با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى

و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد.

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱

میلاد با سعادت مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع) محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری  حضرت مهدی عجل الله تعالی (عج) و تمام عاشقان حضرت تبریک و تهنیت باد

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱

امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم دلدادگان وشیفتگان امام خمینی (ره) در حرم مطهر بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام راحل را پدر ملت و مظهر مهربانی، اقتدار و صلابت خواندند و با اشاره به تلاش هوشیارانه امام در احیای روح عزت ملی و استحکام ساختار درونی ملت افزودند  : ملت تاریخ ساز ایران با تکیه بر همین عوامل، الگویی موفق از ایران اسلامی و پیشرفت در خارج از حوزه نفوذ سلطه گران جهانی را به ملتها ارائه داده و زورگویان جهانی را به وحشت انداخته است که همین مسیر درخشان  تارسیدن  به قله های پیشرفت وناامید شدن قطعی دشمنان ادامه خواهد یافت و بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.

در این مراسم که صبح امروز در بیست و سومین سالگرد رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با شکوه فراوان برگزار شد، امام خامنه ای با اشاره به عید مبارک ولادت پدر امت، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و نامگذاری سیزدهم رجب بعنوان روز پدر، تاکید کردند: امام بزرگوار ما در حق این ملت پدری کرد زیرا از یک طرف مظهر مهربانی و رحمت پدرانه و از طرف دیگر مظهر اقتدار و صلابت بود.

بفیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱

همت و منش امام، عزت ملی را در مردم و کالبد کشور دمید.

کارهای نشدنی با طلوع امام شدنی شد.

آنچه غرب از آن واهمه دارد "ایران اسلامی" است نه ایران هسته ای.

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱

امام خمینی

امام خمینی

امام خمینی

امام خمینی

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱

امام خمینی ودیعه خدا ، حجت حق و نشانه عظمت الهی بود.

ایام سالگرد ارتحال ملکوتی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و شهدای قیام 15 خرداد تسلیت باد.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۱

امام راحل اگر نه به جسم اما با فکر ، راه و وصیت همیشه زنده خود در کنار ماست و زنده است و به فضل و قدرت خدا هیچ قدرتی نخواهد توانست این حضور و این حیات را سلب کند و جمهوری اسلامی را از پدر و بنیانگذار و معلم بزرگ خود جدا سازد.

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱

* غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند  .

* اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهان شمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیاء شد.
* ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».

سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت :آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد ! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.

* یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 000/60 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
* شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد . امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!؟
* امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین - مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.

*امام خمینی از دنیا رفتند.

* آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم" امام!" انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفـن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبــرگان مرجع  تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام .

   *وقتی ایشان جای (امــام) گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت – رهبـر انگلیسی‌هــا را پذیرفتیــم و سیستم امــت - امـــامت امـــام خمینی5 را کنــــار گــذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عنـــاصر امّت یـعنی «خواهران و برادران قرآنی» که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند ، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی "شهروند" و "هموطن".

* اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظـام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر6 و علی مرتضی7 تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

* پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند .

* تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی5 که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیاء نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است .

* شما هر لعنتی که به . . . بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

* مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم ! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟ ! و...
* بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود .

* آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!؟

* اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف !

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱

امام صادق علیه السلام: هنگام همجنس گرایی عرش خدا به لرزه می آید و عامل این کار در قیامت به صورت ناپاک محشور می شود و مورد غضب خدا قرار گرفته و جایگاهش دوزخ است.

تفسیر نمونه؛ وسائل الشیعه ج 14،ص 249

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:لعنت خدا بر مردانی که خود را مانند زنان ساخته و در معرض مردان هوسباز قرار می دهند.

همان،ص 255

امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کنند: هرکس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می شود، آن چنان که تمام آب های جهان او را پاک نخواهد کرد و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمت خویش دور می دارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است…پس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند عرش خدا به لرزه در می آید.

الکافی، کلینی،ج 5،ص 544

امام صادق علیه السلام:« آنها که تن به چنین کاری می دهند، بازماندگان سدوم(قوم لوط) هستند؛ سپس اضافه فرمود، من نمی گویم از فرزندان آنها هستند ولی از طینت آنها هستند.»

همان، ص 549

هرگاه کسی لواط کند، عرش خدا به لرزه در آید و خداوند او را لعنت و غضب فرمود، و جهنم را برایش آماده می کند و ملوط (مفعول) را در کنار جهنم نگه می دارد تا خلایق از حساب فارغ شوند پس او را در جهنم  می اندازد و در طبقات دوزخ همیشه معذب خواهد بود.

وسائل الشیعه، ج 14،حدیث از باب 17 و 252،حدیث از باب 18

فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّیلٍ مَّنضودٍ ﴿۸۲﴾  مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّکَ وَمَا هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ بِبَعِیدٍ ﴿۸۳﴾ سوره هود

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿۷۲﴾  فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ ﴿۷۳﴾  فَجَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّیلٍ ﴿۷۴﴾  إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِینَ ﴿۷۵﴾ سوره الحجر

وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ ﴿۱۷۳﴾  إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۷۴﴾ سوره شعرا

أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۲۹﴾سوره عنکبوت

إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ ﴿۳۴﴾ وَلَقَد تَّرَکْنَا مِنْهَا آیَةً بَیِّنَةً لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿۳۵﴾ سوره عنکبوت

وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ﴿۳۶﴾لوط آن قوم را از قهر و مواخذه ما ترسانید باز آنها در آیات ما شک و انکار کردند. سوره قمر

وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُکْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ ﴿۳۸﴾سوره قمر

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱

بنر شهادت امام نقی (ع)

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱

خاتمی در دیداری که گفته می شود به مناسبت دوم خرداد ترتیب داده شده است از قانون، مردم، حد و حدود آزادی و البته از جریحه دار شدن قلب دوستانش به واسطه رأیی که در 12 اسفند به صندوق انداخت سخن گفته است. صحبت های خاتمی اما بیش از آنکه اصلاحات را تبیین کرده باشد بر حجم سوالات فراوان مقابل خاتمی افزوده است.

مشرق- سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور دولت اصلاحات اخیراً در دیدار با عده ای به مناسبت فرارسیدن دوم خرداد صحبت هایی را مطرح کرده و با اشاره به استقبال آنهایی که خاتمی نام "بخش مهمی از طبقه متوسط جامعه" را بر آنها می گذارد، می گوید: قطعا این استقبال (در دوم خرداد) نشان از همدلی و همراهی آنان با شعارهایی دارد که در جریان انتخابات هفتم ریاست جمهوری شنیدند و توده‌های مردم هم بدون تردید فطرت و ذهن تاریخی‌شان خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت بود و البته اکثریت هم این همه را سازگار با موازین و معیارهای دینی خود می‌خواستند.

او همچنین افزوده است: گرچه بهبود وضع زندگی و کاهش تبعیض و ناروایی‌ها همواره مورد نظر مردم بوده است، ولی خودآگاهی با درک فطری آزادی‌های اساسی را نیز طلب می‌کردند و بخصوص مصرف بی‌رویه ارزش‌های انقلاب و سرمایه‌های معنوی در مسیر سلایق خاص را نمی‌پسندیدند. از حق اگر نگذریم، خاتمی درباره روزهای قبل از دوم خرداد سال 76 و انتخابات دولت هفتم راست می گوید.

آن روزها خبر دیگری هم غیر از آزادی و مدرینیسم و سیدبودن خاتمی! از اردوگاه اصلاحات به گوش نمی رسید.

اما حقیقتی که بعدها متجلی شد آن بود که جمهور اصلاحات، بلافاصله پس از ورود خود به ساختمان پاستور، روی دیگر چهره خود را نمایان کرد.

روی دیگری که البته به ظاهر مهربان و همیشه لبخندزن خاتمی نمی آمد و بیش از 8 سال و حتی بیشتر وقت صرف شد تا مردم ماهیت واقعی آن را بشناسند.

*دولت واقعی اصلاحات

دولت اصلاحات بر سر کار آمد اما منظور واقعی آنها از آزادی چیزی خیر از جسارت و تهتّک نسبت به ساحت دین مقدس اسلام نبود.

بسیاری از مردم عادی کشور که عمری را در زیر بیرق های حسینی به سر کرده بودند و با اشک اباعبدالله اُنس داشتند، شاید به خاتمی رأی داده بودند و البته او را با انتسابش به تبار پاک آل رسول می شناختند اما به ناگاه صداهایی از دولت او شنیده شد که به سمت عاشورا و حماسه حسینی حمله ور شدند.

یکی از نزدیکان خاتمی در مقاله ای با عنوان "خون به خون شستن محال آمد، محال"! از این نوشت که عاشورا حاصل خشونت هایی بوده است که توسط اصحاب خالص پیامبر(ص) در صدر اسلام و در غزوه ها و سریه ها به وقوع پیوسته است. و البته این، نه آغاز تجرّی ها و هتاکی های تیم آمده با خاتمی بود و نه انجام آن.

آنها مدعی شدند که دیگر وقت به موزه سپردن افکار امام خمینی(ره) است، آنها حجاب را مسئله ای شمردند که ضرورت اجرای آن بسته به اقناع شدن است، مدتی بعد قتل های زنجیره ای را با نسخه ای آمریکایی _ صهیونیستی رقم زدند و همانند آنچه که سال ها بعد توسط آمریکا در ابوغریب عراق رخ داد، فیلم هایی مربوط به پرونده این قتل ها را منتشر کردند تا پروژه فتح وزارت اطلاعات و شکستن کمر سربازان گمنام امام زمان(عج) را تکمیل کنند اما به فضل خدا نتوانستند.

آنها در سال 78 و در سایه سار دروغ هایی که می گفتند پروژه فتنه کوی دانشگاه را سبب سازی کردند و می رفتند تا با عملی کردن صحبت یکی از تئوریسین های اغتشاشات در آن سال و البته در سال 88؛ و با کشاندن کمتر از 15 درصد از جمعیت تهران به خیابان ها!!! ریشه حکومت اسلامی را بزنند و نظام را براندازی کنند اما نتوانستند.

دوم خرداد، در کلام مردان خاتمی یک حماسه بود. اما حماسه ای که در پی آن، عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی اقدام به برگزاری نشست تجزیه طلبانه "کُردها و گفتمان اصلاحی" در استان کردستان کرد. و حماسه ای که سیاست ورزانش در مجلس ششم شورای اسلامی به جای نمایندگی مردم، استعفا و روزه سیاسی را ترجیح می دادند.

دوم خرداد در وجه اول حماسه بودن خود یعنی حضور مردم چیزی کم نداشت اما در وجه دومش که عمل به عهد مسئولان دولت بود تا آخر می لنگید. این چه حماسه ای بود که رئیس جمهور و مردانش به جای خدمت به مردم در وهله اول؛ اقداماتی مثل پیگیری لیگ فوتبال اروپا، وبلاگنویسی، توهین به مقدسات دینی و انقلابی و حجاب زدایی را در دستور کار قرار داده بودند؟!

خاتمی همچنین در صحبت های اخیر خود با اشاره به دوم خرداد 76 گفته است: "مردم به هیچ وجه خواستار بر هم زدن اوضاع و دگرگونی اساسی نبودند. به هیچ وجه در اکثریت نشانی از رویگردانی از اصل انقلاب و حاصل آن جمهوری اسلامی نبود. به نظام و کشور خود دلبسته بودند. البته مسلما عده‌ای بوده و هستند که این وضع را و انقلاب را قبول نداشته و ندارند ولی تردید نکنیم که این عده در اقلیت بوده و هستند."

اما خاتمی لابد می پذیرد که همین عده در اقلیت بودند که دور و بر او را اشغال کردند و البته لوایح دوقلوی ریاست جمهوری را نیز به دست خاتمی دادند و به مجلس بردند تا مشکل همیشگی خود با نظارت های شورای نگهبان را حل کنند و البته به ساحت مقام معظم رهبری نیز طعنه زنی کنند.

*آن جمعیت کثیر و این جمعیت قلیل!

حرفی از خاتمی که به آن اشاره کردیم البته برای سال های اخیر هم مصداق های واضحی دارد. اگر آنطور که خاتمی می گوید، عده قلیلی که نظام و انقلاب را قبول ندارند در اقلیت هستند پس چگونه "حمایت های او از مقاومت!" را در سال 88 و در تیتر اول روزنامه ها از یاد ببریم؟

خاتمی که به وجود اقلیتی که انقلاب را قبول ندارند اقرار می کند آیا از یاد برده است که در سال 90 اینطور گفته بود که نظام باید از فتنه گران و کسانی که به دلیلی فتنه گری مستوجب عقاب نظام شده اند؛ عذرخواهی کند؟!

این عذرخواهی آیا از اکثریتی بود که حاضر به هیچ همراهی و همکاری ای با فتنه گران نشدند یا از اقلیتی که تا آخر هم در خیابان ها به تخریب و اغتشاش مشغول بودند و عکس امام راحلمان را نیز پاره کردند و در روز عاشورا کف و سوت هایشان به راه بود...؟!

خاتمی در صحبت های خود از ملاک های انتخاب مردم در سال 76 نیز سخن رانده است. او از مقولاتی همچون آزادی خواهی، پیشرفت خواهی، تحول خواهی و قانون خواهی توسط مردم سخن می گوید. اما به سادگی از کنار این حقیقت می گذرد که کسی در حال بیان این حرفهاست که هنوز و پس از گذشت دو سال از بروز فتنه در کشور؛ حاضر به اعتراف درباره دروغ بودن بهانه ای به نام "تقلّب" نیست و هنوز در قبال این قضیه شهامت اقرار در پیشگاه مردمی که از آنها سخن می گوید را ندارد.

صحبت های اخیر خاتمی البته بدون اشاره به گذشته او و هرآنچه که در این کشور به بار آورده است نیز قابل نقد است. بر طبق آنچه که روزنامه کیهان اخیراً از صحبت های منتشر نشده و البته گفته شده خاتمی در جلسه مذکور گزارش داده است؛ خاتمی در خلال صحبت های خود به رأیی که در 12 اسفند نیز به صندوق انداخته است صحبت می کند و از این می گوید که خود هم به این اعتراف دارد که این رأی دادن او، قلب برخی از دوستانش! را جریحه دار کرده است. رئیس جمهور سابق ایران در مقابل تمام افکار عمومی در یک تناقض بزرگ قرار گرفته است.

*دوستان ناباب! خاتمی

در واقع همانطور که حتی انگلیسی های خرافاتی هم معتقدند و می گویند که "اگر رأی نمی دهی، پس حرف نزن"؛ لابد خاتمی هم مثل تمام مردم می داند که رأی ندادن در یک نظام سیاسی به منزله عدم قبول داشتن چارچوب های آن نظام و حضور در متن اپوزسیون آن نظام است.

حال خاتمی را چه می شود که به گفته خودش در 48 ساعت آخر تصمیم به رأی دادن و حضور در انتخابات گرفته است و در گام بعدی هم این سوال مطرح می شود که رئیس جمهور اصلاح طلبان ایران چطور می تواند دوستانی! داشته باشد که رأی دادن او قلب آنان را جریحه دار می کند؟

دوم خرداد در کنار آنکه برای افکار عمومی ایران یادآور حماسه میلیون ها ایرانی برای حضور در انتخابات و مشروعیت دادن تحسین برانگیز مردم به نظام جمهوری اسلامی است؛ متاسفانه یادآور تناقضاتی هم هست که اصلاح طلبان آنها را تا مدت ها و حتی شاید تا امروز دامنگیر تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران کردند و البته از فرط بی خجالتی هم گویا در عذاب نیستند. سیدمحمد خاتمی چگونه می تواند حمایت خود از غفلت افراد معلوم الحالی مثل موسوی و کروبی توجیه کند؟! حمایتی که البته سکوت این روزهای خاتمی نیز گویای این است که هنوز ادامه دارد و خاتمی گویا قصدی برای دست کشیدن از غفلت زشت و فتنه گری سران فتنه مخملین در ایران ندارد.

اصلاحات و البته اصلاح طلبان باید پیش از آنکه به حیات دوباره و یا هرچیزی شبیه آن بیاندیشند، این مفهوم را در مقابل خود ببینند که مردم و همه آنهایی که با تاریخ ایران و انقلاب اسلامی آشنایی دارند علامت های سوال فراوانی را درباره اصلاح طلبان پیش روی دارند که اگرچه جواب های آنها نیز واضح است اما این انتظار از کسانی مثل خاتمی و سایر اعوانش وجود دارد که آنها نیز برای این سوالها پاسخ هایی را مهیا و به پیشگاه تاریخ عرضه کنند.

منبع : http://www.irdc.ir/fa/content/19314/default.aspx

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱

مردم دعا کنند تا ما گرفتار رذائل اخلاقی مثل قدرت طلبی نشویم. ما وارث خون صدها هزار شهید هستیم و چشم صدها هزار جانباز و معلول به ما دوخته شده، به قول شاعر "روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید/ حالیا چشم جهانی نگران من و توست".

مقدمه: غلامعلی حداد عادل در سال 1324 در یکی از محلات جنوب تهران و در خانواده ای مذهبی متولد شد. پدر ایشان زنده یاد حاج رضا حداد عادل به دیانت و محبت اهل بیت(ع) و جوانمردی معروف بود. حداد عادل در سال 1342 در رشته فیزیک به دانشگاه تهران راه یافت و پس از پذیرفته شدن در دوره کارشناسی ارشد فیزیک، به دانشگاه شیراز رفت و همزمان با تحصیل، به عنوان عضو هیئت علمی آن دانشگاه به تدریس پرداخت. حداد عادل در سال 1349 تحصیل خود را در دوره کارشناسی ارشد فلسفه در دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1351 به تحصیل در دوره دکترای فلسفه پرداخت و با دفاع از پایان‌نامه خود تحت عنوان «نظر کانت درباره مابعدالطبیعه» به اخذ مدرک دکترای تخصصی فلسفه نائل آمد. وی از سال 1351 تا سال 1357 در دانشگاه صنعتی شریف به تدریس پرداخت و در این سال ها توانست در محضر استاد شهید مرتضی مطهری از درس های فلسفه اسلامی آن استاد استفاده کند. وی پایه‌گذار المپیاد های علمی دانش آموزی در ایران است که در ارتقای سطح علمی دانش آموزان بسیار موثر بوده است. تاسیس دبیرستان های دخترانه و پسرانه فرهنگ و تاسیس پژوهشکده تاریخ علم در دانشگاه تهران از دیگر فعالیت های وی می باشد. مدیر عاملی بنیاد دائره المعارف اسلامی، ریاست فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و مدیر گروه واژه گزینی آن فرهنگستان، ریاست مرکز مطالعات و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام از دیگر مسئولیت های وی بوده است.ریاست فرآکسیون اقلیت مجلس ششم(فرآکسیون اصولگرایان)، ریاست مجلس هفتم و ریاست کمیسیون فرهنگی در مجلس هشتم از فعالیت های نمایندگی حداد عادل می باشد. وی هم اکنون مشاور عالی مقام معظم رهبری، رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی (به انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی) و نماینده مردم تهران در مجلس نهم است.دکتر حداد عادل اخیرا به افتخار ترجمه قران کریم به زبان فارسی نیز دست یافته است و ترجمه وی در سال 1390 در مدت کوتاهی به چاپ سوم رسیده است.

مشاغل متعدد علمی، فرهنگی و سیاسی در طول سالهای پس از انقلاب از وی مدیری فرهیخته، باتجربه، پخته و کارآزموده ساخته است. در مجالس پس از انقلاب اسلامی تمام رؤسای مجلس از آقای هاشمی تا دیگران همگی شخصیت‌های سیاسی بوده اند که در پست سیاسی ریاست مجلس قرار گرفتند. تنها کسی که در ریاست مجلس، شخصیت علمی و فرهنگی بود و در مصدر سیاسی قرار گرفت، دکتر غلامعلی حدادعادل بود که البته در عرصه‌های سیاسی نیز خوش درخشیده است. همین شخصیت فرهنگی در رویکرد، مشی و مدیریت او تأثیر بسیار مثبتی داشته است. برخورداری از مشی اخلاقی، توأم با صبر و حوصله و روحیه همکاری‌جویانه این شخصیت فرهنگی، او را از سایر شخصیت های سیاسی متمایز کرده است. مشی ای که یا در سیاسیون وجود ندارد یا کمرنگ است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت