با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠

بسم الله االرحمن الرحیم *

 قالَ رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلّم: إنّی تارکٌ فیکُمُ الثَقلَینِ، کتابَ اللهِ و عترتی اهلَ بیتی فإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدَا عَلَیّ الْحَوضَ الحمدُلله و سُبحانَکَ؛ أللّهُمَّ صلّ ‌علی محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک و جلالِک و خزائنِ أسرارِ کتابِکَ الذّی تجلّی فیه الأَحدیه بِجمیعِ أسمائکَ حَتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایعْلَمُهُ غَیرک؛ و اللَّعنُ علی ظالِمیهم أصلِ الشَجَره الخَبیثه.

 و بعد، اینجانب مناسب می‌دانم که شمه‌ای کوتاه و قاصر در باب «ثقلین» تذکر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی ومعنوی وعرفانی،  که قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه‌ای که عرفان آن برتمام دایره وجود، از ملک تا ملکوت اعلی و ازآنجا تا لاهوت و آنچه درفهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بربشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای «ثقل اکبر» و «ثقل کبیر» که از هرچیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است براین دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر که شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلکه مناسب دیدم اشاره‌ای گذرا و بسیار کوتاه ازآنچه براین دو ثقل گذشته است بنمایم.

شاید جمله لَنْ یفْتَرِقا حتّی یرِدا عَلَی الْحوَض اشاره باشد بر اینکه بعد از وجود مقدس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ هرچه بر یکی از این دو گذشته است بردیگری گذشته است و مهجوریت هر یک مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. و آیا این «حوض» مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است، یا چیز دیگر که به عقل و عرفان بشر راهی ندارد. و باید گفت آن ستمی که از طاغوتیان بر این دو ودیعه رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشریت گذشته است که قلم از آن عاجز است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠

پیش ازآنی که عزادار محرم باشی

سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی

خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین

گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

شادی هر  دو جهانت بخدا تأمین است

گر در این ماه عزا همسفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است براین زخم تو مرهم باشی

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠

در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهائى که نامزد میشوند، چه آنهائى که طرفدار آنهایند، چه آنهائى که مخالف با بعضى از نامزدها هستند. جناحهاى مختلف کشور، بداخلاقى و بدگوئى و اهانت وتهمت و این حرفها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهائى است که اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال میشود .

از بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) در دیدار هزاران نفر از مردم قم به مناسبت سالروز قیام 19 دی‌ماه‌

تاریخ 1386/10/19

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠

اثبات ولایت فقیه از طریق نص‏

و اگر فرضاً گفته شود که از روایت استفاده مى‏شود که رسول اللَّه (ص) جز علم چیزى به ارث نگذاشته است، و امر ولایت و خلافت هم ارثى نیست، و اگر خود رسول اللَّه (ص) مى‏فرمود: علىّ وارثى استفاده نمى‏کردیم که حضرت امیر (ع) خلیفه آن حضرت است، در این صورت، ناچاریم که راجع به خلافت امیر المؤمنین و ائمه، علیهم السلام، به نص متشبث شویم، و بگوییم که رسول اللَّه (ص) امیر المؤمنین (ع) را به خلافت منصوب کرده‏ است؛ و همین مطلب را نسبت به ولایت فقیه مى‏گوییم. چون بنا بر آن روایتى که سابقاً ذکر شد فقها از طرف رسول اللَّه (ص) به خلافت و حکومت منصوبند. به این طریق بین این روایت و روایاتى که دلالت بر نصب دارد جمع مى‏کنیم.

مؤیدى از فقه رضوى‏

در عوائد «1» نراقى از «فقه رضوى» «2» روایتى نقل مى‏کند به این مضمون: مَنْزلَةُ الْفَقیهِ فى هذَا الْوَقْتِ کَمَنْزِلَةِ الانْبِیاءِ فِی بَنی إِسْرائیلَ. «3»

 (مقام فقیه این زمان مثل مقام پیامبران بنى اسرائیل است). البته نمى‏توانیم بگوییم که «فقه رضوى» از امام رضا (ع) صادر شده؛ ولى مى‏توان به عنوان مؤید به آن تمسک کرد.

باید دانست مراد از «انبیاى بنى اسرائیل» فقهایى که در زمان حضرت موسى بودند- و شاید به آنان از جهتى انبیا گفته مى‏شد- نمى‏باشد. فقهایى که در زمان حضرت موسى بودند، همه تابع آن حضرت بودند؛ و به پیروى او کارهایى داشتند. و شاید وقتى که حضرت موسى آنان را براى تبلیغ به جایى مى‏فرستاد، ولىّ امرشان هم قرار مى‏داد. البته ما از وضع آنها اطلاع دقیق نداریم، اما این معلوم است که خود حضرت موسى (ع) از انبیاى بنى اسرائیل است؛ و همه چیزهایى که براى حضرت رسول اللَّه (ص) هست، براى حضرت موسى هم بوده است. البته به اختلاف رتبه و مقام و منزلتشان. بنا بر این، ما از عموم «منزلة» «4» در روایت مى‏فهمیم آنچه را که براى حضرت موسى در امر حکومت و ولایت بر مردم بوده، براى فقها هم مى‏باشد.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠

ولایت فقیه‏

اگر فرد لایقى که داراى این دو خصلت باشد به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتى را که حضرت رسول اکرم (ص) در امر اداره جامعه داشت دارا مى‏باشد؛ و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند.

این توهم که اختیارات حکومتى رسول اکرم (ص) بیشتر از حضرت امیر (ع) بود، یا اختیارات حکومتى حضرت امیر (ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضایل‏ حضرت رسول اکرم (ص) بیش از همه عالم است؛ و بعد از ایشان فضایل حضرت امیر (ع) از همه بیشتر است؛ لکن زیادى فضایل معنوى اختیارات حکومتى را افزایش نمى‏دهد. همان اختیارات و ولایتى که حضرت رسول و دیگر ائمه، صلوات اللَّه علیهم، در تدارک و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را براى حکومت فعلى قرار داده است؛ منتها شخص معینى نیست، روى عنوانِ «عالم عادل» است.

ولایت اعتبارى‏

وقتى مى‏گوییم ولایتى را که رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، براى هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (ع) و رسول اکرم (ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است.

 «ولایت»، یعنى حکومت و اداره کشور و اجراى قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است؛ نه اینکه براى کسى شأن و مقام غیر عادى به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنى حکومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى که خیلى از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه‏اى خطیر است.

 «ولایت فقیه‏» از امور اعتبارى عقلایى «1» است و واقعیتى جز جعل ندارد؛ مانند جعل (قرار دادن و تعیین) قیّم براى صغار. قیّم ملت با قیّم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقى ندارد. مثل این است که امام (ع) کسى را براى حضانت «2»، حکومت، یا منصبى از مناصب، تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم (ص) و امام با فقیه فرق داشته باشد.

مثلًا یکى از امورى که فقیه متصدى ولایت آن است اجراى «حدود» (یعنى قانون جزاى اسلام) است. آیا در اجراى حدود بین رسول اکرم (ص) و امام و فقیه امتیازى است؟ یا چون رتبه فقیه پایین‏تر است باید کمتر بزند؟ حد زانى که صد تازیانه است اگر رسول اکرم (ص) جارى کند، 150 تازیانه مى‏زند، و حضرت امیر المؤمنین (ع) صد تازیانه، و فقیه پنجاه تازیانه؟ یا اینکه حاکمْ متصدى قوه اجراییه است و باید حد خدا را جارى کند؛ چه رسول اللَّه (ص) باشد، و چه حضرت امیر المؤمنین (ع)، یا نماینده و قاضى آن حضرت در بصره و کوفه، یا فقیه عصر.

دیگر از شئون رسول اکرم (ص) و حضرت امیر (ع) اخذ مالیات، خمس، زکات، جزیه، و خراج اراضى خراجیه «1» است. آیا رسول اکرم (ص) اگر زکات بگیرد، چقدر مى‏گیرد؟ از یک جا ده یک و از یک جا بیست یک؟ حضرت امیر المؤمنین (ع) خلیفه شدند چه مى‏کنند؟ جنابعالى فقیه عصر و نافذ الکلمه شدید چطور؟ آیا در این امور ولایت رسول اکرم (ص) با حضرت امیر المؤمنین (ع) و فقیه فرق دارد؟ خداوند متعال رسول اکرم (ص) را «ولىّ» همه مسلمانان قرار داده؛ و تا وقتى آن حضرت باشند، حتى بر حضرت امیر (ع) ولایت دارند. پس از آن حضرت، امام بر همه مسلمانان، حتى بر امام بعد از خود، ولایت دارد؛ یعنى، اوامر حکومتى او درباره همه نافذ و جارى است و مى‏تواند قاضى و والى نصب و عزل کند. همین ولایتى که براى رسول اکرم (ص) و امام در تشکیل حکومت و اجرا و تصدى اداره هست، براى فقیه هم هست. لکن فقها «ولىّ مطلق» به این معنى نیستند که بر همه فقهاى زمان خود ولایت داشته باشند و بتوانند فقیه دیگرى را عزل یا نصب نمایند. در این معنا مراتب و درجات نیست که یکى در مرتبه بالاتر و دیگرى در مرتبه پایین‏تر باشد؛ یکى والى و دیگرى والیتر باشد.

پس از ثبوت این مطلب، لازم است که فقها اجتماعاً یا انفراداً براى اجراى حدود و حفظ ثغور و نظامْ حکومت شرعى تشکیل دهند. این امر اگر براى کسى امکان داشته‏ باشد، واجب عینى است؛ و گر نه واجب کفایى است «1». در صورتى هم که ممکن نباشد، ولایت ساقط نمى‏شود، زیرا از جانب خدا منصوبند. اگر توانستند، باید مالیات، زکات، خمس و خراج را بگیرند و در مصالح مسلمین صرف کنند؛ و اجراى حدود کنند. این طور نیست که حالا که نمى‏توانیم حکومت عمومى و سراسرى تشکیل بدهیم، کنار بنشینیم؛ بلکه تمام امور [ى‏] که مسلمین [بدان‏] محتاجند و از وظایفى است که حکومت اسلامى باید عهده‏دار شود، هر مقدار که مى‏توانیم باید انجام دهیم.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

ولایت فقیه حکومت اسلامى امام خمینى (س)

فهرست مطالب‏

مقدمه ناشر: ..... 1

مقدمه ..... 9

- ضرورت و بداهت ولایت فقیه ..... 9

- نقش استعمار در معرفى ناقص و نادرست اسلام ..... 9

- خودباختگى افراد جامعه در برابر پیشرفتهاى مادى غرب ..... 19

- اعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت جزء ولایت است ..... 20

دلایل لزوم تشکیل حکومت ..... 25

- لزوم مؤسسات اجرایى ..... 25

- سنت و رویه رسول اکرم (ص) ..... 26

- ضرورت استمرار اجراى احکام ..... 26

- رویه امیر المؤمنین على بن ابى طالب (ع) ..... 28

- ماهیت و کیفیت قوانین اسلام ..... 28

بررسى نمونه‏هایى از احکام اسلامى ..... 31

- 1- احکام مالى ..... 31

- 2- احکام دفاع ملى ..... 33

- 3- احکام احقاق حقوق و احکام جزایى ..... 34

-- لزوم انقلاب سیاسى ..... 34

-- لزوم وحدت اسلامى ..... 36

-- لزوم نجات مردم مظلوم و محروم ..... 37

-- لزوم حکومت از نظر اخبار ..... 38

طرز حکومت اسلامى ..... 43

- اختلاف آن با سایر طرز حکومتها ..... 43

- شرایط زمامدار ..... 47

- شرایط زمامدار در دوره غیبت ..... 49

- ولایت فقیه ..... 50

- ولایت اعتبارى ..... 51

- ولایت تکوینى ..... 53

- حکومت وسیله‏اى است براى تحقق بخشیدن به هدفهاى عالى ..... 54

- هدفهاى عالى حکومت ..... 55

- خصال لازم براى تحقق این هدفها ..... 56

ولایت فقیه به استناد اخبار ..... 59

- جانشینان رسول اکرم (ص) فقهاى عادلند ..... 59

- بحث در روایت اذا مات المؤمن ........ 66

- بحث در روایت الفقهاء امناء الرسل ........ 69

- هدف بعثتها و وظایف انبیا ..... 70

- فقها در اجراى قوانین و فرماندهى سپاه و اداره جامعه و دفاع از کشور و

- دادرسى و قضاوت مورد اعتماد پیامبرند ..... 72

- حکومت بر وفق قانون ..... 72

- منصب قضا متعلق به کیست ..... 75

- دادرسى با فقیه عادل است ..... 75

- در رویدادهاى اجتماعى به که رجوع کنیم ..... 78

- بحث در روایت مقبوله عمر بن حنظله ..... 83

- بحث پیرامون آیاتى از قرآن مجید ..... 83

- مقبوله عمر بن حنظله ..... 88

- تحریم دادخواهى از قدرتهاى ناروا ..... 90

- حکم سیاسى اسلام ..... 91

- مرجع امور علماى اسلامند ..... 91

- علما منصوب به فرمانروایى‏اند ..... 91

- بحث در روایت ابى خدیجه ..... 92

- آیا علما از منصب حکومت معزولند؟ ..... 94

- منصبهاى علما همیشه محفوظ است ..... 95

- بحث در صحیحه قَدّاح ..... 96

- بحث در روایت ابو البخترى ..... 97

- بررسى روایت ابو البخترى ..... 97

- اثبات ولایت فقیه از طریق نص ..... 104

- مؤیدى از فقه رضوى ..... 105

- سایر مؤیدات ..... 105

برنامه مبارزه براى تشکیل حکومت اسلامى ..... 126

- اجتماعات در خدمت تبلیغات و تعلیمات ..... 131

- عاشورایى به وجود آورید ..... 133

- مقاومت در مبارزه‏اى طولانى ..... 134

- اصلاح حوزه‏هاى روحانیت ..... 137

- از بین بردن آثار فکرى و اخلاقى استعمار ..... 137

- اصلاح مقدس‏نماها ..... 143

- تصفیه حوزه‏ها ..... 146

- آخوندهاى دربارى را طرد کنید ..... 148

- حکومتهاى جائر را براندازیم ..... 150

فهارس- فهرست آیات ..... 155

- فهرست روایات ..... 157

- فهرست اعلام ..... 159

- فهرست کتابها ..... 161

- فهرست اصطلاحات فقهى و حقوقى ..... 162

- فهرست مآخذ پاورقیها ..... 166

مقدمه ناشر:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

الحمد للَّه و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم و الصلاة و السلام على رسول اللَّه محمد خاتم النبیین و آله الطیبین.

کتاب «ولایت فقیه» که اینک متن مصحح آن همراه با پانوشته‏هاى توضیحى و مجموعه‏اى از فهرستها به جامعه اهل فضل و تحقیق و مشتاقان آثار حضرت امام تقدیم مى‏گردد، مجموعه سیزده سخنرانى است که حضرت امام خمینى، سلام اللَّه علیه، در فاصله سیزده ذیقعده 1389 تا دوم ذیحجه 1389 (مطابق با 1/ 11/ 1348 تا 20/ 11/ 1348 ش.) در ایام اقامت در نجف اشرف ایراد فرموده‏اند. این سخنرانیها در همان ایام به صور مختلف، گاهى کامل و گاه به صورت یک یا چند درس تکثیر و منتشر شده است. و در پاییز 1349 ش. پس از ویرایش و تأیید حضرت امام براى چاپ آماده گردید و نخست توسط یاران امام در بیروت به چاپ رسید و پنهانى به ایران فرستاده شد و همزمان براى استفاده مسلمانان انقلابى به کشورهاى اروپایى و امریکا و پاکستان و افغانستان ارسال گردید. این کتاب قبل از پیروزى انقلاب اسلامى نیز در سال 1356 ش.

در ایران با نام «نامه‏اى از امام موسوى کاشف الغطاء» به ضمیمه «جهاد اکبر» چاپ شده است. کتاب «ولایت فقیه» همچون دیگر آثار امام خمینى در رژیم شاه در صدر لیست‏ کتب ممنوعه قرار داشت و چه بسیار بودند کسانى که به جرم چاپ و تکثیر این کتاب و حتى به جرم همراه داشتن و یا مطالعه این اثر به زندان افتاده و زیر شکنجه قرار مى‏گرفتند ولى على رغم فشار ساواک و تضییقات رژیم شاه، جانبدارى از اندیشه حکومت اسلامى که مبانى فقهى آن در کتاب حاضر به وسیله حضرت امام خمینى تبیین گردیده بود به سرعت در میان نیروهاى مسلمان و انقلابى در حوزه‏هاى علمیه، دانشگاهها و دیگر مراکز گسترش یافت و ایده تشکیل حکومت اسلامى بر اساس ولایت فقیه به عنوان یکى از اصلى‏ترین آرمانهاى قیام پانزده خرداد و نهضت امام خمینى جلوه‏گر شد.

فقها در باب ولایت فقیه معمولًا به تناسب مورد در ابواب مختلف فقه بحثهاى کوتاهى کرده‏اند و گرچه بعضى بسیار مختصر و برخى به تفصیل بیشتر به موضوع پرداخته‏اند اما یک بحث منظم و جامع در این مورد در کتب فقهى قدما دیده نمى‏شود که دلیل آن را مى‏بایست در شرایط سیاسى و اجتماعى حاکم بر تاریخ گذشته ممالک اسلامى و سلطه حکومتهاى جائر و عدم امکان طرح چنین مباحثى به لحاظ مهیا نبودن شرایط حاکمیت فقها جستجو کرد. در عین حال قطع نظر از اختلاف آراى فقهاى شیعه در محدوده اختیارات و شئون ولایت فقیه در زمان غیبت، عموم فقها در اثبات نوعى ولایت براى فقیه جامع الشرایط اجمالًا اتفاق نظر دارند، که اخیراً در همین رابطه آراى فقها در باب ولایت و دامنه اختیارات آنها در زمان غیبت در ضمن کتابهایى چند گردآورى شده است.

بر اساس منابع موجود مرحوم آیت اللَّه ملا احمد نراقى از علماى عصر قاجاریه در کتاب «عوائد الایام» بیشتر و جامعتر از سایرین به این موضوع پرداخته است. ایشان ابتدا با تمسک به روایات متعدد، به طور کلى ثابت کرده است که در «عصر غیبت» فقیه در دو چیز حق ولایت دارد.

1- در همه امورى که پیامبر (ص) و ائمه (ع) در آنها صاحب اختیار بوده و ولایت داشته‏اند مگر اینکه مواردى به دلیل شرعى استثنا شود.

2- در همه امورى که با دین و دنیاى بندگان خدا ارتباط دارد و باید انجام شود. ایشان در ادامه به ده مورد از شئونات ولایت فقها و از آن جمله: افتاء، اجراى حدود الهى، حفظ اموال یتیمان و مجانین و غایبین، تصرف در اموال امام معصوم (ع) و ... با استناد به آیات و روایات و استدلالهاى فقهى توجه خاص کرده و به تفصیل بحث کرده است «1».

گرچه از مطالب اولیه مرحوم نراقى (رض) برمى‏آید که او ولایت فقیه را شامل امر حکومت نیز مى‏دانسته است، اما خود در وجهى گسترده بر آن تصریح و تأکید نمى‏کند.

پس از مرحوم نراقى، حضرت امام خمینى (س) تنها فقیهى است که علاوه بر بحث در این مورد مثل سایر فقیهان به تناسب مسائل مختلف، ولایت فقیه را در تصدى امر حکومت با همان معناى جامع و شامل، براى اولین بار با روشنى و تأکید و تصریح، تفصیلًا مورد بررسى و اثبات قرار داده است و چنانکه اشاره شد مبحث ولایت فقیه را یک بار به صورت شفاهى در طى سیزده جلسه در نجف اشرف تدریس نموده‏اند که کتاب حاضر، صورت مکتوب و ویرایش‏شده همان درسهاست. و بار دیگر مبحث ولایت فقیه را در جلد دوم- از مجموعه پنج جلدى- «کتاب البیع» «2» تقریباً با همان سبک نوشته‏اند.

امام خمینى در کتاب «ولایت فقیه» با عنایت و تأکید بسیار، اصل «ولایت»- که اساس و پایه تمام وظایف است- بخصوص ولایت در امر حکومت و جنبه‏هاى سیاسى آن را مورد بررسى قرار داده‏اند. و در این باب علاوه بر تبیین عوامل سیاسى و اجتماعى که سبب شده است تا این مهمترین موضوع اسلامى مورد بى‏اعتنایى قرار گیرد، ضمن بحثهاى استدلالى بر همان روش متقن فقهى، به برنامه‏ریزى عملى براى تحقق ولایت فقیه در امر حکومت با طرح کردن راههاى مشخص و قابل عملى نیز توجه داشته‏اند.

حضرت امام در این کتاب ابتدا به نقشه‏هاى دشمنان که براى نابودى اسلام به معرض اجرا گذارده شده اشاره مى‏کنند و با بیانى مستدل به شبهاتى از قبیل اینکه اسلام در عصر تمدن و صنعت قادر نیست جامعه را اداره کند و یا اینکه موازین حقوقى آن براى حل مشکلات جامعه ضعیف و ناتوان است، پاسخ مى‏دهند و در همین رابطه اشاره مى‏کنند که القائات دشمنان در ایجاد زمینه لازم براى جدایى دین از سیاست حتى در حوزه‏هاى علمیه نیز اثر کرده است به طورى که اگر کسى بخواهد درباره حکومت اسلامى سخن بگوید، باید تقیه کند. امام خمینى با اشاره به ضعفهاى داخلى و خودباختگى در برابر تمدن جدید که رهاورد تبلیغات استعمارگران بوده است، به حوزه‏ها و طلاب جوان و اندیشمندان اسلام‏ هشدار مى‏دهند که با جدیت تمام به وظایف سیاسى و اجتماعى خویش همت گمارند، و فریب این نقشه‏ها و شبهه‏ها را نخورند زیرا اسلام با پیشرفت مادى مخالف نیست و مشکلات اجتماعى راه‏حلهاى اخلاقى و اعتقادى مى‏خواهد و اسلام دینى است جامع که قادر است تمامى مشکلات را حل کند مشروط به آنکه اندیشمندان و علماى اسلام به تلاش برخیزند.

امام خمینى با بیان این واقعیت مسلّم تاریخى که پیامبر اکرم (ص) خلیفه تعیین کرده است. این سؤال را مطرح مى‏کند که آیا تعیین خلیفه براى بیان احکام است؟ بیان احکام که خلیفه نمى‏خواهد. خلیفه براى حکومت است، براى اجراى مقررات و قوانین است. در اینجا مهم این است که ما به ضرورت تشکیل حکومت اسلامى معتقد شویم و در این صورت است که جایگاه خلیفه روشن مى‏شود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠

حضور مردم در انتخابات آینده دشمن شکن خواهد بود.

تحریمها و فشارهای استکبار در عزم و اراده مسوولان رخنه ایجاد نخواهد کرد.

صبر و بصیرت دو عامل مهم استمرار موفقیهای ملت ایران است.

ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطى هستیم که ملت ما نشانه‌هاى پیروزى را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیارى از مراحل پیروزى، با سرافرازى دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصره‌ى اقتصادى میترسانند؟ با این حرفها، با این ترفندها میخواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزى ممکن است؟ امروز میخواهند در اراده‌ى مسئولین اختلال ایجاد کنند؟ «قل هذه سبیلى ادعوا الى الله على بصیرة انا و من اتّبعنى»؛(1) این راهى است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهى است که با مجاهدت باز شده است، این راهى است که با خون عزیزترینها هموار شده است. ما از این راه رفتیم، به قله‌هائى هم دست پیدا کردیم. ما متوقف نمیشویم، ان‌شاءالله پیش میرویم؛ ولى تا امروز هم به قله‌هاى بسیارى دست پیدا کرده‌ایم.

1)     یوسف: 108

 (۱۳۹۰/۱۰/۱۹)

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خداى متعال را سپاسگزاریم که نفسهاى گرم و دلهاى بانشاط جوانان قم، به مناسبت نوزدهم دى، یک بار دیگر فضاى این حسینیه را معطر کرد. یقیناً آگاهى و بیدارى و بصیرت مردم عزیز قم و پاسخى که آنها با همه‌ى وجود خودشان به حوزه‌ى علمیه و به مرجع تقلیدشان دادند، یک حادثه‌ى ماندگار در طول تاریخ است و خواهد ماند.

 اگر ما حادثه‌ى نوزدهم دى را مبدأ تاریخ تحولات جدید دنیا بدانیم، شگفت‌آور نیست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعه‌ى بشرى و این عالم بزرگ، متأثر از قانون تأثیر متقابل است. حوادث بر روى هم تأثیر میگذارد و زنجیره‌ى حوادث تاریخى، وقایع بزرگ را به وجود مى‌آورد. اگر اینجور تصویر کنیم صورت مسئله را، که حرکت مردم قم در روز نوزدهم دى در سال 56 یک جرقه‌اى بود در فضاى ظلمانىِ عجیبِ خفقانِ آن روز - که شرح اختناقى که آن روز در کشور وجود داشت و همه دنیاى به‌اصطلاح طرفدار آزادى، پشتیبان آن خفقان بودند و از حکمرانان و سلطه‌گران مستبد و دیکتاتور با همه‌ى وجودشان دفاع میکردند، کتابهاى زیادى لازم دارد - در یک چنین فضائى، این خونهاى پاکى که در چهارمردان قم ریخته شد و حرکت عظیم مردم قم را در روز نوزدهم دى پدید آورد، جرقه‌اى بود که در حقیقت اصابت کرد به انبار و آذوقه‌ى ذخیره‌ى عظیم ایمانىِ این مردم، و ناگهان فضا را منقلب کرد.

 اگر حادثه‌ى نوزده دى قم نمیبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسله‌ى اربعین‌ها که مردم را به میدان مبارزه کشاند، به وجود نمى‌آمد. اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، 22 بهمن به وجود نمى‌آمد، انقلاب اسلامى به پیروزى نمیرسید. انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، چالش با استکبار شروع شد، هیبت استکبار شکست، هیبت آمریکا و صهیونیسم شکست. اگر این شکسته شدن هیبت پوشالى ابرقدرتها - که با هیبتِ خودشان بیش از واقعیت وجود خودشان در دنیاى انسانها تصرف میکنند - مسلمانها را در کشورهاى مختلف به فکر انداخت و بیدار کرد، ایستادگى مردم ایران، مظلومیت ملت ایران در حوادث مختلف، در جنگ تحمیلى، در دوران سختِ توأمان دفاع مقدس و تحریم - اینکه ملت ایران اینجور محکم ایستادند، با ثبات پیش رفتند - ملتها را تکان داد. اگر این ثبات نبود، اگر این ایستادگى نبود، اگر این به چالش کشیدن هیبت دروغین ابرقدرتها نبود، ملتها وارد میدان نمیشدند؛ بیدارى اسلامى به وجود نمى‌آمد؛ این حوادثى که امروز منطقه را دارد دگرگون میکند و نقش جدیدى میزند، به وجود نمى‌آمد. حوادث از یک نقطه شروع میشود و زنجیره‌وار پیش میرود. اگر استقامت بود، صبر بود، تداوم در راه بود، استمرار عمل بود، آن وقت همه‌ى خیرات و همه‌ى برکات بر آن مترتب میشود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠

امام خامنه ای (روحی وجسمی له الفداء):

بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهائى که بر ملتها وارد میشود، در بسیارى از موارد بر اثر بى‌بصیرتى است. خطاهائى که بعضى از افراد میکنند - مى‌بینید در جامعه‌ى خودمان هم گاهى بعضى از عامه‌ى مردم و بیشتر از نخبگان، خطاهائى میکنند. نخبگان که حالا انتظار هست که کمتر خطا کنند، گاهى خطاهایشان اگر کماً هم بیشتر نباشد، کیفاً بیشتر از خطاهاى عامه‌ى مردم است - بر اثر بى‌بصیرتى است؛ خیلى‌هایش، نمیگوئیم همه‌اش.

بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهى خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله‌ى امیرالمؤمنین را به نظرم در جنگ صفین در گفتارها بیان کردم که فرمود: «الا و لایحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر».(1) میدانید، سختى پرچم امیرالمؤمنین از پرچم پیغمبر، از جهاتى بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائى را میزد که دوست میزند؛ همان نماز جماعت را که تو اردوگاه امیرالمؤمنین میخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفین و نهروان - میخواندند. حالا شما باشید، چه کار میکنید؟ به شما میگویند: آقا! این طرفِ مقابل، باطل است. شما میگوئید: اِ، با این نماز، با این عبادت! بعضى‌شان مثل خوارج که خیلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خیلى. امیرالمؤمنین از تاریکى شب استفاده کرد و از اردوگاه خوارج عبور کرد، دید یکى دارد با صداى خوشى میخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّیل»(2) - آیه‌ى قرآن را نصفه شب دارد میخواند؛ با صداى خیلى گرم و تکان دهنده‌اى - یک نفر کنار حضرت بود، گفت: یا امیرالمؤمنین! به به! خوش به حال این کسى که دارد این آیه را به این قشنگى میخواند. اى کاش من یک موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت میرود؛ حتماً، یقیناً؛ من هم با برکت او به بهشت میروم. این گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد که دشمنان کشته شدند و مغلوب شدند، امیرالمؤمنین آمد بالاسر کشته‌هاى دشمن، همین طور عبور میکرد و میگفت بعضى‌ها را که به رو افتاده بودند، بلندشان کنید؛ بلند میکردند، حضرت با اینها حرف میزد. آنها مرده بودند، اما میخواست اصحاب بشنوند. یکى را گفت بلند کنید، بلند کردند. به همان کسى که آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: این شخص را میشناسى؟ گفت: نه. گفت: این همان کسى است که تو آرزو کردى یک مو از بدن او باشى، که آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناک میخواند! اینجا در مقابل قرآن ناطق، امیرالمؤمنین (علیه افضل صلوات المصلّین) میایستد، شمشیر میکشد! چون بصیرت نیست؛ بصیرت نیست، نمیتواند اوضاع را بفهمد.

 (1): این پرچم را کسی جز از اهل بصیرت وصبر نمی تواند حمل کند:  نهج البلاغه، خطبه‌ى 173

 (2)زمر: 9

منبع :

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7770&q

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠

ندای رهبری – امام خامنه ای (مدظله العالی)

آنچه مربوط به مسائل کشور است، مهمترین مسئله، مسئله‏ى انتخابات است. انتخابات یکى از آن عرصه‏هاى بسیار حساس و تعیین‏کننده است. اگر هر دوره‏اى از این دوره‏هاى انتخابات را شما ملاحظه کنید، تحلیل کنید، خواهید دید در هر کدام از انتخاباتهاى ما - چه انتخابات مجلس، چه انتخابات ریاست جمهورى و بعضى انتخاباتهاى دیگر - در هر برهه‏اى سعى گردانندگان تبلیغات خصمانه‏ى استکبار جهانى بر این بوده است که حضور مردم را کمرنگ کنند؛ انگیزه‏ى مردم را کم کنند؛ همت آنها را، امید آنها را نسبت به انتخابات از بین ببرند یا کمرنگ کنند. البته به توفیق الهى نتوانسته‏اند. این نشاندهنده‏ى اهمیت انتخابات است. آن کسانى که دم از دمکراسى و مردم‏سالارى و حقوق مردم و نظامهاى مردمى میزنند و با این بهانه کشورگشائى میکنند، کشتار میکنند، فاجعه‏آفرینى میکنند، آنها در مقابل مردم‏سالارى ملت ایران درمانده‏اند. این براى آنها یک مشکل حل‏ناشدنى است. نمیدانند چه بکنند با این حادثه، چه بگویند. از رژیم کودتائى حمایت میکنند، از رژیمهاى موروثى حمایت میکنند، از کشورهائى که هیچوقت در آنها آراء مردم مرجع نبوده است براى تشکیل حکومت، پشتیبانى میکنند، آن وقت در مقابل ملت ایران که اینجور آزادانه وارد میدان میشود و قانونگذار را، مجرى را و مسئولیتهاى اساسى را انتخاب میکند، چه میتوانند بگویند؟ در مقابل چشم مردم دنیا چه کار میتوانند بکنند؟ ناچارند یا بگویند آزادى نیست یا بگویند مردم شرکت نکردند، یا اگر بتوانند انتخابات را تعطیل کنند؛ کمااینکه در یک برهه‏اى همت آنها به وسیله‏ى بعضى از عناصر فریب‏خورده این بود که انتخابات را بکلى تعطیل کنند، که اصلاً انتخابات انجام نگیرد؛ ولى به فضل خدا نتوانستند این کار را بکنند؛ اما همتشان این بود. این اهمیت انتخابات را نشان میدهد.

آنچه در انتخابات بسیار مهم است، حضور عمومى مردم است؛ همه باید در انتخابات شرکت کنند؛ این یک وظیفه‏ى ملى است؛ این چیزى نیست که با بودن دولت دولتهاى مختلف، روى کار بودن جریانهاى مختلف، جناحهاى مختلف، تغییر بپذیرد. انتخابات یک فریضه است؛ همه باید شرکت کنند؛ همه باید خود را موظف بدانند براى اینکه در انتخابات شرکت کنند. بهانه‏جوئى نباید بشود. بعضى از حرفها بهانه‏جوئى است. گاهى بهانه‏جوئى حقیقى است، گاهى بهانه‏جوئى براى این است که مردم دلسرد بشوند. انتخابات در کشور ما در مقایسه‏ى با انتخاباتهائى که ما مى‏بینیم در دنیا دارد انجام میگیرد و خبرش را داریم، جزو سالمترینهاست؛ انتخاباتِ خوبى است.

البته من به مجریان انتخابات توصیه کرده‏ام، الان هم توصیه میکنم: باید بشدت قانون را رعایت کنند. حد و مرز، قانون است. همه باید الزامات قانونى را بپذیرند و تسلیم الزامات قانونى بشوند. قانون حد فاصل حق و باطل است در حرکت و مشى ملت و مسئولین. قانون را نباید دور زد. این باید رعایت بشود؛ بحمداللَّه رعایت هم میشود. ما هم توصیه داریم میکنیم که با مراقبت و دقت بیشتر قانون را رعایت کنند؛ به کسى ظلم نشود، حق کسى تضییع نشود؛ حق مردم در طرف مقابل، تضییع نشود، که آدمهاى ناباب و ناصالح، صالح معرفى نشوند؛ آدمهاى صالح هم از حق خودشان محروم نمانند، ناصالح معرفى نشوند. این رعایتهائى است که باید همه بکنند. اما آنچه که اصل است، حضور در انتخابات است؛ باید همه در انتخابات شرکت کنند؛ این یک وظیفه‏ى عمومى است.

البته فرصت هست تا روز انتخابات و من تا آن وقت باز هم عرائضى به ملت عزیزمان خواهم داشت. این را عرض کردیم تا کسانى که در زمینه‏ى انتخابات فکر میکنند، حرف میزنند، سیاستگذارى میکنند، اجرا میکنند، اقدام میکنند، با توجه به اهمیت این مسئله کار خودشان را دنبال کنند.

منبع :

http://www.leader.ir/tree/index.php?catid=71&nodeid=11652

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠

پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا: فرمانده نیروی دریایی سپاه با اشاره به توانایی کامل ایران برای بستن تنگه حیاتی هرمز، گفت: دنیا نمی‌تواند ۲۴ ساعت بدون نفت خلیج فارس طاقت بیاورد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سردار دریادار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران که شب گذشته در برنامه "دیروز، امروز، فردا" سخن می‌گفت در پاسخ به سؤال مجری برنامه که درباره پیام رزمایش ارتش جمهوری اسلامی ایران پرسید، اظهار داشت:‌ پیام انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به جهانیان صادر شد و بعد از آن دشمنان ما به طور مداوم این پیام‌ها را دریافت کردند.

وی افزود: قبل از نهضت امام خمینی(ره) دشمنان و مستکبران جهان برنامه‌ریزی و طراحی‌ای را برای اصلی‌ترین مخزن تامین انرژی دنیا یعنی خلیج فارس انجام داده بودند؛ آنها قصد داشتند یک جزیره امنی را برای خود بوجود بیاورند و شاه مخلوع را به عنوان ژاندارم منطقه بگمارند، تا بتوانند از منابع این مخزن عظیم انرژی برای منافع خود بهره‌برداری کنند.

فرمانده نیروی دریایی سپاه ادامه داد: مستکبران خواب‌های زیادی برای خود دیده بودند، اما بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) این خواب‌ها را آشفته و غیرقابل تعبیر کرد و پیروزی انقلاب اسلامی تمام معادلاتی را که مستکبران برای خود در منطقه خلیج فارس انجام داده بود، نقش بر آب کردند.

فدوی با اشاره به قدرت‌یابی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم، گفت: هرچند آمریکا بر اثر عوامل سیاسی و اقتصادی، تبدیل به قدرتی جهانی شد، ولی آنها می‌دانستند که این عوامل سنتی بر ادامه سلطه چندان مؤثر نخواهد بود. در اواخر دهه ۸۰ میلادی روال اقتصادی آمریکا، اروپا و آسیا به هم خورد و قدرت‌های اقتصادی جدیدی در حال شکل‌گیری بود .

وی گفت: تنها عاملی که می‌توانست سلطه آمریکائی‌ها را ادامه‌دار کند، تسلط و حضور سرباز آمریکایی بر سر منابع انرژی خلیج فارس بود، به همین دلیل برنامه‌ریزی کردند که در منطقه خلیج فارس استقرار پیدا کنند.

فرمانده نیروی دریایی سپاه خاطرنشان کرد: در زمان شاه مخلوع قرار بود این استقرار در منطقه شمال خلیج فارس یعنی ایران باشد، اما با وقوع انقلاب اسلامی، این استقرار به منطقه جنوب خلیج فارس منتقل شد، آنها پایگاه‌های زیادی را آنجا ایجاد کردند ولی به دلیل مسائل پیش آمده متوجه شدند که آنجا جای استقرار وسیع نیست؛ بنابراین آمریکائی‌ها بهانه‌هایی مانند حمله عراق به کویت بوجود آوردند تا سیاست‌های اصلی خود را عملی کنند.

فدوی تاکید کرد:‌ انرژی خلیج فارس شریان‌های اصلی اقتصادی کشورهای جهان را تامین می‌کند و این انرژی ضامن رشد اقتصادی، رفاه و آسایش همه مردم دنیا است و این وابستگی به منابع خلیج فارس از دهه ۷۰ به این طرف به طور مرتب در حال افزایش است. اگر قبلا در روز کمتر از ۱۰ میلیون بشکه نفت از این منطقه برای دنیا تامین می‌شد، امروز بیش از ۱۹ میلیون بشکه تامین می‌شود و پیش‌بینی می‌کنند که در سال ۲۰۲۰ بیش از ۳۵ میلیون بشکه در روز خواهد شد و این در حالی است که منابع سایر نقاط دنیا هر روز کمتر می‌شود امروز از ۱۳۰۰ میلیارد بشکه نفت در دنیا، ۸۰۰ میلیارد بشکه نفت در خلیج فارس است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠

امام خامنه ای (روحی وجسمی له الفدا):

یکى از کارهاى مهم نخبگان و خواص، تبیین است؛ حقائق را بدون تعصب روشن کنند؛ بدون حاکمیت تعلقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوینده. اینها مضر است. جناح و اینها را باید کنار گذاشت، باید حقیقت را فهمید. در جنگ صفین یکى از کارهاى مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود. چون آن جناح مقابل که جناح معاویه بود، تبلیغات گوناگونى داشتند. همینى که حالا امروز به آن جنگ روانى میگویند، این جزو اختراعات جدید نیست، شیوه‌هاش فرق کرده؛ این از اول بوده. خیلى هم ماهر بودند در این جنگ روانى؛ خیلى. آدم نگاه میکند کارهایشان را، مى‌بیند که در جنگ روانى ماهر بودند. تخریب ذهن هم آسانتر از تعمیر ذهن است. وقتى به شما چیزى بگویند، سوءظنى یک جا پیدا کنید، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاک کردنش از ذهن سخت است. لذا آنها شبهه‌افکنى میکردند، سوء ظن را وارد میکردند؛ کار آسانى بود. این کسى که از این طرف، خودش را موظف دانسته بود که در مقابل این جنگ روانى بایستد و مقاومت کند، جناب عمار یاسر بود، که در قضایاى جنگ صفین دارد که با اسب از این طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى میرفت و همین طور این گروه‌هائى را که - به تعبیرِ امروز، گردانها یا تیپهاى جدا جداى از هم - بودند، به هر کدام میرسید، در مقابل آنها مى‌ایستاد و مبالغى براى آنها صحبت میکرد؛ حقائقى را براى آنها روشن میکرد و تأثیر میگذاشت. یک جا میدید اختلاف پیدا شده، یک عده‌اى دچار تردید شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میکرد، تبیین میکرد؛ این گره‌ها را باز میکرد.

بنابراین، بصیرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهى مى‌بیند که متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بى‌بصیرتى‌اند؛ نمیفهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یک حرفى یکهو به نفع دشمن میپرانند؛ به نفع جبهه‌اى که همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند؛ اما این است دیگر. بى‌بصیرتى است دیگر. این بى‌بصیرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقلیدى - که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمیخواهم - از بین ببرید. کسانى هستند که میتوانند با استدلال، آدم را قانع کنند؛ ذهن انسان را قانع کنند. و حتّى حضرت ابى‌عبداللَّه‌الحسین (علیه‌السّلام) هم از این ابزار در شروع نهضت و در ادامه‌ى نهضت استفاده کرد.

منبع :

 http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7770&q

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠

چه آیاتی از قرآن درباره ولایت مطلقه فقیه است تا بتوان بر اساس آنها این موضوع را اثبات کرد؟

سایت پرسجو،

پاسخ:

گاهی گمان می‏شود تنها مدرک اسلامی بودن یک مسأله، این است که: در قرآن کریم مطرح شود و چگونگی طرح آن کاملاً شفاف، روشن و بی نیاز از ژرف‏نگری و تأملات اجتهادی باشد. در حالی که:

    یکم. عقل و سنت نیز هر یک منبع و مدرک معتبری در اسلام است و آموزه‏های اسلامی را می‏توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.

    دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه‏های مختلفی دارد و در بسیاری از موارد استنباط یک مسأله از قرآن مجید، بدون آشنایی با متدلوژی فهم دین و فرایند استنباط امکان‏پذیر نیست. در عین حال یکی از ساده‏ترین روش‏ها برای اثبات ولایت فقیه از طریق قرآن، مراجعه به شرایط حاکم در قرآن است که پس از معصومین تنها بر ولی فقیه صدق می‏کند.

 شرایط حاکم جامعه‏

 . اسلام و ایمان‏

    خداوند می‏فرماید: (لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛نساء (4)، آیه 141.«خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی‏دهد» و (لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ)؛آل عمران (3)، آیه 28.«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است».

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٩ دی ۱۳٩٠

9 دی آزمون مهمی بود برای کشور ، هم عبرتهای زیادی داشت هم درس های زیادی داشت و در این آزمون ملت ایران پیروز شد.

ملت در نهم دی قوی ترین و آخرین ضربه را به دشمن وارد کرد.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠

دی سال 1388 تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی است.

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت