با ولایت زنده ایم


ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)

اسامی شهدای والامقام حماسه 29 بهمن 1356 تبریز

1 – شهید ضربعلی فتحی

2 – شهید محرم جبرائیلی

3 – شهید محمد تجلا

4 – شهید پرویز حسن زاده

5 – شهید سعید فیض صالح الوندی

6 – شهید محمد باقر رنجبر آذرفام

7 – شهید حبیب نقی نژاد شتربانی

8 – شهید غلامعلی نجفیان پور

9 – شهید قربانعلی شاکری

10 – شهید سید حسن جدیری گلابی

11 – شهید بهمن اره چی صدر

12 – شهید اصغر علیزاده شیخ احمدلو

13 – شهید بالا آقا کشاورزی

14 – شهید جعفر درگاهی

راهشان مستدام و روحشان شلد باد.

   + خلیل رنجبر - ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم مؤمن و انقلابی آذربایجان شرقی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار جمع زیادی از مردم آذربایجان، حضور گسترده و خیره کننده مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال را معجزه عظیم الهی خواندند و تأکید کردند: ملت ایران در روز 22 بهمن با آگاهی، بصیرت، همت و توفیق الهی پاسخ کوبنده ای به همه مخالفان نظام جمهوری اسلامی داد و حجت را بر همه تمام کرد.
در این دیدار که در آستانه سالگرد قیام تاریخی مردم تبریز در 29 بهمن سال 56 برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی با تجلیل از این حرکت انقلابی، مبتکرانه و تأثیرگذار مردم هوشیار و وفادارآذربایجان و تبریز، به تبیین دلایل ماندگاری انقلاب اسلامی ایران و گسترش نفوذ و اثرگذاری آن در میان ملتها پرداختند و افزودند: از آنجا که انقلاب اسلامی، سخن حق و اهداف آن نیز که از طرف امام حکیم (ره) ترسیم شد، با فطرت مردم مسلمان ایران هماهنگ بود، همچون شجره ای طیبه، با گذشت زمان پرفروغ تر و تأثیرگذارتر شد و با لطف و عنایت الهی، دلهای بسیاری را بسوی خود جذب کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به برجستگی روزافزون انقلاب اسلامی در داخل و در میان ملتهای مختلف که، برخلاف سایر امواج و حرکتهای اجتماعی که با گذشت زمان کم فروغ و بی تأثیر می شوند، خاطرنشان کردند: راز این ماندگاری، حقانیت انقلاب اسلامی است و به همین دلیل است که جمعیت شرکت کننده در راهپیمایی 22 بهمن امسال و در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، به مراتب از سالهای قبل بیشتر، پررنگ تر و قوی تر بود.

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۸

استراتژی حضرت امام (ره) در برخورد با مخالفین داخلی انقلاب و اسلام

الف ) نهضت آزادی

ب ) منافقین

ج) ملی گراها

د ) منحرفین

ح) غرب زدگان

و ) سرمایه داران

ز) عناصر نفوذی و سر سپرده

چ) روحانی نماها و متحجرین

ط ) لیبرالها

الف ) نهضت آزادی:

.لزوم مقابله با تز “ وابستگی به آمریکا ” از سوی نهضت آزادی

جناب حجت الاسلام آقای محتشمی وزیر محترم کشور آیت الله تعالی در موضوع نهضت به اصطلاح آزادی مسایل فراوانی است که بررسی آن محتاج به وقت زیاد است . آنچه باید اجمالا گفت آن است که پرونده این نهضت و همینطور عملکرد ان در دولت موقت اول انقلاب شهادت می دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکاست و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد ، آن است که شاید آمریکای جهانخوار را که هر چه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملت های تحت سلطه او دارند از ستمکاری اوست ـ بهتر از شوروی ملحد می دانند و این از اشتباهات آنهاست .

امام خمینی (ره) ، صحیفه ، جلد 22،1/11/66 ، صص 384 تا 385

1. لزوم برخورد قاطعانه با افراد بی اطلاع از اسلام “ نهضت آزادی ”

نهضت آزادی و افراد آن از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامی آشنا نیستند . از این جهت گفتارها و نوشتارهایی منتشر کرده اند مستلزم آن است که دستورات حضرت مولی الموالی امیرالمومنین را در نصب ولایت و اجرای تعزیرات حکومتی که گاهی بر خلاف احکام اولیه و ثانویه اسلام است برخلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را ـ نغوذ بالله ـ تخطئه بلکه مرتد بدانند و یا آن که همه این امور را از وحی الهی بدانند که آن هم برخلاف ضرورت اسلام است . نتیجه آن که نهضت به اصطلاع آزادی و افراد چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند ، می گردند ، باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.

امام خمینی (ره) ، صحیفه ، جلد 22 ، 10/11/66 ، صص 384 تا 385

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۸

آیات قرآن در باره منافقان و سیره و عاقبت آنها

با دیدن جریانات اخیر و خصوصا دو راهپیمایی عظیم 9 دیماه و 22 بهمن  می تواند مصادیق منافق را از مومن از بین آیات الهی پیدا کرد.

سوره بقره :

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ «8» یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ «9» فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ «10» وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ «11» أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِن لاَّ یَشْعُرُونَ «12» وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکِن لاَّ یَعْلَمُونَ «13» وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ «14» اللّهُ یَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ «15» أُوْلَـئِکَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِینَ «16»مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لاَّ یُبْصِرُونَ «17» صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ «18» أَوْ کَصَیِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِیطٌ بِالْکافِرِینَ «19» یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ کُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِیهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌَ «

 گروهى از مردم [ که اهل نفاق اند ] می  گویند : ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم ، در حالى که آنان مؤمن نیستند . « 8» [ به گمان باطلشان ] می خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند ، در حالى که جز خودشان را فریب نمی  دهند ، ولى [ این حقیقت را ] درک نمی  کنند . « 9» در دلِ آنان بیمارىِ [ سختى از نفاق ] است ، پس خدا به کیفرِ نفاقشان بر بیماریشان افزود ، و براى آنان در برابر آنچه همواره دروغ می  گفتند ، عذابى دردناک است . « 10» چون به آنان گویند : در زمین فساد نکنید ، می  گویند : فقط ما اصلاح گریم ! « 11» آگاه باشید ! یقیناً خود آنان فسادگرند ، ولى درک نمی  کنند . « 12» چون به آنان گویند : ایمان آورید چنان که دیگر مردم ایمان آوردند می  گویند : آیا ما هم مانند سبک مغزان ایمان آوریم ؟ ! آگاه باشید ! قطعاً اینان خود سبک مغزند ، ولى [ از شدت کوردلى به این حقیقت ] آگاه نیستند . « 13» و هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند ، گویند : ما ایمان آوردیم و چون با شیطان هایشان [ که سرانِ شرک و کفرند ] خلوت گزینند ، گویند : بدون شک ما با شماییم ، جز این نیست که ما [ با تظاهر به ایمان ] آنان را مسخره می  کنیم . « 14» خدا آنان را [ به کیفر این کار منافقانه در دنیا و آخرت ] عذاب خواهد کرد ، و آنان را در سرکشى وتجاوزشان مهلت می  دهد [ تا در گمراهى شان ] سرگردان وحیران بمانند . « 15» آنان کسانى هستند که گمراهى را به جاى هدایت خریدند ، پس تجارتشان سود نکرد و از راه یافتگان [ به سوى حق ] نبودند . « 16»

سرگذشت آنان مانند کسانى است که [ در شب بسیار تاریک بیابان ] آتشى افروختند [ تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند ] ، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت ، خدا [ به وسیله توفانى سهمگین ] نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکى هایى که مطلقاً نمی  دیدند واگذاشت. « 17»  کر و لال و کورند، به این سبب آنان [ از گمراهى و ضلالت به سوى هدایت و حقیقت ] بازنمی  گردند . « 18» یاسرگذشت آنان ]سرگذشتِ [ دچار شدگان به ] رگبارى شدید از آسمان است که در آن تاریکى ها و رعد و برقى است ، [ آنان ] انگشتانشان را از [ صداىِ هولناکِ ] صاعقه ها به خاطر بیم مرگ در گوش هایشان می  گذارند [ در حالى که راه گریزى از مرگ براى آنان نیست ] و خدا به کافرانْ احاطه [ همه جانبه ] دارد . « 19» نزدیک است که آن برقِ [ بسیار رخشنده ، روشنىِ ] چشم هاى آنان را برباید ; زمانى که آنان را روشنى دهد ، در آن روشنى راه می  روند و چون محیط را بر آنان تاریک کند ، می  ایستند و اگر خدا می  خواست [ شنوایىِ ] گوش و [ بینایىِ ] چشم آنان را نابود می  کرد ; زیرا خدا بر هر کارى تواناست . « 20»

   + خلیل رنجبر - ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸

دعا برای تعجیل ظهور امام زمان

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

   + خلیل رنجبر - ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸

چهل حدیث از پیامبر اعظم (ص)

حدیث (1) رسول خدا (ص) فرمودند:

طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.

(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)

حدیث (2) رسول خدا (ص) فرمودند:

خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.

بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار

(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )

حدیث (3) رسول خدا (ص) فرمودند:

إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ

صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.

(کنزالعمال، ح161143 )

حدیث (4) رسول خدا (ص) فرمودند:

مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ


هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب ی.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

حدیث (5) رسول خدا (ص) فرمودند:

اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ

 

عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸

پیام تشکر و قدردانی رهبر انقلاب اسلامی از حضور دهها میلیونی

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عظیم الشأن و شگفتی آفرین ایران
خسته مباد گامهای استوارتان، سربلند باد پرچم همت و آزادگی تان، درود خدا بر عزم راسخ و بصیرت بی همتایتان که همیشه در لحظه‌ی نیاز،‌ صحنه رویارویی با بد دلان و بدخواهان را عرصه‌ی پیروزی حق میسازد و نمایشگاهی از عزت و عظمت می آراید.
و سپاسی از ژرفای دل و جان،‌ آفریننده‌ی هستی را که دست قدرت خود را در عزم و ایمان و بصیرت شما نمایان ساخت و در سی و یکمین سالروز تولد جمهوری اسلامی، نیرومندی و سرزندگی این نظام را که بر ایمان و اعتماد به نفس ملتی کهن تکیه زده است، بیش از همیشه به رُخ دشمنان کشید.
آیا سی و یک سال آزمون و خطای چند دولت متکبّر و زورگو کافی نیست که آنان را از خواب غفلت بیدار کند و بیهودگی تلاش برای سیطره بر ایران اسلامی را به آنان تفهیم نماید؟
آیا حضور دهها میلیون انسان بصیر و پُر انگیزه در جشن سی و یک سالگی انقلاب کافی نیست که معاندان و فریب خوردگان داخلی را که گاه ریاکارانه دَم از «مردم» میزنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را که همان صراط مستقیم اسلام ناب محمدی صلّی الله علیه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟
دوستان و دشمنان ملت ایران بدانند که این ملت، راه خود را شناخته و تصمیم خود را گرفته است و برای رسیدن به قلّه‌ی پیشرفت و سعادت با تکیه به خدا و اعتماد به قدرتی که خداوند به او بخشیده است هر مانعی را از سر راه برخواهد داشت.کمک و توفیق الهی یار این ملت و دعای حضرت بقیه الله ارواحنا فداه پشتیبان آنان باد.
سیّد علی خامنه‌ای
22/بهمن/1388

   + خلیل رنجبر - ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸

22 بهمن سال 1388

روز حماسه بصیرت و اتحاد روز پیروزی خون بر شمشیر مبارک باد.

   + خلیل رنجبر - ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸

ساده‌زیست واقعی انقلاب کیست؟

محمدرضا باهنر در گفت و گو با ایرنا خاطره ای را از اوایل دوران پیروزی انقلاب اسلامی مربوط به برادرش شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر نقل کرد.

وی در این زمینه گفت:

در فضای پس از پیروزی انقلاب اسلامی نحوه زندگی کردن مسوولان از نظر اقتصادی و رفاه در ذهن جوانان مهم و حساس بود. مخصوصا با آن درسی که امام راحل به انقلابیون و جوانان در ساده زندگی کردن داده بودند، البته الان هم این حساسیت هست اما شاید به آن اندازه نباشد.

جلسات شورای انقلاب فرهنگی در آن زمان مخفی بود و در خانه ها تشکیل می شد و من در آن زمان در منزل شهید باهنر زندگی می کردم. برخی وقت ها جلسات در منزل شهید باهنر برگزار می شد و قرار نبود محتوای جلسات شورای انقلاب فاش شود.

یادم می آید به شهید (محمدجواد) باهنر گفتم که برخی از این آقایان همراه شما -البته برخی از آنها شهید شدند- زندگی طلبگی ندارند و وضع مالی خوبی دارند، در بالای شهر زندگی می کنند و ماشین دارند؛ چرا این گونه است؟

شهید باهنر گفت که "اگر در مجموعه ماها دنبال آدم ساده زیست می گردید، بروید دنبال آقای خامنه ای، فقط ایشان واقعاً ساده‌زیست هستند، ایشان یک طلبه واقعی است".

حضرت آیت الله خامنه ای، آن زمان در بین انقلابیون و اعضای شورای انقلاب فرهنگی بیشترین نفوذ و رساترین کلام را در بین قشر تحصیل‌کرده و جوان داشت.

در درس‌های شناختی که شهید مطهری در مسجد توحید می داد، جمعیتی زیادی جمع نمی شدند و تنها افراد ناب و متدین جمع می شدند اما آقا (رهبر معظم انقلاب) زبان بسیار برانی داشت و نفوذ زیادی در قشر تحصیل کرده و دانشگاهی داشتند.

منبع:سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

   + خلیل رنجبر - ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۸

حاج سید حسن آقا!این تذهبون؟

اگرچه پیر و مرادمان امام راحل(ره) به ما آموخت تا در گفتن حق و دفاع از نظام و انقلاب، ملاحظه هیچ شخص و گروهی را نکنیم و در سیره ایشان نیز برخورد قاطع و تلخ با منسوبان و نزدیکان - به دلیل فاصله گرفتن از انقلاب و همسویی با اصحاب فتنه – یک اصل مسلم و انکارنشدنی است؛ اما حرمت همان امام فرزانه(ره) نیز دست و قلم را می‌لرزاند تا در نقد کسی بنویسد که عنوانی از نام بلندآوازه خمینی(ره) را به همراه دارد.
حجت‌الاسلام جناب آقای سید حسن خمینی، نوه گرامی امام(ره) طی ماه‌های ‌اخیر با سکوت و صحبت خود، مواضعی را به نمایش گذاشته که گرچه برای خود ایشان محترم است اما این مواضع مورد انتقاد بسیاری از نیروهای انقلابی و ارزشی قرار دارد. این انتقادات البته به حرمت خانواده امام(ره) عمدتاً در محافل خصوصی بیان شده و کمتر شکل علنی به خود گرفته است اما طبیعتاً با ادامه مشی آقای سیدحسن، چنین انتقاداتی بیش از این تاب مستوری نخواهد داشت.
روز گذشته نامه‌ای از آقای سیدحسن خمینی به رئیس سازمان صدا و سیما منتشر شد که جای تأمل جدی دارد و نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. وی در نامه خود خطاب به مهندس ضرغامی، با اشاره به برنامه تلویزیونی«شاخص» که در آن اظهارات صریح حضرت امام(ره) درباره گروهک منافقین و بنی‌صدر منتشر شده، آورده است: «چنان‌که از منابع موثق شنیده‌ام برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیرصادقانه و تحریف‌آمیز شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی (ره) را مخدوش نموده است.»

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸

انقلابی بود؛ انقلابی ماند

نقش محوری آیت الله نوری همدانی در قیام 19 دی
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : آن قدر از او احساس خطر کرده بودند که بعد از ماجرای قیام 19 دی راهی تبعیدش کردند. آیت الله در صف اول انقلابیون بود و جزو اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. شنبه 17 دی ماه سال 56(برابر با 27 محرم الحرام) مقاله توهین آمیز به امام با عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" به اسم مستعار "احمد رشیدی مطلق" در روزنامه اطلاعات منتشر شد و نقطه عطفی را در نهضت رقم زد. امام مرجعی شیعی بود و اهانت به او از جانب انقلابیون نمی توانست با سکوت همراه باشد. این گونه بود که بعد از گذشتن سال ها از ماجرای مدرسه فیضیه در خرداد 42، انقلابیون بار دیگر خروشیدند.

خبر توهین به امام در سرمای زمستان آن سال خیلی زود منتشر شد؛ روزنامه اطلاعات امام را شاعری عاشق پیشه و سیدی هندی لقب داده بود. در مقاله این روزنامه که بعدها به داریوش همایون نسبت داده شد، آمده بود:«تنها خمینی با دولت و قوانین و انقلاب-که همه با اسلام همراه است- با تحریک مالکین، به مخالفت برخاست! وگرنه همه روحانیون دیگر با این قوانین موافقند و احترامشان نیز محفوظ است.»

محل اولین جلسه علما و بزرگان قم، منزل آیت الله بود. جلسه نصفه شب شروع شد. حضرات آیات وحید خراسانی، سبحانی، مکارم، مومن، طاهری خرم آبادی، گیلانی، مشکینی، موسوی تبریزی و تنی چند از علمای برجسته در منزل آیت الله حاضر شده بودند. همه خود را در سکوت و سرمای شب به خانه آیت الله رسانده بودند.

موضوع این بود که اکنون چه باید کرد؛ بحث درگرفت. از جمله افرادی که بحث تعطیلی حوزه های علمیه را مطرح کرد، خود آیت الله بود. او معتقد بود صحبت کردن به تنهایی کاری از پیش نمی برد. اگر چه برخی نیز مخالف بودند، اما دست آخر همین پیشنهاد بود که تصویب شد. افرادی هم مامور شدند تا با مراجعه به بیت برخی مراجع از آنان بخواهند که درس روز 18 دی را تعطیل کنند. نوری همدانی به همراه آقای یزدی سراغ آیت الله گلپایگانی رفت و آنچه رفته است را برای او بازگفت.

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸

سیاست خارجی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

سید جواد میرخلیلی

با توجه به این مسئله مهم که بخش اعظمی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با آرمان های اسلامی و مفاهیم مکتبی آمیخته شده است، امام خمینی(ره) به منزله بنیان گذار و رهبر این حکومت، مبانی نظری و اصول خاصی را برای سیاست خارجی آن ارائه می نمایند. از آن جا که این مبانی و اصول از جایگاه خاصی برخوردارند؛ در این مقاله، سعی می شود تا به برخی از مهم ترین آموزه ها ، اصول و اهداف سیاست خارجی از دیدگاه امام خمینی(ره) با توجه به گفته ها و نوشته های ایشان اشاره گردد. هم چنین رابطة مبانی، اصول و اهداف نیز مورد بررسی قرار می گیرد.

واژه های کلیدی: امام خمینی(ره)، سیاست خارجی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی، صدور انقلاب، استقلال.

● مقدمه
سیاست خارجی، همواره و در همه جا، از مناقشه انگیزترین حوزه های سیاست گذاری بوده است، ولی متأسفانه در ایران، اهمیت واقعی و نقش آن در رقم خوردن سرنوشت کشور و ملت و زمینه سازی فراز و نشیب ها و نیز ارزش بی چون و چرای اش به منزلة یکی از بزرگ ترین ابزارهای تأمین یک پارچگی ارضی، امنیت سرزمینی، وجهه و اعتبار بین المللی، پیشبرد اهداف و برنامه های ملی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... چنان که باید و شاید، و به شیوه ای علمی بازشناخته نشده است.(
۱)
و حتی دیگر کشورهای مسلمان خاورمیانه مانند دیگر دولت های در حال توسعه، تنها در همین اواخر با خود مفهوم «سیاست خارجی» آشنا شده اند.(
۲)
علی رغم این که مسلمانان در صدر اسلام دارای چنین میراث بزرگ و گران بهایی بوده اند. چنان که پیشینه سیاست خارجی مسلمانان به صدر اسلام و زمان پیامبر(ص) باز می گردد؛ آن جا که پیامبر گرامی اسلام با استفاده از سهم مولفه القلوب برای جلب و جذب نظر مساعد جوامع غیر مسلمان و یا دست کم، کاهش خصومت و زدودن ذهنیت منفی آنان کوشش می نمود و موجب این شده بود که مفهوم مولفه القلوب تبدیل به یکی از مفاهیم اساسی سیاست خارجی اسلام در زمان ایشان گردد. (
۳) در حقیقت، ایشان هدف خود را در سیاست خارجی، انجام رسالت خویش و رساندن پیام الهی به ملل جهان قرار داده بود.(۴)
سیاست خارجی تمام کشورها در تعامل با محیط است و سیاست مداران و تحلیل گران سیاسی به این موضوع توجه دارند. امام خمینی به منزله فقیهی که دارای دیدگاه های سیاسی مبتنی بر اصول و قواعد فقهی است، دربارة سیاست خارجی به طور اعم و سیاست خارجی حکومت اسلامی به صورت اخص، نظراتی را ارائه نموده اند. ایشان به پویش سیاست خارجی با تأکید بر گفتمان رشد محور اعتقاد داشتند؛ بدین معنا که سیاست خارجی، به معنای سیاست بیرونی کشور اسلامی در قبال کشورهای واقع در فراسوی مرزهای نظام اسلامی است.
با توجه به اهمیت آرا و اندیشه های امام خمینی، در این نوشتار بعد از پرداختن به مفهوم سیاست خارجی به اصول و مبانی سیاست خارجی حکومت اسلامی از دیدگاه ایشان خواهیم پرداخت.

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸

چنین گفت انقلابی سیلی نخورده!

گزارش تحلیلی جوان از آخرین گفت و گوی میرحسین موسوی

میرحسین موسوی در مصاحبه‌ای با سایت اینترنتی خود، ضمن ایراد اتهامات گذشته علیه نظام و انقلاب اسلامی، بخش دیگری از دگردیسی‌های فکری خویش را به نمایش گذاشت.
موسوی که گویا وهم - این عنصر ضد خرد - همچنان در اندیشه‌اش جولان بی حد و حصری  دارد این‌بار‌ بیانیه‌ای را صادر نکرد اما مصاحبه‌ای سرتاپا تناقض ارائه کرده است.
او که گویا عدم باج‌دهی نظام برایش ثقیل آمده، بازهم درصدد تقلیدی کاریکاتورگونه از انقلاب برآمد و با تمسک به ادعا و توهم پیشین خود یعنی تقلب، در یک شبیه‌سازی متوهمانه، تحرکات هواداران قلیل خود را به مبارزه‌ای همچون مبارزه با رژیم شاهنشاهی تشبیه کرد! مبارزه‌ای که گرچه بسیاری از خواص امروز اعتبار خود را مدیون آن هستند اما ادعای امروز این «سیلی نخورده» و سخن گفتن از راه و رسم مبارزه از طنزهای عجیب روزگار است. بی‌شک اگر جز این بود میرحسین موسوی بعد از 20 سال سکوت، «هم‌نظری» خود را با کسانی که امام(ره) آن‌ها را بی صلاحیت برای برعهده گرفتن هر پستی عنوان کرده بود، ابراز نمی‌کرد.
در این مصاحبه، حرف گروهک نهضت آزادی‌ها از زبان میرحسین موسوی به صراحت شنیده می‌شود، جمله‌ای که امام(ره) در یک سخنرانی محتوای آن را اینگونه بیان فرمودند که «شماها با شاه هم مشکلی نداشتید به خود من هم که گفته بودید.» میرحسین موسوی نیز با تأسی به گفته گروهک نهضت آزادی تصریح کرد که «اگر پهلوی‌ها به میراث مشروطیت خیانت نمی‌کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رأی مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه برعهده شاه گذارده بود، می‌توانست مثل بعضی‌ از کشورها ادامه پیدا کند.» این جمله دقیقاً همان تز معروف نهضت آزادی است که تا آخرین ماه‌های پیروزی انقلاب می‌گفتند «شاه بماند اما سلطنت کند نه حکومت.»!
این همنوایی اما در جایی دیگر با مواضع امروزین گروهک نهضت آزادی بار دیگر جمع شده و همان‌گونه که آنان انقلاب را به دوری از اهداف خود متهم می‌کنند، میرحسین موسوی می‌گوید: «ما اول انقلاب زیاد خوش‌بین بودیم... بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است...»

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸

پرسش هایی در مورد فتنه از رهبر معظم انقلاب.

سوال: اساسا آنها که معترض بودند و جبهه ای برای خود بوجود آوردند چکار کردند؟ فقط می خواستند اعتراض کنند.

جواب: شما ملاحظه کنید یک عده‌اى قانون‌شکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛ کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شکنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصه‌ى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همه‌مان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفه‌اى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم!

خوب، اینها ایجاد فتنه میکند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود میکند. شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصه‌ى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میکنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میکنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران.» (بیانات، دردیدار با جمعی از طلاب و روحانیون، 22آذر 1388)

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ٧:۳٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸

اربعین حسینی

در این روز توصیه شده زیارت اربعین رو که در مفاتیح الجنان نیز هست خوانده شود .

خیلی زیباست که اربعین را در کربلا باشی و همصدا با ناله ی زینب کبری (س) از درد اسیری تو نیز نوحه گر شوی . اگر نشد در کربلا باشی خانه دل را حرمی ساز و در بلندی بنشین و دعای زیارت اربعین را قرائت کن .

و باز چهل روز گذشت و سوگواری اباعبدالله تمام شد و امید است که فقط یاد و خاطره امام حسین (ع) مختص به 10 روز و 40 روز نباشد و هر روز سال عاشورا و همه جا کربلا باشد .

   + خلیل رنجبر - ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸

تفسیر حروف ابجد

عثمان بن عفان از پیامبر اکرم پرسید: تفسیر حروف ابجد چیست ؟
پیامبر فرمود:  تفسیر ابجد را بیاموزید، زیرا در آن نکات عجیبى است . واى بر عالمى که پیوسته با این حروف سر و کار دارد، و تفسیر آنها را نداند. سپس آنها را به این ترتیب تفسیر نمود:
الف - آلاء اللّه ، حرف من اسمائه الف نشانه نعمتهاى الهى و حرفى از نامهاى الهى است .
ب - بهجة اللّه باء اشاره به بهجت خداوند دارد.
ج - جنة اللّه و جمال اللّه و جلال اللّه جیم نشانه جنان و جمال و جلال است .
د - دین اللّه ، دال اشاره به دین خدا یا جزاء الهى است .
ه - ‍ هاویة فویل لمن هوى فى النار هاء نشانه جهنم است ، واى بر کسى که در آتش دوزخ بیفتد.
و - ویل لاهل النار، واى بر حال اهل دوزخ .
ز - زاویة اللّه فى النار یعنى زوایاى جهنم .
ح - حطوط الخطایا عن المستغفرین فى لیلة القدر و مانزل به جبرئیل مع الملئکة الى مطلع الفجر
حاء نشانه ریزش گناهان توبه کنندکان در شب قدر است ، همان شبى که جبرئیل با فرشتگان تا سپیده دم بر زمین فرود مى آیند.
ط - طوبى لهم و حسن مآب
درخت طوبى از آن استغفار کنندگان است و سر انجام خوشى دارند. طوبى درختى است در بهشت که شاخه هاى آن از پشت دیوار باغ بهشت پیدا است و میوه فراوان دارد.
ى - یداللّه فوق خلقه سبحانه و تعالى عما یشرکون یا اشاره به قدرت برتر خداوند است .
ک - کلام اللّه لا تبدیل لکلمات اللّه و لن تجد من دونه ملتحدا
کاف اشاره به کلام خدا است . که در کلمات او تبدیل و تغییرى نیست ، و پناهى ، جز او نمى یابى .
ل - المام اهل الجنة بینهم فى الزیارة و التحیة و السلام و تلاوم اهل النار فیما بینهم
لام اشاره است به دید و بازدیدهاى اهل بهشت از یکدیگر و سرزنش دوزخیان بر همدیگر.
م - ملک اللّه الذى لا یزول و دوام اللّه الذى لایفنى
میم نشانه بقاء و دوام سلطنت الهى است .
ن - والنون و القلم و ما یسطرون ، فالقلم قلم من نور و کتاب من نور فى لوح محفوظ یشهده المقربون و کفى بالله شهیدا
نون اشاره است به نون و قلم و آنچه مى نگارند، قلم قلمى از نور است و کتاب نیز کتاب نور است که در لوحى محفوظ است و فرشتگان مقرب درگاه الهى نزد آن شاهد و حاضرند، و گواهى و شهادت خداوند به تنهائى کافى است .
سعفص وقرشت مانند ابجد، هوز، حطى ، کلمن تمام حروف آن بیان نشده است .
حضرت طبق روایت فرمود:
اماسعفص فالصاد صاع بصاع یعنى الجزاء بالجزاء کماتدین تدان ، ان اللّه لا یرید ظلما للعباد.
صاد - اشاره به اینستکه پاداش در مقابل پاداش است . هر طور تو با دیگران معامله کنى و پاداش آنان را بدهى ، خداوند هم همانطور با تو معامله مى کند و پاداش مى دهد. خداوند به بندگان ستم نخواهد کرد.
و اما قرشت یعنى قرشهم فحشرهم و نشرهم الى یوم القیامة فقضى بینهم بالحق و هم لایظلمون .
قرشت اشاره به آنست که خداوند مردم را پس از مرگ زنده ، و همه را جمع مى کند و به حساب آنان رسیدگى ، و به حق و عدالت بین آنها قضاوت مى شود، و آنان مورد ظلم و ستم واقع نخواهند شد.

منبع: خصال ج 1/ ص 370 بحارالانوار ج 2/ ص 317

   + خلیل رنجبر - ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸

درس هایی از مقام معظم رهبری در مورد تقوا

مفهوم تقوا

تقوا یعنی پرهیز با حرکت نه پرهیز با سکون، یک وقت هست شما در حال سکون پرهیز می‌کنید، یعنی برو در خانه‌ات بنشین و کاری به کار چیزی نداشته باش و با رانندگی نکردن پرهیز کن به این که به کوه نخوری و از دره پرتاپ نشوی، پرهیز از کوهنوردی کردن، حرکت نکردن در خارزارها که خارهای مغیلان دامن شما را نگیرد، این جور پرهیز است و اسلام این را به شما توصیه نمی‌کند. بلکه می‌گوید در سینه‌ی قضایا و واقعیت‌ها با حوادث روبرو بشوید و در عین حال پرهیز کنید. مثل راننده‌ای که رانندگی می‌کند اما پرهیز هم می‌کند و این پرهیز همان است که گفته شد. مراقبت کردن و مواظب خود بودن، پس کلمه‌ی پرهیز در اینجا یک کلمه‌ای است درست، منتها چون پرهیزگاران در ترجمه‌ی متقین زیاد تکرار شده و در ذهن‌ها آن حساسیت لازم را به معنا برنمی‌انگیزد، من ترجیح دادم بگوئید پرهیزمندان البته پرهیزمندان را هم چون جا نیفتاده اصرار ندارم بگوئید، خود بنده آن سالهای قدیم تقوا را پروا گرفتن و پرواداشتن را معنا می‌کردم، اما بعد فکر کردم دیدم عبارت پرواکاران و پروامندان یک عبارت نامأنوسی است و هیچ مصطلح نیست، یعنی آن موسیقی‌ی لغت باید بر گوش سنگینی نکند، باید زیبا به گوش برسد تا رایج شود و این یکی از رازهای واژه گزینی است.
بنابراین : شما معنای تقوا را بدانید: که تقوا یعنی: پرهیز در حال حرکت و مراقبت در حال حرکت، در میدانها حرکت بکنید، اما مواظب باشید! از اصطکاکها، از غلط رفتن راهها، از واردکردن ضایعه‌ها بخود یا دیگران و از تخطّی کردن از حدودی که برای انسان معین کرده که انسان را به گمراهی می‌برد، چون جاده بسیار خطرناک و طولانی و ظلمانی است.
این ظلمات دنیا را مشاهده می‌کنید که قدرت مادی گرچه گردوغباری امروز در دنیا برپا کرده؟ عربده می‌کشند و تصمیم‌گیری می‌کنند و چه بسیار انسانهایی که در این راهها گمراه می‌شوند. پس باید مواظب بود! چقدر انسان امروز در دنیا حقانیت راههای استکباری را در دلش قبول دارد؟ همین که می‌گویند افکار عمومی غرب اینگونه گفت همین تلاشی که می‌کنند تا افکار عمومی غرب را علیهیک مفهومی و یک حقیقتی برانگیزد این برای چیست؟ برای همین است که می‌خواهند باورها انسانها را جلب کنند که متأسفانه باور خیلی را جلی می‌کنند و این همان گمراهی پذیری راه حقیقت و راه زندگی است که اگر یک ذره هشیاری شان را از دست دادند گمراه خواهند شد، ولذا در این راه تقوا لازم است اگر کسی این تقوا را داشت، آن وقت قرآن او را هدایت کند، لکن اگر کسی این تقوا را نداشت و همچنان چشم بسته، بزن و برو و بی‌توجه مستانه حرکت کند، آیا قرآن می‌تواند او را هدایت کند؟ ابداً ، هیچ سخن حقی این چنین آدمی را نمی‌تواند هدایت کند! کسی که گوش دل به هیچ چیز نمی‌دهد و هیچ حقیقتی را باور ندارد، وسرمست ودربست در اختیار شهوات خودش، یا شهوات دیگران دارد حرکت می‌کند. قران او را هدایت نخواهد کرد. بله قرآن یک ندایی هست، اما این ندا هیچوقت به گوش آنها حساس نمی‌آید. در قرآن یک تعبیری هست که می‌فرماید : اولئک ینادون من مکان بعید ( 44- فصلت ) و این اشاره به همین آدمهاست می‌گوید : آنها ندا داده می‌شوند از راهی دور. شما گاهی یک آهنگی را از راه دور می‌شنوید، مثلاً یک نفر خوشخوانی یک نغمه بسیار زیبایی را با زیر و بمهای بسیار رقیق و لطیفی دارد می‌خواند اما فرض کنید از فاصله یک کیلومتری، صدای او می‌آید لکن چه می‌گوید؟ اولاً معلوم نیست، چون لفظ شنیده نمی‌شود و فقط صدا شنیده می‌شود، بعد همین صدا هم که ظرافت‌های درونش بکار رفته اصلا فهمیده نمی‌شود، مثل یک خطی که بر دیوار رسم شده و شما آنرا از دور می‌بینید یک خط است اما وقتی نزدیک می‌روید می‌بینید این خط مثلاً یک ظرافت‌هایی درونش به کار رفته که از دور نمی‌شود دید، ولذا این آدمها را قرآن می‌گوید مثل اینکه از دور صدایشان می‌زنند چیزی نمی شنوند پس باید هشیار بود تا هدایت شد. این مختصری از جلسه‌ی گذشته و، هدی للمتقین بود.

   + خلیل رنجبر - ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸

ثوا ب صلوات

پیامبر اکرم (ص ) می فرمایند :

- هر کس بعد از هر نماز ده صلوات بر من بفرستد در بهشت با من در حالیکه او را می بینم و صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشد.

- در قیامت نردیکترین مردم به من کسی است که بیشتر به من صلوات بفرستد .

(کنزالعمال ج 1 ص 489)

- برمن بسیار صلوات بفرستید مه صلوات برمن نوری در قبر نوری در پل صراط نوری در بهشت خواهد بود .

(بحارالانوار ج 79 ص 64)

- صلوات فرستادن ، فقر را بر طرف می نماید.

(جلاء الافهام  ص 252)

- هر کس در روز جمعه هزار بار بر من صلوات بفرستد، فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.

(جامع احادیث شیعه ج 6 ص 187)

- آوای خود را به هنگام صلوات بر من بلند کنید که نفاق را از بین می برد.

(محجه البیضاء  ج 2 ص 313)

- هرکس در نوشته ای بر من درود بفرستد فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.

(میزان الحکمه ج 7 ح 10795)

- هر کس پایان سخنش صلوات بر من و علی (ع) باشد به بهشت وارد می شود.

(عیون اخبار الرضا ج 2 ص 64)

- صلوات بر من و خاندانم ، نفاق و دو رویی را از بین می برد.

(ثواب الاعمال ج 4 ص 1211)

- هر کس بر من صلوات بفرستد، در قیامت او را شفاعت می کنم.

(فضائل الخمسه ج 1 ص 208

حضرت علی (ع):

- صلوات فرستادن بر پیامبر (ص)، گناهان را بسان ریختن آب بر آتش از بین می برد.

(ثواب الاعمال ص 187)

امام محمد باقر (ع):

صلوات از جانب خداوند، رحمت است و از سوی فرشتگان، تزکیه و پاک کردن و از طرف مردم، دعا است.

(میزان الحکمه ج 1 ص 389)

امام جعفر صادق (ع):

صلوات بر پیامبر (ص) و آل او، سنگین ترین عملی است که در روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته می شود.

(میزان الحکمه ج 7 ح 10797)

   + خلیل رنجبر - ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸

لطیفه های اسلامی

- انتظار بیجا

گرگى پاره استخوانى بلعید و در گلویش خزید. مرغى سر در حلق وى برد تا استخوان را بیرون آورد.سپس از گرگ مطالبه حق الزحمه نمود.
گرگ گفت : چقدر بى حیا هستى ، سرت را در دهان من فرو بردى ، و سالم بیرون آوردى ، اجرت هم مى خواهى !؟

- شرمسارى محتضر

پادشاهى به محتضر دانائى گفت : مرا درباره بازماندگانت سفارشى کن .
محتضر دانا: شرمسارم اگر سفارش بنده خدا را به غیر خدا کنم .

- شعار نویسى

بهلول : بر دیوار کاخ هارون این عبارات را نوشت :
اى هارون ، گل و گچ را بر افراشتى و مرتبه رفیع دادى ، ولى دین و قرآن را فرو گذاشتى و اعتنا نکردى .
اگر این کاخ را از مال خود ساخته اى اسراف کرده اى ، و خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.و اگر از مال مردم ساخته اى ، ظلم کرده اى ، و خداوند ستمکاران را دوست ندارد.
- گفتگوى بهلول و هارون

روزى بهلول هارون را موعظه کرد. هارون ابتداء گریست . سپس او راتحسین کرد و دستور داد به او جایزه بدهند.
بهلول گفت : مرا احتیاجى نیست . آنرا بر گردان به کسانى که این اموال را از آنان گرفته اى .
هارون گفت : پس براى تو مستمرى قرار مى دهم که زندگى تو تاءمین شود.
بهلول سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و گفت : من و تو هر دو روزى خواران سفره گسترده خدا هستیم . محال است خداوند بیاد تو باشد و مرا فراموش نماید.
- زهد هارون

روزى هارون زاهدى را دید، گفت : فلان زاهد مشهور توئى ؟
گفت : فلانى من هستم ، ولى زاهد نیستم بلکه تو زاهدى !
هارون : چگونه ؟
زاهد گفت : زهد من از جیفه گندیده دنیا است ، در حالى که به نعمات فراوان آخرت دل بسته ام . ولى تو به این دنیاى بى مقدار قناعت نموده اى ، و بهشت و آنهمه نعمات و لذات آخرت را ترک کرده اى

   + خلیل رنجبر - ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸

بازخوانی بیانات حضرت امام خمینی (ره)

منافق دعوت به اتحاد می کند اما خودش دنبال آن نیست.

رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، در هر زمان خطر نفاق را به مسلمین گوشزد کرده اند ، و همیشه تاکید داشتند که باید مراقب منافق بود، با توجه به حوادث بعد از انتخابات به برخی از این بیانات حضرت امام خمینی (ره) در خصوص منافق می پردازیم.

مخالفین جمهورى اسلامى، منافق هستند. آنهایى که در مقابل حکومت طاغوت که جمهورى اسلام به همت مسلمین برپا شد، و [اینها] رأى ندادند بر جمهورى اسلام و همان طاغوت را خواستند، رأى به جمهورى اسلامى ندادن یعنى ما طاغوت مى‏خواهیم، اینها منافق هستند، اینها مسْلم نیستند، مسْلم باید به جمهورى اسلام رأى بدهد؛ مسْلم باید حکومت عدل اسلامى را بپذیرد. آنهایى که تحریم کردند رأى دادن بر جمهورى اسلامى را، منافق هستند. (صحیفه امام ج 9 ص 337)

اما آنهایى که الآن ما مبتلا به آنها هستیم که مردانه نمى‏آیند به میدان بگویند که آقا ما اسلام را نمى‏خواهیم. مردانه نمى‏آیند به میدان و بگویند که اسلام براى سابق بوده، حالا دیگر به درد نمى‏خورد! با اینها باید ما چه بکنیم؟ ...حل مسئله منافقین از اعظم مشکلاتى است که براى ملت ما و براى اسلام از اول بوده.  ( صحیفه امام ج 11 ص 235)

معنى منافق همین است که چیزى را مى‏گوید و خودش عمل نمى‏کند. شما را دعوت به خیر و صلاح مى‏کند و خودش خیر و صلاح ندارد. شما را دعوت به اسلام حقیقى مى‏کند و خودش آن را نمى‏خواهد. شما را دعوت به اتحاد مى‏کند و خودش دنبال این نیست که اتحاد را ایجاد کند. شما را از نفاق پرهیز مى‏دهد و خودش آن‏طور نیست. ما باید با توجه به خداى تبارک و تعالى، قشرهاى خودمان را با هم فشرده کنیم. ( صحیفه امام ج 13 ص 402)

   + خلیل رنجبر - ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸

سخن بزرگان درباره انقلاب

مقام معظم رهبری : 

در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، نماز، ما را د رحرکتمان مصمم تر و نیرومندتر می کرد و امروز که خطر غفلت و عیش بارگی و آرزوهای حقیر و تنگ نظرانه و عادت ها و روزمرگی ها ما را تهدید می کند، نماز به ما مصونیت می بخشد و بن بست های پنداری را می شکند و راه ما را روشن و افق را درخشان می سازد .

امام خمینی (ره) :

شما انقلاب اسلامی کردید که اسلام را ترویج کنید که اسلام و احکام را پیاده کنید در اسلام از نماز هیچ فریضه ای بالاتر نیست .

 امام خمینی (ره) :

نماز جمعه، نشانه وحدت و یک پارچگی توده های میلیونی امت حزب الله است .

امام خمینی (ره) :

یکی از مهمترین چیزهایی که در این انقلاب حاصل شد، قضیه نماز جمعه است .

مقام معظم رهبری :

بر پا داشتن نماز نخستین ثمره و نشانه حکومت صالحان است .

امام خمینی (ره) :

خداوندا! اگر هیچ کس نداند تو خود می دانی که ما برای برپایی پرچم دین تو قیام کرده ایم .

علامه طباطبایی :

اگر می خواهید تا آخر عمر همیشه عزیز باشید و اگر مایلید سعادت دنیا و آخرت را داشته باشید خداوند متعال را هیچگاه فراموش نکند .

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸

بیانات مقام معظم رهبری دردیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه6 بهمن

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 خوشامد عرض میکنم به همه‌ى برادران و خواهران عزیز که از راه دور قبول زحمت فرمودند و امروز حسینیه را با نفس گرم خود، با دل پرشوق و شور خود منور کردند. خیلى خوش آمدید برادران و خواهران عزیز - بخصوص خانواده‌هاى معظم شهیدان، علماى محترم، مسئولان زحمتکش و خدوم - و این خاطره‌ى بزرگ، یعنى 6 بهمن را که یکى از حماسه‌هاى برجسته‌ى ملت ایران است و افتخار آن متعلق به مردم آمل است، در ذهنها و خاطره‌ها تجدید کردید.
 بله، بنده هم همین عقیده را دارم؛ نباید اجازه داد که این خاطره‌هاى پرشکوه، این حوادث بى‌نظیر و تعیین کننده‌ى تاریخ انقلاب، در ذهنها کمرنگ شود. نسل جوان ما باید این خاطره‌ها را درست بشناسد، بتواند آنها را تحلیل کند و آنها را چراغ راه آینده‌ى پرماجراى خود و هدف بلند خود قرار بدهد.
 البته افتخارات مازندران و در این مناسبت عرض کنیم بالخصوص مردم آمل، افتخارات کمى نیست. چه در وادى مجاهدت فى‌سبیل‌اللَّه، چه در وادى علم، فقاهت، معرفت و عرفان، انصافاً چهره‌ى آمل چهره‌ى درخشانى است. امروز هم بحمداللَّه بزرگان روحانى آملى جزو افتخارات حوزه‌هاى علمیه و جزو ذخائر باارزش روحانى کشور ما محسوب میشوند. در امتحان عظیم هشت ساله‌ى جنگ تحمیلى هم، چه شهر آمل، چه استان پهناور مازندران، یکى از بخشهاى پرافتخار کشور بودند. من همان وقت هم، چه با لشکرهاى مستقر در مازندران، چه با بسیجى‌هاى آنها و جوانان فداکار آنها آشنائى داشتم؛ آنها را از دور و نزدیک میشناختم؛ مجاهدتهاشان را میدانستم؛ اینها که از یاد انقلاب نخواهد رفت. یک بنائى را شما مشاهده میکنید مستحکم، باشکوه و سربلند؛ کى این خشتها را، این سنگها را روى هم گذاشت تا این بنا به وجود آمد؟ کى توانست این نقشه‌ى فاخر را در عمل پیاده کند و این بنا را به وجود بیاورد؟ مگر میشود نقش آن حوادث و آن شخصیتهائى که کار آنها، مجاهدت آنها، گذشت آنها و احساس مسئولیت آنها موجب شد ذره ذره این بنا بالا بیاید، ارتفاع پیدا کند، شکل پیدا کند، شکوه پیدا کند، نادیده گرفت؟ یکى از خطاهائى که گاهى اتفاق افتاده است، نادیده گرفتن همین نقش‌آفرینان بزرگ است.

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸

امتیاز قوم یونس(علیه‎السلام) بر دیگر اقوام

در سیره‌ی‌ حضرت ‌یونس(علیهالسلام) آزما‌یش چنین بود که خطر به قوم تبهکار نزد‌یک شد و بر قوم او سا‌یه افکند، اما پس از توسل آنان به خداوند، خطر قر‌یب الوقوع رفع گرد‌ید. هم در مورد قوم ‌یونس چنین شد و هم در مورد خود حضرت ‌یونس: "لما امنوا کشفنا عنهم عذاب الخزی و متعناهم الی حین."(1) نکته‌ی‌ شایان ذکر ‌این که عذاب الهی دو‌گونه است: جسمانی و‌ روحانی. عذاب جسمانی آن است که به بدن ‌یا مال ‌یا فرزند و مانند آن آسیبی برساند و عذاب روحانی آن است که از مقامهای معنوی بکاهد و لذت مناجات با خدا را از کام انسان سلب کند و ‌یا آبرو و حیثیت او را ببرد.

به یقین عذاب روحانی بدتر از عذاب جسمانی است، چنانکه روح و همه‌ی‌ شئون آن قو‌یتر از جسم و اوصاف و عوارض آن است.

خداوند درباره‌ی‌ قوم حضرت ‌یونس می‌فرما‌ید: ما آنها را رسوا نکرد‌یم. ولی قوم مد‌ین رسوا شدند. ‌یعنی گذشته از ا‌ین که جسم شان آسیب د‌ید، حیثیت تار‌یخیشان نیز لکهدار شد. قوم ثمود و قوم عاد نیز بد‌ینگونه رسوا شدند. خداوند آنها را هم مستأصل کرد و هم در تار‌یخ مفتضح شان ساخت. اما قوم ‌یونس که توبه کردند، مجدداً از لطف الهی برخوردار شدند و خداوند به آنان حیات و تمتع و بهره دوباره داد و حیثیت بخشید و پیامبرشان را برای ادامه ی رهبری آنها اعزام کرد.

هجرت حضرت ‌یونس از محیط مسئولیت و سفارت و رسالت خود فاصله گرفت، گرچه بر او واجب نبود با تحمل فشار زا‌ید و سرسختی امت ناسازگار، در بین آنها بماند، اما بهتر از کاری که او کرده، ممکن بود. مبلّغ دین الهی و مربّی جامعه انسانی باید مسئولیت خو‌یش را تا آخر‌ین لحظه انجام دهد. ا‌ینگونه نباشد که با مقداری فشار خسته شده، رسالت خود را ترک کند، چون تا آخر‌ین مرحله انتظار پیروزی وجود دارد، ز‌یرا احاطه بر همه‌ی‌ اسباب و علل و آگاهی از همه‌ی‌ موانع در اختیار خداست و انسان وسیلهای بیش نیست، ز‌یرا او تنها چند صباحی را در ا‌ین مقام و سنگر میماند.

آن کس که کار را به مقصد و ثمر میرساند، خداوند است. لقمان حکیم این چنین فرزند خود را پند می‌دهد: "واصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور"(2)؛ بردباری و پایداری جزو عزم الامور است.انسان تا اهل عزم نباشد، نمیتواند در صحنههای سیاسی، نظامی، فرهنگی و مانند آن پیروز شود. از این رو پیامبرانی را که مسئولیت آنها خطیرتر بود و ایستادگی بیشتری می‌طلبید "اولوا‌العزم" گویند.

اموری که انسان با‌ید در آن مصمم و قاطع باشد و "‌ینبغی ان ‌یعزم علیه"، التفات، عزم، مراقبت و محاسبت بیشتر و دا‌یمی را میطلبد، تا انسان به هدفی که دارد موفق شود. گرچه هیچ امری، حتی یک نگاه جزئی یا حرکت کوتاه بدون تصمیمگیری انسان انجام نمی‌گیرد، لیکن ممکن است با پد‌ید آمدن برخی از موانع آن عزم منهدم گردد و انسان عازم، مردّد شود ولی برخی از امور با‌ید درباره‌ی‌ آنها تصمیم جدی گرفت که چیزی مانع ادامه‌ی‌ تصمیم نگردد. صبر و مقاومت در برابر رو‌یدادهای تلخ در فراز و نشیب آزمون، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد و اجتهاد و مانند آن، از عزم الامور است.

‌یعنی انسان اگر مسئو‌لیتی را در ا‌ینگونه امور پذ‌یرفت، با‌ید درباره‌‌ ی آنها مصمم باشد و تا لحظه‌‌ ی آخر از انجام آن کوتاهی نکند. از این رو خداوند، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را امر به صبر و استقامت می‌کند: "فاصبر لحکم ربّک ولا تکن کصاحب الحوت."(3)   

..................................

پینوشتها:

1- سوره ی یونس، آیه 98 . ‌

2- سوره ی لقمان، آیه 17.

3- سوره ی قلم، آیه 48 .

برگرفته از سیره ی پیامبران، آیة الله جوادی آملی .

   + خلیل رنجبر - ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸

ساعت نزول بلا فرا رسید

یونس پیغمبر ـ علیه السّلام ـ پس از آنکه سی سال قوم خود را به ایمان دعوت نمود هیچ کدام ایمان نیاوردند مگر دو نفر که یکی عابدی بود به نام «تنوخا» و دیگری عالمی بود به نام «روبیل». 
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: خداوند عذاب وعده داده شده را از هیچ امتی برطرف نکرد مگر قوم یونس، هر چه آنها را به ایمان خواند نپذیرفتند. با خود اندیشید که نفرینشان کند، عابد او را بر اینکار ترغیب می
نمود ولی روبیل میگفت نفرین مکن زیرا خداوند دعای تو را مستجاب میکند، از طرفی دوست ندارد بندگانش را هلاک نماید. 
بالأخره یونس ـ علیه السّلام ـ ، گفتار عابد را پذیرفت و آنها را نفرین کرد، به او وحی شد که در فلان روز و ساعت عذاب نازل می
شود، نزدیک تاریخ عذاب، یونس به همراهی عابد از شهر خارج شدند ولی روبیل در همانجا توقف کرد، ساعت نزول بلا فرا رسید، آثار کیفر ظاهر شد، قوم یونس آشفته شدند «چون هر چه گشتند یونس را نیافتند» روبیل به آنان گفت اینک که یونس نیست به خدا پناه ببرید، زاری و تضرع کنید شاید بر شما ترحمی فرماید. 
پرسیدند چگونه پناه ببریم؟ روبیل فکری کرد و گفت فرزندان شیر خواره را از مادرانشان جدا کنید بین شتران و بچه
هایشان و گوسفندان و برّهها و گوسالهها و ماده گاوها، تفرقه بیندازید و در میان بیابان جمع شوید، آنگاه اشک ریزان ازخدای یونس، خدای آسمان ها و زمین ها و دریاها طلب عفو و بخشش کنید. 
به دستور روبیل عمل کردند منظره
ای بس تأثر انگیز ایجاد شد اطفال شیرخوار گریه را آغاز نمودند پیران کهنسال صورت بر خاک گذاشته اشک میریختند، آوای حیوانات و اشک و آه قوم یونس با هم آمیخته بود، شاید خاشاک بیابان را نیز با خود هم آهنگ کردند رحمت بیانتهای پروردگار جهان بر سر آنها سایه افکند، عذاب نازل شده برطرف گردید، و به جانب کوه ها روانه شد. 
پس از گذشتن تاریخ عذاب، یونس به طرف قوم خود بازگشت تا ببیند آنها چگونه هلاک شده
اند با کمال تعجب مشاهده کرد مردم به طریق عادی زندگی میکنند، عدهای مشغول زراعتند، از یک نفر پرسید قوم یونس چه شد آن مرد یونس را نمیشناخت، پاسخ داد او بر قوم خود نفرین کرد، خداوند نیز تقاضای ایشان را پذیرفت، عذاب نازل شد، ولی آنها گرد یکدیگر جمع شدند گریه و زاری نمودند، از خدا خواستند بر آنها رحم کرده عذاب را بر طرف نمود، اینک در جستجوی یونس هستند،‌ تا ایمان آورند. 
یونس خشمگین شد باز از آن محیط دور شد، و نزدیک دریا رفت چنانچه خداوند نیز داستان خشم یونس را در این آیه بیان می کند.
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ. 

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸

از بیانات مقام معظم رهبری

مقایسه رژیم منحوس پهلوی و نظام مبارک و مقدس جمهوری اسلامی

آن نظام سیاسى‌اى که امام بزرگوار ما با نهضت خود و به کمک این ملت از بین برد - یعنى نظام فاسد و وابسته‌ى پادشاهى - نظامى بود که سردمداران و مسؤولان و رؤساى آن، به سرنوشت ملت ایران و جوانان این کشور اهمیتى نمى‌دادند و کشور و ملت را به سمت وابستگى هر چه بیشتر سوق مى‌دادند. سعادت مردم به عنوان یک هدف، براى آنها مطلقاً مطرح نبود. اداره‌ى کشور، با الگوهاى غلط و نامتناسبى انجام مى‌شد، که از کشورهاى بیگانه به طور ناقص گرفته شده بود و تازه همان هم اجرا نمى‌شد؛ یعنى یک نظام استبدادى و دیکتاتورى محض، تحت نامهاى گوناگون و با روشهایى که هیچکدام از آن روشها، برخاسته از اراده و خواست ملت و متوجّه به مصالح آنها نبود.

در نظام وابسته‌ى منسوخ و برافتاده‌ى قبل از انقلاب، مردم دچار فساد و بى‌بند و بارى بودند، یا به تعبیر درست‌تر، به سمت فساد و بى‌بند و بارى و خودباختگى و بى‌ایمانى سوق داده مى‌شدند. یعنى حرکت ملت را این طور تنظیم کرده بودند که روزبه‌روز در کشور، بى‌ایمانى همه‌گیرتر شود و مردم از ایمان معنوىِ درست محروم بمانند و به فساد و بى‌بند و بارى کشانده شوند و خودباختگى در مقابل بیگانگان در آنها تقویت گردد و استقلال اقتصادى و فرهنگى در کشور، مفهومى نداشته باشد. جهت کلّىِ حرکت در آن نظام منسوخ و فاسد، این بود.

14/03/1376

   + خلیل رنجبر - ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸

ای عاشقان سیدالشهدا یادتان بخیر

وصیت نامه شهداء را مطالعه کنید که انسان را می لرزاند و بیدارمیکند.‍ [امام خمینی (ره)]

فرازی از وصیتنامه سردار شهید عبدالصمد زنده دل.

ولادت : 1342/عجب شیر

شهادت : 1360/ سوسنگرد

مادرم می دانم هر خبر برایت خبر ناگواری است، من از آن شما نبودم بلکه امانتی بودم نزد شما، مرا قدرتی دیگر که مافوق تمام نیروهاست به صورت امانتی نزد شما گذاشته بود و حال امانت خود را پس گرفت، پس مادر ناراحت نباشید بلکه باید خوشحال باشید که این امانت را به خوبی و به نحو احسن به صاحب اصلی اش برگردانیده اید.

   + خلیل رنجبر - ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸

چهل حدیث نورانی از امام کاظم(علیه السلام)

قالَ الاِْمامُ الْکاظم(علیه السلام) :

1- تعقّل و معرفت

«ما بَعَثَ اللّهُ أَنْبِیاءَهُ وَ رُسُلَهُ إِلى عِبادِهِ إِلاّ لِیَعْقِلُوا عَنِ اللّهِ، فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجابَهً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً لِلّهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلاً وَ أَعْقَلُهُمْ أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ.»:
خداوند پیامبران و فرستادگانش را به سوى بندگانش بر نینگیخته، مگر آن که از طرف خدا تعقّل کنند. پس نیکوترینشان از نظر پذیرش، بهترینشان از نظر معرفت به خداست، و داناترینشان به کار خدا، بهترینشان از نظر عقل است، و عاقلترین آنها، بلند پایه ترینشان در دنیا و آخرت است.

2- حجّت ظاهرى و باطنى

«إِنَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَیْنِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.»:
همانا براى خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشکار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشکار عبارت است از: رسولان و پیامبران و امامان; و حجّت پنهانى عبارت است از عقول مردمان.

3- صبر و گوشهگیرى از اهل دنیا

«أَلصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَةِ عَلامَةُ قُوَّةِ الْعَقْلِ، فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى إِعْتَزَلَ أَهْلَ الدُّنْیا وَ الرّاغِبینَ فیها وَ رَغِبَ فیما عِنْدَ رَبِّهِ وَ کانَ اللّهُ آنِسَهُ فِى الْوَحْشَةِ وَ صاحِبَهُ فِى الْوَحْدَةِ، وَ غِناهُ فِى الْعَیْلَةِ وَ مُعِزَّهُ فى غَیْرِ عَشیرَة.»:
صبر بر تنهایى، نشانه قوّت عقل است، هر که از طرف خداوند تبارک و تعالى تعقّل کند از اهل دنیا و راغبین در آن کناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایى یار او، و توانگرى او در ندارى و عزّت او در بىتیره و تبارى است.

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸

اگر خواص‌ کوتاهی نمی‌کردند فتنه خاموش می‌شد

 یکی از مراجع عظام تقلید با اشاره به هوشیاری خواص در زمان فتنه گفت: اگر خواص در زمان آغاز فتنه کوتاهی نمی‌کردند، فتنه در همان روزهای نخست خاموش می‌شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، آیت‌الله حسین نوری ‌همدانی ‌ظهر امروز در دیدار با کارمندان و مدیران ادراه‌ کل حفاظت محیط زیست استان و خواهران بسیجی استان مازندران با تسلیت ایام ماه محرم و صفر اظهار داشت: مراکز و موسسات متعددی برای رفاه مردم تلاش می‌کنند و این افتخار و فضیلتی از جانب پروردگار است که افراد در هر نقطه از کشور خدمات مختلفی را ارائه می‌دهند.
وی با بیان اینکه درباره بصیرت در این ایام سخن بی‌شمار به میان آمده است، ادامه داد: این کلمه در فرهنگ اسلام است و درباره بصیرت دینی و بینایی دل و روح باید صحبت شود.

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ۸:۱۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸

نگاهی به شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها در مقاتل

در کتاب «عوالم العلوم» و بعضی کتب دیگر روایت شده است که در میان اسیران دختر کوچکی از امام حسین علیه السلام باقی مانده بود، و اسم او بنا بر قولی رقیّه، و از عمر شریفش سه سال گذشته بود، و آن حضرت او را بسیار دوست می داشت، و آن دخترک بعد از شهادت پدر شب و روز گریه می کرد، که از گریه ی او دل اهل بیت مجروح می شد و دائماً از اهل بیت سؤال می کرد که پدر من کجا رفت؟ و چرا از من دوری نمود؟...(1)
 
یکی از مصیبت هایی که در شام برای اهل بیت علیهم السلام رخ داد، شهادت
طفل عزیز، حضرت رقیّه خاتون علیها السلام بود.(2)
 
عماد الدین طبری رحمةالله از کتاب «الحاویة» نقل کرده که زنان خاندان
نبوّت شهادت پدران را از کودکان پنهان می داشتند و می گفتند: پدرانتان به سفر رفته اند.
امام حسین علیه السلام دختری چهار ساله داشت، شبی با حالت پریشانی از خواب
بیدار شد و گفت: پدرم حسین علیه السلام کجاست؟ اکنون او را دیدم!
زنان و کودکان
از شنیدن این سخن گریان شدند و شیون از ایشان برخاست.
یزید از خواب بیدار شد و
گفت: چه خبر است؟ جریان را به او خبر دادند.
آن لعین دستور داد سر پدر را برای
او ببرند، سر را آوردند و در دامنش گذاشتند.
گفت: این چیست؟ گفتند: سر پدر توست
. آن کودک هراسان شد، ترسید و فریاد بر آورد، بعد مریض شد و در همان روزها در دمشق از دنیا رفت.(3)

  ادامه مطلب  
   + خلیل رنجبر - ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸