با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩

یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

تِک تِک ساعت ، شب و روز و ماهها می گذرد و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم سال جدید می آید و سالها نیزپشت سر هم می گذرد و ما خوشحالیم که عید می آید و غافلیم که یک سال از عمرمان کم شده و به آخرت نزدیک شده ایم ، آیا هیچ اندیشیده ایم که این عمر گرانمایه را چگونه طی کرده ایم ؟

پیامبر اکرم (ص) به مولا علی (ع) فرمودند :

که ای علی (ع) جان آماده باش که در شب اول قبر در مورد عمرت پرسش می شود که در چه راهی آن را صرف کردی؟ و جوانیت را در چه راهی گذراندی ؟ و مالت را از چه راهی به دست آوردی ؟ و در چه راهی مصرف نمودی ؟

پس همانطور که سال نو می شود ما هم باید مسیری نو در زندگی انتخاب کنیم و با استعانت از خدای متعال و آقا امام زمان (عج) سالی بهتر از سال قبل را آغاز کنیم تا به فرموده مولا علی (ع) جزو مغبونین و یا ملعونین نباشیم چنانچه فرمودند : هر کسی دو روزش مساوی باشد مغبون است (ضرر کرده) و اگر دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است . پس چه کنیم که جزو مغبونین و یا ملعونین نباشیم؟

مولا علی (ع) میفرمایند : اگر شما آخرت و قیامت را هم قبول ندارید این گفتار و احکام دین  برای اینکه  بتوانید در دنیا درست زندگی کنید و آسایش داشته باشید لازمۀ زندگی شما است.

مولا علی (ع) می فرمایند :

هر روزی که معصیت خدا در آن انجام نپذیرد آنروز عید است. عید به لباس و کفش نو ، شکلات و شیرینی خریدن نیست . عید زمانی است که ما یک خلاف را از خودمان دور کنیم عید زمانی است که ما از یک نادانی به کمال برسیم  عید زمانی است که ما در رفتار و گفتار و رفت و آمدها اخلاق قرآن و سنت پیامبر(ص) را رعایت کنیم ، با خرید های آنچنانی به عنوان عید  خوشی وارد خانه نمی شود ، بلکه تنها دل عده ای از فامیل را که وضع خوبی ندارند و توان خرید ندارند را می سوزانیم.

با تبریک  گفتن عید به همدیگر سال ما خوب نمی شود ، بلکه سال ما زمانی خوب است که به دنبال یادگیری احکام قرآن و دین برویم تا بتوانیم درست و خداپسند زندگی کنیم.

رسول گرامی (ص) فرمودند :

کسی که شما را به مطالب باطل خشنود می کند و به سخنان غیر واقعی گول می زند به شما خیانت کرده است .

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩

گفتاری از آیت الله شهید دکتر بهشتی (ره) درباره حرمت موسیقی  که در سالیان حضور ایشان در آلمان (1349ـ 1343) به عنوان امام مسجد و مرکز اسلامی هامبورگ و در پاسخ به پرسشی که از ایشان در این باره شده ایراد گردیده است

نامه شما رسید در این نامه درباره چند مطلب سؤال کرده بودید و لازم دانستم به این سؤالات طی نوار پاسخ مفصل‌تری بدهم، خواهش می‌کنم که نوار را گوش کنید تا اگر باز نکته‌ای به نظرتان رسید بپرسید تا پاسخ بدهم یکی از سؤالات شما این است که نظر اسلام دربارهء موسیقی چیست ؟ از چه منبعی در کار دین این جواب را می‌دهید؟ اگز از قرآن است خواهشمندم آیه‌ آن را نشان دهید.

قبل از اینکه نظر اسلام را درباره موسیقی توضیح بدهم‌، لازم این است این نکته را یادآوری کنم که در آیات قرآن کریم و همچنین در روایات، کلمه موسیقی یا موزیک یا معادل آن از کلمات عربی سراغ ندارم در قرآن کریم که نیست و در روایات هم تا آنجا که بخاطر دارم سراغ ندارم فقهای ما وقتی خواستند درباره حکم موسیقی در اسلام صحبت کنند مطلب را تحت عنوان حکم "غنا" در اسلام از یک طرف و همچنین حکم آلات لهو از طرف دیگر مطرح کردند، در کتابهای فقهی، یک جا بحث درباره غنا و در کنار آن بحث درباره آلات لهو دیده می‌شود.

کلمه لهو در قرآن کریم در چند جا آمده است. در سوره جمعه حتماً‌ آیه را شنیده‌اید:

و اذا رأوا تجارة أو لهواً انفضوا الیها و ترکوک 1

از روش گروهی از مسلمانهای سست ایمان که به هنگام نماز جمعه و در موقعی که پیغمبر (ص) مشغول خطبه بود، اگر صدای ساز و نواز در بیرون مسجد بلند می‌شد یا صدای طبل کاروان تجارتی که از بیرون مکه رسیده بود به گوششان می‌رسید برای تماشای بساط طربی که آنجا بود یا برای معامله با کاروان قبل از اینکه دیگران به این قافله و کاروان تجارتی برسند از پای خطبه پیغمبر(ص) که در نمازجمعه ایراد می‌کرد پا می‌شدند می‌رفتند، در این آیه انتقاد شده:

« قل ما عندالله خیر من اللهو و من التجاره والله خیر الرازقین»

شما نباید به عنوان تجارت، کارهای تجارتی یا بعنوان تفریح و سرگرمی از پای خطبه پیغمبر در نماز جمعه بلند شوید بروید چون سودی خدا در سنتهای خود برای مردم با ایمان و درستکار مقدر و مقرر کرده به مراتب از سودی که شما از حضور در مراسم شادی و طرب و یا لهو و سرگرمی یا پیشدستی در تجارت یا کاروان تازه رسید نصیبتان می‌شود بیشتر است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩

1 - استفاده از فیلمها و مقالات نامشروع برای آموزش روابط جنسی

أیا استفاده از فیلمهای ومقالات نامشروع برای آموزش روابط جنسی جایزاست ؟

جایز نیست و در درازمدت آثار نامطلوبی دارد.

2 -  حکم وطی در دبر زوجه

لطفا بفرمایید آیا وطی در دبر زن چه صورت دارد و چرا اکثراً نهی می کنند آیا اشکال پزشکی دارد و آیا در موقع غیر ایام حیض فقط اشکال دارد یا مواقع دیگر هم اشکال دارد؟

این کار بدون رضایت زوجه حرام و با رضایت وی کراهت شدید دارد و اشکال پزشکی آن قابل انکار نیست و تکرار آن سبب نوعی انحراف جنسی می شود.

3 - استفاده از اسپری جنسی

آیا استفاده از اسپری جنسی برای مردان جایز است؟

در صورتی که ضرر خاصی نداشته باشد اشکالی ندارد ولی در طولانی مدت ضررهایی در پی خواهد داشت.

4 - حکم عمل ساکینگ

حکم عمل ساکینگ (مکیدن آلت توسط همسر) چه میباشد؟

زن و شوهر می توانند هر گونه لذتی از یکدیگر ببرند ولی شایسته است از کارهایی که با کرامت انسانی سازگار نیست اجتناب ورزند.

5 - راه رهایی از فشار جنسی

گرفتار شهوت هستم مرا راهنمایی کنید.

هرگاه از عوامل تحریک مانند مجالس و دوستان ناباب و فیلم ها و عکس های محرک پرهیز کنید و همه روزه مقدار قابل ملاحظه ای ورزش نمایید و خود را به خدا بسپارید ان شاء الله محفوظ می مانید

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩

درباره نوروز در اسلام حرف و حدیث فراوان است که چکیده اش صحه گذاشتن بر آن است.معروفترین روایت درباره نوروز روایت " معلی بن خنیس " از حضرت صادق (ع) می باشد که گفته است نوروزی به خدمت حضرتش رسیدم فرمود:

می دانی امروز چه روزی است؟

عرض کردم:روزی است که ایرانیان آن را بزرگ میدارند و در آن برای یکدیگر هدیه می برند.

امام فرمودند:به خانه خدا در مکه سوگند که مبارکی این روز دلایلی به قدمت جهان دارد که می گویم تا بدانی...آنگاه امام دلایلی مبنی بر میمنت نوروز بیان کردند و از آن جمله فرمودند:

نوروز روزی است که :

خورشید برای نخستین بار طلوع کرده و بادها به حرکت درآمدند.

نوروز روزی است که :

خداوند از انسان پیمان گرفت که بندگی و عبودیت او را گردن گذارد.

نوروز روزی است که :

سفینه نوح (ع) پس از نشستن از طوفان بر کوه جودی "آرارات" قرار گرفت.

نوروز روزی است که :

ابراهیم خلیل (ع) بتان بتکده را درهم شکست.

نوروز روزی است که :

فرشته وحی بر پیامبر (ص) فرود آمد.

نوروز روزی است که :

علی (ع) پا بر شانه پیامبر (ص) نهاد و بتهای

کعبه را فرود آورد.

نوروز روزی است که :

پیامبر یارانش را به بیعت با علی (ع) فرمان داد.

وخلاصه نوروز روزی است که :

قائم ما در آن ظهور خواهد کرد و دجال را در زباله دانی کوفه به دار خواهد آویخت.

وهیچ نوروزی نیست مگر آنکه ما در آن روز انتظار فرج داریم زیرا این روز از روزهای ما و شیعیان ماست که ایرانیان آن را حفظ کرده اند.

.................

معلى بن خنیس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روایت کرد فرمود:

هر وقت نوروز شد، پس غسل کن، و پاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و خوش بو کن خود را با بهترین عطرهایت.

و آن روز را روزه بدار.

پس زمانى که نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خواندید پس بعد از اینها چهار رکعت نماز بخوان (به این نحو:)

در اول هر چهار رکعت سوره فاتحه الکتاب بخوان و ده بار سوره «انا إنزلناه فى لیله القدر» و در رکعت دوم فاتحه الکتاب و بعد ده مرتبه «قل یا ایها الکافرون» و در رکعت سوم فاتحه الکتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله إحد» و در رکعت چهارم فاتحه الکتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و خلق» را بخوان.

و بعد از خواندن این چهار رکعت (که به رو رکعت باید خوانده شود) سحده شکر کن و در سجده دعا کنه(برا یخودت) که گناه پنجاه سال تو آمرزیده شود.

(مصباح المتهجد ص 591، وسائل ج‏5، ص 288)

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩

امام خمینى و انقلاب اسلامى در آیینه مطبوعات جهادى و سیاسى افغا نستان

اشاره:

بازتاب و حرکت انقلاب اسلامى در جهان، بخصوص در کشورهاى همسایه و مسلمان و توجه و بیدارى انسان در پناه روى کردى دوباره به شناخت‏حقیقت وجودى خود و رمز و رازهاى آن و توجه به آراء و اندیشه‏هاى بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران از جمله مسایل و مطالعاتى است که آثار آن را مى‏توان درحوزه‏هاى فکرى و سیستم‏هاى رسانه‏اى و تالیفات اهل قلم و هنر به وضوح و روشن دید.

از طرفى سعى در مخفى نگاهداشتن و تلاش‏هاى بى‏حد و مرز سردمداران رسانه‏هاى غربى و تولید و تکثیر ابزار انتقال پیام براى پوشش دادن افکار عمومى جهان به گونه‏هاى مختلف، مبارزه براى جلوگیرى از رشد سریع و بیدارى نسل کنونى جهان، همه گواه و نشانگر آنست که بیم و هراس مدیران و برنامه ریزان حکومت‏هاى غربى و عوامل منطقه‏اى آنها در جهان از آن است که بیدارى ناشى از ظهور حکومت اسلامى در ایران در آینده‏اى نه چندان دور به محدوده و قلمرو نا امن آنها نیز وارد خواهد شد و از اینرو با ایجاد جو اختناق، اعمال سانسور و توطئه سکوت، بر آنند تا در حد ممکن مرزهاى فکرى و حوزه‏هاى حکومتى خود را از این بیدارى در امان نگه دارند که لاجرم امرى ناشدنى است و حقیقت در پرده کتمان ماندنى نخواهد بود.

حضور بر آن است تا با بررسى و کنکاش در حوزه‏هاى مطبوعاتى کشورهاى مختلف با نگاهى تحلیل گونه بازتاب حرکت انقلاب اسلامى را در مناطق مختلف از طریق بررسى مطبوعات به نقد و تحلیل و نظر بکشاند، در این شماره نگاهى داریم به مطبوعات و انتشارات سازمانهاى جهادى و سیاسى کشور افغانستان.

شخصیت والاى امام خمینى (س):

اولا چند نکته پیرامون شخصیت والاى حضرت امام به رشته تحریر درآورده و ثانیا بازتاب و جایگاه او را در ژرفناى اندیشه اندیشمندان و قلم داران و جهادگران افغانستان در دست‏بررسى قرار مى‏دهیم.

امروز جهان اسلام شاهد است که آن سیاست و عظمتى را که از قرنها پیش از دست داده بود و در اثر از دست دادن آن سالهاى رکود و انحطاط را سپرى مى‏کرد بار دیگر با قیام و نهضت آن بزرگ مرد تاریخ جهان اسلام بدست آورد، رادمردى که فریاد زد: اگر جهانخواران در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل همه دنیاى آنان خواهیم ایستاد.

این شخصیت عالیمقام و مجاهد کبیر در عصرى ظهور کرد که الحاد و کفر جهانى پس از سیطره کامل بر مسلمانان قصد داشت هویت آنان را مسخ، محو و نابود سازد و نام اسلام را از صفحه جغرافیاى گیتى بزداید. در حالیکه اندیشه و افکار دیگر شخصیت‏هاى بزرگ اسلامى در احیاى مجد و عظمت اسلام، استقلال و آزادى مسلمانان و پیروزى جهاد و انقلاب اسلامى صرفا در لابلاى سایر افکار ونظریات شان باقى مانده است و قادر نشدند اندیشه خویش را در عمل پیاده کنند و جامعه ایده آل و حکومت اسلامى مورد نظرشان را تاسیس کنند. این شخصیت‏هاى بزرگ اسلامى درقرن‏هاى اخیر و در عصر حاضر به نحویکه تذکر رفت از علامه سید جمال الدین حسینى که بنیان گزار نهضت جهانى اسلامى بود گرفته تا حسن البناء، سید قطب ابوالاعلى مودودى، علامه اقبال لاهورى، همگى در احیاى مجد و عظمت اسلام و قطع سلطه و نفوذ کفر و الحاد از جامعه مسلمانان، ایثارگرى و قهرمانیهاى فراموش نشدنى و بى‏نظیرى را انجام دادند ولى عملا نتوانستند طاغوتیان را از اریکه قدرت و حکمروائى بر جوامع و کشورهاى اسلامى به زیر بکشند و انقلاب اسلامى را با تاسیس حکومت اسلامى و اداى متن و محتواى واقعى ارزشهاى اسلامى به پیروزى برسانند.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

آنچه در پی می‌آید یکی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از امام خمینی (ره) است که پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را در آستانه سالروز رحلت حضرت امام (ره) منتشر می‌کند.

بهار سال 1365، روزى را که امام(ره) در بستر بیمارى بودند، فراموش نمى‌کنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن کردند و گفتند سریعاً به آن‌جا بیایید؛ فهمیدم که براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حرکت کردم و پس از چند ساعت طى مسیر، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان کشور بودم که شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ایشان حاضر شدم.

روزهاى نگران‌کننده و سختى را گذراندیم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى که نزدیک تخت ایشان رسیدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گریه کردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه کردند. بعد چند جمله گفتند که چون کوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم.

در آن لحظاتی که امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا کرده بودند، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراین مهمترین حرفى که در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان فرمودند: «قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند». به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود.

سخنرانى در مراسم بیعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر کشور، 12/4/1368

منبع : farsi.khamenei.ir

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩

گروه سیاسی- محمد مهدی تهرانی: وقتی اکبر گنجی می‏خواست بر منتقدان اصلاحات بتازد و آنان را بانی قرائت فاشیستی و سلطانی لقب دهد، بر سه نفر تنگ می‏گرفت و این سه آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و آیت الله مهدوی کنی بودند. او بیانات آیت الله مصباح یزدی را اطلاعیه جناحی جامعه روحانیت مبارز می‏خواند و سخنان آیت الله خزعلی را حاکی از دغدغه هایی قابل درک که از راه همدلی می توان انگیزه و علل آن را فهمید!

هشدارهای جریان ارزشگرا نسبت به انحرافاتی که از دوران سازندگی کلید خورد و کم‏کم در کشور ریشه دواند، با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نیز در طول دوره دولت‌های هفتم و هشتم جدی‏تر شد. این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی و کروبی این حجم از انتقاد و احساس خطر را به جا نمی‏دانستند.

آیت الله مهدوی‏کنی در این خصوص می‏گوید: «آقای هاشمی هم گفتند این حرف‌ها چیست که آقای مهدوی می‌گوید؟ آقای کروبی هم مخالفت کردند. دیگران هم اعتراض کردند ولی من چنین احساس خطری را داشتم و روز به روز هم این احساس بیشتر می‌شد و بعد هم معلوم شد که حق با من بود حتی بعضی از دوستان که این تعبیر مرا آن وقت مورد اشکال و انتقاد قرار می‌دادند، گاهی مشابه این تعبیر را به زبان آوردند و خود آقای کروبی در این اواخر در بعضی از سخنرانی‌هایشان در مجلس داشتند، بیان کردند که مشروطه دارد برمی‌گردد.»

آیت الله از همان نخست نگران روندی بود که ذیل حکمرانی دولت سازندگی آغاز می‏شد. او خود در این خصوص می‏گوید: «بنده قبل از انتخابات دوره ششم احساس خطر می‌کردم و گفتم احساس می‌کنم که مشروطه دارد تکرار می‌شود. چون می‌دیدم برخی از مدیران و مسولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، مطالبی را اظهار می‌دارند.»

او به کسانی اشاره می‏کند که به طرافداری از دولت سازندگی و رییس جمهور به رهبری حمله می‏کردند. آیت الله مهدوی‏کنی تصریح می‏کند: «گویا بعضی از اصول قانون اساسی برایشان قابل قبول نبود{؟} اگر محترمانه بگویم این اصول برایشان هضم نشده بود و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سوال می‌بردند و رهبری را مزاحم می‌دیدند. به خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران و این حرف‌ها پیش ‌آمد و گروه دوم خردادی‌ها نیز به آنها پیوستند و جبهه‌ واحدی تشکیل دادند. من در این جریان که روز به روز پیش می‌رفت احساس می‌کردم که جریان، جریانی معمولی نیست از این رو در بعضی از سخنرانی‌هایم گفتم که من واقعا احساس خطر می‌کنم همان احساس خطری که در مشروعیت می‌شد بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمی‌گردد.»

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩

کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه پژوهان، مى تواند ره گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.
کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار روشن گر خواهد بود و ره گشا،که در ضمن بحث،به این نکته اشاره خواهد شد.

نکته شایان توجه این که:در کنار هم و به ترتیب نزول آوردن آیات و دقت و درنگ روى آنها، نشان خواهد داد که حکم حجاب،یک باره اعلام نشده،بلکه کم کم و با گذشت زمان و آماده شدن زمینه و… بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است.
ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.
همه مردان برابر دستور این آیه شریفه مى بایست از پس پرده با همسران پیامبر(ص) سخن بگویند.
در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با همسران پیامبر(ص) بى آن که پرده اى در بین باشد، سخن بگویند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد.

چند نکته از این بررسى به دست مى آید:
1.در نگاه به بانوان مَحْرَم و اندازه پوشش آنان در برابر مَحْرَمان، بین خویشاوندان نسبى و سببى فرق است;یعنى هیچ گاه پوشش مادر نزد فرزند، همانند پوشش مادرزن در نزد داماد نیست.
2. این که گفته مى شود محرمان، چه سببى و چه نسبى، مى توانند به همه جاى بدن یکدیگر نظر بیفکنند، به جز عورت و شرمگاه، سخنى است بى دلیل.این بخش از بحث مقدارى به درازا کشید که چاره اى نبود;زیرا فقیهان روزگار ما، آن گونه که از حاشیه هاى عروةالوثقى بر مى آید، ه مه،برخلاف این نظر دارند;از این روى بایسته بود که دلیلهاى این مسأله بیش تر به بوته بررسى گذاشته شود.
3.روایات رسیده از معصومان در این موضوع،سخن جدیدى،غیر از آنچه از آیه هاى حجاب فهمیده مى شود، بیان نکرده اند.
4.از ملاکها و معیارهاى به دست آمده از بحث و کندوکاو در آیات شریف، در گزاره هاى جدید و مسائل نوپیدا بهره بردیم و آنها را به گونه استدلالى، شرح دادیم.در مثل فرق بین عکس و صاحب عکس و فیلم شخص و خود شخص بیان شده است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩

در بین احادیثی که درباره نوروز وجود دارد دو حدیث معروفتر از بقیه هستند که یکی از آنها از معلی بن خنیس روایت شده که اخباری را ارائه می دهد و دیگری که در کتاب دعائم الإسلام مطرح شده که به آداب هدیه دادن و هدیه گرفتن اشاره دارد . ما عین روایت اول را خدمت عزیزان عرض خواهیم کرد:

عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَیسٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع یوْمَ النَّیرُوزِ فَقَالَ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْیوْمَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاک هَذَا یوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَهَادَى فِیهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع وَ الْبَیتِ الْعَتِیقِ الَّذِی بِمَکةَ مَا هَذَا إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِیمٍ أُفَسِّرُهُ لَک حَتَّى تَفْهَمَهُ قُلْتُ یا سَیدِی إِنْ عُلِمَ هَذَا مِنْ عِنْدِک أَحَبُّ إِلَی مِنْ أَنْ یعِیشَ أَمْوَاتِی وَ تَمُوتَ أَعْدَائِی فَقَالَ یا مُعَلَّى إِنَّ یوْمَ النَّیرُوزِ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی أَخَذَ اللَّهُ فِیهِ مَوَاثِیقَ الْعِبَادِ أَنْ یعْبُدُوهُ وَ لَا یشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ أَنْ یؤْمِنُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَنْ یؤْمِنُوا بِالْأَئِمَّةِ ع وَ هُوَ أَوَّلُ یوْمٍ طَلَعَتْ فِیهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِیهِ الرِّیاحُ وَ خُلِقَتْ فِیهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی اسْتَوَتْ فِیهِ سَفِینَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِی وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی حَمَلَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ‏ ص أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ص عَلَى مَنْکبِهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَیشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَیتِ الْحَرَامِ فَهَشَمَهَا وَ کذَلِک إِبْرَاهِیمُ ع وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی أَمَرَ النَّبِی ص أَصْحَابَهُ أَنْ یبَایعُوا عَلِیاً ع بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی وَجَّهَ النَّبِی ص عَلِیاً ع إِلَى وَادِی الْجِنِّ یأْخُذُ عَلَیهِمُ الْبَیعَةَ لَهُ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی بُویعَ فِیهِ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِیهِ الْبَیعَةَ الثَّانِیةَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی ظَفِرَ فِیهِ بِأَهْلِ نَهْرَوَانَ وَ قَتَلَ ذَا الثُّدَیةِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی یظْهَرُ فِیهِ قَائِمُنَا وَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی یظْفَرُ فِیهِ قَائِمُنَا ع بِالدَّجَّالِ فَیصْلِبُهُ عَلَى کنَاسَةِ الْکوفَةِ وَ مَا مِنْ یوْمِ نَیرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِیهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَیامِنَا وَ أَیامِ شِیعَتِنَا حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَیعْتُمُوهُ أَنْتُمْ وَ قَالَ إِنَّ نَبِیاً مِنَ الْأَنْبِیاءِ سَأَلَ رَبَّهُ کیفَ یحْیی هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ الَّذِینَ خَرَجُوا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیهِ أَنْ یصُبَّ الْمَاءَ عَلَیهِمْ فِی مَضَاجِعِهِمْ فِی هَذَا الْیوْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ یوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ فَعَاشُوا وَ هُمْ ثَلَاثُونَ أَلْفاً فَصَارَ صَبُّ الْمَاءِ فِی النَّیرُوزِ سُنَّةً الْخَبَرَ ( مستدرک ‏الوسائل ج : 6 ص : 353 ، بَابُ اسْتِحْبَابِ صَلَاةِ یوْمِ النَّیرُوزِ وَ الْغُسْلِ فِیهِ وَ الصَّوْمِ وَ لُبْسِ أَنْظَفِ الثِّیابِ وَ الطِّیبِ وَ تَعْظِیمِهِ وَ صَبِّ الْمَاءِ فِیهِ ) .

از معلی بن خنیس روایت است که گفت : به محضر امام صادق علیه السلام در روز نوروز وارد شدم که فرمود:

می دانی امروز چه روزی است ؟ گفتم : فدایتان شوم ، این روز روزی است که عجم آن را بزرگ می دارند و در آن هدیه می دهند . ابوعبدالله صادق علیه السلام گفت :

قسم به بیت عتیقی که در مکه است ( کعبه ) این نیست مگر برای امری قدیمی که آن را برایت می گویم تا آن را بفهمی . گفتم : ای سید من! اگر این از جانب شما آموخته شود برای من دوست داشتنی تر است از اینکه اموات من زندگی کنند و دشمنان من بمیرند .

پس حضرت فرمود :

ای معلی ! روز نوروز روزی است که:

1. الله از بندگان پیمان گرفت که او را عبادت کنند و بر او شریکی قرار ندهند

2. به رسل و حججش ایمان آورند و به ائمه علیهم السلام ایمان آورند

3. اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و بادها در آن وزیدن گرفته اند و زینت زمین در این روز آفریده شده

4. روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی استقرار یافت

5. روزی است که در آن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین را بر شانه هایش گذاشت تا بتهای قریش را از بالای بیت الحرام سنگ زند و بشکند و همینطور است درباره ابراهیم علیه السلام

6. روزی است که نبی صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش امر کرد که با علی علیه السلام به اسم امیرالمؤمنین بیعت کنند و در آن روز بیعت دوم واقع شد

7. آن روزی بود که علی علیه السلام به اهل نهروان ظفر یافت و ذوثدیه ( صاحب دو پستان ) را کشت

8. روزی است که قائم ما و ولاة الأمر ظهور می کنند و آن روزی است که قائم ما علیه السلام بر دجال ظفر می یابد و او را در زباله دانی کوفه به دار می کشد و روز نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن در پی فرج هستیم برای اینکه آن روز از ایام ما و ایام شیعه ماست که عجم آن را حفظ کرده در حالی که شما آن را ضایع کردید .

و فرمود : نبی ای از انبیاء از پروردگارش سؤال کرد که چگونه این قومی را که خارج شده اند زنده می کند که خداوند به او وحی کرد که بر قبور آنان آب بپاشد. در این روز که اولین روز از سال ایرانیان است پس زنده شدند و زندگی کردند در حالی که تعدادشان سی هزار نفر بود و بدین سان پاشیدن آب در نوروز سنت شد .

( مستدرک ‏الوسائل ج : 6 ص : 353 ، بَابُ اسْتِحْبَابِ صَلَاةِ یوْمِ النَّیرُوزِ وَ الْغُسْلِ فِیهِ وَ الصَّوْمِ وَ لُبْسِ أَنْظَفِ الثِّیابِ وَ الطِّیبِ وَ تَعْظِیمِهِ وَ صَبِّ الْمَاءِ فِیهِ ) .

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩

ضرورت دشمن شناسی

بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت بشمار می آید. چه بسا امتهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند.

 امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکاید.(1)» (کسی که در برابر

دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند.)
 
در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. (2)»
همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال 86 در مشهد مقدس در این باره می فرمایند: «یک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند. (3)»
اقسام دشمنان
در یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود «ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است. (4)»

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩

شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمى‏خواهد به مردم زورگویى کند. اگر یک فقیهى بخواهد زورگویى کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت مى‏کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابعِ قانون الهى، نمى‏توانست تخلف بکند. خداى تبارک و تعالى مى‏فرماید که اگر چنانچه یک چیزى برخلاف آن چیزى که‏ من مى‏گویم تو بگویى، من ترا اخذ مى‏کنم و وَتینَت (1) را قطع مى‏کنم! (2) به پیغمبر مى فرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصى بود که از او مى‏ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرتها که دست او آمد دیکتاتورى بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم مى‏تواند باشد. اگر امیرالمؤمنین- سلام اللَّه علیه- یک آدم دیکتاتورى بود، آن وقت فقیه هم مى‏تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتورى در کار نیست، مى‏خواهیم جلوى دیکتاتور را بگیریم.

(1)- رگِ دل.

(2)- اشارت است به آیات 43 تا 46 از سوره «الحاقه»: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْاقاویلَ لَاخَذْنا مِنه بَالْیَمینِ، ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتینَ». «و اگر محمد (ص) به دروغ به ما سخنانى مى‏بست، با قدرت او را مى‏گرفتیم و رگ دلش را قطع مى‏کردیم».

منبع: صحیفه امام، ج‏10، ص: 310 و 311

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩

و همه آنها، با تمام طوایفشان، یک عده معدودند که در قضیه رفراندم معلوم شد چى هستند. مردم همان مردم‏اند، بیخود اینها زحمت به خودشان ندهند. ملت همان ملت است، بازار همان بازار است، دانشگاه همان دانشگاه است، مدارس علمى همان مدارس علمى است، خطباى ما همان خطبا هستند، علماى بلاد ما همان علماى بلاد هستند؛ هیچ تزلزلى در آنها حاصل نشده است. گمان نکنید که این حرفهاى شما تزلزل [ایجاد مى‏کند] بلکه تصمیم را زیادتر مى‏کند؛ قوّت مى‏دهد به اینهایى که براى اسلام مى خواهند کار بکنند. هرچه شما قدم برخلاف اسلام بردارید، این جمعیت مصممتر مى شود. بیخود آبروى خودتان را نبرید! بیخود هى مقاله ننویسید. بیخود هِى صحبت نکنید، زحمت به خودتان ندهید. ملت همان ملت است؛ و راه هم همان راه است؛ و دارند مى‏روند.

منبع :صحیفه امام، ج‏10، ص: 310

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩

به صورتهاى مختلف با اسلام مخالفت مى‏کنند. در مجلس خبرگان به مجرد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتى در آخر این اخیراً، در همین دو روز- سه روز پیش از این، در یکى از مجالسشان این منحرفین، اینهایى که از اسلام هیچ اطلاع ندارند، اینهایى که مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود! و دیگران هم دست زدند براى آن یا تظاهر کردند. اینها از مجلس خبرگان مى‏ترسند، براى اینکه مجلس خبرگان مى‏خواهند ولایت فقیه را اثبات کنند. مجلس خبرگان مى‏خواهند تصویب کنند آن چیزى را که خداى تبارک و تعالى فرموده است، و اینها از او مى‏ترسند. اینها خیال مى‏کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه پیش بیاید، قضیه قُلدرى پیش مى‏آید و دیکتاتورى پیش مى‏آید. در صورتى که در اسلام این حرفها نیست. خیر، اینها حرف مى‏زنند اینکه مى‏گویند که دیکتاتورى پیش مى‏آید، نه این است که ندانند اینطور نیست؛ لکن اینها از اسلام متنفرند. اینها باید بفهمند این را که تا این محراب و منبر هست و تا این خطابه خوانها و این اسلام و مسلمین و این بازار اسلام و این جوانان مسلمان هستند، نمى‏توانند کارى بکنند. اینها باید بفهمند این را که در خدمت رژیم سابق یا در خدمت اربابهاى رژیم سابق دارند کار مى‏کنند. اگر فهمیده هستند،از روى فهم مى‏کنند،خائن هستند. و اگر چنانچه از روى بى‏اطلاعى و جهالت است، جاهل هستند.

منبع: صحیفه امام، ج‏10، ص: 308

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩

ملت شما را مى‏شناسد، و شما نمى‏توانید این نهضتى را که به دست ملت بپاشده است و این نهضتى را که با خون جوانهاى ما و با آن همه زجر و با آن همه زحمت و با آن همه کارهایى که انجام دادند آنها، و مقاومت کردند اینها، این نهضت را به اینجا رساندند، شما نمى توانید، کوچکتر از آن هستید، که این نهضت را منحرف کنید، بیخود کوشش نکنید! اگر همه ملت مجتمع شدند که ما نمى‏خواهیم مجلس خبرگان را، خوب آنها گفته‏اند خودشان هم مى‏توانند برگردند، اما شما چکاره هستید؟ شما چند نفر آدم، که یکیتان مى گوید و باقیتان هم دست مى‏زند! این همان هایى است که در زمان رضاخان هم، در زمان محمدرضاخان هم، یکى مى‏گفت و باقى دست مى‏زدند. شماها نمى‏توانید در مقابل ملت بایستید، شما رأى نداشتید. هیچیک از شما وارد نشده است در این مجلس خبرگان. اگر وارد شده هم، یکى دو تاى منحرف وارد شده است که کارى از او نمى‏آید. از این جهت است که شما وحشتتان برداشته است. مگر شما مى‏توانید که مجلس خبرگانى که ملت با آن آراء زیاد این مجلس را درست کرده با یک کلمه‏اى که شما بگویید «ما مى گوییم که منحل باشد» مگر با این حرفها شما مى‏توانید، مگر شما قابل آدم هستید! اگر چنانچه ولایت فقیه بشود، دیگر همه قدرتها دست فقیه مى‏آید! پس بنابراین عزا باید بگیرید! اینها اگر همه قدرتها دست رئیس جمهور مثلًا کذایى بیاید، هیچ حرفى ندارند، همه قدرتها دست رئیس جمهور باشد، اگر همه قدرتها دست یک نخست وزیر مثلًا منحرفى بیاید، آن هم حرفى به آن ندارند. اما اگر قدرت، نه آن قدرتى که قدرت شیطانى است، آنى که نظارت بر امور مملکت است که نبادا معوج بشود [...] باز هم با رأى ملت. باز هم رأى ملت است که آن اشخاص را یا آن هیأتهایى را که مثلًا مى‏خواهند درست‏ بکنند، با رأى ملت درست مى‏شود، با اکثریت. شماها در اقلیت هستید. نشسته اید آنجا با قلم مى‏خواهید حکومت کنید بر اکثریت! شماها قُلدر هستید. او با سرنیزه حکومت مى کرد؛ شما با قلم مى‏خواهید حکومت کنید. و سرنیزه او شکست؛ قلم شما هم مى شکند. بیدار باشید آقایان و بیدار باشند ملت ما که این منحرفها در کنار نشسته‏اند و با هم دارند مجتمع مى‏شوند، و مى‏خواهند ملت ما را منحرف کنند، و نهضت ما را اینها خیال دارند سرکوب کنند، ولکن بدانید که نمى‏توانند .

منبع: صحیفه امام، ج‏10، ص: 309 و 310

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩

امام علی (علیه­السلام) می­فرماید: «الوَلَهُ بالدنیا أعظمُ فتنه». شیفته گی به دنیا (محبت دنیا)  بزرگترین فتنه است.

امور دیگری که از آنها به عنوان فتنه یاد شده است:

1. تعریف و تمجید دیگران.2. خطای بسیار و کم شدن عمل.3. شرب خمر.4. حب زن نامحرم.5. نگاه به نامحرم.

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩

تا زمانی که فرهنگ‌ها و تمدن‌های متفاوت و متعارض در عرصه جهانی حضور دارند، به نسبت تفاوت‌ها و تعارضات موجود، جنگ نرم با شدت و ضعف در جریان است.

جنگ نرم اساس همه منازعات و جنگ‌ها را تشکیل می‌دهد، و سایر درگیری‌ها مولود جنگ نرم هستند. یعنی نباید برای جنگ سخت، ماهیت مستقلی در نظر گرفت، بلکه ابتدا جنگ نرم وجود می‌یابد و سپس جنگ سخت از آن حاصل می‌شود و اگر در حوزه فرهنگی یا فکری تعارضی وجود نداشته باشد، جنگ سخت زمینه‌ بروز پیدا نمی‌کند.

جنگ نرم این روزها به موضوع بسیاری از مباحث در محافل سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده است. البته منازعه نرم سابقه‌ای طولانی دارد و توجه به آن در برهه‌های زمانی خاص به دلیل پر رنگ شدن برخی از اثرات آن می‌باشد.

جنگ نرم را می‌توان از جهات مختلفی مورد بررسی قرار داد که هر کدام در جای خود قابل توجه و نظر هستند. زاویه نگاه‌های متفاوت به این موضوع، باعث می‌شود جنگ نرم تا حد ممکن با جامعیت بهتری مورد بررسی قرار گیرد.

در بررسی هر پدیده باید به سه سؤال اساسی چیستی، چرایی و چگونگی پاسخ داد تا آن پدیده به طور کامل شناخته شود و روش مواجهه مناسب با آن مشخص گردد.

در میان این سه، شاید بتوان چیستی پدیده را اساسی‌ترین پرسش دانست؛ چرا که تا از ماهیت یک پدیده آگاهی کاملی در دست نبوده و ابعاد آن مورد شناسایی قرار نگرفته باشد، طبیعتا نمی‌توان به سؤال از چرایی و چگونگی پاسخ مناسبی ارائه داد.

جنگ نرم نیز در این مورد استثنا نیست؛ بنابراین، ابتدا باید چیستی جنگ نرم دقیقا مورد بررسی قرار گیرد و پاسخی جامع و مانع به سؤال از چیستی آن داده شود. از دل این جواب است که پاسخ به چرایی و چگونگی پیدا می‌شود.

در این نوشتار در حد وسع نویسنده سعی شده به ریشه‌یابی اساسی جنگ نرم که بخشی از پاسخ سؤال چیستی را پوشش می‌دهد، پرداخته شود.

دیدگاه‌هایی که به چگونگی جنگ نرم اشاره دارند

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩

قضیه ولایت فقیه یک چیزى نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزى است که خداى تبارک و تعالى درست کرده است. همان ولایت رسول اللَّه هست. و اینها از ولایت رسول اللَّه هم مى‏ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان- سلام اللَّه علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‏اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهاى آنها نمى‏تواند مسیر ملت ما را منحرف کند. آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است، و مسائلى که شما طرح مى‏کنید ملت مى‏فهمد، متوجه مى‏شود، دست و پا نزنید! خودتان را به ملت ملحق کنید. بیایید در آغوش ملت. قلمهاى شما از تفنگهاى آن دمکراتها به اسلام بیشتر ضرر دارد. نطقهاى شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپهایى است که آنها به جوانان ما مى بندند و تفنگهایى که آنها مى‏بندند؛ ضررش به اسلام بیشتر است، براى اینکه آنجا دشمن معلوم است، و شما به صورتهاى مخفى به میدان مى‏آیید. قلمهاى شما از سرنیزه‏هاى رضاخان بدتر است براى اسلام! و شما مضرتر هستید از رضاشاه و محمدرضا براى اسلام، براى اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم مى‏شناختند آنها را، مخالفت مى‏کردند با آنها، مقاومت مى‏کردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفدارى از خلق مسلمان، برخلاف اسلام دارید عمل مى‏کنید.

منبع: صحیفه امام، ج‏10، ص: 308 و 309

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩

اعلام آمادگی شریعتمداری برای حضور در دادگاه سران فتنه

"بدون دغدغه وقت، تمامی موارد جرم همراه با مستندات آن در دادگاه ارائه شده و به مته‌مان نیز مانند معمول و به روال جاری در دستگاه قضایی کشور، وقت آزاد و فرصت فراوان داده شود تا هر چه در چنته دارند بیرون بریزند. چرا که مطابق فرمول مشترک و دیکته شده «جرج سوروس، جین شارپ و ریچارد رورتی» سران فتنه از تن دادن به قانون اکیداً منع شده‌اند."

 مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشت امروز (4/12/1389) این روزنامه به بررسی موضوع محاکمه سران فتنه پرداخته است.

حسین شریعتمداری با اشاره به نحوه برخورد امیرالمومنین (ع) با اصحاب فتنه در دوران صدر اسلام، نوشته است: حضرت امیر علیه السلام در خطبه‌ای ضمن اشاره به برخی از ابعاد یکی از فتنه‌های آن دوران خویش و راه برون رفت از آن، درباره علت سکوت -موقت- خود می‌فرمایند «کسی که میوه را قبل از رسیدن و در حالی که هنوز کال و نارس است بچیند مانند کشاورزی است که در زمین دیگری کشت کرده است» (خطبه ۵ نهج البلاغه) حضرت امیر (ع) در این کلام که مانند همه بیانات ایشان «حکیمانه» و راهگشاست، از یکسو سکوت خود را «موقت» معرفی می‌کنند و از سوی دیگر با توجه به غبارآلودگی فضا که باز هم به قول ایشان یکی از ویژگی‌های فتنه است، بازگو کردن واقعیت‌ها را به فرو نشستن غبار‌ها و آشکار شدن واقعیت‌ها برای همگان موکول می‌فرمایند. این سخن هم از آن امام بزرگوار است که «فتنه‌ها وقتی از راه می‌رسند شبهه می‌آفرینند و با حق شباهت دارند ولی هنگامی که پشت می‌کنند- پایان می‌پذیرند - حقیقت آنگونه که هست آشکار می‌شود. (خطبه۹۳نهج البلاغه)

فتنه ۸۸ نیز اگرچه ابعادی گسترده‌تر از تمامی فتنه‌های ۳ دهه اخیر داشت و تمامی دشمنان ریز و درشت اسلام و انقلاب از داخل و خارج کشور در آن حضور مستقیم و بی‌پرده داشتند ولی از قاعده یاد شده مستثنا نبود و دقیقاً با‌‌ همان فرمول که امیرمومنان (ع) ارائه فرموده‌اند انطباق داشت. سران داخلی فتنه با مدیریت بیرونی و بی‌پرده مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس در حالی به صحنه آمده بودند که در آغاز پرچم اسلام و امام و انقلاب را در دست داشتند! «علی زمان» اما - که خدایش به ظهور مراد غایبمان (ع) متصل گرداند - بلافاصله «نیزه داران معاویه» را شناخت. همان‌ها بودند که در «بدر» با قرآن و رسول خدا (ص) جنگیده بودند و اکنون در «صفین» زیر پاره‌های قرآن سنگر گرفته و با شمشیر آخته به قرآن ناطق تاخته بودند! فضا، ولی، مه آلود و غبارگرفته بود و همگان را چراغ مه شکن و نگاه غبار شکاف نبود. آنان که بصیرت بیشتری داشتند، خروش برداشتند که حرامیان را مهلت ندهید، «علی زمان» اما که درایت از امیرمومنان (ع) به ارث برده بود،‌‌ همان سخن حکیمانه مولای متقیان را برکام دل می‌سرود «کسی که میوه را قبل از رسیدن و در حالی که هنوز کال و نارس است بچیند، مانند کشاورزی است که در زمین دیگری کشت کرده است» هشدار می‌داد که مبادا به غفلت در زمین دشمن به بازی گرفته شوید! او جرج سوروس صهیونیست را می‌دید که پارچه‌ای وام گرفته از رنگ سبز جین شارپ -‌‌ همان کاخ سبز معاویه - را به خاتمی سپرده است تا «سبزی» آن را به «گنبد سبز» رسول خدا (ص) تشبیه کرده و بر گردن موسوی  -‌‌ همان اشعث بن قیس که با یهودیان پیمان پنهان داشت - بیندازد و ننگ وطن فروشی و خیانت را به فریب «رنگ» هموار کند. توده‌های عظیم مردم که در مکتب امام راحل (ره) و خلف حاضر او بصیرت آموخته و در کوران فتنه‌های پیشین آبدیده شده بودند، به وضوح می‌دیدند که فرعونیان، با نفوذ به میان قوم موسی، بار دیگر «گوساله سامری» را به رقص آورده‌اند، اما هنوز بودند کسانی که در فضای گرگ و میش فتنه، «گرگ»‌ها را به تمام قد تشخیص نداده بودند. جلودار این همه را می‌دید، در خشت خام و عجب آنکه برخی از خواص در آینه صاف هم نمی‌دیدند. و این فاصله پرناشدنی میان «ولی فقیه» با دیگران است. جلودار باید صبر می‌کرد تا بقیه از راه ماندگان هم برسند. مانند مولایش و مولایمان حضرت امیر مؤمنان (ع) که با تحمل خار در چشم و استخوان در گلو، بصیرت افزایی دیگران را دنبال می‌فرمود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩

فائزه هاشمی و جمل سبز

اول : خبر کوتاه بود و رسا . فائزه هاشمی ، دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی ، مبارز قبل از انقلاب ، زندانی رژیم طاغوت ، رییس مجلس اول شورای اسلامی پس از انقلاب ، رییس جمهور دولت پنجم و ششم  ، رییس خبرگان رهبری ، در تجمع 1 اسفند فتنه گران سبز به خاطر تحریک مردم به راه پیمایی دستگیر شد .

اول : خبر کوتاه بود و رسا . عایشه ، همسر گرامی پیامبر اکرم که به قصد سفر خانه خدا راهی حج شده بود ، به خونخواهی عثمان (به بهانه عثمان) ، پیراهن خونینی را به تحریک معاویه در مسجد الحرام علم کردند و همراه با جناب طلحه الخیر ، شمشیر زن و مدافع رسول خدا در غزوه های اولیه که در آن مجاهدت اندکی ، دشمن بزرگی را سرنگون کرد علیه عزیزترین یادگار رسول خدا ، در حالیکه سوار بر شتری از جهالت بودند قیام کردند .

دوم : فائزه هاشمی ، دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی .... ، پس از دستگیری علت حضور خود را خریدن لباس شب عید اعلام نموده بودند . احتمالات بیانگر آن است که تحریک دیگران برای سر دادن شعار و جمع شدن تنها برای تخفیف شب عید بوده باشد ...

دوم : همسر گرامی رسول خدا ، تنها به قصد خانه ی خدا پس از مرگ عثمان راهی مکه شدند ، لشکر جملی بر اساس احتمالات سوغات سفر حاجیه بوده است ...

سوم : نخست وزیر امام راحل و آقایی که رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی این مملکت بوده است پس از اتفاقاتی که مانع از دست یابی آنان به قدرت گردید ، دو بدعت بسیار بزرگ را به عنوان ننگی بر پیشانی و لعنت برای آخرت خویش باقی نهادند اول : لشکر کشی های خیابانی و باز شدن پای منافق و مخالف و در هم تنیدن آنان با معترضان به خیابانها و ریختن خون جوانهای بی گناهی چون صانع ژاله و دوم : بدعت بی حرمت کردن قانون و مراجع قانونی و بی احترامی به رای اکثریت مردم در نظامی که سه دهه در آن اقلیت به خواست های اکثریت گردن نهاده بودند حتی اگر مانند دوران آقای خاتمی خون دل می خوردند ...

سوم : جناب طلحه الخیر و جناب زبیر که هر دو از جان بر کفان غزوات اولیه صدر اسلام بودند به سبب نرسیدن به قدرت در زمان آشنا و دوست نزدیکشان سیدنا امیرالمومنین و پس از اتفاقاتی که مانع دست یابی آنان به قدرت گردید ، دو بدعت بسیار بزرگ را به عنوان ننگی بر پیشانی و لعنت برای آخرت خویش باقی نهادند اول : شکستن حرمت جنگ مسلمان با مسلمان در جمل و خرج کردن از اعتبار همسر پیامبر برای قدرت طلب خویش و دوم : اولین قانون شکنانی که با نام اسلام و حرمت خویشی با پیامبر و صحابه بودن علیه خلیفه بر حق وقت قیام کردند. بدعت آنان باعث شد که خوارج در صفین با مشاهده رفتار صحابه  جرات مخالفت و یا بی احترامی به خلیفه را پیدا کنند و در نهایت با لجاجت و کوته بینی اسلام را به دست معاویه ای سپردند که والیانش مست بر منبر رسول خدا می رفتند ...

نتیجه کوتاه بود و ساده ، در دوران رجعت حوادث تاریخی به سر می بریم . شیعیان مخلص خود را برای نهروان آماده کنند ....

امام راحل فرمودند که مردم عصر ما رشادت هاشان مانند مسلمانان و جوانان صدر اسلام در رکاب پیامبر  بوده و امت خویش را چونان یاران با وفای امام حسین نامیدند . بر اساس این تحلیل ارزشمند ، رادیکال کردن فضا توسط جنبش سبز تنها مردم شریف ایران را در مبارزه استوار تر خواهد کرد . جوانان انقلابی که آیت الله خامنه ای را ولی بر حق الهی در عصر حاضر می دانند معتقدند که در صورت رادیکال شدن فضا و حتی جنگ های خیابانی با اقلیت باقی مانده ، حاضرند در راه اسلام و ماندن علم آن در دست رهبر معظم جان خویش را به عنوان کم بها ترین چیز فدا کنند . این یعنی اینکه در اندیشه جوانان انقلابی عصر ما بزرگترین آرزو و توفیق شهادت است . بر اساس همین تحلیل است که از دوره حوادث پس از انتخابات از جمعیت جوانان انقلابی که در خیابانها از ولایت رسول الله دفاع می کنند هیچ کاسته نشده و حتی افزوده نیز شده است . آقایان سران فتنه خوب است که به این بیانیدیشند که آیا جوانان طرفدار آنان واقعا معتقدند پس از کشته شدن به مقام عظیم شهادت می رسند یا آن را پایانی نا خوش برای لجاجت های خود می پندارند ؟ به نظر آقایان سران فتنه هر چه به نهروان نزدیک تر شویم ، عاشقان شهادت میدان را خالی خواهند نمود یا فرمانبران رادیوهای بیگانه ؟ آقایان سران فتنه بدانند تنها چیزی که در این تکرار تاریخی رخ نخواهد داد تنها ماندن ائمه حق از یاران با وفاست . انشاالله

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نویسنده: خلیل رنجبر - چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩

ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجارى خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور، که نبادا یک پاى خطایى بردارد. نظارت کند بر نخست وزیر که نبادا یک کار خطایى بکند. نظارت کند بر همه دستگاهها، بر ارتش، که نبادا یک کار خلافى بکند. جلو دیکتاتورى را ما مى‏خواهیم بگیریم، نمى‏خواهیم دیکتاتورى باشد، مى‏خواهیم ضد دیکتاتورى باشد. ولایت فقیه، ضد دیکتاتورى است؛ نه دیکتاتورى. چرا این قدر به دست و پا افتاده اید و همه‏تان خودتان را پریشان مى‏کنید بیخود؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کارى از شما نمى‏آید. من صلاحتان را مى‏بینم که دست بردارید از این حرفها و از این توطئه‏ها و از این غلطکاریها! برگردید به دامن همین ملت. همان طورى که توصیه به دمکراتها کردم، به شما هم مى کنم، و شما و آنها [را] مثل هم مى‏دانم، منتها شما ضررتان بیشتر از آنهاست!

من توصیه مى‏کنم به شماها این قدر اجتماع نکنید، و این قدر حرف نزنید. هر روزى یک چیزى درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه‏اى بدهید. اینها غلط است! اینها اسباب این مى‏شود که نهضت ما خداى نخواسته اگر- اگر، و الّا شما کوچکتر از این هستید- اگر این نهضت خداى نخواسته به ثمر نرسد، تمام شماها، آنهایى که البته پیوسته به خارجیها هستند و پیوسته به رژیم هستند، آنها در صف بالا مى‏نشینند و باز پارکها و باز بساط را درست مى‏کنند؛ اما ملت ما چه مى‏شود حالش؟ این ملت ضعیفى که دو هزار و پانصد سال زیر یُوغِ آنها بوده، که شما برایشان مرثیه خوانى مى‏کنید، و پنجاه سال زیر یوغ این پدر و پسر، پنجاه و چند سال زیر یوغ این پدر و پسر بودند، که شما حالا دارید طرفدارى از آنها مى‏کنید منتها با صورت، و طرفدارى از تِزشان مى‏کنید، طرفدارى از مقصدشان مى‏کنید، این ملت ما حالش چه مى‏شود؟ این مملکت ما، حالش چه مى‏شود؟ این اسلام، حالش چه مى‏شود؟ شما دارید کمک مى‏کنید به دشمنهاى کشور ما؛ به دشمنهاى ملت ما. خودتان یا ملتفت نیستید؛ یا از روى التفات مى‏کنید. بعضیتان از روى التفات است، بعضیتان هم التفات ندارید به مسئله.

منبع: صحیفه امام، ج‏10، ص: 311 و 312

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩

میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر مسلمانان مبارک باد.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت