با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٩

الگوى شجاعت و ادب، علی اکبر
دردانه فاطمى نسب، علی اکبر
فرزند یقین ز نسل ایمان بود
پرورده دامن کریمان بود
آن یوسف حُسن، ماه کنعانى‏
در خلق و خصال، احمد ثانى
آن شاهد بزم، سرو قامت بود
دریا دل و کوه استقامت بود
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩

معنویت مردم و خانواده‌ى شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه‌ها، امام را به هیجان مى‌آورد. من چند بار گریه‌ى امام را - نه فقط به هنگام روضه و ذکر مصیبت - دیده بودم. هر دفعه که راجع به فداکاریهاى مردم با امام صحبت مى‌کردیم، ایشان به هیجان مى‌آمدند و متأثر مى‌شدند. مثلاً موقعى که در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلکهاى اهدایى بچه‌ها به جبهه را شکسته بودند و کوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بیمارستان با مشاهده‌ى این صحنه از تلویزیون متأثر شدند و به من که در خدمتشان بودم، گفتند: دیدى این بچه‌ها چه کردند؟ در آن لحظه مشاهده کردم که چشمهایشان پُر از اشک شده است و گریه مى‌کنند.
بار دیگر موقعى گریه‌ى امام را دیدم که سخن مادر شهیدى را براى ایشان بازگو کردم: در شهرى سخنرانى داشتم بعد از پایان سخنرانى، همین که خواستم سوار ماشین شوم، دیدم خانمى پشت سر پاسدارها خطاب به من حرف مى‌زند. گفتم راه را باز کنید، تا ببینم این خانم چه‌کار دارد. جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگویید بچه‌ام اسیر دست دشمن بود و اخیراً مطلع شدم که او را شهید کرده‌اند. به امام بگویید فداى سرتان، شما زنده باشید؛ من حاضرم بچه‌هاى دیگرم نیز در راه شما شهید شوند.
من به تهران آمدم، خدمت امام رسیدم، ولى فراموش کردم این پیغام را به ایشان بگویم. بعد که بیرون آمدم، سفارش آن مادر شهید به ذهنم آمد. برگشتم و مجدداً خدمت امام رسیدم و آنچه را که آن خانم گفته بود، براى ایشان نقل کردم. بلافاصله دیدم آن‌چنان چهره‌ى امام درهم رفت و آن‌چنان اشک از چشم ایشان فرو ریخت، که قلب من را سخت فشرد.

سخنرانى در مراسم بیعت فرماندهان و اعضاى کمیته‌هاى انقلاب اسلامى 18/3/68

منبع khamenei.ir

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩

امام سجاد (ع)

از دعاهاى معتبر - بخصوص صحیفه‏ى سجادیه - با توجه به معانى و مفاهیمش حتماً استفاده کنید، ولو کم؛ اینها انسان را در همه‏ى میدانها قوى مى‏کند و در دل و روح و باطن خود احساس قدرت و قوّت مى‏کند؛ شخصیت امام سجاد (علیه‏السّلام) از آن شخصیتهاى دست نیافتنى است. نه این‏که فقط در عمل دست نیافتنى است، حتّى در ذهن هم دست نیافتنى است. از آن خورشیدهاى تابانى است که ما فقط مى‏توانیم شعاعش را از دور ببینیم.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٩

سوم شعبان المعظم سالروز ولادت بزرگ پاسدار اسلام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و روز پاسدار، بر تمامی کسانی که در دفاع از اسلام و قرآن عزیز به سیدالشهدا اقتدا کرده اند مبارک باد.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩

نام من سرباز کوی عترت است

دوره‌ی آموزشی‌ام هیئت است

پادگانم چادری شد وصله‌دار

سردرش عکس "علی" با ذوالفقار

ارتش حیدر محل خدمتم

بهر "جانبازی" پی هر فرصتم

نقش سردوشی من یا فاطمه است

قمقمه‌ام پر ز آب علقمه است

اسم رمز حمله‌ام "یاس علی" است

افسر ما فوقم "عباس علی" است

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩

1 -  و ما فرزندان آدم رابسیارگرامی داشتیم.(سوره 17آیه 70)

2 - ما انسان را به بهترین شکل آفریدیم. (سوره 95آیه 4)

3 - هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او سجده‏کنان در افتید. (سوره 38آیه 72)

4 - من درزمین جانشینی خواهم آفرید. (سوره 2آیه 30)

5 - پس بزرگ است خدایی که نیکوترین آفرینندگان است. (سوره 23آیه 14)

6 - و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، همانا خداوند بخشنده و مهربان است. (سوره 64آیه 14)

7 – و بامردم به زبان خوش سخن بگویید. (سوره 2آیه 83)

8 – و زمین را برای مردم نهاد. (سوره 55آیه 10)

9 - مؤمنان برادر یکدیگرند، پس میان برادرانتان راسازش دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید. (سوره 49آیه 10)

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٩

 

مهدی بیا که عید اعظم پیمبر است

این بعثت محمد و تبریک حیدر است

در اهتزار پرچم قرآن هل اتی

تا موسم ظهور بدستان رهبر است

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٩

متن زیر گفتاری از استاد حسن رحیم‌پور ازغدی درباره‌ی حقوق انسانها در حکومت دینی ازنگاه امام علی‌ابن ابی‌طالب علیه‌السلام و تقابل این نگاه با مکاتب مادی است:

بسم الله الرحمن الرحیم

گرچه علی روح بزرگی بود در کالبد تنگ جهان و جامعه دوران علی شایستگی ایشان را نداشت و او بزرگتر از آن جامعه و فراتر از ظرفیت آن مردم بود، اما وقتی نام رفتار علوی یا دولت علوی را می‌شنویم، باید متوجه باشیم که سخن از یک شخص، هر چند بزرگ، در میان نیست؛ بلکه گفتگو از یک مکتب است که علی نمونه بارز و برجسته تربیت شده این مکتب می‌باشد. مکتبی که بنیانگذارش پیامبر بزرگ خدا بود و ایشان شاگرد برجسته آن مکتب. او از پیامبر آموخت که جامعه دینی جامعه‌ای است که بدون لکنت زبان بشود حق ضعفا و محرومین را و طبقات پایین جامعه راـ که معمولا قدرت مطالبه حقوق خود را ندارند ـ از صاحبان قدرت و ثروت گرفت.

روایت از ایشان نقل شده که فرمودند: «انی سمعت رسول الله..یقول فی غیر مره» من شنیدم که به شکل متواتر در موقعیت‌های مختلف، پیامبر این نکته را به زبان آورد که: «لن تقدس امه لا یوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع» آن امت و جامعه‌ای که حق ضعیفان را نشود بدون لکنت زبان و بدون ترس از اقویا و صاحبان قدرت و ثروت مطالبه کرد، قابل تقدیس و پاکیزه نیست. اینها در واقع تعریف جامعه دینی است. از زبان پیامبر اکرم که استاد و مربی علی بن‌ابی طالب است وحضرت علی فرمود: «اناعبد من عبید محمد(ص) ». یعنی من بنده‌ای از بندگان محمدم و مثل برده در برابر محمدم. یعنی هر چه دارم از اوست. در قاموس علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) دولت دینی، ضامن عدالت دینی، ضامن حدود خدا، قوانین خدا و حقوق مردم است. حریم مردم، حریم خداست و حق‌الله؛ منتهی با تعریف دینیش نه با تعریف ماتریالیستی، تعریف لیبرالی و تعریف مارکسیستی‌اش. تجاوز به حریم انسانها و حقوق مسلم آنها، تجاوز به حریم خداست.


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩

سه جمله از سرور ما على علیه السلام در مناجات

اِلهى کَفى بى عِزّاً اَنْ اَکُونَ لَکَ عَبْداً وَکَفى بى فَخْراً اَنْ تَکُونَ لى

خدایا این عزت مرا بس است که بنده تو باشم و این افتخار برایم بس است که تو

رَبّاً اَنْتَ کَما اُحِبُّ فَاجْعَلْنى کَما تُحِبُّ .

پروردگار منى تو چنانى که من خواهم مرا همچنان کن که تو خواهى .

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

امسال امید قهرمانی خودمم

پیروز به رغم هر تبانی خودمم

باور کن اگر باز تقلب نکنند،

آقای گل جام جهانی خودمم!

                                                          استاد محمد مهدی سیار

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

نویسنده : دانیل مک آدامز (1)

چکیده :

نویسنده این مقاله ضمن اشاره به نقش دولت آمریکا در طراحی و راه اندازی انقلاب های رنگی در چند کشور جهان، چگونگی اطلاق انقلاب سبز به اعتراضات خیابانی ایران را مورد کندوکاو قرار می دهد. وی با بررسی نقش برجسته سازمان « اقدام ملی برای دمکراسی» در صرف هزینه های هنگفت جهت تشویق این قبیل اقدامات، به طرح این ایده می پردازد که چون فعالیت های این سازمان در کنار دیگر طرح های دولت آمریکا برای ایجاد بی ثباتی در ایران ، از دو سال پیش کلید خورده است ، احتمال اینکه بخشی از پول های هزینه شده توسط این بخش سازمان از کمپین میرحسین موسوی در سر آورده باشد نیز وجود دارد.
همانند « انقلاب های رنگی» پیشین، اکنون نیز ایالات متحده آغوش گرم خود را به روی قیام « خودانگیخته»! ایرانیان در مخالفت با نتایج انتخابات ریاست جمهوری گشوده شده است. اگرچه من ذره ای در غم کسانی نیستم و نباید هم باشم و هیچ آمریکایی دیگری نیز نباید باشد-که بر کشوری هفت هزار مایل دورتر از ما، چه کسانی حکومت می کنند. اما وقتی اثر انگشت امپراتوری ایالات متحده در این رویدادهای تأثیرگذار فرامرزی هویدا می شود، این موضوع دقیقاً به من مربوط می شود. تاکنون چندین مفسر، موضوعی را از زیر غبار زمان بیرون کشیده اند که بر اساس گزارش مطبوعات، به صدور یک فرمان ریاست جمهوری برای انجام عملیات های مخفی علیه ایران مربوط می شود. راه اندازی عملیات های پنهانی علیه یک کشور دیگر، یکی از شیوه های رسمی رئیس جمهور به شمار می رود. در سال 2007- که هنوز تا انتخابات اخیر در ایران زمان زیادی راه بود- رئیس جمهور با « اتاق ستاره کنگره»، « گروه 8»، رهبران مجلس و کنگره ملاقاتی ترتیب داد و اجازه استفاده از چهارصد میلیون دلار را برای انجام فعالیت های مختلف در ایران کسب کرد؛ ازجمله، آن طور که « واشنگتن پست» گزارش کرد: « فعالیت های مختلف از جاسوسی، از ارتباط با فعالیت های هسته ای ایران گرفته تا حمایت از گروه های شورشی مخالف روحانیون حاکم براین کشور...» نو محافظه کار سابقه دارکنت تیمرمن درباره بازوی دیگر مداخلات فرامرزی آمریکا یعنی سازمان « اقدام ملی برای دمکراسی»، در مطلبی که روز قبل از انتخابات نوشت، مشت خود را باز کرده است:« در اینجا صحبت از یک انقلاب سبز در تهران است.» جالب است. در این فکرم که این « در اینجا» از کجا آمده است. بدون شک تیمرمن در تهران در حال نوشتن این مطلب نبوده است. تیمرمن در ادامه با صمیمیت و صداقت قابل تحسینی می نویسد: « اقدام ملی برای دمکراسی در طول دهه گذشته، میلیون ها دلار را برای ترویج انقلاب های « رنگی» در مکان هایی مانند اوکراین و صربستان، آموزش تکنیک های ارتباطاتی و تشکیلاتی مدرن به فعالان سیاسی هزینه کرده است.به نظر می رسد که بخشی از این پول ها به دست گروه های طرفدار موسوی رسیده است که با سازمان های غیردولتی بیرون ایران که اقدام ملی برای دمکراسی بودجه آنها را پرداخت کرده است، ارتباط دارند.» حتماً با خود می گویید که تبلیغات گر قهاری چون تیمرمن از کجا این چیزها را می داند؟ خب باید هم بداند! سازمان وهم آلود خود او یعنی « بنیاد دمکراسی در ایران»، در ارتباط با « عملیات های پنهانی و آشکار» سازمان اقدام برای دمکراسی علیه دولت ایران، با این سازمان همکاری دارد. بنیاد دمکراسی در ایران چگونه به دنبال ترویج دمکراسی در ایران با دلارهای مالیاتی ماست؟

یکی از بنیان گذاران این بنیاد جاشوا موراوچیک در مقاله اش که در « لس آنجلس تایمز» چاپ شده و عنوان گزنده « بمب ایران» را بر آن گذاشته، سرنخ جواب این سؤال را به ما می دهد:« صراحتاً بگویم، از نظر من، نکته آزار دهنده تر از این واقعیت که دولت ایالات متحده به مداخلات خود در این عصر جادویی جدید اوباما نیز ادامه می دهد،تعداد افرادی است که درآمریکا مسخر این رویدادها در دوردست ها شناخته شده اند، رویدادهایی که هماهنگ کننده آنها، مقوله رنگ است. بسیاری از صاحب نظران در « همبستگی» با این « انقلاب سبز»، وب سایت هایشان را به رنگ سبز درآورده اند. انگار که آنها به شکلی امید بسته باشند که این بار این امر کاملاً تحقق خواهد یافت؛ که « قدرت مردم» به راستی به راه افتاده است؛ که این یک دنیای متفکراست که درآن متصدیان اهریمنی! - سپاه پاسداران-، « اصلاح طلبان» به پاخاسته ای را سرکوب می کنند که برای رسیدن به فردای روشن، دنیایی که درآن همه خواهان آن هستند که درست شبیه به ما باشند - دمکراسی!- توییت هایی را ارسال می کنند!.» در مواقعی مثل اکنون، من به مت تای ب ی بزرگ رو می آورم که بهترین مطالب تمام زمان ها را دراین باره نوشته است که ایالات متحده چگونه به درون اتحاد جماهیر شوروی راه پیدا کرد: « وقتی ناظران امروزی برمی گردند و روزهای نخست شکل گیری شوروی نگاه می کنند، متعجب می شوند که چگونه ممکن بوده است که مردم،

آن داستان های خیالی را که در روزنامه های دولتی می خواندند، باور داشته باشند. منظور توصیفات تکان دهنده درباره تروریست ها و خرابکاران فاشیستی است که برای مسموم کردن منابع آب، خراب کردن ریل ها و قرار دادن خرده شیشه در سوسیس ها توطئه می کردند. پاسخ احتمالاً این است که آنها دوست داشتند این حرف ها را باور داشته باشند، چرا که این چیزها در قلب هایشان بود و ازخود آنها بر می آمد.» و این ماجرا هنوز ادامه دارد...

پی نوشت :

1- Daniel McAdams ، نویسنده و روزنامه نگارآمریکایی.
منبع انگلیسی :
www. lewrockwell.com

منبع:نشریه سیاحت غرب شماره 72

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩

دیار فلسطین، محل ظهور و موطن و مزار حضرت موسى (ع) و زادگاه و مزار حضرت عیسى و نخستین قبله گاه مسلمین، همواره کانون توجه و احترام مذاهب بزرگ دنیا و همه ملل جهان است. مسلمانان همواره اکثریت مطلق جمعیت فلسطین را دارا بودند و قرن‏ها در سایه حکومت مسلمین، همه مذاهب و فرق در همزیستى کامل زندگى کردند اما از هنگامى که با دسایس استعمارى، تسلط انحصارى صهیونیزم و نادیده گرفته حقوق اکثریت‏ساکنان آن دیار آغاز شد، به پایگاه استعمار در منطقه و کانون تهدید و تفرقه در منطقه حساس خاورمیانه تبدیل گردید.

در نیم قرن اخیر مبارزات آزادیبخش مسلمانان مظلوم فلسطین افت و خیزهاى فراوانى را پشت‏سر گذاشت و وابستگى اغلب حکومت‏ها در سرزمین‏هاى اسلامى به استعمار، مسلمانان مجاهدفلسطین را از پشتوانه وسیع هم کیشان محروم ساخته و جنبش ضدصهیونیستى را به نوعى رکود کشانیده بود. با وقوع انقلاب اسلامى ایران در سال 1357، روح جدیدى در کالبد مبارزات ضدصهیونیستى دمیده شد. اگر در یک تحلیل جامع و کلى تر بخواهیم به عوامل و موانع اوجگیرى مبارزات ملت فلسطین پس از انقلاب اسلامى اشارتى داشته باشیم مى‏توان گفت که وقوع انقلاب اسلامى و به تبع آن نفوذ معنوى و شخصیت امام خمینى و مواضع وى جزو عوامل اوجگیرى مبارزات و تحول روش و ایدئولوژى مبارزه و سرانجام پیدایش انتفاضه بود. اما موانع آن بطور کلى در این بود که انقلاب اسلامى در مرحله‏اى از پیشرفت تکنولوژى و اوج تکامل صنعتى دنیاى غرب واقع شد که در برابر مسائل و دشوارى‏هاى بسیار پیچیده‏اى براى تداوم راه خود و تقویت جنبش‏هاى موازى قرار مى گرفت که امپریالیزم رسانه‏اى، تنها به عنوان نمونه‏اى از آن موانع، قادر بود در افکار عمومى مردم جهان و حتى در داخل کشور، رسوخ کرده و با بهره‏گیرى از روشهاى پیچیده روانشناختى و خبرى در سطحى وسیع دست‏به سمپاشى، تاثیرگذارى و مقابله بزند و جهان را علیه اهداف انقلاب اسلامى متحد سازد و یا آنرا در جنگى نابرابر قرار دهد که یک طرف آن متکى به آواکس‏ها و ماهواره‏ها و پیچیده ترین و پیشرفته ترین امکانات باشد و طرف دیگر متکى به نیروهاى انسانى مومن و فداکار. (1)


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٧ تیر ۱۳۸٩

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 بنده هم این روز عید سعید را به همه‌ى شما برادران و خواهران عزیز بوشهرى تبریک عرض میکنم. راه طولانى‌اى را پیمودید و حسینیه‌ى ما را با انفاس معطرِ برآمده از دلهاى ولایتمدار معطر کردید.
 خاطره‌اى که از مردم بوشهر در ذهن تاریخ ماست، خاطره‌ى بسیار روشن و افتخارآمیزى است. همان طور که امام جمعه‌ى محترم (1) - که بحمداللَّه عالم فرزانه‌اى هستند - اشاره کردند، بوشهر تاریخ روشن و افتخارآمیزى دارد. مردم شجاع و مؤمن در آن منطقه بارها و بارها توانسته‌اند دشمنان این کشور و دشمنان این ملت را به عقب‌نشینى وادار کنند و آنها را مغلوب کنند. نام علماى نام‌آور بوشهر که ایشان اسم آوردند و چهره‌هاى معروفى هستند، حقاً جزو نامهاى درخشان روحانیت شیعه است. نام سردار مؤمن و شجاعى مثل شهید «رئیسعلى دلوارى» از نامهائى است که همیشه دلهاى مؤمن را که آشنائى به وضع او و مبارزات او داشته‌اند، در سراسر این کشور به خود جذب میکرده است. و خدا را شاکریم که بعد از پیروزى انقلاب، این نامى که سعى میشد پنهان بماند و این چهره ناشناخته بماند، بر سر زبانها افتاد؛ او را شناختند، شخصیت او را ستودند، مظلومیت و شهادت مظلومانه‌ى او را همه دانستند و فهمیدند. البته امروز با آن دوران خیلى فرق کرده است. آن روز عده‌ى معدودى همراه با یک جوان شجاع ناچار بودند در مقابل قدرت استعمارى و استکبارى انگلیس، مظلومانه مقاومت کنند؛ اما امروز رئیسعلى‌هاى دلوارى کم نیستند، تنها هم نیستند. این جوانهاى عزیز ما، این فداکاران ما، این بسیجیان عرصه‌ى نبرد نظامى و نبرد فرهنگى و نبرد سیاسى، امروز در سراسر کشور گسترده هستند؛ و بوشهر یقیناً یکى از این مراکزى است که چنین انسانهائى را میپرورد و رشد میدهد. بنده فراموش نمیکنم سفرى را که چند سال قبل به بوشهر داشتم. من از نزدیک، بروز و ظهور آن روحیه‌ى ایمانىِ عمیق را در مردم شاهد بودم و دیدم. امروز هم شما دارید این روحیه را نشان میدهید. و همه بدانند، و شما جوانان عزیز بدانید؛ روزگار عوض شده است. آن روزى که قدرتها میتوانستند آزادانه ملتهاى این منطقه را تهدید کنند، تحقیر کنند و هر وقت اراده‌شان تعلق گرفت، بیایند نیرو پیاده کنند و فشار بیاورند، سپرى شده است. امروز ملت ایران به عنوان یک ملت مقتدر در دنیا شناخته شده است. مسئله، مسئله‌ى پول نیست، سلاح نیست، ابزارهاى تبلیغات نیست که دشمنان ما هزار برابر ما این چیزها را دارند؛ مسئله، مسئله‌ى ایمان است، عزم راسخ است، بصیرت است، آگاهى یک ملت به شأن خود، به جایگاه خود و به حق خود است. امروز دست قدرتهاى مستکبر رو شده است. با این همه تبلیغاتى که میکنند، با این همه ابزارهاى مدرن تبلیغاتى که در اختیار آنهاست و فضاى افکار عمومى دنیا را به خیال خود در مشت دارند، روزبه‌روز آبروى این قدرتها - و در رأس آنها آمریکا - در نزد ملتها بیشتر بر زمین میریزد، بیشتر رسوا میشوند و قدر ایستادگى ملتها و برآمدن قدرتهاى ملى، بیشتر روشن میشود. آینده مال شماست، متعلق به شماست. اقتدار حقیقى، حق ملت ایران است و متعلق به ملت ایران است؛ هیچ کس هم نمیتواند این ملت را از این راهى که در پیش گرفته است، منصرف کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩

فرض کنید چرخ زمان برای مدتی چرخش معکوس کرده است و شما در حالی که تمامی اخبار و اطلاعات چندماه گذشته را در حافظه خویش دارید به خردادماه سال 1388 بازگشته اید! انتخابات ریاست جمهوری دهم با حضور بی نظیر 85 درصدی و آرای 40 میلیونی مردم انجام گرفته و شما در ابتدای یک فصل 8ماهه که قرار است از 22خرداد آغاز شده و تا 22 بهمن 88 ادامه داشته باشد، ایستاده اید. حالا فرض کنید که قرار است این مقطع زمانی یک بار دیگر تکرار شود و این بار، چگونگی عبور از فصل یاد شده را به میل و اراده شما واگذار کرده و برای این منظور دو گزینه پیش رویتان نهاده اند. گزینه اول؛ ادامه ماجرا به همان صورت و با همان رخدادهایی که قبلاً اتفاق افتاده بود و گزینه دوم؛ عبور از این مقطع زمانی به طور عادی و طبیعی و بی آن که فتنه ای در راه باشد. خب! شما که فصل 8 ماهه 22 خرداد تا 22 بهمن ماه سال 1388 را قبلاً پشت سر گذاشته و از وقایع آن باخبرید، کدام گزینه را انتخاب می کنید؟!
به یقین تمامی کسانی که دل در گرو اسلام و انقلاب، اقتدار میهن اسلامی و بهروزی مردم این مرز و بوم دارند، گزینه اول را برمی گزینند و از فتنه بعد از انتخابات با همه تلخی ها و سختی هایی که داشت، استقبال می کنند. چرا...؟! برای این که امروزه از پایان شیرین آن ماجرای تلخ باخبرند و فتنه 88 را با توجه به دستاوردهای کم نظیر آن، یکی از بزرگترین موهبت های الهی می دانند.
در کلام خدا توصیه شده است که نعمت های الهی را بازگو کنید- و اما بنعمت ربک فحدث- از این روی، اولین یادداشت در نخستین شماره از سال نو را به واگویه شماری از این دستاوردها که فقط اندکی از بسیارها و مشتی از خروارهاست، اختصاص می دهیم، تا شکرانه ای «کم حساب» از آن نعمت بزرگ و بی حد و حساب باشد.
1-دشمنان بیرونی انقلاب، مخصوصاً مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس که مدیریت مستقیم فتنه 88 را برعهده داشتند، تمامی گروهها، جمعیت ها و شخصیت های -بی شخصیت - تحت فرمان خود را به صحنه آوردند. در این میان، تکلیف گروهها و جریاناتی نظیر بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها، مارکسیست ها، انجمنی ها، گروهک عبدالمالک ریگی، نهضت آزادی، جبهه ملی و مفسدان تابلودار اقتصادی روشن بود. آنها هویت شناخته شده ای داشتند و همراهی آنان با مثلث یاد شده نه تازگی داشت و نه دور از انتظار بود. اما، مدیریت بیرونی فتنه در اقدامی ناشیانه - که احمقانه واژه مناسب تری برای آن است- تقریباً تمامی سرمایه ناشناخته و یا کمتر شناخته شده خود را در داخل کشور نیز به کار گرفت. افراد و گروههای طیف اخیر به گواهی اسناد موجود از دو دهه قبل در پروژه موسوم به «طرح کنت تیمرمن» - مسئول وقت میز ایران در سازمان سیا- شکار و به تدریج در جبهه ای موسوم به اصلاحات سازماندهی شده بودند. این طیف اگرچه طی 20 سال گذشته و مخصوصاً در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی ساز مخالفت با ارزش های اسلامی و انقلابی را کوک کرده بود ولی کماکان به طرفداری از انقلاب و نظام تظاهر می کرد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩

 

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو 

به منکر علی بگو نماز خود قضا کند

………………………….

میسر نگردد به کس این سعادت

به کعبه ولادت به مسجد شهادت

………………………….

روزی که علی به کعبه آمد به وجود

مخصوص علی خدا در از کعبه گشود

دربسته بداد خانه ی خود به علی

یعنی که علی است خانه زاد معبود

………………………….

به جهان زد قدم آن خسرو خوبان امشب

همه عالم چه جنان گشته چراغان امشب

عرش و فرش و قلم از نور علی روشن شد

ماه شد از افق مکه نمایان امشب

………………………….

امروز گرفت خانه کعبه شرف

از مولد شیر حق شهنشاه نجف

چون ذات محمدی نیامد به وجود

یکتا گوهری چو ذات حیدر ز صدف

………………………….

علی است آنکه مصطفی برادرش خطاب کرد

به نفس او ملقبش خدای در کتاب کرد

علی بود دلیل دین که ازهداست و اعلم است

عذاب حق بر آنکسش عداوت و عتاب کرد

یک کریمه بیشتر نداشت خاتم رسل

نکوترین خلق را برایش انتخاب کرد


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩

امیرالمؤمنین (ع)

آن حضرت [امیرالمؤمنین‏] تجسم آیات قرآن در میان مسلمین و تجسم عدلِ مطلق و «اشدّاء على الکفار و رحماء بینهم» بود.

اگرچه به پیروى از امیرالمؤمنین مفتخریم، لیکن خجلیم از این‏که با این انتساب، نمى‏توانیم مایه‏ى آبرو و عزتى براى آن بزرگوار باشیم.

خیلى فاصله است بین ما و عملکرد و رفتارهاى ما با درسى که امیرالمؤمنین به ما داد.

امیرالمؤمنین (علیه‏السّلام) جزو شخصیتهاى نادرى است که ... نه فقط در میان شیعیان، بلکه در میان همه‏ى مسلمانان و بلکه در میان انسانهاى آزاداندیش غیرمسلمان، محبوب بوده است.

امیرالمؤمنین (علیه‏السّلام) یکى از مظلومترین چهره‏هاى تاریخ است.

بیشترین دشمنان را، على (علیه‏السّلام) داشته؛ اما بیشترین ستایشگران را هم -حتى کسانى که به دین و راه او اعتقادى نداشتند - آن بزرگوار داشته است.

على (علیه‏السّلام) ظلم‏ستیز بود و با ظلم و ظالم در هر سطح و با هر کیفیتى مى‏جنگید. راه او، راه ما و کسانى است که ادعاى پیروى از امیرالمؤمنین دارند.

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩

سوال یحیی بن اکثم از امام جواد(ع)

شیخ طبرسی رحمة الله در کتاب « احتجاج» در ضن حدیثی نقل کرده است : حضرت جواد علیه السلام که در آن هنگام نه سال و چند ماه از عمر شریفش بیشتر نگذشته بود وارد مجلس شد و در جایگاه خود بین دو متکای چرمین که آنجا نهاده بودند نشست، یحیی بن اکثم که از همه دانشمندان عصر خودش معروفتر بود در مقابل آن حضرت نشست و مردم هر یک در مرتبه  خود نشستند، مأمون هم که مسندش را در کنار حضرت جواد قرار داده بودند در مسند خود قرار گرفت. و بعد از آن که مجلس با این هیئت آراسته گردید یحیی بن اکثم رو کرد به مأمون و گفت: آیا امیرالمؤمنین اجازه می دهند که از ابوجعفر علیه السلام مسأله ای را سؤال کنم؟

مأمون به او گفت: از خود ایشان اجازه بگیر. یحیی بن اکثم رو کرد به حضرت جواد علیه السلام و عرض کرد: فدایت شوم اجازه می دهید سؤالی از حضرت عالی بپرسم؟ امام علیه السلام فرمود: آنچه می خواهی سؤال کن. یحیی عرض کرد: فدایت شوم نظر مبارک شما درباره  مُحرمی (یعنی کسی که در حال احرام است) که صیدی را به قتل رساند چیست؟ امام علیه السلام فرمود: این کشتن صید در بیرون حرم اتفاق افتاده یا در حرم؟ مُحرم به حرمت آن عالم بوده یا جاهل؟ عمداً این قتل را مرتکب شده یا از روی خطا و اشتباه؟ مُحرم آزاد بوده است یا بنده؟ صغیر بوده است یا کبیر؟ اولین بار بوده یا پیش از آن هم قتلی مرتکب شده است؟ صید او از پرندگان بوده یا از غیر پرندگان؟ صید کوچک بوده است یا بزرگ؟ بر عمل خود اصرار داشته و یا پشیمان گشته است؟ صید را در شب کشته است یا روز؟ مُحرم به احرام عمره بوده یا مُحرم به احرام حجّ بوده است؟ یحیی بن اکثم که از شنیدن شاخه های این مسأله و فروعی که امام علیه السلام برای سؤال او تشکیل داد به سرگردانی دچار شده بود و آثار عجز و ناتوانی در چهره  او ظاهر گشت و زبان او به لکنت افتاد به طوری که همه  اهل مجلس به درماندگی او پی بردند. مأمون گفت: خدا را بر این نعمت که رأی مرا در باره  ابوجعفر علیه السلام مطابق با واقع قرار داد سپاسگزارم و به بستگان خود نگاهی کرد و گفت: آیا اکنون فهمیدید و باور کردید آنچه را قبول نمی کردید؟

سپس رو کرد به حضرت جواد علیه السلام و عرض کرد: فدایت شوم؛ اگر فروعی را که برای این مسأله بیان کردید و وجوهی را که برشمردید حکم هر یک از آن را می فرمودید از محضر شما استفاده می کردیم؟ امام علیه السلام در خواست او را پذیرفت و فرمود: مُحرم وقتی صید را بیرون حرم کشته باشد و آن صید از پرندگان بزرگ باشد باید یک گوسفند کفاره دهد، و اگر در داخل حرم این کار را کرده باشد کفاره دو چندان است. وقتی محرم جوجه ای را در بیرون حرم به قتل رساند باید بّره ای را که تازه از شیر گرفته اند کفاره دهد.

و اگر این کار را در داخل حرم انجام داده باشد باید برّه و قیمت آن جوجه را کفاره دهد.

اگر صید الاغ  وحشی بوده لازم است یک گاو، و اگر شتر مرغ بوده یک شتر و اگر آهو بوده باید یک گوسفند قربانی کند، و اگر یکی از اینها در حرم صورت گرفته باشد کفاره را دو برابر باید تقدیم کعبه کند. و در تمام این موارد آن که مرتکب صید شده اگر مُحرم به احرام حجّ بوده قربانی را در منی و اگر محرم به احرام عمره بوده قربانی را در مکّه باید ذبح کند. و کفّاره صید نسبت به عالم و جاهل مساوی است. کسی که عمداً مرتکب قتل شده گناه بر او نوشته می شود، ولی در مورد خطا او را می بخشند و گناهی بر او نمی نویسند. کسی که آزاد بوده و قتل را مرتکب شده کفّاره به عهده  خود او است، ولی بنده کفاره اش به عهده  مولای او می باشد.

اگر صغیری که به حدّ تکلیف نرسیده مرتکب قتل شده کفاره ندارد، ولی بر کبیر کفّاره واجب است. کسی که مرتکب قتل شده و پشیمان گشته کیفر آخرت از او ساقط می شود، ولی کسی که بر آن اصرار ورزد عذاب آخرت هم بر او واجب می گردد.

پاسخ امام علیه السلام که پایان یافت مأمون صدا زد: أحسن یا أبا جعفر، ای ابو جعفر؛ احسان کردی و مطلب را خیلی خوب بیان نمودی، خداوند به تو احسان کند، و پاداش دهد.

.............................................................................................

الاحتجاج، ص 443 / ارشاد شیخ مفید، ص 319.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸٩

معجزه و کرامات به اذن خداوند سبحان از  نشانه های ائمه معصومین (ع) است .

نمود معجزات و کرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگی و سیره معصومین (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ چرا که محدودیت شدید ائمه در این دوره از سوی مخالفین و ظهور فرقه ها و نحله های گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او برای اثبات حقانیت و امامت خویش بیش از ائمه قبل، از قدرتی که خداوند سبحان در این خصوص به آنها عطا کرده بود استفاده کنند.

 شفای چشم

محمد بن میمون می گوید : به همراه امام رضا(ع) در مکه بودم. به حضرت عرض کردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمی کرد و نامه ای نوشت . به مدینه رفتم در حالیکه چشمهایم به دردی مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحویل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پیش روی امام قرار ده . این کار را کردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : ای محمد وضعیت چشمت چگونه است ؟ عرض کردم یا بن رسول الله ، همانگونه که مشاهده می فرمایید بیمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز کرد ، بر چشمم کشید ، بیناییم چون سالمترین زمانش گشت . دستها و پاهای حضرت را بوسیدم و در حالی بازگشتم که بینایی ام را بازیافته بودم و این در زمانی بود که سن حضرت کمتر از سه سال بود.

مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372  - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235  - اثبات الهداه ، ج3 ،338  - بحارالانوار ، ج 50  ،ص 46 - مدینة المعاجز ،ج 7 ، ص372 کشف الغمة ،ج2، ص365 حلیة الابرار،ج4، ص540

آزادی از زندان

اباصلت می گوید : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور ماُمون یک سال زندانی شدم. پس از یک سال از تنگی زندان و شب نخوابی به ستوه آمدم ، دعا کردم و برای رهایی از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به برکت آل محمد (ص)در کار من گشایشی انجام دهد .

هنوز دعایم به آخر نرسیده بود که حضرت ابی جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: ای اباصلت از تنگنای زندان بی تاب شده ای .عرض کردم به خدا سوگند سخت بی تابم .

فرمود: برخیز ، دستی به زنجیرها زد و غل و زنجیرها از دست و پای من بر زمین افتاد. سپس دست مرا گرفت  و از کنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالی که مرا نظاره می کردند  ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا که هرگز نه دست مامون به تو می رسد و نه دست تو به مامون.

اباصلت می گوید : همانگونه که حضرت فرمود تا حال مامون را ندیده ام.  عیون اخبار الرضا (ع) ،ج 2، ص678


ادامه مطلب ...
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت