با ولایت زنده ایم
ملتی که بصیرت نداشته باشد فریب می خورد. امام خامنه ای (روحی فداه)
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۳

امام صادق(ع) می فرمایند:  

کانَ الحَسَنُ سلام الله علیه أشبَهَ النّاسِ بِرَسولِ اللَّهِ خَلقاً و سُؤدُداً و هَدیاً.

امام حسن سلام الله علیه در خلقت و سیرت و شرافت شبیه‌ ترین مردم به رسول خدا بود.

الإرشاد،ج 2، ص 5

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳

شیطانِ امروز که از راه اینترنت و ماهواره و روشهای ارتباطیِ مدرن و فوق مدرن سراغ شما می‌آید، حرفهای مدرنی هم دارد ، سخت‌افزارش را مدرن کرده، نرم‌افزار مدرن هم دارد. شبهه‌آفرینی دارد، اخلال در عقیده دارد، ایجاد تشویش در ذهن دارد، تزریق ناامیدی دارد، ایجاد اختلاف دارد.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳

این حلقات «صالحین»، از کارهاى بسیار خوب و برجسته است و در طریق همین تکمیل بسیج قرار دارد که ان‌شاءالله روز به روز باید آن را کاملتر کرد. کیفیتها باید بالا برود؛ البته کیفیت بر کمیّت ترجیح دارد، لکن کمیّتِ با کیفیت هم داراى اهمیت است؛ یعنى گسترش سطحى و عرضى همراه با عمق‌یابى، هر دو باید مورد توجه قرار بگیرد. امروز دنیاى اسلام محتاج این حرکت بسیجى است.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳

حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی):

گاهى بعضى از جوانهاى ما که مراجعه میکنند و جوابى نمى‌شنوند، به من نامه مینویسند و التماس میکنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستى بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزه‌ى با صهیونیست‌ها است و جمهورى اسلامى‌ [هم این را] نشان داده است. ۱۳۹۳/۰۹/۰۴

نویسنده: خلیل رنجبر - دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳

آیه شماره 142  از سوره مبارکه النساء

متن آیه:  إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا

ترجمه آیه: منافقان با خدا نیرنگ مى‏کنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند با مردم ریا مى‏کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى‏کنند

تفسیر آیه: فریبکارى، بى نشاطى در نماز، ریاکارى و غفلت از یاد خدا، از نشانه‏هاى نفاق است. «ان المنافقین یخادعون، یراؤون، لا یذکرون»

منافقان بدانند که با خدا طرفند. «و هو خادعهم»

کیفر خدا متناسب با عمل است. «یخادعون الله و هو خادعهم»

نماز منافقان نه روحیّه دارد، نه انگیزه، نه مقدار. «کسالى، یراؤون، قلیلاً»

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۳

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)فرمود: إنَّ لِقَتلِ الحُسَینِ حَرارَةً فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لا تَبرُدُ أبَداً؛[1] کشته شدن حسین(ع) چنان داغى در دل مؤمنان است که هرگز سرد نشود. دشمنان با دیدن گرایش حیرت انگیز مردم جهان به نهضت امام حسین(ع) به ترفندهای مختلف در صدد هستند این گرایش خدایی را کم رنگ کنند. با همه شیطنت‌هاو شبهات و تهمت‌ها و شایعات نه تنها نتوانستند این گرایش را کم رنگ کنند بلکه سال 1392 در اربعین بیشتر تجمع مسالمت آمیز در جهان در کربلای رقم خورد و در کتاب گینس به عنوان رکورد ثبت شد. یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ[2] ؛ می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، و خدا جز به کمال، رساندن نور خود نمی خواهد هر چند کافران را خوش نیاید.

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد*** آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست

حفظ نمادهای دینی مهم است. یونگ، روان‌شناس معروف، قوت دین را به نمادهای آن می‌داند. آیت‌الله بهجت با ساده زیستی و زهدی که داشت، تأکید زیادی کردند تا گنبد و حرم حضرت معصومه مرمت شود.

* دشمن از روی غیظ با نمادهای دینی مخالفت می‌کند و نمادهای انحرافی وارد می‌کند و خود اقدام به نمادسازی می‌کند. ضرب المثل می‌دونم کجات می‌سوزه چقدر به دشمنان شیعه و اسلام تناسب دارد.[3]

پی نوشت :

1. دانشنامه امام حسین(ع)، ج10، ص32،ح2763

2. توبه، 32.

3. می‌گویند اربابی در دستشویی بود آب خواست نوکر او برایش یک آفتابه آب داغ برد. ارباب هنگام طهارت سوخت وقتی بیرون آمد نوکرش را زد. او می‌گفت می‌دونم کجات می‌سوزه.

منبع: نرم افزار تافته جدانابافته، سایت گفتگوی دینی - کتاب روان شناسی و تبلیغ غیر مستقیم(باتأکید بر باورهای غلط)، کتابخانه سایت گفتگوی دینی. دات کام

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۱ آذر ۱۳٩۳

نوشتن

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

قَیِّدُوا الْعِلْمَ بِالْکِتَابِ.

علم را با نوشتن زنجیر کنید.

تحف العقول ،ص: 36

======================

سخن محبت آمیز

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً.

 این سخن مرد به زنش که (دوستت دارم) هرگز از یاد زن نمی رود.

الکافی ،ج 5، ص 569

======================

تبلیغ دین

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ بِکَ رَجُلًا وَاحِداً خَیْرٌ لَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا.

اگر خدا یک نفر را به دست تو هدایت کند برای تو از دنیاو آنچه در دنیاست بهتراست.

منیه المرید، ص 101

======================

  زن کم خرج

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَکَةً أَیْسَرُهُنَ مَئُونَة.

پر برکت ترین زنان کم خرجترین ایشان است.

مستدرک الوسائل ،ج 14، ص 162

======================

امانت داری

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

الْأَمَانَةُ تَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ الْخِیَانَةُ تَجْلِبُ الْفَقْرَ.

امانت داری روزی را می افزاید و خیانت باعث فقر می شود.

تحف العقول،ص 47

======================

والدین

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

نَظَرُ الْوَلَدِ إِلَى وَالِدَیْهِ حُبّاً لَهُمَا عِبَادَةٌ.

 نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادر عبادت است.

تحف العقول، ص 46

======================

راستگویی

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

أَقْرَبُکُمْ مِنِّی غَداً فِی الْمَوْقِفِ أَصْدَقُکُمْ لِلْحَدِیثِ.

 روز قیامت نزدیکترین شما به من راستگویانند.

تحف العقول، ص 46

======================

سر بار مردم

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى کَلَّهُ عَلَى النَّاسِ .

 کسى که رنج خود را بر دوش مردم افکند، ملعون است.

تحف العقول، ص 37

======================

کسب حلال

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

الْعِبَادَةُ سَبْعَةُ أَجْزَاءٍ أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَالِ.

عبادت هفت جزء است و از همه بهتر تحصیل روزى حلال است.

تحف العقول، ص 37

======================

انتظار فرج

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ.

بهترین جهاد امت من انتظار فرج است.

تحف العقول، ص37

======================

پیام آور خوبی ها

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق .

همانا من مبعوث شدم تا فضائل اخلاقی را به کمال برسانم.

بحارالانوار ،ج16،ص210

======================

آثار صدقه

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

إنّ اللَّه لیدرأ بالصّدقة سبعین میتة من السّوء.

 همانا خداوند بوسیله صدقه از هفتاد نوع مرگ بد جلوگیری می کند.

بحارالانوار ،ج59،ص259

======================

بی نیازی از طبیب

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

کُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی وَ أَمْسِکْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی .

تا گرسنه نشدی غذا نخور و قبل سیرشدن دست از خوردن بکش.

بحارالانوار ،ج 59،ص290

======================

معروف آسمانیان

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْض.

 همانا حسین بن علی نزد آسمانیان مشهورتراز زمین است.

بحار الانوار ،ج91،ص184

======================

ستایش فاجران ممنوع

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

إِذَا مُدِحَ الْفَاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ.

 وقتی فاجران ستوده شوند عرش خدا به لرزه می آید و خدا خشمگین می شود.

تحف العقول، ص 46

======================

افراد قابل ترحم

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

ارْحَمُوا عَزِیزاً ذَلَّ وَ غَنِیّاً افْتَقَرَ وَ عَالِماً ضَاعَ فِی زَمَانِ جُهَّالٍ.

 به عزیزى که خوار شده و ثروتمندى که فقیر گشته و به دانشمندى که به زمان مردمانى نادان تباه شده، رحم آورید.

تحف العقول ،ص 36

======================

دو نعمت پنهان

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

خَلَّتَانِ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ فِیهِمَا مَفْتُونٌ الصِّحَّةُ وَ الْفَرَاغُ.

 دو خصلت است که بسیارى از مردم از آنها غافلند: تندرستى و آسودگى خاطر.

تحف العقول ،ص 36

======================

سخاوت به جا

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:  

وَ قَالَ ص إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْجَوَادَ فِی حَقِّهِ.

 خدا سخاوتمند بجا را دوست مى دارد.

تحف العقول ،ص 36

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۱ آذر ۱۳٩۳

احمد پسر داود مى گوید: همسایه اى داشتم ، به نام على پسر محمد، نقل کرد: ماهى یک مرتبه از کوفه به زیارت قبر امام حسین (ع) مى رفتم ، چون پیر شدم و جسمم ناتوان شد، نتوانستم به زیارت امام بروم . یک بار پاى پیاده به راه افتادم ، پس از چند روز به زیارت قبر مطهر امام مشرف شدم و سلام کردم و دو رکعت نماز زیارت خواندم و خوابیدم . در عالم رؤیا دیدم امام حسین (ع)از قبر بیرون آمد و فرمود: اى على ! چرا در حق من جفا کردى ؟ در صورتى که تو به من مهربان بودى ؟

عرض کردم :سرورم ! جسمم ضعیف شده و پاهایم توان راه رفتن ندارد و احساس مى کنم عمرم به پایان رسیده است و اکنون که آمده ام چند روز در راه بودم و با سختى بسیار به زیارتت مشرف شدم، دوست دارم روایتى را که نقل کرده اند از خود شما بشنوم .

حضرت فرمود: بگو کدام است ؟

عرض کردم :روایت کرده اند؛ که فرموده اید: هر کس در حال حیاتش مرا زیارت کند، من او را پس از وفاتش زیارت خواهم کرد؟

امام (ع)فرمود:بلى من گفته ام (افزون بر این ) هرگاه ببینم زوار من گرفتار آتش جهنم است ، او را از آتش جهنم بیرون مى آورم .

بحار: ج 101، ص 16.به نقل از داستانهای بحار – ج4

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ٢۱ آذر ۱۳٩۳

ابن شهر آشوب روایت کرده است که حضرت امام حسین (ع)فرمود: بهترین اعمال بعد از نماز، داخل کردن سرور در قلب مؤمن است به گونه ای که همراه گناه نباشد، به درستى که من دیدم روزى غلامى با سگى طعام مى‏خورد، من از سبب آن پرسیدم گفت: یا بن رسول اللَّه من مغمومم مى‏خواهم او را شاد گردانم، شاید شادى او موجب شادى من گردد، زیرا که مالکى دارم یهودى و مى‏خواهم از دست او نجات یابم. حضرت چون این سخن را از غلام شنید، رفت به نزد یهودى که مالک او بود و فرمود: دویست دینار طلا مى‏دهم که غلام خود را به من بفروشى، یهودى گفت: من غلام را فداى گامهاى تو کردم که برداشته‏اى و به خانه من آمده‏اى، و این بستان را نیز به او مى‏دهم، و مال را به تو پس مى‏دهم، حضرت فرمود: مال را به تو بخشیدم، یهودى گفت: قبول کردم و به غلام بخشیدم، حضرت فرمود: غلام را آزاد کردم و مالها را به او بخشیدم، زن یهودى گفت: من مسلمان شدم و مهر خود را به شوهر بخشیدم، یهودى گفت: من نیز مسلمان شدم و این خانه را به زن خود بخشیدم‏

جلاء العیون، المجلسی ،ص:504

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR طی فراخوانی اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان که مربوط به احکام عزاداری است، پاسخ می‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه متن  پاسخ‌ ایشان به این سوالات ارائه می‌شود:

یک عزاداری مورد رضایت اهل بیت (ع) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

در جواب باید عرض کنیم عزاداری دو حیث دارد: یک حیث محتوایی است و مطالبی که گفته می‌شود، یک حیث قالب و شیوه عزاداری است. از نظر محتوا آنچه که گفته می‌شود نباید مطالب حرام و خلاف شرعی باشد، یعنی دروغ نباشد، غلو نباشد، موجب وهن به مذهب نباشد، موجب تنقیص مقام اباعبدالله (ع) و معصومین (ع) نباشد و همچنین موجب پایین آمدن مقام خود مومنین و عزاداران هم نباشد؛ یعنی از نظر محتوا یعنی مطالب مستند باشد، خلاف عقاید مکتب اهل بیت نباشد، خلاف مرام اهل بیت نباشد الی آخر که توضیح داده شد. نسبت به شیوه عزادارای اولا همراه با کار حرام نباشد مثل موسیقی حرام و امثال اینها، و موجب وهن مذهب هم نباشد، یعنی کاری نکنند که سوژه به دست دشمنان بیافتد و با این شیوه عزاداری که داریم، آنها علیه مکتب اهل بیت و پیروان مکتب اهل بیت تبلیغ سو داشته باشند. اجمالا این را می‌توانیم ویژگی‌های عزاداری مناسب مورد رضایت اهل بیت برشماریم.

با توجه به اطعام‌هایی که در ایام محرم داده می‌شود و انسان به حلال بودن آنها یقین ندارد، آیا خوردن آنها اشکال دارد؟ لطفا هم از نظر فقهی و هم از نظر اخلاقی پاسخ فرمایید. اگر نذری کسی که خمس نمی‌دهد را بخوریم چطور؟

در مواردی که انسان غذایی را یقین ندارد به حرام بودنش، اطعام می‌کنند عزاداران را، غذایی پختند در این ایام برای شما می‌آورند یا فردی مثلا نذری می‌دهد و شما یقین دارید که خمس نمی‌دهد، به نظر حضرت آقا خوردن آن غذا، چون یقین به حرام بودن یا مخلوط به حرام بودن ندارید، یعنی یقین ندارید این غذا حرام است، یقین ندارید که متعلق خمس است، یعنی خمس در این غذا است، خوردنش اشکال ندارد.

اما از نظر اخلاقی - چون پرسیدند - بعضی‌ها می‌گویند اگر باشد ممکن است اثر وضعی داشته باشد. خب اگر بتوانید احتیاط کنید خوب است؛ به این معنا که اگر تبعات سویی ندارد نخورید، قبول نکنید، یا اینکه اگر مثلا متعلق خمس هست - نه به این معنا که حتما متعلق به خمس است یعنی شبه دارید - خودتان خمسش را بپردازید یا اگر موردی هست که ممکن است از باب شبهه حرام، یعنی مال مردم مثلا باشد، به عنوان رد مظالم بپردازید؛ گرچه واجب نیست. حکم اولی که گفتیم شما یقین ندارید غذا از حرام است یا مخلوط به حرام است، خوردنش اشکالی ندارد. بنابراین در مجالس عزا که شرکت می‌کنید و اطعام می‌کنند غذا می‌دهند طعام برای شما می‌آورند و امثال اینها، خوردنش اشکال ندارد، از نظر فقهی حرام نیست. اما اگر کسی بخواهد - خلاصه به قول معروف جز اولیای الهی باشد - پرهیز بیشتری داشته باشد احتیاط خوب است.

 نظر آقا در مورد برهنه شدن در عزاداری چیست؟ اگر فیلمبرداری نشود و زنان نیز نبینند چطور؟ آیا از نظر فقهی، ایشان حرام میدانند این کار را؟

در پاسخ به این سوال باید عرض کنیم حضرت آقا توصیه فرمودند به برخی از مداحان که در عزاداری‌ها برهنه نشوند. اما این به عنوان یک فتوای فقهی نیست که ما بگوییم حرام است. خب اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئله سویی بر آن مترتب نیست، دشمنان سواستفاده نمی‌کند خب ممکن است بگوییم حرام هم نباشد؛ مثلا یک جمع محدودی هستند فیلمبرداری هم نمی‌کنند، فقط مردان هستند حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه می‌زنند؛ اما به طور کلی توصیه ایشان این هست - به عنوان یک توصیه - که در عزاداری‌های مردها برهنه نشوند. چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله سواستفاده کنند برای تبلیغ علیه مکتب اهل بیت.

اگر شخصی در روضه‌ها به صورتش دست بزند تا جایی که صورتش زخم شود، حتی کبود شود، آیا این عمل مشکلی دارد؟

در پاسخ باید عرض کنیم در حد کبود شدن که حالا ممکن است با زنجیر زدن با سینه زدن بدن کبود شود، اگر ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد به نظر حضرت آقا اشکالی ندارد. اما کارهایی فراتر از اینها که ممکن است دشمنان سواستفاده کنند، مثل مجروح کردن خود، مثلا بدن را زخم کردن مثل قمه زدن، مثل عبور از روی آتش و امثال اینها که در بعضی جاها برخی از افراد انجام می‌دهند، چون به هر حال اعمال مستندی نیست، در عزاداری‌ها نه وارد شده است، نه سیره بر این بوده است و امروزه هم دشمنان از اینگونه اعمال علیه مکتب اهل بیت و پیروان اهل بیت سواستفاده می‌کنند، اگر در آن حد باشد بله اشکال دارد. اما اگر در همین حد که متعارف است سینه میزنند زنجیر می‌زنند بدنشان ممکن است سرخ شود کبود شود، در حد متعارفش که ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد، اشکالی ندارد.

آیا هروله کردن در عزاداری اشکال دارد؟

اگر موجب وهن مذهب نباشد، یعنی دیگران سواستفاده نکنند علیه مکتب اهل بیت، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی توصیه این هست که از اینگونه اعمال در عزاداری ها پرهیز کنند.

در پاسخ سوال هایی که معمولا در مورد شیوه ی عزاداری و برخی از کارهایی که در عزاداری صورت میگیرد و اشکال شرعی هم ندارد مثل تعزیه‌خوانی و امثال اینها، وقتی سوال شده است، ضمن تایید آن عزاداری‌های متعارف و متعادلی که از دیرباز بین مومنین مرسوم بوده اضافه فرمودند: " بهتر آن است که مجلس ذکر مصیبت برپا کنند". پس معلوم است که اینگونه کارهای متعارف مثل هیئت‌های عزاداری مثل سینه‌زنی و زنجیرزنی به طور متعارف اینها اشکالی ندارد و جزء شعائر دینی ما الان محسوب می‌شود. اما یک کارهایی که موجب وهن مذهب است در شان مومن نیست این کارها را انجام دهد، دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب تشیع، آن کارها جایز نیست.

در برخی هیئت‌ها به علت استقبال پرشور جوانان و تراکم جمعیت و کمبود جا در حسینیه‌ها، خیابان‌های اطراف بسته شده یا تردد در آنها با مشکل مواجه می‌شود. آیا این کار اشکال دارد؟ یا اینکه صدای عزاداری خیلی بلند باشد، اگر موجب آزار و اذیت نشود چطور؟ و اگر اشکال دارد، آیا شرکت در این مجالس با علم به اینکه داخل حسینیه نمیتوان حضور پیدا کرد اشکال دارد؟

اولا بدانیم که عزاداری حضرت اباعبدالله حسین از افضل قربات است. تاثیر بسیار زیادی و آثار و برکات بسیار زیادی دارد و همچنان باید این مراسم عزاداری اباعبدالله حسین (ع) زنده بماند و تاکید بر آن هست. خود سیره مقام معظم رهبری هم بر این است که در برخی از ایام سال مجلس عزا برپا می‌کنند، ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی می‌شود در محضر ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت‌های عزاداری و دسته‌ها اینها جز شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا.

خب به طور طبیعی برخی از خیابان‌ها بسته می‌شود برخی از راه‌ها بسته می‌شود گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند که به طور بسته نشود بهتر است. اما مثل راهپیمایی روز قدس راهپیمایی 22 بهمن مثل تاسوعا عاشورا امثال اینها طبیعی است که اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع که شخصی در حسینیه‌ای یا در منزل خودش مجلس عزایی برپا کرده است ولو عزاداری سید و سالار شهیدان باشد، خلاف مقررات نظام باشد یعنی بستن راه‌ها، یا راه را بر مردم ببندند به خاطر مجلس عزاداری شخصی - گرچه عرض کردم حساب تاسوعا عاشورا جداست و اصلا خروج این هیئت‌ها و دسته‌ها جز شعائر دینی محسوب می‌شود و به طور طبیعی خیلی راه‌ها بسته می‌شود مردم هم مطلع هستند و قالب مردم هم در این مراسم شرکت دارند - اما در غیر این مواقع مومنین باید مراعات کنند، راه بر مردم بسته نشود و صدای بلندگوها آزاردهنده نباشد و مردم را اذیت نکند، همچنین صدای طبل و امثال اینها و کارهای دیگری که جانبی است - مثل ایستگاه‌های صلواتی که برپا می‌کنند - خوب است؛ ولی یک جایی باشد که هم راه مردم بسته نشود، ایجاد مزاحمت نشود و نظافت خیابان ها حفظ بماند. اما پرسیدند آیا شرکت در چنین مجلسی اشکال دارد؟ نه، شرکت در آن مجلس ولو جا هم نباشد اشکالی ندارد، ولی شما مزاحمت ایجاد نکنید و راه را نبندید.

آیا گفتن ذکر حسین (ع) در سینه‌زنی و به اصطلاح شور تند و پشت سر هم، بی احترامی است و اشکال شرعی دارد؟ آیا این مصداق غنای روضه‌خوانی است؟

ظاهرا مصداق غنا نباشد، اما باز یک توصیه‌ای رهبر انقلاب داشتند به برخی از مداحان که این تکرار این الفاظ ثمره چندانی ندارد و عین عبارت این بود که فرمودند " این مداحی شما، نوحه‌خوانی شما باید حکم یک منبر آموزنده را داشته باشد". یعنی قصیده‌هایی را بخوانید مطالبی را داشته باشد که مردم بر معرفت‌شان نسبت به ائمه اطهار و تاریخی که گذشته است، وقایعی که در عاشورا اتفاق افتاده است اطلاع بیشتری پیدا کنند؛ باید یک منبر آموزنده باشد. و می‌فرمودند که تکرار این الفاظ ثمره‌ای ندارد. البته نمی‌توانیم به طور کلی بگوییم حرام است؛ نه حرام نیست و به عنوان یک فتوا نیست. به عنوان یک توصیه که به جای تکرار این الفاظ مطالبی گفته شود که برای مخاطبین ضمن اینکه عزاداری هست مفید هم باشد و بر معرفت آنها بیافزاید و چیز یاد بگیرند.

به تازگی یک مغازه‌ای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتری‌ها در منطقه ما بیشتر می‌شود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، می‌خواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟

مومنین در ایام عزای معصومین (ع) از یکسری کارها پرهیز می‌کنند: مثلا مجلس شادی ندارند اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد. معمولا کارها را تعطیل می‌کنند که در این مراسمی که جز شعائر مذهبی شناخته می‌شود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به ایاعبدالله حسین، بله این اشکال دارد.

اما اگر یک مغازه‌ای است که چند ساعتی باز می‌کند که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را می‌بیندید و هیچ از آن برداشت نشود که بی‌‌احترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین (ع) است، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر می‌کشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین (ع) شرکت میکنند.

راجع به قمه‌زنی نظر حضرت آقا را پرسیدند که به نظر ایشان چه حکمی دارد؟ آیا مقلدین سایر مراجع هم باید از این دستور تبعیت کنند؟ و نکته دوم اینکه آیا مخفیانه بودن یا مخفیانه نبودن آن با هم فرقی دارد؟

خب نظر آقا را در مورد قمه‌زنی، شاید همه شنیده باشید که ایشان این کار را در وضعیت فعلی حرام می‌دانند. تعبیر ایشان این بود که نه سابقه‌ای دارد - این کار حالا ممکن است یک سابقه‌ای داشته باشد اما در گذشته‌های دور یک چنین کارهایی مثل قمه‌زنی سابقه‌ای بین مومنین نداشته است - افزون بر اینکه امروزه از این عمل دارد علیه مکتب اهل بیت و علیه شیعیان سواستفاده می‌شود.

شما اگر مراجعه کنید به برخی از سایت‌ها و کلمه شیعه را بزنید، همین تصویر قمه‌زنی دیده می‌شود. فلذا بله این کار به نظر حضرت آقا حرام است و باید از این کار پرهیز شود و فراتر از فتوا، ایشان تعبیرشان این بوده که قمه نزنند و حتی تعبیری داشتند که این عزاداری نیست، بلکه تخریب عزاداری است. بنابراین همه مومنین و مقلدین سایر مراجع با کمال احترام به مراجع معظم تقلید، از این دستور باید تبعیت کنند و از اینگونه کارها در عزاداری که اینها عزاداری نیست، بلکه به ضرر مکتب اهل بیت هست پرهیز کنند. و فرقی هم بین قمه‌زنی مخفیانه یا علنی نگذاشتند؛ بنابراین حتی جداگانه هم سوال شده است در مورد اینکه مخفیانه بروند قمه بزنند، فرمودند نه این کار را هم نباید بکنند و منع کردند.

لعن برخی از دشمنان اهل بیت در مکان‌های عمومی یا خصوصی چه حکمی دارد؟

این هم از جمله سوال‌هایی است که بارها پاسخش را شاید همه شما از خود حضرت آقا شنیده باشید و همین اواخر بیشتر تاکید داشتند. به خاطر این فتنه‌هایی که در جهان اسلام پیش آمده است و برادرکشی و مسلمان کشی بین برخی از مسلمانان و ضرری برای جهان اسلام دارد و سودش را استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل می‌برد. بارها شنیدید که ایشان فرموده‌اند به مقدسات سایر مذاهب توهین نکنید و توهین به مقدسات سایر مذاهب را حرام دانستند.

به علاوه هر عملی که موجب تفرقه بین مسلمانان شود، ایشان آن را منع کردند و حرام دانستند. بنابراین مومنین از کارهایی که به هر حال سودی ندارد، بلکه ضرر دارد و موجب اختلاف بین مسلمان‌ها می‌شود و موجب برادرکشی بین مسلمانان می‌شود یا موجب وهن مذهب هست یا به نحوی توهین به مقدسات سایر مذاهب اسلامی است انشالله بپرهیزند که این عمل جایز نیست.

سوالی دومی که در اینجا مطرح شده این است که در این مجالس می‌شود شرکت کرد یا نه یک وقت هست شما شرکت می‌کنید آن منبری را یا آن مداح را از این کار خودش باز می‌دارید حالا با تذکر محترمانه که از این گفته‌های تفرقه‌انگیز بپرهیزد این گاهی وقت‌ها لازم و واجب است اما اگر نه شرکت شما این اثر را ندارد بلکه تقویت می‌شود او مجلس چنین افرادی که تفرقه می‌اندازند تقویت می‌شود بله گاهی وقت ها شرکت در چنین مجالسی جایز نیست و باید پرهیز شود.

نظر حضرت آقا در مورد الفاظی که در عزاداری‌ها و نوحه‌ها استفاده میشود و در شان یک مسلمان و حتی انسان نیست و نسبت دادن یکسری الفاظ رکیک به خود چه حکمی دارد؟

کلا در عزاداری آن نزاکت و سنگینی و وزانت عزاداری باید حفظ شود. در پاسخ یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم که هم باید از مطالبی که حرام است - مثل کذب مثل غلو نسبت به ائمه اطهار - پرهیز شود و هم باید از مطالبی که دون شان یک مسلمان است، پرهیز شود. اصلا اسلام پیروان خودش را وزین سنگین و باوقار و مستقل می‌پسندد. شما نگاه کنید از جمله لباس‌های حرام، لباس شهرت است و لباس شهرت یعنی لباس سبک، لباسی که در شان یک مسلمان نیست، لباسی که از نظر رنگ دوخت یا کیفیت پوشیدن یا حتی اندراس به گونه‌ای است که اگر طرف بپوشد در جامعه انگشت‌نما می‌شود، این در شان یک مسلمان نیست. لذا در تعابیری که خوانده می‌شود در نوحه‌ها ولو حالا در مقام اظهار ارادت به معصومین یا به اباعبدالله باشد، اما در شان یک مومن نیست چنین الفاظی به کار ببرد، آنها هم شایسته نیست در عزاداری و از آن پرهیز شود.

در مواقعی ایام عزاداری با مناسبت‌های دیگر همچون شب یلدا و عید نوروز همزمان می‌شود. پذیرایی از مهمان‌ها با شیرینی و آجیل چه حکمی دارد؟

همه می‌دانیم که مومنان و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت مخصوصا اباعبدالله حسین (ع) در ایام عزای آن حضرت، یکسری کارهای شاد و شادی‌آفرین را کنار می‌گذارند. حتی لباس شاد نمی‌پوشند و مجلس شادی برگزار نمی‌کنند - حالا ممکن است عقدی خوانده شود به عنوان سنت پیغمبر و ازدواجی صورت بگیرد - اما مجلس شادی برپا نمی‌کنند چرا؟ به خاطر مراعات احترام حضرت اباعبدالله و همچنین ایام عزای ایشان.

و لذا شایسته نیست که در مناسبت‌هایی مانند مناسبت ملی که با ایام عزای اباعبدالله حسین یا پیامبر اعظم یا ائمه دیگر تلاقی دارد و همزمان شده است، شایسته یک مومن نیست که به شادی بپردازد. من یک توضیح مختصری خدمت شما عرض کنم: اگر ما خودمان را واقعا عزادار اباعبدالله حسین می‌دانیم و عزادار پیامبر می‌دانیم یا در عزای سایر ائمه خودمان را عزادار می‌دانیم، آیا شخص عزادار که عزیزی را از دست داده، پدری را از دست داده، فرزندی را از دست داده، مجلس شادی برگزار می‌کند؟ گاهی وقت‌ها اقوام بستگان آشنایان به خاطر مرگ یک نفر از خاندان، مدت‌ها دیگر مجلس شادی برپا نمی‌کنند.

برای چی؟ برای اینکه خودشان را عزادار میدانند و لذا از نظر حکم فقهی نمی‌توانیم بگوییم حرام است، اما شایسته نیست. مگر اینکه بله در آن ایام اگر کسی مجلس شادی برپا کند یا در آن شب‌ها، به نحوی اهانت و توهین به صاحب آن ایام باشد، به پیامبر اعظم سایر ائمه به اباعبدالله؛ اگر توهین تلقی شود یا قصد خدای ناکرده توهین و جسارت داشته باشد این حرام است و باید پرهیز شود.

آیا انسان می‌تواند در هنگام سخن گفتن و توسل کردن به ائمه دستان خود را مانند دعا به سمت آسمان بگیرد؟

همه می‌دانند که ما دعا را از خدا می‌خواهیم؛ یعنی درخواست حاجت از خداوند است و ائمه اطهار را واسطه فیض الهی می‌دانیم و به آنها توسل می‌جوییم به عنوان حجج خداوند، به عنوان اولیای الهی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارند آنها را واسطه قرار می‌دهیم. وابتغوا الیه الوسیله؛ این دستور قرآن است.

بنابراین توسل به آنها به عنوان وسیله و شفیع و کسی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارد و اصل حاجت را از خداوند می‌خواهیم. بنابراین اگر دست به دعا برداشتند و خدا را قسم دادند - مثلا به امام حسین، به پیامبر اعظم و سایر اولیای الهی - دعایی داشتند و حاجتی خواستند، این اشکالی ندارد. همه می‌دانند که ما اعتقادمان بر این هست که شخص پیامبر و ائمه اطهار، عباد الهی هستند، بندگان واقعی خدا هستند.

ما در تشهد می‌خوانیم اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له، اول شهادت به وحدانیت خداوند، بعد از آن می‌خوانیم و اشهد ان محمد عبده و رسوله؛ یعنی حتی پیامبر را به عنوان عبد و بنده خدا و فرستاده خدا می-دانیم. همه مراجع معظم تقلید و حضرت آقا فتوای‌شان بر این است که اگر کسی به حرم مشرف شد و برای صاحب حرم، حتی امام، سجده کند آن سجده حرام است؛ سجده فقط برای خدا.

سجده شکر به عنوان شکر الهی جهت زیارتی که نصیبش شده این اشکالی ندارد، اما سجده برای امام نیست اگر ضریح بوسیده می‌شود اگر در و دیوار بوسیده می‌شود به خاطر شدت ارادت به صاحب آن خانه است، نه اینکه اینها علاقمند به آهن و فولاد و سنگ و آجر باشند، مثل بوسیدن پیراهن حضرت یوسف است که پیامبر خدا حضرت یعقوب بوسید و بر چشم خود گذاشت.

منظور مقام معظم رهبری در خصوص عدم شرکت زنان در دسته‌جات عزاداری چیست؟ لطف نظر مبارک ایشان را تبیین فرمایید. چرا که در ایام شهادت ائمه بسیاری از هیئات مذهبی اقدام به راه‌اندازی دسته‌جات مذهبی می‌نمایند و زنان نیز پشت سر مردان حضور دارند. آیا این حضور زنان در پشت سر مردان در دسته‌جات اشکال دارد؟

اولا اگر مصداق اختلاط محرم و نامحرم باشد که حرام است که دیگر حدودی برای این مسئله مشخص شده است و همین جا توصیه میکنیم در هیئت‌ها و در مجالس عزا، همه جا باید این رعایت شود و خانم‌ها حجاب‌شان را مراعات کنند و همه نگاه‌شان را نگه دارند؛ نگاه به نامحرم. اما در خصوص اینکه خانم‌ها هم دنبال دسته عزا راه بیافتند و دسته عزاداری راه بیاندازند گفتند این شایسته نیست که خانم‌ها هیئت عزاداری و دسته عزاداری داشته باشند؛ حتی دنبال دسته‌های عزاداری راه بیافتند. شیوه عزاداری از قدیم‌الایام مرسوم بوده و خانم‌ها هم در مجلس عزا شرکت می‌کردند با مراعات حدود و ثغور شرعی و حجاب و عفاف.

اکثر هیئت‌های محلی که به مدت ده روز برگزار می‌شود، جهت چراغانی جلوی تکیه یا هیئت از برق اصلی شهر انشعاب گرفته و استفاده می‌کنند. حکم شرعی چیست؟

اگر با مجوز شرعی باشد اشکالی ندارد؛ اگر تازه با مجوز قانونی باشد ولی آن وجه برق را باید پرداخته شود، باید بپردازند. اما اگر بدون مجوز باشد، اصل کار خلاف است و موجب ضمان هم هست یعنی هزینه برق مصرفی را باید بپردازند. عزادار سید و سالار شهیدان به هر حال قانون نظام اسلامی را رعایت می‌کند و نسبت به این حقوق عمومی و بیت‌المال هم مواظبت دارد.

آیا پوشیدن لباس مشکی در ایام عزای سید و سالار شهیدان اباعبدالله حسین کراهت ندارد؟ با توجه به حکم کلی که پوشیدن لباس سیاه کراهت دارد و در نماز نیز مکروه است. و اگر کسی نذر کرده باشد آیا نذر او صحیح است؟

ما یک حکم کلی داریم در خصوص پوشیدن لباس تیره مشکی که کراهت دارد و نماز خواندن با آن هم ثواب نماز را کم می‌کند؛ این فتوای حضرت آقا هم هست. اما تبصره هم دارد نسبت به عبا عمامه و کفش استثنا شده و اگر مشکی باشد کراهت ندارد. و همچنین یک حکم کلی نسبت به عزادار داریم که صاحب عزا خوب است به گونه‌ای باشد که معلوم باشد عزادار هست و این لباس مشکی پوشیدن عزادار هنگام سوگواری امام حسین و ائمه بزرگوار، امروزه نشانه این هست که طرف می‌خواهد نشان دهد من عزادار هستم. بنابراین حکم کراهت را ندارد. بنابراین اگر کسی نذر کرده باشد با شرایط نذر شرعی، طبق نذرش هم اگر بتواند باید عمل کند.

اما توجه داشته باشید به هر حال عزادار بودن شیوه‌های مختلفی دارد. حالا ممکن است با پوشیدن لباس مشکی باشد یا با پرهیز از افعال و کارهای شاد یا با گریه کردن و گریستن و شیوه‌های مختلف دیگر. به هر حال ما امیدوار هستیم بتوانیم این حالت عزاداری را در این ایام سوگواری مراعات کنیم.

پدرم مبلغی را به عنوان رد مظالم وصیت نموده. نظر مقام معظم رهبری در مورد اینکه این مبلغ صرف امور فرهنگی هیئت‌ها و عزاداری امام حسین (ع) و اطعام قرار گیرد چیست؟

مظالم عباد که اصطلاحا می‌گویند رد مظالم مصرفش فقرا هستند و بنابر احتیاط باید با اجازه باشد، یعنی با دفتر حضرت آقا تماس بگیرند بعد به مصرف فقرا برسانند. نگاه گنید بودجه‌ها در بیت‌المال مصارفش مشخص است. مثلا زکات مصارف خاص خودش را دارد خمس مصارف خاص خودش را دارد کفارات مصارفش فقرا هستند و مظلم عباد همچنین. اینها مشخص شده باید نظام‌مند و هدفمند باشد و در جای خودش مصرف شود.

مصرف مظالم عباد، فقرا هستند باید هم با اجازه باشد؛ بنابراین نه در عزاداری می‌شود خرج کرد نه در امور فرهنگی عزاداری مظالم عباد را می‌شود خرج کرد. در امور اطعام، اگر اجازه گرفته باشید اولا که موافق احتیاط است، ثانیا کسانی که اطعام می‌کنید فقیر باشند اشکالی ندارند. اما اگر عموم عزاداران فقیر نباشند، نمی‌توانید به عنوان مظالم عباد بپردازید؛ حالا طرف وصیت کرده باشد یا خودتان می‌خواهید بپردازید یا در اختیار شما قرار دادند مظالم عباد را به اینگونه مصارف نمی‌شود رساند و خرج کرد. بلکه باید اجازه گرفته شود و به فقرا داده شود.

آیا می‌شود اضافه خرج ایام فاطمیه را در محرم خرج کرد؟

اگر مردم آنچه را که به دست اندرکاران هیئت داده اند برای ایام فاطمیه، در محرم نمی‌توان خرج کرد. ولی اگر داده باشند برای عزاداری به طور مطلق، یعنی معلوم باشد برای عزاداری دادند چه ایام فاطمیه چه ایام محرم اشکالی ندارد. یا اینکه افرادی که دریافت کردند این مبالغ را اجازه گرفتند یا وکالت تام گرفتند برای مخارج عمومی عمومی عزاداری در ایام مختلف، آن هم اشکالی ندارد. اما اگر مشخص نباشد یعنی اجازه نگرفته باشند یا مردم دادند برای عزاداری ایام فاطمیه، نمی‌شود در ایام محرم خرج کرد و عکس مطلب هم همین است.

با سلام ضمن تشکر از این اقدام خوب و به موقع. سوال من این است چهل روز روضه نذر کرده‌ام اما شرایط خانه‌ام طوری نیست که همه چهل روز را روضه‌خوانی داشته باشم. چکار کنم؟

در احکام نذر آمده است که اگر نذر با شرایط شرعی باشد که عمل به آن الزام آور است و واجب است، در صورتی که شخص دیگر توانایی عمل به نذر را نداشته باشد و نتواند عمل کند، وجوبش ساقط است. بنابراین اگر توانایی عمل به نذر را ندارید و نذرتان هم مقید بوده که در خانه باشد و الان هم در خانه نمی‌توانید به آن عمل کنید دیگر واجب نیست. اما اگر نذر مطلق بوده و در خانه این مراسم را برگزار می-کردید و الان جای دیگر بتوانید مراسم را برپا کنید عمل به نذر واجب است.

بنابراین خلاصه پاسخ سوال این شد که اگر کسی نذری کرده که با شرایط صحیح بوده و بر او واجب شده و الان دیگر توانایی عمل به آن نذر را ندارد یا از نظر مالی یا از نظر توانایی بدنی یا از جهات دیگر، الان عمل به نذر ساقط است و دیگر واجب نیست.

آیا تغییر نذر از محلی به محل دیگر یا از نوعی به نوع دیگر به ضرورت آیا جایز است؟ مثلا نذر داشته به عزاداران شربت بدهد و حالا چون هوا سرد شده حالا شیر گرم بدهد.

اگر نذر با شرایط شرعی باشد که از جمله آنها خواندن صیغه نذر است که در نذر حتما باید صیغه خوانده شود، این جمله باید گفته شود یا به صورت عربی که لله علی که چنین کاری انجام دهم، یا به زبان فارسی مثلا گفته شود برای خداست به عهده من که چنین کاری را انجام دهم - حالا ممکن است شرطی هم داشته باشد که اگر بیمارم خوب شد صاحب خانه شدم اگر مثلا در فلان آزمون موفق شدن و امثال اینها – که اگر شرط محقق شده عمل به نذر واجب می‌شود.

اگر نذر واجب شد دیگر تغییر در آن ممکن نیست. اگر عمل به آن نذر موضوع دیگر ندارد، یعنی مثلا نذر کرده بوده شربت بدهد دیگر هوا سرد است و عمل به آن نذر واجب نیست. اما اگر به جایش شیر گرم داد به مردم و عزاداران اشکال دارد؟ نه اشکال ندارد. ثواب آن را هم میبرد اما از نظر حکم شرعی که آیا واجب است یا نه؟ نظر حضرت آقا این است که اگر به هر حال موضوع منتفی شد و نمی‌شود به این نظر عمل کرد که در حقیقت در مورد خودش خرج نمی‌شود به آن عمل نمی‌شود، عمل به آن واجب نیست. حالا اگر دلش بخواهد ثوابی ببرد اشکالی ندارد، مثلا به جای شربت شیر گرم به عزاداران بدهد.

یک مداح باید چگونه باشد و چگونه رفتار کند؟

خوب ظاهرا از اوصاف نفسانی او نمی‌پرسند و از سایر اعمال عبادی او هم سوال نشده است. از سوال فهمیده می‌شود در خصوص کار مداحی است. در خصوص یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم آنچه که در منبرها گفته می‌شود به عنوان موعظه مردم یا نقل تاریخ عاشورا و امثال اینها یا ذکر مصیبت. اولا باید دروغ نباشد، ثانیا غلو نسبت به معصومین نباشد، یعنی زیاده از حد. مقام آنها خیلی بالاست اما به هر حال در مقام عصمت و امامت، یا پیامبر در مقام نبوت هستند، دیگر بالاتر از آن نیست، دیگر خودشان نهی فرمودند که نسبت به ما غلو نداشته باشید زیاده‌روی نداشته باشید.

همچنین مطالب خلاف و حرام که خدای ناکرده مثل غیبت دیگران، تنقیص مومن، تحقیر مومن، و مطالبی که در شان معصومین نیست، مطالبی که در شان مومنین نیست که چنین مطالبی را بگویند الفاظ زشت و رکیک اینها را نباید بگویند در مداحی‌ها در مطالبی که ارائه می‌شود. و همچنین از آن طرف مداحی‌ها مطالب بدی نیست، اما به گونه‌ای ارائه می‌شود که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب اهل بیت یا پیروان مکتب اهل بیت، آن هم باید مراعات شود.

ضمن اینکه آن مداح باید کارش اولا خالصا لله باشد، یعنی برای خدا باشد به دور از ریا و خودنمایی. حالا ممکن است مزدی هم بدهند مزدی هم بگیرد، اما برای مزد نباشد به هر حال برای اینکه اجر و ثواب عزاداری را ببرند. همچنین آموزنده باشد.

من یاد دارم و حضور داشتم که حضرت آقا به دو نفر از مداحان معروف کشور که در دو جلسه جداگانه بعد از مراسمی که داشتند در حضور آقا و مجلس عزایی که آقا برپا می‌کنند، بعد از اینکه خدمت آقا رسیدند من از نزدیک می‌شنیدم که حضرت آقا فرمودند این مداحی شما باید منبر آموزنده باشد. بعد توصیه کردند قصیده‌هایی را بگردید پیدا کنید و یادم هست از دیوان صائب هم نام بردند که فرمودند در دیوان صائب هست از این قصیده‌های پرمغز و پرمحتوا که می‌توانید استفاده کنید و مداحی شما باید یک منبر آموزنده باشد که مخاطبان شما مطلب یاد بگیرند و بر معرفت‌شان افزوده شود. مطالب تاریخی مربوط به ائمه اطهار، مصائبی که بر آنها وارد شده است، جنایاتی که دشمنان آنها مرتکب شده‌اند، اینها در مداحی باشد انشالله.

آیا گرفتن پول برای روضه‌خوانی اشکال دارد؟

هر چند تعیین نرخ برای این کارها مناسب نیست، شایسته نیست. اما گرفتن وجه، حالا بنده خدا منبری رفته مثلا مداحی داشته مزدی میدهند وجهی می‌دهند پاکتی می‌دهند گرفتن آنها اشکالی ندارد و پیشتر هم ما گفتیم که به هر حال مجالسی که برای عزای معصومین و اباعبدالله حسین (ع) برپا می‌شود چه سخنران و چه روضه‌خوان یا به اصطلاح مداح، غرض اصلی‌اش این چیزها نباید باشد تا آن اجر و ثواب عزاداری اباعبدالله - که به تعبیر حضرت آقا و امام راحل از افضل قربات است و آدم‌ساز است - انشالله محفوظ بماند و بهرمند باشند.

اگر منبری خلاف وحدت شیعه و تسنن صحبت کند، ما در آن مجلس چه وظیفه‌ای داریم؟

بارها این توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی را و در گذشته امام راحل را شنیده‌اید و یاد دارید که چقدر تاکید داشتند بر وحدت مسلمین. چون امروزه ما دشمنان مشترکی داریم: استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی؛ که آنها نه فکر شیعه هستند نه سنی؛ با دیانت شما مخالف هستند. بنابراین توصیه موکد شده است و از نظر حکم شرعی هم به نظر حضرت آقا چه در سخنرانی‌ها و چه در مداحی‌ها و چه در کارهای دیگر اعمالی که امروزه موجب تفرقه بین مسلمان‌ها شود و این وحدتی که مورد نیاز مسلمین است برهم زده شود و دشمن از آن سواستفاده کند، جایز نیست و حرام است و باید از آن پرهیز شود.

حکم گِل مال کردن خود به عنوان عزادار جایز است؟

کیفیت گِل یا خاک به بدن مالیدن یا بعضی جاها کاه روی سر می‌ریزند فرق می‌کند. بعضی جاها روز عاشورا گلی بر سر می‌مالند یا کاه بر سر می‌ریزند که نشان دهند عزادار هستند. اما اگر به حدی برسد که سخیف باشد یا زشت باشد و طرف انگشت نما شود یا اینکه دشمنان از همین اعمال علیه مکتب اهل بیت پیروان مکتب اهل بیت سواستفاده کنند، موجب وهن باشد بله حرام است. بنابراین اگر در حد ساده‌ای باشد که به آن مراتب نرسد و طرف صرفا خود را عزادار نشان دهد این اشکالی ندارد. اما اگر در حدی باشد که طرف یا انگشت نما میشود و زشت و سبک است یا موجب وهن باشد، این جایز نیست.

اگر نامحرم صدای نوحه‌خوانی یا گریه یا ناله‌زدن زنان را بشنود اشکال دارد؟

اگر موجب جلب توجه نامحرم باشد یا مفسده‌ای بر آن مترتب باشد اشکال دارد. اما اگر در ان حد نباشد، حرام نیست به نظر حضرت آقا، اما شایسته هم نیست که صدای گریه و ناله و ضجه و عزاداری خانم‌ها را مردان نامحرم بشنوند.

توصیه کلی به عزاداران و نحوه‌ی عزاداری

یک مطلبی را می‌خواهم اضافه کنیم در همین برنامه‌هایی که عزاداران دارند ضمن احترام به همه آنها غالبا یکسری کارهایی که انجام میدهند از روی عزاداری است و از روی عشق به اباعبدالله است. گرچه کسانی هم جمله‌ای به کار می‌برند می‌گویند مجلس عزاداری اباعبدالله حسین از روی عشق است نه فقه؛ یعنی اینها فراتر می‌روند و می‌گویند این احکام فقهی، این باید و نبایدهای دینی، آنجا جاری نیست.

گرچه ما قبول داریم که خیلی مقام عزادار بالا است و عزاداری هم به تعبیر حضرت آقا از افضل قربات است و این سنت دیرینه عزاداری با همان روش متداول و سنتی که وجود داشته و به دور از خرافات و کارهای ناشایست، باید محفوظ بماند. اما انسانی که می‌خواهد با عزاداری اجر و ثواب ببرد، اول باید بداند که احکام فقهی تعطیل‌بردار نیست. چگونه خود اباعبدالله ظهر عاشورا در محاصره دشمن زیر تیرباران دشمن، نماز را اول وقت خواندند و آن هم به جماعت خواندند.

یعنی دارند به ما نشان می‌دهند که این باید و نبایدها و این تکالیف شرعی تعطیل‌بردار نیست حتی در سخت‌ترین وضعیت. تا آخرین لحظات توصیه‌های‌شان این بود که خانم‌ها از خیمه‌ها بیرون نیایند و حتی دشمن این را فهمیده بود که آن حمله به خیام است که اباعبدالله را از پا در می‌آورد. یعنی آنجا دیگر نمی‌تواند تحمل کند.

یعنی مسائل محرم و نامحرم. بنابراین این حرفی که از روی عشق است و فقه جاری نیست، کاملا باطل است و احکام فقهی همه جا جاری است در همه وضعیت‌ها. باید توجه شود مراعات شود که خدای ناکرده عزاداری سبب انجام کارهای حرام مثل اختلاط محرم و نامحرم نباشد، حقوق مردم تضییع نشود و موجب اذیت و آزار عمومی نباشد. به علاوه ترک واجب نباشد، نماز ترک نشود، نماز صبح قضا نشود.

نکته پایانی این است معمولا عزاداران در مجلس عزا شرکت می‌کنند و نوحه می‌خوانند، سینه می‌زنند زنجیر می‌زنند برای چه؟ برای اینکه ثواب ببرند. اگر یک عملی را ما شبهه داشتیم یعنی معلوم نبود ثواب دارد یا ندارد آدم عاقل چکار می‌کند؟ آن موردی را که شبه دارد کنار می‌گذارد می‌رود سراغ کاری که قطعا ثواب دارد.

بنابراین در عزاداری‌های‌تان به طور کلی توصیه مراجع معظم تقلید، توصیه حضرت آقا مقام معظم رهبری را بشنوید و از کارهای سخیف سبک و مبتذل و از کارهایی که موجب وهن مذهب است، کارهایی که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند اعمالی که موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمانان می‌شود پرهیز کنید و عزاداری وزین و سنگینی که در شان خودتان و در شان آن بزرگواران اباعبدالله و ائمه اطهار بپردازید و مطمئن باشید که اجر و ثواب می‌برید. و از کارهایی که قطعا حرام است و کارهایی که شبهه دارد یعنی یا شبهه حرمت دارد یا شبهه اینکه اصلا ثواب دارد یا نه استصواب دارد یا نه انشالله در عزاداری‌ها بپرهیزید. از خدا می‌خواهیم به همه ما توفیق عزاداری بامعرفت را عنایت بفرماید.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳

اخیرا در فضای مجازی کلیپ تصویری و پیامکی به صورت گسترده در میان مخاطبان انتشار یافته است که در گفت‌وگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی این شبهه را بررسی کردیم. در متن پیامکی شبهه مورد نظر آمده است:

شاید خیلی از شما دلیل ایمان نیاوردن خسرو پرویز شاه ایران را به اسلام این می دانید که پیامبر مسلمانان اسم وی را در نامه ننوشته و او نامه را پاره کرده، اما بگذارید حقیقت را بازگو کنیم: پیکی از اسلام به ایران آمد خسرو پرویز او را به حضور خواست. از وی درباره اسلام پرسید: وی گفت: در دین ما پرستش خدا مهم ترین مورد است، خسرو پرویز گفت: ما ۱۱۰۰ سال است که خدا پرستیم. پیک گفت: در اسلام زنده به گورکردن دختر کار حرامی است، خسرو پرویز گفت: مگر این کار را انجام می دادید؟ ننگ برشما! پیک گفت: برده داری در اسلام حرام است. خسرو پرویز گفت: ما از زمان کوروش کبیر برده داری نکرده ایم. پیک گفت: در اسلام همه برابرند. خسرو پرویز گفت: در ایران من هم اگر اشتباه کنم به دادگاه می روم و تا آنجا بحث طول کشید که اسلام چیز جدیدی برای ایران نداشت. خسرو پرویز نامه را پاره کرد, و به پیک گفت: اگر شما هم اکنون می خواهید راه انسانیت را پیدا کنید ما ۱۱۰۰سال پیش آن‌را پیدا کردیم.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی، استاد تاریخ اسلام، در مورد این گزارش اظهارداشت:

این حرف که خسرو پرویز به فرستاده پیامبر(ص) که عبدالله بن حضافه سهمی بود گفته است که ما پیش از این دعوت خود موحد بودیم. اصلا چنین نقلی وجود ندارد. طبق نقل‌هایی که در اختیار داریم پیک پیغمبر(ص) موقعی به خسرو پرویز رسید که او بعد از جنگهای ۲۴ ساله با امپراطوری روم و بعد از پیروزیهای بزرگی که به دست آورده بود و مصر و ... را فتح کرده بود، غافلگیر شد و شکست خورد و تمام مناطق مفتوحه را از دست داده بود و داشت قرارداد صلح تحمیلی را امضاء می کرد و باید امتیازاتی زیادی هم به رومیها می داد.

در چنین موقعیتی فرستاده پیامبر رسید و آداب درباری ایرانی ها را که باید در مقابل شاه تعظیم و کرنش می کرد را انجام نداد و وقتی نامه حضرت را برایش ترجمه کردند در این نامه قید شده بود از محمد بن عبدالله(ص) بنده و رسول خدا به پرویز بزرگ ایران، اسلام بیاور تا رستگار شوی و در غیر این صورت گناه مردم فارس بر گردن توست. اول اینکه خسرو پرویز در حال و هوای شکست بود و داشت قرارداد صلح تحمیلی امضاء می کرد و امتیاز می داد. ثانیا از اینکه پیامبر(ص) اسم خودش را مقدم بر او قرار داده بود به شدت ناراحت شد. ثالثا از اینکه القاب اعلی حضرت همایونی و ... را برایش به کار نبرده بود نیز ناراحت شده بود. بنابراین نامه را مچاله و پرتاب کرد و گفت: اگر فرستاده و پیک نبودی تو را می کشتم.

خسرو پرویز به بازان فرمانروای ایرانی یمن دستور دستگیری و فرستادن پیغمبر به ایران را داد که داستان بازارن و برخورد او با پیامبر مفصل است و موضوع بحث شما نیست اما درست است که ایرانی ها هیچ وقت بت نپرسیده بودند اما این به معنای توحیدی بودن خالص مذهب ایرانی ها نبود. اگرچه نقلها و شواهدی وجود دارد که مجوس که در قرآن ذکر شده و حساب آنها را از مشرکان جدا کرده و آنها را زرتشتی ها می دانیم و مسلمانها هم بعد از فتح ایران آیاتی که عنوان مجوس دارد را حمل بر زرتشتیان کردند و آنها را از اهل کتاب به حساب آوردند یعنی آنها هم مثل یهودیان و مسیحیان اهل کتاب و دارای حقوق خاص اهل کتاب شمرده شدند. منتها ما نمی توانیم نه صد در صد تأیید و نه صد در صد رد کنیم که زرتشت پیامبر الهی و آسمانی بوده است.

آنچه مسلم است این است که ایرانی ها بت نمی پرسیدند ولی آتش را مقدس می دانستند و قائل به دو مبدأ برای خلقت بودند؛ اهورامزدا خالق نیکی ها، نعمتها و روشنایی و اهریمن خالق ظلمتها، بیماری ها، شرور و بدبختی ها. یعنی اهریمن در اعتقادات آنها با شیطان در اعتقادات اسلامی متفاوت است ما شیطان را مخلوق خدا می دانیم که سرکشی کرده اما آنها اهریمن را در عرض اهورامزدا به عنوان خالق بدیها می دانند. از این جهت به آنها ثنوی مذهب می گفتند. یعنی دو مبدأ برای خلقت قائل هستند. بنابراین نمی توان گفت که آئین ایرانی ها توحیدی صرف بوده است.

نکته بعدی اینکه پیامبر(ص) موحدان دیگر را به اسلام دعوت می کرد، یعنی این گونه نبود که هر کس موحد نبود، تکلیفش تمام بود. پیروان آئین یهود که اگرجه تحریف شده بود اما الهی بود و همچنین پیروان آئین مسیح که دین الهی بود اگرچه تحریفاتی پیدا کرده بود به اسلام دعوت شدند. هم یهودیان حجاز که با حضرت برخورد داشتند و هم در عرض دعوت از خسرو پرویز هراکلیوس امپراتور روم را به اسلام دعوت کرد، حتی اگر یهود و مسیحیت تحریف هم نشده بود، با ظهور اسلام چون ادیان قبلی نسخ می شوند دیگر کسی نمی تواند بگوید من موحد و پیرو آئین حضرت موسی(ع) هستم و به پیامبر بعدی ایمان نمی آورم و ... ، این شخص کافر محسوب می شود. بنابراین پیامبر(ص) صرفا مأموریت دعوت از مشرکان را نداشت و پیروان ادیان ماقبل اسلام را هم به اسلام دعوت کرد. از این جهت حرفی که مطرح شده کاملا بی مبناست.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳

اهمیت اربعین از کجاست ؟ صرف اینکه چهل روز از شهادت شهید می گذرد ، چه خصوصیتی دارد ؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است . شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می شدند ، اما بنی امیه موفق می شدند همانطور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند ، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند .ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده ای برای عالم اسلام داشت ؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می گذاشت ، آیا این خاطره در تاریخ هم ، برای نسلهای بعد هم ، برای گرفتاریها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدیهای دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت ؟ اگر حسین شهید می شد ، اما مردم آن روز و مردم نسلهای بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده ، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملتها و اجتماعات و تاریخ بگذارد ؟

می بینید که هیچ اثری نداشت ، بله حسین که شهید می شد ، خود او به اعلی علیین رضوان خدا می رسید ، شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت ، در سکوت ، در خاموشی شهید شدند ، به اجر خودشان در آخرت رسیدند ، روح آنها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد ، اما آیا چقدر درس شدند ، چقدر اسوه شدند ، درس ، آن شهیدی می شود که شهادت او و مظلومیت او را نسلهای معاصر و آینده او بدانند و بشنوند ، درس و اسوه آن شهیدی می شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود ، مظلومیت یک ملت آن وقتی می تواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملتها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود ، این مظلومیت به گوش انسانهای دیگر برسد ، برای همین است که امروز ابرقدرتها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود ، برای همین است که حاضرند پولهای گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد ، با چه انگیزه ای ، با دست که ، با تحریک که . آن روز هم دستگاههای استکباری ، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت این که نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهای بعد باقی نماند و شناخته نشود . البته در اوائل کار درست نمی فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است . هر چه بیشتر گذشت ، بیشتر فهمیدند .

در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی علیه السلام را ویران کردند ، آب انداختند ، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند . نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است ، شهادت بدون خاطره ، بدون یاد ، بدون جوشش خون شهید ، اثر خودش را نمی بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست . حالا چه در اربعین اول ، خانواده امام حسین علیه السلام به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند . اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند ؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر ، از یاران امیر المومنین و آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد . یک چنین روزمهمی است روز اربعین.

حرکت امام حسین(ع) براى اقامه‏ى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلب‏الاصلاح فى امّة جدّى ارید ان امر بالمعروف وانهى عن‏المنکر ...»( بحارالانوار، ج 44، ص 329). در زیارت اربعین که یکى از بهترین زیارات است، مى‏خوانیم: «و منح‏النّصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من‏الجهالة و حیرةالضّلاله». آن حضرت در بین راه، حدیث معروفى را که از پیامبر(ص) نقل کرده‏اند، بیان مى‏فرمایند: «ایهاالنّاس انّ رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم‏اللَّه ناکثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلم یعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لاقول کان حقّا على‏اللَّه ان یدخله مدخله» (بحارالانوار، ج 44، ص 382).

تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتارى که درباره‏ى آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن مى‏کند که غرض، اقامه‏ى حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاکمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است. غرض، ادامه‏ى راه پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران بوده است که: «یا وارث ادم صفوةاللَّه یا وارث نوح نبىّ‏اللَّه ...»( مفاتیح‏الجنان، زیارت وارث‏) و معلوم است که پیامبران هم براى چه آمدند: «لیقوم‏النّاس بالقسط». اقامه‏ى قسط و حق و ایجاد حکومت و نظام اسلامى.

اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این کار پایه‏گذارى گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده‏ى زیادى نخواهند برد.

درست است که خداى متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه مى‏دارد و شهید به طور قهرى در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعى‏یى که خداى متعال براى این کار - مثل همه‏ى کارها - قرار داده است، همین چیزى است که در اختیار و اراده‏ى ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، مى‏توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه‏ى شهادت را احیا کنیم و زنده نگهداریم.

رمز زنده‏ ماندن واقعه‏ى عاشورا

 اگر زینب‏کبرى‏(سلام‏اللَّه‏علیها) و امام سجّاد(صلوات‏اللَّه‏علیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نکرده بودند و حقیقت فلسفه‏ى عاشورا و هدف حسین‏بن‏على و ظلم دشمن را بیان نمى‏کردند، واقعه‏ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ماند.

چرا امام صادق(علیه‏الصّلاة والسّلام) - طبق روایت - فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‏ى حادثه‏ى عاشورا بگوید و کسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟(1) چون تمام دستگاههاى تبلیغاتى، براى منزوى کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‏ى عاشورا و کلاً مسأله‏ى اهل‏بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این‏گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‏آمیز مى‏کردند. در چنین فضایى، مگر ممکن بود قضیه‏ى عاشورا - که با این عظمت در بیابانى در گوشه‏یى از دنیاى اسلام اتفاق افتاده - با این تپش و نشاط باقى بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها، از بین مى‏رفت.

آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‏السّلام) و بقیه‏ى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه‏ى نظامى نبود؛ بلکه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نکته‏ها باید توجه کنیم.

درسى که اربعین به ما مى‏دهد

 درسى که اربعین به ما مى‏دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره‏ى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانى که علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى که جانشان - یعنى بزرگترین سرمایه‏شان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامه‏ها و مجله‏ها و کتابهایى که منتشر مى‏کردند، در ذهن آدمهاى ساده‏لوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى توانستند بکنند.

حتّى افراد معدودى از آدمهاى ساده‏دل و جاهل و نیز انسانهاى موجّه و غیر موجّهى در کشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهایى مى‏زدند که ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقایق بود. همین چیزها بود که امام عزیز را برمى‏آشفت و وادار مى‏کرد که با آن فریاد ملکوتى ، حقایق را با صراحت بیان کند.

اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتى که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکى است. البته، اکثریت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به برکت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبلیغات دشمن بیمه هستند و مصونیت پیدا کرده‏اند. از بس دشمن دروغ گفت و چیزهایى را که در مقابل چشم مردم بود، به عکس و واژگون نشان داد و منعکس کرد، اطمینان مردم ما نسبت به گفته‏ها و بافته‏ها و یاوه‏گوییهاى تبلیغات جهانى ، بکلى سلب شده است.

دستگاه ظالم جبار یزیدى با تبلیغات خود، حسین‏بن‏على(ع) را محکوم مى‏ساخت و وانمود مى‏کرد که حسین‏بن‏على(ع) کسى بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامى و براى دنیا قیام کرده است!! بعضى هم، این تبلیغات دروغ را باور مى‏کردند. بعد هم که حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام)، با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیله‏ى دژخیمان در صحراى کربلا به شهادت رسید، آن را یک غلبه و فتح وانمود مى‏کردند! اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافته‏ها را عوض کرد. حق، این گونه است.

از بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالى)29/ 06/ 68

منبع : پایگاه مقام معظم رهبری

نویسنده: خلیل رنجبر - یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳

به گزارش راسخون به نقل از ایسنا برخی از محورهای توصیه‌های ایشان به این شرح است:

1-نیروی جوانی خود را کشف کنید.

2- با قرآن و نوشته‌جات شهید مطهری و دیگر فضلا معرفت دین‌تان را بالا ببرید.

3- شرح صدر سیاسی داشته باشید.

4- با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشید.

5- نظرات خود را به دستگاه‌ها ارائه کنید و موضع‌گیری کنید.

6- از قول بدون عمل بپرهیزید.

7- مراقب نگاه‌های سوسیالیستی و مارکسیستی باشید.

8- به دنبال قله‌های علمی باشید.

9- نسبت به اوضاع کشور نقد مستمر و منصفانه داشته باشید.

10- ایده اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید.

11- با تشکل‌های دانشجویی جهان اسلام ارتباط داشته باشید.

12- جریان دانشجویی موضع انتقادی خودش را حفظ کند.

13- به اوضاع کشور نگاه مستفسرانه داشته باشید.

14- اعلام نظر کارشناسی متفاوت با رهبری، مخالفت با رهبری به حساب نیاید.

15- محیط دانشگاه‌ باید پاکیزه و معنوی باشد.

16- کانون‌های تصمیم و اقدام تشکیل دهید.

17- امید را در خود زنده نگه دارید.

18- در مسائل اجتماعی موضع‌گیری کنید.

19- مراقب رقابت بر سرپرست و مقام باشید.

20- در تصمیمات مصلحت‌ها را در نظر بگیرید.

21- سقف معرفت خود را سایت‌ها و روزنامه‌ها قرار ندهید.

22- آرمانگرایی را با پرخاشگری اشتباه نگیریم.

23- از تصمیمات نسنجینده پرهیز کنید.

24- آرمانگرایی را در دانشگاه‌ها زنده نگه دارید.

25- در تصمیم‌گیری‌ها مطالعه عالمانه داشته باشید.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳

کلمه ی دانشجو از لحاظ بار معنایی، از جهت دیگری حامل معنای خیلی جالب توجه و مهمی است. دانشجو یعنی جوان طالب علمی که آینده در دست اوست. این خصوصیات، در کلمه ی دانشجو هست. دانشجو، یعنی جوان؛ چون دانشجویی، قهرا مربوط به دوران جوانی است. طالب علم بودن و جستجوی از دانش هم در کلمه ی دانشجو هست.

چون فرض این است که آینده ی کشور، به سمت اداره ی علمی کشور پیش می رود دیگر؛ یعنی به سمت اداره ی عالمانه و مننطبق بر وازین دانش پیش می رود، و هر کشور و هر جامعه ای که علم و فهم و محاسبه ی دقیق، در همه ی شؤون آن دخالت داشته باشد، وضعش بهتر است.

بنابراین دانشجو یعنی کسی که ناظر به آینده، و متعلق به آینده است؛ آینده هم متعلق به اوست. ببینید، این عناوین و مفاهیمی که در کلمه ی دانشجو گنجانده شده، خیلی مهم است. به همین دلیل، فورا این جا استفاده کنیم؛اگر دانشجو از لحاظ جهت گیری فکری و سیاسی دچار انحراف باشد، مصیبت بزرگی خواهد بود. درست است؟

اگر هدف دانشجو این باشد که درس بخوانم، برای این که زندگی شخصی خودم را مثلا آباد کنم، بقیه هرچه شد، بشود؛ خطر خیل بزرگی است.

اگر جهت زندگی دانشجو گفته شود که بخشی از نیروهای کشور، دچار آفات عقیدتی و فکری اند، شانه بالا بیندازد و بگوید به من چه!! همچنان که اگر بگویند بخشی از مردم در فلان جا دچار زلزله شدند و از بین رفتند، شانه بالا بیندازد و بگوید به من چه!! بخشی از مردم از لحاظ وضع معیشتی دچار دشواری و مشکلند، شانه بالا بیندازد و بگوید به من چه!! این حالت بی تفاوتی، مصیبت خیلی بزرگ است.

کسی که بناست فردا امور مملکت در دست او باشد، این قدر نسبت به مسائل جامعه و سرنوشت مردم بی اعتنا باشد، خیلی نگران کننده است. از این نگران کننده تر، این است که بی تفاوت نیست، حساس است منتها حساسیت منفی؛ یعنی درست علاقه مند به این است که بخشی از مردم جامه فرضا در یک زلزله نابود بشوند! حالا زلزه، یک مثال واضح، و یک نوع آفت جسمانی و مادی است؛ از این بدتر، آفت معنوی است که کسی به آن توجه نمی کند. مثلا دلش بخواهد که مردم، غرق در شهوات بشوند، دلش بخواهد که مردم، غرق در بی ایمانی بشوند؛ خودش هم اصلا این طور باشد و به این سمت بتازد! ببینید مسئله دانشجو چه قدر حساس می شود!

اگر ما معنای دانشجو و مافهیمی که منطوی و مندرج در عنوان دانشجو است، به دقت مورد ملاحظه قرار بدهیم، باید نسبت به سرنوشت قشر دانشجو خیلی حساس بشویم هر که هستیم؛ چه خودمان دانشجو باشیم، چه استاد، چه از مسئولان آموزش عالی کشور، چه از مسئولان کشور و چه آدمی معمولی باشیم که داریم در خیابان راه می رویم راه می رویم اگر بدانیم دانشجو یعنی چه، باید نسبت به سرنوشت دانشجو خیلی حساس باشیم...(1)

دو عنصر اصلی در تربیت دانشجو

دو عنصر اصلی در تربیت دانشجو هست، که هیچکدام نبایستی مغفول عنه بماند؛ اگر مغفول غنه ماند، ما ضرر خواهیم کرد: یکی عنصر علم و تحقیق و کارایی علمی و جوشیدن استعدادهای علمی و این قبیل چیزهاست؛ یکی هم عبارت است از روحیه و تدین و حرکت صحیح و سالم سازی معنوی وروحی دانشجو. در دانشگاه ها، این دو عنصر بایستی بدون تفکیک از یکدیگر، با قدرت و با ظرفیت کامل کشور، تعقیب بشود.

اگر در کار عنصر اول کوتاهی کردیم، نتیجه چیست؟ همه می دانند. دانشگاهی که نتواد علم و تحقیق را به دانشجو منتقل بکند، و نتواند دانشجو را یک عالم، یک استاد، یک صاحب صلاحیت، یک مبتکر، و بالاخره یک مدیر بالفعل برای بخشی از بخش های بی شمار اداره ی جامعه بسازد، آن دانشگاه، دیگر دانشگاه نیست. در این زمینه، مسئله استاد، مسئله کتاب درسی، فضای آموزشی، آزمایشگاه و مجلات علمی هست؛ از این چیزهایی که دائم ورد زبان ماهاست و همه ی ما هم آن را دنبال می کنیم. همه ی شماها هم تقریبا دانشاهی هستید و به این مسائل خیلی خوب توجه دارید و دنبال می کنید. ان شاءالله روزبه روز هم باید به قدر امکانات کشور پیشتر برویم.

عنصر دوم، عبارت است از روحیه وتدین و حرکت صحیح و سالم سازی معنوی و روحی دانشجو... در فضای عمومی دانشگاهی کشور، به این نکته ی دوم یعنی مسئله روحیه و تدین و آگاهی دانشجو و بیرون آوردن او از حالت یک عنصر علمی بی جهت و بی هدف، به سمت یک عنصر علمی جهت دارتوجه کافی وجود ندارد. انسان با کامپیوتر متفاوت است. به کامپیوتر برنا می دهند، آن هم برایشان جواب مسئله را حاضر می کند؛ اما انسان که اینطور نیست. انسان خودش برنامه ی خودش را تنظمی می کند؛ خودش تصمیم می گیرد و خودش جهت گیری پیدا می کند. اگر ما از این جهت دوم غفلت بکنیم، دانشگاه همان چیزی خواهد شد که در بیانات امام، مکرر در مکرر نسبت به آن هشدار داده شده است.(2)

ارزش های بزرگی که دانشجویان ما به آن آراسته اند و لازم است آن را حفظ کنند

تدین و تعبد و پاکی دل و دامان که بحمدالله مجموعه های قابل توجهی از جوانان دانشجوی ما به آن آراسته اند ارزش بسیار بزرگی است؛ این را از دست ندهید. عمده ی اشکالات و انحرافات سیاسی، شروعش از نقطه ی مخدوش شدن این ارزش است. نمی گویم همه ی اشکالات و انحرافات؛ می گویم عمده ی آن ها...

در شما دختر و پسر مؤمن و متعبد و متعهد، موجود بسیار باارزشی وجود دارد که ارزش آن موجود، از دنیا و مافیها بیشتر است؛ و آن، سلامت دل، سلامت نفس، پاکی روح و ناآلودگی یا کم آلودگی آن است. البته نمی گویم به کلی ناآلودگی؛ بالاخره هر کس ممکن است فلتاتی داشته باشد؛ به قول قرآن، «الااللمم»؛ گناهانی که یک وقت از روی خطا و اشتباه، از دست انسان در رفته؛ از این ها ممکن است وجود داشته باشد؛ ولی آن نورانیت و صفا و پاکی فطری و ذاتی را که الحمدلله در محیط دین کشور رشد پیدا کرده است حفظ کنید. یک وقت اگر خطایی هم پیش می آید، بلافاصله به خدای متعال رو کنید و پشیمانی و انابه و تصمیم بر این که انسان گناه نکند، راه علاج این خطاهاست؛ این ارزش خیلی بزرگی است...

ارزش دیگری که خیلی مهم است و تلاش می شود تا در محیط دانشجویی،این ارزش هم از بین برود، عبارت است از امید و اعتماد به آینده. چگونه به آینده ای که نمی دانیم چیست، اعتماد کنیم؟ اعتماد به آینده، از طریق اعتماد به خودتان. آینده باید خوب باشد. از راه تصمیم گیری، فکر کردن، عمل کردن و اقدام پی در پی، شما می توانید به اینده امیدوار باشید. آینده ای که می خواهید به آن امید ببندیم، تصویر کلی آن این است که نظام اسلامی همه ی ضعف هایی را که بر اثر بد عملی و بی عملی پیش آمده که اثرش در معیشت و فرهنگ و اخلاق مردم، جابه جا مشخص است برطرف کند. این کار را چه کسی باید بکند؟ شماها باید بکنید. زمان هم خیلی طولانی نخواهد بود. این هایی که الان سر کارند، ده، پانزده سال قبل مثل شما دانشجو بودند. شما می توانید بنیه ی حقیقی دینی و سیاسی، قدرت تحلیل، تصمیم گیری، شناخت و ایستادگی در مقابل فشارهای گوناگون دشمن را -که تا حایی که بتواند، فشار وارد می کند و انسان باید مثل صخره در مقابل او بایستد- از حالا در خودتا ن به وجود بیاورید و ذخیره کنید و نگه دارید؛ برای این که بتوانید آینده را بسازید. و بدانید، مثل شما، همدل و همفکر و هم آرزوی با شما، در این کشور فراوان هستند. شما کار خودتان را بکنید؛ دیگرانی هم هستند که دارند کار خودشان را می کنند.(3)

خودسازی فکری، اخلاقی و انقلابی برای دانشجویان یک فریضه است

به شما دانشجوها می گویم، سنگربان این سنگر [دانشگاه] شمایید؛ مواظب باشید خاکریزهاتان سست نشود؛ دئم خاکریزها را ترمیم کنید. خاکریزها، خاکریزهای فرهنگی و فکری است؛ این ها را ترمیم کنید. خودسازی فکری و اخلاقی و انقلابی درونی دانشجویان یک فریضه است-چه هر دانشجویی نسبت به خودش، چه به معنای درون دانشگاه و محیط دانشگاه- این

خودسازی، همان ترمیم خاکریزها و سنگرهاست.(4)

دانشجوی متدین و حزب اللهی کسی است که

به نظرم به دانشجویان هم این نکته را گفتم که هر کس شب بیست و یکم، قرآن سرش گرفت و «بک یاالله» گفت، از نظر من او همان دانشجویی است که من می ویم متدین و خدایی و مسلمان و حزب اللهی است؛ کاری ندارم از کدام حزب و جناج و تشکیلات است.(5)

برداشت و توقع بنده و نظام اسلامی از جماعت دانشجو این است که برداشت و توقع بنده و نظام اسلامی از جماعت دانشجو این است که فکر می کنیم دانشجو یک روشنفکر تمام عیار مسملان است؛ متدین است. در سطح دنیا جریاناتی وجود دارند که بعضی شان در ایران شعبه هم دارند که دانشجو را نه روشنفکر می پسندند، نه مسلمان. روشنفکر نمی پسندند، زیرا او را دچار تعصب ها و تحجرهای حزبی و سیاسی و وارداتی می کنند. ما وقتی می گوییم تحجر، فورا ذهنمان می رود به تحجر مذهبی؛ بله آن هم یک نوع تحجر است، اما تحجر مذهبی نیست، بلکه خطرناک تر از آن، تحجر سیاسی است؛ تحجرهای ناشی از شکل بندی تحزب و سازمان های سیاسی است که اصلا امکان فکر کردن به کسی نمی دهند. اگر ده دلیل قانع کننده برای حقانیت یک موضوع ذکر کنیم، قبول می کند، اما در عمل طور دیگری عمل می کند! چرا؟ چون حزب،-آن تشکیلات سیاسی بالای سر- مثل پدرخوانده ی مافیا از او این گونه خواسته؛ این را انسان متأسفانه در برخی از گوشه کنارهای حتی محیط دانشگاهی می بیند. پس آن مجموعه ای که دچار یک چنین تحجری باشد، دیگر روشنفکر نیست، چون روشنفکری لازمه اش حق طلبی است، چشم بازف تکیه ی به منطق و استدلال است. این که مسلمان هم نمی خواهند باشد، برای این است که می دانند مسلمانی، خطرناک است. امروز عمده ی دردسرهایی که اردوگاه استکبار و مشخصا آمریکا و صهیونیسم دجارش هستند -که این دردسرها خیلی زیاد هم است به خاطر این است- که مسلمان ها به یک خودآگاهی ریده اند که در این خودآگاهی، اما بزرگوار و ملت ایران و انقلاب و نظام ما نقش فراوانی داشته است. عمده ی دردسر آن ها از این ناحیه است؛ لذا می خواهند این را بکوبند. به همین جهت از مسلمان بودن دانشجو به شدت ناراضی به شدت ناراضی و ناخشنودند.(6)

پی نوشت :

1-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران،1376/11/11.

2-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی1370/9/20.

3-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای جامعه ی اسلامی دانشجویان، 1381/6/16.

4-بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، 1379/12/9.

5-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی1381/9/26.

6-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان نمونه و ممتاز دانشگاه ها، 1381/9/7.

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳

بدون شک اصرار مقام معظم رهبری به طرح موضوع فتنه ۸۸ امری آشکار است. همچنانکه در سخنرانی مورد بحث نیز معظم له پس از گذشت بیش از پنج سال به آن پرداخنه اند. برای این اصرار دلایلی می توان برشمرد:

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مقام معظم رهبری ادام الله ظله، ششم آذر ماه جاری در دیدار اعضای جمع عالی بسیج مستضعفان ضمن بیاناتی بسیار مهم بار دیگر و پس از گذشت پنج سال به موضوع فتنه و بصیرت اشاره نمودند که  این اصرار بر تکرار در کنار نکات مطرح شده در این تکرار، توجه هرچه بیشتری را ضروری می نماید. جدای از تأکید بر اهمیت فتنه 88 در سیر مواجهه با انواع فتنه ها در مسیر انقلاب اسلامی، تبیین جامع و پرداختن به همه ابعاد قضیه، درس و عبرت آمیزی از این جریان می تواند دلیل اصرار بر این تکرار باشد. همچنانکه آیه 126 سوره توبه ضمن یاد آوری وجود همیشگی فتنه ها در مسیر جامعه ایمانی - انقلابی و ضرورت آمادگی برای مواجهه با آن ها، بر لزوم توجه به توبه از خطاها پس از هر فتنه و پندگیری تأکید می نماید.

به نظر می رسد دو گروه می توانند مصداق مسؤولیت پذیران باانگیزه بی بصیرت باشند: بیچارگان گرفتار در فتنه 88 و برخی انقلابیون بی توجه دچار افراط و تندروی.

فرازی از بیان رهبری معظم در زمینه فتنه و بصیرت

«... دوّمین پایه که در کنار این هست که مکمّل پایه ی اوّل است، عبارت است از بصیرت، روشن بینی. یعنی چه؟ یعنی شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویّت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیله ای که در مقابل دشمن باید به کار برد؛ این شناخت ها؛ بصیرت است. همیشه با یک سلاح نمی شود مبارزه کرد. در همه ی میدانها با یک سلاح نمی شود رفت. کدام سلاح را به کار بیندازیم؟ دشمن کجا است؟ بارها من عرض کرده ام این هایی که بصیرت ندارند - مثل این بیچاره هایی که در فتنه گرفتار شدند - مثل کسانی اند که در تاریکی شب، در مه غلیظ، در غبار می خواهند مخالفی را، دشمنی را بزنند؛ خب نمی داند دشمن کجا است؛ یکی از اوّلین شرایط جنگهای نظامی، اطّلاعات است؛ بروید اطّلاع کسب کنید و ببینید دشمن کجا است. اگر بدون اطّلاع رفتید، شما ممکن است جایی را بزنید که دوست آنجا است؛ کسی را بزنید که با شما دشمن نیست و به دشمن کمک کنید؛ گاهی این جوری می شود. اگر بصیرت نبود، می شود این؛ که فرمود: العالِمُ بِزَمانِهِ لاتَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس؛ شبهات و نادانی ها و نفهمی ها به کسی که عالم به زمان خود است، هجوم نمی آورند؛ می فهمد چه کار باید بکند. اگر این نبود، مشکل به وجود خواهد آمد، حتّی اگر آن احساس مسؤولیّت هم باشد.

بعضی ها احساس مسؤولیّت داشتند در دوران مبارزات امّا نمی فهمیدند این را کجا خرج کنند؛ جایی خرج می کردند که به ضرر حرکت عظیم مبارزاتیِ امام بزرگوار بود؛ بعد از انقلاب هم همین جور؛ تا امروز هم همین جور است. بعضی ها احساس دارند، احساس مسؤولیّت می کنند، انگیزه دارند امّا این  انگیزه را غلط خرج می کنند؛ بد جایی خرج می کنند؛ اسلحه را به آنجایی که باید، نشانه نمی گیرند؛ این بر اثر بی بصیرتی است. حالا ما چند سال پیش در قضیّه ی فتنه گفتیم بصیرت؛ بعضی دهن کجی کردند که بصیرت! بله، بصیرت؛ بصیرت که نبود، هرچه که مسؤولیّت و انگیزه بیشتر باشد، احساس بیشتر باشد، خطر بیشتر است؛ اطمینانی دیگر نیست به این آدم بی بصیرت و بدون روشن بینی که دوست را نمی شناسد، دشمن را نمی شناسد و نمی فهمد کجا باید این احساس را، این نیرو را، این  انگیزه را خرج کند. این پس شد رکن دوّم که بسیار بسیار لازم است. اگر این رکن دوّم نباشد، امر به معروفش هم اشتباهی درمی آید، جهادش هم اشتباهی درمی آید، امرِ مورد اهتمامش هم دچار خطا می شود و به کج راهه می افتد.»

فتنه، ابتلا و امتحان جزء لاینفک جوامع دینی - انقلابی

با مقایسه ای اجمالی میان جوامع دینی و غیر دینی این سؤال اساسی در ذهن شکل می گیرد که چرا فتنه های رنگارنگ اعم از سیاسی و اعتقادی در بلاد مسلمین به صورت عام و در جامعه ما به صورت خاص، به طور پی در پی رخ می دهد و در سرزمین های غیر مسلمانان و بلاد کفر خیر؟ در پاسخ می توان این گونه استدلال نمود که اساسا با شکل گیری جامعه دینی تمامی معادلات حاکم بر جامعه تبدیل به قوانین و سنن لا یتغیر الهی متناسب با ظرفیت های یک اجتماع دینی و در طراز ادعای ایمان و انقلابی بودن می گردد همچنانکه در زمان موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل مشاهده می شد که با شکل گیری جامعه دینی بر اساس آموزه های الهی، ابتلائات و فتنه ها و آزمایشات متعددی همچون فتنه گوساله سامری و غیبت غیر مترقبه موسی(ع)، تمرد از دستور موسی مبنی بر حمله به بیت المقدس و وعده ظفر و پیروزی و بهانه های واهی آنان برای آوردن بتی همچون بت قوم بت پرست بین راه و این در حالی بود که آنان معجزاتی همچون عصای تبدیل شده به اژدها، ید بیضاء، شکافته شدن دریا و عبور آنان و هلاکت فرعونیان، جاری شدن شعب 12 گانه آب از صخره و غذاهای آماده برای آنان و... را دیده بودند اما باز دچار اشتباه در محاسبات و تشخیص شدند، باید به یاد داشته باشیم که خداوند قوم بنی اسرائیل را برگزید و آنان را بر تمام جهانیان برتری و فضیلت بخشید اما در نهایت کار به جایی رسید که از این  جایگاه پایین آورده شدند.

این گونه آزمایشات و فتنه های عمیق و پیچیده به واسطه جاری نبودن احکام خاص جوامع دینی در بلاد کفر صورت نمی پذیرد نه این که امتحان نمی شوند بلکه بدین معنی که دچار این کوران های سخت و مهلک نمی شوند.

«لیبلونکم ایکم احسن عملا» (کهف/7) این آیه ای است که حقیقتا لرزه بر اندام می اندازد. در تفسیر نور در ذیل این آیه نکته جالبی مطرح می شود: کلمه لیبلونکم حاوی سه تأکید است بر این که شما حتما آزمایش می شوید: لِ ابتدای فعل، فعل مضارع و نون مشدد. پس امتحان امری حتمی است و گریزی از آن نیست حالا این امتحان گاهی فردی است و گاهی اجتماعی را در بر می گیرد این امر نیز از راه ها و با ابزارهای گوناگونی همچون مال دنیا، حب زن و فرزند، حب جاه و مقام، حسادت نسبت به دیگران و... صورت می گیرد.

حضرت علی(ع) تأکید می فرمایند که از خدا نخواهید که فتنه نباشد چراکه وقوع آن حتمی است بلکه از خدا بخواهید که از آن با سربلندی بیرون آیید (اعوذ بک من مضلات الفتن) چراکه در فتنه هاست که دوست از دشمن و منافق شناخته می شود و وقوع ریزش ها و رویش ها در این بین امری ناگزیر است. این نوع نگاه و معادلات حاکم بر جوامع دینی را می توان با نظر به رخدادها و وقایع انقلاب اسلامی از سال 57 تا کنون به خوبی تحلیلی و تاویل نماییم؛ اما فتنه 88 حاوی درس ها و عبرت های تلخ و شیرینی است که رجوع به آن ها یاعث تکرار شیرینی ها و مانع بروز دوباره تلخی هاست چراکه تاریخ تکرار می شود و این تکرار از سنت های الهی است.

فتنه و مقابله مستمر با آن در مسیر انقلاب اسلامی

تجربیات انقلاب اسلامی در سه دهه گذشته، نشان از صلابت کشوری دارد که سکان هدایت در دستان ولایت فقیه قرار دارد. انقلابی که در تاریخ خود مشقت های فراوانی دیده است. مسائلی که هر یک به تنهایی می توانست انقلاب و ثبات یک کشور را بگیرد.

از ترورها و درگیری های اوایل انقلاب گرفته تا تحمیل شدن جنگی که 8 سال توان اقتصادی کشور را تقریبا نابود ساخت و موجب قربانی شدن جوانان بسیاری شد.

کارشکنی های بنی صدر و اغتشاش طرفدارانش برای متزلزل کردن نظام که با هدایت منافقین و سرکرده آنان رجوی صورت گرفت تا ادامه داربودن  ترورها که در همین اواخر به شهادت دانشمندان هسته ای کشور منجر شد.

اما رفتار طرفداران بنی صدر که در مقابل دین و ولایت فقیه قد علم کرده بودند از آن دست اتفاقاتی بود که برای همیشه راهی را ترسیم کرد تا با پندگرفتن از آن، شاید تلنگری بر پیکره متوهم برخی سیاسیون و طرفدارانشان باشد و سرنوشت خیانتکار فردی که بهانه اش رای مردم بود! درس عبرتی برای دیگران باشد.

اما سال 76 با ورود تئوریسین هایی مانند سروش به جامعه و برخی اسامی مانند اکبر گنجی، که رفتارها و گفتارهایشان مستقیما تعالیم الهی و احکام شرعی و ارزشهای اسلام را نشانه می رفت را معرفی می کند، فضای سیاسی کشور وارد فاز جدیدی می شود. زمینه بی بندوباری فرهنگی و اجتماعی پدید می آید که معضلات فراوانی را به جای گذاشت و هم اینک نیز کشور بعضا با آن درگیر است.

تقابل این خط برانذاز به ظاهر فکری - فرهنگی و نظام اسلامی با پدید آمدن واقعه کوی دانشگاه و 18 تیرماه 78، به اوج خود می رسد، مظلوم نمایی و ایجاد قتل های زنجیره ای! و موج رسانه ای روزنامه های زنجیره ای که خوب بلد بودند اوضاع را مدیریت و جریان سازی کنند.

جسارت ها و نافرمانی های مدنی در جامعه به اوج خود می رسد، نمایندگان دوره ششم مجلس دست از فعالیت و مسؤولیت شان کشیده و اعتصاب می نمایند و در طرح و اجرای نقشه ای برای خوراندن جام زهری به رهبر معظم انقلاب که جانشین حضرت امام(ره) است، تلاش های بسیاری می کنند.

این روند غیر انقلابی تا آنجا پیش می رود که توقف فعالیت های هسته ای کشور به اصطلاح روش اصولی اصلاح طلبان، از نظر غرب که توانسته بود امتیازات فراوانی بدست آورد شکستی سیاسی برای ایران محسوب می شود و آنان را امیدوار می کند که این وضعیت ایران موجب می شود در موقعیت ضعف، تن به خواسته های دیگر بدهند!

آن روزها آنان که در شکل گیری اغتشاشات 78 مقصر بودند، به خوبی به این حقیقت رسیدند که مردم دل به رهبرشان بسته اند و آن روز که مقام معظم رهبری امر به جمع کردن فتنه 78 نمودند با جان و دل قدم به خیابان گذاشتند و فتنه گران را به سزای عمل شان رساندند اما انگار آن تجربه که کامشان را تلخ نمود درس عبرتی برایشان نشد تا بعد از اتفاقات دوره دهم ریاست جمهوری با طرح «تقلب» در انتخابات 88 مجددا کشور را وارد التهاب و درگیری کنند تا جایی که باعث شدند جریان مرده اپوزیسیون و استکبار که در این سالها به کلی نا امید از براندازی باشند قوت بگیرند.

اما باز هم با تدابیر حکیمانه رهبر انقلاب حماسه 9 دی آفریده شد و با حضور میلیونی مردم بساط فتنه گران جمع شد و کار بدانجا کشید که فتنه انگیزان در ضمیر مردم به عنوان خائنین به نظام و انقلاب و مردم برای همیشه باقی بمانند.

تکرار مستمر طرح فتنه 88 در بیانات مقام معظم رهبری

بدون شک اصرار مقام معظم رهبری به طرح موضوع فتنه 88 امری آشکار است. همچنانکه در سخنرانی مورد بحث نیز معظم له پس از گذشت بیش از پنج سال به آن پرداخنه اند. برای این اصرار دلایلی می توان برشمرد:

1- اهمیت موضوع: نباید گذاشت توفیق ملت در پیروزی در مصاف این فتنه -که به ولایت پذیری  آنان و رهبری بی بدیل رهبر معظم بر می گردد- موجب ندیدن عظمت این پیروزی و بزرگی این فتنه شود. درک و یادآوری بزرگی این فتنه، مؤمنان را امیدوار و مسؤولیت پذیر و فتنه انگیزان را ناامید خواهد نمود.

2- تبیین صحیح و جامع: پیچدگی و بزرگی فتنه مزبور موجب می گردد تبیین همه جانبه آن که نقاط قوت و حتی ضعف جبهه خودی در آن به صورت کامل و برای اقشار مختلف روشن گردد امری زمان بر باشد.

3- تعدد ابعاد مسأله: مسلماً ابعاد مربوط به منشأ خارجی فتنه و نقش آفرینی سطوح مختلف مساعدت کنندگان و یا فریب خوردگان فتنه با همه تنوعی که داشت، تنها برخی از ابعاد موضوع بوده و ابعاد دیگری مانند عملکرد جبهه خودی و میزان صحت و دقت عملکرد طیفهای مختلف آن و درسهای این فتنه ابعاد گسترده تر آن را می نمایاند.

4- درس آموزی و عبرت: شاید این عنوان به تنهایی برای تبیین چرایی ضرورت تکرار مستمر قضایای فتنه 88 روشنگر باشد چراکه قرآن کریم نیز در آیه 126 سوره توبه ضمن تأکید بر وجود همیشگی فتنه در مسیر جامعه دینی و ضرورت آمادگی مواجهه با فتنه های پیش رو، بر لزوم رفع اشتباهات و پندآموزی از فتنه ها تأکید ورزیده و می فرماید: «او لایرون انهم یفتنون فی کل عام مرة او مرتین ثم لایتوبون و لا هم یذکرون» آیا نمی نگرند که در هر سال یک بار یا دوبار به فتنه مبتلا می شوند و باز توبه نمی کنند و پند نمی گیرند.

مصادیق مسؤولیت پذیران بی بصیرت

با عنایت به این که مقام معظم رهبری به صراحت «بیچاره هایی که در فتنه گرفتار شدند» را به عنوان مثال بی بصیرتی عنوان نمودند و از طرف دیگر بصیرت را پایه دوم در کنار مسؤولیت پذیری به عنوان مبنای تفکر بسیجی و در مخاطبه با نخبگان بسیجی مطرح نموده اند، می توان دو مصداق این بیان را چنین در نظر گرفت:

1- برخی از افتادگان در دام فتنه: بدون شک طیف هایی از کسانی که در فتنه گرفتار شدند، آنچنانکه مقام معظم رهبری خود نیز در بیانات دیگرشان مطرح نمودند، به دلیل عدم عزم اراده ناشی از عافیت، هوای نفس و شهوت و ملاحظه منافع شخصی و لجاجت، که آن ها نیز به نوبه خود از انواع غفلت ها ناشی می شود، به این دام افتاده اند ولی به طور مسلم گروهی از آن ها نیز مصداق واضح بی بصیرتی هستند.

این ها اگرچه از منظر انگیزه دچار مشکل نبوده اند اما نهایتا به دلیل نبود بصیرت مفتون شده اند.

2- برخی آرمانخواهان انقلابی: با توجه به مخاطبه این بیانات با بسیچ و با عنایت به طرح بصیرت در کنار مسؤولیت پذیری و در میدان بودن ناشی از اندیشه انقلابی، می توان فهمید که ممکن است گروهی از عناص با انگیزه انقلابی نیز دچار این بی بصیرتی و زدن جبهه و یا یار خودی بودند همچنانکه مقام معظم رهبری در جمع اعضای دفتر رهبری و سپاه خفاظت ولی امر (توجه به این که مخاطب طیف حزب اللهی هستند مهم است) فرموده اند: «بنده بارها این جبهه های سیاسی و صحنه های سیاسی را مثال می زنم به جبهه ی جنگ. اگر شما تو جبهه ی جنگ نظامی، هندسه ی زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهای بزرگ هست. برای همین هم هست که شناسائی می روند. یکی از کارهای مهم در عمل نظامی، شناسائی است؛ شناسائی از نزدیک، که زمین را بروند ببینند: دشمن کجاست، چه جوری است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه کار باید بکنند. اگر کسی این شناسائی را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بکند، یک وقت می بینید که دارد خمپاره اش را، توپخانه اش را آتش می کند به طرفی، که اتفاقاً این طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن. نمی داند دیگر. عرصه ی سیاسی عیناً همین جور است. اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید آتش توپخانه ی تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتی است که آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نکنیم. لذا بصیرت لازم است، تبیین لازم است.»

و نیز معظم له در دیدار مردم قم فرمودند: «یک نکته را هم به جوانان عزیز انقلابی، به فرزندان عزیز انقلابی خودم، به فرزندان بسیجی - از زن و مرد - عرض بکنم: جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینی به گوششان می خورد یا با چشمشان می بینند، عصبانی هستند؛ وقتی می بینند روز عاشورا چگونه یک عده ای حرمت عاشورا را هتک می کنند، حرمت امام حسین را هتک می کنند، حرمت عزاداران حسینی را هتک می کنند، دلهاشان به درد می آید، سینه هاشان پر می شود از خشم؛ البته خوب، طبیعی هم هست، حق هم دارند؛ ولی می خواهم عرض بکنم جوانهای عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بی رویه ای، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن می کنند - می فهمم من، می خوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه می کنند، هر روز می آورند، من نگاه می کنم - می بینم همین طور جوانها گله مند، ناراحت و عصبانی؛ گاهی هم از بنده گله می کنند که چرا فلانی صبر می کند؟ چرا فلانی ملاحظه می کند؟ من عرض می کنم؛ در شرائطی که دشمن با همه ی وجود، با همه ی امکاناتِ خود درصدد طراحی یک فتنه است و می خواهد یک بازی خطرناکی را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازی کمک نکرد. خیلی باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه های مسؤولی وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطی از قانون، بایستی مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادی که شأن قانونی و سمت قانونی و وظیفه ی قانونی و مسؤولیت قانونی ندارند، قضایا را خراب می کند. خدای متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی». بله، یک عده ای دشمنی می کنند، یک عده ای خباثت به خرج می دهند، یک عده ای از خباثت کنندگان پشتیبانی می کنند - این ها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخی از قضایا بشود، بی گناهانی که از آن ها بیزار هم هستند، لگدمال می شوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر می دارم جوانهای عزیز را، فرزندان عزیز انقلابیِ خودم را از این که یک حرکتی را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.»

بنا بر این لازم است از هر دو نوع این بی بصیرتی ها احتراز نموده و مراقب لطمه های این گونه بی بصیرتان (هرچند دارای  انگیزه پسندیده) بود.

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳

عمر بن خطاب گوید: با اجازه قبلى به حضور رسول خدا (ص) رسیدم ، و آن حضرت را در حجره (امّ ابراهیم ) ملاقات کردم ، دیدم بر فرشى بسیار ساده آرمیده، که قسمتى از بدنش روى خاک زمین و قسمتى دیگر روى فرش است، و زیر سرش متکائى از لیف خرما قرار دارد، و بر او سلام کردم در محضرش نشستم ، عرض کردم : ((اى پیامبر خدا (ص) تو انتخاب شده و برگزیده خداوند در میان همه مخلوقات هستى ، در حالى که قیصر و کسرى (شاهان روم و ایران ) بر فرشهاى طلاّ بافت و دیبا و ابریشم مى آرمند!! ولى تو که مقامت از آنها بالاتر است، در این وضع مى باشى ؟

در پاسخ فرمود: آنها (شاهان روم و ایران و...) در عیش و نوش و بهره مندى از لذتها و شادیها در همین دنیا عجله کردند، در حالى که دنیا محل گذر و ناپایدار است و بهره هاى آن نابود مى شود، ولى زندگى خوش ما براى آخرت ، تاءخیر افتاده است ، و ما سراى جاوید آخرت را برگزیده ایم.

مجمع البیان، طبرسی، ج 9 ص 88

نویسنده: خلیل رنجبر - جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳

روزى پیامبر گرامى اسلام (ص) در سفرى ، همراه اصحاب خود، به سرزمین بى آب و علفى فرود آمدند، آن حضرت به یارانش فرمود: ائتوا بحطب :هیزم بیاورید که از آن آتش روشن کنیم (و مثلا غذا بپزیم )

اصحاب گفتند: اینجا سرزمین خشکى است و هیچگونه هیزمى در آن وجود ندارد.

پیامبر گرامی (ص) فرمود: بروید هر کدام، هر مقدار مى توانید، جمع کنید.

اصحاب رفتند هر کدام، مختصرى هیزم یا چوب خشکیده اى با خود آورد، و همه را در پیش روى پیامبر (ص) ، روى هم ریختند، پیامبر اکرم (ص) فرمود: این گونه، گناهان، روى هم انباشته مى شوند: سپس فرمود:ایاکم والمحقرات من الذنوب ... : ((از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت مى گردد زیرا هر چیزى، بازخواست کننده اى دارد، بدانید که به فرموده قرآن، (آیه 12 سوره یس) آنچه را که مردم (از گناهان و ثوابها) پیش فرستاده اند و آثار آنها را مى نویسیم و همه چیز را در امام مبین لوح محفوظ یا نامه اعمال ) شمارش نموده ایم.

منبع:کافی، ج2، ص 288، باب استصغار الذنب، حدیث3.

نویسنده: خلیل رنجبر - پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳

آیه شماره 83  از سوره مبارکه بقره

 وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید آنگاه جز اندکى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتید

خداوند از طریق عقل، فطرت و وحى، از مردم پیمان مى‏گیرد. «اخذنا میثاق»

توحید، سرلوحه‏ى مکتب انبیاست. و بعد از آن کارهاى نیک قرار گرفته است. «لاتعبدوا الاّ اللّه و بالوالدین احسانا»

در کنار توحید، احسان به والدین مطرح است. «لاتعبدوا... وبالوالدین احسانا»

احسان به والدین باید شخصاً صورت گیرد، نه با واسطه. حرف «ب» در «بالوالدین» به معناى مباشرت شخصى است. «بالوالدین احساناً»

گرایش به یکى از پدر و مادر، ممنوع است. «بالوالدین احساناً»

ابتدا خویشان نیازمند، سپس دیگران. «ذى‏القربى والیتامى و...» البتّه در بین خویشاوندان نیز اولویّت‏ها محفوظ است. «اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض»

احسان باید همراه با ادب و بدون منّت باشد. در کنار احسان، جمله «قولوا للناس حسنا» آمده است.

اگرچه به همه‏ى مردم نمى‏توان احسان کرد، ولى با همه مى‏توان خوب سخن گفت. «قولوا للنّاس حُسنا»

برخورد خوب و گفتار نیکو، نه تنها با مسلمانان، بلکه با همه‏ى مردم لازم است. «قولوا للنّاس حُسنا»

علاوه بر پرداخت زکات، احسان به مستمندان و ایتام نیز لازم است. در آیه هم زکات آمده و هم احسان به مساکین. «احساناً... والمساکین... واتوا الزکوة»

نماز ورابطه با خداوند، از زکات ورابطه با فقرا جدا نیست. «اقیموا الصلوة واتوا الزکوة»

نماز و زکات در ادیان دیگر نیز بوده است. «اقیموا الصلوة واتوا الزکوة»

اعتقاد به توحید، احسان به والدین وایتام ومساکین، همراه با دستور پرداخت زکات وبرخورد نیکو با مردم، وبپاداشتن نماز، نشانه‏ى جامعیت اسلام است.

اداى حقوق، داراى مراتب و مراحلى است. اوّل حقّ خداوند، سپس والدین، سپس خویشاوندان، سپس یتیمان که کمبود محبّت دارند وآنگاه مساکین که کمبود مادّیات دارند.

تمام احکام اعتقادى، اخلاقى وفقهى، میثاق وعهد خدا با انسان است. بعد از «میثاق» سخن از عقیده توحیدى، احسان به والدین، نماز وزکات آمده است.

نویسنده: خلیل رنجبر - سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳

قال الإمام الکاظم - علیه السلام - (لما سئل عن أوجب الأعداء مجاهدة): أقربهم إلیک و أعداهم لک ... و من یحرض أعداءک علیک و هو إبلیس.

امام کاظم - علیه السّلام - (در پاسخ به این پرسش که جهاد با کدام دشمن واجب تر است)، فرمود: آن که از همه به تو نزدیکتر و دشمنیش با تو بیشتر است و کسی که دشمنان تو را بر ضدت تحریک می کند و آن شیطان است.

منبع : تحف العقول، ص 399

نویسنده: خلیل رنجبر - شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳

سى‌وپنج سال مبارزه، مجاهدت، زندان رفتن، بارها تبعید شدن، در یک محیط رعب زندگى کردن، دوستان زیادى را با زحمت جمع کردن، احکام الهى را در زیر فشار اختناق دستگاه حاکم آن روز منتشر کردن و عمرى را با این شیوه گذراندن. این یک خصوصیت از خصوصیات زندگى موسى‌بن جعفر است.

خطبه های نماز جمعه تهران – ۲۳ فروردین 1364

مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


دعاي فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

Google


در كل اينترنت
در اين سايت