از دست دادنی، نه جنگ اعصابی، و نه نگرانی های دیگر. لطفا نظرتان را به طور صریح در این زمینه بیان فرمایید:

هدف از ازدواج، همان گونه که قرآن مى گوید، آن است که زن و مرد در کنار یکدیگر زندگى آرامى داشته باشند (لتسکنوا الیها) و این هدف بدون زندگى مشترک حاصل نمى شود. و زندگى توأم با تجرّد موجب بدبختى وانواع مشکلات و بیمارى هاست، ولى زن نباید به صورت برده مرد درآید. و اگر کارهاى خانه را انجام مى دهد، باید با میل و رضایتش باشد. البتّه تقسیم کار بر اساس رضایت طرفین کار بسیار خوبى است.

12 - هدف اصلی ازدواج

آیا وظیفه زن مسلمان صرفا تمکین است؟ اگر چنین است نگهداری از فرزندان، نظافت منزل، شستشوی ظروف و البسه، پخت و پز وظیفه کیست؟ تقسیم کاری که رسول الله (ص) بین دختر گرامی و داماد عزیزاش انجام داد که کار بیرون منزل را علی و کار درون منزل را به زهرا واگذار کرد، به چه معنایی است؟ اگر فلسفه ازدواج فقط رفع شهوت است آیا بهتر نیست مرد با هزینه ای کمتر و در بیرون از منزل به طریق شرعی (صیغه) رفع کند؟ اگر وظیفه زن صرفا تمکین است چرا مرد مخارج عروسی، خورد و خوارک، لباس، وسایل رفاهی، پزشکی، درمانی، مهریه، شیر بها و مانند آن را بر گردن می گیرد؟ بهتر نیست مجرد و بی مسئولیت به کار و عبادت و زندگی خود بپردازد؟ نه دغدغه خاطری، نه دل بستگی، نه ترس از دست دادنی، نه جنگ اعصابی و نه نگرانی های دیگر. لطفا نظرتان را به طور صریح در این زمینه بیان فرمایید؟

هدف از ازدواج، همان گونه که قرآن مى گوید، آن است که زن و مرد در کنار یکدیگر زندگى آرامى داشته باشند (لتسکنوا الیها) و این هدف بدون زندگى مشترک حاصل نمى شود. و زندگى توأم با تجرّد موجب بدبختى وانواع مشکلات و بیمارى هاست، ولى زن نباید به صورت برده مرد درآید. و اگر کارهاى خانه را انجام مى دهد، باید با میل و رضایتش باشد. البتّه تقسیم کار بر اساس رضایت طرفین کار بسیار خوبى است.

13 - واگذاری حق انتخاب محل سکونت به زوجه

در صورتى که حقّ اختیار سکنى در قباله ثبتى کاملا به زوجه تفویض شده باشد، آیا این حق علاوه بر شهر، شامل محل و منطقه محلّ سکونت نیز مى شود؟ با توجّه به این که زوج و زوجه هر دو اهل و ساکن یک شهر بوده، و در زمان عقد نیز قصد زندگى در همان شهر را داشته اند، پاسخ سؤال را مرقوم فرمایید؟

معمولا هنگامى که مى گویند اختیار سکنى با زن است، اشاره به شهر مى باشد، مگر این که عبارت قباله دلالت بر بیشتر از این داشته باشد. و در صورت شک، تنها اختیار شهر با زوجه خواهد بود.

14 - اجرة المثل کارهای زن در خانه شوهر

زنى حقّ الزّحمه و اجرة المثل کارهایى که در ایّام زناشویى در منزل شوهرش انجام داده را مطالبه کرده، ولى شوهر ادّعا دارد که همسرش کارها را به قصد تبرّع انجام داده است. در فرض مذکور قول کدام یک مقدّم، و بیّنه بر عهده چه کسى است؟

در محیط هایى که عرف و عادت بر آن است که زن به قصد تبرّع این کارها را انجام مى دهد، ادّعاى زن برخلاف آن مسموع نیست. مگر این که ثابت کند به شوهرش اعلام کرده قصد تبرّع ندارد، و شوهرش نیز پذیرفته باشد.

15 - مطالبه اجرت کارهای انجام شده در منزل شوهر

همسر سابقم بعد از چندین سال زندگى و على رغم دریافت نفقه، به عناوین مختلف، موجبات اذیّت و آزار بنده را فراهم مى نمود، و خودش نیز تقاضاى طلاق خلع کرد. بعد از جارى شدن طلاق، کلّیّه حقوق خود را از بنده دریافت نمود، و طلاهایى را که براى ایشان خریده بودم، به یغما برد، (اکنون در حدود دو میلیون تومان ارزش دارد،) و بنده را از خانه بیرون و مدّت دو سال و اندى خانه بنده را غصب نموده است. ایشان ملتزم به دین مقدّس اسلام نبوده، و بدون اجازه از خانه خارج شده، و از اداى وظایف خانوادگى شانه خالى مى کرده، و اکنون اجرت المثل چندین ساله را از بنده مطالبه مى نمایند. آیا اجرة المثل به ایشان تعلّق مى گیرد؟

زن به غیر از نفقه و مهریّه، حقّ دیگرى به نام اجرة المثل ندارد. مگر این که از اوّل ازدواج شرط کند که کارهاى منزل را مجّانى انجام نمى دهد. و در صورتى که چنین شرطى نکرده و عادت، و رسم محیط هم تبرّع در این امور است، حقّى ندارد.

16 -  قرار دادن شروط ضمن عقد در عقدنامه

در سالهای اخیر نظریه ای در حقوق خانواده مطرح و طرفداران زیادی نیز پیدا کرده است و آن قرار دادن شروط ضمن عقد در نکاحنامه (شرط وکالت مطلق در طلاق،حق اشتغال،حق ادامه تحصیل،حق حضانت،خروج ازکشور بدون اذن شوهر، اشتراک در اموال و ..) و تعیین مهریه های نمادین و در همان حد مهر السنه هست حال این وضعیت با شرع اسلام و کلیت دین مبین اسلام در تنافی است یا خیر ؟
با تشکر

قراردادن شرط وکالت در طلاق مانعی ندارد و همچنین مهرالسنه و امثال آن مشروط بر اینکه مهرالسنه را از ابهام بیرون آورند ولی شرط شرکت در اموال با وجود ابهامی که دارد خالی از اشکال نیست.

17 - ملاک قمر در عقرب بودن ماه

با توجه با اینکه جاری کردن عقد در زمانی که قمر در عقرب است سوالی داشتم
ملاک قمر در عقرب برج عقرب ( هشتمین برج فلکی ) است یا واقع شدن ماه در صورت فلکی عقرب؟
توضیح:
منجمین منطقه البروج را که یک دور کامل است به 360 درجه تقسیم می کنند و هر 30 درجه را یک برج می نامند که از برج \" حَمَل \" شروع می شود و به برج\" حوت \" ختم می شود و مجموعا 12 برج (360=12*30) داریم.
در حدود 2000 سال پیش صورتهای فلکی در آسمان مطابق با این برجهای 30 درجه ای بوده ولی با توجه به حرکت مخروطی شکل زمین، الان صورت های فلکی یک برج جلو آمده اند و برج اول که مطابق فروردین است و به نام \" حَمَل \" نامگذاری شده است در واقع الان حاوی صورت فلکی حوت است و البته منجمین هم از این واقعه در مورد ماه به \" تقدیم قمر\" یاد می کنند. نکته اینجاست که در تقویمهای نجومی ملاک را همان برج ها قرار داده اند و وقتی ماه در صورت فلکی میزان است آنرا قمر در عقرب حساب کرده اند و وقتی ماه در صورت فلکی عقرب است قمر را در قوس به حساب می آورند.
و البته در بین منجمین هم اختلاف هست.
حال دوباره سوال را مطرح می کنم
ملاک قمر در عقرب کدامیک ازدو صورت زیر است؟
الف - قمر در برج عقرب ( هشتمین برج فلکی که الان حاوی صورت فلکی میزان است) باشد. و یا اینکه
ب - قمر در صورت فلکی عقرب ( که در برج نهم فلکی است) باشد؟
منظور واقع شدن ماه در صورت فلکی عقرب است.

18 - احکام وطی به شبهه

لطفاً در مورد وطى به شبهه به سؤالات زیر پاسخ دهید:
الف) آیا در تحقّق شبهه، وجود ظنّ معتبر به استحقاق وطى شرط است؟ یا هر گونه ظنّى براى تحقّق شبهه کفایت مى کند؟ یا اصلا ظن لازم نیست، و احتمال استحقاق وطى کافى است؟
ب) آیا حلیّت وطى شرط تحقّق شبهه مى باشد، یا با حرمت وطى نیز شبهه محقّق مى شود؟
ج) آیا در مورد فرد جاهل قاصر و مقصّر نسبت به مقدار عدّه و حکم آن، شبهه تحقّق مى یابد؟
د) آیا واطى به شبهه صاحب فراش محسوب مى شود، یا تنها مؤاخذه نمى شود؟
هـ) آیا وطى نائم و مجنون و مکرَه، و نیز وطى ناشى از نکاح فاسد، وطى به شبهه محسوب مى گردد؟

الف) احتمال کافى نیست; و ظن اگر سبب شود که او خود را مستحق بداند کفایت مى کند.
ب) شبهه آن است که انسان آن وطى را براى خود مجاز بداند; هر چند بر اثر عوارض آن را حرام ببیند. مثلا تصوّر کند که ازدواج شرعى واقع شده، ولى در ماه رمضان یا در زمان عادت با همسر خود نزدیکى کند. این هم مصداق وطى به شبهه است.
ج) در صورتى که باور کند آن وطى براى او حلال است، حکم وطى به شبهه جارى است.
د) واطى به شبهه صاحب فراش نیست. و اگر آن زن شوهرى داشته باشد، فرزند به شوهر ملحق مى شود.
ه) هیچ کدام وطى به شبهه نیست، هر چند تکلیف از چنین اشخاصى برداشته شده است. ولى در نکاح فاسد، اگر خیال مى کرده نکاح صحیح است، وطى به شبهه محسوب مى شود.

19 - ازدواج دختر و پسری که تالاسمی دارند

اگر دو نفر که قصد ازدواج دارند بعد از آزمایش خون متوجه شوند که هر دو نفر دچار تالاسمی مینور هستند ودر صورت ازدواج با احتمال 25 درصد فرزند آنها دچار تالاسمی ماژور خواهدشدو امکان تشخیص در سه ماهگی و امکان سقط جنین، اولا آیا ازدواج جایز است و دوما آیا سقط جنین جایز است؟

احتیاط آن است که آنها با هم ازدواج نکنند ولی اگر ازدواج کردند سقط جنین جایز نیست.

20 -  عدم اولویت شوهر بر سایر اقارب در قیومیت

آیا شوهر دائمى در رابطه با قیمومت زوجه خود که دچار جنون ادوارى، یا دائم شده، نسبت به پدر، جدّ پدرى، مادر، و سایر اقارب زوجه، اولویّت دارد؟

اولویّتى ندارد.

منبع:

www.makaremshirazi.org

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

اسلام و عمل ما

امروز اسلام بسته به اعمال شماست.

اسلام را معیار حرکتهاى خود قرار دهید.

از ما نمى پذیرند که ما اسلامى هستیم، مگر خودمان به اسلام عمل بکنیم.

الآن اسلام در دست ماست و ما پاسدار او هستیم، و اگر آسیب ببیند همه مامسئول هستیم، در بارگاه خدا همه مسئول هستیم.

من امیدوارم که مسلمین، و خصوصا سران مسلمین، از شعار به اسلام - که یک پوششى است براى عدم عمل بر احکام اسلام - دست بردارند و به اسلام به حسب آنچه که هست، فکر کنند و عمل کنند.

شما فکر این را بکنید که حافظ اسلامید نه حافظ خود.

بیرون برویم از این پوشش شیطانى به پوشش رحمانى; آن به این است که مامطابق نظام اسلام عمل کنیم.

شما مسلمانان متعهد، دین خود را به اسلام بزرگ و خداوند متعال ادا کردید،و راه وفادارى و فداکارى را به ما آموختید.

از اولیاى خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بوده اند، نه دنبال خودشان.

آن چیزى که سهل مى کند مشکلات را، این است که ما براى اسلام تحمل زحمت مى کنیم.

شما با اسلام این پیروزى را پیدا کردید و با اسلام باید این پیروزى را تعقیب کنید.

این قدرت اسلام و قدرت ایمان بود که مردم را به وحدت کشاند، و این وحدت و قدرت ایمان بود که مردم را به پیروزى کشاند.

بقیه در ادامه مطلب

اگر انسان بخواهد براى اسلام خدمت کند، نباید توقع این را داشته باشد که همه او را بپذیرند.

میزان در هر کس حال فعلى اوست.

اسلام نه ظالم بود و نه زیر بار ظلم مى رفت، و ما هم مى خواهیم این طورباشیم، که نه ظلم کنیم و نه زیر بار ظلم برویم.

با اتکا به تعالیم عالیه اسلام، و ایمان ما به مبادى بود که با دست خالى برهمه قواى شیطانى غلبه کردیم.

اگر این مملکت مسلمان بشود، تربیت، تربیت اسلامى باشد، هیچ قدرتى نمى تواند مقابلش بایستد.

اگر اسلام در این مملکت، احکام اسلام در این مملکت پیاده بشود، همه جهات مادى و معنوى تامین خواهد شد.

امروز وظیفه ماست که در برابر خطراتى که متوجه اسلام و مسلمین مى باشد، براى تحمل هرگونه ناملایمات آماده باشیم، تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم، و جلو اغراض و مطامع آنها را بگیریم.

ما خودمان را باید فدا کنیم براى اسلام، آمال و آرزوهایمان را باید فدا کنیم براى اسلام.

امروز غریبترین چیزها در دنیا همین اسلام است، و نجات آن قربانى مى خواهد،و دعا کنید من نیز یکى از قربانیهاى آن گردم.

ملت اسلام عزیزان من، از فدایى دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام نهراسید; که این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیا و اولیاى آنان بوده. و خون ما رنگینتر از خون شهداى کربلا نیست که با مخالفت با سلطان جائر، که متمسک به اسلام بود و خود را خلیفه اسلام معرفى مى کرد، ریخته شد.

شما که براى اسلام بپاخاسته اید و جان و مال نثار مى کنید، در صف شهداى کربلا هستید، چرا که پیرومکتب آنانید.

اگر چنانچه اسلام به آنطورى که هست، و به آن طورى که خداى تبارک و تعالى اسلام را تاسیس کرده، اگر به آن طور اسلام پیاده بشود، فاتح مستعمرین خوانده مى شود.

پیغمبر بزرگ اسلام همه چیزش را فداى اسلام کرد تا پرچم توحید را به اهتزازدرآورد، و ما به حکم پیروى از آن بزرگوار، باید همه چیزمان را فدا کنیم تاپرچم توحید برقرار بماند.

همه باید تحت بیرق اسلام و تحت پرچم اسلام برویم، لکن نه به طور شعار، به طور واقع و به طور حقیقت.

اگر چنانچه احکام الهى در یک ملت پیاده بشود، باطل از آن ملت کوچ مى کند. و قتى مى توانیم با قدرتهاى بزرگ مقابله کنیم و آسیب پذیر نباشیم، که متعهدبه اسلام، متعهد به احکام اسلام باشیم.

کوشش کنید که احکام اسلام را هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند.

اگر امروز اسلام - خداى نخواسته - لطمه ببیند، این گناهش به گردن همه ماست.

هى نگویید من، بگویید مکتب من.

مبادا از حرفهاى خارجیها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستى کنیم.

براى پیشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرودو از انگیزه هاى غیراسلامى است.

نگرانى من از این است که نکند سستى کنیم و در پیاده کردن اسلام، دقت لازم را ننماییم.

امروز اسلام در دنیا وضعى پیدا کرده است که اگر چنانچه -خداى نخواسته شکست بخورد، تا سالهاى طولانى، دیگر نمى تواند سرش را بلند کند; براى این که قدرتهاى بزرگ قدرت اسلام را فهمیده اند.

اگر -خداى نخواسته- در منبر شما چیزى بگویید که خودتان عاملش نیستید، ودر مسجد چیزى بگویید که خودتان بر خلاف او عمل مى کنید، مردم دلهایشان از شمامنصرف مى شود.

باید چشم و گوشمان را باز کنیم که با دست خودمان اسلام را از بین نبریم.

کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامى را فداى منافع شخصى یا گروهى نکنید.

الآن یک وضعى داریم که اگر -خداى نخواسته- یک قدم کجى برداریم، این رابه اسم اسلام تمام مى کنند.

اسلام در دست ما امانت است، و ما موظفیم تا این امانت را حفظ کنیم.

کارى بکنید که آن اسلام عزیز، که امروز دست شماست، با یک صورت خوبى تحویل بدهید به اعقابتان، یک صورت مشوّه درست نکنید که بگویند همین بود.

اسلام نورانى است.

اسلام عزیز امروز به ما سپرده شده است، و شما باید این اسلام را نگه دارید وبه نسلهاى آتیه بسپارید.

کسى که براى رضاى خدا -ان شاء الله- مشغول انجام وظیفه است، توقع این رانداشته باشد که مورد قبول همه قرار گیرد، هیچ امرى مورد قبول همه نیست.

کسى که دنبال حق مى رود و براى رضاى خدا کار مى کند، نباید به فکر این باشدکه به او چه گفته اند یا چه مى گویند.

کسى که براى خدا کار مى کند، قیام براى خدا مى کند، این از هیچ چیز نبایدبترسد.

 

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

در روایات وارد شده که قبل از غذا خوردن، "بسم الله الرحمن الرحیم" و در انتهای آن "الحمد لله رب العالمین" گفته شود. دعای خاصی در این باره وارد نشده؛ ولی در بین اهل علم و مؤمنان بعد از خوردن غذا، جملاتی را به صورت دعا (دعای سفره) ذکر میکنند که البته مضمون آن در روایات و دعاها هست. آن جملات این است:

"الحمد لله ربّ العالمین هنیئاً للآکلین و برکةً للباذلین. الحمد لله الّذی یُطعِمُ و لا یُطْعَم و یَرزُقُ و لایُرْزَق، زاد الله النّعم، دَفْعَ الله النّقَم، بِحَقّ سیّد العرب و العجم. اللّهم تَقَبَّل حَسنات المُحسنین لا سیّما هذا الأحْسان من هذا المحسن؛اللّهمَ اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الأحیاء منهم و الأموات لاسیّما اَمْواتَ الحاضرین، رَحِمَ اللّهُ من قَرَءَ الفاتِحَةَ مع الصَّلوات). 

 

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

جهان ای پسر ملک جاوید نیست

ز دنیا وفاداری امید نیست

نه بر باد رفتی سحرگاه و شام

سریر سلیمان علیه السلام؟

به آخر ندیدی که بر باد رفت

خنک آنکه با دانش و داد رفت

کسی زین میان گوی دولت ربود

که در بند آسایش خلق بود

(سعدی)

آورده اند که روزی ملک الموت به نزدیک سلیمان پیغمبر آمد و مردی در پیش خدمت حضرت سلیمان بود. ملک الموت تیز در آن مرد نگریست. وی بترسید. چون ملک الموت رفت، آن مرد پرسید: «این که بود؟» حضرت سلیمان گفت: «ملک الموت» او گفت : «یا سلیمان! ترسم که مرا هلاک کند. باد را بفرمای تا مرا به سرزمین هندوستان برد تا از وی ایمن بمانم» چنین نمود و باد را فرمود تا او را ببرد. بعد از ساعتی ملک الموت پیش سلیمان آمد. حضرت پرسید:«کجا بودی؟» گفت:«به زمین هندوستان ؛ من چون آن مرد را اینجا و در پیش تو دیدم متحیر شدم، چه او قرار بود  لحظه ای بعد در هندوستان می بود و جان او را در آنجا می ستاندم وتا آنجا مسافتی بعید بود. خدای عز وجل در دل وی افکند تا از تو درخواست کند تا او را به زمین هندوستان فرستی، و من در عقب او بروم و جان او را قبض کنم تا حکم قضا و قدر به نفاذ نرسد. و عالمیان بدانند که لامَرَدَّ لِقَضائِهِ و لا مانِعَ لِحُکمِهِ»

منبع:سلیمان نبی در آئینه ادب فارسی

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی): «موارد مختلف است. اگر طبق روش‌های معمولی است مانعی ندارد.»

این روز‌ها به مدد کامپیو‌تر و فضای اینترنت می‌توان در هر مکانی به بسیاری از نرم‌افزار‌ها و سایت‌های اینترنتی دسترسی پیدا کرد و تنها با چند کلیک، در خصوص امر مهمی که در ذهن می‌گذرد، استخاره گرفت.

به گزارش گرداب، اگر به فارسی در سایت Google "استخاره اینترنتی" را جست‌و‌جو کنیم، ۱۸۵۰۰۰ صفحه در این زمینه پیدا می‌شود. بسیاری از افراد از این نرم‌افزار‌ها و سایت‌ها برای نتیجه کار و امر مهمی که در ذهن دارند استخاره می‌گیرند. برای برخی این سوال پیش می‌آید که آیا شرایط استخاره در این موارد محقق می‌شود و آیا به نتایج این استخاره‌ها می‌توان استناد کرد. خبرنگار خبرگزاری برنا حکم فقهی این مسئله را از مراجع عظام تقلید سوال نمود که می‌توانید پاسخ آن را ببینید.

استخاره با کامپیو‌تر و نرم‌افزار‌ها صحیح است؟ آیا می‌توان به آن‌ها اعتنا کرد؟

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مدظله العالی: «موارد مختلف است. اگر طبق روش‌های معمولی است مانعی ندارد.»

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: «هرگاه طوری تنظیم شده باشد که آیات آغاز یکی از صفحات قرآن را بدون اطلاع قبلی منعکس کند مانعی ندارد.»

حضرت آیت الله سیستانی: «روش استخاره گرفتن در مفاتیح الجنان موجود است مراجعه شود.»

حضرت آیت الله نوری همدانی: «اگر استخاره کننده وارد در آن رشته باشد و بتواند از قرآن مجید برداشت مناسب و نزدیک به واقع داشته باشد اشکال ندارد.»

برچسب ها: استخاره ، مراجع ، اینترنت

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢

برای کسی که به بلوغ جنسی رسیده و امکان ازدواج نداشته باشد چند راه کار وجود دارد که خود را در فضای گناه قرار ندهد.

سؤال: در حال حاضر مشکل بسیاری از جوانان، مشکلات جنسی است مخصوصا در جوانان ۱۸ سال به بالا و بعضا متاسفانه امکان ازدواج برای آنان فراهم نیست، راه حل آن چیست؟

جواب:

برای کسی که به بلوغ جنسی رسیده و امکان ازدواج نداشته باشد چند راه کار وجود دارد که خود را در فضای گناه قرار ندهد.

۱. حتی المقدور با توجه به وضعیت جسمانی خود، هفته‌ای دو روز (دوشنبه و پنج‌شنبه) روزه بگیرد، اگر برای او سخت است ماهی سه روز (پنج شنبه اول، آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه) را روزه بگیرد که فقهاء بزرگوار در رساله‌های عملیه خود به آن توصیه فرموده‌اند. در هر حال پرخوری نکند، قبل از سیرشدن از طعام دست بکشد و تا گرسنه نشود غذا تناول نکند.

۲. از خوردن غذای معطر، متنوع، آجیل خوری و... پرهیز کند.

۳. لباس چسبان نپوشد و هرگز لخت و عریان نشود، حتی در حمام که کراهت دارد. (یعنی عورت در حمام پوشیده باشد بهتر است.)

۴. از دیدن عکس‌های مبتذل و غیر محارم و به ویژه جنس مخالف پرهیز کند.

۵. از گفتن و یا شنیدن جک و فکاهی‌های جنسی حذر کند.

۶. با افراد غیر مجرد و یا مجردی که در این زمینه صحبت می‌کند نشست و برخاست نکند.

۷. از اختلاط با زنان و یا مجالسی که مرد و زن بی‌موالات هستند اجتناب کند.

۸. هرگز بیکار نباشد و به اشتغال بپردازد. «إِنَّ اللهَ یبغِضُ الشّابّ ُ الفارِغ» خداوند از جوان بی‌کار به غضب می‌آید.

۹. به ورزش‌هایی که موجب عرق‌ریزی می‌شود بپردازد، مانند: کوه‌نوردی، دومیدانی، بسکتبال و...

۱۰. در مجالس توسل و توجه به اهل بیت علیهم السلام شرکت کرده و به زیارت حرم‌های شریف ایشان برود.

۱۱. با توجه بیشتر و مراقبه، نماز اول وقت اقامه کند.

منبع: سایت حجت‌الاسلام و المسلمین آقا تهرانی

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢

این مژده به بندگان تائب آمد

خیزید که لیلة الرغائب آمد

ای کاش ندا دهند فردا جمعه

ای منتظران امام غائب آمد

اللهم عجل لولیک الفرج

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

بازخوانی فرمایشات حضرت امام خمینی(ره)
هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذاست «مفسد» است

اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا است، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.

 به گزارش خبرگزاری فارس، حضرت امام خمینی(ره) در سخنرانی‌ها و پیام‌های مختلفی با تاکید بر فصل الخطاب بودن نظر شورای نگهبان بر لزوم پذیرش آن توسط همه گروه‌ها، احزاب و افراد تاکید ورزیده‌اند.

گزیده‌ای از فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره تمکین مسئولان، احزاب و گروه‌ها به قانون و فصل‌الخطاب بودن قانون اساسی و شورای نگهبان به شرح ذیل است:


شورای نگهبان گوش به حرف عده‌ای که به اصطلاح مترقی هستند ندهد

...شما باید ناظر بر قوانین مجلس باشید، و باید بدانید که به هیچ وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمایید که صددرصد اسلامی باشد. به هیچ وجه گوش به حرف عده‌ای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولا آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم، اگر صد میلیون آدم ، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا هم همین طور عمل می کردند؛ مثلا موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقی داشت. بحمدالله مجلس ما مجلسی است اسلامی و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد شد؛ولی شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی ندهید. خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند..." (صحیفه امام ج 13 ص 53)

هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذا است مفسد است

من تکرار می کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت ، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است ، و مفسد است یک همچو آدمی ، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است ؛ این مجلس فراهم آمده از"الله اکبر"های مردم است ؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از "الله اکبر" مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیرمسلمین عمل کرده . با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدی و از مقامی بشود،مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح ، بدون جار و جنجال ، بدون هیاهو، مسائل را بگویند. کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید.آن که موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رای بگیرند.وقتی رای گرفتند، اگر اکثریت رای داد، و بعد هم برده شد پیش شورای نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رای را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسی ندانستند، اگربعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنتها از مبادی غضب ، از مبادی فاسد، بیرون می آید. باید سرتسلیم به مجلس ، یعنی سر تسلیم به اسلام وقتی مخالف اسلام نیست ، سرتسلیم به اسلام فرود آورد. روشهای غیر اسلامی را، اگر هم در باطن - خدای نخواسته -دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسئله ای است اساسی ، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبی برخلاف رای یک نفر است ، نباید بگوید مجلس درست نیست.

(صحیفه امام ج14ص370)

پس از رای و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد

...موضوعات برای احکام ثانویه اسلام نظر خواهی شود که کارها به نحو شایسته انجام گیرد. و این نکته نیز لازم است که تذکر داده شود که رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع به وسیله عرف کارشناس ، با رد احکام اولیه فرقی ندارد، چون هر دو احکام الله می باشند. و نیز احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رای مجلس وانفاذ شورای نگهبان ، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد، و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه ای اقدام کند. و با تشخیص دو سوم مجلس شورای اسلامی که مجتمعی ازعلمای اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است ، با مشورت از کارشناسان ، حجت شرعی است که مخالفت باآن بدون حجت قویتر خلاف طریقه عقلاست. چنانچه تغییر احکام اولیه، با شک درموضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است . دولت جمهوری اسلامی که متصدی اداره کشور است و در هر پیشامدی موظف است اقدام مقتضی نماید، در وضع کنونی بدون کمک ملت، توانایی رفع تمام گرفتاریهارا ندارد و برای اداره نظام جمهوری و دفاع از دشمنان مهاجم و رفع مشکلات جنگ که حجم آن بسیار عظیم است ، احتیاج به کمک دارد

(صحیفه امام ج17ص 321 )

در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، شورای نگهبان را تایید کرده ام

...از تحمل زحمات و رنجهای شما تشکر می کنم. شما توقع نداشته باشید که مورداهانت واقع نشوید. همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی کند.توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم . باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی ازاین کاری که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تایید کرده ام. ما باید دست دردست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامی درست کنیم . امروز تبلیغات علیه من و شما نیست ، تبلیغات علیه اسلام است. اگر ما با اسلام کاری نداشتیم کسی با ما بد نبود. امروز امریکا و شوروی را که آن قدر در دنیا فساد می کنندکسی محکوم نمی کند، ولی تمام محکومیتها مال ماست . در دنیا تنها ایران است که موردسئوال است ؛ ولی اگر ما وحدت خودمان را حفظ کنیم و همصدا و همجهت باشیم از هیچ چیز نباید بترسیم . مهم این است که با هم خوب باشید و تصمیم داشته باشیم که مستقل...

(صحیفه امام ج 17ص441)

افرادی که نظر شورای نگهبان موافق میلشان نباشد دست به شایعه افکنی می‌زنند

...چنانچه مشاهده می شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی ، افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تایید بعضی حوزه ها موافق میل شان نبوده است دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان - ایدهم الله تعالی - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند ازانقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال ، بی توجه به نتایج ناروا و اسف بار آن باشد. معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول با فقهای ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم. من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم واردمی شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین ، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم.

(صحیفه امام ج17ص431)

شورای نگهبان حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی است

شورای نگهبان، موردتایید اینجانب می‌باشند شورای محترم نگهبان ، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، موردتایید اینجانب می باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است . و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند. البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهوری دارند که با آن هیچ حکم و امری مزاحمت نمی کند و برای حفظ آن از هیچ کوششی نباید مضایقه کرد ومعلوم است آقایان با تعهدی که دارند تحت تاثیر هیچ جوی واقع نمی شوند. ان شاءالله موید باشند.

(صحیفه امام ج19ص155)

نهاد شورای نگهبان به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد

ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اولیه است. نهاد شورای نگهبان همیشه موردتایید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه بابیداری و هوشیاری در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.

(صحیفه امام ج20ص457)
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

در همه شرایط بیاد مولایمان سیدعلی هستیم

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢

امام باقر  علیه السلام

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

Click to view original

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
پیامبر خدا حضرت محمد صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم  فرمودند: هر گاه کارها همچون پاره‏‌هاى شب تار بر شما تاریک و شبهه‏ ناک شد ، به قرآن روى آورید؛ زیرا قرآن شفیعى است که شفاعتش پذیرفته است و شاکى و خصمى است که شکایتش قبول مى‏ شود.
هر که قرآن را فرا روىِ خود قرار دهد، او را به سوى بهشت کشاند و هر که آن را پشت سر خویش نهد، به سوى دوزخش براند.
متن حدیث:
رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم : إذا التَبَسَت علَیکُمُ الاُمورُ کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فعلَیکُم بالقرآنِ ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وماحِلٌ مُصَدَّقٌ ، مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنّةِ ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ ساقَهُ إلَى النارِ .
 «نوادرالراوندیّ، 21. 22 - منتخب میزان الحکمة458»
نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

در بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) آمده است: جریانی که تا دیروز دم از تقلب در انتخابات می‌زد، امروز بر سر آمدن یا نیامدن آتش افروزان و سران فتنه‌ 88 مسابقه رسانه‌ای گذاشته‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاهخبرگزاری فارس بسیج دانشجویی دانشگاه امام‌صادق(ع) بیانیه‌ای را خطاب به مسئولان اصلاح‌طلب و کارگزارانی صادر کرده است که متن آن به شرح زیر است:

 «بسم‌الله الرحمن الرحیم»

روسا و مسئولین احزاب اصلاح‌طلب و کارگزارانی

اکنون بیش از 8 سال از زمانی که مردم اصلاحات و سازندگی را به بازنشستگی فراخوانده‌اند گذشته است؛ بازنشستگی پیش از موعدی که با روشن شدن زوایای ناکارآمدی در سیاست داخلی با اتفاقاتی چون تحصن مجلس ششم، فتنه منتظری، اصلاح قانون مطبوعات، 18 تیر و پس لرزه‌های آن، ماجرای آقاجری، حوادث سیاسی 82، ماجراهای شورای شهر اول و دوم و ... رقم خورد؛ جریانی که تا دیروز دم از تقلب در انتخابات می‌زد و نظام مبتنی بر مردم‌سالاری دینی را به ظلم و سرکوب عدالتخواهان محکوم می‌نمود، امروز بر سر آمدن یا نیامدن آتش افروزان و سران فتنه‌ 88 مسابقه رسانه‌ای گذاشته‌اند.

این جریان با چهره‌ای حق به جانب چون پدرخوانده‌ای دلسوز شعار نجات کشور را سر می‌دهند؛ خون شهدای بسیجی و مردم بی‌گناهی که با سلاح منافقین و مزدوران خارجی در دوران فتنه بر زمین ریخت همچنان تازه است.

در عرصه فرهنگ عمیق‌ترین ضربات را بر پیکره این مرز و بوم وارد آوردید؛ در سینما، موسیقی، تئاتر و از همه مهمتر فرهنگ عمومی بی‌حیای و لاقیدی را ترویج کردید که نتایج آن در رشد نرخ طلاق، اعتیاد و بزهکاری‌های اجتماعی مشهود است.

بگذار بگوئیم آنانی که امروز خود را منجیان کشور و اقتصاد آن می‌دانند در دوره صدارتشان با تجویز نسخه‌های توسعه‌گرایی غربی، وام‌های کلان خارجی، مانور تجمل و ترویج روحیه اشرافی‌گری و سرمایه‌داری، تورمی افسار گسیخته و شکاف طبقاتی گسترده را به مردم تحمیل کردند.

در اقتصاد نیز اگر چه امروز اوضاع و احوال کشور  به جهت تحریم‌ها و برخی سوء مدیریت‌ها به سامان نیست و مسئولین امر باید پاسخگو باشند، اما مگر شما برای اصلاح اقتصاد بیمار ایران چه کردید که امروز داعیه نجات اقتصادی سر می‌دهید؟. ندانم کاری‌ها، سردرگمی سیاست‌های اقتصادی، تولد فسادهای کلان اقتصادی، رانت خواری‌ها و ایستادگی در برابر مبارزه با فساد و در نهایت پناه به نسخه‌های بانک جهانی تنها گوشه‌ای از کارنامه غیر موفق اقتصادی این مدعیان است.

در حوزه بین‌الملل مسیر حرکت خواسته یا ناخواسته، بر این بود که  استقلال، عزت و شرافتی که مردم ایران اسلامی با رشادت و شهادت فرزندان خود به دست آورده بودند را به نیشخندهای جک استرو و هم پیاله‌های غربی و آمریکایی او به حراج بگذارند.

دیپلماسی منفعلانه و با عقب گردی که در دراز مدت لاجرم، موجب برگرداندن  سیطره  استکبار جهانی بر ملت ایران می‌شد و اگر نبود تدابیر داهیانه امام امت و هوشیاری ملت، امروز همه زحمات ملت را برباد داده بودید؛ شما توانایی حفظ دستاوردهای نظام را نداشتید چطور توقع دارید در دهه پیشرفت و عدالت، که به سرمایه و دستاوردهای دوچندان نیازمندیم، به شما برای حضور در صحنه انتخابات اعتماد شود؟

بی تردید شما نه تنها توانایی و شایستگی خادمی اسلام عزیز و ملت غیور و بزرگ ایران را ندارید، صلاحیت حقوقی و سیاسی برای حضور در انتخابات را هم نمی‌توان در شما یافت؛ مشارکت حداکثری  بی‌شک با حضور آحاد ملت رخ خواهد داد و حضور همه سلایق در چهارچوب  مصلحت ملت عزیزشکل خواهد گرفت و برای این امر نیازی به عناصری که ما را به عقب برگردانند نیست.

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ضمن توصیه همه کاندیداهای احتمالی به رعایت تقوای اخلاقی- سیاسی از این عزیزان خواستاریم با پیگیری گفتمان اصیل انقلاب اسلامی جهت تحقق تمدن اسلامی گام بردارند.

والسلام علی من اتبع هدی

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
این روزها اخباری از دیدار کاندیداها و شخصیتهای سیاسی از جریانات مختلف، با رهبر انقلاب و مراجع تقلید در محافل سیاسی و رسانه ای منتشر می شود که یک جمله مشترک در همه آنها وجود دارد.

آنچه که در این زمینه مهم به نظر می رسد این است که هم رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی اشان و هم مراجع عظام تقلید در بیانیه هایی صراحتا بیان داشته اند که بر هیچ کاندیدایی نظر ویژه ندارند و دیدارها تنها جنبه توصیه ای داشته و به درخواست خود کاندیداها بوده است.

در همین زمینه خبرنگار کسب اطلاع کرد که از میان کاندیدای ریاست جمهوری که با مقام معظم رهبری دیدار داشتند ایشان یک جمله ثابت را به همه این افراد تکرار داشته اند:

"نه می گویم بیایید، نه می گویم نیایید و تکلیف نمی کنم ."

منبع: جهان نیوز

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

رئیس جمهور ارزشی یعنی چه؟

رهبر معظم انقلاب در دیدار دست اندر کاران انتخابات ارزشی بودن را یکی از ویژگی های رئیس جمهور اصلح دانستند. به همین نگاهی انداخته ایم به ارزش ها و ارزشی بودن از دیدگاه ایشان و به آنچه که در ادامه مطالعه خواهید نمود رسیدیم.

أین عمار - رهبر معظم انقلاب در دیدار دست اندر کاران انتخابات ارزشی بودن را یکی از ویژگی های رئیس جمهور اصلح دانستند. به همین نگاهی انداخته ایم به ارزش ها و ارزشی بودن از دیدگاه ایشان و به آنچه که در ادامه مطالعه خواهید نمود رسیدیم.

هیچ ارزشی بالاتر از اسلام نیست

چند مطلب از نظر امام، در درجه اوّل بود؛ اوّل، اسلام و دین بود. امام، هیچ ارزشى را بالاتر از ارزش اسلام به حساب نمى‌آورد. انقلاب و نهضت امام، براى حاکمیت اسلام بود. مردم هم که این نظام را قبول کردند، این انقلاب را به پا کردند و امام را پذیرفتند، براى انگیزه اسلامى بود. سرِّ موفقیت امام این بود که صریح و بدون پرده‌پوشى، اسلام را روى دست گرفت و اعلام کرد من مى‌خواهم براى اسلام کار کنم و همه چیز در سایه اسلام است.

بیانات در خطبه‌های نمازجمعه   ‌۱۳۷۸/۰۳/۱۴

بندگی خدا؛ دلیل اصلی انقلاب

انقلاب براى این نیست که کسانى بروند و کسان دیگرى بیایند؛ انقلاب براى این است که ارزشها در جامعه تغییر کند؛ اعتبار و ارزش انسان به عبودیت خدا باشد؛ انسان بنده‌ى خدا باشد، براى خدا کار کند، از خدا بترسد، از غیر خدا نترسد، از خدا بخواهد، در راه خدا کار و تلاش کند، در آیات خدا تدبر کند، عالم را درست بشناسد، کمر به اصلاح مفاسد جهانى و بشرى ببندد و از خود شروع کند؛ هر کدام ما از خودمان شروع کنیم.

بیانات در خطبه‌هاى نمازجمعه   ‌۱۳۷۰/۰۷/۰۵  

قانون اساسی یکی از محکم‌ترین ارزشهاست

ببینید در دنیا دولتهایى که گاهى اعتراضهایى هم به جمهورى اسلامى مى‌کنند، قانون اساسىِ دویست سیصد ساله خود را محکم نگه داشته‌اند. ارزشهاى کهنه دویست سیصد ساله، بلکه بیشتر را محکم و دو دستى نگه مى‌دارند و نمى‌گذارند به آن خدشه وارد شود. شما دیدید در نامه‌اى که سال گذشته عدّه‌اى از به‌اصطلاح روشنفکران امریکا براى توجیه جنگ‌طلبى رئیس‌جمهور امریکا و دار و دسته‌اش صادر کردند، روى ارزشهاى امریکایى تکیه کردند. این ارزشها، ارزشهاى «جورج واشنگتن» است که دویست سال از عمر آن مى‌گذرد. ارزشهاى امریکایى براى آنها اصل شد، که بر اساس آن ارزشها حتّى جنگ‌طلبى و استعمال بمب اتم نیز مطرح گردید. همان روزها«بوش» تهدید کرد که من چند کشور را با بمب اتم مى‌زنم! این کار توجیه مى‌گردد و جایز شمرده مى‌شود. روى ارزشهاى خودشان این‌طور تکیه مى‌کنند؛ اما وقتى نوبت به ما و قانون اساسى و ارزشهاى ما مى‌رسد، ما مى‌شویم اصولگرا به معناى متحجّر! اصولگرایى امریکایى مى‌شود مثبت؛ اما اصولگرایى اسلامىِ متّکى به منطق و عقل و استدلال و تجربه و شوقِ آزادى‌خواهى و استقلال‌طلبىِ یک ملت مى‌شود یک چیزِ محکوم، مى‌شود فحش: اصولگراها!

بیانات در دیدار کارگزاران نظام    ۱۳۸۲/۰۵/۱۵  

ارزشهای اسلامی؛ مرز بین دنیای اسلام و دنیای مقابل

در اصطلاح قرآن و حدیث و عرف اسلامى، دوران مقابل با دوران بعثت را دوران جاهلیّت مى‌نامند. در قرآن کریم هم این تعبیر و این اصطلاح به‌کار رفته است؛ در روایات هم هست و عرف مسلمین هم، دوره اسلامى را در مقابل دوره جاهلى مى‌داند. البته مرز و ضابطه‌اى وجود دارد. این ضابطه چیست؟ چند نکته در این ضابطه‌اى که دنیاى اسلام را از دوران جاهلیت جدا مى‌کند، وجود دارد که اینها نکات اصلى ارزشهاى اسلامى است.

در درجه اوّل، توحیدِ خالص است که توحیدِ خالص، یعنى نفى عبودیّت غیرخدا. این آن توحید خالص است.

یک نکته دیگر در دعوت اسلامى، عبارت است از استقرار عدل در بین انسانها. خصوصیت جاهلیت، نظام ظالمانه بود. ستمگرى، عرف رایج بود. این‌طور نبود که گاهى یک نفر ظلم کند. بناى نظام جامعه بر ظلم و تبعیض و زورگویىِ قوى به ضعیف بود، زورگویىِ مرد به زن بود، زورگویىِ ثروتمند به بى‌پول بود، زورگویىِ ارباب به برده بود.

یک نقطه سوم فرض کنیم که عبارت است از حرکت به سمت مکارم اخلاق. این، باز غیر از آن دوتاست. یک جامعه یک وقت انسانهایى برخوردار از اخلاقهاى صحیح دارد. آحاد آن جامعه مردمانى هستند با گذشت، متفکّر، عاقل، اهل خیر و احسان، اهل کمک به یکدیگر، داراى صبر در مشکلات، داراى حلم بر سختیها، داراى اخلاق و برخورد خوش با یکدیگر و داراى ایثار در آن جایى که مثلاً ایثار لازم است.

یک نکته دیگر که آن را نکته آخر قرار مى‌دهم، محدود نشدن دیدها به زندگى دنیاست. این هم نکته‌اى اساسى است. یکى از خصوصیات نظام جاهلى این است که انسانهایش همه چیز را در زندگى دنیا مى‌دانند. اگر در زندگى دنیا؛ یعنى همین خورد و خواب و آنچه که به شخص انسان مربوط مى‌شود، توانستند چیزى به دست آورند، خود را برنده به حساب مى‌آورند.

امروز پرچم اسلام را جمهورى اسلامى بلند کرده است. یعنى پرچم بعثت را. یعنى همین ارزشها را که در بعثت هست و باید در تأمین آنها بکوشد. اگر قرار باشد که به اسم اکتفا کنیم، این دیگر اسلام نیست. باید توحید به معناى حقیقى کلمه و تسلیم در مقابل پروردگار رواج پیدا کند. باید نظام اجتماعى، نظامى عادلانه و نظام اخلاقى جامعه، نظامى انسانى و عاطفى و مبتنى‌بر فضائل باشد.

بیانات در دیدار  کارگزاران   10/10/ 1373

الگوی ما در انقلاب ارزشهای اسلامی بود

ما الگو را نه از رژیمهاى شرقى و نه از رژیمهاى غربى گرفتیم؛ ما الگو را از اسلام گرفتیم و مردم ما براثر آشنایى با اسلام، نظام اسلامى را انتخاب کردند. مردم ما کتابهاى اسلامى خوانده بودند؛ با روایات آشنا بودند؛ با قرآن آشنا بودند؛ پاى منابر نشسته بودند. در این دهه‌هاى اخیر، روشنفکران مذهبى - از علما، روحانیون، فضلا و دانشگاهیان - کارهاى زیادى کرده بودند. براى مردم یک سلسله ارزشها جا افتاده بود و دنبال آنها بودند. در محیط رژیم گذشته هرچه نگاه مى‌کردند، از این ارزشها خبرى نبود. انقلاب براى دستیابى به آن ارزشها بود. و اما این ارزشها چیست؟ من در این جا تعدادى از این ارزشها را عرض مى‌کنم. البته اگر بخواهیم این ارزشها را در یک کلمه بیان کنیم، من عرض مى‌کنم اسلام؛ اما اسلام یک کلمه، مجمل است و تفاصیل گوناگونى از آن مى‌شود. ملت ما به دنبال ارزشهایى بود که همه‌اش در داخل اسلام هست و من به بخشى از آنها اشاره مى‌کنم:

ارزش اول، ایمان است. مردم از هُرهُرى مسلکى و بى‌بندوبارى و بى‌ایمانى بیزار و ناراضى بودند و مى‌خواستند دلشان به ایمانى قرص باشد. ارزش بعدى، عدالت است. مردم مى‌دیدند که جامعه، جامعه غیرعادلانه‌اى است. بى‌دریغ از بالا تا پایین ظلم مى‌کردند؛ خودشان هم به خودشان ظلم مى‌کردند. در داخل رژیم طاغوت، آن‌جا هم نسبت به همدیگر ظلم و بى‌عدالتى روا مى‌داشتند؛ به مردم هم بى‌نهایت ظلم مى‌شد. در قضاوت ظلم مى‌شد، در تقسیم ثروت ظلم مى‌شد، در کار ظلم مى‌شد، به شهرهاى دور دست ظلم مى‌شد، به آدمهاى ضعیف ظلم مى‌شد. همه جا ظلم محسوس بود و انسان با پوست و گوشتِ خودش ظلم را حس مى‌کرد. مردم به دنبال عدالت و رفع شکاف طبقاتى و رفع فقر بودند. این هم یکى از ارزشهایى بود که مردم دنبالش بودند. این مقوله دیگرى غیر از عدالت است. در جامعه، کسى یا مجموعه‌اى در اوج غنا و برخوردارى؛ اما یک عدّه دیگر از اوّلیات زندگى محروم. این چیزى است که هرکسى از آن مشمئز مى‌شود و آن را نمى‌پسندد. مردم به دنبال رفع شکاف طبقاتى و نزدیک کردن فاصله‌ها بودند. ما مثل کمونیستها ادّعا نمى‌کردیم که همه بیایند نان‌خور دولت شوند و ما به همه حقوق مساوى بدهیم؛ نه. اما شکاف طبقاتى به این صورت و با این عمق، براى مردم و انقلابیون مسلمان و براى رهبر آنها قابل قبول نبود.

رژیم طاغوت و رژیمهاى قبل از آن در ایران، مردمى نبودند. مردم هیچکاره بودند. یک نفر به کمک انگلیسها آمده بود، در تهران کودتا کرده بود و خودش را پادشاه نامیده بود. بعد هم که خواست از ایران برود - یعنى خواستند او را ببرند؛چون پیر شده بود و به‌دردشان نمى‌خورد - پسرش را جانشین خودش کرد! آخر این پسر کیست و چیست؟! پس مردم چه‌کاره‌اند و رأى آنها چیست؟! اینها اصلاً مطرح نبود. قبل از آنها هم قاجاریه بودند. یک فاسد مى‌مرد، یک فاسد دیگر به جاى خودش مى‌گذاشت. مردم در اداره و تعیین حکومت، هیچکاره محض بودند. مردم این را نمى‌پسندیدند. مردم مى‌خواستند که حکومت متعلّق به آنها باشد؛ برخاسته از آنها باشد؛ رأى آنها در آن اثر داشته باشد.

ارزش بعدى، دیندارى است. مردم مى‌خواستند متدیّن باشند. آن رژیم گذشته در همه جا - در محیط جامعه، در سربازخانه، در دانشگاه و در مدرسه - سعى مى‌کرد مردم را به بى‌دینى سوق دهد؛ اما مردم نمى‌خواستند. مردم متدیّن بودند. مردم نشان دادند که ایمان و اعتقاد به اسلام، تا اعماق جان آنها نفوذ دارد.

ارزش دیگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چیزى که مردم را وادار مى‌کرد که نسبت به این قضیه حسّاسیت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجیها با مال مردم در سطح حکومت بود. این از آن چیزهایى بود که مردم نمى‌خواستند. نظام اسلامى بر اساس این ارزش به‌وجود آمد که چنین چیزى نباشد.

ارزش دیگر، سلامت دینى و اخلاقى زمامداران است. مردم مى‌خواستند کسانى که در رأس جامعه‌اند، متدیّن باشند؛ فاسد نباشند؛ اخلاقشان فاسد نباشد؛ رفتارشان فاسد نباشد؛ خودشان فاسد نباشند؛ دوروبریهایشان فاسد نباشند، که آن روز بودند!

رواج اخلاق فاضله، یکى دیگر از ارزشها بود. مردم مایل بودند که اخلاق نیک و خلقیّات اسلامىِ پسندیده در بین آنها شیوع پیدا کند و برادرى، محبت، همکارى، صبر، اغماض، بخشش، دستگیرى از ضعفا و کمک به ضعفا و گفتن حق بین آنها رایج شود.

آزادى فکر و بیان هم یکى از ارزشهاى انقلاب بود. مردم مى‌خواستند آزادانه فکر کنند. آن روز، آزادى فکر، آزادى بیان و آزادى تصمیم‌گیرى هم نبود. مردم این را نمى‌خواستند؛ مى‌خواستند این آزادیها باشد.

یکى دیگر از ارزشها، استقلال سیاسى و اقتصادى و فرهنگى است. مردم مى‌خواستند که این کشور از لحاظ سیاسى، محکوم فلان رژیم اروپایى یا امریکا نباشد؛ از لحاظ اقتصادى، اقتصادش وابسته به کمپانیهاى جهانى نباشد که هر کارى مى‌خواهند، با این کشور بکنند. از لحاظ فرهنگى، با فرهنگ عمیق و غنى‌اى که دارد، کورکورانه تابع و دنباله‌روِ فرهنگ بیگانه نباشد.

بیانات در نماز جمعه 23/02/1379

خدمتگزاری به مردم یک ارزش است

خدمتگزارى به مردم افتخار است. این اسمها و این سمتها و این تیترها که افتخارى ندارد. در طول تاریخ، خیلیها با این اسمها و با این تیترها آمدند و رفتند؛ اما جز لعنت خدا و بندگان خدا، چیزى با خودشان نبردند. واقعاً چه ارزشى دارد؟ من رهبرم، من رئیس جمهورم، من رئیس قوّه‌ى فلانم، من وزیرم؛ اینها چه ارزشى دارد؟ اگر توانستم‌خودم را قانع کنم که من خدمتگزارم، یک چیزى؛ والّا چه ارزشى دارد؟ خدمتگزار چه کسانى؟ مردم. البته همه‌ى افراد ملت و جامعه را باید خدمت کرد؛ اما مراد عمدتاً طبقه‌ى محرومند که باید مورد توجه خاص براى خدمت قرار بگیرند؛ به دو دلیل: اولاً چون احتیاجشان بیشتر است و عدل این را اقتضا مى‌کند؛ ثانیاً چون پشتیبانى آنها از نظام، جدی تر و همیشگی تر است و از اول این‌طور بوده است.

بیانات در دیدار کارگزاران نظام   ۱۳۷۰/۰۵/۲۳  

یکى از چیزهائى که مزاحم پیشرفت است، بى‌قیدى و بى‌مبالاتى نسبت به ارزشهاست

ارزشها را بایستى نگاهبانى کرد، پاسدارى کرد. مهمترین ارزشى هم که براى ملت ما وجود داشت و امروز هم وجود دارد و تا آخر هم همین خواهد بود، عبارت است از اسلام. استقلال در اسلام است، آزادى در اسلام است، پیشرفت مادى در اسلام است، وحدت ملى در اسلام است، شکوفائى استعدادها در اسلام است؛ همه‌ى اینها در اسلام مندمج و مندرج است. علت اینکه امام روى کلمه‌ى «جمهورى اسلامى» تکیه کردند، همین است. تأکید بر جمهورى، به خاطر این است که نکته‌ى مهم، اتکاء به مردم است. اگر اسلام باید در جامعه حاکمیت پیدا کند، بدون ایمان عمومى امکان‌پذیر نیست. پس حضور مردم، رأى مردم، خواست مردم، دخالت مردم، شد یک نقطه‌ى اساسى؛ پس شد جمهورى اسلامى. این را باید حفظ کنیم، این را باید زنده نگه داریم، این پرچم بایستى برافراشته بماند. اگر توانستیم خودمان را به عمق و ژرفاى این کلمه‌ى پرمغز - جمهورى اسلامى - هرچه بیشتر نزدیک کنیم، موفقیتها روزبه‌روز افزایش خواهد یافت؛ و این احتیاج دارد به همت بلند، همت مضاعف و کار مضاعف، که خوشبختانه امسال اثر همت مضاعف و کار مضاعف را انسان در دستگاه‌هاى مختلف کشور مشاهده میکند. اگر این شد، ملت ایران خواهد شد الگو؛ جمهورى اسلامى خواهد شد الگو. لزومى ندارد ملتها بگویند ایران الگوى ماست - گفتن مهم نیست؛ بگویند یا نگویند - مهم این است که این نسیم جانبخش در محیطهاى دیگر بوزد، آنها را متوجه کند و به حرکت در بیاورد؛ و این کار شده است.

نگاه کنیم ببینیم چه چیزهائى مزاحم پیشرفت است. یقیناً یکى از چیزهائى که مزاحم پیشرفت است، بى‌قیدى و بى‌مبالاتى نسبت به ارزشهاست. ارزشها را نباید از نظر دور داشت.

یکى از چیزهائى که قطعاً منافى با پیشرفت است، اختلاف و تفرقه است؛ تفرقه‌ى میان آحاد ملت، تفرقه‌ى میان مسئولین، تفرقه‌ى میان بخشهاى گوناگون نظام، تفرقه‌ى میان نظام و مردم.

بیانات دردیدار فرماندهان وخلبانان نیروى هوائى ارتش   ۱۳۸۹/۱۱/۱۹

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

امام خامنه ای (مدظله العالی):

از امروز تا روز انتخابات هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف بکار گیرد قطعاً به کشور خیانت کرده است.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
افسران - امر به معروف و نهی از منکر
قال رسول الله صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

إذا لَم یَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ وَلَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتی ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَیهِم شِرارَهُم ، فَیَدعوا عِندَ ذلِکَ خِیارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهی از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروی ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود .

امالی صدوق، ص‏254
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

امام خمینی (ره) : اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود

امام خامنه ای (مدظله العالی) : اگر اسرائیل غلطی بکند تل آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم.

هاشمی رفسنجانی : ما با اسراییل سرجنگ نداریم.

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

آنچه می خوانید گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب درباره اصول رقابت سیاسی در انتخابات است که در دو محور بایدها و نبایدها ارائه شده است.

الف) بایدها

  1- رقابت انتخاباتی در چهارچوب نظام باشد

  این انتخاباتها یکى از بزرگترین محسّناتش این است که از رکود جلوگیرى میکند. بهترین شکل ادامه‌ى یک نظام اجتماعى این است که در عین ثبات، تحول داشته باشد. رکود بد است و ثبات خوب است. ثبات یعنى استقرار؛ یعنى این چهارچوب، این هندسه، در جاى خود محفوظ باشد، مستقر باشد، ریشه‌دار باشد؛ در عین حال در داخل این چهارچوب، تحولات، مسابقات و رقابتها وجود داشته باشد. این بهترین شکل است که کشتى نظام در دریاهاى طوفانى بتواند بدون دغدغه حرکت کند. «و هى تجرى بهم فى موج کالجبال»؛ این درباره‌ى کشتى نوح است. کشتى حرکت میکند، در بین امواج گوناگون هم هست؛ لیکن این امواج سهمگین نمیتوانند استقرار او را از بین ببرند. این استقرار بایست وجود داشته باشد. البته در درون این استقرار، در درون این چهارچوب، تحول وجود دارد.

بنابراین همه‌ى تحولات باید در چهارچوب باشد. اگر چنانچه کسى وارد میدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ى انتخاباتى بشود، اما بخواهد چهارچوب را بشکند، او از قاعده‌ى نظام خارج شده است، از قواعد حرکت انتخاباتى خارج شده؛ این غلط است، این درست نیست. باید همه چیز در چهارچوب نظام باشد. این چهارچوب، قابل تغییر نیست. 1388/12/06

  2- به قانون اساسی و خط امام پایبند باشید

  در مسئله‌ی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون  باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که در سال 88 پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. ممکن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد که منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمکین کنم. آنچه که اکثریت مردم، اغلبیت مردم آن را انتخاب کردند، باید همه تمکین کنند؛ همه باید زیر بار بروند. خوشبختانه سازوکارهای قانونی برای رفع اشکال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ از این راهکارهای قانونی استفاده کنند. این که وقتی آنچه که اتفاق افتاده است، برخلاف میل ما شد، مردم را به شورش خیابانی دعوت کنیم ــ که این در سال 88 اتفاق افتاد ــ یکی از خطاهای جبران‌ناپذیر است. این تجربه‌ای شد برای ملت ما، و ملت ما همیشه در مقابل یک چنین حوادثی خواهد ایستاد. 1392/01/01

 

آن کسانى که نظام، اسلام، قانون اساسى و امام را قبول دارند، باید به میدان رقابت بیایند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآمیز. 1382/10/18

  3- مرزها با دشمن کمرنگ نشود

  انتخابات مال ملت ایران است، مال جمهورى اسلامى است، مال اسلام است؛ مرزهاشان را با دشمن مشخص و متمایز کنند. من بارها به بعضى از افراد سیاسى که فعالیتهائى دارند و گاهى یک مخالف‌خوانیهائى میکنند، تذکر داده‌ام، نصیحت کرده‌ام؛ گفته‌ام مواظب باشید مرزهاى میان شما و دشمن کمرنگ نشود؛ پاک نشود. مرز وقتى کمرنگ شد، احتمال اینکه کسانى از این مرز عبور کنند یا دشمن از این مرز عبور کند و بیاید این طرف یا دوست و خودى غافل شود و از مرز عبور کند و برود به دامن دشمن، زیاد خواهد بود. مرزها را روشن کنید؛ مشخص کنید. 1386/10/19

  4- با کرامت رفتار کنید

  در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهائى که نامزد میشوند، چه آنهائى که طرفدار آنهایند، چه آنهائى که مخالف با بعضى از نامزدها هستند. جناحهاى مختلف کشور، بداخلاقى و بدگوئى و اهانت وتهمت و این حرفها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهائى است که اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال می‌شود. 1386/10/19

  5- با مخالفان خود حرف بزنید و استدلال کنید

  یکى از خصوصیات امیرالمؤمنین در ممشاى سیاسى‌‌‌‌‌اش این بود که با دشمنان خود و مخالفان خود با استدلال حرف میزد و استدلال میکرد. در نامه‌‌‌‌‌هائى که حتّى به معاویه نوشته است - با اینکه دشمنى بین معاویه و امیرالمؤمنین شدید بود، در عین حال او نامه مینوشت، اهانت میکرد، حرفهاى خلاف میگفت - استدلال میکرد بر اینکه روش تو غلط است. با طلحه و زبیر که آمدند با امیرالمؤمنین بیعت کردند - اینها به عنوانى که میخواهیم عمره برویم، از مدینه خارج شدند، رفتند به طرف مکه. امیرالمؤمنین مراقب بود، از اول هم گفت که اینها قصدشان عمره نیست. رفتند و کارهائى کردند؛ حالا تفاصیلش زیاد است - حضرت اینجور میفرماید: «لقد نقمتما یسیرا و ارجأتما کثیرا»؛ شما یک چیز کوچک را وسیله و مایه‌‌‌‌‌ى اختلاف قرار دادید، این همه نقاط مثبت را ندیده گرفتید؛ دم از دشمنى میزنید، دم از مخالفت میزنید. با اینها متواضعانه امیرالمؤمنین حرف میزند، توضیح میدهد؛ میگوید: من دنبال دشمن نمیگردم. 1388/06/20

  6- در میدان سیاست صادقانه عمل کنید

  این سلوک سیاسى امیرالمؤمنین است. وقتى نگاه میکنیم، مى‌‌‌‌‌بینیم که این سلوک سیاسى عیناً با رفتار معنوى آن بزرگوار، همخوان و قابل تطبیق است. و امیرالمؤمنین در همه جا، همان على بن ابى‌‌‌‌‌طالبِ برجسته‌‌‌‌‌ى ممتازى است که دنیا نظیر او را ندیده است.پایه‌ى همه‌ى خیرات در جامعه، تقواست. تقواى فردى؛ یعنى هر کس بین خود و خدا سعى کند از جاده‌ى صلاح و حق تخطى نکند و پا را کج نگذارد. تقواى سیاسى؛ یعنى هر کس که در کار سیاست است، سعى کند با مسائل سیاسى صادقانه و دردمندانه و از روى دلسوزى برخورد کند. سیاست به معناى پشت هم اندازى و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومى مردم، مطلوب اسلام نیست. سیاست یعنى اداره‌ى درست جامعه؛ این جزو دین است. تقواى سیاسى، یعنى انسان در میدان سیاست، صادقانه عمل کند. 1381/01/16

  7- به امنیت ملی پایبند باشید

  تقواى خدا به این است که فریب دشمن را نخوریم و تسلیم تحمیل دشمن نشویم. دشمن مى‌خواهد بین ما اختلاف بیندازد. دشمن آرزو مى‌کند که بین مسؤولان اختلاف باشد. دشمن آرزو مى‌کند که در ایران جنگ داخلى باشد. دشمن نمى‌تواند ببیند که جمهورى اسلامى توانسته است این کشور را امن و آرام نگه دارد. در هرجایى و به هر بهانه‌اى، چه جهالت کسى یا کسانى، چه غرض‌ورزى کسى یا کسانى، اگر ماجرایى درست کند که امنیت را به هم بزند، دشمن خوشحال مى‌شود. 1379/01/26

همه‌ى نامزدهاى انتخابات و همه‌ى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئه‌ى احتمالى دشمن مسئول امنیت بدانند. انتخابات را متهم نکنند؛ کسى آب به آسیاب دشمن نریزد؛ در تبلیغات، القاء فضاى اختلاف و ناامیدى نشود، تا ان‌شاءاللَّه انتخابات خوبى داشته باشیم. 1390/11/14

8- انتخابات را وسیله‌اى براى ناامیدی دشمن کنید

  جناحهاى مختلف، جریانهاى مختلف، گرایشهاى مختلف، با شوق و ذوق و علاقه‌مندى همه‌ى عواملشان را بسیج کنند و انتخابات را به عنوان یک هدف عالى، هدف خوب، هدف شیرین مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روى هم کشیدن قضایا را نکشانند. انتخابات را وسیله‌اى بکنید براى اینکه دشمنان را ناامید بکنید و ان‌شاءاللَّه این انتخابات هم مثل بقیه‌ى انتخابات‌ها مایه‌ى عزت روزافزون اسلام باشد. 1386/06/31

9- بر سر خدمت رقابت کنید

انتخابات می‌تواند مایه‌ى اتحاد باشد؛ می‌تواند تشجیع کننده‌ى به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت. هر گروهى سعى کنند براى خدمتگزارى به این ملت، سهم متناسب با خودشان را که لایق خودشان می‌دانند، به دست بیاورند؛ هیچ اشکالى ندارد. این رقابت مثبت به جامعه نشاط می‌بخشد، ما را زنده‌دل می‌کند، روح جوانى را بر جامعه‌ى ما حاکم می‌کند. 1386/07/21

10- انصاف را رعایت کنید

رقابتها را منصفانه کنند، حرفها را منصفانه کنند، از جاده‌ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبیعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد میکند؛ این رد و ایراد فى نفسه اشکالى ندارد؛ اما مشروط بر اینکه تویش بى‌انصافى نباشد، کتمان حقیقت نباشد. میدان براى همه باز است؛ بیایند در میدان انتخابات خود را بر مردم عرضه کنند. اختیار با مردم است؛ مردم هر جورى که فهمیدند، تشخیص دادند، هشیارى آنها به آنها کمک کرد، ان‌شاءاللَّه همان جور عمل خواهند کرد. 1388/01/01

11- فقط آنچه می‌توانید انجام دهید به مردم بگویید!

من از نامزدهاى انتخاباتى خواهش مى‌کنم در تبلیغات، حرفهاى واقعى بزنند و کارهایى که مى‌توانند انجام دهند و آنچه واقعاً عقیده‌شان هست، آن را به مردم بگویند. مردم را آزاد بگذارند تا هرکس را خواستند، انتخاب کنند. 1382/11/24

ب) نبایدها

1- وجهه‌ کشور را تخریب نکنید

 

گروههاى مختلف، جناحهاى مختلف، سیاستها و جهتگیریهاى مختلف، در مقابله با دشمن، باید با هم باشند و کارى نکنند که دشمن سوء استفاده کند. اختلاف سیاسى مانعى ندارد؛ اختلاف نظر مانعى ندارد؛ مبارزات انتخاباتى به شکل سالم، مانعى ندارد؛ اما خراب کردن یکدیگر، خراب کردن چهره‌ى کشور اشکال دارد. 1371/01/15

2- ذهنیت مردم را تخریب نکنید

خراب کردن ذهن مردم و چهره‌ى مسؤولین دلسوز، اشکال دارد. ایجاد سؤال و ابهام در ذهن مردم، اشکال دارد. با وحدت و یکپارچگى، «کأنهم بنیان مرصوص»، مثل یک دژ پولادین، در مقابل دشمن بایستید. 1371/01/15

3- برای پیروز شدن به کارهای ظالمانه متوسل نشوید

یکى از خصوصیات سیاست‌‌‌‌‌ورزى امیرالمؤمنین این بود که براى پیروز شدن، به ظلم و به دروغ و به کارهاى ظالمانه متوسل نمیشد. یک عده‌‌‌‌‌اى در اوائل حکومت امیرالمؤمنین آمدند که آقا شما این افرادى که تو جامعه هستند - این متنفذین - یک مقدارى ملاحظه‌‌‌‌‌ى اینها را بکن و سهم بیشترى از بیت‌‌‌‌‌المال به اینها بده، مخالفت اینها را موجب نشو و دلهایشان را جلب کن! فرمود: «أ تأمرونّى ان أطلب النّصر بالجور»؛ شما میخواهید من پیروزى را به وسیله‌‌‌‌‌ى ظلم براى خودم دست و پا کنم؟ «واللَّه لا اطور به ما سمر سمیر و ما أمّ نجم فى السّماء نجما»؛ امکان ندارد امیرالمؤمنین با ظلم، با راه غلط و خطا، با شیوه‌‌‌‌‌هاى غیر اسلامى دوست براى خودش درست کند. 1388/06/20

4- بامخالفان و معارضان خود یک جور رفتار نکنید

یکى از خصوصیات دیگر امیرالمؤمنین این است که رفتارش با مخالفان و معارضان یک جور نیست؛ همه را به یک چوب نمیراند. امیرالمؤمنین فرق میگذارد بین افرادى و جریانهائى، با افرادى و جریانهاى دیگرى. درباره‌‌‌‌‌ى خوارجِ - البته در مقابل انحراف و انحطاط و توسل به ظواهر دینى - بدون اعتقاد، على ایستاد؛ هم در مقابل معاویه ایستاد - آنوقتى که قرآنها را سر نیزه کردند، امیرالمؤمنین فرمود: واللّه این مکر است، این خدعه است، این فریب است؛ اینها به قرآن اعتقادى ندارند - هم در آنوقتى که خوارج با آن ظواهر دینى، با آن صوت حزین قرآن‌‌‌‌‌خوانى در مقابل حضرت قرار گرفتند، حضرت ایستاد. یعنى آنجائى که کسانى بخواهند با ظواهر دینى کار بکنند و پیش بروند، امیرالمؤمنین مى‌‌‌‌‌ایستاد؛ حالا چه معاویه بود، چه خوارج بود؛ تفاوتى نمیکرد. اما در عین حال یک جور با اینها برخورد نمیکرد. ایستادگى بود، اما نصیحت امیرالمؤمنین و رفتار خود او همیشه این بود. لذا فرمود «لاتقاتلوا الخوارج بعدى»؛ بعد از من با خوارج نجنگید؛ جنگ با خوارج نکنید؛ «فلیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فأدرکه»؛ آن کسى که دنبال حق هست، منتها اشتباه میکند - دنبال حق است؛ از روى جهالت، از روى قشرى‌‌‌‌‌گرى خطا میکند، اشتباه میکند - او مثل کسى نیست که دنبال باطل میرود و به باطل میرسد؛ اینها یک جور نیستند. 1388/06/20

5- دیگران را تخریب نکنید!

از بداخلاقیهاى انتخاباتى باید بشدت پرهیز کنند؛ بدگویى کردن، اهانت کردن، تهمت زدن، براى عزیز کردن خود و یا نامزد مورد نظر خود، دیگران را و رقبا را در چشم مردم خوار کردن، اینها راهها و روشهاى صحیح و اسلامى نیست. رقابت باید باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعایت موازین اخلاقى. 1386/10/15

از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى کسانى که نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌کنم، اصرار می‌کنم که این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدى است. 1386/10/12

انتخابات یک عرصه‌ى ظهور و بروز وحدت ما، عقلانیت ما، شعور ملى ما می‌تواند قرار بگیرد. بعضى خیال می‌کنند انتخابات، زمزمه‌هاى انتخابات، فضاى انتخاباتى، مایه‌ى اختلاف است؛ نه، می‌تواند مایه‌ى اتحاد باشد؛ می‌تواند تشجیع کننده‌ى به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت... در همین انتخابات اگر بد عمل بکنیم، به هم بد بگوئیم، با هم کینه‌ورزى کنیم، به یکدیگر تهمت بزنیم، برخلاف قوانین و مقررات رفتار کنیم، می‌تواند وسیله‌ى سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهى است. 1386/07/21

6- اختلاف نظر را به تنازع نرسانید

در مردم‌سالارى اسلامى، گفتگو با عربده‌کشى و چاقوکشى در بعضى از دمکراسی‌ها تفاوت دارد. این‌جا گفتگو مى‌کنند؛ به قول امام، مثل مباحثه‌هاى طلبگى. در مجلس و جاهاى دیگر مباحثه کنند، حتّى بر سر مسأله‌اى دعوا کنند؛ اما کینه از هم به دل نگیرند؛ بعد هم پهلوى همدیگر بنشینند و با هم صحبت کنند. نگذارند اختلاف‌نظر به تنازع برسد. این تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد. دروغ، اهانت، دستگاه‌ها یکدیگر را متّهم کردن، شایعه‌پراکنى، افتراء به رقیب، تحریک عصبیّتهاى گوناگون؛ این‌ها هیچکدام با انتخابات اسلامى سازگار نیست. این خطاب به همه‌ى جناحهاست؛ خطاب به اشخاص یا جناح معیّنى نیست؛ این وظیفه‌ى همه‌ى ماست. همه‌ى جناح‌ها باید این چیز‌ها را رعایت کنند. همه هم در چارچوب قانون حرکت کنند. 1382/05/15

7- از وعده‌های غیر عملى پرهیز کنید

مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده‌هاى غیر عملى ملاک نیست... وعده‌هاى غیر عملى دادن، وعده‌هاى بزرگ دادن، این‌ها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ گاهى علامت منفى هم هست. 1386/10/12

8- از وعده‌های خلاف قانون پرهیز کنید

رقابت این نیست که کسانى بیایند براى جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانین عادى بدهند؛ این‌ها نباید باشد. 1390/10/19

9- خود را با نفی دیگران اثبات نکنید

رقابت این نیست که کسى اثبات خود را متوقف بر نفى دیگرى بداند. 1390/10/19

10- از بیت المال سوء استفاده نشود

همه دقّت داشته باشند که درست حرکت کنند. کار غیرقانونى نکنند؛ کار غیراخلاقى نکنند؛ سوءاستفاده نشود؛ از بیت‌المال صرف و خرج نشود؛ از یکدیگر بدگویى نکنند؛ به یکدیگر اهانت نکنند. این ملت هم ملت روشن و متدیّنى است؛ ملتى است که به آرمانهاى انقلاب معتقد است و انقلاب را دوست دارد. انقلاب مى‌تواند این کشور را نجات دهد. بدانید! اگر ارزشهاى انقلابى فراموش شد، هیچ قدرتى نخواهد توانست مشکلات این کشور را برطرف کند و آن را بسازد. 1374/11/20

 11- در تبلیغات، اسراف نشود

 در این تبلیغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان مى‌کنم اگر کسى براى خدا از اسراف در تبلیغات و کارهاى ناباب اجتناب کرد، خداى متعال به او کمک خواهد کرد و او را در مقصودى که دارد، موفّق خواهد گرداند. 1382/11/24

12- انتخابات ابزار قدرت طلبی نشود

 یک مطلب هم خطاب به نامزدهاى محترمى که یا تا حالا اعلام حضور کرده‌اند یا بعد از این اعلام حضور خواهند کرد، عرض بکنم. کسانى که براى انتخابات خود را نامزد میکنند، بدانند که انتخابات یک وسیله‌اى است براى بالا بردن توان کشور، براى آبرومند کردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت‌طلبى نیست. اگر بناست این انتخابات براى اقتدار ملت ایران باشد، پس نامزدها بایستى به این اهمیت بدهند و این را در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعایت کنند. مبادا نامزدها در اثناى فعالیتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار کنند و حرفى بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. 1388/01/01

 13- از مکر و فریب دوری کنید

 در این سیاست‌‌‌‌‌ورزى، امیرالمؤمنین یکى از خصوصیاتش این است: از مکر و فریب دور است. در یک جمله‌‌‌‌‌اى از حضرت نقل شده که: «لو لا التّقى لکنت ادهى العرب»؛ اگر تقوا دست و پاى مرا نمى‌‌‌‌‌بست، از همه‌‌‌‌‌ى آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جاى دیگر در مقام مقایسه‌‌‌‌‌ى معاویه با خودش - چون معاویه به دهاء و مکر در حکومت معروف بود - به حسب آنچه که نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاویة بأدهى منّى»؛ معاویه از من زرنگتر نیست. منتها على چه کند؟ وقتى بناى بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است، میتواند همه چیز بگوید، خلاف واقع میتواند بگوید، تهمت میتواند بزند، دروغ به مردم میتواند بگوید، نقض تعهدات میتواند بکند، دلبستگى به دشمنانِ صراط مستقیم میتواند پیدا کند. وقتى تقوا نبود، اینجورى است. امیرالمؤمنین میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم، با تقوا اختیار کردم؛ این است که در روش امیرالمؤمنین، مکارى و حیله‌‌‌‌‌گرى و کارهاى کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است. 1388/06/20

14- تبلیغات باید با فضای پروپاگاندای معمول دنیا تفاوت داشته باشد

 فضاى انتخابات، باید فضاى سالمى باشد؛ فضاى تبلیغات، باید با فضاى پروپاگاندهاى معمول دنیا تفاوت داشته باشد.

 امروز در دنیا، دمکراسى، یک دمکراسى حقیقى نیست؛ زیرا فشار تبلیغات پُر زرق و برق توخالى، با سخنان فریب‌آمیز، آن‌چنان بر ذهن مردم سنگینى مى‌کند، که امکان انتخاب درست را به مردم نمى‌دهد؛ نمى‌گذارند مردم فکر کنند. هر کس که مقدارى از کارهاى انتخاباتى کشورهاى به اصطلاح دمکراتیک را مشاهده کرده باشد، این معنا برایش واضح است. حرفهایى که مى‌زنند، وعده‌هایى که مى‌دهند، قیافه‌هایى که مى‌گیرند، تملقهایى که از بعضى از قشر‌ها یا گروه‌ها مى‌گویند، ارتباطهایى که با جناحهاى خاصى برقرار مى‌کنند تا نظر آن‌ها را جلب بکنند، این‌ها کارهاى سالمى نیست؛ کارهایى است که وقتى در یک مجموعه‌ى مردمى انجام گرفت، فضا را مسموم مى‌کند و قدرت فکر کردن به آن‌ها نمى‌دهد.

 تبلیغ، صحیح و حق است؛ اما با معناى واقعى کلمه، با حفظ حدود شرعى کلمه، به دور از فریب، به دور از کارهاى دروغین و نمایشى، به دور از متهم کردن این و آن. نمى‌شود ما بگوییم که مسؤولان انتخابات، نسبت به این قضیه هیچ مسؤولیتى ندارند؛ این شرط سلامت انتخابات است. 1370/09/27

 15- بحث دل‌آزار «برنده و بازنده» را کنار بگذارید

 توصیه این‌جانب به جریان‌ها و گروه‌ها و احزاب سیاسى آن است که بحث دل آزار برنده و بازنده را به کنار بگذارند و به اختلافات دشمن شاد کن دامن نزنند، برنده‌ى این انتخابات ملت است و همه‌ى کسانى که در انتخاب شرکت داشته‌اند اعم از آن‌ها که خود یا نامزد مورد علاقه‌شان راى آورده یا نیاورده‌اند، همه برنده‌اند، بازنده‌ى این انتخابات، امریکا و صهیونیسم و دشمنان ملت ایرانند همه با همدلى به یکدیگر و به دولت خدمتگزار کمک کنید تا گره‌ها یکى پس از دیگرى گشوده شود. 1382/12/02

 منبع : KHAMENEI.Ir

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
عایشه گفت: از رسول خدا شنیدم که درباره آنان مى‌‏فرمود: به زودى در منطقه «عذراء»، مردمانى کشته مى‌‏شوند که خداوند و آسمانیان به خاطر آنان خشمگین مى‏‌شوند.

فارس: چند روز قبل، وهابیت کوردل مرقد مطهر «حُجر بن عدی» را تخریب کرده و قبر آن صحابی جلیل‌القدر را نبش کردند و پیکر او را بیرون کشیده و با خود به سرقت بردند.

این اقدام زشت و شنیع، صرف نظر از مسائل ناراحت‌ کننده آن موجب شد بار دیگر نام و یاد حجر بن عدی بر سر زبان‌ها بیفتد و حتی کسانی که این صحابی معروف پیامبر (ص) و امام علی (ع) را نمی‌شناختند، وی را بشناسند. (عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد)

در این گزارش کوتاه، به شخصیت حجر بن عدی از چند منظر نگاه شده است.

وصیت حجر بن عدی چه بود؟

در کتاب کنز العمّال (از کتاب‏هاى معروف اهل سنّت) آمده است که حُجر به هنگام شهادت چنین وصیّت کرد:

«لَا تُطْلِقُوا عَنِّی حَدِیداً وَ لَاتَغْسِلُوا عَنِّی دَمَاً وَ ادْفِنُونِی فِی ثِیابِی، فَإِنِّی لاقٍ مُعاوِیَةَ بِالْجادَّةِ وَ إِنِّی مُخاصِمٌ؛ غل و زنجیر را از دست و پایم باز نکنید و خونم را نشویید و مرا در پیراهنم دفن کنید! چرا که مى‏‌خواهم به این صورت معاویه را در قیامت براى دادخواهى در پیشگاه خدا دیدار کنم». (کنزل العمال ج 11 ص 353 حدیث 31724؛ همچنین اسدالغابه ج1 ص 386)

نظر امام حسین (ع) درباره حجر بن عدی

امام حسین علیه‌السلام در نامه‌‏اى به معاویه به شهادت حُجر و یارانش اشاره مى‏‌کند و مى‏‌فرماید:«أَلَسْتَ قَاتِلَ حُجْرٍ، وَ أَصْحابَهُ الْعابِدِینَ الُمخْبِتِینَ، الَّذِینَ کَانُوا یَسْتَفْظِعُونَ الْبِدَعَ، وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ، فَقَتَلْتَهُمْ ظُلْماً وَ عُدْواناً، مِنْ بَعْدِ ما أَعْطَیْتَهُمُ الْمَواثِیقَ الْغَلِیظَةَ، وَ الْعُهُودِ الْمُؤَکَّدَةَ، جُرْأَةً عَلَى اللَّهِ وَاسْتِخْفَافاً بِعَهْدِهِ؛ (اى معاویه!) آیا تو همان نیستى که حجر و یارانش را که عابد و در برابر خدا متواضع بودند، به قتل رساندى؟ آنان که از بدعت‏‌ها بیزار بودند؛ امر به معروف و نهى از منکر مى‌‏کردند؛ ولى تو آنان را از روى ستم و عداوت- پس از پیمان‏‌هاى محکم (در عدم تعرّض به آنان)- کشتى و این عمل را از روى‏ نافرمانى در برابر خداوند و سبک شمردن پیمان او انجام دادى». (الامامة و السیاسة ج1 ص 203 ؛ بحارالانوار ج 44 ص 213 )

نظر عایشه درباره شهادت حجر بن عدی

عایشه نیز در ملاقاتى با معاویه به وى گفت: چرا حُجر و یارانش را کشتى؟ معاویه پاسخ داد: مصلحت امّت را در آن دیدم! عایشه گفت: از رسول خدا شنیدم که درباره آنان مى‌‏فرمود: «سَیُقْتَلُ بِعَذْراءَ نَاسٌ، یَغْضِبُ اللَّهُ لَهُمْ وَ أَهْلُ السَّماءِ؛ به زودى در منطقه «عذراء»، مردمانى کشته مى‌‏شوند که خداوند و آسمانیان به خاطر آنان خشمگین مى‏‌شوند». (مختصر تاریخ دمشق ج6 ص 241 ؛ الاصابه ج 1 ص 315)

نظر حسن بصری درباره شهادت حجر بن عدی

از «حسن بصرى» نقل شده است که مى‌‏گفت: معاویه چهار عمل زشت انجام داد که هر یک از آنها به تنهایى جرم و جنایت بزرگى محسوب مى‏‌شود و براى تبهکارى معاویه کافى است ... یکى از آن چهار مورد، کشتن حُجر بن عدى بود. سپس دو بار گفت: «وَیْلًا لَهُ مِنْ حُجْرٍ وَ أَصْحابِ حُجْرٍ؛ واى بر وى (معاویه) از ماجراى حُجر و یاران حُجر!». (تاریخ طبری ج4 ص 208 و کامل لبن اثیر ج 3 ص 487)

نظر معاویه درباره شهادت حجر بن عدی

ماجراى شهادت حجر به قدرى مظلومانه بود که خود معاویه نیز- به ظاهر- از پى ‏آمد اخروى آن وحشت داشت!

در کامل ابن اثیر به نقل از ابن سیرین آمده است که معاویه به هنگام مرگ مى‏گفت: «یَوْمِی مِنْکَ یا حُجْرُ طَوِیلٌ؛ اى حُجر! روزى طولانى (براى محاکمه نزد خدا) با تو خواهم داشت». (کامل ابن اثیر ج 3 ص 487)

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

تروریستهای تکفیری در تازه ترین جنایت خود دست به نبش قبر "حجر بن عدی"صحابی بزرگوار امام علی(ع) در منطقه "مرج عذرا" در حومه دمشق زدند.

 

 

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

امام سجّاد (ع) می فرمایند:

المُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ؛

منتظران ظهور امام مهدی(عج) برترین اهل هر زمان‌اند

بحار الأنوار: ج 52، ص 122

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

تاریخ همواره دارای درس ها و پندهای بسیار گرانبهایی است که انسان ها می توانند با مرور آن درس های بسیار ارزشمندی از آن فراگیرند تا چراغی روشن برای حال وآینده شان باشد. یکی از وقایع مهم تاریخ اسلام، تاریخ اندلس می باشد. کشور اسپانیای امروزی شاهد یکی از تلخ ترین و در عین حال یکی ازعبرت انگیزترین وقایع برای مسلمانان به شمار می رود. وقایعی که اگر مسلمانان بالاخص مردم کشور متمدن و عزیزمان به دیده عبرت آن را نگاه نکنند، ممکن است از همین طریق نظام مقدسمان با خطر جدی مواجه شود. روایت اندلس (اسپانیای کنونی) برای بهره گیری از درس ها و عبرت های آن یکی از ضروریت های امروز جامعه ما است که به اختصار مرور می کنیم .

مسلمانان در خلال قرن اول هجری توانستند با قدرت تمام و ایمانی تزلزل ناپذیر، شمال آفریقا سرزمین اندلس را نیز با فرماندهی «طارق بن زیاد» پس از 3 سال نبرد و درگیری فتح کنند و 8 قرن حاکمیت آن سرزمین را به دست گرفتند. چون لشگر اسلام که به فرماندهی طارق بن زیاد بود برای فتح اندلس از تنگه مراکش رد شد آن تنگه را تنگه جبل الطارق نامیدند که امروزه هم به همان نام معروف است.

فتح اندلس درواقع معجزه ای بود که در سال های پایانی قرن اول هجری در اروپای مسیحی به وقوع پیوست. مسلمانان پس از فتح این سرزمین، آزادی مسیحیان و یهودیان را تضمین کردند و آنها را درپناه خود در آوردند.

رفتار اسلامی و نیک مسلمانان با مسیحیان و یهودیان موجب گردید، تعداد قابل توجهی از آنان به اسلام بپیوندند. گرایش واقبال مردم به دین اسلام به گونه ای بود که پس از مدت کوتاهی، اکثریت غالب بومیان اندلس مسلمان شدند. رشد فرهنگی در بین این سال ها، آبادانی و عمران شهرها و روستاها، رونق علم و دانش از جمله خدمات مسلمانان به این سرزمین بوده است. به عنوان نمونه در بخش علم و دانش می توان به تشکیل کتابخانه ای با 400 هزار جلد کتاب ودربخش عمرانی به ساخت قصرالحمراء توسط معماران مسلمان ایرانی که امروزه به نماد کشور اسپانیا و یک منبع اقتصادی برای دولت (به علت جذب گردشگر تبدیل گشته است)، اشاره کرد. پیشرفت های شگرف علمی، اجتماعی و اقتصادی در این مقطع از زمان به عنوان قطعه ای درخشان و نورانی در تاریخ اسلام ثبت و ضبط گردیده است.

استقرار اسلام در این سرزمین وپیشرفت روز افزون آن در سرزمین های دیگر، برای مسیحیان بسیار گران تمام شد؛ به همین علت، فکر شکست دادن مسلمانان، آنها را به سمت گشودن جبهه فرهنگی و ترویج فساد، فحشا و بی بند و باری سوق داد. اهداف و برنامه های سردمداران مسیحی برای شکست استقرار 800 ساله مسلمانان شامل 3 مرحله بود:

1-تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه های مسیحیت با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی

2-نفوذ در تعلیم و تربیت جوانان از طریق اخذ مجوز برای برپایی مدارس رایگان با هدف تعلیم مطالب انحرافی و ایجاد شبهات دینی

3-توسعه روابط تجاری و اقتصادی با مسلمانان با هدف ترویج فساد و فحشاء در میان جوانان و زمامداران.

آرام آرام مردم اندلس در مجامع عمومی، به صورت علنی به شراب خواری و عیاشی روی آوردند. طبقه تحصیل کرده علنی به شراب خواری عیاشی روی آوردند . طبقه تحصیل کرده و به ظاهر روشن فکر در این گونه اقدامات پیش قدم شدند و به کسانی که از این اقدامات امتناع می ورزیدند، برچسب کهنه پرستی و خرافی و امل لقب می دادند.

جوانان می گسار و بی بند و بار، روش پدران خود را حقیر شمرده و آنان را نادان و احمق ودور از تمدن خواندند.

مسجدها در انحصار پیرمردها وپیرزنها درآمده و جوانان را با مسجد و نماز سر و کاری نبود.

 دختران اروپایی در همه جای سرزمین اندلس مأمور به دام انداختن جوانان مسلمان شده و با مهارت تمام توانستند، آنان را تا نیمه های شب در مهمان خانه ها نگه دارند.

با اجرای طرح ها و برنامه های دقیق و هدفمند ، به اهداف خود که انحراف جامعه اسلامی بود دست یافته و کشور اسلامی اندلس را به سمت سقوط و نابودی سوق دادند.

شاید بهترین جملاتی که بتوان از وضع آن زمان روایت کرد، سخن استاد شهید مرتضی مطهری (ره) است که در کتاب قصه پر غصه اندلس اسلامی نقل شده است. «تاریخ بشر نشان می دهد که هرگاه قدرت های حاکم می خواهند جامعه ای را تحت سلطه خود قرار دهند وآن را استثمار کنند، تلاش می کنند تا روح جامعه را فاسد کنند و برای این منظور تسهیلات شهوت رانی را برای مردم زیاد می کنند و آنها را به شهوت رانی ترغیب می کنند. نمونه عبرت انگیزی از این شیوه کثیف، فاجعه ای بود که در اسپانیای مسلمان برای مسلمانان اتفاق افتاد ..... در این کار تا آنجا پیش رفتند که حتی سرداران ومقامات دولتی را نیز فریفتند و آنان را آلوده ساختند و به این ترتیب توانستند عزم، اراده، نیرو، شجاعت، ایمان و پاکی روح مسلمین را از میان بردارند و آنها را به آدم هایی زبون، ضعیف و... مبدل کنند و پر واضح است که غلبه و پیروزی بر چنین مردمی کار دشواری نیست.»

با این اقدامات بود که فرماندهان تن پرور، ضعیف النفس و عیاش در برابر دشمن، روح مبارزه و استقامت را از دست داده  وبرخی نیز پا را فراتر گذاشته و برخی نیز با مسیحیان به طور محرمانه قرارداد خیانت بستند. از طرفی جوانان و نیروی انسانی که می بایست به عنوان سربازان اسلام، دفاع نمایند، در شرابخانه ها به عیاشی و فساد می پرداختند. این چنین بود که در روز دوم ژانویه میلادی پس از 8 قرن، آخرین مقرهای اسلامی با کمترین مقاومت ،تسلیم حکام مسیحی گردید. سرزمینی که بیش از 97% مردمان آن مسلمان بودند، هم اکنون فقط 8% آن مسلمان هستند.

کلام آخر

از این قبیل قصه های پر غصه در تاریخ بسیار است ولیکن خیلی از ما بی تفاوت فقط آنها را می خوانیم و می شنویم و از آنان تجربه ای کسب نمی نماییم. امروز سردمداران کفر و پلیدی و دشمنان قسم خورده ما در پی اندلسی دیگر هستند تا جوانان و نوجوانان ملت ما را گمراه سازند. امید است این ملت یکتاپرست و حق جو در طول تاریخ، بار دیگر در مبارزه امروزشان که بیش از 30 سال است آغاز شده و در راه آن خون های زیادی را ریخته اند و سختی های بسیاری را کشیده اند نوای پیروزی سرداده و بتوانند خدای خویش و ولی امرش را از خود راضی سازند.

ماهواره ، اینترنت و دهها ابزار دیگر در خدمت اهداف کثیف کفر و پلیدی هستند ، این رخداد دردناک هشداریست جدی برای ما و سایر کشورهای اسلامی تا هیچ گاه از تهاجم و شبیخون فرهنگی غافل نشده و همواره با هوشیاری مراقب جریانات مشکوک و منحرف بوده و به موقع فرزندانمان را از دام های شیطانی آنها آگاه کرده و حمایت لازم از آنها بعمل آوریم.

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

واکنش صریح آیت الله علم الهدی به مواضع اخیر رفسنجانی : ما اگر با اسرائیل سرجنگ نداریم، پس با چه کسی داریم؟!/ آقای هاشمی آیا نظام باید آدم‌کشان را آزاد می‌کرد؟
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: نابودی اسرائیل ایده انقلاب شکوهمند اسلامی ایران است و این اصلی از اصول نظام ایران اسلامی است، از این جهت نمی توانیم بگویم که با اسرائیل سر جنگ نداریم! پس سر چی داری؟
آیت الله سید احمد علم الهدی در گفتگو با رجانیوز با انتقاد از مواضع جدید هاشمی رفسنجانی در برابر رژیم صهیونیستی گفت: این تعبیری که حضرت امام خمینی می فرمایند «اسرائیل باید نابود شود» یعنی چه؟ یعنی می شود انسان بگوید با کسی که معتقد است باید نابود شود، سر جنگ ندارد؟ پس سر چی دارد؟ این خلاف نظر صریح امام راحل است که می‌فرمایند «اسرائیل باید از بین برود شود» آیا ما با اسرائیل سر صلح داریم؟
امام جمعه مشهد با تاکید بر اینکه ما به هیچ وجه نمی توانیم با اسرائیل سازشی داشته باشیم، اظهار داشت: سازش که نمی‌توانیم داشته باشیم، جای خود، بلکه با اسرائیل باید تا زمان نابودی‌اش بجنگیم، چون حکم امام این بوده است که اسرائیل را باید نابود کنیم.
این عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این که امام خمینی به عنوان حاکم شرع، مؤسس و بنیانگذار انقلاب بر نابودی اسرائیل تأکید داشتند، تصریح کرد: نابودی اسرائیل ایده انقلاب شکوهمند اسلامی ایران است و این اصلی از اصول نظام ایران اسلامی است، از این جهت نمی توانیم بگویم که با اسرائیل سر جنگ نداریم! پس سر چی داری؟
وی اضافه کرد: گاهی اوقات فردی می خواهد تعبیری منافقانه داشته باشد و گاهی اوقات چیز دیگری است؛ حالا آقای هاشمی چه گفته من کاری ندارم.
آیت الله علم الهدی با تأکید بر این که همه ما باید برای نابود اسرائیل با همه قدرت در عرصه انقلاب بجنگیم، ابراز داشت: ایده جنگ با اسرائیل و نابودی این رژیم غاصب ایده انقلاب است و باید برای رسیدن به این هدف با تمام توان بکوشیم.
وی با اشاره به این سخن هاشمی رفسنجانی که بیان کرده «اگر نظام به حرف من گوش می کرد، شرارت های 88 پدید نمی آمد» گفت: یک زمان آقای هاشمی می‌خواهد نظری را ابراز کند، در بیانش آزاد است، اما وقتی می گوید اگر به نظر من عمل می شد آن مسائل پیش نمی آمد چیز دیگری است.
امام جمعه مشهد در ادامه پرسید: مگر نظر آقای هاشمی چه بود که به آن عمل نشد؟ آقای هاشمی نظرش را در نماز جمعه بیان کرد و گفت «همه این زندانی ها را آزاد کنید و هیچ برخوردی با آنان نکنید» نکته اینجا است که این افراد شرور و منافق که به این اکتفا نمی‌کردند و قانع نمی شدند.
وی ادامه داد: ما از آقای هاشمی می پرسیم که آیا باید افرادی که آدم کشتند و اماکن عمومی و خصوصی را به آتش کشیدند آزاد کنیم؟ آقای هاشمی نظرش را در نماز جمعه داد؛ در درجه دیگر این که این مسائل مربوط به قانون و مباحث قضایی نه افراد دیگر!
وی یادآور شد: سخنانی که آقای هاشمی به نظام بیان کرده در نماز جمعه و پس از شرارت‌ها بوده است.
آیت الله علم الهدی نیز درخصوص حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات اشاره کرد و بیان داشت: اختیار آقای هاشمی برای ورود به انتخابات دست خودش است، می خواهد بیاید، می خواهد نیاید! اگر هاشمی پیرمرد 80 ساله است و ظرفیت مدیریت کشور را ندارد، نیاید و اگر بعد از 80 سال ظرفیت مدیریت کشور را دارد پس چرا می گوید من 80 ساله نمی‌گویم که نمی‌آیم، ما برای او تعیین و تکلیف نمی کنیم.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٢

افسران - ما با اسرائیل سر جنگ "داریم"حضرت آیت الله ! رفسنجانی (به قول خودشان و دوستان شان ، "هاشمی") چند روز پیش سخنانی را ایراد کردند که واکنش های بسیاری را برانگیخت.واکنش هایی که از نظر بنده بجا نبود.چرا که ایشان حرف غیر قابل هضم و عجیبی نزدند.فقط این کلام گهربار! ایشان اصلاحیه ای نیاز داشت که قصد ما در اینجا بیان همان است...

ایشان فرمودند! :" «ما» با اسرائیل سر جنگ نداریم..."

مفهوم سر جنگ نداشتن و دعوا نداشتن و مشکل نداشتن با اسرائیل که واضح است ، مسئله ای که هست لفظ «ما» است.دوستانی که واکنش نشان دادند و ناراحت شدند از این کلام گهربار حضرت آیت الله! این برداشت را داشته اند که ایشان این جمله را به نمایندگی از مردم و انقلاب و نظام گفته اند و منظور از «ما» ملت ایران است.

ما که میدانیم که منظور ایشان از چنین بیاناتی چیست و چه هدفی را دنبال می کنند ، اما اگر خدای ناکرده ، جناب عالیجناب به خود این اجازه را داده اند که به نمایندگی از ملت و نظام ایران چنین موضعی بگیرند و از جانب «ما» سخن گفته اند، باید خدمشان عرض کنیم که «ما» با اسرائیل سر جنگ "داریم".ما با گروهی انسان که انسانیت را لگدمال کرده و با خویی حیوانی سال هاست که خون مردمان بیگناهی را در شیشه کرده ، مشکل داریم.ما با انسان هایی از جنس قتل و غارت دشمنی داریم. ما با نژادپرستانی که غیر خود را حیوان میپندارند و با همین طرز دید تجاوز به حقوق آنها را مباح می شمارند ، سر جنگ داریم.

سر جنگ داریم نه به این معنی که طالب جنگیم و از آن لذت می بریم.نه.در ادبیات مان کثیف ترین واژه را "جنگ" می دانیم.البته جنگی که در فرهنگ همان اسرائیلی ها تعریف میشود که عبارت است از تجاوز به حقوق انسان ها وظلم به آنها.

سر جنگ داشتن ما از جنس "جهاد" است.از جنس مقاومت است.از جنس ایستادگی و پایمردی است.از جنس دفاع از حق و ابطال باطل است. و به این جنگ افتخار می کنیم.

حضرت آیت الله ! ما سال هاست روزه های آخرین جمعه ی ماه رمضان مان را با شعار "مرگ بر اسرائیل" افطار می کنیم.سال هاست که به پیروی از امام مان روزی را در سال "روز قدس" میخوانیم و فریاد "القدس لنا" بر می آوریم.

گفتم به پیروی از امام...

همان امامی که شما زیاد از او یاد میکنید و خاطره و بعضاً خواب ،از ایشان نقل می کنید.همان امامی که از اولین کارهایش بعد از انقلاب صدور فرمان بستن سفارت اسرائیل بود.همان امامی که فرمود "اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود".همان امامی که از زیباترین ابتکارهایش نامگذاری روز جهانی قدس بود.همان امامی که فرمود "بر هر مسلمانی لازم است که خود را علیه اسرائیل مجهز کند"

حضرت آیت الله! اینگونه مجهز کردید خود را ؟!

اگر به نمایندگی از ما سخن گفته اید ، که معتقدم اینطور نبوده ، بدانید که شعار امام دیروز ما "محو اسرائیل" بود ، فریاد امام امروزمان "با خاک یکسان کردن اسرائیل" است و ماهم پشت سر این دو امام شعار "مرگ بر اسرائیل" سر میدهیم.

البته شما را سیاستمدارتر از آن میدانم که چنین موضعی را از سوی ما گرفته باشید. ما را میشناسید.بعید است از شما.

ما که میدانیم این کلام گهربارِ! شما ، آن هم در آستانه ی انتخابات ، با چه هدفی ایراد شده است!

ما دیگر به این قبیل پالس مثبت فرستادن های شما و رفقای گرامتان به خارج از کشور عادت کرده ایم.از طرفی درکنار انتقاد های عجیب و غریب خود و بحرانی نشان دادن وضعیت کشور سعی میکنید طوری القا کنید که تمام مشکلات مردم بدلیل رابطه نداشتن با رفقای همان اسرائیل پست است و از طرفی با ژست گرفتن خاصی خود را مخالف این رویکرد و موافق برقراری رابطه نشان بدهید و با این خیال خام فکر کنید که از خود چهره ی یک "منجی" ساخته اید که با آمدنش تمام مشکلات حل خواهد شد."منجی" ای که خودش و رفقایش مسبب بسیاری از همین مشکلات اند...

حضرت آیت الله! ما میدانیم مرجع این ضمیر "ما"ی شما همان خودتان ، خانواده ی محترمتان و رفقای سبز پوش تان هستید. فقط خواهشاً این مسئله را واضح تر به رفقای آن ور آبی تان بیان کنید که هم موجبات ناراحتی ما فراهم نشود و هم موجبات توهم رفقای خارجی تان...

حضرت آیت الله !
خواهشاً این قبیل موضع گیری هایتان را از روی کاناپه منزل تان و نه از صندلی و تریبون انقلاب ما ، بیان کنید.

منبع:

http://www.afsaran.ir/site/click/221759?url=http%3A%2F%2Fhezr85.blog.ir%2Fpost%2F27

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

سالروز میلاد خجسته حضرت فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان،

عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان

 و الگوی بی بدیل تمام جهانیان مبارک باد

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت