با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠

خداشناسى و عبودیت

غیر حق تعالى نور نیست ، همه ظلمتند.

ما از خدا هستیم همه.

همه عالم از خداست ، جلوه خداست ، و همه عالم به سوى او برخواهد گشت.

تمام مقاصد انبیا برگشتش به یک کلمه است و آن ، معرفت الله.

آرمان اصلى وحى این بوده است که براى بشر معرفت ایجاد کند.

بیشتر ناله اولیا ، از درد فراق و جدایى از محبوب است و کرامت او.

تمام کمالاتى که براى اولیاى خدا و انبیاى خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر ، و بستن به اوست.

آن چیزى که انسان را به ضیافتگاه خدا راه مى دهد این است که غیر خدا را کناربگذارد ، و این براى هر کس میسور نیست.

خودتان را متصل کنید به این دریا ، دریاى الوهیت ، دریاى نبوت ، دریاى قرآن کریم.

بدان که شکر نعمتهاى ظاهره و باطنه حق تعالى ، یکى از وظایف لازمه عبودیت وبندگى است که هر کسى به قدر مقدور باید قیام به آن نماید ، گرچه از عهده شکرحق تعالى ، احدى از مخلوقات برنمى آید.

پر واضح است که تسبیح و تقدیس و ثناى حق تعالى ، مستلزم علم و معرفت به مقام مقدس حق ، و صفات جلال و جمال است ، و بدون هیچ گونه معرفتى و علمى متحقق نشود.

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق ، قدرتى را نپذیرند ، و جز ثناى حق، و آن که از اولیاى حق است ، ثناى کسى را نگویند.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠

و از جوانان، دختران و پسران، مى‏خواهم که استقلال و آزادى و ارزشهاى انسانى را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فداى تجملات و عشرتها و بى‏بند و باریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بى‏وطن به شما عرضه مى‏شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهى شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگى کشیدنتان و مصرفى نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمى‏کنند؛ و مى‏خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان «نیمه وحشى» نگه دارند.

صحیفه امام، ج‏21، ص: 417

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

و الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.

 بسیار خرسندم و خداى متعال را شاکرم که این توفیق را امروز - اگرچه دیرهنگام - به این بنده‌ى حقیر داد که در جمع شما مردم عزیز و وفادار و مؤمن کرمانشاه حضور پیدا کنم. اگر دیدار از شهر شما و استان شما تأخیر افتاد، این از اهمیت این استان و مردم عزیز آن نمیکاهد. این استان از لحاظ جایگاه انسانى و جایگاه طبیعى و جایگاه جغرافیائى، یکى از استانهاى ممتاز کشور عزیز و پهناور ماست. در آغاز عرایض، چند جمله‌اى در مناقب کرمانشاه و مردم عزیز کرمانشاه عرض کنیم.

 برخى از خصوصیات مثبت، بین مردم سرتاسر کشور مشترک است؛ ولى بعضى از خصوصیات در برخى از استانها برجسته‌تر و پررنگ‌تر است. مردم کرمانشاه را از دیرباز به جوانمردى و سلحشورى و وفادارى و مهربانى شناختیم؛ مردمى غریب‌نواز، مردمى مهمان‌نواز، و به طور خلاصه، داراى صفات نیکِ پهلوانى. این جزو خصوصیاتى است که در کرمانشاه میدرخشد؛ از دور و نزدیک، همه این را میدانند و احساس میکنند.

 آنچه که این بنده را در مورد کرمانشاه، همیشه وادار به تحسین میکرده است، این است که مردم این استان با وجود چندگونگى، از لحاظ قومى، از لحاظ مذهبى، حتّى از لحاظ گویشى، در کنار هم، مهربان، با سلم و مدارا و برادروار زندگى میکردند و میکنند؛ این خصوصیت بسیار مثبتى است که باید بر آن پافشارى کرد، آن را حفظ کرد و افزایش داد. عشایر و مرزداران غیور این استان، در همه‌ى نقاط این استان، با همان خصوصیات عشایرى و غیرتمندى شناخته میشوند.

 من در سال 59، اوائل جنگ تحمیلى، سرتاسر این استان را رفتم و از نزدیک دیدم. در گیلانغرب و اسلام‌آباد که مردم شیعه هستند، در پاوه و اورامانات که مردم سنى هستند، در ریجاب و دالاهو که گروهى مردمِ اهل حق هستند؛ همه جا مردم در حال دفاع، در حال اظهار ارادت به نظام جمهورى اسلامى بودند. من همان روحیه‌اى را که در مناطق گوناگون این استان دیدم، در مرکز استان هم که مجموعه‌اى از نمونه‌هاى اقوام و عشایر گوناگون در اینجا هستند، مشاهده کردم. این، صفت برجسته‌اى است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)  بر شما تبریک و تهنیت باد

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠

به یکدیگر رحم کنید

رحمت‏خدا به کسی داده می‏شود که از رحمت‏حق در وجودش ظهوری باشد، اگر رحمتی در خودت بود سزاوار رحمت پروردگار می‏شوی; آن وقت‏بگو «یا رب ارحم‏» خدایا! رحمم کن . اما اگر خدای نکرده رحم نداری، نه به زن و بچه، نه به مشتری، نه به یتیم و زیر دستت رحم نمی‏کنی . هر طور هستی خدا نیز همین طور با تو معامله می‏کند . تا کرم در تو نباشد، توقع کرم از خدا غلط است . کرم خوب است‏یا بد؟ اگر بد است چرا می‏خواهی، اگر خوب است چرا نداری؟ (1)

حقایق اشیا

یکی از علمای نجف لطیفه‏ای جالب می‏فرمود - من تجربه کرده‏ام - عبایم وقتی کهنه است‏خادم من است، هر وقت عبای نو در بر می‏کنم به عکس می‏شود، من می‏شوم خادم عبایم . روایت است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زیاد این دعا را می‏خواند: «اللهم ارنی الاشیاء کما هی‏» خدایا! حقایق اشیا را آن گونه که هست‏به من نشان ده . آدمی بفهمد مال زیاد، زیاد شدن ذلت است . فقط کاری کن که حالا بفهمی نه در گور که آن وقت دیگر فایده ندارد . (2)

مرد آخربین

روزی وزیر هارون الرشید از کنار قبرستان رد می‏شد; دید جناب بهلول، استخوان‏ها را در قبرستان جابجا می‏کند، و دنبال چیزی می‏گردد، گفت: بهلول! اینجا چه می‏کنی؟ بهلول گفت: امروز آمده‏ام این‏ها را از هم جدا کنم . فرق بگذارم بین وزیر، دبیر، سرهنگ، سرتیپ، تاجر، حمال و ... . می‏خواهم ببینم داخل این‏ها کدامشان وزیر است! هر چه نگاه می‏کنم می‏بینم تمام مثل هم هستند . این‏ها بیخود در دنیا بر سر هم می‏زدند (مرد آخربین مبارک بنده‏ای است) (3)

مرتبه ایمان

گاهی انسان در فکر می‏رود آیا ایمان دارم یا نه! اگر مرگم رسید مؤمنم یا نه؟! سخن حضرت صادق (علیه السلام) محک خوبی است‏برای این که انسان بفهمد از نخستین درجه ایمان بهره‏ای دارد یا نه . حضرت می‏فرماید: «هرکس گناهش او را ناراحت کرد و کار نیکش او را شادمان ساخت، مؤمن است .» (4) معلوم می‏شود که او باور دارد ثواب و عقاب را . (5)

سوزش آتش

در حالات علامه شیخ مهدی مازندرانی آمده است: این بزرگوار گاهی که در خودش احساس غفلت می‏کرده به اتفاق پسر و خادمش به خارج شهر و (بیابان) می‏رفته است . آنگاه شیخ به پسر و خادمش می‏گفته آیا لازم است دستور مرا اجرا کنید یا نه؟ پس از اینکه می‏گفتند آری، می‏فرمود: من هیزم جمع می‏کنم شما هم هیزم جمع کنید . آنگاه هیزم‏ها را آتش می‏زد و می‏گفت: مرا کشان کشان به سوی آتش ببرید و بگویید: ای پیر گنهکار! خیال کن روز قیامت‏بر پا شده است، تا بلکه سوزش آتش مرا بیدار کند . (6)

دل‏های بیمار

شاید تجربه کرده باشید، اگر سگی گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان یا گوشت‏باشد، آیا به گفتن چخ، رد می‏شود؟! چوب هم بلند کنی فایده ندارد، او گرسنه است و چشمش به غذا است، چوبش هم بزنند فایده ندارد و دست‏بردار نیست . اما اگر هیچ همراه نداشته باشی، با آن شامه قوی که دارد چون می‏فهمد چیزی نداری تا گفتی چخ فورا می‏رود .

دل شما نیز مورد نظر شیطان است، نگاهی به دل می‏کند، اگر آذوقه او مانند حب مال و زر و زیور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و ... در آن باشد می‏بیند به به! چه جای خوبی برای او است، همانجا متمرکز می‏شود، اگر صدهزار بار هم «اعوذبالله من الشیطان الرجیم‏» بگویی به این چخ‏ها رد نمی‏شود، چون این دشمن خیلی سرسخت است . «ان الشیطان لکم عدو - انه لکم عدو مبین‏» . بلی اگر طعمه‏اش را دور کردی، آنگاه می‏بیند وسیله ماندن ندارد، و با یک استعاذه فرار می‏کند . (7)

پی‏نوشت:

1 . معارفی از قرآن، آیت الله دستغیب، ص‏50و51 .
2 . همان، ص 76 .
3 . همان، ص 325 .
4 . اصول کافی، ج 2، ص 232، حدیث 6 .
5 . قلب قرآن، آیت الله دستغیب، ص 45 .
6 . همان، ص 144و145 .
7 . استعاذه، آیت الله دستغیب، ص 58 .

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت